درتاریخ ۹ بهمن ۱۳۵۹ امام خمینی برای آیت الله صادق احسانبخش،حکم نمایندگی ولی فقیه دراستان(امامت جمعه رشت) راصادرکردند.
اولین نمازجمعه به امامت احسانبخش:جمعه،۱۰بهمن ۱۳۵۹(٢٣ربیع الاول ١٤٠١)درمسجد(بقعه)خواهرامام رشت اقامه شد.
ترور احسانبخش:روزپنجشنبه ۲۶فروردین ۱۳۶۱(٢٠ جمادی الثانیه ١٤٠٢)مسجدکاسه فروشان رشت.
«آیت الله احسانبخش» سرانچام پس از۱۹ سال و۵۰روز ازحادثه ترور-بادرجه۷۰%جانبازی-در ۱۴ خرداد ۱۳۸۰ بشهادت رسید.
آیت الله احسانبخش/زندگینامه واحکام صادره امام خمینی
احسانبخش اززبان خودش
من صادق احسانبخش -فرزندحاج غلامرضا-دریکی ازروزهای-تیرماه ۱۳۰۹ درروستای لیف شاگرد(بازارجمعه)شهرستان صومعه سرا-استان گیلان بدنیاآمدم.
نام مادرم:«سیده زینب احسانبخش»،معروف به «سیده»است
نگارنده-پیراسته فر: احسانبخش (درموردتولدش)می نویسد:
اگرسالها وماه های دیگردیدید اشتباه است ،چون بااطلاعاتی که ازمادرم گرفته ام ومحاسباتی که من کرده ام ،این تاریخ(مذکور) دقیق تراست.
ایشان درادامه می نویسد:پدرم،فرزندکربلایی یحیی که اوفرزند«مشهدی عزیز»واو(مشهدی عزیز)فرزند«شیخ سلیمان» است.
اجدادما«رودباری» یودند
شیخ سلیمان از«عمارلورودبار»به لیف شاگردآمده بود وبه شغل دامداری مشغول بوده است
مشهدی عزیز(مشت عزیز)۴ پسرداشت(سلیمان،یحیی،کردک وعیسی)
شیخ سلیمان،کثیرالاولادبوده
«یحیی»پسری داشت بنام«غلامرضا»ایشان زن مجتهدی داشته که متعبدواهل ذکربوده است
ازفرزندان پدرم(پسران):حاج ذکریا معروف به یحیی-باقرو«صادق» وعیسی(دختران):حاجیه مار-حاجیه معصومه وحاجیه فاطمه نام داشتند.
قرآن رادر مکتبخانه محل آموختم که ملای مکتب«مُلاحسین طالقانی»نام داشت که درمنزل مرحوم عبدالله-مستقربود،بعدازآن به مکتبخانه «مسجدماتک» رفتم که مُلایش«شیخ عزت الله ترک»بودروخوانی بوستان وگلستان سعدی راآموختم وبعدهم مرثیه خوانی رایادگرفتم.
قبر«سیده زینب احسانبخش»(مادرِآیت الله صادق احسانبخش)
پدرم دامداربود-در«ماتک»
وضع مالی مابنسبت مردم روستابهتربوددرمنزل ۳۰رأس «اسب ومادیان »داشتیم و۱۰رأس گاوشیرده که ازطریق آنهاارتزاق می کردیم.
مادرم وابستگی زیادی به فرزندانش داشت وبمن بیشتروابسته بودتاحدی که وقتی پدرم مرابه رشت جهت تحصیل آورد،مادرم نتوانست دوریم را تحمل کند،پدرم راتحت فشارقرارداد که قسمتی اززمینهایمان رابفروشیم وبا پولش خانه ای دررشت بخریم که چنین شد.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:فاصله روستای «لیفشاگرد»تا«ماتک»،حدودیک کیلومتر(این ۲روستامتصل بهم هستند)،فاصله ماتک تابازارجمعه(تولمات)،حدود۶کیلومتر،وفاصله بازارجمعه(تولمات)تارشت،حدود۱۵کیلومتر است.
کل جمعیت رشت درآن زمان(سال۱۳۲۴) حدودپنجاه هزار(۵۰۰۰۰)نفربود.
پدرم به روحانیت خیلی علاقمندبود ودرسال۱۳۲۴ مرابه مدرسه«حوزه علمیه مهدویه» رشت آوردثبت نام کرد،آن روزچهارشتبه۱۱جمادی الثانی۱۳۲۴بود.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:آنطوری که من محاسبه کردم،تاریخ ۱۱جمادی الثانی۱۳۶۴بایدباشد که مصادف با۳خرداد۱۳۲۴است،روزش هم پنجشنبه بود(سن۱۲۸۵سالگی)واین اشتباهات ناشی از ادغام ماه قمری باشمسی اتفاق می افتد،مثل حالا که می گویند:اربعین۱۳۹۶(اربعین قمری و۹۶شمسی است)
خروج ازرشت=ازدواج
سال١٣٢۵اولین سفرم رابه مشهد آغازکردم که تاآن موقع ازگیلان خارج نشده بودم،دراین سفرکه دایی«سیدحسن»و -زن دایی -باخانواده اش همراه بودند،مقدمات ازدواج با دختردایی فراهم شد
سفربه قم ودوران طلبگی
«آیت الله صادق احسانبخش»و «حجت الاسلام سیدموسی حجتی شفتی»
درسال١٣٢۶باموافقت پدروجلب رضایت مادرعازم قم شدم،موقتاًدرخانه اجاره اقامت کردم وباطلبه ای بنام«شیخ شیخ عنایت نصراللهی» هم اتاق شدم،بعدهابا یکی همشهری هایم«شیخ موسی حجتی»درمدسه حاج ملاصادق یک حجره گرفتیم
معالم رادررشت خوانده بودم،تکمیلش را نزدفرزند«شیخ عبدالرزاق قائینی» خواندم وبعد”لعمه”را پیش آیت الله”شهید”صدوقی محدداً خواندم ولمعتین را پیش آیت الله منتطری خواندم ودروس دیگررا پیش علمای دیگر تااینکه درس خارج رانزدآیت الله بروجردی خواندم.
توضیح نگارنده(پیراسته فر):شیخ موسی حجتی=حجت الاسلام سیدموسی حجتی،امام جماعت فقیدمسجدسوخته نکیه که زمانی امام جمعه موقت رشت هم بوده.
معمم شدن
سال١٣٢۸عمامه ای شدم ولی برخلاف دیگرطلاب -منبرنرفتم بلکه درفکرنوشتن کتاب شدم،سعی کردم احادیث راحفظ کنم که تألیف(٣٢جلدی) «آثارالصادقین» نشأت گرفته این زمان است.
بعدازاین به تهران رفتم که تحصیلاتم رادردانشگاه ادامه بدهم که پدراطلاع پیداکرد وسخت مخالفت کردکه من ناچارشدم به قم برگردم ،اما همچنان درتصمیمم مصربودم
ازدواج
درهمین اوضاع واحوال بودکه پدرم برایم مراسم ازدواج گرفت،همان دختردایی که درسفرمشهدمقدمه سازی شده بود(سیده مریم موسوی)ازداواج کردم
اولین منبر
اولین منبرم درمحرمسال۱۳۲۹بود-درروستای «کیاسرا »سنگر-رشت-بود،درهمین ماه ۷مسجدرا تقبل نمودم ومبلغ۴۵۰تومان دریافت کردم
ورودبه دانشگاه
سال ۱۳۳۱وارددانشگاه -معقول ومنقول-شدم که بعدها به دانشگاه الهیات تغییرنام داد.
شهریه ام بعلت ورودبه دانشگاه قطع شد
ضمن اینکه هنوز طلبه هم بودم،سال دوم دانشگاه که وقتی رفتم برای گرفتن شهریه به مدرسه رضویه،حاج محمدحسین احسن-نماینده ومقسم آیت الله بروجردی گفتند«بعلت ورودبه دانشگاه»شهریه تان قطع شده است.
نامه ای به ایت الله بروجردی نوشتم وشرح حالم را توضیح دادم که دانشگاهم هفته ۲تا۳روزهست ومن پیش فلان اساتیدحوزه درس می خوانم که ایشان مجدداً دستوربرقراری شهریه ام رادادند.
«مزارآیت الله احسانبخش»(مصلی رشت)
«حکم امام خمینی برای آیت الله احسانبخش»(امامت جمعه رشت)
تأسیس دبستان دین ودانش
بعدازاتمام دانشگاه به رشت برگشتم وبا کمک آیت الله سیدمحمودضیابری«دبستان دین ودانش»راازمهرماه ۱۳۳۹ درمحله «صندوق عدالت»(چله خانه) راه اندازی کردم.
مسجدکاسه فروشان
سال ۱۳۴۰آیت الله ضیابری ازمن خواست که درماه رمضان درمسجدکاسه فروشان منبربروم که جمعیت زیادی می آمدند برای استماع ونماز
مسجدچینی چیان
آیت الله ضیابری مرا بعنوان امام جماعت مسجد«چینی چیان»منصوب کرد که آنجاهم جمعیت زیادی می آمدند که بیشترشان از«مشتریان منبر مسجدکاسه فروشان» بودند.
،این مسجدرایکی ازتجارمعروف شهر«حاج قلی اُف»معروف به «حاج محمدجعفرچینی چیان»ساخته بود که خیلی زیبابود.
فعالیت های انقلابی
چون درآن زمان سابقه نداشته که یک روحانی،دانشگاهی باشد ،ودیگربعلت داشتن یک مدرسه غیردولتی اسمم سرزبانهاافتاد ازبابت اینکه عکس آیت الله بروجردی وامام خمینی رادردفترمدرسه ام نصب کرده بودم،مراطرفدارآقای خمینی ونماینده ایشان درگیلان می دانستند.
سال۱۳۴۰که آیت الله بروجردی فوت نمودند من درگیلان برایش مراسم ترحیم گرفتم وکاروانی ازمردم متدین استان تدارک دیدم ،به قم رفتیم برای عرض تسلیت پیش مراجع وعلما
«ائمه جمعه رشت»(لاهوتی،احسانبخش،قربانی،فلاحتی)
درهنگام”رفراندم”شاه برای اصلاحات پیش آمد،دست به تحرکاتی زدم ،بنحوی ۲روحانی سرشناس(آیت الله سیدمحمدضیابری وآیت الله بحرالعلوم)رامجاب نمودم که به منبربروندوازمسائل روزصحبت کنند،رشت مثل بمب درکشورسروصداکرد.
مخصوصاً حرفهای «حجت الاسلام حسام» درمراسم ترحیم آیت الله بروجردی که خیلی انقلابی صحببت کرده بود،نگاه خیلی هارا متوجه رشت کرد.
حجت الاسلام شیخ هادی حسام--درایام فاطمیه-یک صبح-بین الطوعین-که برای روضه به مسجد«خمیران زاهدان» رشت ،می رفت«ترور»شد.
آیت الله حاج صادق احسانبخش(امام جمعه رشت)-حجت الاسلام هادی حسام-سمت چپ-کشورمصر
تفاوت حسام واعظ با حسام الاسلام
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:شیخ هادی حسام -واعظ-،با«حسام»زمان قاجار اشتباه گرفته نشود،آن شیخ حسن حسام الاسلام(متولد۱۲۲۸) متخلص به «دانش» فرزند ملا اسماعیل رشتی،است که درحکومت ناصرالدین شاه قاجار به «حسام الاسلام» ملقب شد.
«حسام الاسلام»شاگرد،میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی بوده که جزء مشروطه خواهان بوده ودردوره اول مجلس شورای ملی (۱۲۸۵) نماینده مردم رشت بود./پایان.
یک تلگرامی هم باامضای علمای رشت تهیه کردم(بحرالعلوم،ضیابری،حاج سیدحسین رودباری،محمدعلی زاهد،سیدموسی حجتی)درحمایت ازآیت الله خمینی،مخابره کردم.
نمازجمعه صومعه سرا
اولین پرونده سیاسی
اولین سخنرانی ضدرژیم رادرشفت انجام دادمجمعه، ۲۹ تیر ۱۳۴۱(١٧ صفر ١٣٨٢)که درگزارش ساواک هم موجوداست که اولین پرونده ضدرژیمم شکل گرفت.
شهرداری رشت-شهرام همتی(محافظ حاج آقااحسانبخش)-میدان شهرداری-هنگام مراجعت ازتهران-بهبودنسبی
آیت الله کاشانی دررشت
بعلت حرکتهای انقلابی آیت الله کاشانی،ایشان تحت تعقبب بوده،دستگاه ازاومی خواهدتهران راترک کند وی مدتی رشت را بعنوان اقامت انتخاب کرده بود،منزل آیت الله سیدمحمودضیابری اقامت داشت.
درمسجدچینی چیان نیزمنبرمی رفتم وسخنانی درتعریض به رژیم شاه میگفتم ،این مسجددرموقعیت خوبی بود مردم برای شنیدن سخنانم درخیابان جمع می شدند.
احضاربه شهربانی وساواک
چندبارمرابه ساواک احضارکردند،درشب ١٩ رمضان ١٣٩٨(۲ شهریور ۱۳۵۷) سخنرانی مهیجی کردم که مردم را نسبت به دستگاه ستمگررژیم شاه شوراندم،مردم هم شعارمرگ برشاه دادند وبه مراکزدولتی(بانکها)حمله کردند که درهمین ایام مرادستگیرکردند وبه تهران بردندودکمیته مشترک زندانی شدم وپس ازچندروزحبس،مرابه زندان اوین منتقل کردن ودریک سلول انفرادی انداختند،ازسراسرکشوردستگیرکرده بودند،ازگیلان ۴نفربودیم(شیخ ابراهیم فقیهی،سیدعلی اصغراحدی،وابطحی(رئیس دفتر رئیس جمهورخاتمی)که مارا۲تادوتابه هم دستبندزده بودند،که بعداز ماه رمضان ،باروی کارآمدن دولت آشتی(شریف امامی)آزادشدیم.
بامراجعت به رشت بازدست ازفعالیت نکشیدیم،تقریباًنزدیک شروع مدارس بودمهر۱۳۵۷به مناسبتهای مختلف دانش آموزان را به راهپیمایی می بردیم.
آیتالله مکارم شیرازی،درمیان،آیت الله قربانی(سمت راست) وآیت الله احسانبخش(سمت چپ)
امام جمعه رشت برسرمزارامام جمعه رشت
نمازجماعت به امامت آیت الله لاکانی
«محمدعلی کلی»(بوکسورآمریکایی)درنمازجمعه رشت.
«آیت الله احسانبخش»...«آیت الله سیدمجتبی رودباری»نمازجمعه رشت
خانواده آیت الله احسانبخش(دامادها)«سیدمحمدباقرحجتی»و«محمدحسین قدیری»،«صافدل» ودیگراعضا در«مزارآیت الله احسانبخش»
خانواده احسانبخش برسرمزار
«آیت الله احسانبخش»(امام جمعه رشت)،«حجت الاشلام عبدالعظیم یکتا»(امام جمعه صومعه سرا) و «حسن غفوری فرد»(معاون تربیت بدنی)کابینه هاشمی رفسنجانی-ورزشگاه عضدی رشت
«معماران(سازندگان و کارگزاران)مصلی رشت»
اولین امام جمعه تهران(آیت الله طالقانی) واولین امام جمعه رشت(آیت الله لاهوتی)دریک قاب.
«آیت الله صادق احسانبخش» و«آیت الله ناصرمکارم شیرازی» و«حجت الاسلام سیدمحمدمؤدب پور»
«حجت الاسلام محمدجواد پیشوایی»،« آقای احدی»، «حجت الاسلام صادق احسان بخش»،«حجت الاسلام سید ابوطالب پیشوایی»،«حجت الاسلام هادی حسام» و«حجت الاسلام بنی اسماعیلی»
«آیت الله محمدعلی موحدی کرمانی»، «آیت الله صادق احسانبخش» و «آیت الله محمدباقر محی الدین انواری»
اولین شهیدگیلان از«صومعه سرا» است
به بهانه اولین شهیدگیلان«فریبرزبرشنورد»که ازصومعه سرا بود٨آبان۱۳۵۷با جمعیتی به صومعه سرارفتیم
مدیریت سایت-پیراسته فر:فریبرزبرشنورد(۱۶ساله)دانش آموزدبیرستانی بود-درراهپیمایی شهرشرکت کرده بود وهنگامیکه تظاهرکنندگان(فرهنگیان ودانش آموزان مدارس)+دیگراقشاردراطراف مسجدجامع شهرتجمع کرده بودندباگلوله یکی ازپاسبانان به درجه شهادت می رسد
اولین شهیدرشت«ابراهیم جعفری»است
بعدازآن بمناسبت اولین شهیدرشت«جعفری»به همراه دانش آموزان وفرهنگیان وجمعی دیگربه تازه آبادرفتیم
نگارنده-پیراسته فر:«ابراهیم جعفری بوئینی » که اصالتاً فومنی بود،در تاریخ هفتم دی ۱۳۵۷(۳۱سالگی) به همراه عدهای از فرهنگیان و دیگر قشرهای مردمی پس از شرکت در راهپیمایی توسط مأموران رژیم پهلوی شناسایی و دستگیر میشود و مأموران با خواباندن وی بر آسفالت خیابان لاکانی رشت با زدن ضربات باطوم برقی او را بیهوش میکنندوبعداورادرحالیکه نیمه جان بودرهامی کنند،ازترس مردم صحنه راترک میکنند که انقلابیون اورابه بیمارستان دکتر حشمت می رسانند که درهمانجا جان به جان آفرین تسلیم می کند.وکم کم برتعدادشهداافزوده می شد وما هم حضورفعالی داشتیم
تحصن دانشگاه تهران ۴آبان ۱۳۵۷سمت چپ(نفرسوم)آیت الله احسانبخش است
درچهارم آبان که بختیارفرودگاه رابسته بود که امام خمینی نتواندازپاریس بیاید،به همراه چندنفربه تهران رفتیم ودرتحصن مسجددانشگاه که علمای تهران وقم ودیگراستانهاحضورداشتندشرکت کردیم وازجمله ازافراد«مستقبلین امام »درهنگام ورودامام خمینی درفرودگاه مهرآباد بودم
بعدازمراجعت به رشت،اعتصابات وراهپیمایی ها زیادشدوشبها در«دبیرشتان شاهپور»(شهیدبهشتی)حضورفعالی داشتیم.
«مدرسه دین ودانش»(مدرسه آیت الله احسانبش)
درشب هشتم آبان مدیرکل آموزش وپرورش گیلان که یک «خانم مزارعی»بوددرجلسه ماشرکت کرد که من به اواعتراض کردم که شما درافتتاح مدرسه ام (دین ودانش)خودرا مادرپانصدهزاردانش آموز معرفی کردی،چگونه درمقابل کشتارفرزندانت ساکتی!وازایشان خواستم فرداراهپیمایی داریم بیاشرکت کن که قبول کرد وآمد.
نمازجمعه-آیت الله احسانبخش...حجت الاسلام موسی حجتی
«آیت الله محمدجوادفاضل لنکرانی»و «آیت الله رسول فلاحتی»(امام جمعه رشت)برسرمزار(آیت الله صادق احسانبخش)امام جمعه فقیدرشت.
ایت الله سیدمحمودضیابری
بیمارستان-بستری شدن آیت الله احسانبخش
آخرفروردین۱۳۶۱- رئیس جمهوروقت،آیت الله خامنه ای وحجت الاسلام حاج شیخ محمدتقی فلسفی(زبان گویای اسلام) دربیمارستان شهیدرجایی تهران -عیادت آیت الله احسانبخش
عیادت رئیس جمهوروقت(آیت الله خامنه ای)ازآیت الله احسانبخش-جراحات حادثه ترور
آخرفروردین۱۳۶۱- رئیس جمهوروقت،آیت الله خامنه ای وحجت الاسلام حاج شیخ محمدتقی فلسفی(زبان گویای اسلام) دربیمارستان شهیدرجایی تهران -عیادت آیت الله احسانبخش
شهرداری رشت-شهرام همتی(محافظ حاج آقااحسانبخش)-میدان شهرداری-هنگام مراجعت ازتهران-بهبودنسبی
پای آسیب دیده درترو۲۶فروردین سال۱۳۶۱مسجدکاسه
حاج آقااحسانبخش وآن منافق به فاصله کمی برزمین افتادند،حاج آقا روبه بالا وآن منافق دمرو،
تنهاکسی که درمسجدمانده بود،مرد۴۲ساله ای بنام “غلامعلی پریمن “بود که آن هم دلیل ماندنش ( نپوشیدن”شلوار”بود،چون عادت داشته هنگام نمازشلوارش رادرمی آورده وبا پیژامه نمازمی خوانده
آقای پریمن محل افتادن نارنجک رانشان می دهد که اینجامحل حادثه بوده
همین ستون زیربالکن زنانه
حاج آقاپریمن می گوید،هیچکس درمسجدنبود،نارنجک که منفجرشد،چند(۱۰)نفرحاضردراطراف آقای احسانبخش مجروح شدند وبقیه هم وحشت زده فرارکردند،وی می گوید من آمدم که آقای احسانبخش را بلندکنم،سنگین بود،نتوانستم درهمین موقع “شهرام همتی”زودترازهمه رسید وجنازه آن منافق را به رگباربست! وبعدبرنیروهای سپاهی افزوده شد وحاج آقااحسانبخش را به بیمارستان پورسینابردند تااقدامات اولیه انجام دهند وبعدهم باهواپیما به تهران ،بیمارستان حاج سیدمصطفی خمینی بردند،
«شهرام همتی»(محافظ آیت الله احسانبخش)
آقای “پریمن”می گوید :حاج آقااحسانبخش هنگام ورودازدرب مدرسه مهدویه به داخل مسجدمی آمد ولی هنگام خروج ازکفشداری می رفت
وی می گویدبعلت مسائل امنیتی هرکس که به این مسجددرآن زمان می آمدتفتیش می کردند ولی درهنگام خروج بعلت ازدحام بعضاً بی احتیاطی می شد،یعنی کسی میتوانست ازکفشداری “لابلای جمعیت”به داخل بیایدودرآن روزبه احتمال زیاداین منافق یک همدست داشته،که آن همدست آمدسئوالی درباره “نیت کرد تاکمی حاج آقارا معطل کند ودرهمین لحظه این منافق کثیف باسرعت خودرا به حاج آقارساند واورا دربغل گرفت تا باعملیات انتحاری ازبین ببرد
آقای پریمن می گویدمحافظ آقای احسانبخش “شهرام همتی” مرده را به رگباربست،چون آن منافق هلاک شده بود ،حتی رنگ ورویش سیاه شده بود
آقای محمدحسین محمدی که خودرا یک “مداح”پیشکسوت معرفی می کند می گوید:من۲۵سالم بود وقتی انفجاررخ داد همه مادویدیم بطرف بیرون،وی می گوید”جان شیرین است” وماهمه ترسیدیم فرارکردیم.
عکس سمت چپ(کناربخاری)آقای محمدی ونفرسمت راست،آقای سلیمان سلیمانی است.
درداخل مسجد کاسه فروشان، نزدیک درب متصل به مدرسه مهدویه قبور۲نفرازعلماست یکی آیت الله سیدمهدی رودباری ودیگری سیدمحمودضیابری
«مدت بستری شدن آیت الله احسانبخش»(بیمارستان تهران)بعدازترور درمسجدکاسه فروشان.
راهپیمایی اوائل انقلاب–آیت الله احسانبخش-آیت الله امینیان-استاندار(شهیدانصاری)
حکم امام خمینی برای ریاست کمیته های انقلاب اسلامی گیلان
زمان: ۱اردیبهشت ۱۳۵۸(٢٣ جمادی الاولی ١٣٩٩)
بسمه تعالى
جناب مستطاب ثقه الاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ صادق احسان بخش- دامت افاضاته.
لازم است جنابعالى با همکارى و کمک «جناب مستطاب ثقه الاسلام والمسلمین آقاى حاج سید عبداللَّه ضیایى- دامت افاضاته» در شهرستان رشت و حومه به کار کمیته ها رسیدگى و تصفیه کنید؛ و نسبت به مشکلات مالى که دارند اقدام نموده ضمناً آنان را به اتحاد و یگانگى دعوت نموده، از اختلاف و تفرقه برحذر دارید. و در تمام کارها با علماى اعلام محل- دامت افاضاتهم- مشورت و همکارى داشته باشید. از خداى تعالى ادامه توفیقات همگان را خواستارم. والسلام علیکم و رحمه اللَّه .
روح اللَّه الموسوى الخمینى.
صدورحکم «امامت جمعه»پنج شنبه، ۹ بهمن ۱۳۵۹
درتاریخ ۸ دی ۱۳۶۱ امام خمینی برای مرحوم حاج صادق احسانبخش،حکم امورحسبیه استان گیلان راصادرکردند.
زمان: ۸ دی ۱۳۶۱ / ۱۳ ربیع الاول ۱۴۰۳
مکان: تهران، جماران
موضوع: انتصاب نماینده در استان گیلان و اجازه در امور حسبیه و شرعیه
مخاطب: احسانبخش، محمدصادق
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدللَّه رب العالمین، و الصلوة والسلام علی محمد و آله الطاهرین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
و بعد، جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمدصادق احسان بخش - دامت افاضاته - را بدین وسیله به عنوان نماینده خود در استان گیلان منصوب مینمایم که جناب ایشان ضمن رسیدگی به امور مذهبی مردم آن سامان، مجازند در تصدی امور حسبیه و آنچه در زمان غیبت حضرت ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - منوط به اذن ولی فقیه میباشد «فله التصدی لما ذکر مع مراعاة الاحتیاط»؛ و نیز مجازند در اخذ سهمین مبارکین و صرف سهم سادات را در محل و نصف از سهم مبارک امام - علیه السلام - را در موارد مقرره و ترویج شریعت مقدسه و ارسال نصف دیگر را نزد اینجانب جهت صرف در مصالح عالیه مسلمین. والسلام علیه و علی اخواننا المؤمنین و رحمة الله وبرکاته./سیزدهم ربیع المولود ۱۴۰۳روح الله الموسوی الخمینی.
فرمانده کل سپاه (محسن رضایی)دیدارباامام جمعه رشت
آیت الله احسانبخش-محمودقلی پور-حجت الاسلام یکتا(امام جمعه صومعه سرا)حجت الاسلام پورجعفر
آیت الله سید مهدی امام جمارانی(عضودفترامام-درکنارآیت الله صادق احسانبخش
آیت الله خامنه ای(زمان ریاست جمهور)درکنارآیت الله احسانبخش
کمک های مردمی گیلان به جبهه
مصاحبه نگارنده(پیراسته فر) با محرم اسرار نماینده ولی فقیه استان وامام جمعه فقیدرشت(حجت الاسلام محمدرضاشفیعی )می گوید:
شفیعی:ما حاج اقا احسانبخش را سریعاً به بیمارستان پورسینای رشت بردیم ،خیلی حال واوضاع حاج آقاوخیم بود تاحدی که یکی ازپزشکان معالج خبرازایست قلبی حاج آقاراداد وماهم میخواستیم به بیت امام گزارش ناگوار”تمام کردن”رابدهیم که باخوف ورجا برای آخرین بار”شوک”داده شد که الحمدلله قلب بکارافتاد
آقای شفیعی می گوید:من با حاج سیداحمدآقا-فرزندامام-تماس گرفتم وموضوع ترورراگفتم ،احمدآقاگفت:«من چندباربه احسانبخش گفته بودم که آن مسجدناامن است ،به مسجدکاسه فروشان نرو »
هواپیماراازآسمان رشت فرودآمد
وبعدگفت یک هواپیمای آموزشی درآسمان رشت درپروازاست،من حالا میگم که درفرودگاه فرودبیاید،نیروهای آموزشی را پیاده کند،آماده اعزام به تهران باشد وبعدگفت دراینجاهم من باچندبیمارستان هماهنگی میکنم اوراسریعاً برسانید.
بعلت شدت جراحات«امکان انتقال نبود»بالگردخواستیم
شفیعی می گوید،چون حمل آقای احسانبخش با آن همه جراحت مشکل بود مایک فروندهلی کوپترخواستیم ،هلی کوپتر رسید ولی ما دیدیم وضعیت حاج آقااحسانبخش طوری است که امکان جابجایی باهلی کوپترمقدورنیست.
آمبولانس آمد
مضافاً ازدحام جمعیت درداخل وبیرون بیمارستان آنقدرزیاداست که غیرقابل کنترل است،لذاما یک آمبولانس خواستیم وهلی کوپتررا طوری راهی کردیم که مردم خیال کنند حامل حاج آقااحسانبخش است،سیل جمعیت بعدازبلندشدن بالگردحرکت کردندبطرف فرودگاه وماتوانستیم حاج آقاراباآمبولانس به فرودگاه برسانیم.
اعزام اولیه به بیمارستان پورسینای رشت
آقای شفیعی مدت بستری شدن در«بیمارستان پورسینا»را ۳تاچهارساعت می داند.
حاج آقااحسانبخش بمدت ۵ ماه درتهران بستری شد
ومدت بستری شدن دربیمارستان تهران را۵ماه اعلام می کند ولی درکتاب “خاطرات صادق”۸ماه نوشته شده ومن”نگانده”این موضوع راتلفنی باآقای شفیعی درمیان گذاشتم آقای شفیعی مصربودبرتاریخ های گفته شده اش،وبرای اثباتش مدت بستری شده ۵ماهه اش می گوید من مدیرکاروان حج بودم ودر۲۷شهریورآن سال(۱۳۶۱)بلیط پرواز«جده»راداشتم که «حاج آقااحسانبخش باهواپیما به رشت اعزام شد ومن هم ازتهران به جده پرواز کردم.»
علت این اختلاف -زمان-دربعضی ازاختلافات گزارشات راپرسیدم ؟
حتی هنگام تنظیم گزارش-قبل ازانتشار-تلفنی با آقای شفیعی تماس گرفتم وگفتم درخاطرات حاج آقااحسانبخش تاریخی غیرازاین آمده!؟
رئیس دفترامام جمعه فقید(شفیعی )گفتند: «به حاج آقااحسانبخش گزارشهای خلاف داده اند»،خودایشان که درزمان حادثه درهوشیاری نبوده.
اول بیمارستان شهیدرجایی ،بعد بیمارستان حاج سیدمصطفی خمینی
آقای شفیعی می گوید:حاج آقارابرای مراقبتهای ویژه به بیمارستان شهیدرجایی بردیم وبعداورا برای درمان به بیمارستان حاج سیدمصطفی خمینی منتقل کردیم.
آیت الله احسانبخش درصفحه۶۱۷کتابش«خاطرات صادق»می نویسد:
درطول مدت ۸ماهه بستری شدن دربیمارستان سیدمصطفی خمینی مراجع تفلید،آیات عظام ،شخصیتهای کشوری ولشکری به عیادت حاج آقااحسانبخش آمدند ویاباصدوراطلاعیه ضمن محکوم کردن این عمل جنایتکارانه برای سلامتی حاج آقا دعا کرده بودند
ازجمله ازعیادت کنندگان رهبرمعظم انقلاب(آیت الله خامنه ای)بود که آن زمان درمقام ریاست جمهوری بود
او در رشت از طرف آیتالله ضیابری به سرپرستی امور طلاب رشت منصوب شد. وی تنها به تدریس اکتفا نمیکرد، بلکه به ترویج اندیشههای بلند حضرت امام خمینی نیز میپرداخت. در مسجد «چینیچیان» رشت امامت جماعت را به عهده داشت و با بینش آگاهانه و حسن رفتار خود گروههای بسیاری از مردم، به ویژه جوانان را با افکار و ارزشهای اجتماعی و مبارزاتی اسلام آشنا میساخت. به تدریج آوازهی شخصیت ایشان به دیگر شهرها، بخشها و روستاهای استان گیلان پیچید و مرتباً بر علاقهمندان و مراجعهکنندگان به ایشان افزوده میشد.
آیتالله احسانبخش از این فرصتهای کم نظیر حداکثر استفاده را برد و به رشد آموختههای عقیدتی، فقهی، اخلاقی و سیاسی مردم در سراسر استان اهتمام ورزید. در ضمن این آگاهی بخشی، رسالهی حضرت امام را در سطح استان پخش مینمود و حتی عکس ایشان را در شرایط خطرناک حاکمیت رژیم طاغوت در مسجد نصب کرد. به این خاطر در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ چندین بار به سازمان اطلاعات و امنیت احضار و سرانجام از سال ۱۳۴۴ ممنوع المنبر گردید. ولی او به مبارزات خود در قالب سخنرانیهای افشاگرانه ادامه میداد و سخنرانیهای پرشور ایشان در دوران تبعید امام خمینی در افشای خیانتها و انحرافات شاه برای روشنگری مردم گیلان بسیار مؤثر بود . از فعالیتهای دیگر ایشان در دوران اقامت حضرت امام در نجف اشرف ایجاد ارتباط با مبارزان خارج از کشور در طی تشرفات متعدد به مکهی معظمه بود که این حرکات از چشم ساواک دور نماند و به شدت ایشان را تحتنظر داشت.
از آیتالله احسانبخش حدود پنجاه اثر علمی در زمینههای فقه، حدیث، تفسیر، اخلاق و تاریخ برجای مانده است که از آن جمله آثار الصادقین در ۲۳جلد.
آیت الله احسانبخش سرانچام پس ازنوزده سال و۵۰روز ازحادثه ترور-بادرجه۷۰%جانبازی-در ۱۴ خرداد ۱۳۸۰ بشهادت رسید.
آرامگاه آیت الله احسانبخش درمحوطه مصلی رشت قراردارد،مصلی ای که خودش بنیانگذارش بود
از آیتالله احسانبخش حدود پنجاه اثر علمی در زمینههای فقه، حدیث، تفسیر، اخلاق و تاریخ برجای مانده است که از آن جمله میتوان به ۱ـ آثار الصادقین در ۲۳ جلد، ۲ ـ خوارج و علل پیدایش آن در سه جلد ۳ـ نقش دین در خانواده در دو جلد ۴ـ تفسیر سورههای اسراء، نمل، احزاب و…اشاره کرد.
اولین امام جمعه رشت مرحوم حجت الاسلام حسن لاهوتی اشکوری بود،باانتخابش بعنوان نماینده مردم رشت درمجلس شورای اسلامی ،ازسال۱۳۵۹ امامت را به مرحوم آیت الله امینیان واگذارکرد.بعدمسائلی پیش آمدکه سنگرنمازجمعه چندین ماه خالی ماند.
«نمازجمعه رشت به امامت آیت الله سیدمجتبی رودباری» در«پارک شهر رشت»(درزمان امامت آیت الله شیخ حسن لاهوتی)
«آیت الله صادق احسانبخش» پنج شنبه،٢٠ جمادی الثانیه ١٤٠٢(۲۶ فروردین ۱۳۶۱)درمسجدکاسه فروشان ترورشد واماعوارض ضایعات ناشی ازترورراحتش نمی گذاشت،دیالیزمی شد ودرنیمه اردیبهشت۱۳۸۰بغلت شدت نارسایی کلیه هایش،حدودیک ماه در بیمارستان خاتم الانبیا تهران بستری شد وسرانجام پس از۱۹سال بعدازحادثه ترور،درساعت ۱۵،۳۰ دوشنبه ١١ ربیع الاول ١٤٢٢(۱۴ خرداد ۱۳۸۰) درسالگرد رحلت مرادش (امام خمینی)درسن ۷۱سالگی به درجه شهادت نائل آمد.
بعداز رحلت آیت الله احسانبخش-درتاریخ ۱۷ / ۴ / ۱۳۸۰ مقام معظم رهبری،آیت الله زین العابدین قربانى رابه امامت نمازجمعه رشت منصوب کردندودراردیبهشت سال ۱۳۹۷ آیتالله رسول فلاحتی امام جمعه رشت شدند.
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت عالم خدمتگزار و پرتلاش، مرحوم حجة الاسلام والمسلمین آقای احسانبخش رحمه الله موجب تاسف و تاثر اینجانب گردید . این روحانی بزرگوار و پرتوان محور مجاهدتها و تلاشهای مردم غیور و مؤمن رشت و استان گیلان و منشا خدمات فراوانی در سراسر آن منطقه بود و تحرک شبانه روزی و خستگی ناپذیر او، نمونه ای کم نظیر محسوب می شد . حضور او در جبهه های دفاع مقدس و پشتیبانی بی دریغ او از رزمندگان دلاور گیلان از یادگارهای فراموش نشدنی آن دوران پرافتخار است و آثار ماندگار او در رشت و سایر شهرهای گیلان موجب نام نیک همیشگی اوست . فقدان این روحانی خدوم برای مردم و جامعه روحانیت استان، ضایعه بزرگی محسوب می شود .
این جانب این حادثه تاسف بار را به عموم مردم عزیز استان گیلان به خصوص به روحانیون محترم و ارادتمندان آن مرحوم و بالاخص به خانواده گرامی، فرزندان و بازماندگان مکرم ایشان، تسلیت عرض می کنم و علو درجات آن مرحوم را از خداوند مسئلت می نمایم .
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته/سید علی خامنه ای-۱۴ خرداد ۱۳۸۰
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:پس از پیروزی انقلاب، آیتالله احسانبخش با حکم امام سرپرستی کمیتههای رشت را بر عهده گرفت . که مأموریت کمیته ها«سروسامان دادن به امور انقلاب وانقلابیون ودستگیری حُکّام ظالم وحامیان رژیم شاه وضدانقلابیون،همچنین مقابله بامتجاوزان وچپاولگران » بود.
درپی تَعَرُّض به منزل آیت الله احسانبخش( در روز ۲۹ دی ۱۳۵۸ که با نقشه گروهکهای منافق وضدانقلاب شکل گرفته بود که متأسفانه عده ای ازانقلابیون مذهبی تندروی یکی ازمحلات معروف حزب اللهی دراین ماجرانقش داشتند) که تصمیم به ضرب وجرح وشایدکشتن وی راداشتندبه داخل خانه اش هجوم بردند،همه اتاقهاراتفتیش کردند،غافل ازاینکه احسانبخش درمکان امنی مخفی شده بود.
مهاجمین ناامیدانه منزل احسانبخش راترک می کنند و آقای احسانبخش هم بخاطرعدم امنیت جانی،مجبوربه ترگ استان(گیلان)می شود وبه بیت امام می رود،ماجراراگزارش می کند،باشناختی که امام خمینی واعضای بیت امام ازوی داشتند ،احسانبخش رابه یک مأوریت خارجی ( کشور بنگلادش) می فرستند،البته بعلت موفقیت دراین مأموریت پاکستان، هندوستان هم افزوده می شود،مأموریت آیت الله احسانبخش «بازرسی»سفارتخانهها و کنسولگریهای ایران درکشورهای مذکوربود که درتراز انقلاب اسلامی باشند(زدودن آثارطاغوت)که این مأموریت حدود۴ماه بطول انجامید.
پس ازمراجعت به ایران،درپی انتخاب آیت الله لاهوتی به نمایندگی مجلس،شروع جلسات مجلس شورای اسلامی(خرداد۱۳۵۹)،مدت چندماهی «آیت الله امینیان»امام جمعه موقت رشت بودند که درپی اختلافی بین امام جمعه رشت وامام جمعه موقت رشت،چندماهی نمازجمعه رشت به تعطیلی کشیده شد وکم کم زمینه برای حضورمجددآیت الله احسانبخش درگیلان فراهم شد، گروهی ازمؤمنین رشت(بازاریان وروحانیون)به سرپرستی حجت الاسلام نیاکویی باتهیه طوماری به دیدارامام خمینی می روند که امام خمینی دستورصدورامامت جمعه رشت درپنج شنبه، ۹ بهمن ۱۳۵۹(٢٢ ربیع الاول ١٤٠١)صادرمی کند ونمازجمعه هم درروزبعددرمسجد(بقعه)خواهرامام رشت اقامه می شود.
خاطره اولین روزبرپایی نمازچمعه به امامت آیت الله احسانبخش
رئیس دفترنماینده ولی فقیه دراستان می گوید:جمعیتی بیش ازهزارنفرآمده بودند،حاج آقااحسانبخش پشت تریبون رفت وخطبه ای ازنهج البلاغه راخواند،دراین زمان حدودصدنفراز "حزب الله"یکی ازمحلات معروف رشت هم آمده بودن،امانه برای اقامه نماز،بلکه برای شعارعلیه امام جمعه جدید!آنهاشعارمی دادند"مرگ برسازشکار،مرگ برامریکا ..."
این گروه که درچندجمعه دیگرنیزآمدند،امادرهرجمعه ازتعدادشان کاسته می شد.
خاطره آیت الله رسولی ازانتخاب «احسانبخش»برای امامت جمعه رشت
«خاطره حجت الاسلام سیدجوادنیاکویی»(سخنگوی هیئت اعزامی)«چگونگی گرفتن حکم امام جمعه رشت»
حجت اسلام سیدجوادنیاکویی :اسفند ۱۳۵۹جمع ۱۰نفره به خدمت امام می رسندبرای گرفتن حکم امامت جمعه ای آیت الله احسانبخش،ایشان(نیاکویی)سخنگوی گروه اعزامی بودند برای ارائه گزارش اوضاع گیلان(رشت)ودرخواست حکم امامت جمعه رشت.
حجت الاسلام نیاکویی یکی ازروحانیون خوشنام گیلان(رشت)بوده وسالهاامام جماعت مسجدامام حسین(ع)زیرکوچه میدان شهرداری رشت بوده است
آقای نیاکویی «سخنگویی گروه ۱۰نفره ای بودند که برای گرفتن حکم مرحوم آیت الله احسانبخش،نزدامام امام خمینی رفته بودندرابعهده داشت»
چگونگی گرفتن حکم امامت جمعه احسانبخش اززبان رئیس دفترش
«حجت الاسلام محمدرضاشفیعی» می گوید:ما۱۰نفرازرشت با۲خودرو رفتیم جماران،۵نفرروحانی بودیم.
(حجت الاسلام سیدجوادنیاکویی،حجت الاسلام کامل خیرخواه،حجت الاسلام سیدابوطالب حجازی وخودم)۵نفرهم بنمایندگی ازبازاریان رشت بودند(آقایان گلچین)
«حجت الاسلام میرابوطالب حجازی»
،حاج کاس آقاهاتفی، و(حاج رضاعظیم زاده وحاج گل آقافتوحی)
رئیس دفترنماینده ولی فقیه دراستان گیلان گفت:طوماری را باخودبرده بودیم،سخنگوی ما پیش امام خمینی،آقای «نیاکویی» بود.
«نمازجمعه رشت به امامت آیت الله مختار امینیان»و «پارک شهررشت»
«حجت الاسلام سیدجوادنیاکویی»(سخنگوی هیئت اعزامی) گزارشی ازگیلان -رشت-دادند وخطاب به امام گفتند:«مدتی است که رشت نمازجمعه برگزارنمی شود،بعدازاینکه آقای لاهوتی ،امینیان را عزل کرده اند،نمازجمعه نداریم،باشناختی که آقای احسانبخش ازگیلان دارد،اگرصلاح بدانیدایشان امام جمعه رشت بشود»
آن زمان نمازجمعه مکان خاصی نداشت،بعضی وقتها درداخل دانشگاه گیلان(منظریه)بود وبعضی وقتها درپارک شهر(پارک قدس) ویادردبیرستان شهیدبهشتی(شاهپور)
آقای شفیعی می گوید :چندمدتی بعد،آقای رسولی محلاتی درملاقاتی باحاج آق احسانبخش گفت:درهمان روزی(پنج شنبه، ۹ بهمن ۱۳۵۹) که دوستان امده بودند پیش امام (۱۰نفربه سرپرستی حجت الاسلام نیاکویی)،هنگام سرنمازمغرب وعشاء نشسته بودیم،امام خمینی مراصدازد وگفت :«بروحکم آقای احسانبخش رابنویس وبده به رادیو ،همین امشب دراخبارساعت۲۰ بخواند».
آیت الله سیدهاشم رسولی محلاتی گفت:من به امام گفتم:عده ای ازبزرگان نوشته اند که آقای امینیان امام جمعه رشت بشود،ازجمله آقایان مهندس موسوی(نخست وزیر)آقای جنتی(آیت الله جنتی)،آقای شجونی وآقای مصطفی حائری فومنی وچندتااسم دیگررا هم آقای رسولی محلاتی نام برد که درذهنم نیست.
امام فرمود:«بروحکم آقای احسانبخش رابنویس وبده رادیو».
عالی