«آیتالله سید محمد سعیدی»(امام جمعه قم) دراین جمع روایت می کند:من ازمادرشهیدین(مهدی ومجید)«زین الدین» شنیدم که ایشان از«خواهرناتنی آیت الله خامنه ای» شنیده وایشان هم ازقابله همسرآسیدجوادخامنه ای شنیده که قابله گفت:آیت الله خامنه ای هنگام تولد«یاعلی»گفت.
یاعلی گفتن رهبری»درزمان تولد
ماجرای««حجت الاسلام سعیدی» می گوید که خواهرمقام معظم رهبری گفتند:برادرم هنگام تولدگفتند"یاعلی"«حجت الاسلام سعیدی»
فایل صوتی وویدوئویی منسوب به «حجت الاسلام سعیدی»(امام جمعه قم) در اینترنت پخش شد مبنی بر«یا علی گفتن مقام معظم رهبری در هنگام زایمان»،
که جناب آقای سعیدی و دفتر ایشان توضیحی در باره فایل صوتی منتشره در اینترنت به خبر گزاری ها ارسال نمودند .
حجت الاسلام سعیدی به نقل از خواهر بزرگتر مقام معظم رهبری می گوید: قابله ای که برای به دنیا آوردن برادرم (سیدعلی) آورده بودند مشغول به دنیا آوردن نوزادازبدن مادر بود،ماراازاتاق بیرون کردند
وقابله مشغول بکارشد،ماازپشت درشنیدیم که ناگهان قابله فریاد می زند «علی یارت باشد» وقتی علت این ابراز احساسات را از او می پرسند؛ قابله پاسخ می دهد: من دیدم و شنیدم که این نوزاد هنگام تولد «یا علی» گفت.-آقای سعیدی این رادربالای منبرگفتند-آنطورکه درفیلم منتشره مشاهده می شود،نه دریک میهمانی ویا جلسه خصوصی
دفتر امام جمعه قم در خصوص مطالب منتشر شده
دنبال انتشار سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد سعیدی امام جمعه قم که در یک مراسم محدود مطرح شده بود، دفتر وی در پاسخ به تماس برخی از علاقمندان، توضیح زیر را به نقل از ایشان منتشر کرد:
متن کامل(فیلم) پیاده شده اظهارات امام جمعه قم
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آیتالله سید محمد سعیدی(تولیت سابق حرم حضرت معصومه)و امام جمعه قم دراین جمع روایت می کند:من ازمادرشهیدین(مهدی ومجید)زین الدین شنیدم که ایشان ازخواهرناتنی آیت الله خامنه ای شنیده وایشان هم ازقابله همسرآسیدجوادخامنه ای شنیده که قابله گفت:آیت الله خامنه ای هنگام تولد«یاعلی»گفت.
...صلواتی هم هدیه اش بکنید.
بیمارستان بودن از بیمارستان ایشون اومده بودن منزل، ما رفتیم با یک جمعی از دوستان عیادتشان. مادر شهیدان هم آمدند در جلسه نشستند وقتی که دیدند بنده(سعیدی) آمدم منزلشان.
جناب زین الدین به خانمشون گفتند که آن قصه ای که از خواهر ایت الله خامنه ای شنیدی برای آقای سعیدی هم بگو. شروع کرد مادر شهیدان زین الدین، خانم آقای زین الدین برای من ان قصه را تعریف کردن.
رفقای ما یکی دو تاشون با هم حرف می زدند.« آقای زین الدین»(عبدالرزاق شیخ زین الدین) حرف خانمش را قطع کرد روکرد به ان اقایون گفت و شما هم گوش کنید اون چیزی که حاج خانم می گه شما هم بشنوید. مادر شهیدان شروع کرد از اول گفتن .گفت که خواهر مقام معظم رهبری یک خواهر ناتنی دارند الان در قم هست ایشون شوهرشون «حجت الاسلام شمس الدینی»(دامادآیت الله خامنه ای) بودند روحانی بزرگواری بودند« در دفتر اقا(آیت الله خامنه ای) استخاره می گرفتند» چند پیش به رحمت خدا رفتند ولی خواهر ناتنی آیت الله خامنه در قم هستند و حضور دارند.
امام جمعه قم گفت:مادر شهیدان زین الدین گفتند ما رفتیم منزل خواهر آیت الله خامنه ای و با این خانم صحبت کردیم.
این خواهر ناتنی آیت الله خامنه ای به مادر شهید زین الدین این جمله را گفتند: گفتند که پدر آیت الله خامنه ای وقتی که ازدواج اول کردند و همسرشون از دنیا رفتند زن دوم گرفتند. پدر آیت الله خامنه ای( آیت الله سید جواد خامنه ای) امام جماعت «مسجد تّرک ها»درمشهدبودند.
این خانم یعنی دختر آیت الله سید جواد خامنه ای و خواهر ایت الله خامنه ای می گویند وقتی که مادر ما از دنیا رفتند پدر آیت الله خامنه ای مادر ایت الله خامنه ای را گرفتند.
«وقتی که مادر رهبر معظم انقلاب حامله شدند به رهبر عزیز»، زمان ولادت رهبر انقلاب که رسید، در منزل به من یعنی خواهر آیت الله خامنه ای خواهر ناتنیشون گفتند :برید سراغ «قابله»، گفت :«من رفتم سراغ قابله و قابله را اوردم منزل»، حالا می خواد رهبر انقلاب متولد بشه(درآستانه تولدآیت الله سیدعلی خامنه ای است)
خواهرآیت الله خامنه گفت:گفت ماها را از اتاق بیرون کردند قابله توی اتاق داشت زمینه تولد این فرزند جدید را فراهم کرد گفت یک مرتبه دیدم صدای قابله بلند شد که: «علی نگهدارت باشه» این تعبیره. گفت درو بازکردیم آمدیم تو گفتیم چی شد گفت که این اقای یعنی مقام معظم رهبری وقتی که می خواست از بدن مادر خارج بشه گفت یا علی (صلوات حاضران).
تولیت آستان حرم حضرت معصومه(س)درادامه بنقل ازخواهرآیت الله خامنه ای گفت:گفت تا این کلام را شنیدم قابله گفت علی نگهدارت باشه. این داستان را نقل کرد این تموم شد.
امام جمعه قم(آیت الله سعیدی)ازجلسه دیگری گفت:
آیت الله سعیدی گفت:چند شب پیش، ببخشید روز بود، جناب اقای زین الدین با عده ای از فرماندهان سپاه که بازنشست شدند یا در استانه بازنشستگی هستند، یک جلسه ای برای خودشون درست کردند امدند «دفتر تولیت» دیدن بنده.
در اونجا «جناب آقای زین الدین»(عبدالرزاق شیخ زین الدین) هم با اون جمع بودند. من به جناب اقای زین الدین گفتم حاج آقا اون قصه ای که خواهر ایت الله خامنه ای برای خانواده شما گفتند برای این جمع بگید. ایشون هم رو کردند به این جمع برادران سپاهی گفتند سعیدی می گه که من اون قصه را برای شما بگم.
ابوشهیدین(پدرمجیدومهدی زین الدین)این قصه را ایشون اونجا گفت، فرمانده سپاه ابی طالب سلام الله علیه جناب آقای «سردارمهدی مهدوی نژاد »گفتند ادرس ایشونو به ما بدید تا ما اینو ضبط کنیم.
آیت الله سعیدی درپایان-باصدای بلند-خطاب به جمعیت حاضر گفتند:مردم! رهبر شما کسی است که با ورودش یا علی گفت و در طول زندگی یا علی گفت و تو حزب اللهی باید تا ابد پشت این رهبر یاعلی بگوئی.این رمز موفقیت ماست./پایان.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:باتوجه به فوت «عبدالرزاق شیخ زین الدین»(پدر شهیدان مهدی و مجید)در۱۳ بهمن ۱۳۸۹ واینکه ایشان دراین جلسه یکی ازمخاطبان حاج اقاسعیدی است، بایددرسال ۱۳۸۸یا۱۳۸۹بوده باشد.
امام جمعه قم ،فرزندآیتالله سید محمدرضا سعیدی است که در شامگاه ۲۰ خرداد ۱۳۴۹ بر اثر شکنجه مأمورین ساواک(در بازداشتگاه قزلقلعه )به شهادت رسیدند.
متن حکم آیت الله سید محمد سعیدی که با امضای حجت الاسلام والمسلمین محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری صادر شده بدین شرح است:
بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای سید محمد سعیدی
تولیت محترم آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها
سلام علیکم،
پیرو حکم صادره مورخ پنجشنبه ، ۱۸ آذر ۱۳۸۹ از سوی مقام معظم رهبری مد ظله العالی مبنی بر انتصاب جنابعالی به عنوان «تولیت محترم آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها» برای مدت پنج سال، همانطوری که قبلاً بطور شفاهی ابلاغ شده است، مسئولیت جنابعالی بعنوان تولیت آستان مقدس حضرت معصومه(س) برای یک دوره پنج ساله دیگر از سوی معظم له تمدید گردید.
از خداوند متعال توفیق جنابعالی را مسألت می نمایم.
«عبدالرزاق شیخ زین الدین»(پدر شهیدان مهدی و مجید) صبح چهارشنبه ، ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ در سن ۷۷ سالگی بر اثر بیماری سرطان خون درگذشت.
واکنش حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری نسبت با ماجرای«یاعلی گفتن»
رییس دفتر بازرسی دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به اظهارات منتشره شده برخی افراد در مورد رهبری می گوید: اینکه کسی بیاید و بگوید وقتی مقام معظم رهبری به دنیا آمده گفته است: یا علی. این مزخرفات است. توهین به مقام معظم رهبری است. اینجور حرفها ضد ولایت فقیه است. اتفاقاً اینجاست که باید بگوییم: مرگ بر ضد ولایت فقیه. ببینید چقدر این حرف موجب سوء استفاده قرار گرفت.
رئیس مجلس پیشین، همچنین می گوید: البته آقایی که این حرف را زده از طرف بیت مورد توبیخ قرار گرفت ولی مردم از این توبیخ ها مطلع نشدند.
اهم این اظهارات که در گفت و گو با «نگاه پنجشنبه» بیان شده، در پی می آید:
* عده ای به نام شیعه غلو میکنند، یا تالی اند یا غالی و این به تشیع ضربه می زند. در جامعه خودمان هم تعابیری وجود دارد که به اعتقادات و دین مردم ضربه می زند. امروزه ائمه در کنار مردم نیستند، ولی ببینید درباره بعضی از علما چقدر غلو می کنند. مثلاً یک روحانی یا منبری در یک سخنرانی حرف هایی می زند درباره یک آقایی که از دنیا رفته و نمیشود راست و دروغ آن حرف ها را از او پرسید. بعضی چنان کشف و کراماتی برای این ها قائل می شوند که نه با عقل جور در می آید نه با شرع. مثلاً می گویند فلان عالم بزرگ خدمت آقا امام زمان رسیده و امام زمان به او چنین و چنان گفته. در روایات داریم آنهایی که به دیدار امام زمان شرفیاب می شوند، اصلاً نباید اظهار کنند یعنی مجاز و مامور به اظهار نیستند. بعداً دیگران از روی قرائن و شواهدی می فهمند که او شرفیاب می شده والا اگر اینطور باشد هرکسی از راه رسید می تواند ادعا کند امام زمان را دیده. ثمره و اثر سوء این غلوها درباره شخصیت ائمه و نهی نشدنشان از این منکر عوارض دیگری خواهد داشت. چیزی مثل آنچه چند سال پیش در کرج رخ داد. وقتی مانع غلو نشوید تبدیل می شود به خرافات و موهومات و آنوقت این کمکم رایج می شود و به حساب دین و اسلام و انقلاب گذاشته می شود و به همه اینها ضربه می زند.
* اینکه کسی بیاید و بگوید وقتی مقام معظم رهبری به دنیا آمده قابله ایشان ناگهان الله اکبر گفته، برای اینکه ایشان وقتی به دنیا آمده گفته است: یا علی. این مزخرفات است. توهین به مقام معظم رهبری است. اینجور حرفها ضد ولایت فقیه است. اتفاقاً اینجاست که باید بگوییم: مرگ بر ضد ولایت فقیه. ببینید چقدر این حرف موجب سوء استفاده قرار گرفت. البته آقایی که این حرف را زده از طرف بیت مورد توبیخ قرار گرفت ولی مردم از این توبیخ ها مطلع نشدند.
* بنده قائلم به اینکه در حکومت ما رودربایستی هست. باید رودربایستی را کنار بگذاریم. هرکس تخلف کرد با او برخورد کنیم. حالا هرکه باشد. نگوییم بد است. امیرالمومنین این کار را نمی کرد. من ناطق اگر واقعاً تخلف دارم باید بررسی شود. اساساً چرا مثل منی مورد سوال و مواخذه قرار نگرفت. واقعاً این سوال جدی من است.
۱۹ مرداد ۱۳۹۱تابناک
***
یک چنین روایت مجهول دربحاراست که زنی"خَولَة" که توسط تیم زکات به رهبری"خالد بن ولید" موردتجاوزقرارگرفته وبه اسارت خالددرآمده بود،چنین ادعایی داشته که من درهنگام ولادت شهادتین راگفته ام
در جلد ۴۱بحارالانوار، صفحه ۳۰۳ و ۳۰۴ روایتی درباره تولد زنی به نام خَولَة آمده است که وی در هنگام تولد، شهادتین و چند جمله دیگر را به عنوان اخبار از غیب و آینده بیان کرده است. اینک خلاصه ای از آن روایت: «آنگاه که ابوبکر امارت را به دست گرفت، ولید را برای گرفتن زکات به سوی قبیله بنی حَنیفه فرستاد؛ آنان به خالد گفتند که پیامبر، زکات را از ثروتمندان ما می گرفت و میان فقرای مان تقسیم می کرد؛ تو هم چنین کن. خالد بازگشت و گفت که آنان از پرداخت زکات، خودداری کردند، ابوبکر لشکری را به همراه خالد فرستاد،
او رئیس قوم را کشت، و فی الحال، با همسر وی آمیزش کرد و زنان شان را اسیر کرده، به مدینه آورد. رئیس قبیله، در زمان جاهلیت دوست عمر بود، بنابراین
عمر به ابوبکر گفت که خالد بن ولید را پس از شلاق، بکُش!
ابوبکر گفت که خالد یاور ماست و تغافل کرد. زنان اسیر را وارد مسجد کرد، در میان آنان زنی به نام خَولَة بود. او به قبر رسول خدا پناه برد و گریست و شِکوه کنان گفت: از کردار این قوم به تو شکایت می کنم؛ ما را بدون هیچ جرمی اسیر کرده اند، در حالی که مسلمانیم. آنگاه گفت: ایها الناس! چرا ما را اسیر گرفته اید در حالی که ما شهادت می دهیم که خدا یکی است و محمد رسول اوست؟
ابوبکر گفت: زیرا شما از دادن زکات خودداری کرده اید خَولَة گفت، قضیه چنانکه شما می پندارید نیست، بلکه چنین و چنان است. اگر هم مردان از دادن زکات خودداری کردند، چرا باید زنان مسلمان اسیر شوند و هر مردی یکی از آنان را برگیرد؟ در این هنگام طلحه و خالد بن عَنان، تصمیم به تملک خوله گرفتند. خولة گفت: ابدا چنین نخواهدشد؟ و تنها کسی مرا خواهد گرفت بتواند بگوید من در هنگام تولد چه بر زبان راندم. ابوبکر گفت این زن وحشت کرده، سخنان بی ربط می گوید. خوله گفت: به الله سوگند که راست می گویم.
در این هنگام علی بن ابی طالب آمد و به آن جمع و آن زن نگریست و گفت: ... یا خولة! سخنم را بشنو! آنگاه که وقت تولد تو شد، گفت خدایا! به دنیا آمدن این فرزند را به خیر گردان! بنابراین، به سلامت گذشت و آنگاه که ترا به دنیا می آورد تو از آن جا گفتی: «لا إله الا الله؛ محمد رسول الله؛ عما قلیل سَیَملِکُنی سیّدٌ سَیکون له منی ولد». آنگاه مادر تو این سخنان را بر لوحی مسی نگاشت و در محل تولد تو دفن کرد و در آن شبی که مادر قبض روح می شد، آن را به تو سفارش کرد. و در هنگام اسارت شما، تو هیچ دغدغه ای جز برگرفتن آن لوح نداشتی؛ پس آن را برداشتی و بر بازوی راستت بستی؛ لوح را به من بده، زیرا من صاحب آن لوح هستم، من امیرالمومنین و پدر آن غلام فرخنده هستم؛ نامش محمد است؛ آنگاه زن رو به قبله کرد و خدا را به زیبایی سپاس کرد، سپس لوح را درآورد و به او داد؛ بعد، ابوبکر لوح را گرفت، عثمان آن را خواند و نوشته دقیقا همان بود که علی (ع) گفته بود، بی کم و زیاد! آنگاه ابوبکر گفت: ای ابوالحسن [علی] او از آن توست ...» بحارالأنوار، ج ۴۱، ص ۳۰۳ و ۳۰۴.
خامنهای، سیدعلی (۲۹ فروردین ۱۳۱۸/ ۲۸صفر ۱۳۵۸/ ۱۹ آوریل ۱۹۳۹)، فرزند سیدجواد
سید علی حسینی خامنهای فرزند مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین حاج سید جواد حسینی خامنهای، در فروردینماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمری در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنهای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: «پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشهگیر [...] زندگی ما بهسختی میگذشت. من یادم هست شبهایی اتفاق میافتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه میکرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود.»
خانهای که خانوادهی سید جواد در آن زندگی میکردند در یکی از محلههای فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدری من که در آن متولد شدهام، تا چهار پنج سالگی من، یک خانهی ۶۰ ـ ۷۰ متری در محلهی فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفهای! هنگامی که برای پدرم میهمان میآمد -و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت- همهی ما باید به زیرزمین میرفتیم تا مهمان برود. بعد عدهای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم.»
پدرش سیدجواد خامنهای (۲۰جمادیالثانی ۱۳۱۳نجف، ۱۶ آذر۱۲۷۴/۱۴ تیر ۱۳۶۵) از علما و مجتهدان عصر خود بود که در نجف متولد شد و در کودکی همراه خانوادهاش به تبریز آمد. پس از اتمام دورهی سطح، در حدود ۱۳۳۶ق به مشهد مهاجرت کرد و در فقه و اصول از محضر بزرگانی چون حاجآقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی (کفائی)، میرزا مهدی اصفهانی و حاج فاضل خراسانی و در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی بهرهمند گردید. سپس در ۱۳۴۵ق به نجف رفت و از حوزهی درس میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقاضیاءالدین عراقی کسب فیض کرد و از سه نفر مذکور اجازهی اجتهاد گرفت. او در پی تصمیم بازگشت به ایران راهی مشهد شد و برای همیشه در آن شهر اقامت گزید و ضمن تدریس، امامت مسجد صدیقیهای بازار مشهد (مسجد آذربایجانیها) را عهدهدار گردید. او همچنین از امامان جماعت مسجد جامع گوهرشاد نیز بودوی علاقهی زیادی به مطالعه داشت. مباحثات علمی روزانه وی با همردیفان از جمله حاج میرزا حسین عبائی، حاج سید علیاکبر خوئی، حاج میرزا حبیب ملکی و ... تا دهها سال ادامه داشت. همچنین فردی پرهیزگار و بیتوجه به امور دنیوی بود و زندگی زاهدانهای داشت .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آنکه فرزندانش به مقامات عالی سیاسی و اجرایی رسیدند، همچنان به زندگی زاهدانهی خود ادامه داد. به دلیل بهرهمندی از کمالات انسانی همواره مورد وثوق مردم بود. در رواق پشت ضریح مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد . امام خمینی در پیام تسلیتی به آیتالله خامنهای به مناسبت فوت پدرش، آیتالله سیدجواد خامنهای را عالمی با تقوا و متعهد برشمرد .
جد اعلای ایشان سیدمحمد حسینی تفرشی نسب به سادات افطسی میرساند. شجره وی به سلطانالعلماء احمد، معروف به سلطان سیداحمد میرسد که با پنج واسطه از اخلاف امام سجاد (ع)، است. جدش سیدحسین خامنهای (تولد حدود ۱۲۵۹ق/ درگذشت ۲۰ ربیعالثانی ۱۳۲۵ق) در خامنه به دنیا آمد و در نجف نزد اساتید بزرگی چون سیدحسین کوهکمری، فاضل ایروانی، فاضل شربیانی، میرزا باقر شکی و میرزا محمدحسن شیرازی تلمذ کرد و پس از طی مدارج علوم دینی در حوزهی علمیهی نجف اشرف، در زمرهی فقها و مدرسان آن حوزه قرار گرفت. او در سال ۱۳۱۶ق به تبریز آمد و مدرس مدرسهی طالبیه و امام جماعت مسجد جامع آن شهر شد. دارای افکار بلند سیاسی و اجتماعی و از علمای طرفدار مشروطه بود و همواره مردم را به حمایت و پاسداری از نهضت مشروطه تشویق میکرد. برخی از آثار علمی ایشان از جمله حاشیه بر کتابهای ریاضالمسائل، قوانینالاصول، مکاسب شیخ انصاری، فوائدالاصول و شرح لمعه وقف کتابخانهی حسینیهی شوشتری نجف شد. شیخ محمد خیابانی، روحانی مبارز و مجاهد عصر مشروطه، شاگرد و داماد وی بود. سیدمحمد خامنهای (۱۲۹۳ نجف/شعبان ۱۳۵۳ق نجف) مشهور به پیغمبر، عموی آیتالله خامنهای از شاگردان آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی و دیگر بزرگان نجف بود، و فردی آگاه به مسائل زمان و از رجال طرفدار مشروطه بهشمار میرفت.
بانو میردامادی (۱۲۹۳ش ـ ۱۳۶۸ش)، مادر آیتالله خامنهای بانویی زاهد، متشرع، آشنا با آیات قرآن، احادیث، تاریخ و ادبیات بود. او در جریان مبارزه با رژیم پهلوی با فرزندان مبارزش، بهویژه آیتالله سیدعلی خامنهای همگام بوده است.
آیتالله خامنهای درباره مادرشان میگویند: «مادرم خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ شناس - البته حافظ شناس که میگویم، نه به معنای علمی و اینها، به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ - و با قرآن کاملاً آشنا بود و صدای خوشی هم داشت.
ما وقتی بچه بودیم، همه مینشستیم و مادرم قرآن میخواند؛ خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ میخواند. ما بچهها دورش جمع میشدیم و برایمان به مناسبت، آیههایی را که در مورد زندگی پیامبران است، میگفت. من خودم اولین بار، زندگی حضرت موسی، زندگی حضرت ابراهیم و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم - به این مناسبت - شنیدم. قرآن که میخواند، به آیاتی که نام پیامبران در آن است میرسید، بنا میکرد به شرح دادن.»
«آیتالله سیدهاشم نجفآبادی میردامادی» (۱۳۰۳ق ـ۱۳۸۰ ق)، جدِّ مادری آیتالله خامنهای (از خاندان میرداماد فیلسوف مشهور عصر صفویه) از شاگردان آخوندخراسانی و میرزا محمدحسین نائینی، از علما و مفسران قرآن و از ائمهی جماعت مسجدگوهرشاد بودو در عین حال به امر به معروف و نهی از منکر اهتمام ویژهای داشت و در پی اعتراض به کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در دورهی حکومت رضاشاه، به سمنان تبعید شد. آیتالله خامنهای از سوی مادر به محمد دیباج فرزند امام جعفر صادق (ع) نسب میرساند.