پیراسته فر

خبری تحلیلی

پیراسته فر

خبری تحلیلی

کودتادر گابن(بعدازپیروزی علی بونگو)انتخابات ریاست جمهوری

۳۵ روزبعدازکودتای نظامی نیجر./رئیس جمهورگابن درزندان نظامیان (همچون رئیس جمهورنیجر)

کودتادر گابن(۴ روزبعدازپیروزی علی بونگو)انتخابات ریاست جمهوری

گروهی از «مقامات ارشد نظامی گابن» (واقع در غرب آفریقا) بامداد چهارشنبه۳۰ اوت ۲۰۲۳(۸ شهریور ۱۴۰۲) با حضور در تلویزیون ملی، از در دست گرفتن قدرت در این کشور خبر دادند. آن‌ها همچنین ضمن «بی‌اعتبار خواندن انتخابات عمومی گابن» گفتند که نماینده همه نیروهای امنیتی و دفاعی این کشور هستند.

سربازان در بیانیه‌ای که در شبکه تلویزیونی گابن ۲۴ خوانده شد، اعلام کردند: «ما به رژیم موجود پایان می‌دهیم.»

خوشحالی ورقص وپایکوبی مردم ازکودتا

یک زن در حالی که در خیابانی در شهر«پورت جنتیل»، گابن، با طرفداران یک کودتاچی جشن می گیرد، با یک نظامی  خوش وبش کند وخسته نباشیدمی گوید.

People celebrate in support of the putschists in the street of Libreville

شادی مردم گابن درحمایت ازکودتای نظامی

«کشورگابن» با ۲۶۷٬۷۴۵ کیلومترمربع مساحت دارای ۲ میلیون و چهارصدهزارنفرجمعیت است.

«شهرهاکشورگابن»:لیبرویل(پایتخت)

لیبرویل،پورت جنتیل،کپ لوپز،فرانس ویل،کانگو،لامبارن،میومبا..اووندو
آلمبا،کولاموتو،لاستورسویل،مائوکوکو،میمنگا،اویام،اونانگو

خوشحالی ورقص وپایکوبی مردم ازکودتا

Coup d'Etat au Gabon : l'armée soutenue par une large partie de la population

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:پس از اعلام گروهی از سربازان مبنی بر اخراج علی بونگو اوندیبا،«لیبرویل»(پایتخت گابُن) در ظهر روز چهارشنبه(۸ شهریور ۱۴۰۲) همچنان مانند شهری متروک به نظر می رسید.

AFP/Getty Images

شادی مردم گابن درحمایت از کودتا

ناکامی های فرانسه

علی بونگو در کنار امانوئل ماکرون (ماه ژوئن سال ۲۰۲۳)

«مصیبت برای فرانسه»:هر۲ کشور کودتاشده(نیجروگابن)تأمین کننده «اورانیوم»فرانسه هستند.

French government spokesman Olivier Veran EPA-EFE/SARAH MEYSSONNIER/POOL
«اولیویه وران»(سخنگوی دولت فرانسه) درواکنش به کودتادرگابن گفت که کشورش «با توجه زیاد» شرایط در گابن را دنبال می‌کند. وی همچنین خواستار احترام به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری روز شنبه در گابن شد.
درچندسال اخیر«کاهش نفوذفرانسه در کشورهای آفریقایی، همزمان با افزایش نفوذ چین و روسیه در این کشورها اتفاقات ناگورای برای این کشوراروپایی بوده است.

Élections 2023 : malgré le couvre-feu, les manifestations restent autorisées au Gabon

انتخابات درگابن ۴ شهریور ۱۴۰۲

Gabonese President Ali Bongo Ondimba (R), casts his vote during the 2023 Gabonese general elections in Libreville, Gabon, Aug. 26, 2023. (EPA Photo)

رئیس جمهور گابن علی بونگو اوندیمبا رای خود را در یک مرکز رای گیری در جریان انتخابات ریاست جمهوری در لیبرویل، گابن ۲۶ اوت ۲۰۲۳(۴ شهریور ۱۴۰۲)

«افسران کودتاچی گابن» اعلام‌ کردند که نتایج انتخابات اخیر را لغو کرده اند و مرز‌ها نیز تا اطلاع ثانوی بسته و دولت منحل شده است. همچنین صدای شلیک گلوله در «لیبرویل»(پایتخت گابن) به گوش می‌رسد.

یکی از این مقامات نظامی گابن در بیانیه‌ای در تلویزیون گفت: «به نام مردم گابن، ما تصمیم گرفتیم با پایان دادن به حکومت کنونی، از صلح دفاع کنیم.»

Ali Bongo, 64, has survived a stroke and a coup attempt

این کودتا پس از آن انجام شد که مرکز انتخابات گابن روز چهارشنبه اعلام کرد که علی بونگو، رئیس جمهوری کنونی این کشور با کسب ۶۴.۲۷ درصد آرا برای سومین بار پیروز انتخابات ریاست جمهوری شده است.

Rafael Yaghobzadeh/Copyright 2023 The AP. All rights reserved.

علی بونگو، رئیس جمهوری گابن به همراه امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه

Gabon: Ruling party urges incumbent President Ali Bongo to seek re-election next year

«مایکل استفان بوندا» رئیس مرکز انتخابات پیش‌تر اعلام کرده بود که«آلبرت اوندو اوسا»(رقیب علی بونگو )نیز ۳۰.۷۷ درصد آرا را کسب کرده است.

GABON - albert ondo ossa

تیم رئیس جمهوری کنونی، ادعای آقای اوندو اوسا مبنی بر تخلف در انتخابات را رد کرده است.

«آلبرت اوندو اوسا»

انتفاضه شیعیان عراق"حمله به کربلا"توسط صدام حسین

در روزدوشنبه ۱۱ مارس ۱۹۹۱(۲۰ اسفند ۱۳۶۹حسین کامل(دامادصدام حسین)دستورموشکباران حرم امام حسین راصادرکردند،«حرم ابوالفضل» هم موردحمله قرارگرفت..

«انتفاضه مردم عراق»  ۱۵ روزه سرکوب شد.حدود سیصد هزار نفر از مردم کشته شدند و حدود دو میلیون نفر آواره شدند

سربازان بعثی« بین الحرمین» رابه «زمین فوتبال» تبدیل کردند ودرآنجابازی«فوتبال» کردند!

انتفاضه شیعیان عراق..رژیم صدام حسین به کربلا(حرم امام حسین)

این قیام در سحرگاه یکشنبه١٦ شعبان ١٤١١ (۱۲ اسفند ۱۳۶۹)۳مارس۱۹۹۱  شروع شد.

 پس از ۵ ماه حمله عراق به کویت ،برای دستیابی به ثروت وسرمایه های کشورهمسایه،نه اینکه توفیقی حاصل نشده بود،بلکه منجربه عقب نشینی مفتضحانه  ارتش عراق از کویت شده بود ، با انهدام «خودروهای عراق» توسط نیروهای آمریکایی، نظامیان عراقی مجبور به بازگشت با پای پیاده شده بودند(مضافاً ۸ سال جنگ ناکام باایران)،سربازان وافسران عراقی ،وقتی بااین شکست تحقیرآمیز به وطن برگشتند،درحالیکه رئیس جمهورآمریکابه آنهاوعده فتح وپیروزی داده بودودرپایتخت« کویت» جشن پیروزی برپاکرده بودند،وقتی خسته وکوفته به وطن برگشتند،نه اینکه هیچکس به استقبالشان نیامد،بلکه «بغداد»توسط ارتش متحدین (بعنوان کشورمتجاوز)بمباران شده بود ومردم آواره ومعترض،دراین شرایط نظامیان عراق،دچاربک بحران روحی شده بودند ،

صور قدیمة من العراق - احد ساحات البصرة عام 1955 Basra 1955 | Facebook

 در نتیجه ، یکی ازاین  نظامیان عراقی درسحرگاه یکشنبه١٦ شعبان ١٤١١، با شلیک به مجسمه آرامگاه صدام حسین در «میدان السعد»شهر«بصره» ، و ناسزا به صدام شروع شد..بعدبه کربلا ونجف ودیگرشهرهاکشیده شد.

این نظامی  عراقی بازگشته از «جنگ کویت» در میدان «سعد» بصره، با گلوله تانک به سمت تصویر صدام حسین شلیک کرد. پس از این رویداد، مردم به ساختمان حزب بعث و سپس به زندان شهر حمله کردند و شهر را به تصرف خود درآوردند. با انتشار خبر تصرف بصره در شهرهای دیگر از جمله درمناطق کردنشین نیز مردم اقدامات مشابهی انجام دادند. معترضان کنترل استان­های دیالی، واسط، میسان، بصره، ذی قار، مثنی، قادسیه، بابل، کربلا، نجف، دهوک، اربیل، کرکوک و سلیمانیه را به دست گرفتند و فقط استان­های مرکزی شامل صلاح الدین، بغداد، نینوا و الانبار در کنترل حکومت باقی ماند.

انتفاضة2

«انتفاضه مردم عراق»  ۱۵ روزه سرکوب شد.حدود سیصد هزار نفر از مردم کشته شدند و حدود دو میلیون نفر آواره شدند.

و به دلیل همزمان شدن راه اندازی آن در ماه شعبان سال هجری ، «قیام شعبانیه» نامیده شد.حرم امام حسین(ع) در گذشته چگونه بود؟ +عکس

صدام دستور استفاده از هلیکوپترهایی را که آمریکا به بهانه انتقال مجروحان و مجروحان از کویت به عراق به رژیم فرستاده بود داد ، اما رژیم از آنها برای بمباران شهرها و توقف قیام استفاده کرد. این موضوع به مقامات رسید که از سلاح شیمیایی علیه شهروندان استفاده کنند.

در حالی که قیام پس از چند روز در همه استانهای عراق سرکوب شد ، «کربلا» همچنان نافرمانی خود را اعلام کرد ، بنابراین صدام به اعزام تیپ هایی از ارتش عراق به رهبری گارد جمهوری برای اعزام «بولدوز »و سوزاندن باغها روی آورد و با سلاحهای سنگین به شهر حمله کرد.

 

شهر کربلامحاصره شد

تصویر رود فرات که بخش هایی از آن خشک شده

و از مردم آن خواسته شد تا آن را به سمت«دریاچه الرزازه» ترک کنند و با انفجارهای متوالی موشک شلیک شد ، سپس گلوله باران شدت گرفت و ساکنان مجبور شدند خانه های خود را به سمت دریاچه الرزازا ترک کنند. جاده مسافت زیادی را طی کرد ، هلیکوپترها شروع به برداشتن آنها و کشتن بیگناهان و بی دفاع کردند و هر زمان که نیروهای رژیم پیشروی می کردند ، شورشیان کربلا بودند که با عملیات جسورانه تهاجمی با آن روبرو می شدند و تلفات سنگینی به آن وارد می کردند.

در روزدوشنبه ۱۱ مارس ۱۹۹۱(۲۰ اسفند ۱۳۶۹) «حسین کامل» (پسرعموی و داماد صدام)

 دستور موشکباران شهرکربلا را با رگبار موشک هایی که گنبد شریف حرم امام حسین (ع) و همچنین گنبد حرم را هدف قرار دادند ، صادر کرد. ابی الفضل العباس و ضریح سمت راست نخل عباس و طبقات مسکونی اطراف آن. دروازه قبله منفجر شد ، سپس رژیم به استفاده از توپخانه ، موشک و گلوله خمپاره توسط سربازان مستقر در باغها روی آورد. مجاور مرکز شهر کربلاالانتفاضة3

فرماندهی مرکزی در بغداد در آن زمان دستور حمله به شهر با سلاح های شیمیایی را صادر کرد که چندین سایت را مورد هدف قرار داد ، از جمله محل (باب الخان) ، که در چند متری حرم ابوالفضل العباس قرار دارد. سلام بر او ، از طرف شرقی.

پس از ۱۳ روز نبرد و به دلیل عقب نشینی شورشیان در نتیجه تمام شدن مهمات ، گارد جمهوری توانست وارد شهر شده و به بقاع متبرکه برسد که در آن زمان حسین کامل سخنرانی معروف خود را (شما حسین هستند و من حسین هستم) در اعتراض به امام حسین علیه السلام ، دستور حمله به حرم مطهر و نقض حریم او را صادر کرد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«حسین کامل»  شوهر دختر صدام حسین ، باهمراه عده ای ازنظامیان به کربلا آمدندبا خودروهای زرهی و تانک ها ، سپس مقابل حرم امام ایستادند و جمله معروف خود را گفت: «شما حسین هستید و من حسین کامل هستم» وآنگاه موشک های خود را شلیک کرد که بخشهایی از حرم مطهر را تخریب کرد.

undefined

نویسنده عراقی نوشت:حسین کامل دستور اعدام تعدادی از قیام و بازدیدکنندگان داخل حرم مطهر را صادر کرد که هنوز آثار گلوله در دیوارهای حرم مطهر و راهروهای داخلی وجود دارد ، سپس مقبره ابراهیم مجاب سوزانده شد و قطعات ارزشمندی از پنجره های حرم امام حسین به سرقت رفت و درب طلایی در جنوب حرم مطهر به آتش کشیده شد و آیات قرآنی و احادیث تزئین شده با طلا در ترمه خارجی هدف قرار گرفت. ، و همچنین استفاده از حرم مطهر به عنوان پادگان نظامی.

 

اما در مورد حرم العباس علیه السلام ، این مزار کمتر مضر نبود ، بلکه با دستان کثیف پوشانده شد ، سوزانده و غارت شد و دیوار بیرونی آن به عنوان مقر نظامی در نظر گرفته شد و از باب قبله استفاده شد.

 حرم امام حسین(ع) در گذشته چگونه بود؟ +عکس

به عنوان یک پادگان نظامی ، و سربازان عکسهای (صدام) را برای برانگیختن احساسات مردم شهر که طعم هر دو چیز را چشیده بودند ، بالا بردند.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:منبع این فرازازحادثه «قیام انتفاضه» سایت حرم امام حسین (ع)است بااندکی اصلاحات+افزودن تصاویر

منبع دیگر-رسانه عراقی می نویسد:اولین کاری که معترضین به حاکمت انجام دادند، حمله به مقر سازمان حزب بعث دربغدادبودوامایک شعبه اش در پشت مدرسه مقدماتی کربلا قرار داشت. و به محض کنترل تظاهرکنندگان ، ​​سلاح های داخل آن را ضبط کردند و پس از توقیف آن سلاح ها ، سپس آنها به سمت مقر حزب حاکم ، که "سازمان تاب آوری" نامیده می شد ، حرکت کردند که اعضای این سازمان فقط چند دقیقه دوام آوردند.

به محض این که نیروهای شورشی به سمت این سازمان حرکت کردند ، کسانی که وظیفه حفاظت از آن را بر عهده داشتند به استثنای مبارزان مسلح که نتوانستند فرار کنند فرار کردند ، آنها از آنها خواسته بودند تا توده های خشمگین را به طور تصادفی شلیک کنند تا آنها بتوانند فرار کنند ، که انقلابیون را مجبور کرد به آنها پاسخ دهید و سپس گروه زیادی از کسانی را که مجبور بودند در مقر فوق الذکر بمانند به دلیل ناتوانی در فرار بکشند.

  

در حالی که توده های مناطق عباسی شرقی و غربی اقدام قهرمانانه خود را انجام می دادند ، بقیه مناطق کربلا برای قیام خود علیه قدرت وحشیانه صدام مانند اردوگاه ، قزوینیه ، سعدیه ، جامع، ، معلمان بیرون آمدند. محله ، محله العامل ، محله الغدیر و بقیه محله های واقع در این مناطق ، جایی که آنها به مقرهای حزب متعلق به رژیم در آنجا حمله کردند. از جمله مقرهای سازمان محله معلمان ، و تنها چند لحظه تا ستاد مرکزی سوزانده شد و کسانی که در آن بودند کشته شدند و ده ها مجاهد جوان در این حماسه به شهادت رسیدند که با شجاعت مقاومت کردند و قلب خود را برای دستیابی به حقیقت و شکست ظالمان از کشته شدگان رژیم سابق صدام به دوش کشیدند و گرد و غبار فقط پاک شد. از نظر گروه خوبی از جوانان مذهبی که به ندای حقیقت پاسخ دادند و به بالاترین معانی شهادت نائل آمدند ، در نتیجه شلیک توسط طرفداران افاقیه. نوب های معروف و کسانی که از هدایا و کمک هایی که صدام به افراد خود می داد ، بهره مند شدند و انقلابیون توانستند او را بکشند ،

 و به این ترتیب آن مقر به طور کامل سقوط کرد ومردم منطقه باب بغداد ، محله عباس ، محله زهرا ، باب السلام ، باب الطاق و بقیه مناطق مجاور به مقر اطلاعاتی صدام و اداره امنیت رژیم حمله کردند و نبردهای شدیدی درگرفت. بین انقلابیون و نزدیکان صدام ، که منجر به شهادت دهها شوالیه شجاع کربلا شد. پس از درگیری شدید ، مجاهدین موفق به کنترل بخشهای اطلاعاتی و امنیتی شدند ، بنابراین زندانیان را آزاد کردند و اسناد و مدارک مهم موجود در تصاحب این دو نهاد سرکوبگردر پی این حوادث ، مردم منطقه باب الخان و مناطق وابسته به آن به تعدادی از مدارس که مقر نیروهای شکست خورده صدام بودند ، که از مرز عراق و عربستان خارج شده بودند ، حمله کردند. پول و سپس آنها را به حومه شهر کربلا منتقل کردند تا روند بازگشت آنها به شهرهایشان تسهیل شود.

این یک طرف است و از سوی دیگر ، جمعیت زیادی از ساکنان شهر اسلحه به دست گرفتند و آماده مقابله با نیروهای صدام شدند که صدام تصمیم گرفت آنها را به شهر کربلا بفرستد تا به قیام مبارک آنها پایان دهد.

انتفاضة2

پس از آنکه انقلابیون کنترل کل شهر را به دست گرفتند ، امور سازماندهی شد. انقلابیون کمیته ای را برای نظارت بر امور شهر مقدس تشکیل دادند و کمیته دیگری نیز برای مدیریت امور انقلابیون که برای مقابله با نیروهای صدام آماده شده بودند ، تشکیل شد.

کارگران شهرداری کربلا به مدت دو روز به انتقال اجساد سوخته ادامه دادند و طبق گفته برخی شاهدان عینی که من به صداقت آنها اطمینان دارم ، اجساد بیش از پانصد جسد تخمین زده شد.

الانتفاضة3

پس از بیرون آوردن اجساد از بقاع متبرکه ، چند اسکادران نیروهای صدام در داخل آنها مستقر شدند. نویسنده این خطوط شاهد نحوه نشستن این سربازان بر روی صندلی هایی بود که در جلوی درهای حیاط قرار گرفته بودند و آنها را در مقابل آنها قرار دادند. دستگاههای ضبط کننده که طبق رسم و آهنگ های نفرت انگیز طنین انداز شده بود و نفرت امویان به خاک سپرده شده آنها از خانواده آنها.

همچنین برخی از این نظامیان بعثی ،« بین الحرمین»رابه زمین فوتبال تبدیل کردند ودرآن به فوتبال پرداختند!. آنها درها را محل گلزنی می دانستند و نویسنده این سطرها (فوتبال) را از یکی از درهای حرم مطهر عباسیان بیرون می آورد و خدا شاهد آنچه من می گویم است.

نیروهای صدام به محض در دست گرفتن امور ،به دستگیری مظنونین پرداختندکه هزاران نفر از مردم کربلا را شامل می شد ، خواه در قیام مبارک شرکت کرده باشند یا نه.

پس از دستگیری این افراد صالح ، آنها به هتل کربلا که مقر رهبری صدام بود تبدیل شدند و به محض ورود این قهرمانان به عناصر قدرت سرکوبگر ، دقایقی پس از ورود به این باند سرکش اعدام شدند ، و در حیاط هتل مذکور اعدام شدند.

ازجمله از بازداشت شدگان بازجویی شددند و سپس حکم اعدام علیه آنها صادر می شد عبارتند از: نقیب فواز ، ابوطبیبه ، ابوغزوان ، حسین التکریتی ، ابومصعب و.../

نیروهای صدام که به بیمارستان عمومی کربلا حمله کردند ، و پس از حمله به آن ، همه مجروحانی را که در آن بودند و روی تخت خوابیده بودند ، اعدام کردند ، و آنها را در بیمارستان جمع کردند. باغ را کشت و سپس آنها را شلیک کرد ، و بنابراین این مجموعه خیانت آمیز قبل از این که این نیروهای جنایتکار از تمام فرزندان شهر مقدس سوء استفاده کنند و یک کمپین نابودی علیه آنها انجام دهند ، ادامه پیدا کرد.

یک هفته پس از کنترل نیروهای ننگین صدام بر شهر ، «صدام حسین» دستور تخریب مرکز شهرگربلا را صادر کرد.

نیروهای شکست خورده وی تمام ساختمانهای تجاری در «شارع العباس» و شارع علی الاکبر» را منفجر کردندو اطراف دو مسجد مقدس ، و آنها به این اقدامات ناجوانمردانه ادامه دادند تا اینکه نماینده منشی آمد ژنرال فقید سازمان ملل متحد (صدرالدین آقاخان) ، که شهر و مردم آن را نجات داد از رویه های غیر انسانی رژیم کافر صدام. (لشکر آقا خیا) ، که یکی از فرقه های اسماعیلیه است ، و این فرقه یکی از اصلی ترین فرقه های شیعه در جهان اسلام است که خلفای فاطمی به آن تعلق دارند. بر دولت غول پیکر فاطمیون ، یکی از کشورهای برجسته شیعه که بر مصر و بسیاری از مناطق اسلامی حکومت می کرد ، فرمانروایی کرد. پس از ورود این مرد ، مقامات با تخریب ساختمانها و خانه های واقع در مرکز شهر ، به محض این که نماینده دبیرکل سازمان ملل متحد تا نیروهای صدام و سرویس های امنیتی و اطلاعاتی رفت و پارتیزانها کمیته های مشترکی را تشکیل دادند که هدف آنها دستگیری بیشتر ساکنان شهر بود. در واقع ، این خدمات پلیس یک کمپین بزرگ را انجام دادند ، به خانه ها حمله کردند و صدها نفر را دستگیر کردند و سپس آنها را به بازداشتگاه ها فرستادند (الفضیلیه ، رضوانیه ، امنیت عمومی ، و دیگر زندانها که محل شکنجه بی رحمانه مردم بود).

چند روزی از دستگیری آنها نگذشته بود که اکثریت آنها اعدام شدند ، بنابراین آنها نزد پروردگار خود آمدند ، و از پیروزی خود در ملاقات با او و دریافت بهشت ​​مطمئن بودند در حالی که با خون پاک خود پوشانده شده بودند. آنها چندین ماه را در این زندان ها گذراندند ، و پس از عذاب شدید در سیاه چالهای وحشتناک قرار گرفتند ، آنها پس از پرداخت پول نقد (رشوه) به مقامات کافر در ازای آزادی آنها آزاد شدند.

پس از آزادی ، آنها در مورد روشهای وحشتناکی که افراد قدرتمند با آنها انجام می دادند صحبت کردند.

مؤلف تاریخ کربلای قدیم وجدید(سعید رشید زمیزم) می نویسد:برادر بزرگترم ، فرید زمیزم ، که پس از پایان انتفاضه توسط نیروهای امنیتی صدام دستگیر شده بود ، داستانهای وحشتناکی را برایم تعریف کرد. از جمله این اقدامات وحشیانه موارد زیر عبارتند از: مقامات زندان گروهی از بازداشت شدگان را می آورند و متوفی نیز در میان آنها بود و پس از آوردن آنها لباس هایشان را از تن آنها بر می دارند تا تنها لباس زیر خود را بر تن کنند و سپس به آنها دستور می دهند روی تخت دراز بکشند. زمینی که با شن درشت پهن شده بود ، و پس از پهن شدن روی زمین ، نگهبانان ده ها بشکه پر از آب را روی بدن خود می چرخانند و می دویدند ظهر بود ، یعنی در گرمای شب ، و غیره این اقدامات به شدت در حال تکرار بود ، سپس نگهبانان زندان زندانیان را به زندان باز می گردانند و پس از بازگشت ، آب گرم را به منظور نوشیدن آن توزیع می کنند ، بنابراین زندانیان مجبور می شوند از خوردن آن خودداری کنند. مورد ضرب و شتم شدید نگهبانان با باتوم قرار می گیرند تا زمانی که بسیاری از آنها بیهوش می شوند و سپس آنها را از گرسنگی برای آب رها می کنند.

نیروهای صدام پس از کنترل شهر مقدس کربلا ، تمام حسینیه های پراکنده در کربلا را که متعلق به مردم شهرهای عراق بود تخریب کردند.کتابهای علمی و تاریخی که به عنوان یکی از شیعیان سوزانده شد. کتاب ، و این کتاب در امان نبود

در مورد ساختمان ها و مغازه هایی که تخریب شد ، رژیم تا پنج سال پس از پایان انتفاضه ، یعنی در سال ۱۹۹۶میلادی(۱۳۷۵شمسی) ، به صاحبان آنها غرامت نداد. دولت صدام قیمت یک متر را ده هزار دینار تخمین زد ، با در نظر گرفتن این که قیمت یک متر در آن دوره صد و پنجاه هزار دینار بود. هرکسی که از دریافت مبلغ برآورد شده خودداری کند ، دستگیر می شود و به همین منظور کمیته ای به ریاست معاون فرماندار تشکیل شد که به نام (محمد الجعف ). و نقش و وادار کردن آنها به بازبینی برای دریافت مبالغ تعیین شده برای آنها ، که تنها معادل بخش کوچکی از ارزش املاک بود ، و آنها این مبلغ را با درد تهدید دریافت کردند زیرا می دانند که اگر این کار را انجام دهند این مبالغ را نگیرید ، زندانی می شوند و احتمالاً اعدام می شوند! جای تعجب نیست.

در مورد آنچه جناب جناب جناب جنایتکار جنایتکار و جنایتکارانه مرتکب شدند ، آنها بسیار بودند ، زیرا او اقدامات ننگین را ابداع کرد ، یکی از آنها شخصاً نظارت بر اعدام صدها نفر از مردم شهر به گونه ای بود که بشریت را شرمنده می کند ، و از این اقدامات او اعدام کرد گروه بزرگی از صدها مرد جوان پس از انتقال به منطقه الرزازا. هنگامی که به آنجا می رسند ، دوز (بنزین) به آنها داده می شود و پس از خوردن این ماده به شدت مورد اصابت گلوله قرار می گیرند ، تا زمانی که بدن آنها در آتش می سوزد. به زندانیان دستور داد لباسهای خود را درآورده و لباس زیر خود را بمانند و سپس آنها را با تمام بدن خود به جز سر دفن کنند و سپس به آنها شلیک کنند.

کشتار دیگری که این حرامزاده خونخوار ، نوه حجاج غیراخلاقی و بنی امیه غیراخلاقی مرتکب شده ، این است که پس از دستبند زدن به آنها بنزین می اندازد و سپس آنها را در سوراخی که بولدوزرها آماده کرده اند و سپس به پیروانش دستور می دهد آنها را شلیک کنند ، و پس از شلیک آنها ، آن بولدوزرها روی آنها خاک می ریزند و سپس از آن سوراخ عبور می کنند.

از جمله اقدامات جنایتکارانه دیگری که حسین کامل انجام داد ، او سوگند یاد می کرد که مجاهدین شرکت کننده در قیام قهرمانانه علیه فرعون عراق را شناسایی کرده و دستور می دهد آنها را با طناب ببندند و سپس آن طناب ها را تا انتها ببندند. اتومبیل هایی که سرباز را حمل می کردند ، و پس از انجام این کار ، او به راننده دستور می دهد تا به سرعت حرکت کند و به محض رفتن این اتومبیل ها تا اعضای این افراد مجاهدین پاره شوند و سپس بدن خود را در برابر حیوانات شکارچی آسیب پذیر بگذارند.

پس از پایان قیام ، حسین کامل با همراهان خود به بغداد بازگشت و پس از ورود به نزد رئیس دفن شده اش رفت تا در مورد اتفاقات کربلا به او بگوید زیرا شهر کربلا به مدت چهارده روز در برابر نیروهای صدام مقاومت کرد. طولانی ترین دوره در مقایسه با بقیه شهرهای عراق. نیروهای مجاهدین توانستند با نیروهای شکست خورده مقابله کنند. توجه داشته باشید که نیروهای صدام توانستند به استثنای شهر خون و شهادت ظرف چند روز تمام شهرهای عراق را کنترل کنند. ، شهر پدران و ایثار ، شهر مقدس کربلا.

او پس از اطلاع جنایتکار حسین کامل ، استادش صدام ، از کنترل نیروهایش بر شهر کربلا ، در نامه ای خطاب به مردم عراق اعلام کرد که توانسته قیام مردمی را از بین ببرد و مردم عراق را با وای و تهدید تهدید کند. شکست همه کسانی که در برابر قدرت و اقتدار فرسایشی او مقاومت کردند.

پس از پایان قیام و بازگشت نیروهای صدام به بغداد ، مقامات دستور دادند برخی از سربازان آن در حومه شهر کربلا بمانند ، به این امید که فرزندان شجاع شهر دوباره قیام کنند ، زیرا مقام به خوبی می داند که فرزندان شجاع شهر از زمان شهادت امام حسین علیه السلام تا ظهور منجی امام در خط شهادت هستند.

بنابراین ، رژیم دفن شده در برابر هر فریادی حساس بود و فکر می کرد که بازگشت است ، بنابراین به آنها هشدار داد ، و این را شخص صدام هنگامی که وزیر بازرگانی خود را دریافت کرد و از او در مورد فعالیت وزارتخانه اش پرسید ، تأیید کرد. وزیر به او اطلاع داد صدام با تمسخر با گویش معروف خود گفت: (به مردم کربلا بدهید زیرا آنها ترسیده اند). یعنی خوب می جنگند.

خدای متعال مدت زیادی به قصاب جنایتکار حسین کامل نداد ، زیرا او به زودی دچار تومور بدخیمی در سر شد ، که منجر به اعزام وی برای درمان به فرانسه شد. و خداوند چیز دیگری برای او می خواهد ، که باید خرد شود و به سطل زباله انداخته شد ، اتفاقی که به محض بروز اختلاف بین حسین کامل و آرامگاه عدی ، پسر صدام رخ داد و در نتیجه این اختلاف ، حسین کامل جنایتکار به همراه همسر و فرزندانش به ایالت اردن فرار کردند. و چندین ماه در آنجا ماند و در زمان حضورش در اردن ، ملک حسین با صدام حسین مداخله کرد و از او خواست دستور تخلیه حسین کامل را از مجازات منتظرش صادر کند. !!. صدام با درخواست حسین کامل موافقت کرد.

پس از صدور عفو برای دامادش ، وی به عراق بازگشت و پس از بازگشت چند روزه ، صدام گروهی از پسرعموهای خود را فرستاد و به آنها دستور داد تا جنایتکار جنایتکار حسین کامل را بکشند. کفش های کسانی که حمله کردند به او.

سرنوشت این بد اخلاقی که امام حسین علیه السلام را به چالش کشید ، هنگامی که پس از آنکه نیروهایش توانستند اوضاع را کنترل کنند جلوی حرم شریفش ایستاد ، وی با امام حسین علیه السلام گفت: (شما حسین است و من حسین هستم ، و بگذارید ببینیم چه کسی قوی ترین است). این سرنوشت این اراذل و اوباش بود که از حرم امام سوء استفاده کرد. الحسین علیه السلام و کسانی که از او الگو می گیرند به خدا ، یکی از کرامت های درخشان است که در زمان ما از امام حسین علیه السلام ظاهر شد.

چندین گور دسته جمعی کشف شده است که حاوی بقایای شهدای قهرمان فرزندان کربلا هستند که توسط حسین کامل اعدام شدند. مناطق کشف شده عبارتند از: ، جاده نجف-کربلا ، محله التعاون) و بسیاری مناطق دیگر و هنوز هم وجود دارد.تا به امروز ، مقبره ها پس از مقبره ها در بسیاری از مناطق شهر کربلا کشف می شوند./منبع تاریخچه کربلا.

نهر «عَلقَمه» یا علقمی، (نهرحسینی)نهری که حضرت  عباس بن علی(ع) در روز عاشورا، کنار این نهر به شهادت رسید. این نهر از رود فرات منشعب شده و آب زلال آن را به منطقه کربلا و سرزمین های اطراف آن می رسانده است.

دجله +فرات درموازات هم هستند

رود فرات 3

طول رود «فرات» ۳۰۰۰ کیلومتر است و در جلگه بین النهرین روان می باشد.

ماجرای «حمله صدام به کویت» و رهایی«ایران »ازشرصدام وصدامیان.

در روز ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه آزادگان ایرانی به وطن بازگشتند.

آلیات عسکریة مدمرة بطیران الجو الأمیرکی فی حرب الخلیج الثانیة (مواقع التواصل الاجتماعی 1)

صدام «به طمع تسلط کویت ودسترسی به منابع ودخائرآن کشور»برای اینکه خیالش ازجانب حمله رزمندگان ایران آسوده باشد باهمه درخواستهای ایران موفقت کرد،پذیرش عهدنامه ۱۹۷۵ الجزیره ، که قبل ازجنگ پاره کرده بود!عقب‌نشینی از مرزهای،حتی اولین گروه اُسری رابدون هیچگونه شروطی به ایران فرستاد.

۲ روز پس از ارسال نامه صدام حسین به رئیس جمهورایران(هاشمی رفسنجانی).

پنج شنبه،دوم اگوست ۱۹۹۰(۱۱مرداد ۱۳۶۹) چند ساعت پس از قطع مذاکرات عراق و کویت بر سر تقسیم درآمد نفت یک منطقه مرزی، ارتش عراق به کویت حمله کرد و برق آسا این سرزمین را تصرف و ضمیمه خاک عراق کرد.

«۱۵۰ هزار نظامی عراقی درکویت»  درحالی که همه  سربازان کویتی۱۷ هزار نفربودند.

حمله نظامیان عراق با ۷۰۰ تانک، چهار اسکادران هوایی و کل ناوگان عراق آغاز شده بود.کاخ امیرکویت، ساختمان وزارت دفاع کویت و چند نقطه حساس دیگررا بمباران کردند.

همراهان  «امیر سابق کویت»می‌گویند: صدام حسین  وقتی به کویت حمله کرد، امیر کویت در خواب بود و با وضعیتی پریشان او را به خاک عربستان منتقل کردند

«صدام حسین»چند روز بعد از اشغال نظامی کویت ، «شیخ جابر احمد الصباح» را فردی عیاش و فاسد معرفی کرد و فیلمی از عیاشی‌های او را پخش نمود.

صدام در پاسخ به این سوال خبرنگاری که چرا دیگر لباس نظامی نمی‌پوشد، گفت: من در کویت مردی مقابل خود نمی‌بینم. اگر در جنگ با ایرانی‌ها لباس نظامی می‌پوشیدم، به دلیل آن بود که آنها مرد جنگ بودند.

گذشت ۳۰ سال از حمله صدام به کویت؛ آیا اعراب عبرت گرفته‌اند؟

«مظهر صالح »مشاورنخست وزیرعراق(الکاظمی)۱۲اسفند۱۳۹۹  به روزنامه صباح عراق گفت بر اساس قطعنامه سازمان ملل که در سال ۱۹۹۱ تصویب شد، عراق به دلیل آسیب‌هایی که به شرکت‌ها، افراد، نهادهای دولتی و دارایی‌های کویت در جریان حمله سال ۱۹۹۰ زده است، باید ۵۲.۴ میلیارد دلار غرامت به این کشور بپردازد.

گزارش تاریخ|حمله عراق به کویت؛ استانداردهای دوگانه غرب و اعتراف صدام به شکست در برابر ایران

جنگ پنج ماهه ناکام کویت

اخطار سازمان ملل به عراق:ازکویت خارج شوید(بعداز۵ ماه) یک روزمهلت.

روز ۱۵ ژانویه ۱۹۹۱(۲۵ دی ۱۳۶۹)، سازمان ملل متحد، آخرین مهلت برای عقب ‏نشینی عراق از کویت را تعیین کرد. متحدین تهدید کردند که اگر ارتش عراق عقب‏ نشینی نکند، کویت را با زور آزاد می‏کنند.

سرانجام در پایان مهلت تعیین شدهء سازمان ملل، در صبح روز ۱۶ ژانویه ۱۹۹۱(۲۶ دی ۱۳۶۹)، بمب‏ افکن‏های سنگین F111 و F117 متحدین(به رهبری آمریکا)، بغداد را به شدت کوبیدند...ارتش صدام مفتضحانه برگشتند وتاوان سختی هم برای این حمله جنون آمیز«هیتلری»دادند.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:درپنخمین ماه اشغال کویت-آغازحمله صدام به کویت:دوم اگوست ۱۹۹۰(۱۱مرداد ۱۳۶۹)

سرنوشت صدام 

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:صدام در ساعت ۸:۳۰ به وقت محلی روز ۲۲ آذر۱۳۸۲ (۱۳ دسامبر۲۰۰۳) در عملیاتی به نام «سپیده‌دم سرخ» و در یک «چاله» در خانه‌ای در روستای «الدور» نزدیک تکریت دستگیر شد،یعنی حدود۱۸ساعت بعدازدستگیری،خبرمنتشرشد ولی اولین خبرگزاری «ایرنا»بوده است.


 فرمانده تفنگداران آمریکا : وقتی ما وارد ساختمان شدیم، کسی آنجا نبود و صدام که متوجه ورود ما شده بود فریاد می زد «من اینجا هستم، من صدام هستم، رئیس جمهور عراق، مرا بیرون بیاورید» ما می خواستیم درون آن چاله نارنجک بیاندازیم.

« صدام» را به مزرعه ای در روستای الدور در حوالی تکریت برده بودندو در چاهی پنهانش کردند. چاه را با ورق های فلزی و پارچه و موکت پوشانده و روی آن خاک ریخته و باغچه درست کردند.فقط کانال کوچکی برای رسیدن هوا باز گذاشتند.

دولت صدام در سال ۲۰۰۳ میلادی یعنی همان سالی که دستگیر شد، فروپاشید.

سه سال بعد ازدستگیری اعدام شد

صدام در روزجمعه۱۳ دسامبر ۲۰۰۳ (۲۱ آذر ۱۳۸۲) توسط نیروهای آمریکایی در حالی که خود را در یک حفره کوچک درنقطه‌ای درمزرعه«عبور» مخفی کرده بود دستگیر شد.

در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۰۶محکوم  به اعدام شد و سرانجام در روزشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ (۹ دی ۱۳۸۵)مصادف با عید قربان در بغداد به دار آویخته شد.


این قیام در سحرگاه یکشنبه١۶ شعبان ١٤١١ (۱۲ اسفند ۱۳۶۹)۳مارس۱۹۹۱  شروع شد.
«پاتریک کاکبرن» نویسنده روزنامه انگلیسی (ایندیپندنت)، درباره سفر خود پس از «قیام شعبانیه» گفت: در فروردین ۱۳۷۰ در عراق بودم که نیروهای امنیتی دولت قیام شیعیان علیه رژیم صدام حسین را سرکوب کردند و ده ها هزار نفر را کشتند و دفن کردند. بدن آنها در گودال من در آغاز شورش در ماه مارس از عراق به اردن اخراج شده بودم و بعداً اجازه بازگشت پیدا کردم، زیرا صدام می خواست به دنیا ثابت کند که دوباره به قدرت رسیده است.

به همراه تعدادی از خبرنگاران ما را به دیدار«آیت الله سیدابوالقاسم خوئی»(رهبر معنوی بسیار با نفوذ شیعیان در عراق و جهان) بردند که در خانه ای در کوفه در جنوب عراق نگهداری می شد.

آیت الله خویی در سن ۹۲ سالگی روی کاناپه دراز کشیده بود و در محاصره پرسنل امنیتی عراق بود که امیدوار بودند شورش را محکوم کند.

از «آیت الله سیدابوالقاسم خوئی» پرسیدم که چه فکر می‌کند، فکر می‌کردم چند دقیقه است که سؤال من را نشنیده است، اما بعد با صدای آهسته‌ای گفت: «آنچه در نجف و سایر شهرها رخ داده جایز نیست و خداوند آن را تأیید نمی‌کند."

سخنان «آیت الله  خوئی» عمدا مبهم بود، اما من شک نداشتم که او در مورد انتقام هولناکی که توسط واحدهای نظامی وفادار به صدام انجام می شود صحبت می کند و مردان، زنان و کودکان شیعه را بدون توجه به اینکه در قیام شرکت کرده اند یا نه، کشتند.
نیروهای ائتلاف در حالی که تانک ها و هلیکوپترهای صدام شهرهای شیعه نشین مانند کربلا، نجف و بصره را ویران می کردند، ایستادند و سپس اعدام های دسته جمعی را آغاز کردند.
واشگتن پست نوشت:نیروهای صدام حسین مراکز تاریخی ومذهبی استان های شیعه نشین را با خاک یکسان کردند، اماکن مقدس شیعیان را بمباران کردند و هزاران نفر را در محل اعدام کردند. بر اساس برخی تخمین ها، یکصدهزار نفر در قتل های انتقام جویانه بین مارس تا سپتامبر ۱۹۹۱ کشته شدند. بسیاری از این جنایات در مجاورت نیروهای آمریکایی، که تحت دستور عدم مداخله بودند، انجام شد.

سپس حدود ۱۰۰ روحانی شیعه از جمله چهار آیت الله ارشد کشته شدند. خشک شدن باتلاق ها منجر به آواره شدن ۴۰۰ هزار نفر از باتلاق های عرب شد و فرهنگ یکی از قدیمی ترین مناطق و آب های جهان را از بین برد و همچنین آسیب های زیست محیطی زیادی را به بار آورد.

آژانس هاف پست مقاله ای را توسط مرکز مطالعات و تحلیل های سیاسی آمریکا با عنوان (قیام ۱۹۹۱ - فرصت از دست رفته) منتشر کرده است که در آن آمده است:

انقلابیون کرد در شمال و تظاهرکنندگان شیعه در جنوب کنترل ۱۴ استان از ۱۸ استان عراق را به دست گرفتند، اما به دلیل خیانت آمریکا به قیام که منجر به سرنگونی شیعیان و کردها شد، نتوانستند رژیم دیکتاتوری را سرنگون کنند. مورد حمله بالگردها و تانک های ارتش عراق قرار گرفت.

واشگتن پست درپایان نوشت: صدها هزار معترض و شورشیان هنگامی که نیروهای صدام کنترل شمال را دوباره به دست گرفتند، کشته شدند.
رویترز در حین کاوش در یکی از گورهای دسته جمعی قربانیان قیام ۱۹۹۱  که شامل ۱۳   نفر در نزدیکی شهر نجف بود، به رویدادهای انقلاب شعبانیه پرداخت و توضیح داد: مردم در جنوب عراق که مسکونی است قیام کردند. توسط اکثریت شیعه، و شورش همزمان در مناطق کردنشین در شمال، به طور خودجوش در مارس ۱۹۹۱ پس از شکست ارتش صدام توسط ائتلاف به رهبری ایالات متحده در کویت، آغاز شد.

شهیدی که ۴باردفن شد(۳قبر)زندگینامه آیت الله سیدمحمدباقر صدر

​شهیدی که  ۳ بارنبش قبر شد

« آیت الله سیدمحمدباقر صدر»شهیدی که ۴باردفن شد

شهیدی که۴باردفن شد

۳قیرآیت الله محمدباقرصدر

نبش اولین قبر

۱-شهادت ۱۹فروردین ۱۳۵۹وتدفین

۲-انتقال جنازه -بصورت مخفیانه۱۳۶۹

۳-درسال ۱۳۷۶نیز کل قبر،یک ونبم مترجابجاشد.

پنج سال بعداز تدفین دوم«سیدکامل»متوجه می شودکه جای قبرشهیدصدرلورفته.

آیت الله سید محمدباقر صدر

برای پیشگیری ازهرگونه خطر(تخریب)،قبررابه مکانی دورتر منتقل ودفن می کند.

قبرقدیمی

آرامگاه جدید

سیدمحمدباقر صدر در ۱۰ اسفند ۱۳۱۳ش (برابر ۲۵ ذی‌القعده ۱۳۵۳ق) در شهر کاظمین به دنیا آمد. پدرش «سید حیدر صدرعاملی» از دانشمندان بزرگ شیعه عراق و مادرش دختر «شیخ عبدالحسین آل یاسین» از مردان برجسته علمی و مذهبی عراق بود،وی در سه سالگی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی پدربزرگش «سید اسماعیل صدر»که از مراجع تقلید شیعه بود ونیز دایی خود پرورش یافت.

۵سالگی شروع تحصیلات

سید محمدباقر، از پنج سالگی به مدرسه رفت و تا یازده سالگی دوره ابتدایی را به اتمام رساند. در این دوران، نبوغ شگفت انگیز و استعداد سرشار خدادادی در او درخشید و تعجب آموزگاران و همکلاس های خود را برانگیخت، به طوری که اولیای مدرسه تصمیم گرفتند او را به مدرسه کودکان تیزهوش و نابغه بگذارند تا به هزینه دولت درس بخواند.

 پاسخ شهید صدر به تلگراف امام خمینی (س) / به همراه فایل صوتی

از چپ: امام خمینی ، آیت الله سید محمدباقر صدر  در مجلس ترحیم  آیت الله سید مصطفی خمینی در مسجد هندی نجف اشرف، (آبان  ۱۳۵۶)

«سیدمحمدباقر»در همان دوران ابتدایی بر فراز منبری که در صحن کاظمین قرار داشت به ایراد خطبه می‌پرداخت. او در ۱۲ سالگی برای گذراندن دوره عالی حوزه به نجف اشرف رفت و در محضر شیخ محمدرضا آل یاسین ، آیت اله سید اسماعیل خوئی شاگردی نمود. او در سن ۱۷ سالگی به درجه اجتهاد رسید و در سن ۲۵ سالگی تدریس خود را در دروس عالی برای دانش پژوهان حوزه آغاز کرد و از عالی ترین کرسی تدریس برخوردار گشت.

خواهرش «آمنه بنت الهدی صدر» یکی از زنان دانشمند، شاعر، نویسنده و معلم فقه و اخلاق بود که در مسیر جهاد و مبارزه، با بردارش سید محمد باقر همگام شد ، برادر بزرگ و معلم باقر صدر، سید اسماعیل نیز از مجتهدان جوان نجف بود که سال ۱۳۸۸ق در ۴۸ سالگی درگذشت.

شهید صدر

او تحصیلات علوم دینی را با کتاب «معالم الاصول» نزد برادرش سید اسماعیل آغاز کرد و دیگر کتاب‌های دوره سطح حوزه را با شور و شوق و تلاش بسیار در مدتی کوتاه خواند و تمام کرد. او علاوه بر تحصیل، دروس ابتدایی را نیز به خواهرش بنت الهدی می‌آموخت و بنت الهدی بی آن که به مدارس نامناسب دخترانه آن روز عراق پای بگذارد، نزد برادرش سید محمدباقر و گاه سید اسماعیل، قرآن، ادبیات، تاریخ، حدیث، فقه، اصول و... را آموخت.

تحصیل درحوزه علمیه نجف

در سال ۱۳۶۵ ق. که ۱۲ ساله بود همراه برادرش سید اسماعیل به نجف اشرف رفت تا در محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه شهر امامت، به تحصیلات عالی بپردازد. او دوره عالی فقه و اصول را در نزد مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا آل یاسین گذراند. فلسفه اسلامی (اسفار ملاصدرا) را از مرحوم «شیخ صدرا بادکوبه ای» آموخت. و در کنار آن، طی سالها، فلسفه غرب و نظرات فلاسفه غیر مسلمان را به دقت مورد تحقیق و نقد قرار داد. کتاب «فَلسفَتُنا» (فلسفه ما) گویای ابعاد گسترده اندیشه های فلسفی سید محمد باقر صدر است.

سید محمد باقر در طول هفده _ هیجده سال تحصیل (از آغاز تا پایان) علاوه بر استفاده از هوش و استعداد و نبوغ فوق العاده اش، روزانه حدود شانزده ساعت به تحصیل و مطالعه و مباحثه و تحقیق می پرداخت و خودش نیز همیشه می گفته است که من به اندازه چند طلبه درسخوان، تلاش می کنم. در سایه این پشتکار بود که بر همه مشکلات فایق آمد و در کسب دانش و فضیلت به مقامی عالی دست یافت.

سید محمد باقر از بیست سالگی با تدریس کتاب «کفایه الاصول»، تعلیم و تربیت طلاب جوان را آغاز کرد. از بیست و پنج سالگی به تدریس خارج اصول و از بیست و هشت سالگی به تدریس دوره خارج فقه براساس کتاب «العروه الوثقی» پرداخت. بعدها فلسفه و تفسیر قرآن نیز تدریس می‌کرد. او در طول نزدیک به سی سال تدریس و تعلیم، شاگردانی جوان، محقق، پرشور، متقی، متفکر، آگاه، مجاهد و سیاستمدار تربیت کرد که هر یک از آنها بعدها پرچمدار نشر علم و فرهنگ و آیین جهاد در راه خدا شدند و بعد از استادشان، راه علمی، فکری و سیاسی _ اجتماعی او را ادامه دادند.

سید محمدباقر صدر در بحث مرجعیت به دو تقسیم‏‌بندى مهم قائل بود: الف)مرجعیت شایسته و ب)مرجعیت نظام‏‌یافته.

الف) مرجعیت شایسته: سید محمدباقر صدر روش اداره فردى را در نظام مرجعیت که به ‏دنبال نشر و گسترش دستورات اسلامى در سطح کلان جامعه مبنى بر این‏که شامل تمام ابعاد زندگى انسان باشد، در نظر مى‏‌گیرد که در واقع همان حالت مرجعیت فردى و سنتى تاریخ تشیع است.

ب) مرجعیت نظام‏‌یافته (نهادینه شده): روشى متکى بر همیارى و مشارکت در برنامه‌‏ریزى‏‌ها و تصمیم‏‌گیرى‏‌ها به‏ گونه‏‌اى که از محدوده زندگانى یک فرد معیّن فراتر رود و به شخص معیّن وابسته نباشد که درواقع، باید براى دگرگون کردن نظام موجود به سوى نظام صالح صورت گیرد که در آن، برنامه‏‌ریزى استراتژیک و ایجاد شبکه‌‏اى گسترده براى اجراى اهداف استراتژیک ضرورى است.

بدیهى است گذار از روش مرجعیت شایسته (فردى) به روش مرجعیت نهادینه شده به عواملى مانند رشد فکرى و سیاسى در جامعه، چگونگى نیروهاى موجود در حوزه‏‌هاى علمیه به‏ منظور همراهى با مرجعیت نهادینه شده، نوع گستره حضور این نیروها و مقدار پیوند و علاقه دوجانبه بین نیروهاى یاد شده نیازمند است.

سید محمد باقر صدر، نهضت امام خمینی در ایران را روزنه امیدی برای نجات امت اسلامی می‌دانست. بنابراین از آغاز نهضت اسلامی امام در۱۵ خرداد ۱۳۴۲(محرم ١٣٨٣) آن را تحت نظر داشت و از امام و حرکتش حمایت می‌کرد.

در تاریخ ۹جمادی الثانی ١٣٨٥(۱۳ مهر ۱۳۴۴)، حضرت امام خمینی از تبعیدگاه ترکیه به نجف اشرف منتقل شد. ورود امام به حوزه علمیه نجف، جنب و جوشی در آن ایجاد کرد. علما و روحانیون نجف درباره استقبال از امام، نظرات مختلفی داشتند. آیت الله صدر با اشتیاق تمام به همراه عده ای از علمای دیگر، در مراسم استقبال و پیشواز از امام شرکت، و شاگردان و همفکرانش را نیز به آن دعوت کرد... در تمام چهارده سال اقامت امام در نجف، سید محمد باقر با ایشان ارتباط نزدیکی داشت و به امام عشق می‌ورزید، عشقی که تا آخر عمر در بین او و امام بود.

سید محمد باقر صدر، در دورانی که امام خمینی در پاریس اقامت داشت، طی نامه ای پشتیبانی خود را از ایشان و ملت انقلابی ایران اعلام، و از مقام شهدای انقلاب، تجلیل کرد. همین فعالیتهای او بود که ملت مسلمان عراق را به سوی حمایت از مردم ایران سوق می‌داد.

در شب یکشنبه، ۲۲ بهمن ۱۳۵۷(١٣ ربیع الاول ١٣٩٩) که شب پیروزی شکوهمند مردم مسلمان و انقلابی ایران به رهبری امام خمینی بر طاغوت آمریکایی بود. آیت الله صدر در مسجد جواهری نجف اشرف به منبر رفت و برای مردم مسلمان عراق از انقلاب اسلامی ایران و نقش امام خمینی در احیای اندیشه ‌های دینی و اصلاح امت اسلام، سخن گفت و تکلیف مردم عراق را در برابر حکومت ضد دینی بعثی، معین کرد.

از دیگر کارهای آیت الله صدر، در جهت حمایت از انقلاب اسلامی ایران، تألیف سلسله کتابهای «الاسلام یقود الحیاه» در شش جلد بود که شامل بحثهایی نظیر: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، منابع قدرت دولت اسلامی، اقتصاد جامعه اسلامی و ... می‌شود.

مبارزات شهید سید محمد باقر صدر متأثر از انقلاب اسلامى در ایران قبل و بعداز پیروزى و شخصیت امام روح الله خمینى در زمان حضور در نجف و بعد از آن تا پیروزى انقلاب اسلامى بوده است؛ و این مبارزات یکى از دلایل عمده شهادت وى بود. این مبارزات در ابعاد و مسیرهاى مختلفى جریان داشت ولى در آخر به یک مسیر سرازیر مى شده و آن اقامه حکومت اسلامى بود.

شهید صدر

ارتباط امام خمینى و شهید صدر بسیار قوى بود، به‌صورتى که امام خمینى وى را متفکر و نخبه اسلامى در بسیارى از علوم و دانش‌هاى زمانه خود مى‌دانست. شهید صدر ایستادگى و پایدارى را با توجه به مرجعیت امام خمینى در قبل و بعد از انقلاب و در هنگام شهادت، پیرامون امام و انقلاب و دولت اسلامى که وى آنرا هدف اصلى مى شمرد، داشت.

شهید صدر در نامه اى که بعداز پیروزى انقلاب به شاگردان خود در ایران مى‌نویسد، که در آن تجارب و عبارت‌هاى بزرگى براى متصدیان امور وجود دارد مى‌گوید: «برهمه شما و کسانى که در سایه این تجربه زندگى مى‌کنند، واجب است که تمام توان خود را از خدمات و امکان در خدمت به این تجربه قرار مى‌دهند تا اهداف اسلامى به قوت اقامه گردد.»

و درادامه می نویسد::

«در صورتى که آقاى خمینى به بنده دستور زندگى در یک روستایى در ایران دهد و در آنجا خدمت به اسلام نمایم در آن هیچ شک نمى‌کنم زیرا آنچه بنده در راه آن کوشش مى نمودم، بوسیله آقاى خمینى تحقق یافت».

موسوعة الشهید السید محمدباقر الصدر

کتاب «اقتصاد ما» حاوی نظرات اقتصادی او بر مبانی فقهی اسلام بوده و این کتاب نخستین تلاش علمی برای استخراج و تدوین نظام اقتصادی اسلام از احکام شریعت است.

زمانی که دکتر«محمد شوقی الفنجری» استاد اقتصاد دانشگاه قاهره به دیدار سیدمحمدباقر صدر در منزلش در نجف اشرف رفت از او پرسیدکه دانش آموخته درکدام یک ازدانشگاه های جهان است؟ سیدمحمدباقر پاسخ داد که در هیچ دانشگاهی تحصیل نکرده و تنها در مساجد نجف تحصیل کرده است. دکتر شوقی به وی گفت: حقا که مساجد نجف بهتر از دانشگاه های اروپاست. دکتر شوقی پس از بازگشت به قاهره به دکتر «زکی نجیف محمود» پیشنهاد ترجمه کتاب های مبانی الاستقراء را به انگلیسی داد و کتاب های «فلسفتنا و اقتصادنا» را برای «روژه گارودی» فرستاد.

بررسی اندیشه ‏های سید هادی خسروشاهی/ خسروشاهی؛ متفکری اصلاحی است

«علامه سید هادی خسروشاهی» پس از آنکه کتاب «شیعه» اثر علامه طباطبایی را با افزودن توضیحاتی به چاپ می‌رساند، یک جلد از آن را برای شهید سید محمدباقر صدر ارسال می‌کند.

سید هادی خسروشاهی ، علامه سید محمدحسین طباطبائی ، استاد علال الفاسی (از مراکش)

شهید صدر نیز در پاسخ، نامه‌ای برای تشکر از وی می‌نویسد. در نامه استاد شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر آمده است:

اما بعد، با افتخار هدیه گرانبهایی را که فرستادید دریافت کردم. کتاب« عقیده شیعه» حقیقتاً مرا شگفت‌زده کرد؛ کتابی که با دربرداشتن ژرف‌اندیشی‌های محقق بزرگ حضرت آیت‌الله علامه سید محمد حسین طباطبایی – خداوند مسلمانان را از آموزه‌های او بهره‌مند سازد – خلأیی بزرگ را در کتابخانه مذهب تشیع پر کرد. این کتاب توانسته است واقعیت تاریخی و فکری و دینی تشیع را به شیوه علمی بسیار زیبا و ـ تا جایی که من می‌‌دانم ـ بی‌سابقه‌ای، رونمایی و ارائه کند. البته چنین چیزی از ایشان عجیب نیست؛ چراکه ایشان با نگارش آثار شاخص و خلق شاهکارهای فکری و پژوهشی در تفسیر و فلسفه و تاریخ، حقیقتاً یکی از منابع اندیشه اسلامی به شمار می‌آید و به‌خوبی نشانه‌های نهضت فکری بزرگ اسلام را به نمایش می‌گذارد،این کتاب نام «رسالت تشیع در دنیای امروز» نیزمنتشرمی شود.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:آشنایی با روژه گارودی (roger garudy)رادرادامه خواهیدخواند.

دستگیری:

در سال ۱۳۹۲ قمری(۱۳۵۱شمسی)، رژیم بعث عراق، دستگیری و شکنجه مبارزان مسلمان را افزایش داد. شهید آیت الله صدر، که از رهبران مبارز مسلمان بود و به نفع اسلام و مسلمین تبلیغ می‌کرد، بر اثر بیماری در بیمارستان بستری شد. اما حکومت عراق، در بیمارستان هم ایشان را رها نکرد و بر آن شد که ایشان را دستگیر کند. ابتدا بیمارستان را محاصره کرده و سپس آیت الله صدر را با همان بیماری و ضعف، به بخش زندانیان بیمارستان کوفه برد. مدتی نگذشت که مردم مسلمان با اجتماع و اعتراض به دستگیری ایشان، سبب آزادی آیت الله صدر ایشان شدند.

رژیم بعث عراق، در تاریخ ۱۶فروردین ۱۳۵۹، آیت الله سیدمحمدباقر صدر و خواهرش بنت الهدی را دستگیر و به بغداد برد. رئیس سازمان امنیت کشور عراق، آیت الله صدر را به مرگ تهدید کرد و از ایشان خواست که چند کلمه برضد انقلاب اسلامی ایران بنویسد تا از مرگ نجات یابد. اما آیت الله صدر مخالفت کرد و گفت: «من آماده شهادتم.» آن گاه این خواهر و برادر مجاهد و عالم را به شکنجه‌گاه بردند و به شهادت رساندند. سرانجام در تاریخ۱۹فروردین ۱۳۵۹، در نیمه های شب جنازه آن دو شهید را به خانواده‌شان تحویل دادند.

«اولین تدفین»آیت الله سید محمد باقر صدردرشب ۱۹فروردین ۱۳۵۹توسط عمال صدام حسین در پشت ساختمان اطلاعات قبرستان وادی السلام نجف بوده است.

۱۰سال بعدازتدفین

درزمستان۱۳۶۹دولت عراق تصمیم گرفت که به عمران وآبادی شهرهابپردازدکه یکی ازاین برنامه های درمحدود،قبرستان وادی السلام بودکه چندین خیابان احداث کرد و قبر آیت الله محمدباقر صدر درمسیریکی ازخیابانهابود.

این خبروقتی منتشرمی شود،یکی ازمریدان شهیدصدر(سیدکامل عمیدی)جنازه صدررا ازانجادرمی آوردوبه جای امنی منتقل ودفن می کندوروی سنگ قبر،اسم پدر خودش را(سید محمدعلی عمیدی)می نویسد.

۱۵سال بعدازتدفین اول

واما بعداز سال پنج سال«سیدکامل»متوجه می شودکه جای قبرشهیدصدرلورفته.

آیت الله سید محمدباقر صدر

برای پیشگیری ازهرگونه خطر(تخریب)،قبررابه مکانی دورتر منتقل ودفن می کند.

قبردوم

قبرسوم

درهمه این اقدامات ،همسرشهیدصدردرجریان وقایع بوده است.

سیدکمال می گوید:همچنان آثار ضرب و جرح و سوخته گی بر آن نمایان بود.

«اولین تدفین»(آیت الله سید محمد باقر صدر)درشب ۱۹فروردین ۱۳۵۹(٢٢ جمادی الاولی ١٤٠٠)۸آوریل۱۹۸٠)توسط عمال صدام حسین در پشت ساختمان اطلاعات قبرستان وادی السلام نجف بوده است.

«دومین قبر»(آیت الله سید محمد باقر صدر):۱٠سال بعدازتدفین

درزمستان۱۳۶۹دولت عراق تصمیم گرفت که به عمران وآبادی شهرهابپردازدکه یکی ازاین برنامه های درمحدود،قبرستان وادی السلام بودکه چندین خیابان احداث کرد و قبر آیت الله محمدباقر صدر درمسیریکی ازخیابانهابود.

انتقال قبر-تابوت-آیت الله محمدباقرصدر-باباربندماشین-برای طواف

این خبروقتی منتشرمی شود،یکی ازمریدان شهیدصدر(سیدکامل عمیدی)جنازه صدررا ازانجادرمی آوردوبه جای امنی منتقل ودفن می کندوروی سنگ قبر،اسم پدر خودش را(سید محمدعلی عمیدی)می نویسد.

«سومین تدفین»(آیت الله سید محمد باقر صدر):۱۵سال بعدازتدفین اول

واما بعداز ۵سال ازدفن مخفیانه شهیدصدر،«سیدکامل»متوجه می شودکه جای قبرشهیدصدرلورفته.

آیت الله سید محمدباقر صدر

برای پیشگیری ازهرگونه خطر(تخریب)،قبررابه مکانی دورتر منتقل ودفن می کند.

«قبردوم»(آیت الله سید محمد باقر صدر)

«قبرسوم»(آیت الله سید محمد باقر صدر)

درهمه این اقدامات ،همسرشهیدصدردرجریان وقایع بوده است.

سیدکمال می گوید:همچنان آثار ضرب و جرح و سوخته گی بر آن نمایان بود.

۲۴بعدازتدفین اول

پس از سقوط صدام ومرگ(۱۳۸۴)و ارادتمندان به شهداوخاندان صدر،درصدداحداث بنایی جدیدی شدند،جنازه مطهر وی برای سومین باز از قبر بیرون آورده شد و در مکانی در نزدیکی دروازه نجف مدفون شد.

«چهارمین قبر»(آیت الله سید محمد باقر صدر):درسال ۱۳۷۶نیز کل قبر،یک ونبم مترجابجاشد(بدون اینکه نبش قبری صورت بگیرد)

آیت الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی-سرقبراستادش-آیت الله سیدمحمدباقرصدر

پارسینه درآبان ۱۳۹۰ اینگونه می نویسد:

در ۱۶فروردین ۱۳۵۹ ساعت ۳ بعدازظهر، عمال رژیم بعث، «آیت الله سیدمحمدباقر صدر» را دستگیر و به زندان منتقل کردند. صبح روز بعد نیز با حمله ی دیگری، همشیره ی ایشان، نویسنده معروف «بنت الهدی صدر» را نیز دستگیر و به بغداد بردند.آیت الله سیدمحمدباقر صدر» در زندان در معرض شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت و سرانجام نیز به همراه همشیره ی مکرمه اش(بنت الهدی صدر)در ۱۹فروردین ۱۳۵۹در زندان عراق به شهادت رسیدند. پس از این که پیکر مطهر شهید به بستگانش تحویل شد، آنها جنازه ایشان را غرق به خون با آثار ضرب و جرح بسیار یافتند. ضمناً محاسن ایشان نیز کاملاً سوخته بود. پیکرهای پاک ومطهر این دو شهید بزرگوار پس از غسل و کفن در جوار مرقد مطهر امیرالمؤمنین علی(ع) و در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد.


هنگامی که سید محمد باقر صدر درسال ۱۹۸۰ اعدام شد، سید کامل عمیدی این خبررااز اخبار ساعت ۹ شب رادیو لندن شنید. درآن موقع وی درشهر حله بود. بعداز شروع جنگ میان عراق وایران و احضار وی به خدمت وظیفه سربازی ، به نجف اشرف رفت ودرمقبره های وادی السلام ، مخفی و به اتفاق برادر بزرگش و پسر عمویش (سید محمد رضا) وپسر خواهرش ، سید زهیر عمیدی ، نزدیکی از گورکنان به نام خلیل قزوینی مشغول به کارشد. سید کامل ، داوطلبانه به جستجوی قبر سید صدر پرداخت تااینکه همان سال توانست«اوسط گورکن» دیگری به نام «عباس بلاش خضیر برکاوی» ، آن راپیدا کند . چندی بعد سید کامل عمیدی ازنجف اشرف مجددا به شهر حله نقل مکن کرد.

سند مظلومیت شهید صدر(3)

«عباس بلاش خضیر برکاوی» درسال ۱۹۸۶ ودردوران جنگ ایران وعراق ، برای گذراندن سربازی احضار شد. اوچون می ترسید که دراین جنگ کشته شود ومحل قبر صدر گمنام بماند ، نزد دو نفر که به آنها اعتماد داشت و عبارت بودند ازهلال حسین المختار و پیرمردی به نام رویضی رفت وموضوع رابه آنها اطلاع داد و وادارشان کرددرحرم امام علی (ع) قسم یاد کنند که این رازرافاش نکنند تامحل قبر رابه آنها نشان دهد وپس ازقسم خوردن آنها، درنیمه های شب ، محل قبررابه آنها نشان داد.

با خاک یکسان کردن قبرها پس ازانتفاضه شعبانیه:

پس از«انتفاضه شعبانیه» در ۱۵ شعبان ۱۴۴۱ هجری قمری مصادف با ۱۹۹۱/۳/۳ میلادی ، یکی از دستیاران صدام حسین به نامبرده پیشنهاد کرد چنانچه بخواهید ازشیعیان انتقام بگیرید قبرهای آنان رانابود کنید، همانطور که انها شما رانارحت کردند. و واضح است که هر خانواده عراقی قبری درقبرستان دارد.درپی این پیشنهاد ، رژیم عراق عملا اقدام به احداث جاده های زیادی دراین قبرستان کرد. این خیابانها باعث تغییر نشانه های مجموعه زیادی ازقبرها ازجمله قبر شهید صدر شدند و قبر این بزرگوار در وسط یکی ازاین خیابانها افتاد.

خیابانی که بری روی قبر شهید محمد باقر صدر کشیده شده بود

طی انتفاضه شعبانیه علیه رژیم صدام ، ماموران امنیتی ، عباس بلاش رادرمنطقه خان المخضر دستگیر و درمورد اینکه آیا درباره قبر صدرباکسی صحبتی کرده است یانه ، ازاو بازجوئی کردند . اومطلقا موضوع راانکار کرد و بعداز تحمل انواع شکنجه ها اززندان آزاد شد.

پیدا کردن مجدد قبر پس از صاف کردن آن:

هنگامی که «سید کامل محمد علی رحیم عمیدی» موضوع باخاک یکسان کردن گور سید صدررا فهمیدند ، به این فکر افتاد که راهی برای حفظ جسد ایشان پیدا کند ، ازاین رو به قبرکن اولی یعنی عباس بلاش خضیر برکاوی نزدیک شدتا محل گور را به وی نشان دهد و جسد را به جای دیگری منتقل کنند. ازسوی دیگر عباس بلاش توانسته بود مجددا ازطریق گورکن دیگری به نام رسول کواخه ، محل قبر سید صدر راشناسایی کند. رسول کواخه به اتفاق رویضی روی این قبر نشانه ای گذاشته بودند.

درماه مارس ۱۹۹۴ میلادی ( رمضان – شوال ۱۴۱۴ هجری قمری) شخصی به نام حمید علوان خویر که ازدوستان عباس بلاش بود ، برای ای پیغام فرستاد ومحل قبر سید صدر راازاو سئوال کرد. وی نخست ازدادن پاسخ امتناع کردوگفت (ازاین قبرچه می خواهید ؟ ) این شخص در پاسخ پاسخ داد یکی ازدوستان می خواهد آن را زیارت کند.

چند روز بعد سید کامل عمیدی نزد عباس بلاش رفت و موضوع رابا او درمیان گذاشت . عباس پس ازتامل گفت سیدکامل ! این کار شماگردن زدن درپی خواهد داشت . ولی انجام این مهم راپذیرفت وگفت ، شهید صدر درلحدسوی ولایت و شخصی دیگر به سوی بیابان آرامیده اند. و سنگ لحد شهید صدر بسته نشده است بلکه بازمانده و خاک ازهر سوی وارد آن میشود و بر روی ابروی سمت راست وی یک شکاف دیده می شود و محاسن وی نیز سوخته است . اما آن پیکر دیگر برروی لحدش قطعه چوبی قراردارد و دریک قطعه نایلون پیچیده شده است . سپس عباس بلاش پرسید : آیا فتوایی ازعلما گرفته شده است ؟ پاسخ کاملا منفی بود.

اجازه گرفتن انتقال پیکر ازمراجع وهمسر سید صدر

سید کامل عمیدی نزد سیده ام جعفر همسر سید صدر رفت وموضوع انتقال پیکر صدررا باایشان مطرح کرد و ایشان هم موافقت نمودند.

درون قبر شهید محمد باقر صدر برای اولین انتقال

همچنین از «شاگر سید حسین بحرالعلوم» خواست تا نزدایشان برود و بگوید که قبر یکی ازروحانیون اوسط عوامل بعثی منهدم شده است ودرخیابان قرر گرفته است. آیا اجازه می دهید پیکر ایشان را ازاین مکان خارج نموده ودرجای دیگری دفن کنیم ؟ که سید بحرالعلوم پاسخ داده بودند بقای جسددراین محل ، هتک حرمت ایشان است . برو آن را خارج کن ، حتی اگر جسد سید محمد باقر صدر باشد.

سید عمیدی پس از دریافت اجازه این کار موضوع را به «سیدالرحیم الشوکی» و«سیدمحمد صالح حکیم» ، برادرِ«سید محمد سعید حکیم» ، مرجع کنونی واز «سیدمحمد صالح» خواست که ازبرادرش هم اجازه بگیرد ، ولی نام صاحب جسد رابه او فاش نکرد . وی ازسید کامل خواست که نام صاحب پیکر را بگوید ، اماسید کامل نپذیرفت ونامبرده بعدازسقوط رژیم صدام ، نام صاحب پیکر رافهمید.


تهیه تابوت وکفن

قبل ازانتقال جسد برحسب تصادف جسد یکی ازعلمای هند که برای مقبره خصوصی در حرم علوی اورده بودند مورد ممانعت ماموران بعثی صدام قرارگرفت و جسد را در وادی سلام دفن کردند و تابوت ان را درمسجد شیخ طوسی باقی گذاشتند وسید کامل بامشاهده این تابوت پارچه نوشته ای که روی آن جمله لااله الاالله محمد رسول الله نوشته شده بود از حاج حسن متولی مسجد اجازه استفاده ازآن راگرفت.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:«آیت الله سیدمحسن حکیم » بعدازرحلت آیت الله بروجردی،از سال ۱۳۴۰ تا زمان فوتش۱۲خرداد ۱۳۴۹)مرجع شیعیان بوده ،وی دارای۱۰پسر است که۵نفرشان(عبدالهادی، عبدالصاحب،علاءالدین،محمدحسین ومحمدباقر)درمبارزه وقیام  شهیدشدند.،یکی ازفرزندانش(سیدمهدی حکیم)درزمان گرفتن عکس،درزندان بعثی بوده است.فوت در ۲۷ ربیع‌الاول ۱۳۹۰ در ۸۴ س

الدلیل إلى قبر المرجع الکبیر السید : محمد سعید الحکیم (رضوان الله علیه) من  داخل الصحن العلوی المقدس - YouTube

عملیات نخستین انتقال جسد:

قرار شد انتقال پیکر درروز ۷ صفر ۱۴۱۵ هجری قمری مصادف با ۱۹۹۴/۷/۱۷ میلادی انجام شود. شاهدان این عملیات که از ساعت ۸ صلح اجراشد ، شش نفر وعبارت بودند از : ۱- قبرکن اولی عباس بلاش خضیر رکابی ۲- سید کامل محمد علی رحیم عمیدی ۳- سرهنگ حمزه عباس نسیباوی (ابوهدی) ۴- ابوحیدر ازدوستان ابوهدی ۵- سید فاضل ابوالجسام موسوی ایحاوی ازاهالی کوفه که ازعملیات اخراج جسد عکس گرفت ۶- مرتضی فرزند سید کامل عمیدی

درحال انتقال پیکر شهید محمد باقر صدر

عباس بلاش قبر را که درنزدیکی باجه اطلاعات درکنار درب ورودی غربی قبرستان وادی السلام قرارداشت ، تعریض کرد تا امکان دفن پیکر فراهم شود ، سپس سید کامل عمیدی وارد قبر شد ، ولی به زودی به علت شنیدن صداهایی یا گریه وترس از قبر خارج شد و پس از ازآرام شدن ، همراه عباس بلاش مجددا وارد قبر شد . آنها سید صدر را دیدند که انگار به تازگی دفن شده بود وجسد وی روبه حرم اما علی (ع) قرار داشت و درکنار وی جسد یکی از شهدای که رو به بیابان بود ، قرار داشت . سید کامل خاک رااز روی جسد سد صدر که طبق رو به معمولی دفن نشده بود کنار زد. عباس بلاش ، پس ازقرار دادن کفن زیر جسد، آن رابه طرف چپ برگرداند تابه پشت قرار بگیرد، درصورتی که قبلا به طرف راست قرارداشت. وی به صورت سید صدرنگاه کرد و دید که ازپشت سر ، گردنش رابریده اند وسوراخی را روی ابرو راستش مشاهده کرد که با پنبه پر شده بود و جای سه ضربه چاقو نیز درسینه اش دیده می شد و نصف محاسن وی سوخته بود.

وی قطعه پنبه راازروی ابرویش برداشت .ناگهان قطرات خون خودبه خودجاری شدند. پس ازاینکه جسدرادرلبه قبرگذاشت خونهای خشک شده آغشته به خاک رامشاهده کرد. سید کامل هنوز این خونها راهمراه پنبه و تابوت و قطعه پارچه رانزدخودنگهداری می کند. همچنین مقداری ازمحاسن سید صدر نزد حاج علی حلی نگهداری می شود.(پس ازسقوط صدام دکتر مجاهد هاشمی نمونه ای ازخون به دست امده ازقبر شهید سید صدر ونمونه ای از خون دخترش صبا راگرفت و به ازمایشگاهی درلندن ارسال کرد پاسخ حکایت از مطابقت این دوخون داشت.

پس از بیرون اوردن پیکر شهید صدر ، ان را توسط یک ماشین کرونای سفید رنگ متعلق به سید حسین بحرالعلوم برای طواف به حرم حضرت امیرالمومنین علیه السلام منتقل نمودند.سید کامل قبلا ازپسر خواهر خود(زهیر عمیدی) خواسته بود که جاده منتهی به مرقد امام علی علیه السلام رامراقبت کند.آنها سه بار پیکر شهید صدر رادور حرم شریف طواف دادند و برای او زیارت امین الله خواندند.

پس از آن سید صدر رابه وادی السلام برگرداندندودرقطعه ای که برای او خریداری کرده بودند به خاک سپردند و به منظور پوشش لوحی را روی آن گذاشتند که بروی آن نوشته بود « مرحوم سیدمحمد علی عمیدی : تاریخ وفات ۱۹۸۰/۵/۱۶» این نام پدر سید کامل بود.

پس از انتقال پیکر شهید صدر خانواده صدر ویک سری از مریدان وعلما به زیارت قبر ایشان رفتند

انتقال دوباره پیکر شهیدصدردرسال ۱۹۹۷:

پس ازمدتی قبرکن اولی بلاش همه جا ادرس محل جسدسید صدر را منتشر می کرد و دوستان او به زیارت قبر وی می رفتند، ازجمله تعدادی ازپلیس امدادی ، محصوصا عبدالمنعم کاظم زبرجاوی ویک مامور به نام همزه. این موضوع باعث نگرانی سیدکامل شد و تصمیم گرفت بدون اطلاع عباس بلاش ، مجددا جسدرا به جای دیگری منتقل کند و دراین امر ازکمک پسر خواهرش ، سید زهیر عمیدی و ویک عکاس ودونفردیگر درخواست کمک گرفت. که ۳ نفر اخری نمی دانستند این قبر کیست.

انتقال جسد شهید محمد باقر صدر برای دومین بار

این کاردرتاریخ ۱۹۹۷/۴/۸ ، یعتی ۱۷ سال پس از شهادت سید صدر آغاز شد . آنها جسد رابه مکانی چسبیده به نکان اول ، یعنی حدود یک یا نیم متر دورتر از آن منتقل کردند ولی قبر جدید به صورت یک سرداب کنده شد واین کاردو روز طول کشید آنها در این قبر آب مشاهده ورایحه خوشی را استشمام کردند.

هنگامی که سید زهیر به دنبال اثر به جا مانده ازدستبند درزمان شکنجه شهید صدر بود متوجه انگشترعقیقی درانگشت کوچک دست راست ایشان می شود که برروی آن تعداد گل ونام مبارک محمد نقش بسته بود.

انتقال جسد شهید محمد باقر صدر برای دومین بار

پس از اتمام این کار، قبر رابه صورت نبش شده باقی گذاشتند وعباس بلاش رااحضارکردند وبه اوگفتند که سید حسین اسماعیل صدر جسد رابه مقبره خانوادگی برده است.

پس از به دست اوردن انگشتر «سیدمحمدباقر صدر» ، سیدکامل عمیدی ازسید حسین اسماعیل صدر درموردانگشتر عمویش سول کرد و وی گفت که یک انگشتر نقره عقیق یمانی بودکه برروی آن تعداد شش گل که نام پیامبر در وسط آن قرار داشت نقش بسته است که نامبرده تصدیق کرد که این همان انگشتر سید صدر می باشد.همچنین سید کامل نزد خانم جعفر صدر هم که رفته بود ایشان قبل از نشان دادن انگشتر تمامی مشخصات آن رابه به سید کامل عمیدی گفتند.

انگشتر سید محمد باقر صدر که در انتقال جسد برای دومین بار از دستش بیرون آمد

درماه رمضان ۱۴۲۷ هجری قمری ، جسد مطهر به دروازه ورودی شهر نجف اشرف منتقل شدتانهادهای علمی واجتماعی پیرامون آن ایجاد شود. دراین مورد تمامی قطعه زمین پیرامون قبر ، بدون بازکردن قبر به محل جدید انتقال داده شد.

بعدازسقوط صدام این مکان زیارتگاه مریدان ومحبین اهل البیت می باشد.

منبع این روایت :مرصاد امروز






گروهی از دوستداران آیت الله صدر در سال ۱۳۶۹ شمسی جنازه وی را مخفیانه از قبر قبلی خارج کردند.

انگشتری شهیدآیت الله سیدمحمدباقرصدردرجریان انتقال مخفیانه پیکر ایشان ازقبراول،ازدستش به درآورده وبه خانواده اش تحویل دادند.

پیام تسلیت امام خمینی

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ

اِنَّالِلَه وَاِنَّااِلَیْهِ رَاجِعُوْنَ

با کمال تأسف حسب گزارش جناب آقای وزیر خارجه که از منابع متعدده و مقامات کشورهای اسلامی به دست آورده است و حسب گزارشاتی که از منابع دیگر به دست آمد. مرحوم آیت الله شهید سید محمد باقر صدر و همشیره مکرمه مظلومه او - که از معلمین دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود - به دست رژیم منحط بعث عراق با وضع دلخراشی به درجه رفیعه شهادت رسیده ‏اند. شهادت ارثی است که امثال این شخصیت های عزیز از موالیان خود برده ‏اند؛ و جنایت و ستمکاری نیز ارثی است که امثال این جنایتکاران تاریخ از اسلاف ستم پیشه خود می ‏برند. شهادت این بزرگواران که عمری را به مجاهدت در راه اهداف اسلام گذرانده ‏اند به دست اشخاص جنایتکاری که عمری به خونخواری و ستم‏ پیشگی گذرانده ‏اند عجیب نیست؛ عجب آن است که مجاهدان راه حق در بستر بمیرند و ستمگران جنایت پیشه، دست خبیث خود را به خون آنان آغشته نکنند. عجب نیست که مرحوم صدر و همشیره مظلومه ‏اش به شهادت نایل شدند؛ عجب آن است که ملت های اسلامی و خصوصاً ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاه ها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصایب بزرگ که به اسلام و اهل بیت رسول الله- صلی الله علیه و آله - وارد می ‏شود بی‏ تفاوت بگذرند و به حزب‏ ملعون بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کنند. و عجبتر آنکه ارتش عراق و سایر قوای انتظامی آلت دست این جنایتکاران واقع شوند و در هَدم اسلام و قرآن کریم به آنان کمک کنند.

من از رده بالای قوای انتظامی عراق مأیوس هستم؛ لکن از افسران و درجه داران و سربازان مأیوس نیستم و از آنان چشم داشت آن دارم که یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستمکاری را برچینند همان سان که در ایران واقع شد؛ و یا از پادگانها و سربازخانه ‏ها فرار کنند و ننگ ستمکاری حزب بعث را تحمل نکنند. من از کارگران و کارمندان دولت غاصب بعث مأیوس نیستم؛ و امیدوارم که با ملت عراق دست به دست هم دهند و این لکه ننگ را از کشور عراق بزدایند. من امیدوارم که خداوند متعال بساط ستمگری این جنایتکاران را درهم پیچد.

این جانب برای بزرگداشت این شخصیت علمی و مجاهد، که از مفاخر حوزه ‏های علمیه و از مراجع دینی و متفکران اسلامی بود، از روز چهارشنبه سوم اردیبهشت به مدت سه روز عزای عمومی اعلام می‏ کنم، و روز پنجشنبه چهارم اردیبهشت را تعطیل عمومی اعلام می ‏نمایم، و از خداوند متعال خواستار جبران این ضایعه بزرگ و عظمت اسلام و مسلمین می ‏باشم. و السلام علی عباد الله الصالحین.

دوم اردیبهشت ۱۳۵۹روح الله الموسوی الخمینی

(صحیفه امام، ج‏ ۱۲، ص ۲۵۴ - ۲۵۳)

ساعت ٨ صبح روز یکشنبه یکم آبان ١٣۵۶ شهیدمحمدباقرصدر که از منزل به نجف می‌رفت در مقابل بیمارستان نجف تجمعی غیرعادی از طلبه‌ها را دید. از شاگردش(مرحوم هاشمی شاهرودی) خواست که مسئله را پیگیری کند. او از ماشین پیاده شد و بعد از مدتی خبر آورد: «آقا سید مصطفی خمینی مسموم شده و او را به بیمارستان آورده‌اند».

شهید صدر با شنیدن خبر شخصاً از ماشین پیاده شد و با اطرافیان امام خمینی از قبیل سیدمحمود دعایی و شیخ غلامرضا رضوانی که آنجا بودند صحبت کرد و آن‌ها به او خبر دادند که آقا مصطفی درگذشته است. شهیدصدر نزدیک به یک ساعت همراه با آنان در کنار بیمارستان ماند و موضوع را پیگیری کرد و سپس به بیرونی منزلش رفت.

وقتی قرار شد پیکر آقامصطفی را ابتدا در کربلا تشییع کنند، شهیدصدر به شاگردش «سیدمحمود شاهرودی» دستور داد که به نیابت از او در مراسم تشییع کربلا حاضر شود.

فردای آن روز (٢آبان١٣۵۶) شهید‌صدر صبح زود به همراه شیخ‌محمدرضا نعمانی برای عرض تسلیت به خانه امام خمینی ره رفتند. در خانه، جز امام و خادم ایشان کسی نبود.

شهید‌صدر به شیخ محمدرضا نعمانی گفته بود که دستگاه فشار خونی که در منزل دارند را بیاورد تا فشار خون امام را کنترل کند. شهید‌صدر به امام گفت: مایلید فشار خون‌تان را بگیرند؟ و امام پاسخ داد که حالش خوب است و نیازی نیست.

شهید‌صدر بلافاصله پس از عرض تسلیت به مسجد بهبهانی که نقطه آغاز تشییع پیکر آقامصطفی بود رفت و از اولین نفراتی بود که در مسجد حاضر شد. ساعت ٩ صبح تشییع پیکر آغاز شد و شهید‌صدر در صفوف ابتدایی تشییع حرکت می‌کرد.

شهیدصدر به مناسبت درگذشت آقامصطفی دروس خود را تعطیل کرد و در همه مراسمی که از سوی امام خمینی ره برگزار شد شخصاً حضور یافت. همچنین خودش نیز مراسم ختمی برای آقامصطفی برگزار کرد.

«حجت الاسلام سید منیر خباز »از خاطره حضور شهید‌صدر در مراسم آقامصطفی نقل می‌کند: در مراسم ختمی که در مسجد هندی برگزار شد، آیت‌الله العظمی خویی حضور یافت. ایشان به دلیل وضعیت جسمی نیاز به کمک داشت و وقتی به در مسجد رسید،‌ شهیدصدر که داخل مسجد بود خم شد و پای ایشان را گرفت و کمک کرد تا ایشان بتواند پایش را بلند کند و از درگاه دربگذرد و سپس در کنار امام خمینی ره بنشیند.

مراسم ترحیم حاج سیدمصطفی خمینی(مسجدهندی نجف)آیت الله محمدباقرصدردرکنارامام خمینی-آبان۱۳۵۶

رهبرانقلاب(آیت الله خامنه ای):

او( آیت‏ اللّه شهید سید محمد باقر صدر )بی‏ شک یک نابغه و یک ستاره درخشان بود. از جنبه علمی، جامعیت و تحقیق و نوآوری و شجاعت علمی را یکجا دارا بود. در اصول، در فقه، در فلسفه و در هرآنچه به این دانشها ارتباط می‏‌یابد در زمره‏ بنیانگذاران و صاحبان مکتب محسوب می‏‌شد.

استعداد خارق‌‏العاده و پشتکار کم‏‌نظیر او از وی عامل ذوفنون و ژرف‏نگری پدید آورده بود که دید نافذ و ذهن جستجوگرش در آفاق علوم متداول حوزه‏‌ها محصور نمانده و هرآنچه را که برای یک مرجع بزرگ دینی در دنیای متنوع امروز سزاوار است به حیطه‏ تحقیق و مطالعه کشیده بود و سخنی نو و فکری بکر و اثری ماندگار در آن می‏‌آفرید./پایان.

دیدگاه رهبری :آیت الله محمدباقرصدر

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:قسمتی ازبیانات رهبر انقلاب اسلامی (آیت الله خامنه ای)در دیدار اعضاى پژوهشگاه تخصصى شهید سید محمدباقر صدر را که در تاریخ ۲۵ مردادماه ۱۳۹۵ برگزار شده بود:

مرحوم شهید صدر قطعاً یک نابغه بود؛ این یک خصوصیّتى است. خب، ما آدمهاى بااستعداد در حوزه‌هاى علمیّه کم نداشتیم؛ آدمهایى که فهم داشتند، سلیقه داشتند، پشتکار داشتند و کارهاى بزرگى انجام دادند. علماى بزرگ ما مثل همین مراجع بزرگى که در این صدسال اخیر در ایران و عراق وجود داشتند همه مردمان بزرگى بودند. استعداد داشتند منتها نابغه یک خصوصیّاتى دارد که در اغلب این افراد، انسان این نبوغ را احساس نمیکند. مرحوم آقاى صدر (رضوان‌الله‌علیه) به نظر بنده قطعاً نابغه بود؛ یعنى کارى که از عهده‌ى او برمى‌آمد، از عهده‌ى خیلى از فقها و علما و متفکّرین حوزه‌هاى ما برنمى‌آید: فضاى دید بسیار وسیع، فهم نیازهاى دنیاى اسلام، پاسخگویى سریع و آماده به خواسته‌ها -ایشان همین «البنکُ اللّاربوى» را در جواب درخواست دولت پاکستان نوشت؛ آن‌طور که شنیدم آنها میخواستند یک کار این‌جورى درست کنند، ایشان بلافاصله این [کتاب‌] را فراهم کرد و براى آنها فرستاد- ... ایشان واقعاً یک نابغه‌اى بود، مسائل را میفهمید، مسائل را حدس میزد.

ایشان در نجف ارتباط تامّ و تمامى با امام نداشتند؛ به‌طور معمول، یک ارتباط خیلى ضعیفى با بیت امام و با تشکیلات امام [داشتند]، ارتباطشان خیلى زیاد نبود؛ ولیکن بمجرّد اینکه انقلاب شد و امام آمدند ایران، ایشان آن حرف معروف را زد که به شاگردان خودش گفت ذوب بشوید در امام خمینى همچنان که او در اسلام ذوب شده؛ این حرف ایشان معروف است. این خیلى شناخت لازم دارد، خیلى فهمِ اوضاع لازم دارد که بفهمد مسئله‌ى انقلاب چیست. ما کسانى را داریم که تا همین امروز که قریب چهل سال از انقلاب میگذرد، هنوز درست نفهمیده‌اند این انقلاب چه بود و چه شد و چه اتّفاقى افتاد... این آدم، آن‌روز درک کرد انقلاب را و مسائل و مفاهیم انقلاب را. اینها نبوغ است؛ یعنى شناخت درست محیط را، پیرامون را، علم را، بیان را، کیفیّت تبیین را، اثرگذارى را.

این نظریّه‌پردازى که آقاى اشکورى فرمودند، خیلى مسئله‌ى مهمّى است؛ ایشان راست میگویند، حکومت و نظام اجتماعى، بدون نظریّه امکان ندارد که باقى بماند؛ اوّلاً به وجود بیاید، یا باقى بماند، یا رشد بکند. این آدم، آدم نظریّه‌پرداز بود؛ این انسان، انسان برجسته‌اى بود. به نظر من شخصیّت آقاى صدر، حالا اگر نگوییم بى‌نظیر، حدّاقل یک شخصیّت کم‌نظیر بود. خب، حالا ما کسانى با استعدادهاى خوب الحمدلله در حوزه‌هاى علمیّه داریم؛ در قم که ما میدانیم و مى‌شناسیم افراد زیادى هستند؛ لکن آن نبوغ، یک چیز دیگرى بود که در ایشان وجود داشت.

.... به‌هرحال به نظر من این کار یک حسنه است که شماها دارید دنبال میکنید و ان‌شاءالله که این حسنه‌ى شما مورد قبول الهى قرار میگیرد و برکت پیدا میکند و «کَشَجَرَةٍ طَیِّبَة» ان‌شاءالله خواهد بود که «اَصلُها ثابِت وَ فَرعُها فِى السَّمآء تُؤتى اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها»؛ ان‌شاءالله در آینده رشد پیدا خواهد کرد.

... ان‌شاءالله خداوند درجات آن شهید عالى‌قدر را عالى کند؛ خداوند اجر داد به این مرد بزرگ که شهادت را نصیب او کرد؛ آن هم آن شهادت دشوارى که ایشان مبتلا شد و دچار [ آن‌] شد. و امیدواریم که ان‌شاءالله خداى متعال روزبه‌روز روح ایشان را به خودش نزدیک‌تر و مقرّب‌تر کند و درجات ایشان را عالى‌تر کند و ان شاءالله با اجداد طاهرینشان محشور بشوند./پایان.

اقتصادنا بنقل ازسایت رهبری /دیگران

بیش از ۵۰ سال از نگارش کتاب اقتصادنا می‌گذرد. بسیاری از زوایای این گنجینه بزرگ از معارف اقتصاد اسلامی، نظام‌های اقتصادی، روش‌شناسی و فلسفه اقتصادی نه تنها تاکنون ناشناخته مانده بلکه از دیدگاه بنده برخی برداشت‌های نادرست از آن نیز شده است که فرصت طرح آنها در اینجا نیست. سؤالی که می‌خواهم توجه شما را به آن جلب کنم این است که نظریات شهید صدر در کتاب «اقتصادنا» به چه میزان و چگونه می‌تواند در «اقتصاد ما» به‌کار گرفته شود و فرآیند مطالعات اقتصاد اسلامی در کشور ما را که بعد از انقلاب اسلامی سرعت گرفت شتاب دهد و نقطه عطفی در این مطالعات باشد.

بنده بر این باورم که شهید صدر نخستین متفکر اسلامی است که قبل از انقلاب اسلامی، مسائل اقتصادی را با رویکرد سیستمی بررسی کرده است. دیدگاه بنده در اقتصاد اسلامی که قبل از انقلاب اسلامی بسیار متأثر از شهید صدر بود بعد از انقلاب اسلامی و استقرار نظام حکومت اسلامی، به «تنظیم و تدبیر امور اقتصادی مسلمین» با حفظ رویکرد سیستمی تغییر جهت داد که یکی از نخستین ثمرات آن برگزاری چندین نشست تخصصی در سال‌های نخستین انقلاب اسلامی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام تحت عنوان «جایگاه احکام و تئوری‌های اقتصادی در تنظیم امور اقتصادی مسلمین» بود.

برخی نکات مرتبط با این رویکرد را در سخنرانی «نظریه‌ی تعادل عمومی در اقتصاد اسلامی: «رویکرد نظام‌سازی» در سومین کنگره‌ی جهانی علوم انسانی اسلامی که آبان ماه ۱۳۹۴ در تهران برگزار شد مطرح نمودم. اکنون می‌خواهم رابطه دیدگاه شهید صدر با این رویکرد را به اجمال تبیین نمایم. اجازه می‌خواهم در ادامه عرایضم، برخی نکات را به اجمال عرض کنم:



۱- کتاب اقتصادنا حاصل دیدگاه‌های شهید صدر قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران است و لذا بسیار متأثر از روحیه‌‌ی انقلابی این عالم فرهیخته در مبارزات علمی با دو نظام اقتصاد سرمایه داری و اقتصاد سوسیالیسم و اثبات وجود و برتری نظام اقتصاد اسلامی بوده است. اما «نظام‌سازی» که محور اصلی مطالعات اینجانب در اقتصاد اسلامی بوده و هست، متأثر از استقرار نظام سیاسی اسلامی در ایران است. نکته جالب توجه این است که قبل از آنکه شهید صدر یا هر متفکر دیگری، سازوکار و مدل تحقق انقلاب اسلامی را تبیین و ساختار حکومت اسلامی و نحوه استقرار و کیفیت نهادهای مقوم آن را به زبان علمی توضیح دهند، انقلاب اسلامی در ایران به تحقق رسید.

۲- شهید صدر در اقتصادنا با دقت و نبوغ فراوان و توانمندی‌های علمی کم‌نظیر، سیستم یا مکتب اقتصادی اسلام را تبیین نمود اما راهکاری برای اجرایی کردن و طراحی ترتیبات نهادی مناسب برای تثبیت آن در عینیت مطرح نکرد. دلیل این امر کاملاً روشن است: با اندک تأمل می‌توان دریافت که طراحی نظام تدبیر در امور اقتصادی مسلمین و پیاده کردن آن مستلزم استقرار نظام سیاسی اسلامی با همه ارکان و نهادها و روابط و مناسباتی است که بتواند اسباب تحقق اقتصاد اسلامی را فراهم کند و مقوم آن باشد، ضمن آنکه اقتصاد اسلامی در مقام تحقق عینی به سهم خود مقوم نظام سیاسی نیز هست.

بنابراین نظر به اینکه شهید صدر وقوع نظام سیاسی اسلامی را در زمان نگارش کتاب اقتصادنا درک نکرده بود ضرورتاً به مطالعات علمی در رد سرمایه‌داری و سوسیالیسم و اثبات حقانیت و کارایی نظام اقتصاد اسلامی بسنده نمود. با وجود این، چنانکه در ادامه عرض خواهم کرد، شهید صدر با نبوغ فراوان، زمینه مناسبی را برای پیوند نظام اقتصاد اسلامی با نظام‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در بستر تحولات تاریخ و تمدن اسلامی فراهم کرد، زمینه‌ای که امروز بنده آن را «تعادل عمومی در اقتصاد اسلامی» نامیده‌ام.

۳- شهید صدر در صفحه ۱۲ کتاب اقتصادنا (جلد اول- چاپ اول، ترجمه محمد کاظم موسوی، ۱۳۵۰ شمسی) چنین می‌نویسد: «مقصود ما از اقتصاد اسلامی، سیستم (مکتب) اقتصادی است که در این سیستم روشی که اسلام در تنظیم حیات اقتصادی دارد، مجسم می‌گردد. سیستم اقتصادی اسلام، خود دارای یک پایگاه فکری است که خودِ سیستم، ما را بدان رهنمود می‌گردد.» و در صفحه ۱۳ ادامه می‌دهد که «این پایگاه فکری، طبق بیانات مستقیم اسلام یا در اثر پرتویی که خودِ سیستم بر مسائل اقتصاد و تاریخ می‌افکند مشخص می‌گردد.» ملاحظه می‌شود که شهید صدر معتقد است که اولاً، هر سیستمی دارای یک مبنای فکری است. ثانیاً درک و کشف این مبنا صرفاً با مشاهده آثار و تبعات و عملکرد همان سیستم در عینیت امکان‌پذیر است. ثالثاً این مبنا می‌تواند تحت تأثیر عملکرد همان سیستم باشد. رابعاً در نظام اسلامی، این مبنا تحت تأثیر «بیانات مستقیم اسلام» یا به عبارت دیگر، مجموعه ارزش‌ها، اخلاق، احکام و در یک کلمه معارف اسلامی نیز هست؛ زیرا که نظام اسلامی برعکس نظام‌های مادی (سرمایه‌داری و سوسیالیسم) نظام وحیانی است و کلام وحی نقش اصلی را در این نظام ایفا می‌کند.

برای تبیین تأثیر مبانی وحیانی بر عملکرد نظام اقتصادی، می‌توان به مثالی که شهید صدر در صفحات ۳۱۱ و ۳۱۲ آورده است مراجعه کرد: «نظام سرمایه‌داری صورت علمی ندارد و وجود و دلائل خود را از قوانین علم اقتصاد نگرفته است ... قوانین علمی در اقتصاد سرمایه‌داری، قوانینی است علمی در چارچوب خاص سیستم سرمایه‌داری و مانند قوانین طبیعی فیزیک و شیمی قوانین مطلقی نیست که در هر جامعه‌ای و در هر زمان و مکانی قابل تطبیق و پیاده شدن باشد ... درک بسیاری از آن قوانین، در شرایط اجتماعی‌ای که اقتصاد سرمایه‌داری و افکار و مفاهیم آن بر آن حاکم است، به صورت حقایق عینی هستند... بنابراین آن قوانین در جامعه‌ای که سرمایه‌داری بر آن تسلط ندارد و افکار آن، جوّ آن جامعه مفروض را نپوشانده باشد نمی‌تواند عینیت خود را حفظ کند و در آن جامعه پیاده گردد.»

۴- شهید صدر مفهوم مبنا در اقتصاد اسلامی را به مفهوم وسیع‌تر مبنا در نظام اسلامی تعمیم می‌دهد و لذا بر ضرورت هماهنگی بین نظام‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تأکید دارد، و چنانکه قبلاً گفته شد این همان نکته‌ای است که امروزه ما از آن تحت عنوان «تعادل عمومی در اقتصاد اسلامی» یاد می‌کنیم. برای تبیین این نکته به صفحه ۳۷۱ اقتصادنا مراجعه می‌کنیم: «شکل عمومی نظام- هر نظامی که باشد- به پایه‌ای نیاز دارد که با طبیعت و روح آن هماهنگی داشته باشد و به سیستم، عقیده و مفاهیم و عواطفی که با آن سازگار باشد اعطا کند... اقتصاد اسلامی در روش و همه جزئیات گسترده خویش پیوستگی دارد و به نوبه خود، همچنین جزئی از شکل عمومی زندگی می‌باشد، و این شکل دارای پایه‌ای است که خاص آن می‌باشد، و جامعه کامل اسلامی هنگامی پدید می‌آید که شکل و پایه با هم فراهم شوند.»

متأسفانه تحلیل شهید صدر در نگرش سیستمی از تعادل عمومی در اقتصاد اسلامی، به ضرورت شناخت اقتصاد اسلامی در چارچوب شکل عام اسلامی موکول می‌شود، شکلی که بتواند جوانب مختلف امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه را به نحو مناسبی مدیریت کند. بدیهی است شهید صدر نمی‌توانست وارد بحث راهکار تحقق اقتصاد اسلامی در چارچوب نظام جامع تدبیر امور اسلامی در معنای موسع کلمه شود؛ زیرا چنانکه قبلاً اشاره شد، تحقق عینی نظام اقتصاد اسلامی مستلزم استقرار نظام حکومت اسلامی است که در زمان نگارش کتاب اقتصادنا به وقوع نرسیده بود. از این رو، شهید صدر در ایجاد ارتباط بین نظام اقتصاد اسلامی و نظام سیاسی با موانع نظری جدی مواجه شد به شرحی که در ادامه عرض خواهم کرد.

۵- شهید صدر در ذیل عنوان «ارتباط میان اقتصاد اسلامی و نظام سیاسی اسلام» در صفحه ۳۷۶ چنین می نویسد: «در بررسی سیستم اقتصادی، جدایی آن دو از یکدیگر منجر به گمراهی تحقیق می‌گردد، زیرا هیئت حاکمه، اختیارات وسیع اقتصادی داشته، دارای مالکیت‌های بزرگی می‌باشد که بر طبق اجتهاد خود، در آنها تصرف می‌کند و این اختیارات و مالکیت‌ها لازم است همیشه در بررسی، با واقعیت حاکمیت در اسلام و تضمین‌هایی که اسلام برای ملوث نشدن ولی امر و اعتدال وی وضع کرده است، از قبیل عصمت، شور کردن و عدالت (بنا بر اختلاف مذاهب اسلامی) مقارنه گردد. بنابراین در پرتو این تضمین‌ها می‌توانیم موقعیت دولت را در سیستم اقتصادی بررسی کنیم و به صحت اختیارات و حقوقی که اسلام برای دولت مقرر داشته است، ایمان بیاوریم.»
پیام رهبر انقلاب به آیت الله سیستانی در پی عارضه جسمانی ایشان
ملاحظه می‌شود که حوزه مطالعات شهید صدر در ارتباط میان اقتصاد اسلامی و نظام سیاسی اسلام متأسفانه محدود به بررسی موقعیت دولت در سیستم اقتصادی به لحاظ اختیارات و حقوقی است که اسلام برای دولت مقرر کرده است. چنانچه قبلاً گفته شد، دلیل این امر را می بایستی در فقدان استقرار نظام سیاسی اسلامی در زمان نگارش کتاب اقتصادنا جستجو کرد. بدین ترتیب، شهید صدر با یک معضل جدی نظری به شرح ذیل در تعریف هماهنگی بین نظام‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مواجه می‌شود:
در صفحه ۴۱۴ چنین می‌خوانیم: «وظیفه سیستمی در برابر اقتصاد اسلامی عبارت است از کشف صورت کامل حیات اقتصادی طبق قوانین اسلامی... اما نقش علم اقتصاد نسبت به اقتصاد اسلامی وقتی فرا می‌رسد که آن صورت پدید آمده باشد، تا از این رهگذر مسیر حیات واقعی و قوانین آن را، در چارچوب جامعه‌ای که نظام اسلامی به طور کامل در آن پیاده و تطبیق می‌شود کشف کند.» طبعاً شهید صدر در این بیان، با دو مشکل جدی مواجه است: اولاً، کشف صورت کامل حیات اقتصادی طبق قوانین اسلامی با موانع نظری متعددی مواجه است و ثانیاً تحقق جامعه‌ای که نظام اسلامی به طور کامل در آن پیاده شده باشد مفهومی بسیار مجرد و به دور از واقع می‌باشد. لذا درک اقتصاد اسلامی به شرط کشف صورت کامل حیات اقتصادی از یکسو و تحقق جامعه‌ای که نظام اسلامی به طور کامل در آن پیاده شده باشد به عنوان شرط لازم برای کشف مسیر حیات واقعی اقتصادی و قوانین آن از سوی دیگر، تا حد زیادی با معضلات نظری مواجه است.

۶- با توجه به آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که راهکار خروج از این معضلات نظری تکیه بر رویکرد نظام تدبیر اقتصادی در چارچوب «نظریه تعادل عمومی در اقتصاد اسلامی» است. پایگاه نظری در امکان‌پذیری خروج از این معضل در این حقیقت نهفته است که نظام حکومت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران مستقر شده است. از این رو، برعکس دیدگاه شهید صدر که محدوده اختیارات دولت به معنای کشف حیات سیاسی دولت را متوقف بر کشف حیات اقتصادی مبتنی بر تعالیم اسلامی می‌داند، با رویکرد فوق‌الذکر می‌توانیم حیات اقتصاد اسلامی را به معنای نظام تدبیر در تنظیم امور اقتصادی به منظور مدیریت بهینه زندگی اقتصادی مسلمین در پرتو نظام سیاسی اسلامی که به تحقق رسیده است، بررسی کنیم.

از این منظر، رویکرد نظام‌سازی در اقتصاد اسلامی مبتنی بر اصل هماهنگی نظام تدبیر در امور اقتصادی با نظام سیاسی ولایت در کشور است به نحوی که سیاست‌های اتخاذ شده در نظام تدبیر امور اقتصادی سازگار و مقوم نظام سیاسی باشد، و این هر دو، مستلزم هماهنگی با نظام اجتماعی اسلامی و مقوم آن است و این هر سه بر مبنای نظام ارزش‌ها و احکام و مجموعه معارف اسلامی استوار است. بدین ترتیب، اصل تعادل عمومی در اقتصاد اسلامی شکل می‌گیرد و به عنوان مبنا همه سیاست‌های اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و کمیت و کیفیت سیاست‌ها و ترتیبات اقتصادی را تعیین می‌کند و سمت و سوی آنها را مشخص می‌سازد. حاصل آنکه در این رویکرد، اقتصاد اسلامی در فرآیندی پویا از جرح و تعدیل‌ها و سعی و خطاها و انعطاف‌پذیری‌ها با توجه به شرایط زمانی و مکانی توسعه می‌یابد. لازمه تحقق این هدف به لحاظ نظری، کوشش در شاخص‌سازی‌های مناسب در اندازه‌گیری و سنجش تأثیرات متقابل نظام‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در بستر تحولات تاریخی کشور و تمدن اسلامی است.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:مروری برزندگی روژه گارودی (roger garudy)
«روژه گاردی» در سال ۱۷ ژوئیه ‏۱۹۱۳ در شهر مارسی فرانسه از پدری لائیک و مادری کاتولیک به دنیا آمد و در کودکی به دین پروتستان گروید.

پس ازطی دوره دبیرستان، تحصیلات عالی خود را در رشته فلسفه تا اخذ درجه اگرگاسیون ادامه داد، وی در سال ۱۹۳۳ در سن ۲۰ سالگی به عضویت حزب کمونیست فرانسه درآمد و چند ماه پس از اشغال فرانسه در سال ۱۹۴۰ از سوی ارتش آلمان، به مدت سی ماه در شهر جلفه الجزایر به عنوان اسیر جنگی به دست حکومت دست‌نشانده ویشی فرانس زندانی شد.

گارودی پس از آزادی به مقاومت فرانسه پیوست و به دریافت نشان جنگ، نشان اسارت، تبعید و مقاومت ملی فرانسه در جنگ جهانی دوم نایل آمد.

در سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۵۱ به عضویت مجلس ‏موسسان، در ۱۹۵۶ به نمایندگی مجلس ملی فرانسه، و در ۱۹۵۹ به ‏سناتوری مجلس سنای فرانسه انتخاب شد و در همان سال به عنوان دانشیار دانشگاه «کلرمون فران» برگزیده شد.

در سال ۱۹۶۳ با نوشتن‏ رساله‌ای تحت عنوان “فرضیه مادی‌گرایانه شناخت”، به اخذ درجه دکتری در فلسفه نائل ‏آمد و در سال ۱۹۶۵ به استادی فلسفه در دانشگاه ‏«پوآتیه» منصوب شد.

13920426165846635850994

وی پس از جست‌وجوی وتحقیق روی ادیان ومذاهب ،سرانجام سال ۱۹۸۲ به دین اسلام پیوست و با زنی مسلمان ازدواج کرد و دو کتاب با صبغه ای معنوی به نام‌های «وعده‌های اسلام» (۱۹۸۱) که مقارن بود با تحقیقاتش در مورد اسلام و کتاب «برای اسلامی قرن بیستمی» (۱۹۸۵) منتشر کرد.

روژه گارودی در مورد مسلمان شدن‌اش می‌گوید: «من جزء مجموعه‌ی از نظامی‌های فرانسه بودم که در انقلاب سال (۱۹۶۰م) در الجزایر با الجزایری‌ها می‌جنگیدم و گروهی از مجاهدین مسلمان مرا به اسارت گرفتند

کتاب «اسطوره‌های بنیادین سیاست اسراییل» همان اثر جنجالی است که ۱۹۹۵ در فرانسه منتشر شد و روژه گارودی در آن به صراحت با تأیید دیدگاه‌های روبر فوریسون، هولوکاست را امری زاده تخیل عوام‌فریبان و آلتی برای توجیه کشتار مردم فلسطین برای برپایی دولت نژادپرست رژیم صهیونیستی قلمداد ‌کرد.

۳ سال پس از انتشار این کتاب(انکار هولوکاست) روژه گارودی به اتهام انکار جنایت علیه بشریت توسط نازی‌ها و تحریک احساسات نژادپرستانه علیه یهودیان دادگاهی شد وبه پرداخت ۱۲۰ هزار فرانک جریمه نقدی (معادل ۴۰ هزار دلار) محکوم شد.


رهبر انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای،در نماز جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۹ با اشاره به محاکمه و برخورد حکومت فرانسه با روژه گارودی ،گفتند: شما کجا دیده‌اید کسی بتواند در غرب علیه صهیونیسم حرفی بزند،جسارت و جرات ایشان(روژه گارودی) در سخن گفتن علیه هولوکاست قابل تحسین است.

محمد سعید بوطی (از عالمان بزرگ اهل سنت) معتقد است: نمی‌توان از یک مارکسیسم بزرگ انتظار داشت که به یک اسلامگرای بزرگ تبدیل شود اما اسلام روژه گارودی با وجود اینکه گاه در فهم آن به خطا می‌رود، اسلام سالمی است.

کتابهای آیت الله محمدباقرصدر:۲۲ اثر از او به جای مانده که مهم‌ترین آنان عبارتند از:

فَدَکْ در تاریخ،نهایت اندیشه در علم اصول، فلسفه ما،اقتصاد ما ،فتوای روشن.،بانک بدون ربا در اسلام، امام مهدی، حماسه ای از نور.،ولایت از نظر عقل و فطرت.،نقش امامان در اسلام.،نظام عبادت از دیدگاه اسلام.

زائران اربعین(نجف)صحن فاطمه زهرا

 زیربنا «صحن فاطمه زهرا» ۲۲۰۸۳۰متر مربع (در زمینی به طول ۴۰۰ متر و عرض ۱۵۰متر)

زائران اربعین درصحن(فاطمه زهرا)نجف شامگاه سه شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲

اسکان ۸۰ هزار زائر اربعین در صحن حضرت زهرا

صحن حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در جوار حرم علوی با ظرفیت اسکان ۸۰ هزار نفر، میزبان زائران اربعین شده است. همچنین آشپزخانه حرم روزانه بیش از ۱۰۰ هزار غذای گرم طبخ و توزیع می‌کند.

اسکان ۸۰ هزار زائر اربعین در صحن حضرت زهرا(س)+عکس

بیش از یک هفته تا اربعین حسینی باقی مانده و نجف امسال نسبت به سال‌های گذشته این روزها شلوغ‌تر شده است.

 زائران اربعین   در شهر  نجف

صحن حضرت زهرا سلام‌الله علیها در حرم علوی نیز به طور کامل مورد بهره‌برداری قرار گرفته است؛ تا جایی که در این آستان بیش از ۸۰ هزار نفر امسال اسکان پیدا می‌کنند.

بالصور.. أجواء مرقد الامام علی (ع) قُبیل زیارة الأربعین

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

زائران اربعین   در شهر  نجف

النجف الاشرف

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

عملیات ساخت صحن حضرت زهرا (س) در نجف تا پایان سال به اتمام می‌رسد

صحن فاطمه زهرا-قبل از ایام اربعین

النجف الاشرف

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

البته از روزهای اخیر با افزایش تعداد زائران، نه تنها صحن حضرت زهرا سلام‌الله علیها بلکه سایر قسمت‌های حرم هم به عنوان موکبی برای استراحت پیش‌یینی شده است و زائران کشورهای مختلف در ورودی و اطراف حرم شب‌ها به استراحت می‌پردازند. پنکه‌هایی نیز در اطراف تعبیه شده تا از شدن گرمای هوا بکاهد.

النجف الاشرف

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

العراق.. النجف الأشرف تغص بزائری الأربعین الحسینی من العراق والخارج

زائران اربعین   در حرم امام علی-  نجف

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

با تجهیز و بهره‌برداری صحن حضرت زهرا سلام‌الله علیها جمعی از زائران نجف به این مکان مقدس مشرف شده و در آنجا اسکان می‌یابند. با این وجود، برخی موکب‌های اسکان در اطراف حرم هم راه‌اندازی و از حضور زائران پر شده است.

النجف الاشرف

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

زائران اربعین   در شهر  نجف

النجف الاشرف

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

صحن فاطمه زهرا درفرودین  ۱۴۰۲

دمای هوا در نجف شب‌ها هم حدود ۴۰ درجه است و همین امر موجب شده تا موکب‌های پذیرایی از زائران به سیستم سرمایشی مجهز شوند.

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

سردارسلیمانی درصحن فاطمه(نجف)

صحن حضرت زهرا سلام‌الله علیها که بالغ بر ۲۲۰ هزار مترمربع است، برای پذیرایی از زائران آماده شده و نه تنها ۱۱۰ هزار متر فضای زیارتی، بلکه با توجه به شلوغی حرم، بخشی از فضاهای غیرزیارتی نیز در اختیار زائران قرار گرفته است. همچنین آشپزخانه حرم علوی برای میزبانی از زائران در سه وعده غذا توزیع می‌کند و روزانه بیش از ۱۰۰ هزار پرس غذای گرم در آنجا طبخ می‌شود.

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

از پذیرایی از زائران در صحن حضرت زهرا سلام‌الله علیها و اسکان زوار اربعین

حرم امیرالمؤمنین(نجف)

زائران اربعین   در شهر  نجف

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده،خبرگزاری فارس ۸ شهریور ۱۴۰۲بااندکی اضافات

درمغزسر زن استرالیایی(کرم زنده)خارج شد

سبزی آلوده به انگل  چه بلایی برسرزن استرالیایی آورد!؟

«کِرم  زنده»(درمغز سر یک زن)استرالیا

پزشکان در استرالیا توانستند با انجام عمل جراحی یک «کرم لوله‌ای زنده به طول ۸ سانتی‌متر» را از مغز یک بیمار خارج کنند.

کرم«اوفیداسکاریس روبرتسی» (Ophidascaris Robertsi) درمغز زن استرالیایی

«Live worm found in woman’s brain in Australia»(کشف کرم زنده در مغز یک زن در استرالیا)

پزشکان حدس زده‌اند که«زن بیمار» هنگام جمع‌آوری سبزی‌های«Warrigal»(واریگال) نوعی علف بومی،در کنار دریاچه‌ای نزدیک خانه‌اش  درمنطقه ای که مدفوع مارپیتون درآن ریخته شده بوده چیده است، چون این انگل معمولاً در مری و معده مار پیتون زندگی می کند و تخم های این انگل در مدفوع مار پیتون در منطقه‌ای که زن «سبزیهای واریگال» را جمع‌آوری کرده بود که پس از مصرف تخمهای این انگل درمغز زن رشدکرده است.

کرم یافت‌شده از مغز یک زن در استرالیا

وجود یک «کرم انگلی زنده در مغز یک زن» ۶۴ ساله در استرالیا دانشمندان را به شگفتی واداشته است، چرا که این اولین مورد ثبت‌شده از چنین چیزی در مغز یک پستاندار به شمار می‌رود.

این زن، سه هفته پس از تحمل درد شکمی، سرفه‌های خشک و تعرق شبانه به یک درمانگاه محلی مراجعه کرده بود، اما پزشکان علیرغم عکسبرداری از ریه او نتوانسته‌ بودند مشکل خاصی را در وی تشخیص دهند.

The worm in a specimen bottle. It's brown coloured.

در واقع با توجه به اینکه پیش از این موردی از ابتلا به این انگل در انسان‌ها مشاهده نشده بود، پزشکان نمی‌دانستند باید به‌ دنبال چه چیزی بگردند. 

حدود یک سال پس از شروع اولین دردهای شکمی، این زن دچار مشکل فراموشی و شدت گرفتن افسردگی شد و در این مقطع زمانی بود که پزشکان با انجام یک آزمایش«ام‌.آر‌.آی»(MRI) از مغز بیمار وجود یک ضایعه در «لوب پیشانی» او را تشخیص دادند.

این «انگل» در اسکن‌های مغزی به شکل یک «ساختار رشته‌ای» پدیدار شده بود و پزشکان تصمیم گرفتند «جمجمه» بیمار را بشکافند و این ضایعه عجیب را از نزدیک مشاهده کنند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:پزشکان حدس زده‌اند که«زن بیمار» هنگام جمع‌آوری سبزی‌های«Warrigal»(واریگال) نوعی علف بومی،در کنار دریاچه‌ای نزدیک خانه‌اش  درمنطقه ای که مدفوع مارپیتون درآن ریخته شده بوده چیده است، چون این انگل معمولاً در مری و معده مار پیتون زندگی می کند و تخم های این انگل در مدفوع مار پیتون در منطقه‌ای که زن «سبزیهای واریگال» را جمع‌آوری کرده بود که پس از مصرف تخمهای این انگل درمغز زن رشدکرده است.
پزشکان استرالیایی در اولین کشف جهان یک کرم انگلی زنده را در مغز یک زن پیدا کردند.

«بیمارستان کانبرا»(Canberra Hospital)

در مطالعه جدیدی که روز سه شنبه۲۹ اوت ۲۰۲۳(۷ شهریور ۱۴۰۲)منتشر شد، محققان «دانشگاه ملی استرالیا»(ANU) و «بیمارستان کانبرا» جزئیات کشف کرم گرد انگلی را شرح دادند.

کرم گرد هشت سانتی‌متری«Ophidascaris robertsi» که «معمولاً در مارهای پیتون یافت می‌شود»، پس از جراحی مغز از بیمار، زنی ۶۴ ساله که هنوز زنده بود و در حال چرخش بود، بیرون کشیده شد.

«سانجایا سنانایاک» متخصص برجسته بیماری‌های عفونی از ANU و «بیمارستان کانبرا» در یک بیانیه رسانه‌ای گفت که این اولین بار در جهان است.

بر اساس این مطالعه، بیمار پس از سه هفته «درد شکمی و اسهال» در سال ۲۰۲۱در یک بیمارستان محلی در جنوب شرقی «نیو ساوت ولز» (NSW) بستری شد.

در سال ۲۰۲۲ پس از شروع تجربه فراموشی و افسردگی، یک جراح مغز و اعصاب در بیمارستان کانبرا یک ناهنجاری در «لوب پیشانی راست مغز »را از اسکن MRI شناسایی کرد که باعث شد تا عمل جراحی کشف کرم گرد انجام شود.

فرضیه مطالعه این است که بیمار احتمالاً با لمس یا خوردن علف‌های بومی که مار پیتون فرش انگل را در آن ریخته بود، آلوده شده است.

«دکترسانجایا سنانایاک»گفت:این «خانم بیمار» همچنان تحت نظر متخصصان بیماری های عفونی و مغز است.