«کریدور جادهای جایگزین تنگه هرمر» از طریق عربستان سعودی. بندر جده در دریای سرخ جایگزینی برای عبور از تنگه هرمز فراهم میکند.«خط کشتیرانی از مسیرکانال سوئز و دریای سرخ»(CMA CGM) از جده، کریدورهای جادهای، با یا بدون اتصالات دریایی، برای تحویل به عربستان سعودی (دمام)، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق ایجاد شده است.
«دبیرکل نهاد دریانوردی سازمان ملل متحد» روز پنجشنبه ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶(۴ تیر ۱۴۰۵) اعلام کرد که از روز سهشنبه ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶(۲ تیر ۱۴۰۵) تاکنون، در مجموع حدود ۱۱۵ کشتی و ۲ هزار و ۵۰۰ دریانورد از تنگه هرمز خارج شدهاند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«مسیر عمان برای عبورکشتی ها»(جایگزین تنگه هرمز)کجاست؟

«گذرگاه عمان»(طرح عمانی) برای دور زدن «تنگه هرمز»کجاست؟ کدام مسیر

کشتی متخلف در اطراف تنگه هرمز هدف قرارگرفت.
یک مقام آمریکایی به آسوشیتدپرس گفت که این کشتی مورد اصابت یک پهپاد ایرانی قرار گرفته است:«کشتی تجاری Ever Lovely»است.
ترامپ: ایران با پهپاد یک کشتی را در تنگه هرمز هدف قرار داد،«این نقض احمقانه آتشبس است»
رادیو فردا نوشت:دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶(۵ تیر ۱۴۰۵) اعلام کرد ایران با حملات پهپادی خود به یک کشتی در تنگه هرمز خسارت وارد کرد و این اقدام را «نقض آتشبس» خواند.
ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، نوشت: «جمهوری اسلامی ایران دستکم چهار پهپاد انتحاری را به سمت کشتیهایی که در حال عبور از تنگه هرمز بودند، شلیک کرد. یکی از این پهپادها مستقیماً به عرشه بالایی یک کشتی باری بزرگ و بسیار گرانقیمت اصابت کرد. این حمله به کشتی خسارت وارد کرد، اما کشتی توانست به مسیر خود ادامه دهد.»
ترامپ افزود که ارتش آمریکا سه پهپاد دیگر را سرنگون کرد و افزود: «واضح است که این اقدام نقض احمقانه توافق آتشبس با ماست.»
مسیر عمان؟
«دبیرکل نهاد دریانوردی سازمان ملل متحد» روز جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶(۵ تیر ۱۴۰۵) تیر اعلام کرد که از روز سهشنبه ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶(۲ تیر ۱۴۰۵) تاکنون، در مجموع حدود ۱۱۵ کشتی و ۲ هزار و ۵۰۰ دریانورد از تنگه هرمز خارج شدهاند.
«آرسنیو دومینگز»(دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی) این آمار را پس از آن اعلام کرد که این سازمان روز پنجشنبه، در پی حمله به یک کشتی در خلیج عمان، تلاشهای خود برای تخلیه حدود ۶۰۰ کشتی و ۱۱ هزار ملوان را به حالت تعلیق درآورد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفت که ایران با شلیک پهپاد به این کشتی خسارت زده است.
«دومینگز»(دبیرکل نهاد دریانوردی سازمان ملل متحد)در یک جلسه خبری آنلاین گفت: «در سه روز و نیم گذشته، ۱۱۵ کشتی از تنگه هرمز خارج شدهاند که این به معنای خروج ایمن حدود ۲ هزار و ۵۰۰ دریانورد از این آبراه است.»
این عملیات از روز سه شنبه ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶(۲ تیر ۱۴۰۵) و همزمان با آغاز برنامه عبور ایمن سازمان ملل آغاز شده بود.
وی افزود که پس از «رایزنی با برخی کشورها، بهویژه کشورهای منطقه»، تصمیم گرفته است روند تخلیه کشتیها و خدمهای را که به دلیل جنگ میان آمریکا و ایران در منطقه گرفتار شده بودند، بهطور موقت متوقف کند.
با این حال، دادههای سامانههای ردیابی نشان میدهد که کشتیها روز جمعه همچنان از مسیری استفاده میکردند که مورد تأیید ایران نیست.
مسیرجایگزین تنگه هرمز کجاست؟
عملیات رسمی خروج کشتیها و خدمه از طریق دو مسیر انجام میشود؛ یکی در نزدیکی سواحل عمان و دیگری در نزدیکی سواحل ایران.
هیچیک از این دو مسیر، گذرگاه سنتی تعیینشده از سوی سازمان بینالمللی دریانوردی در سال ۱۹۶۸ در قالب «طرح تفکیک مسیرهای تردد دریایی» برای کاهش خطر برخورد کشتیها در تنگه هرمز نیست.
دلیل این موضوع، وجود مینهای دریایی در مسیر معمول عبور کشتیهاست.
بر اساس تفاهمنامهای که ایران و ایالات متحده با هدف پایان دادن به جنگ امضا کردند، تهران متعهد شده است که ظرف ۳۰ روز مینهای دریایی را از این منطقه پاکسازی کند.
ادامه حرکت کشتیها در مسیر جایگزین
از سوی دیگر، خبرگزاری فرانسه بر اساس دادههای سامانههای ردیابی کشتیها که روز جمعه منتشر شد، اعلام کرد حجم تردد در تنگه هرمز نسبت به اوج ثبتشده در روز چهارشنبه کاهش یافته است، اما کشتیها همچنان از مسیری استفاده میکنند که مورد تأیید ایران نیست.
بر اساس دادههای «سامانه ردیابی کپلر» دستکم ۴۲ کشتی حامل کالا، از جمله نفتکشها، کشتیهای حمل گاز و کشتیهای فلهبر حامل محمولههایی مانند کود شیمیایی، روز پنجشنبه از تنگه هرمز عبور کردند. این رقم در مقایسه با ۵۷ کشتی در روز چهارشنبه کاهش نشان میدهد.
از میان این ۴۲ کشتی، ۱۰ فروند وارد خلیج فارس شدند و ۳۲ فروند از آن خارج شدند. نیمی از این کشتیها از مسیر جنوبی، در امتداد سواحل عمان، عبور کردند.
بر اساس «دادههای کپلر» تا بعدازظهر روز جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶(۵ تیر ۱۴۰۵) نیز ۲۹ کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کرده بودند که ۱۰ فروند وارد خلیج فارس و ۱۹ فروند از آن خارج شده بودند.
از این میان، ۱۷ کشتی از مسیر نزدیک به سواحل عمان استفاده کردند؛ با وجود آنکه یک کشتی کانتینربر با پرچم سنگاپور، طبق اعلام مرکز «عملیات تجارت دریایی بریتانیا» روز پنجشنبه ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶(۴ تیر ۱۴۰۵)هنگام عبور از همین مسیر گزارش داده بود که هدف اصابت یک پرتابه قرار گرفته است.
سامانه ردیابی «مرین ترفیک» نیز ثبت کرده است که از ساعت ۱۴:۱۰ به وقت گرینویچ، زمان وقوع این حمله، تا نیمهشب پنجشنبه، حدود ۱۵ نفتکش و کشتی باری از تنگه هرمز عبور کردهاند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز پنجشنبه اعلام کرد که عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی بدون مشورت با تهران، مسیر جدید عبور کشتیها را اعلام کردهاند و به شناورها هشدار داد از این مسیر استفاده نکنند.

سپاه در بیانیه خود اعلام کرد: «تنها مسیرهای مجاز برای عبور از تنگه هرمز، مسیرهایی هستند که توسط جمهوری اسلامی ایران تعیین شدهاند.»
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز روز جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶(۵ تیر ۱۴۰۵) گفت عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز بدون هماهنگی با حکومت ایران «قابل تضمین نیست» و هشدار داد که در صورت انجام نشدن این هماهنگی، ممکن است مسیرهای تعیینشده برای تردد کشتیها به حالت تعلیق درآید.
تنگه هرمز پیش از جنگ ۴۰ روزه محل عبور حدود ۲۰ درصد از نفت خام و گاز مایع مصرفی جهان بود و در پی مسدود شدن آن توسط ایران، علاوه بر بالا رفتن قیمت انرژی، کشورهای مختلف دچار کمبود شدند.
در پی امضای تفاهمنامه بین ایران و آمریکا و بازگشایی این آبراه، قیمت نفت خام به سطح پیش از جنگ رسیده است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مسیرجایگزین تنگه هرمز(برای ترددکشتی ها)کجاست؟
مسیر جایگزین تنگه هرمز برای تردد کشتیها. دریای عمان؟ نقشه
راههای لجستیکی امن از طریق امارات متحده عربی. مسیرهای حمل و نقل جایگزین متعدد، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عمان، عراق، قطر، بحرین، کویت و اردن را از طریق چهار بندر که همگی در جنوب تنگه هرمز واقع شدهاند، به هم متصل میکنند. این نقاط ورودی استراتژیک برای جریانهای خلیج فارس، بنادر خور فکان، فجیره، صحار و جده هستند. از این بنادر، CMA CGM کریدورهای لجستیکی را برای خدمت به مراکز اصلی در امارات متحده عربی (خلیفه، جبل علی، شارجه) و همچنین سایر کشورهای هممرز با خلیج فارس، از طریق ترکیبی از حمل و نقل جادهای منطقهای و دریایی ارائه میدهد.
کریدور جادهای جایگزین از طریق عربستان سعودی. بندر جده در دریای سرخ نیز جایگزینی برای عبور از تنگه هرمز فراهم میکند. CMA CGM از جده، کریدورهای جادهای، با یا بدون اتصالات دریایی، برای تحویل به عربستان سعودی (دمام)، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق ایجاد کرده است. این چیدمان همچنین امکان اتصال جریانها به مدیترانه و آسیا را بدون قرار گرفتن در معرض تنگه فراهم میکند.
راهکار جادهای مکمل از طریق سلطنت عمان. CMA CGM همچنین از بنادر عمان برای ارائه یک مسیر جادهای جایگزین اصلی سوم استفاده میکند. این بنادر امکان اتصال جادهای به امارات متحده عربی و کشورهای شمالی خلیج فارس را فراهم میکنند و خدمات جادهای و فیدر را با هم ترکیب میکنند و جایگزین قابل اعتمادی برای جریانهای منطقهای و فرامرزی ارائه میدهند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در پیامی کوتاه که چهارشنبه شب منتشر شد، اعلام کرد که مسیر ترانزیت امن عمان از طریق نیمه جنوبی تنگه هرمز را که به تازگی اعلام شده است، رد میکند. این مسیر یکی از دو گزینهای است که توسط طرح ترانزیت امن سازمان بینالمللی دریانوردی برای خروجیهای هرمز ارائه شده است.نیروی دریایی سپاه پاسداران در بیانیهای کوتاه اعلام کرد: «مسیر پیشنهادی غیرقابل قبول است و خطرات ایمنی جدی را به همراه دارد.» در چارچوب حملات اخیر ایران به کشتیرانی، هشدار «ایمنی» بار یک تهدید معتبر را به دوش میکشد.
ویکی پدیا اینگونه نوشت:طرح جداسازی ترافیک تنگه هرمز که توسط سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) به رسمیت شناخته شده است.
منتشر شده در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۲۲ بعد از ظهر توسط هیئت اجرایی دریایی
ترافیک ورودی و خروجی خلیج فارس از طریق تنگه هرمز به خطوط دریایی تثبیتشدهای که توسط سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده است، محدود میشود. در باریکترین نقطه، هم کانال شمالی/داخلی و هم کانال جنوبی/خارجی در آبهای عمان قرار دارند، چه قبل و چه بعد از این نقطه انسداد، خطوط دریایی از نظر تاریخی به داخل خاک ایران عبور کردهاند. طرح خطوط دریایی در درجه اول برای زمانهای صلح و ثبات طراحی شده است، با کانالهای بهینه که زمان عبور و مرور و هزینههای سوخت را به حداقل میرسانند. بخش عمدهای از تلاشهای دیپلماتیک عمان علیه ایران بر اساس نیاز این دو کشور به توافق با اجرای بدون قید و شرط طرح جداسازی ترافیک به نفع هر دو طرف و جامعه بینالمللی است.
نیروی دریایی سپاه مسئول مدیریت عملیات زمینی مسیر ترجیحی ایران از طریق تنگه هرمز است که در ضلع شمالی آبراه از کنار جزیره قشم (تصویر بالا) عبور میکند.
مسیر سازمان بینالمللی دریانوردی/عمان به جنوب TSS، نزدیک شبه جزیره مسندم (سلطنت عمان)
گذرگاه عمان شامل یک منطقه انتظار تعیینشده در داخل خلیج فارس و شش نقطه عبور در اطراف شبهجزیره مسندم است که کشتیها را درست در جنوب طرح جداسازی ترافیک اصلی که گمان میرود مینگذاری شده باشد، نگه میدارد.
این مسیر در آبهای عمان قرار دارد و به طور مشترک بین سلطنت عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی هماهنگ شده است. از ابتدا تا انتها، این یک سفر کوتاه ۴-۵ ساعته است - اما با توجه به مرگ ۱۱ دریانورد که تا به امروز در این درگیری رخ داده است، سفری دلهرهآور برای دریانوردان است.
بررسی حرکت کشتیها در تنگه در ۱۹ ژوئن که امروز در ۲۰ ژوئن نیز تکرار شد، نشان میدهد که کشتیها اکنون در مسیرهای ورودی، در خود تنگه و سپس در امتداد خلیج فارس، از آبهای سرزمینی ایران اجتناب میکنند، جایی که مسیر استاندارد قبلاً عمدتاً از طریق آبهای ایران بود.
مسیرهایی که اکنون مورد استفاده قرار میگیرند، در آبهای بینالمللی در امتداد خلیج عمان قرار دارند. در داخل تنگه، به نظر میرسد کشتیها بیشتر به سمت جنوب و کاملاً در آبهای عمان، در کانال شمالی/داخلی - مسیر قبلی که برای دور زدن آبهای سرزمینی ایران استفاده میشد - حرکت میکنند. پس از ورود به خلیج فارس، همه کشتیها به جز آنهایی که به سمت بنادر ایران میروند، نزدیک به ساحل راس الخیمه، در داخل آبهای سرزمینی امارات، حرکت میکنند. ازدحام زیاد در خطوط دریایی باریکتر، ناگزیر خطر برخورد را افزایش میدهد.
« روحالله رحمانی»مدیر برنامههای سابق مایکروسافت و آمازون(داماد دکترحدادعادل )
زندگینامه روحالله رحمانی بهعنوان مدیر برنامههای سابق مایکروسافت و آمازون
نخبه ای با اندیشهای متفاوت، رزومهای قوی برای خود میآفریند اما علیرغم تمامی انتظاراتی که از این فرد در ذهن داریم، راهی ایران میشود تا بهجای ساختن محصول، کشور بسازد.
نخبهای که اکنون در پایتخت کشورمان با ما زندگی میکند و درصدد خلق ارزش افزودهای است که دنیا را تغییر دهد و جهانی ایدهآل به وجود آورد.
آقای دکتر رحمانی، ابتدا کمی از خودتان و اینکه شخصیت شما بر چه پایهای شکل گرفت، بگویید؟
من متولد آمریکا و بزرگشده «اهایوی» آمریکا هستم(۱۳۵۸)دوران مهد کودک تا دکترا و نهایتاً کارم در بخش صنعت را هم در همین کشور سپری کردم.
البته پدر و مادرم ایرانیالاصل و بهترتیب زاده مشهد و تهران هستند؛ پدر و مادری که همواره از دوران کودکیام، دغدغه این را داشتند تا من خوب پرورش پیدا کنم و با آموزههای اسلام آشنایی داشته باشم. واقعاً والدینم در این مسیر زحمات زیادی کشیدند و با شیوه رفتاری خود به من آموختند که راه رستگاری و رسیدن به خدا خدمت به مردم است. با این حساب، تعجبی ندارد که اسم و فامیلیام ایرانی است و با افتخار میگویم مسلمانم.
موضوعی از زمان کودکی به خاطر دارید که بتوان از آن بهعنوان دوران طلایی نام برد یا بهعبارتی در آن سن کاری کرده باشید که برای خودتان هم جالب باشد؟
خاطرم هست در کودکی همواره نوعی کنجکاوی درباره علوم و تکنولوژیهای مختلف دنیا داشتم و این کنجکاوی بعدها به بلوغ خود رسید و در سن چهارسالگی شغلم را انتخاب کردم و به مادرم گفتم که میخواهم مخترع شوم. البته در آن زمان فقط شغلم را انتخاب کرده بودم و واقعاً نمیدانستم که میخواهم چهچیزی را اختراع کنم یا حتی قرار است ابداعم در چهزمینهای باشد؛ اما میدانستم که باید اختراع کنم. این موضوع بهقدری شاخ و برگ گرفت که ناخودآگاه مرا بهسمت خود کشاند و مسیر زندگیام را تحت تأثیر خود قرار داد.
شما درس و مدرسه مانع بروز و ظهور خلاقیت و ایدههای نوآورانه می دانید؟یا بالعکس در راه رسیدن به آرمان اختراع، تحصیل را هم ادامه دادید؟
به نکته هوشمندانهای اشاره کردید؛ اتفاقاً من بهسمت درس و تحصیل رفتم و نبوغی که داشتم باعث شد تا در دوران دبیرستان و در سن ۱۴سالگی، واحدهای درسی دوره دکترای ریاضی در دانشگاه را هم بردارم و با دانشجویان دکتری همکلاسی شوم. از آن جهت که چهارده سالم بود و دغدغههایم بسیار کمتر از دانشجویان دکتری بود، توانستم نفر اول کلاس در آن سن شوم.
علاوه بر درس و مدرسه، کار با زبان برنامهنویسی بیسیک را از سیزدهسالگی شروع کردم و در چهاردهسالگی بهسمت C++ رفتم.
با این حال بعد از اتمام دوران دبیرستان در موعد مقرر، راهی «دانشگاه واشنگتن» در شهر «سنلوئیس »شدم.
چندتا«دانشگاه واشنگتن» وجوددارد.
روح الله رحمانی وحدادعادل(دامادوپدرخانم)
آمریکا دانشگاههای واشنگتن زیادی دارد که مثلاً نمونههایی از آن جورج واشنگتن در واشنگتن دیسی، دانشگاه واشنگتن در سیاتل و… است
اما من دانشجوی Washington University in St. Louis در سنلوئیس بودم.
با توجه به اینکه پیش از اتمام دوره دبیرستان با برخی دروس دانشگاهی آشنا شده بودم، توانستم دانشگاه را زودتر از موعد مقرر شروع کنم و حتی بسیار جلوتر از همدورهایهای خود بودم.
با توجه به اینکه در دوره لیسانس باید دروس و دورههایی را میگذراندید که موفق به پاس کردن سطوح بالاتر از آن هم با توجه به گذراندن برخی واحدهای دوره دکتری شده بودید، نوعی احساس پوچی، بیهودگی و خستگی نمیکردید؟
من بسیار اهل پژوهش بودم و این روحیه را در دوران ورود به دانشگاه (دوره لیسانس) هم حفظ کردم و همین عاملی شد تا در دومین سال مدرک لیسانس، کار دکتری را شروع کردم.
یک سال بهطور غیررسمی روی مباحث و متون دوره دکتری فعالیت کردم و سال بعدش رسماً بهعنوان دانشجوی دکتری توسط دانشگاه پذیرفته و صاحب دفتر و حقوق شدم.
سئوال: چطور میشود شما که هنوز در ابتدای دوره لیسانس هستید و حتی دوره ارشد را هم نگذراندهاید، یکباره در دوره دکتری بهصورت رسمی پذیرفته شوید؟
نفربرتردانشگاه «واشنگتن»سنلوئیس
من اولین نفر در طول تاریخ آن دانشگاه بودم که حوالی سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ موفق به انجام چنین کاری شدم. حالا برای اینکه تعجبتان بیشتر شود، باید بگویم که با توجه به پایه قوی که در ریاضیات و علوم کامپیوتر داشتم، همزمان با لیسانس ریاضیات و دکترای کامپیوتر، شروع به تحصیل در دوره کارشناسی علوم کامپیوتر در دانشکده دیگری کردم.
سئوال: چه لزومی بود شما که موفق به ورود در دوره دانشجویی دکترای کامپیوتر شده بودید، بهسراغ لیسانس این رشته بروید؟
بالاخره خوب بود که مدرکش را داشته باشم.
سئوال: شاید از اینجا بتوان به ریشه و ایرانیالاصل بودن شما پی برد زیرا بسیاری از مردم ایران که به دانشگاه میروند، فقط دنبال مدرک هستند تا بعدها بتوانند پُز آن را به دیگران بدهند؛ پس شما هم کلاً مدرک دوست داشتید؟
اصلاً اینطور نیست و نبود زیرا اگر دنبال پز دادن بودم به دانشجویی پیش از موعدم در دوره دکتری میبالیدم و میتوانستم این کار را با مدرک دکترای خودم انجام دهم. این موضوعی که به ظرافت به آن پرداختید، چالش بزرگی است که در ایران با آن مواجه هستیم و دلیل آن هم این است که دانشگاه و صنعت هنوز نتوانستهاند با هم یکی و چِفت شوند، البته این موضوع امری طبیعی است.
سئوال: از چهلحاظ این چالش را امری طبیعی مطرح میکنید؟

بهخاطر تاریخچه ایران؛ شاید اولین کارخانهای که وارد ایران شد قدمتی صد تا ۱۵۰ سال داشته باشد و اینطور نبوده که از ۵۰۰ سال پیش در آن شاهد فعالیت واحدهای صنعتی باشیم. بهعبارت دیگر قدمت صنعت در کشورهای دیگر پیشینهای طولانیتر دارد. از سویی دیگر معمولاً کشورهایی که منابع فوقالعاده در زیر زمین، هوا یا… دارند بهسمت Resource curse (نفرین منابع) که اصطلاحی رایج در اقتصاد است، میروند. یعنی دسترسی آنها به منابع آنقدر زیاد است که دیگر بهسمت تولید نمیروند؛ بهعنوان مثال منابع نفت و گاز ایران از دیرباز بهاندازهای زیاد بود که رفته رفته به این سمت سوق پیدا کرد و در حال حاضر هم میتوانست مانند بسیاری از کشورهای منطقه فقط به استخراج و فروش این منابع بپردازد و تمام نیازهای خود را خریداری کند اما رویه در حال تغییر است.
«تِزدانشگاهی» شمادردانشگاه-امریکا-چه بود؟
کسی که دو مدرک لیسانس داشته و دکتری را پیش از موعد شروع کرده، قطعاً انسان توانمندی بوده اما جالب است بدانیم تِز دانشگاهی این فرد نخبه راجع به چه موضوعی بوده است؟
تقریباً اواسط دوره دکتری بودم که تصمیم گرفتم لیسانسهایم را کامل کنم و مدارکم را بگیرم؛ بعد از آن دوباره به ادامه و تکمیل دوره دکتری پرداختم.
تز دکترای من درباره «هوش مصنوعی» در موتورهای جستجو و موتورهای جستجوی تصویری بود.
هدف از این پروژه این بود که بهجای جستجوی کلمات در موتورهای جستجو، تصویری را به جستجوگرها بدهیم و آن موتور هم براساس «پیکسلها» قادر به شناسایی تصویر باشد و بتواند اطلاعات در ارتباط با آن شیء را در« دیتابیس »خود بیابد.
سئوال:در واقع همان الگویی که گوگل سالهاست بهدنبالش میگردد تا جستجوی مبتنی بر تصویر را داشته باشد؟
بله، دقیقاً همان تز دوره دکترای من بود و اتفاقاً در آن پروژه که اشاره کردید هم بهطریقی نقش داشتم.
سئوال: از آن دست دانشجویانی بودید که با گرفتن دو لیسانس و یک دکترا قادر به انتخاب شغل نبودید و از پدر و مادرتان برای اقدامات بعدی کمک گرفتید؟
نه،هیچوقت این موضوع اتفاق نیفتاد. علیرغم اینکه همیشه در مدت تحصیل کارهای پژوهشی و علمی میکردم اما قبل از اینکه تحصیلاتم کاملاً تمام شود، یافتن کار را شروع کرده بودم.
در همان برهه که دنبال کار میگشتم و هنوز مدرک دکترا نداشتم،
بهعنوان« مدیر برنامه در بخش موتورهای جستجو جذب مایکروسافت» شدم.
در واقع سال ۲۰۰۷میلادی(۱۳۸۶شمسی) به استخدام مایکروسافت درآمدم و کارم را از ۲۰۰۸میلادی(۱۳۸۷شمسی) در این کمپانی آغاز کردم.
در واقع شما جذب پروژه« بینگ» شدید؟
در آن زمان بینگی هنوز وجود نداشت اما از اولین وظایفی که داشتیم توسعه موتور جستجویی برای مایکروسافت بود که بعدها «بینگ »نام گرفت و روانه بازار شد.
سئوال:دلیل اینکه یک سال طول کشید تا رسماً فعالیتتان را در مایکروسافت آغاز کنید، بهدلیل نوع قرارداد و احیاناً سپری کردن دوران آزمایشی بود؟

خیر؛ در آن وقفه زمانی دکترایم را کامل کردم و برای مدت شش ماه به ایران آمدم.
سئوال:یعنی از میان اینهمه کشور در دنیا، جایی را بهتر از ایران برای تفریح و آماده شدن برای ورود به مایکروسافت نیافتید؟
شاید این موضوع به همان بحث اصالت بازگردد زیرا بالاخره پدر و مادرم ایرانی بودند و علیرغم اینکه در سنین کودکی و نوجوانی سه مرتبه به ایران سفر کرده بودم اما باز هم انتخاب بعدیام آنجا بود. به ایران بسیار علاقهمند بودم.
نحوه بهره گیری« نخبگان» ازاوقات فراغت
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:استفاده بهینه اززمان..در۶ماهی که برای تفریح به ایران آمده بود،یک ترم تدریس دردانشگاه راقبول کرد+ازدواج هم کرد
پروفسوررحمانی:در آن مدت زمان کوتاه شش ماهی که در آن بودم، یک ترم در دانشگاه تهران نیز تدریس کردم. در همان مدت زمان بهترین انتخاب زندگیام را هم انجام دادم و «ازدواج »کردم.
سئوال:ازدانشگاههای ایران دعوتنامه داشتید یاتصمیم شخصی یود؟
قطعاً همه این اتفاقات با تصمیم خودم بود اما اینکه تصمیمی برای ایران آمدن داشته باشم خیر.
خیلی برایم مهم بود تا با فردی خوب و مؤمن ازدواج کنم
اما واقعاً برنامهای برای این وصلت در تهران نداشتم.
در آمریکا انواع گزینهها برای ازدواج وجود داشت اما قسمت نشد تا اینکه بهواسطه دوست خانوادگیمان در ایران، با شریک زندگیام آشنا شدم. واقعاً ایدهآل من در ارتباط با شریک زندگی، خاص ایرانی بودن آن فرد نبود بلکه دنبال بهترین نفر در دنیا بودم که از قضا آن بهترین در تهران بود و البته هنوز هم بهترین است. باید بگویم که از دیگر اهدافم برای سفر به ایران، کشف فرصتهای جدید خدمت بود.
سئوال:«فارسی» چگونه یادگرفتید؟
مادر و پدرم همیشه در منزل فارسی صحبت میکردند که البته محاوره بود و به بیانات رسمی شباهتی نداشت؛ از این رو همه کلمات در ارتباط با یک مهمانی را خوب یاد گرفتم اما بعداً که به ایران آمدم اکثر کلماتی را که برای مکالمات رسمی نیاز داشتم، نداشتم و از این حیث نیازمند یادگیری دوباره بودم. البته بهجز فارسی، نیمرشتهای از عربی و ژاپنی هم خواندهام اما چون ژاپنی را خیلی تمرین نکردم، از دست دادم.
سئوال:یادگیری کدام زبان سختتر است؟
سختترین زبان برای من ژاپنی بود ولی از نظر قواعد زبانی، بهنظرم انگلیسی پیچیدهترین است.
سئوال: باهمسرتان به آمریکا برگشتید ؟
همسرم با فاصله زمانی کوتاهی به آمریکا آمد و به من ملحق شد؛ من هم در مایکروسافت مشغول به خدمت شدم.
بنیانگذار«جستجوی تصویری گوگل »یک ایرانی بود
نکته جالبی که ابتدای بحث اشاره کردم و آن هم فعالیت در زمینه جستجوی تصویری در پروژه گوگل بود، در این زمان رخ داد.
«استاد راهنمای پروژه دکترایم »بهواسطه «تِز من »در گوگل استخدام شد.
وی دعوت شده بود که تِزم را در ارتباط با جستجوهای تصویری به گوگل ارائه کند و آنها نیز از این پژوهش خوششان آمد و فوراً به وی پیشنهاد استخدام دادند. بعد از استخدام هم کلاً از دانشگاه بیرون آمد و به گوگل رفت.
جالب است که تا چند ماه قبل از ترک دانشگاه، همواره همدیگر را میدیدیم با این تفاوت که «استادراهنمایم محقق ارشد گوگل بود و من مدیر برنامه مایکروسافت». با اینکه رقیب هم در بحث صنعت شده بودیم اما هر از گاهی با ایشان تماس میگیرم و ارتباطمان حفظ شده است.
سئوال:هیچگاه از این موضوع که چرا گوگل پیشنهاد استخدام را به شما که اصل کار پژوهشی را انجام داده بودید، نداد رنجیدهخاطر نشدید؟
با توجه به اینکه ایشان استاد راهنمای من بودند، بهنوعی کار خودشان هم حساب میشد و لذا خیلی غیرمنطقی نبود که به استخدام گوگل درآمد. البته فرصت بالقوهای هم برای من بود که به این شرکت بروم و لذا از این جهت به آن فکر کردم اما هیچگاه ناراحت نشدم؛ حتی این موضوع را در بین تیم کاری مایکروسافت هم مطرح کردم و همه به آن خندیدند، واقعاً چون جالب به نظر میرسید.
پارتی بازی درامریکا-مایکروسافت؟
شما نمیتوانستید آن زمان از بند -پ(پارتی) که در ایران رواج دارد، استفاده کنید و به استادتان ملحق شوید؟
آنجا -امریکا-این قبیل کارها رایج نیست، البته در مورد ایران هم معتقدم که بحث شناخت وجود دارد نه پارتی… وقتی من، شما را بهعنوان بهترین فرد برای انجام یک کار مشخص میشناسم و دعوتتان میکنم تا کمکم کنید، این بهمعنای پارتیبازی نیست و شناخت است.
سئوال:درسفر۶ماهه تان «ایران» را چگونه دید؟
عجیبترین نکته سفر من این بود که کیفیت دانشجوهایم در ایران و نوع پروژههایی که آنها برمیداشتند همسطح با دانشجوهای فوقلیسانس و دکترای آمریکا بود. دانشجویان ایرانی همان سطح علمی آمریکاییها را داشتند و حتی بهتر از آنها بودند، بهخاطر همین وقتی به ایران آمدم حس آشنایی داشتم؛ انگار محیط کار عوض نشده و تنها زبان محیط تغییر کرده بود.
سئوال: زمانی که اینهمه استعداد را دیدید برایتان عجیب بود یا زمانی که به اشتیاق دانشجوها برای مهاجرت به آمریکا و کشورهای اروپایی پی بردید؟
واقعاً موضوع دوم برایم عجیبتر بود و خیلی از دانشجوها میخواستند به خارج بروند در حالی که شاید واقعاً نمیدانستند برای چه میخواهند این کار را بکنند. البته پیش از سفر به ایران هم شنیده بودم که چنین میلی در دانشجوها وجود دارد اما بهقول شماها -شنیدن کی بود مانند دیدن… تعجبم زمانی زیاد شد که متوجه شدم برخی از آنها ماندن در ایران را مترادف با کسر شأن و آیندهسوزی میدانستند.
سئوال: شما فکر میکنید ماندن در ایران برای دانشجویان نخبهای که رسیدن به گوگل، مایکروسافت و شرکتهای نامدار تکنولوژیمحور را حق خود میدانند، کسر امتیاز نیست؟
مهاجرت و این نوع طرز تفکر دانشجویان ایرانی، اشتباه و حتی خطرناک است. این طرز فکر ریشه در افکار استعماری دارد.
سئوال:وقتی دانشجویی با هزار آرزو مدرکش را میگیرد اما وقتی وارد بازار کار میشود، میبیند که در تقسیم کارها برحسب شایسته سالاری رفتار نشده و تمام آرزوهایش به باد رفته، توقع کمی هست که به فکر مهاجرت و رفتن از کشور باشد؟
جالب است که خیلی خوب نقش آن دانشجوها را بازی میکنید! چون دقیقاً همین بهانهها و دلایل را برای رفتن میآورند. دقیقاً به همین دلیل عرض کردم که طرز تفکری اشتباه و خطرناک است. دانشجویی که این طرز تفکر را دارد هنوز یک کار را نکرده است؛ هنوز بصیرت به خرج نداده است. دانشجو باید بصیرت به خرج دهد. اولین پیشفرض دانشجویان این است وقتی فارغالتحصیل شوند باید بروند برای کسی یا مجموعهای کار کنند.
دانشجوی نُخبه باید«کارآفرین»باشد،کاری که نیست ایجادکند
مدیر-سابق- مایکروسافت گوگل:رآنها کسی را میخواهند که دستبوسشان باشد و تمامی امکانات زندگی نظیر خانه و ماشین را فراهم کند و بگوید «خواهش میکنم برای من کار کنید» در صورتی که خود این فکر اشتباه است. کسی که از باهوشترین دانشجوهای کشور به حساب میآید و زحمت کشیده است، نباید چشمهایش به شرکتهای موجود باشد بلکه چشمش باید به شرکتهایی باشد که وجود ندارند.
چشمهایش نباید به شغل خودش بلکه باید به مشکلات مردم باشد. اگر چشمهایش را به مشکلات مردم بیندازد، متوجه میشود مشکلات زیادی وجود دارد، برای اینکه متوجه این مشکلات شود باید به بیرون از خودش برود یا بهعبارتی از خود بیخود شود. کسی که به درون خودش مینگرد، راهی شکست خواهد شد.
سئوال:شما چهزمانی از خودتان بیرون آمدید؟
از ۳سالگی نگاهم به بیرون شکل گرفت؛ از نوجوانی در مسجد بابت هر برنامهای اعم از عبادتی، آموزشی، دفاع از حقوق مسلمانان دنیا یا کمک به جامعه غیرمسلمانان برای رسیدن به خدا و… داوطلبانه فعالیت میکردم و آرمان داشتم. حتی در راستای این آرمان و اهداف عالیه، «مدیر یک مدرسه اسلامی» همزمان با کار در مایکروسافت بودم.
سئوال:اگر چشم دانشجویان نباید به درون خود و شغلهای مورد علاقهشان باشد، چطور شد که خودتان به مایکروسافت رفتید در صورتی که میتوانستید به فکر حل مشکلات مردم از طرق دیگر باشید؟
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:چه سئوال جاهلانه-عوامانه-ای! ایشان دریک مرکزعلمی جهانی برنامه ای رااجراکرده که تاحالا وجودنداشته(سرچ براساس تصویر)،این کارخدمت بزرگی به علم وتکنولوژی است،آنوقت این خبرنگارانتظارداشته که این نُخبه بیاید،مسئولیت اجرایی قبول کند ویابرای مردم جاده ومسکن بسازد،خیابانهارااسفالت کند(مشکلات مردم راحل کند)..../پایان.
پروفسوررحمانی:وقتی شما به بیرون از خود نگاه میکنید، متوجه میشوید سلسله مهمی وجود دارد که باید طی شود. این نوع نگاه باعث میشود متوجه شوید چهکاری باید انجام دهید، بهچهشکلی باید انجام دهید و چهزمان باید آن را رها سازید. مثلاً من زمانی در برخی پروژهها فعالیت کردم و راهبردی چیدم اما بعداً از مایکروسافت بیرون آمدم، از آمازون بیرون آمدم و حتی از آمریکا خارج شدم. اینکه بعضی وقتها به یک موقعیت میچسبیم بد است و مانع موفقیت میشود.
سئوال: وقتی دغدغه اصلی شما، خودتان باشید چطور میتوانید به بیرون از خود نگاه و مشکلات دیگران را کشف و حل کنید؟
همانطور که گفتم و در دین مبین اسلام هم هست ما مسلمانان بیش از اینکه به فکر خودمان باشیم به فکر همسایه و همنوع هستیم. منظور از اینکه نگاه به بیرون باشد یعنی اینکه مشکلات را پیدا و حل کنیم و به این واسطه به خدا نزدیکتر شویم. وقتی به دنیا نگاه میکنید، نباید بگویید دنیای امروز چهشکلی است بلکه آن دنیایی را که باید ببینید مجسم کنید. بهفرض در نظر بگیرید دنیایی که وجود دارد دنیای A و دنیایی که باید به وجود آید دنیای B باشد؛ بین این دو دنیا فاصلهای وجود دارد که ممکن است تفاوت آن دو زیاد باشد، مثلاً مردم در دنیای A با فقر روبهرو هستند اما در دنیای B بینیازند. ممکن هم هست که فاصله آنها کم باشد؛ مثلاً در دنیای A بازده کار حوزه اداری مالی پایین است اما در دنیای B این راندمان بالاست. حال باید اتفاقی بیفتد تا دو دنیای A و B به یکدیگر برسند که آن اتفاق “مأموریت” است. در مأموریتها نقش افراد مشخص میشود و هر فرد میتواند انواع نقشها را داشته باشد تا مأموریت به سرانجام برسد.
وقتی مأموریت مشخص شد، استراتژی مشخص میکند که برای رسیدن به هدف وارد مایکروسافت شوید یا گوگل… یا در آمریکا بمانید یا به ایران بیایید.
در چنین شرایطی باید برای تأمین منابع مورد نیازتان تلاش کنید و منابعی که نیازی به آنها نیست علیرغم خوشایند بودنشان، رها کنید. وقتی استراتژی و منابع مشخص شد، آنوقت میتوان تصمیم گرفت علیرغم حقوق خوب مایکروسافت و برند جاافتاده آن در دنیا، باید از آن جدا شد یا خیر. البته نکتهای را بگویم، قبل از رها کردن برخی امور همواره نوعی ترس وجود دارد اما بعد از رهاسازی شرایط عالی میشود زیرا میدانید که دیگر آزاد هستید و فقط فقط به هرچه برای تحقق دنیای B نیاز است، فکر میکنید.
برنامه« شتاب» با حضور چند داور از جمله«پروفسور روح الله رحمانی» داماد دکتر حدادعادل در معرفی استارت آپ ها از شبکه اول سیما۲۳ مهر ۱۳۹۷
چند سال در مایکروسافت کار کردید؟
من دو سال و نیم در این شرکت کار کردم.
بهنظر خودتان توانستید در این مدت دنیای B را به وجود آورید یا برای ایجاد آن دنیای عالیه، مجبور به ترک مایکروسافت شدید؟
شاید تا تحقق دنیای B که در نظر من است فاصله بسیار باشد
اما چیزهایی در آنجا یاد گرفتم مثل اینکه بزرگترین کمپانی نرمافزاری دنیا چطور کار میکند و چطور باید نرمافزار نوشت، که بسیار ارزشمند بود.
این شرکت خیلی برنامهنویس دارد و خیلیها نیز در آن هستند که بد برنامه مینویسند و من حتی یاد گرفتم چطور نرمافزار نسازم.
یاد گرفتم چگونه یک جای ضعیف و نوپا مانند «بینگ» میتواند با غولهایی نظیر گوگل رقابت کند.
آنجا یاد گرفتم چطور درباره بازار فکر کنم. در زمان تحصیلات دکترا تصور میکردم باید الگوریتمهایی را بنویسیم که دنیا را عوض کند اما فکر نمیکردم بعضی وقتها نیاز مشتری بیش از این است و طور دیگری باید آن را حل کرد.
میتوانید یک نمونه از همان نیازهای مشتری را بگویید که بدون الگوریتمهای پیچیده و شاید با راهکاری پیش پا افتاده قابل حل بود؟
اوایل که وارد مایکروسافت شده بودم، گفتند الگوریتم Spell correction را اجرایی کردهاند که ۳۰ درصد در جستجوهای مردم بهتر عمل میکند؛ در واقع با این الگوریتم کاربران میتوانستند اِسپل درست کلمات را بیاموزند.
در آن زمان گفتم: اینهمه تکنولوژی باحال وجود دارد چرا باید روی Spell correction سرمایهگذاری کنند و از اجرای آن اینقدر خوشحال باشند؟! در واقع ارزش این کار را نفهمیده بودم. آن زمان متوجه شدم برای حل مشکلات مردم، از دید مدیریتی نیاز نیست حتماً روشهای پیچیدهای داشته باشیم و بعضی وقتها با روشی ساده هم میتوان مشکلات مردم را حل کرد. اصل این نیست که نشان دهیم چقدر باهوش هستیم، مهم این است که چهاندازه میتوانیم مشکل مردم را حل کنیم.
معمولاً کسانی که جذب مایکروسافت و گوگل میشوند« نُخبه» هستند؟
حداقل در تئوری اکثرشان باید اینگونه باشند.
در دنیا از چهرههایی نظیر« استیو جابز» و «بیل گیتس» بهخاطر استقلال فکری، نوآوری و خودباوری بهعنوان شخصیتهای موفق یاد میشود، شما بهعنوان یکی از افراد تیم کاری مجموعه مایکروسافت که براساس بنیان فکری بیل گیتس شکل گرفته چه برداشتی نسبت به وی و استراتژی مدیریتیشان دارید یا بهعبارتی تا چهاندازه از سبک ایشان آموختید؟
این افراد قطعاً در IT راهبر هستند و در برخی حوزهها الگوهای عالی دارند اما هر کسی بدیهایی هم دارد که ما بهعنوان یک فرد الگوپذیر باید از هر دو مورد درس بگیریم. هر دو شخص نام برده شده بسیاری خصوصیات خوب داشتند و دارند اما بهمعنی این نیست که همه خصوصیاتشان خوب است.
بهنظر من «بیلگیتس» فردی فوقالعاده متفکر بود. جزییات برای وی بسیار مهم بود.
معمولاً در علم مدیریت میتوان بدون در نظر گرفتن جزییات یک مدیر خوب بود اما بدون در نظر گرفتن جزییات هرگز یک مدیر عالی نمیشوید. یک مدیر عالی نیازی ندارد که همه جوابها را بداند اما باید تمام سؤالات را بداند. این موضوع کلیدی بود که بعد از کار کردن در مایکروسافت آموختم.
در جلسهای بودم که آقای «گیتس» هم حضور داشتند و صحبتی در پایان جلسه با ایشان در ارتباط با یکی از الگوریتمهای موتور جستجوی تحت توسعه داشتم، واقعاً تعجب کردم که اشراف نظر او را روی الگوریتم ریزی که خیلیها درباره آن فکر نکرده بودند، دیدم.
واقعاً عجیب بود که چطور او با اینهمه دغدغه وارد این موضوع ریز و جزیی شده و حتی قادر به تحلیل کردنش هم هست. بیل گیتس از جمله افرادی بود که میدانست کدام سؤالها را باید بپرسد.
مدیرعاملی که بعد از بیل گیتس هدایت این شرکت را به دست گرفت، چنین توانمندی نداشت و بهخاطر همین باعث تنزل جایگاه مایکروسافت شد تا اینکه مدیرعامل جدیدی بعد از او گزینش گردید که از قضا این فرد هم میداند کدام سؤالات را باید بپرسد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«استیو جابز»متولد ۲۴ فوریه ۱۹۵۵( ۵ اسفند۱۳۳۳) در سانفرانسیسکو کالیفرنیا،
سمت چپ-استیو وزنیاک+استیو جابز
همراهی استیو وزنیاک (Steve Wozniak)، شرکت کامپیوتری اپل (Apple Computers) را پایهگذاری کرد. با راهنماییهای استیو جابز بود که این شرکت، در فناوریهای نوین پیشگام شده و محصولاتی مانند آیفون و آیپد تولید کرد.
چک «مایک مارکولا»به استیو جابز-برای سرمایه گذاری اپل-سال۱۹۹۷
«استیو جابز»اولین نسل آیپاد (iPod) در اکتبر ۲۰۰۱ عرضه شد. آیپاد (نخستین موزیک پلیر دیجیتال قابلحمل) سایز کوچکی داشت و استفاده از آن راحت بود. آیپاد با فروش ۳۰۰ هزار نسخه در ده سال، اپل را به گرانترین شرکت دنیا تبدیل کرد
سرانجام پس از یک دهه مبارزه با سرطان پانکراس۵ اکتبر سال ۲۰۱۱ در سن ۵۶ سالگی در پالو آلتوی کالیفرنیا درگذشت./پایان توضیحات.
ادامه...سئوال :جالب است که در زمان فعالیت شما در مایکروسافت، پیشنهادات وسوسه برانگیز دیگری هم از کمپانیهای دیگر نظیر گوگل، فیسبوک و آمازون داشتهاید و حتی گوگل که استاد راهنمای شما را در گذشته بهواسطه پروژهتان استخدام کرده بود، درخواست مصاحبه با شما را میدهد؛ گمان میکنید گوگل با این کار دنبال مانع تراشی برای جلوگیری از پیشرفت «بینگ» بود یا میخواست با چنین کارهایی اطلاعاتی از این پروژه استارت خورده در مایکروسافت به دست آورد؟
پاسخ های دکترروح الله رحمانی:در آمریکا یک چیزی رایج هست و آن اینکه اگر در یک شرکت به حداقل موفقیتی دست یابید تمامی شرکتهای دیگر به شما زنگ میزنند و میخواهند شما را به استخدام خودشان درآورند. من در اواخر فعالیتهایم در آمریکا دعوت از گوگل، فیسبوک و لینکدین داشتم و چند شرکت دیگر هم بودند که دعوت به مصاحبه کردند. خوبی این پیشنهادات این است که وقتی زیاد میشوند، خودتان میتوانید انتخاب کنید.
سئوال:کدامیکی از این پیشنهادات توانست شما را جذب خود کند؟
پروفسوررحمانی:بعد از مایکروسافت بهمدت دو سال در آمازون مشغول کار شدم؛
شرکتی که در ایران بیشتر بهعنوان «کتابفروش» شناخته شده است !در حالی که فقط یک کتابفروش نیست اما بهترین کتابفروش دنیاست.
«آمازون »یک شرکت تکنولوژیمحور شبیه گوگل و مایکروسافت است که زمان ورود من به آنجا بیش از ۹۰۰ میلیون نوع کالا داشت؛ دنبال بررسی شرایطی بودند تا با بهکارگیری تکنولوژی تبدیل به بزرگترین و بهترین فروشگاه اینترنتی دنیا در هر زمینهای شوند. قطعاً زمانی که شما وارد یک فروشگاه با ۹۰۰ میلیون نوع کالا شوید، خوشحال نمیشوید و سریعاً از آن خارج میشوید زیرا بار فکری روی شما زیاد میشود. چالشی که آنجا داشت این بود که چگونه میتواند از طریق هوش مصنوعی کاربر را بشناسد تا راهنمای خوبی برای رسیدن به محصول مورد نظرش باشد؛ مثلاً زمانی که وارد فروشگاه اینترنتی آمازون میشود حس نکند با ۹۰۰ میلیون کالا مواجه است.
یکی از راهکارها این بود که مطالعات پیشین افراد در بانک دادهای ذخیره شود و برحسب تحلیل خریدها، پیشنهادات بعدی براساس نشرهای جدید به او داده شود تا برای تکمیل سبد کالایی خود در بخش کتاب با هدررفت زمان مواجه نشود. در آنجا از پیشرفتهترین تکنولوژیها بهره بردیم و حتی برخی فناوریها را خلق کردیم تا بتوانیم مأموریتمان را به سرانجام برسانیم. برای اینکه مشتری را عاشق فروشگاه آمازون کنیم، کلی الگوریتم ریاضی و هوش مصنوعی بهکار گرفتیم و خلق کردیم.
سئوال:معمولاً تعداد تیمهای کاری که پروژهها را در این شرکتها انجام میدادند چقدر بود؟
«پروفسوررحمانی» ازاعضای «پروژه بینگ»بوده است
تیمی که «بینگ »را ساخت مجموعاً حدود ۱۲۰۰ نفر بود که به تیمهای کوچکتر تا ۶ــ۵نفره نیز تقسیم میشد. از میان این تعداد ۳۰۰ مدیر پروژه وجود داشت که بنده هم یکی از آنها بودم و از صفر تا ۱۰۰ بینگ را در پروژه حضور داشتم.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:
بینگ (Bing) یک موتور جستجوی وب است، از جمله سرویسهایی به شمار میرود که توسط شرکت مایکروسافت ارائه میشود.
این موتور جستجو (یعنی Bing) در سال 2009 توسط استیو بالمر مدیرعامل وقت مایکروسافت در همایش All Things Digital رونمایی شد. مهمترین تغییراتی که در نسخهی جدید این موتور جستجو دیده میشد در حوزهی پیشنهادات جستجو و ارائهی لیستی از جستجوهای مرتبط بوده است که مبتنی بر فناوری معنایی شکل گرفته است.
تفاوت «بینگ»بادیگرموتورهای جستجوگر
دراولین نگاه عکس پس زمینه صفحه اصلی جستجوی بینگ است که توجه کاربران را به خود جلب میکند.این تصاویر که باید با سلیقه انتخاب شوند، نقش بالایی در جذب کاربران به این موتور جستجو را دارد.
بعد از وارد کردن کلمه کلیدی(keyword) در کادر جستجو صفحه ساده ای برایتان باز میشود که نتایج نمایش داده شده آن برخلاف سایرموتورهای جستجوگر کاملا کاربردی، مفید و مرتبط است، وهمین امر بینگ را بعنوان رقیبی جدی برای موتور جستجوی گوگل قرارداده است./پایان توضیحات مدیرسایت.
سئوال:مأموریت اصلی شما در «آمازون» چه بود؟
دکتررحمانی:استفاده از هوش مصنوعی برای دستهبندی و طبقهبندی اتوماتیک کالاها.
سئوال:بعد از آمازون بود که دوباره تصمیم گرفتید به ایران بازگردید؟
دکتررحمانی:بله، دقیقاً بعد از آن پروژه بود که تصمیم گرفتم مجدداً به ایران بیایم و لذا خانه و ماشینم را فروختم، با دوستانم خداحافظی کردم و تقریباً سال ۲۰۱۲میلادی(۱۳۹۱شمسی) بود که راهی ایران شدم.
سئوال: چرا با اینهمه سابقه کاری و پیشنهادات فوقالعادهای که داشتید حاضر شدید تمام زندگیتان را رها کنید و به ایران بیایید؟
دکتررحمانی:خواستم به ایران بیایم چون فرصتهای فوقالعادهای در این کشور نهفته است و از این طریق به بشریت خدمت کنم.
تفاوت کار«پروفسوررحمانی»درایران-امریکا
دکتررحمانی:تفاوت بزرگی بین کارهایی که در ایران انجام میدهم و در آمریکا میکردم، هست و آن اینکه
وقتی «در آمریکا محصول میساختم» اما «در ایران کشوررا میسازم».
دکتررحمانی:یکی از کارهایی که در ایران میکنم این است که «هیئت علمی دانشگاه تهران» هستم و با دانشجویان در حوزه کارآفرینی کار میکنم؛ با دانشجویان کار میکنم تا بعد از اتمام تحصیلاتشان منتظر استخدام نباشند و بتوانند بروند کسبوکار و شرکت خود را بزنند.
در واقع دنبال این هستم که در راستای خلق «دنیای B» دانشجویانی تربیت کنم که با علمشان بتوانند مشکلات را حل کنند. البته این بسته به خود دانشجویان است که با علمشان و خلق ارزش افزوده، بهسمت امور خیریه بروند یا کارآفرینی کنند. همانطور که میدانید وقتی مشکلی حل میشود، ارزش افزودهای خلق گردیده که با هدیه دادن آن امر خیریه احیا میشود و با کسبوکارش، کارآفرینی ایجاد میشود.
سئوال: فکرش رامی کردیدکه درایران با این حجم از استارتآپها مواجه شوید؟
پروفسوررحمانی:هیچگاه دیدم به ایران این نبوده که کشوری عقبافتاده است بلکه با پیشرفتهای چشمگیر و پتانسیل آن مواجه گردیدم که راغب به ادامه زندگی در آن شدم اما نیازهای این کشور همچنان بسیار زیاد است.
از اول که تصمیم به اقامت در ایران گرفتم، در نظر داشتم تا تجربه و تواناییهایم را در اختیار این کشور جهت پیشرفت آن بگذارم.
روحالله رحمانی در حال حاضر «مسئول بخش نوآوری و توسعه ایرانسل» است.
رحمانی در گفتوگویی با تسنیم ضمن تأیید این سمت سازمانی درباره رسالت بخش جدیدالتأسیس «نوآوری و توسعه» اپراتور دوم ارتباطی گفت: این بخش زمستان سال گذشته ایجاد شد و مسئولیت این بخش ورود ایرانسل به حوزه دیجیتال و بهطور خاص تولید اپلیکیشنهای موبایل و ارائه انواع خدمات نوآورانه است. بخش نوآوری و توسعه اپراتور دوم موبایل با بیان اینکه روش کار ما «توسعه دادن و ایجاد استارتاپهای جدید در کشور است»،
دکتررحمانی گفت: دنبال این هستیم تا زیستبوم ایجاد استارتاپهای بومی را کامل کنیم تا به این واسطه علاوه بر اشتغالزایی، بتوانیم خدمات جدید و نوآورانه به مشترکان تلفن همراه ارائه دهیم.
این مدیر نوآور همچنین اشارهای به اهداف این بخش جدیدالتأسیس در اپراتور دوم ارتباطی داشت و گفت: هدف ملموسی که ما داریم، ایجاد ۲۵۰ هزار شغل در مدت پنج سال است.
وی افزود: علاوه بر این درصدد هستیم تا خدمات و فعالیتهای این واحد را نه صرفا برای ایران بلکه برای سایر نقاط دنیا داشته باشیم و به عبارت دیگر با تولید تکنولوژی در کشورمان به سمت صادرات آن برویم.
مصاحبه تسنیم باپروفسورروح الله رحمانی( اسفند ۱۳۹۴)بااصلاحات نگارنده-پیراسته فر(افزودن مطالب مرتبط وانتخاب تیترهای مناسب)
همین خبرگزاری(تسنیم)درمورخه ۱۲ آبان ۱۳۹۵نوشت: روح الله رحمانی « مدیرکل دفتر امور نوآوری و حمایت از سرمایهگذاری وزارت ارتباطات »۶ماه پس ازانتصابش ،اورامجبوربه استعفاکردند!
در پیگیریهای خبرنگار فناوری اطلاعات تسنیم از وزارت ارتباطات مشخص شد که روح الله رحمانی در
تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۹۵ از مسئولیت خود به دلیل بحث دو تابعیتی بودن استعفا کرده است
روح الله رحمانی : زمانیکه از طرف وزارت ارتباطات (اردیبهشت ماه۱۳۹۵) دعوت به کار شدم هنوز این قانون ابلاغ نشده بود اما بعد از اینکه بخش حقوقی وزارتخانه بررسیهای لازم را در ارتباط با این ماده قانونی انجام داد و به نتیجه رسید که من هم جزو دو تابعیتیها میشوم، روز بعد از آن استعفا دادم.
یعنی ۶ماه مدت مدیریتش شده وآنوقت«تسنیم»ازایشان می پرسد:چرابجای مایکروسافت،نیامدی ایران خدمت بکنید؟
اینهم خدمت!
البته وزیراطلاعات (علوی)می گوید:
تابعیت نیز دو نوع است. در یک مورد، فرد تابعیت را کسب میکند یعنی از یک دولت خارجی درخواست تابعیت میکند و در نوع دیگر، در کشوری دیگر مانند آمریکا به دنیا میآید و اگر حقوق بینالملل آن کشور همچون آمریکا بر اساس خاک باشد، هرکس که در خاک آن کشور به دنیا میآید شهروند آنجا محسوب میشود و تابعیت آن کشور را به وی میدهند.
او افزود: در نوع دوم، فرد به تابعیت اولیه خود پشت نکرده و اقدامی نیز برای گرفتن تابعیت کشور مزبور نکرده ولی تابعیت آن کشور را پذیرفته است.
از نظر قانون مدیریت خدمات کشوری هم افراد دو تابعیتی یعنی کسانی که اضافه بر تابعیت ایران، تابعیت دیگری را دریافت کردهاند، نمیتوانند وزیر، معاون وزیر، نماینده مجلس و مدیرکل باشند و حق تصدی این مسئولیتها را ندارند.
این نخبه(برنامه ریزمایکروسافت وآمازون) شهریور۱۳۹۶رفت ایرانسل
پروفسورروح الله رحمانی«مسئول بخش نوآوری و توسعه ایرانسل» است.
«تلفات وخسارات زمین لرزه ونزوئلا»۴۱۲۰ نفر کشته و ۱۶,۷۴۰ نفر زخمی شدند./۷ میلیون ونزوئلایی درگیر زلزله ./شش میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار خسارات مستقیم.
زلزله روز چهارشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶(۳ تیر ۱۴۰۴)ونزوئلا
۶ ماه بعداز سرقت رئیس جمهور ونزوئلا:۲ زمین لرزه ۷.۲ و ۷.۵ ریشتری ونزوئلا (با فاصله ۳۹ ثانیه از یکدیگر)جانباختگان این حادثه به ۴۱۲۰ نفر افزایش یافته است.
شنبه (۲۰ تیر ۱۴۰۵)«خورخه رودریگز»( رئیس پارلمان ونزوئلا )گفت: در پی زمینلرزههای پیاپی روز ۲۴ ژوئن که منجر به ویرانی کامل محلههایی در ایالت ساحلی «لا گوایرا» شد، دستکم ۴۱۱۸ نفر جان باختند و ۱۶ هزار و ۷۴۰ تن دیگر مجروح شدند. همچنین نام هزاران نفر دیگر در فهرست مفقودشدگان ثبت شده است.
از ۲۰ هزارنفر مفقودی.؟

۶ ماه بعداز سرقت رئیس جمهور ونزوئلا:در زلزلههای ۷.۲ و ۷.۵ ریشتری ونزوئلا (با فاصله ۳۹ ثانیه از یکدیگر)
کانون این زلزلهها نزدیک شهر «سن فیلیپه»(ایالت یاراکوی) بوده و لرزهها به شدت در کاراکاس، پایتخت، و ایالت «لا گوایرا» احساس شده است.
رهبر موقت ونزوئلا روز چهارشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶(۳ تیر ۱۴۰۴) پس از دو زلزله قدرتمند و بیش از ۲۰ پسلرزه که این کشور را لرزاند و به زیرساختها آسیب رساند و باعث تعطیلی فرودگاه اصلی کاراکاس شد، وضعیت اضطراری اعلام کرد. دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت، گفت که زلزلههای ۷.۲ و ۷.۵ ریشتری

زلزلههای ۷.۲ و ۷.۵ ریشتری ونزوئلا
جستجوی بازماندگان در میان آوار یک ساختمان فروریخته پس از زلزله در کاراکاس، ونزوئلا در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶
مردم پس از زلزله در لا گوایرا، ونزوئلا، ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، از کنار یک ساختمان فروریخته عبور میکنند.
پس از وقوع زلزلههایی که سازمان زمینشناسی ایالات متحده شدت آنها را ۷.۲ و ۷.۵ ریشتر اعلام کرد و چهارشنبه شب به فاصله یک دقیقه شمال ونزوئلا را لرزاند، ساختمانها ترک خوردند و فرو ریختند و ساکنان به خیابانها گریختند.
خانم«دلسی رودریگز» رئیس جمهور موقت ونزوئلا را در حال ادای سوگند در مقابل «خورخه رودریگز» (راست) رئیس مجلس ملی ونزوئلا و معاونش «نیکولاس مادورو گوئرا»(وسط) در کاراکاس، در تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۶ نشان میدهد.
«خسارات و تلفات زلزله ونزوئلا» در ۳ تیر ۱۴۰۴
ایالت «لا گوآیرا»(شمال کاراکاس)«پایتخت ونزوئلا» به شدت آسیب دید و ساکنان از میان آوارهایی که نام عزیزانشان را صدا می زدند یا بیهوده تلاش کردند مجروحان را نجات دهند.
«آنتونیو برمودز» که ساختمانش در لا گوایرا فروریخت، گفت: "جایی وجود دارد که زن جوانی به نام جنیفر از طبقه یازدهم به من پاسخ می دهد. با این حال، ما هیچ ابزاری نداریم؛ هیچ راهی برای کمک نداریم."

شهر ساحلی بدون برق بود و بسیاری از ساکنان شب را در خیابان ها سپری کردند یا به دنبال بستگان خود می گشتند.
یلسماریس بلانکو، یکی از ساکنان این شهر به خبرگزاری فرانسه گفت: «خدا را شکر می کنیم که... زنده هستیم، اما افرادی هستند که در حال حاضر رنج می برند و اعضای خانواده زیر آوار گیر افتاده اند یا نمی توانند آنها را بیرون بیاورند.
دولت آمریکا ۱۵۰ میلیون دلار (ازپول های نفت غارت کرده ونزوئلا بعداز ربایش رئیس جمهور ونزوئلا)را برای کمک به زلزله زد گان اختصاص می دهد!.
«رئیس جمهور موقت ونزوئلا»(خانم دلسی رودریگز) روز پنجشنبه پس از اعلام این منطقه به عنوان "منطقه فاجعه" از «لا گوایرا» بازدید کرد.
«آنتونیو گوترش»(دبیرکل سازمان ملل متحد) گفت که از این فاجعه "عمیقاً متأسف" است زیرا این نهاد جهانی قول داده به ونزوئلا کمک کند.
«تام فلچر»(معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در امور بشردوستانه) در بیانیهای گفت: قویترین زمینلرزهای که در ۱۲۶ سال گذشته ونزوئلا را لرزاند، مستلزم تلاشهای جمعی گسترده است.

فرودگاه بینالمللی که تلاشهای امدادی را پیچیده میکند، در «شهر لا گوایرا» است و پس از متحمل شدن آسیب جدی بسته شده است.
پیشنهادات حمایتی از سراسر جهان سرازیر شد، سوئیس، اسپانیا، فرانسه، پرتغال و مکزیک در میان کسانی بودند که متخصصان و تیمهای نجات را به ونزوئلا فرستادند.
چین، هند، برزیل و حتی ایرانِ جنگزده نیز پیشنهاد کمک دادهاند، در حالی که پاپ لئو چهاردهم مبلغ اولیه ۱۰۰۰۰۰ یورو کمک ارسال کرده است.

ایالات متحده روز پنجشنبه اعلام کرد که ۱۵۰ میلیون دلار کمک جمعآوری شده است. وزارت امور خارجه اعلام کرد که این بسته شامل ۵۰ میلیون دلار کمکهای دوجانبه جدید به گروههای امدادی است که در حال حاضر در ونزوئلا فعالیت میکنند و همچنین ۱۰۰ میلیون دلار کمک به صندوق بشردوستانه سازمان ملل برای این کشور.
پس از برکناری و دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس جمهور آمریکا به غارت نفت ونزوئلا پرداخت.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رئیس جمهورونزوئلا(مادورو)توسط آمریکا از اتاق خواب خانه اش دزدیده شد ۱۳ دی ۱۴۰۴
«رئیس جمهور دزدی دزدان دریایی»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آمریکا اوایل روز شنبه۳ ژانویه ۲۰۲۶(۱۳ دی ۱۴۰۴) درتهاجم نظامی به کاراکاس«رئیس جمهور ونزوئلا»(نیکولاس مادورو) را دستگیر کرد و به آمریکا(نیویورک)منتقل کرد.
درحمله جنایتکارانه(آمریکا واسرائیل) درصبح روز شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶(۹ اسفند ۱۴۰۴) دهم رمضان ۱۴۴۷: علاوه بر شهادت رهبرانقلاب ،«عروس امام شهید»(زهرا حداد عادل)که همسر رهبر جدیدانقلاب است ونیز «داماد رهبرانقلاب»(مصباح الهدی باقری کنی) بهمراه فرزندش(نوه امام شهید) و«امیررضاشیراوند» که از پاسداران(محافظ بیت رهبر شهیدانقلاب) ازشهدای آن روزبودند.
«مادر شهید زهرا حداد عادل» گفت:«چنین خونی از شهید امام خامنه ای میخواست که دوباره درخت انقلاب را آبیاری کند.»
«طیبه ماهروزاده»(مادر شهید زهرا حداد عادل)در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم(۲ تیر ۱۴۰۵) با اشاره به تحولات اخیر کشور و حضور حماسی مردم پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، آنچه رخ داده «معجزهای الهی بود» ولزوم ادامه این مسیر تا دستیابی به نتیجه نهایی.
ماهروزاده با بیان اینکه آنچه اتفاق افتاده بیشتر شبیه معجزه است، گفت: رسانههای بیگانه به قدری ذهن عدهای را مشوش و آشفته کرده بودند که حتی برخی که انتظار از آنها نمیرفت اظهاراتی میکردند که دور از ذهن بود.
«مادرخانم رهبرانقلاب»(مادرِشهید زهرا حدادعادل)گفت:خون امام شهید(آیت الله سیدعلی خامنه ای)انقلاب را بیمه کرد.
«مادرشهید زهراحداد عادل» با اشاره به نقش خون شهدا در تداوم انقلاب اسلامی افزود: چنین خونی از رهبر شهید میخواست که دوباره درخت انقلاب را آبیاری کند و آنچه اتفاق افتاده، الگویی خواهد بود برای رهایی انسانهایی که زیر سلطه هستند؛ همانطور که انقلاب ما یک انقلاب غیرقابل تصور بود.
ماهروزاده با اشاره به نگاه متفکران غربی به انقلاب اسلامی اظهار داشت: به قول یکی از متفکران آمریکایی، انقلاب ایران غیرقابل تصور بود. همانطور که یک الگو بود، غیرقابل تصور بودن این رفتار و برانگیختگی و تحولی که در ملت ایران در طول تاریخ رخ داده، الگویی خواهد بود و هرگاه کشوری در معرض خطر قرار بگیرد، قطعاً این داستان ایران را برای ملتها خواهند گفت تا الگو بگیرند؛ هم انقلاب ما الگو بود و هم برانگیختگی ملت ایران الگویی برای رهایی از سلطه جهانی.
«مادر شهید زهرا حداد عادل»(طیبه ماهروزاده) حضور و مقاومت مردم در خیابانها پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، آیتالله سید علی خامنهای، را معجزهای الهی خواند و تصریح کرد: این اتفاق سادهای نیست. عاملی که این تحول را در مردم به وجود آورده، انشاءالله تا نتیجه نهایی ادامه خواهد داشت.
«مادرِشهیده زهرا حدادعادل»(طیبه ماهروزاده) در بخش دیگر سخنان خود با دعای خیر برای رهبر جدید انقلاب اسلامی گفت: «ما باید دعا کنیم برای سلامتی و پایداری رهبر انقلاب»(آیتالله سید مجتبی خامنهای) و بدانیم که دشمن میخواهد ایشان در معرض دید قرار بگیرند تا به انحاء مختلف به ایشان دسترسی پیدا کند.
همسرِ دکتر غلامعلی حدادعادل(طیبه ماهروزاده) درپایان گفت: کافی است که پیامهای ایشان را بشنویم و هرچه ایشان فرمان دادند عمل کنیم و مطیع باشیم که الحمدلله مردم همینگونه هستند؛ و دعا کنیم برای موفقیت و سلامتی ایشان./پایان مصاحبه مادرشهید زهرا حداد عادل.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اولین روز جنگ رمضان: صبح روز شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶(۹ اسفند ۱۴۰۴) دهم رمضان ۱۴۴۷ رخ داد که دشمن آمریکایی-صهیونیستی بیت رهبری را با موشک سنگرشکن هدف قراردادند.
دراین حمله جنایتکارانه(آمریکا واسرائیل): علاوه بر شهادت رهبرانقلاب ،«عروس امام شهید»(زهرا حداد عادل)که همسر رهبر جدیدانقلاب است، داماد رهبرانقلاب (مصباح الهدی باقری کنی) و فرزندش(نوه امام شهید) و«امیررضاشیراوند» که از پاسداران(محافظ بیت رهبر شهیدانقلاب) ازشهدای آن روزبودند.
«سرلشکر عبدالرحیم موسوی» پس از شهادت سرلشکر محمد باقری در(۲۳ خرداد ۱۴۰۳)در اولین روز جنگ ۱۲ روزه، بهعنوان رییس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شده بود در این واقعه به شهادت رسید، یک ماه جنازه اش مفقودالاثربود.
دیگر شهدای شورای دفاع در بیت رهبری :
۱-سردار سپهبد شهید حسین سلامی( فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی).
۲-امیر دریاسالار شهید علی شمخانی (مشاور فرمانده معظم کل قوا و دبیر شورای دفاع).
۳-امیر سرلشکر شهید عزیز نصیرزاده (وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح).
۴-سردار سرلشکر بسیجی شهید محمّد شیرازی (رئیس دفتر فرمانده معظم کل قوا).
۵-سردار سرلشکر پاسدار شهید صالح اسدی (معاون اطلاعات ستاد کل نیروهای مسلح).
۶-امیر سرلشکر شهید خلبان محسن دره باغی (معاون آماد و پشتیبانی نیروهای مسلح).
۷-سردار سرلشکر پاسدار شهید غلامرضا رضائیان (رئیس سازمان اطلاعات فراجا).
۸-سردار سرلشکر پاسدار شهید بهرام حسینی مطلق( رئیس اداره طرح و عملیات معاونت عملیات ستاد کل نیروهای مسلح).
۹-سردار سرلشکر پاسدار حسنعلی تاجیک (رییس اداره آماد ستاد کل نیروهای مسلح).
«داماد رهبرانقلاب»(مصباح الهدی باقری کنی) و عروس امام شهید (زهرا حداد عادل)که همسر رهبر جدیدانقلاب است ، فرزندش(نوه امام شهید) و«امیررضاشیراوند» که از پاسداران(محافظ بیت رهبر شهیدانقلاب) ازشهدای آن روزبودند.
دراین روز مدرسه میناب هم توسط موشک کروز «تاماهاوک» ساخت آمریکامورد اصابت قرارگرفت که اعلام شد ۱۶۸ دانش آموز کشته شدند.
«آخرین آمار شهدای مدرسه»(شجره طیبه)شهرمیناب(استان هرمزگان):آمار شهدای مدرسه(شجره طیبه)میناب: ۱۵۶ نفر که ۱۲۰ دانشآموز ( ۷۳ پسر و ۴۷ دختر) ۲۶ معلم ، ۷ نفر از اولیای دانشآموزان شامل چهار مرد و سه زن، یک راننده سرویس مدرسه، یک تکنسین داروخانه درمانگاه مجاور مدرسه و یک جنین ششماهه حضور دارند:اظهارات دادستان شهرستان میناب(ابراهیم طاهری) همزمان با چهلمین روز شهادت این عزیزان.
رئیس تیم مذاکره کننده:آمریکا به دروغ ادعا میکند که داراییهای آزادشده ما برای خرید محصولات کشاورزی آنها صرف خواهد شد.
توهین...«تعابیری همچون خائن یا وطنفروش» به هیئت مذاکره کننده، برخلاف نظر رهبر انقلاب است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: مبادا برخی «سند تفاهم» را بهانهای برای تخریب مسئولین قرار دهند.
»غلامعلی حدادعادل»(مشاور رهبر انقلاب) در مراسم عزاداری ظهر امروز،پنجشنبه، دهم محرم ۱۴۴۸(۴ تیر ۱۴۰۵) در جمع عزاداران با اشاره به مسایل روز کشور و برنامه دشمن برای ضربه به انقلاب اسلامی گفت: «زمینهساز ۹ اسفند کودتای ۱۸ و ۱۹ دی بود» که دشمن با عملیات روانی و میدانی و کشتهسازی، عملیات نظامی را توجیه کرد.
دکترحدادعادل گفت:دشمن آمریکایی صهیونی قصد داشت در مرحله دوم پس از ترور رهبری و فرماندهان نظامی ما، گروهکهای تروریستی را برای اتفاقی شبیه ۲۸ مرداد وارد صحنه کند و به قول خودشان "کار انقلاب را نمام کنند".
اما «بعثت مردم» و حضور آن ها از ساعات اول در میادین شهرها و روستاها «برنامه آمریکا و اسراییل را با شکست روبرو کرد.»
«دکتر غلامعلی حداد عادل»(رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی) با اشاره به بیانیه آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره روند مذاکرات، گفت: در بند نخست این بیانیه تأکید شده است که مسئولان امر از سر دلسوزی، حسننظر و با تلاش فراوان در این مسیر حرکت کردهاند و این آمریکاییها بودند که در نهایت مستأصل شدند و درخواست مذاکره و تفاهم را مطرح کردند.
دکترحدادعادل گفت:معنای این سخن آن است که«اگر کسی مسئولان و مذاکرهکنندگان را با تعابیری همچون خائن یا وطنفروش مورد خطاب قرار دهد، سخن او با نظر رهبر انقلاب منطبق نیست.»

«پدرِهمسرِشهیدِرهبرانقلاب»درادامه گفتند: برخی اظهاراتی که در فضای مجازی، سخنرانیها یا تجمعات علیه مذاکرهکنندگان مطرح میشود، با این موضع سازگاری ندارد.
وی در ادامه به بخشی دیگر از بیانیه اشاره کرد و گفت: ایشان تعبیر مهمی را به کار بردند و فرمودند که «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم، اما چون رئیسجمهور آمد، تعهد کرد که منافع ملت تأمین خواهد شد و از جبهه مقاومت مراقبت میشود و مسئولیت این موضوع را پذیرفت، من اجازه آن را صادر کردم.»؛

فهم من این است که این سخن یادآور تجربهی برجام است؛

در زمان امضای «برجام» برخی مسئولان و حامیان آن چنان از توافق ابراز خوشحالی کردند که گویی همه مشکلات کشور حل شده است.
تیترهای روزنامهها را به خاطر داریم که از فرو ریختن دیوار تحریمها و طلوع سعادت برای ملت ایران سخن میگفتند.
رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی ادامه داد: در همان زمان نیز عدهای صرفاً ابراز نگرانی میکردند که مبادا آمریکا به تعهدات خود عمل نکند، اما با برخوردهای تند و تحقیرآمیز مواجه میشدند. در نهایت نیز دیدیم که نتیجه چه شد؛ تا جایی که رئیس کل بانک مرکزی وقت اعلام کرد دستاورد اقتصادی ایران از برجام تقریباً صفر بوده است.
حداد عادل عنوان کرد: طبیعی است که امروز انتظار نرود مسئولان کشور نسبت به توافقات احتمالی دچار ذوقزدگی شوند. رهبر انقلاب فرمودهاند که آنچه حاصل شده، همان چیزی نیست که من میخواستم؛ من بالاتر از این میخواستم و بنده علیصول نظر دیگری داشتم.
حدادعادل با بیان اینکه «این موضع دو فایده مهم دارد»، تاکید کرد: نخست اینکه دست مذاکرهکنندگان ایرانی را در برابر طرف مقابل تقویت میکند و نشان میدهد که ایران از موضع ضعف وارد مذاکره نشده است. دوم اینکه اگر طرف مقابل مانند گذشته بدعهدی کند، روشن خواهد بود که رهبر انقلاب از ابتدا نسبت به این مسائل هشدار داده بودند.

«بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم، اما اجازه آن را صادر کردم.»
مشاور رهبرانقلاب با تاکید بر اینکه این سخنان رهبری به معنای مخالفت با مذاکره نیست، گفت: بیانات رهبری برای این نیست که ما به خیابان بیایم و در میان مردم دو دستگی ایجاد کنیم و بگوییم که مذاکره خیانت است، بلکه وقتی رهبر انقلاب میفرمایند که اجازه مذاکره را صادر کردهاند و تأکید میکنند که مذاکره حضوری به معنای پذیرش نظر دشمن نیست، در واقع اصل مذاکره را نفی نمیکنند، بلکه بر ضرورت پیگیری حقوق ملت ایران از طریق مذاکره تأکید دارند.
حداد عادل همچنین با اشاره به وحدت ملی شکلگرفته در کشور اظهار کرد: حضور گسترده مردم و انسجام ملی، توطئه آمریکا برای براندازی جمهوری اسلامی را ناکام گذاشته است و امروز دشمن تلاش میکند این وحدت را هدف قرار دهد.
«وای بر آنهایی که حرف دشمن را بیشتراز نیروهای انقلاب می پذیرند»! درزمین دشمن بازی کردن یعنی این.
«گندم خریدن از آمریکا درمذاکرات دروغ است»
دکترحداد عادل گفت:ترامپ میگوید:«اگر ایرانی ها پول از ما بگیرند ما که به آنها پول نمیدهیم بلکه مجبورشان میکنیم که گندم از ما بخرند؛ این حرف غلطی است که او برای مصرف داخلی مطرح میکند و مبنای درستی ندارد.»
مشاور رهبری گفت:نباید این سخنان را دستاویز اختلافات داخلی قرار داد یا علیه نیروهای داخلی به کار گرفت.
غلامعلی حدادعادل گفت:واقعیت این است که همانطور که در روزهای اخیر دیدیم که وقتی اسرائیل تهدیدی را علیه مقاومت مطرح کرد، پیش از آنکه اقدامی کند، بلافاصله مورد حمله قرار گرفت و عقب نشینی کرد، نیروهای نظامی و مذاکرهکنندگان کشور در یک مسیر حرکت میکنند و رهبر انقلاب نیز بر این روند اشراف و اطلاع کامل دارند. این بیانیه نیز چیزی جز همین هماهنگی و همسویی را بیان نمیکند.

دکترحداد عادل در پایان از مردم خواست وحدت و انسجام خود را حفظ کنند و گفت: برای حفظ این انقلاب حسینی که از آغاز حسینی بوده و انشاءالله تا ظهور حضرت مهدی(عج) نیز حسینی خواهد ماند، باید وحدت را در تجمعات و عرصههای مختلف حفظ کنیم.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:در اخبارمأخوذه اصلاحات انجام گرفته شده است.
رئیس تیم مذاکره کننده ایران گفت: آمریکا به دروغ ادعا میکند که داراییهای آزادشده ما برای خرید محصولات کشاورزی آنها صرف خواهد شد.
«آمریکا به دروغ ادعا میکند که داراییهای آزادشدهٔ ما برای خرید محصولات کشاورزی آنها صرف خواهد شد. عجب!»
«تنها محصولی که ما برداشت میکنیم، همان چیزی است که شما سالها پیش کاشتهاید: دههها بیاعتمادی!»
رئیس هیئت مذاکره کننده ایرانی با کنایه به سالها بیاعتمادی ملت ایران به آمریکاییها نوشت: «این محصول [بیاعتمادی] کاملا ارگانیک، فراوان و بومی است اما ظاهرا آمریکا فقط سویای تراریخته و وعدههای عملنشده و حرفهای بیارزش صادر میکند!»/پنجشنبه، دهم محرم ۱۴۴۸(۴ تیر ۱۴۰۵)