پیراسته فر

خبری تحلیلی

پیراسته فر

خبری تحلیلی

دیدگاه شهید بهشتی و آیت الله مصباح درباره دکتر شریعتی(خاطرات دکتر فرشادمومنی)

آیت الله مصباح یزدی،دکترشریعتی رامهدورالدم می دانستند،آیت الله بهشتی این تفکر وتصورراخلاف اسلام می دانستند...

خاطرات فرشاد مؤمنی از دیدگاه شهید بهشتی ومذاکراتش با آیت الله مصباح درباره دکتر شریعتی.

فرشاد مؤمنی که در «مؤسسه دین و اقتصاد» و در سالگرد شهادت آیت الله دکتر بهشتی سخن می گفت به بیان برخی از خاطرات خویش از آن استاد شهید پرداخت.

«دکترفرشادمؤمنی» گفت: من مسئول واحد دانش‌آموزی حزب جمهوری اسلامی بودم و مستقیماً تحت نظر شهید بهشتی کار می‌کردم که مسئول تشکیلات حزب جمهوری بودند.  فرشاد مؤمنی گفت:

  اوایل انقلاب روزانه چندین پیشنهاد برای کار در جاهای مختلف به من می‌شد و من قادر نبودم به آن‌ها نه بگویم، تنها چیزی که به نظرم رسید اینکه هر کسی اصرار بیش از حد می‌کرد، می‌گفتم: «من از نظر اخلاقی قول همکاری به آقای بهشتی دادم و کاره‌ای نیستم

اگر فکر می‌کنید موضوع حیاتی و مهم هست از آقای بهشتی اجازه بگیرد، اگر ایشان قبول کردند من با کمال میل می‌آیم.

آیت الله بهشتی در کنار حبیب الله عسگراولادی، ابوالفضل حاج حیدری و سید رضا نیری در دفتر حزب جمهوری اسلامی

حضور آیت الله دکتر بهشتی در دومین سمینار سراسری جهاد سازندگی/ ۲۵ اسفند ۱۳۵۹ - عکاس: علی فریدونی

پنج مورد که پشت سر هم چنین اتفاقی افتاد آقای بهشتی از طریق دوست بسیار عزیز برای من پیغام فرستادند و گفتند این‌ افراد را دنبال من نفرست. تو باید در همین جا کار کنی و من هیچ جا را مهمتر از اینجا برای ما شما نمی‌دانم.

از راست: بترتیب از راست:امیرحسین  پولادی،هاشم صباغیان،دکترسید محمد مهدی جعفری،دکتریدالله سحابی، مهندس مهدی بازرگان، مجمد بسته نگار ،احمد صدر حاج سید جوادی.

بعد از اینکه دولت موقت(مهندس مهدی بازرگان) استعفاء داد امام خمینی   به آقای بهشتی گفتند به دلیل اینکه به زودی نهادهای نظم جدید مستقر می‌شود و ما انتخابات مجلس و ریاست جمهوری را انجام می‌دهیم برای این سه ماهه مناسب نیست که من یک نفر دیگری را به عنوان نخست وزیر منصوب کنم.

به شورای انقلاب گفتند در این سه ماهه شما مسئولیت اداره‌ی امور اجرایی کشور را به عهده بگیرید. نتیجه این شد آقای بهشتی که تا این درجه برای حزب جمهوری اسلامی اهمیت قائل بودند در طی سه ماه حتی یکبار نتوانستند به حزب تشریف بیاورند.

دکتر فرشاد مؤمنی گفت: به دلیل اینکه شدت‌ کارهایی که با ایشان داشتم زیاد شده بود از ایشان وقتی گرفتم و به محل استقرار شورای انقلاب و مجلس خبرگان رفتم تا کارها را با ایشان در میان بگذارم، زمانی که سلام و علیک کردیم و نشستیم با حالت خوشی به من خوش آمد گفتند. من خیلی عبوس گفتم عده‌ای برای ما پیغام می‌فرستند که حزب خیلی مهم هست ولی انگار فقط برای من مهم است.

یکی از جلسات مشورتی در دفتر حزب جمهوری اسلامی. این سالن در ۷ تیر ۱۳۶۰منفجر شد.

ایشان(آیت الله بهشتی) هم البته چنین اجازه‌ای می‌دادند که این قدر راحت صحبت کنیم. بعد ایشان خندیدند و جزئیاتی را از فشار کاری غیر قابل تحملی که وارد شده توضیح دادند در عین حال که حق را به من دادند و گفتند کاملاً حق با تو هست ولی توضیح دادند که ماجرا این گونه است و من به اضطرار بودم.

فرشاد مؤمنی، اقتصاددان: احتمال گران شدن «حامل‌های انرژی» در سال آینده/سقوط بی سابقه بدنه حکومت از نظر کیفیت کارشناسی

دکتر فرشاد مؤمنی گفت: بعد از اینکه این را گفتند من گریه کردم و گفتم من صریح به شما می‌گویم در روز قیامت مسئولیت کاستی‌ها و کوتاهی‌هایی که به خاطر نبودن شما در کار من ایجاد شده را نمی‌پذیرم. من مسئولیت را از این بابت پذیرفتم که شما پشتیبانی و راهنمایی کنید. به ایشان گفتم در غیاب شما با همه توان هم نمی‌توان با گروه‌های رقیب رقابت بایسته کرد. منظورم از گروه‌های رقیب کسانی بود که اصل جمهوری اسلامی و امام خمینی را قبول نداشتند و در مدارس خیلی فعال بودند.

« حتی رجوی را میتوانم اصلاح کنم»

آیت الله دکتربهشتی به من گفتند: «بجای اینکه گریه کنی برو دعا کن که خداوند به من کمی فرصت دهد».

آیت الله دکتربهشتی گفتند:اگر من فرصت داشته باشم به تو تعهد می‌دهم که حتی رجوی را هم اصلاح کنم.

دکتر فرشاد مؤمنی گفت:قصد دارم مشی و منش ایشان را تصور کنید.

با اوصافی که از دوستان در زندان از خلق و خوی آقای رجوی شنیده بودیم با حالت استهزاء به ایشان نگاه کردم و گفتم:« رجوی را اصلاح می‌کنید!؟ »که این موضوع از نظر من غیر ممکن بود.

یکی از جلسات مشورتی در دفتر حزب جمهوری اسلامی. این سالن در ۷ تیر ۱۳۶۰منفجر شد.

«آیت الله دکتربهشتی» به من فرمودند چیزی که من به تو گفتم رجزخوانی نبود، متکی به شواهد تجربه شده است.

«توده ای هارانمازشب خوان کرده ام»

«آیت الله دکتربهشتی»سپس سوگندی یاد کردند و گفتند من «توده‌ای‌»هایی را نماز شب خوان کردم که آقای رجوی به گرد آن‌ها هم نمی‌رسد.

آیت الله دکتربهشتی گفتند: بنابراین با اطمینان به تو می‌گویم آقای رجوی هم قابل اصلاح هست و اگر من فرصت داشته باشم چنین کاری انجام می‌دهم.

دکتر فرشاد مؤمنی گفت:از این بابت من می‌گویم که خداوند بزرگترین عنایتی که به این مرد کرده بود، قدرت اقناعی بی‌نظیر ایشان بود. در تمام زندگی چنین سطحی از قدرت اقناعی را ندیدم.
«مسوول واحد دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی» گفت: قضیه نکاتی که در ارتباط با ماجرای مدرسه‌ی حقانی شنیده اید؛ این بود که سال ۱۳۵۴ جناب آقای «مصباح یزدی» به مدرسه‌ی حقانی تشریف بردند و سخنرانی کردند.

آیت الله مصباح:دکتر شریعتی،منکرضروریات دین است بایدکشته شود!

آقای مصباح در آن سخنرانی از دیدگاه خودشان ثابت کردند که مرحوم دکتر شریعتی ضروریات دین را منکر شده است. بنابراین گفتند باید او برخوردی متناسب با منکر ضروریات دین شود.

هفته‌ی بعد شهید بهشتی به آنجا تشریف بردند و زمانی که وارد می‌شوند چند نفر از طلبه‌ها خدمت ایشان می‌رسند و با حالت اضطراب و اضطراری می‌گویند آقای مصباح چنین چیزی درباره‌ی دکتر شریعتی گفت و باید حذف فیزیکی شود.

به آقای بهشتی گفتند: نظر شما درباره اظهارات مصباح یزدی چیست؟

غایبان انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی چه کسانی بودند؟

آقای بهشتی فرمودند: مسئله‌ای در این سطح یک مسئله‌ی دم دستی و سرپایی نیست که بگویید آقای مصباح چنین گفته و شما چه می‌گویید.

«آیت الله دکتربهشتی» می‌فرمایند: برای اینکه به پرسش شما پاسخ دهم حداقل سه ماه زمان لازم دارم.

آن‌ها داد و بی‌داد می‌کنند و می‌گویند اسلام در خطر هست و اگر حرف آقای مصباح بپیچد ممکن است چنین و چنان شود.

آقای بهشتی روی صحبت خود پافشاری می‌کنند و می‌گویند این مسئله‌ای جدّی هست و من برای اینکه یک مسئله‌ی جدّی را پاسخ جدّی دهم باید به طور جدّی بررسی کنم.

دکتر فرشاد مؤمنی گفت:از زاویه‌ی یک مسلمان این شیوه‌ی برخورد اندیشه‌ای با مسائل است.

«آیت الله دکتربهشتی» می‌فرمایند: من نمی‌توانم به نقل قول شما اکتفا کنم. من باید با دقت نوار سخنرانی آقای مصباح یزدی را گوش دهم. سپس باید فیش‌هایی که آقای مصباح از آثار دکتر شریعتی درآوردند و به مبنای آن‌ها گفتند که ایشان منکر ضروریات دین بوده را ببینم. بعد از اینکه آن‌ها را دیدم باید خودم به آثار دکتر شریعتی مراجعه کنم و بحث‌های پیش و پس عبارت‌های گزینش شده را ببینم تا بفهمم استنباطی که آقای مصباح می‌خواستند به صورت گزینشی ایجاد کنند مبنا دارد یا ندارد.

«آیت الله دکتربهشتی» درادامه گفتند:مسئله‌ی اساسی‌تر اینکه بعد از انجام همه‌ی این کارها نوبت اجتهاد خودم می‌رسد که من درباره‌ی این قضیه چه می‌گویم. هر چه آن‌ها اصرار می‌کنند شما نظر بده، ایشان با این مبانی و استدلال‌ها می‌فرمایند امکان ندارد اکنون صحبتی کنم.

فرشاد مومنی از تحولات روز، آمار و ارقام و اقدامات انجام‌شده بی‌خبر است

فرشاد مؤمنی گفت: آقای بهشتی قرار سه ماه بعد را با آن‌ها می‌گذارند.

فرشاد مؤمنی:بعد از سه ماه آن جلسه برگزار شد و اکنون نوار جلسه‌ی برگزار شده به صورت یک کتاب تحت عنوان دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن منتشر شده است.

«اینکه هر کسی را نپسندیم فرمان قتل آن را دهیم دستور اسلام نیست»

دکترفرشاد مؤمنی:در آن جلسه آقای بهشتی طرز مواجهه‌ی آقای مصباح یزدی با اندیشه‌های دکتر شریعتی را با تعبیر ضد اسلامی توصیف می‌کنند و می‌گویند: «اگر قرار باشد فکر هر کسی را نپسندیم فرمان قتل آن را دهیم ربطی به اسلام ندارد

دکترفرشاد مؤمنی گفت:چیزی که کاملاً اتفاقی پدیدار شده و ارزش کتاب را بیشتر می‌کند این است که در کتاب چهار سخنرانی ای که بعد از انقلاب شهید بهشتی درباره‌ی دکتر شریعتی داشته اند را هم آورده‌اند.

ایشان(آیت الله دکتربهشتی) نمی‌دانستند به این زودیها شهید می‌شوند و همه را یکجا یک کتاب می‌کنند.

«آیت الله دکتربهشتی»در سخنرانی‌ها بعد از انقلاب می‌گویند بعد از جلسه‌ی گفتگو با طلاب، آن آقایی که سخنانشان مورد ارزیابی گرفته بود(آیت الله مصباح یزدی) بجای اینکه پاسخی به مطالب من ارائه کنند با من قهر و رابطه‌شان را قطع کردند./پایان سخنرانی دکترفرشادمؤمنی.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده این گزارش:سایت انتخاب(۱۰ تیر ۱۳۹۸) بنقل ازجماران است وامابااندکی اصلاحات(تعیین فعل وفاعل ومفعول)وانتخاب تیتر.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این دوست قدیمی که با شهیدبهشتی قهرکرد،مؤسسه راترک کردچه کسی بود؟

دستیار ویژه رئیس جمهور: فردا به گلستان و مازندران می‌روم

 

حجت الاسلام و المسلمین علی یونسی وزیرسابق اطلاعات:اولین بار که بنده با این شهید بزرگوار ملاقات کردم به چند سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در خانه شهید قدوسی بر می گردد. من به عنوان یکی از تحصیل کردگان مدرسه شهیدین، منتظریه یا حقانی(همه این سه اسم به یک مدرسه اشاره دارد) بودم و شهید بهشتی مسئول عالی این مدرسه بود. مدرسه کاملا توسط شهید قدوسی اداره می شد ولی مسئول نهایی آیت الله دکتر شهید بهشتی بود. ما طلاب این مدرسه بیشتر با شهید قدوسی اداره می شدیم و مأنوس بودیم و در سال چند بار با شهید قدوسی در وقت های خاصی ملاقات می کردیم.

در این ملاقات من و سه نفر دیگر از طلاب مدرسه حقانی به نام های شهید شاهچراغی، دکتر مقدم و آقای جواد محدثی بودیم. این ملاقات هم عمدتا به این خاطر بود که نزاعی در مدرسه حقانی رخ داده بود و مدرسه حقانی به دو طیف و جریان تقسیم شده بودند. گروهی شدیدا طرفدار آیت الله مرحوم مصباح یزدی و گروهی هم مخالف ایشان بودند. تعلیمات و دروس آیت الله مصباح یزدی این دو جریان را در مدرسه حقانی ایجاد کرده بود و اداره این مدرسه برای شهید قدوسی مشکل شده بود و برای حل این نزاع مرحوم شهید بهشتی به قم آمدند و چند طلاب برجسته مدرسه را دعوت کردند که اصل مسأله را بپرسند و راه حلی برای این اختلاف پیدا شود.

«آیت الله مصباح یزدی» مخالف شریعتی و آیت الله طالقانی و حتی مخالف فعالیت های سیاسی طلبه ها بود

آیت الله بهشتی از ما پرسیدند : چرا شما با برادر عزیزمان آقای مصباح که مدرس خیلی خوبی است مخالف هستید؟! اما ماهمه طلاب گفتیم، ما با ایشان مخالف نیستیم، بلکه با طرز تدریس و برخورد ایشان با مخالفین خودش مخالف هستیم.

حجت الاسلام  یونسی : آیت الله مصباح یزدی شدیدا مخالف شخصیت هایی مثل مرحوم شریعتی، آیت الله طالقانی و به طور کلی روشنفکران انقلابی آن روز مخالف بود و با این کار مخالف بود که طلاب به فعالیت های سیاسی وارد شوند.

علت مخالفت آیت الله مصباح بافعالیت سیاسی طلاب

ایشان(مصباح) اعتقاد داشتند طلبه ای که وارد مبارزات سیاسی شود ممکن است دستگیر شود و به زندان برود و در زندان تحت تأثیر گروه های مارکسیستی قرار بگیرند و لذا این کارها این مصلحت نیست.

​آیت الله بهشتی:بعضی ازعلمای حوزه،که ازدوستان صمیمی من بودند،بخاطرحمایتم ازدکترشریعتی،رابطه خودرابامن قطع کردند.

مصاحبه ودیدگاه شهیدبهشتی درباره دکترشریعتی

۲اظهار نظر شهید بهشتی را می‌آوریم: یکی در قالب گفتگوست و دیگری بخشهایی از سخنرانی آن بزرگوار در جمع طلاب است که در کتاب «شریعتی؛ جستجوگری در مسیر شدن» آمده و با تلخیص تقدیم می‌شود.

دکتر شریعتى از استعدادها و قریحه‌هاى سرشار، پرارزش و پرخروش زمان ماست. اجازه دهید نگویم‌ «بود»؛ چون او زنده است. همه این فعلها را متناسب با زنده بودن او، با زمان حال بیان خواهیم کرد. شریعتى خود را ساخته و پرداخته رنج مى‌دانستپیرامون دکتر و کار او و افکار او و کتابهاى او و سخنرانى‌هاى او و حسینیه ارشاد جنجالى بود. خوب، این جنجال بر سر ما هم مى‌ریختمدام از ما مى پرسیدند: «درباره دکتر چه نظرى دارى؟ درباره کتابهاى او چه مى گویى؟ درباره طرز تفکرش چه مى‌گویى؟» من هم معمولاً با صراحت بیان مى‌کردم که: دکتر یک قریحه سرشار سازنده و آموزنده است؛ خطا، اشتباه و لغزش در کار او هست و نمى‌تواند نباشد. اما هیچ کس حق ندارد به خاطر این اشتباه‌ها و لغزش‌ها، ارزش‌هاى عالى و سازنده او را نادیده بگیرد، چه رسد به اینکه به او حمله کند. مکرر گفته بودم: آن چیز که قطعاً از اسلام منحرف است، روشى است که این آقایان در برخورد با دکتر در پیش گرفته‌اند. این قطعاً ضد اسلام است. این قطعاً با آن چیزى که قرآن به ما یاد مى‌دهد که «فبشر عبادی الذین یستَمِعون القول فیتّبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوالالباب» ناسازگار است.

ما به خاطر این جریان حتى با بعضى از دوستان پر دانش قدیمى خود نیز به هم زدیمیکى از دوستان واقعاً اهل مطالعه من که او نیز کمالاتى دارد و من به خاطر کمالات و مطالعه فراوانش، همواره او را دوست مى‌داشته‌ام، بر سر این موضع‌گیرى که نسبت به دکتر داشتم، اوقاتش با بنده تلخ شد و حتى درس خود را در مؤسسه‌اى که تدریس مى‌کرد (مدرس ارزنده‌اى است) ترک کرد و دیگر نیامد و قهر کرد. گفت من دیگر به اینجا نمى‌آیم و آرام آرام رابطه‌اش را نیز با من کم کرد!.

در هر صورت آیت الله مصباح یزدی مخالف مبارزات و فعالیت های طلبه ها بودند و همین باعث شد که طلبه ها به دو گروه تقسیم شوند.این موضوع مربوط به حدود سال ۵۳ است اما اوج این مخالفت ها و دعواها به سال های ۵۲، ۵۳ و ۵۴ بر می گردد. 

وزیرسابق اطلاعات می گوید: بلاخره  شهید بهشتی از ما پرسیدند چرا مخالف هستید و ما عرض کردیم مخالف نیستیم و فقط ایشان تدریس کنند و نظرشان را بدهند، ولی نسبت به مخالفین خودشان تحمل داشته باشند.

حجت الاسلام و المسلمین علی یونسی

در این دعوا قضاوت و داوری شهید بهشتی به نفع طلبه ها بود.

ایشان(شهیدبهشتی) فرمودند طلبه های ما مخالف آقای مصباح و درسش نیستند و مخالف موضع گیری و طرز برخورد ایشان هستند که آیت الله مصباح گفته بود، «یا من یا این طلبه ها در مدرسه باشند».

شهید بهشتی گفتند: ما ترجیح می دهیم طلبه ها باشند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: خبرآنلاین (۱ شهریور ۱۴۰۲) بنقل ازکیهان نوشت:شهید بهشتی پس از بازگشت از آلمان با دکتر شریعتی آشنا شد. ایشان پس از تعطیلی حسینیه ارشاد در سال ۱۳۵۱، بیشتر وقت خود را در مدرسه حقانی صرف می‌کرد. سال‌های ۱۳۵۳-۵۰ ایامی بود که سخنرانی‌های دکتر شریعتی و موضع‌گیری علما و روحانیون در مقابل آن اوج گرفته بود.

در فضای مدرسه حقانی نیز جوّی به وجود آمده بود که «طلبه‌های مدرسه حقانی برخی طرفدار دو آتشه دکتر شریعتی بودند و برخی مخالف او. به تدریج این طرفداری و مخالفت به دعوایی داغ بدل شد که مدرسه را دو پاره کرد.

جدی‌ترین مخالف دکتر شریعتی در مدرسه حقانی، [آقای] مصباح یزدی بود. سخنرانی مصباح علیه شریعتی در سال ۱۳۵۴در اصفهان جلسه‌ای پر تنش شد. مصباح از رگه‌های کفر و شرک در آثار شریعتی می‌گفت.... بهشتی بسیاری از انتقادهای مصباح از دکتر شریعتی، حداقل لحن و شدت بسیاری از آنها را نمی‌پسندید.» «برخی از فضلای قم مانند شهید حقانی هم به پیروی از آقای مصباح با آثار دکتر شریعتی مخالف بوده و از سوی دوستان انقلابی‌شان مورد انتقاد شدید بودند.»
شهید بهشتی در مورد اختلاف نظرش با آیت ‌الله مصباح در مورد مطرح کردن بحث‌های نقدِ دکتر شریعتی در مدرسه حقانی می‌گوید: « من مکرر به جناب آقای مصباح هم گفته‌ام. گفته‌ام برادر عزیز، چرا این بحث‌هایی که احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد باید این‌طور مطرح شود؟ به ایشان ده- پانزده روز قبل عرض کردم. گفتم آقا، بحث، بحث روش تربیتی مدرسه است. می‌گویم شما طلاب مدرسه نمی‌توانید با این اسلوب بار بیایید، وگرنه لااقل بنده نمی‌توانم در چنین مدرسه‌ای ذره‌ای در کارها سهیم باشم. مدرسه‌ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج، پرخاشگرِ بی‌جا، متعصب تربیت کند که نتوانند با هم دو کلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟ در این صورت چه خدمتی به اسلام و به حق کرده‌اند؟ به چه انگیزه‌ای؟

شرط اول خدمت در مدرسه این است که انسان منصف، اسلام انصاف‌آور، تشیّع انصاف‌آور، در مدرسه پا بگیرد. برخوردها باید منصفانه، منطقی، آرام، متین، روشنگر، امکان فکر گسترده دادن باشد. تحجر، تعصب، جمود، مطالب را زود در چارچوب‌های محدود آوردن و تاختن، هرگز نمی‌تواند آهنگ تربیت مدرسه باشد. اگر هست، بنده از این مدرسه نیستم. اگر چنین چیزی در مدرسه هست، رفقای ما اعلام بفرمایند که مدرسه حقانی رسالتش این است؛ مطمئن باشید آخرین دیدارمان با شما دوستان به عنوان مدرسه خواهد بود. ما می‌خواهیم انسان جست‌وجوگر بار بیاوریم؛ که در پی شناخت حق است.
موضع من در برابر دکتر شریعتی و کارهای او موضع بهره‌برداری صحیح است؛ نه لگدکوب کردن، نه لجن‌مال کردن و نه ستایش کردن و بالا بردن؛ بلکه حُسن استفاده از سرمایه‌ای در خدمت هدفی، با روشنگری بدون کمترین محافظه‌کاری برای تمام نقطه‌های ضعف او- که من در این زمینه تاکنون محافظه‌کاری نکرده‌ام و آن را روا نمی‌دارم.... به خود ایشان هم گفتم که دکتر اصولاً روشت خطاست؛ روشت نقص دارد؛ روشت را کامل کن....
من با صراحت به جناب آقای مصباح اعلام کردم، جناب آقای مصباح! اجمالاً به شما بگویم، من در برابر دکتر شریعتی نقد سالم خواهم داشت. چنان‌که داشته‌ام و بعد از این هم خواهم داشت. نیز نقد سازنده برای دیگران، و اگر خود او می‌بود تا حدودی که به او دسترسی داشتم، نقد سازنده برای خود او.»

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:امام خمینی:سخنان دکترشریعتی جوان‌ها را بیدار و به دین اسلام علاقه‌مند می‌ کند.هیچکس معصوم نیست.

«آیت‌الله دکتر محمد صادقی تهرانی» با اشاره به آراء دکتر شریعتی و نظر امام خمینی نسبت به آثار او می‌گوید: در میان علما، آقای خمینی در رابطه با شخصیت دکتر شریعتی سکوت می‌کردند و گاهی اوقات «شبه تأییدی» داشتند.

«دکتر محمد صادقی تهرانی» :حتی یک بار«امام خمینی» در جواب سؤال در مورد شخصیت دکتر شریعتی  فرمودند: مطالب ایشان(دکترعلی شریعتی) جوان‌ها را بیدار و به دین اسلام علاقه‌مند می‌نمایداگر هم اشتباهاتی باشد، ما هم اشتباه می‌کنیم. هیچکس معصوم نیست.

امام خمینی درادامه گفتند:«بنده برخی کتاب‌های ایشان(دکترشریعتی) را دیده‌ام البته صددرصد درست نیست (مانند تعبیر ایشان از خلیفه‌الله بودن انسان و یا اینکه خدا نه گونه و نه گانه دارد) اما این یک حقیقت است؛ چراکه همه ما انسان و جایزالخطا هستیمهمان اندازه که در ایران ایشان را وهابی دانسته و بلاد عرب از او به عنوان شیعه متعصب نام برده‌اند

یاسرعرفات،امام موسی صدر، شهیدمهدی شاه آبادی،آیت الله دکترمحمدصادقی وهمسرِدکترعلی شریعتی ۵ تیر ۱۳۵۶ سوریه  روزخاکسپاری  دکترشریعتی

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده«سایت مشرق(۲۹ خرداد ۱۴۰۱)بنقل ازخاطرات آیت‌الله دکتر محمد صادقی تهرانی.