امام جمعه رشت هیچ اشاره به حضور رئیس جمهورایران در اجلاس سازمان شانگهای(چین) نداشت!.
امام جمعه تهران:سفر رئیسجمهور به چین،حضوردراجلاس شانگهای از روندهای برجسته دیپلماتیک بود،اجلاس شانگها فرصتی استثنائی برای احیای چندجانبهگرایی برای نظام رو به فرسایش غرب و مقابله با تحریمها بود.
رهبرانقلاب(۱۶ شهریور ۱۴۰۴):«سفر بسیار خوب آقای پزشکیان به چین»، زمینههای بالقوه اقتصادی-سیاسی به همراه آورد.
نماز جمعه ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ رشت

نماینده ولی فقیه در گیلان و امام جمعه رشت در خطبههای نماز جمعه این شهر گفت:این روزها در بازار قیمت برخی اجناس در طول یک هفته گاه به دوبرابر افزایش مییابد و این نشان از عدم نظارت درست در بازار است که باعث ایجاد تشنج در بازار و نارضایتی مردم میشود.
امام جمعه رشت گفت:عراق این روزها میدان تاخت وتازه رجال سیاسی ومداخلات خارجی قرارگرفته است.

آیت الله رسول فلاحتی گفتند:آمریکا بعداز طرح خلع سلاح حزب الله درلبنان به عراق رفته اند واز «محمدشیاع السودنی»(نخست وزیرعراق)خواستندکه حشدالشعبی راخلع سلاح کند.
وی گفت:آمریکا آرام نمی نشیند واما «حشدالشعبی» مهارآمریکارا درعراق دردست دارد.

خطیب جمعه رشت گفت:هدف آمریکا ازاین اقدم درواقع جلوگیری از نفوذ ایران درعراق است
امروز نیز با فشار بر دولت عراق به دنبال خلع سلاح نیروهای مقاومت بهویژه حشدالشعبی هستند، اما ملت و دولت عراق به روشنی اعلام کردهاند که این نیروی مردمی بخشی از ملت عراق است و هرگز منحل نخواهد شد.

ایشان گفتند:این تحرکات سیاسیون آمریکا درحالی صورت می گیرد که عراق قصداخراج نیروهای آمریکایی ازخاک خودرادارد،درواقع آنهادارندپیشدستی می کنند
آیت الله فلاحتی با تبریک ایام هفته وحدت و میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص) و امام جعفر صادق(ع) بیان کرد: چهارمین وظیفه حاکم اسلامی و مدیر جامعه دینی توجه ویژه به اقشار محروم و مستضعف جامعه است؛ امری که در آموزههای اسلامی جایگاهی اساسی دارد.


امام جمعه رشت درطلیعه خطبه اول با طرح این سئوال :«چراباید درجوامع بشری بویژه اسلامی فقیرومستمندوجودداشته باشد؟»
وی گفت:مدیران وحاکمان جامعه بایدتلاش کنندکه مستمندی وجودنداشته باشداماتا به این ایده آل برسیم ابزاردرمان رابرای آنچه میگوییم بایدداشته باشیم،برای اینکه بعضی ازطبقات جامعه به دلائلی(شخصی واجتماعی)نمی توانندمثل دیگران ازمواهب طبیعت برخوذدارباشند واین امورقابل بررسی است.
امام جمعه رشت با استناد آیه ۲۷۳ سوره بقره(یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ) به ویژگیهای گروهی از فقرا اشاره کرد.
لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ
ترجمه آیه:«صدقاتْ حقِّ نیازمندانی است که در راه خدا بیماری یا عوامل دیگر] در مضیقه و تنگنا هستند و در فراهم کردن هزینه زندگی ناتوانند؛اما جاهلان آنان را از شدت پارسایی وعفّتی که دارند توانگر و بی نیاز می پندارد. ،تو ای رسول من! آنان را از سیمایشان می شناسی. آنان از مردم به اصرار چیزی نمی خواهند. و شما ای اهل ایمان! آنچه از مال انفاق کنید، یقیناً خدا به آن داناست.»

امام جمعه رشت گفت:مستمندان(فقرا) ۲ دسته هستند، گروهی ازاین فقرا دست نیاربسوی هرکس وناکسی درازمی کنند،کاری به این گروه ندارم.
واما دسته دوم ،فقرایی هستند که بعلت «تَّعَفُّفی» که دارند،سفره دل خودرا برای هرکسی نمی گشایند،نیازمندی خودرا اعلام نمی کنند،دست خودرابسوی هرکسی درازنمی کنند« یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّف» اینها بعلت تعففی که دارند ،جاهلان(نادانان)اینهارا از برخوردارها می دانند درحالی که صورت خودرا باسیلی سرخ می کنند تادیگران خیال کننداینها کباب میخوردند.

وی درادامه گفت:خطاب آیه به پیامبراست:«تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً»:توای پیامبر! توبایداینهارا شناسایی کنی و به کمکشان بشتابی.
حطیب جمعه رشت با استادبه این گفتند، اینجا وظیفه حاکم جامعه است که به داد اینهابرسد،مدیران جامعه اسلامی باید این قشر شریف را بشناسند و در جهت رفع مشکلات آنان تلاش جدی کنند.

امام جمعه رشت درخطبه دوم اشاره ای به «قدرتنمایی موشکی ایران در خاک اسرائیل درجنگ ۱۲ روزه» داشتند وگفتند:آویگدور لیبرمن
«آویگدور لیبرمن»(وزیرجنگ سابق اسرائیل) یک مصاحبه ای باکانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل داشت که می گوید:
ایران ۲۶ موشک به خاک ما شلیک کرد،اینهمه ویرانه بوجودآورد،اگربرتعداد موشکها(درجنگ بعدی)یک صفر(۰)اضافه کند ۲۶۰ موشک شلیک کردچه اتفاقی خواهدافتاد!؟

«وزیرجنگ سابق اسرائیل»(لیبرمن)می گوید که ایران درحال آماده سازی برای حمله به اسرائیل است وهسته ای ایران برای مامشکل ایجادکرده است.
آیت الله فلاحتی گفت:نشریه« فارین افرز»نوشت:ایران اولین کشوری بودکه تل آویو را ویران کرد

تشکرامام جمعه رشت ازمجلس شورای اسلامی بخاطر تعلیق NPT

امام جمعه رشت گفت:رافائل گروسی گفته اند:«مامیخواهیم بدانیم این اورانیوم غنی شده ای که آمریکا آن را بمباران کرد ونتوانست نابودکندرا ایران درکجابرده است(کجاجابجاکرده)»،خطیب جمعه رشت خطاب به گروسی گفت:به شماچه ربطی دارد که ایران کجابرده است.
خطبه اول نمازجمعه در ساعت ۱۲:۱۵ شروع شد و در۱۲:۲۶ دقیقه باقرائت سوره کوثربه پایان رسید وخطبه دوم با جلوس وقیام چندثانیه ای در ساعت ۱۲:۴۳ دقیقه به پایان رسید.
سخنرانان پیش ازخطبه های نمازجمعه رشت ۲ مدیرکل بودند.

«سخنرانی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان»( علی لقمانی)

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«تأکیدرهبر معظم انقلاب برحمایت رئیسجمهور پر کار، پر تلاش و پیگیر»
مسئولان کشور بهخصوص مسئولان سه قوه که بحمدالله امروز آنها هم در کمال اتّحاد و همدلی دارند با هم کار میکنند، این را حفظ کنند. خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند. رئیسجمهور را حمایت کنند. رئیسجمهور پُرکار و پرتلاش و پیگیر است. عناصری اینجور که پرکار باشند، پرتلاش باشند، پیگیر باشند، اینها را باید قدرشناسی کرد.
توئیت روز یکشنبه ۲۴ آگوست ۲۰۲۵(۰۲ شهریور ۱۴۰۴)بیانات رهبر انقلاب: مردم، خدمتگزاران کشور و رئیسجمهور را حمایت کنند. رئیسجمهور پرکار، پرتلاش و پیگیر است؛ این را باید قدرشناسی کرد.

اما امام جمعه محترم درآن هفته نمازجمعه(۰۷ شهریور ۱۴۰۴ ) هیچ اشاره ای به موضوع توصیه رهبری به حمایت از رئیس جمهور نکرد!.
جالب است که ایشان(فلاحتی) معمولاً خلاصه ای از بیانات رهبرانقلاب را دراولین جمعه یادآوری می کند و دراین هفته هیچ اشاره ای نکردکه رهبری سخنرانی داشته است،چون هرقسمتی ازسخنان آنحضرت رابیان می کردناگزیرباید ذکرخیری ازرئیس جمهورمی کرد که گزینه ندیدن نشنیدن راانتخاب کرد.
رهبرانقلاب دراولین دیدار کابینه پزشکیان(۶ شهریور ۱۴۰۳):تشکیل به موقع دولت را لطف پروردگار و نعمتی بزرگ خواندند.
رهبرانقلاب(۳۱ تیرماه ۱۴۰۳):«باید از بُن دندان باور کنیم که موفقیت آقای پزشکیان، پیروزی همه ماست.»
رئیس قوه مقننه:رهبر انقلاب میفرمایند«موفقیت دولت موفقیت همه ماست اما برخی قلبشان راضی نیست این دولت موفق شود و این منطبق با خواسته رهبری همسو نیست.»
«محمد باقر قالیباف»(رئیس مجلس شورای اسلامی) درحاشیه آیین سوگواری رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) در مشهد (۱۳ شهریور ۱۴۰۳): همیشه باید گوش به فرمان مقام معظم رهبری باشیم و هر جا که سخنی در راستای کلام حضرت آقا باشد دنبال کنیم.(اگرپیروولایت فقیه هستیم).
*مسعود پزشکیان(رئیسجمهور ایران) روز یکشنبه ۱ مهر ۱۴۰۳برای سفر به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد راهی آمریکاشد.
امام جمعه محترم رشت(آیت الله فلاحتی) درنمازجمعه ۶ مهر ۱۴۰۳ هیچ اشاره به این سفر(سازمان ملل)نکرد.
در ۲ مهر ۱۴۰۳ آیت الله خامنه ای ،«دکتر محمد مخبر» رابه سمت مشاور و دستیار رهبری برگزید.
واما امام جمعه محترم رشت، ترجیح دادندکه بجای پرداختن به سفررئیس جمهور به سازمان ملل به مشاور رهبری بپردازد و با آب وتاب به آقای مخبرتبریک گفتند وجالب اینکه ایشان گفتند:«رهبرانقلاب برای پیگیری مصوبات رئیس جمهوری شهیدرئیسی به آقای مخبرمأموریت داده که مصوبات راپیگیرباشند!» درحالی که نه درحکم رهبرمعظم انقلاب چنین چیزی نوشته ونه این عمل معقولانه است.
درهمین جمعه(۶ مهر ۱۴۰۳) وقتی خطبه ها نماز به پایان رسید ،درصفی که بنده نشسته بودم،یکی از معاونین استانداری نشسته بود،بهش گفتم:چقدرخوب است که استانداری یک تلویزیون برای حاج فلاحتی بخرد؟گفت تلویزیون دارد.گفتم پس چرا سخنرانی دکترپزشکیان را درسازمان ملل ندیدند! که پاسم یک لبخندمعناداربود.
«فوبیای پزشکیان»
امروز نماز جمعه رشت۱۴ شهریور۱۴۰۴ هم «امام جمعه رشت هیچ اشاره به حضور رئیس جمهورایران به اجلاس شانگهای نداشت!»
پیشنهاد رئیس جمهورایران در اجلاس سران سازمان شانگهای برای حذف دلار:ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی جایگزین دلارشود./۱ سپتامبر ۲۰۲۵(۱۰ شهریور ۱۴۰۴)
اجلاس شانگهای درتیانجین
حجت الاسلام ابوترابی فرد(امام جمعه تهران) در خطبههای نماز جمعه امروز(۱۴ شهریور ۱۴۰۴) تهران گفت:اجلاس شانگهای فرصتی استثنائی برای مقابله با تحریمها بود.
سفر رئیسجمهور به چین،حضوردراجلاس شانگهای از روندهای برجسته دیپلماتیک بود،این اجلاس فرصتی استثنائی برای احیای چندجانبهگرایی برای نظام رو به فرسایش غرب و مقابله با تحریمها بود.»
«اولین نمازجمعه رشت به امامت آیت الله رسول فلاحتی»درمصلی رشت ۱۷ فروردین ۱۳۹۷(١٩رجب ١۴٣٩) اقامه شد.

آقای فلاحتی درمعرفی خودگفتند:من سربازولایتم و مسیرم و«مشی» من این است که «پادرجای پای رهبرمی گذارم.»
«نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْض»۱۵۰ نساء
«حُب و بُغض ها شمارا طریق عدالت خارج نکند.»
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ /۸ سوره مائده
آیت الله خامنه ای(رهبرانقلاب)درتفسیروتبیین این آیه می فرماید:حتّی اگر چنانچه با شما همعقیده نیستند«شَنَآنُ قَوم»یعنی با شما حتّی مخالفت هم دارند، امّا در برخورد با آنها بیعدالتی نباید بکنید.
مسئلهی عدالت یکی از مهمترین مسائل معرفتی است... البتّه یک مصداق مهمّ عدالت رفع نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و مانند اینها است امّا فقط این نیست؛ این یک قلم عمدهاش است. عدالت از قضاوتهای شخصی ما شروع میشود؛ عدالت از عمل شخصی ما، حرف زدن ما، داوریهای ما در مورد اشخاص، در مورد کارها شروع میشود. وَ لا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلی اَلّا تَعدِلوا اِعدِلوا: اگر با کسی مخالفت هم داریم، دشمنی هم داریم، جدایی فکری هم داریم، دربارهاش نباید ظلم کنیم.۱۴۰۲/۰۱/۲۹بیانات در دیدار رمضانی دانشجویان.
درآیه دیگری هم تذکرمی دهدکه «حُب ها شمارا ازجاده انصاف خارج نکند»
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ ۚ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا ۖ فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ أَنْ تَعْدِلُوا ۚ وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا
در آیه ۱۳۵ سوره نساء آمده است، «قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ» قیام به عدالت کنید و گواهان براى خدا باشید.هر چند به زیان خود یا والدین و بستگان شما باشد. تفاوت میان این دو آیه، آن است که این آیه سفارش مىکند: کینهها و دشمنىها شما را منحرف نکند؛ ولى آیه سورهى نساء مىفرماید: علاقهها و وابستگىها شما را از مرز عدالت خارج نکند. آرى، عوامل انحراف از عدالت یا بغض و کینه است، یا حبّ و دوستى که هر آیه به یکى از آنها اشاره دارد.
از آنجا که نادیده گرفتن کینههاى درونى درباره مردم دشوار است، لذا در این آیه چند فرمان و چند تشویق به کار رفته است. لا یَجْرِمَنَّکُمْ ... اعْدِلُوا ... هُوَ أَقْرَبُ ... اتَّقُوا اللَّهَ.
آیا عضویت ایران درشانگهای بی اهمیت است یا اینکه چون دکترپزشکیان در شانگهای حضورداشته نبایدبه نقش شانگهای پرداخت؟
سخنرانی آیت الله سیدابراهیم رئیسی دراجلاس شانگهای/جمعه ، ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ تاجیکستان
جمعه ، ۲۶ شهریور ۱۴۰۰ سخنرانی آیت الله سید ابراهیم رئیسی در جمع سران و مقام های شرکت کننده در بیست و یکمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تاجیکستان.
درجمعه این هفته(۰۳ شهریور ۱۴۰۲) امام جمعه موقت رشت نماز رااقامه کردند.
امام جمعه موقت رشت(حجتالاسلام احمد طیبی)گفت: عضویت ایران در پیمان شانگهای و بریکس نویدبخش تحولات خوبی برای ایران اسلامی است.
(۲ مهر ۱۴۰۰)دراولین هفته(نمازجمعه رشت)آیت الله فلاحتی برمورد نقش شانگهای چه گفت؟
امام جمعه رشت عضویت در سازمان همکاری شانگهای را شکست بزرگی برای آمریکا عنوان کرد و گفت: عضویت ایران درشانگهای معادلات منطقه را برهم می زند.
به گزارش خبرنگار مهر(۲ مهر ۱۴۰۰) آیت الله رسول فلاحتی در خطبهها نماز جمعه این هفته رشت با اشاره به عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای، گفت: این عضویت یک شکست بزرگ برای آمریکا است که همواره برای منزوی کردن ایران تلاش میکند.
امام جمعه رشتگفت:«عضویت ایران در این سازمان میتواند معادلات منطقه را بهم زده و قدرت سیاسی جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهد، تبادلات اقتصادی و خیز سیاسی ایران از جمله برکات دیگر این عضویت است.»
ولایتی:اجلاس شانگهای درتیانجین یکی از مهمترین اجلاس بینالمللی تاریخ جهان بود.
«دکترعلیاکبر ولایتی»(مشاور امور بینالملل رهبر معظم انقلاب) درمصاحبه با خبرگزاری تسنیم(۱۴ شهریور ۱۴۰۴) اجلاس سران شانگهای در چین چهاثراتی در صحنه بینالمللی داشته است؟ گفت: ۲۵مین اجلاس سران شانگهای روز ٩ و ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ با حضور بیش از ۲۰ رهبر غیرغربی جهان و نیز دبیرکل سازمان ملل متحد در تیانجین چین برگزار شد. این اجلاس بزرگترین و مهمترین اجلاس در مقایسه با اجلاسهای گذشته است و ارزیابی اولیه صاحبنظران سیاسی بر این است که این اجلاس یکی از مهمترین نشستهای بینالمللی تاریخ جهان است.
تشکر ریس مجلس شورای اسلامی ازتلاشهای رئیس جمهوردر شانگهای
«محمدباقرقالیباف»(رئیس مجلس شورای اسلامی) در توئیتر(۱۰ شهریور ۱۴۰۴)نوشت:ایران و چین، دو تمدن کهن آسیایی، با پیوندهای تاریخی و فرهنگی، ظرفیت بیمانندی برای تامین صلح و امنیت پایدار و تحقق چندجانبهگرایی دارند.
مجلس ایران عملیاتی شدن کامل توافق راهبردی و پروژههای مشترک و رفع موانع بوروکراتیک و قانونی مرتبط با آنها را اولویت خود میداند و «از تلاشهای مجدانهٔ رئیس جمهور محترم آقای دکتر پزشکیان در اجلاس شانگهای» برای تحقق این اهداف حمایت میکند.

تقدیر رهبرانقلاب از رئیس جمهور پزشکیان برای باردوم در طول ۲ هفته (یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴)«رهبرانقلاب درتمجید پزشکیان ونماینده اش در گیلان درتمجیدرئیسی»!در فاصله کمتراز ۲۴ ساعت.
رهبرانقلاب(رئیس جمهور)به معنای حقیقی کلمه فداکاری کردند،انگیزه، روحیه و پرکاری در آزمون ۱۲ روزه «گفتگوی خصوصی رهبرانقلاب بارئیس جمهور۱۶ شهریور ۱۴۰۴ »درپایان برنامه.
حضرت آیتالله خامنهای با تشکر از رئیس جمهور، مسئولان، مدیران و کارکنان فعال مجموعه دولت -بهویژه دستگاههایی که در آزمون ۱۲ روزه جنگ به معنای حقیقی کلمه فداکاری کردند-، «انگیزه»، «روحیه» و «پرکاری» رئیس جمهور را مورد تقدیر قرار دادند و افزودند: سفر بسیار خوب آقای پزشکیان به چین، زمینههای بالقوه اقتصادی-سیاسی به همراه آورد که این نتایج مفید باید پیگیری شود.
در روز دوشنبه(۱۷ شهریور ۱۴۰۴) در«جلسه هفتگی تفسیرقرآن ،امام جمعه رشت» درتفسیر آیات ۱۲ و۱۳ سوره قصص
«آیت الله فلاحتی»درتفسیراین هفته درجریان تفسیرش، گریزی زد به مدیریت عالی شهیدرئیسی اینکه آیت الله رئیسی واقعاً مدیریتش برجسته وعالی بود،تصمیماتی که میگرفت درست وبدون عیب ونقص بود...«ارتباط آیه ۱۲ قصص چه ربطی به مدیریت عالی رئیس داشت!» باتوجه به اینکه روزقبلش رهبرانقلاب برای دومین باردز طول دوهفته از آقای پزشکیان تقدیرکرده بود واز عملکردش رضایت داشت،این راچگونه بایدتفسیرکرد!؟«رهبرانقلاب درتمجید پزشکیان ونماینده اش در گیلان درتمجیدرئیسی»!!در فاصله کمتراز ۲۴ ساعت..چه رازی دراین ماجرانهفته است؟
وَحَرَّمْنَا عَلَیْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ۱۲ قصص
ترجمه:و ما پیش از آن، شیر هر دایهای را بر او حرام کردیم، و خواهر موسی گفت: آیا مایلید که من شما را بر خانوادهای که دایه و پرستار این طفل شوند و در کمال محبت و مهربانی تربیت کنند رهنمایی کنم؟
«مَراضِعَ»یعنی زنان شیرده(مادرانی که نوزادانشان را فرعونیان کشته بودند).
«یَکْفُلُونَهُ» یعنی کفالت وسرپرستی-موسی
فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ۱۳ سوره قصص
ترجمه:پس او را به مادرش برگردانیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتماً وعده خدا حق است، ولی بیشتر مردم (این حقایق را) نمی دانند.
«فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ»خداوندمی گوید :ما کودک را به مادرش برگرداندیم.
وعده ای که خدا به مادرموسی داده بود(إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْک)وعلاوه براین «جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِین»برموسی سلطنت وپیامبری ۷ سوره قصص
اما درمورد افزایش قیمتها:امام جمعه رشت معترض هستند که چراقیمتها ۲ برابر شده است.
دردولت شهیدرئیسی شاهد افزایش قیمت ۳۰ تا ۵۰ درصدی حبوبات در سفره مردم بودهایم.
قیمت مرغ در دولت روحانی که ۱۰ هزار تومان بود در دولت شهید رئیسی به یکباره هشت برابر شد و در خصوص قیمت گوشت هم همین طور. دولت سیزدهم نتوانست انتظارات را برآورده کند.
«سعید قاسمی در برنامه ثریا» خطاب به سید ابراهیم رئیسی گفت: «قبل از انتخابات فرمودی که قیمت ها به خارج و "برجام" ربطی ندارد. "خیار" و "گوجه" به "تحریم" ربطی ندارد؛ اینها داخلی است». دیدی عزیزم؟ نه قیمت خیار و نه قیمت گوجه را نتوانستی کنترل کنی. ۱۷ اسفند ۱۴۰۱

گوجه وخیار

نرخ ۲۶ هزار تومانی دلار در اوایل شهریور سال ۱۴۰۰ به رقم ۵۰ هزار تومان در شهریور سال ۱۴۰۲ رسید. رشد ۹۲ درصدی قیمت دلار در حالی رخ داده است که دولت سیزدهم از افزایش فروش نفت و دور زدن تحریمها خبر میدهد. درحالی که میزان صادرات نفت به بالاترین رقم خود از زمان اعمال تحریم نفتی علیه ایران رسیده بود.
رئیس جمهور(رئیسی) در گفت و گوی زنده تلویزیونی شامگاه سه شنبه(۳۰ خرداد ۱۴۰۲) در علتیابی گرانیها به مشکلات برجا مانده از دولت قبل، «تاثیر جنگ اوکراین بر قیمت جهانی برخی کالاها» دانست.
«گفته بودند فقط چهار قلم کالا گران میشود» اما بسیاری از اجناس ۲۰ تا ۵۰ درصد گران شده است.
«آیتالله سید هاشم حسینی بوشهری»( امام جمعه قم) در خطبه نماز جمعه ۱۳ خرداد ۱۴۰۱که در مصلی قدس قم برگزار شدگفت: احساس میکنیم نظارت قوی وجود ندارد زیرا گفته بودند که چهار قلم کالا گران میشود اما بسیاری از اجناس ۲۰ درصد، ۳۰ درصد ۵۰ درصد گران شده است؛ باید سایر کالاهایی که وابسته نیستند کنترل شوند،تیم دولت باید هماهنگ باشد و هر کسی سخنی جدا از دیگری نگوید؛ همچنین قوای سه گانه نیز آهنگی هماهنگ داشته باشد./پایان.
به مردم قول داده بودندفقط چهارقلم کالاگران می شود
«حجت الاسلام ملک حسینی» امام جمعه موقت شهرستان پیشوا در نمازجمعه( ۰۶ خرداد ۱۴۰۱): مسئولان اجرایی کشور نیز توجه داشته باشند «به مردم قول داده شد فقط اجناسی که ارز ترجیحی آنها حذف میشود گران شود و مردم نیز توجیه شدند» واما قیمت اجناس دیگر سرسام آور و افسارگسیخته گران شده است واین بر قشر ضعیف جامعه فشار آورده است.
به مردم قول داده بودندفقط چهارقلم کالاگران می شودامایک هزار قلم افزایش قیمت داشتهاند
«حجت الاسلام سید محمدنبی موسویفرد»امام جمعه اهواز(۱۳ خرداد ۱۴۰۱) گفت:در چند فروشگاه بزرگ اهواز رفتم و سوال کردم چند قلم از کالاها دچار تورم شدند؟
گفتند : ۳ هزار قلم کالادارند که یک هزار قلم افزایش قیمت داشتهاند.
«احمد وحیدی» وزیر کشور گفت:فقط قیمت چهار کالا تغییر میکند: مرغ، تخم مرغ، لبنیات و روغن میتواند تغییر پیدا کند(گران می شوند) و هیچ کالای دیگری حق افزایش قیمت ندارد/در ارتباط مستقیم تلویزیونی، خبرشامگاهی،سه شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت ۲۳
امام جمعه رشت:قراربود فقط چهارقلم کالاگران شود وامانرخ بیش از یکصد قلم کالا افزایش یافته است.
آیت الله رسول فلاحتی امروزجمعه(۱۳ خرداد ۱۴۰۱) در خطبه های نمازجمعه رشت باانتقادازافزایش ارزاق و کالای اساسی مردم، اظهار داشت: برخی افراد سالوس منش، خون آشام و آنها که درد دین ندارند «نرخ بیش از یکصد قلم کالا را افزایش دادند.»
تقصیر دولت نیست،برخی افراد سالوس منش، خون آشام که درد دین ندارند نرخ بیش از یکصد قلم کالا را افزایش دادند.
«استاندار-سابق-گیلان،فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء شد»
«سردارعلی عبداللهی» به عنوان «فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء»معرفی شد. ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

اولین پیام فرمانده جدید قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیاء
«سردار سرلشکر پاسدار علی عبداللهی»(فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیاء) در پیامی فرا رسیدن میلاد مسعود پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد(ص) و آغاز هفته وحدت را به ملت بزرگ ایران و امت اسلامی تبریک گفت.
درپیام سرلشکر علی عبداللهی آمده است:

«فرارسیدن هفته وحدت که با نام مبارک پیامبر اعظم (صَلَی اللهُ عَلَیه و آلِه و سَلَّم) پیوند خورده، فرصتی است تا با تامل در آموزههای نورانی آن حضرت وحدت و همبستگی را بیش از پیش در کشور عزیزمان ایران و امت اسلامی تقویت کنیم.
اتحاد«جنگ ۱۲ روزه ،همچون جنگ ۸ ساله»
«اتحاد مقدسی که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه با هوشیاری و هوشمندی ملت قهرمان و منسجم ایران همچون دوران دفاع مقدس ۸ ساله و توطئههای مختلف علیه کشور رقم خورد نهتنها دشمن صهیونیستی و آمریکا را در پیگیری اهداف خصمانه خود، علیه کشور ناکام گذاشت، که جلوه ای زیبا و ماندگار از همبستگی ملی ایرانیان را به جهانیان نشان داد.»
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با تاسی از آموزههای الهامبخش و وحدتآفرین قرآن و اسلام عزیز و تحت زعامت فرماندهی معظم کل قوا حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (مدظله العالی) و براساس وظایف ذاتی خود همواره در آمادگی کامل برای حفاظت از کیان کشور، امنیت ملی و دستاوردهای انقلاب اسلامی به سر میبرند و نسبت به قبل از جنگ تحمیلی اخیر آمادهتر و از دستاوردهای بالاتر و بیشتری برخوردار هستند و ملت عزیز ایران نباید هیچگونه نگرانی نسبت به آینده داشته باشند. دشمن با جنگ روانی و رسانهای در صدد است فضای کشور را ملتهب کند، در حالی که خود در عرصههای مختلف دچار مشکلات فراوانی در سطح داخلی، منطقهای و بینالمللی میباشد.»
«سردارعلی عبداللهی کیست؟»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«استاندارگیلان،فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء شد»
«سردار علی عبداللهی» یکی از شخصیتهای برجسته نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران است که در طول بیش از چهار دهه فعالیت در عرصههای مختلف دفاعی و اجرایی، نقش مهمی در تقویت ساختار نظامی و امنیتی کشور ایفا کرده است.
«سردارعلی عبداللهی»متولد سال ۱۳۳۸ «شهرستان رودبار»(گیلان)است که در دوران جنگ ایران و عراق حضور فعال داشت، علاوه بر فعالیتهای نظامی، در مناصب اجرایی مختلف از جمله استانداری گیلان وسمنان و معاونتهای وزارت کشور و ستاد کل نیروهای مسلح نیز خدمت کرده است.
۲ سردارگیلانی(بهمن کارگر از شهرستان صومعه سرا) و (علی عبداللهی از رودبار)
از جمله مهمترین سمتهای علی عبداللهی علیآبادی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
«فرمانده لشکر ۱۶ قدس گیلان» (۱۳۶۶–۱۳۷۰)
رئیس ستاد نیروی زمینی سپاه پاسداران (۱۳۷۰–۱۳۷۶)
جانشین فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران (۱۳۷۶–۱۳۸۰)
معاون هماهنگکننده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۸۰–۱۳۸۱)
جانشین فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۸۱–۱۳۸۴)
سرپرست فرماندهی نیروی انتظامی (۱۳۸۴)
استاندار سمنان (۱۳۸۶–۱۳۸۸)
«استاندار گیلان» (۱۳۸۴–۱۳۸۶)
اواخرآبان ۱۳۸۴ سرداری ازخطبه گیلان (علی عبدالهی علیآبادی) سکان استان رادردست گرفت و ۲۲ماه رئیس جمهور گیلان بود.
«استانداران گیلان» درکنار وزیرکشور
اسماعیل نجار،مهدی سعادتی ،کیهان هاشمنیا، علی عبداللهی
معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور ایران (۱۳۸۸–۱۳۹۳)
معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح (۱۳۹۳–۱۳۹۵)
معاون هماهنگکننده ستاد کل نیروهای مسلح (۱۳۹۵–۱۴۰۴)
دیدارابراهیم الحسینی فرمانده مرزبانی کشور عراق و سردار علی عبداللهی معاون هماهنگ کننده ستاد کل نیروهای مسلح ۲۲ مرداد ۱۳۹۷
۳ سرلشکر درکنارهم:«سرلشکر محمدباقری»،«سرلشکرسید عبدالرحیم موسوی» و «سرلشکر علی عبداللهی»
سرلشکرفیروزآبادی،سرلشکر علی عبداللهی،سرلشکر محمدباقری
«سردار علی عبداللهی درلیست تحریم آمریکا»
در دیماه سال ۱۳۹۸، وزارت خزانهداری آمریکا علی عبداللهی را به دلیل نقش او در پیشبرد اهداف امنیتی ایران در منطقه و جهان در فهرست تحریمها قرار داد. این اقدام بهدلیل مسئولیتهای وی در فعالیتهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران انجام شد.
«تحصیلات سردار علی عبداللهی»
«علی عبداللهی» در سال ۱۳۶۵ دوره «دافوس» را در دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا گذراند. او همچنین در سال ۱۳۶۹ به درجه سرتیپی نائل شد که تاثیر زیادی بر تسلط وی در مدیریت و رهبری نیروهای نظامی داشت.

در پی شهادت سرلشکر غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء در اولین روز جنگ ۱۲ روزه(۲۳ خرداد ۱۴۰۴) رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور حکمی «سردار سرتیپ پاسدار علی شادمانی» را با ارتقا به درجه سرلشکری به عنوان «فرمانده جدید قرارگاه خاتم الانبیاء» منصوب کردند..اما ۴ روزبعد در۲۷ خرداد ۱۴۰۴ فرمانده جدیدقرارگاه خاتم الانبیاء دربمباران اسرائیل جنایتکاربه شهادت رسید.
فرماندهان قرارگاه خاتم الانبیاء:سرداران:محمد وفایی(۱۳۶۸)،محمدباقر قالیباف(۱۳۷۳)،عبدالرضا عابد(۱۳۸۵)،رستم قاسمی( ۱۳۸۶)،ابوالقاسم مظفری شمس(۱۳۹۰)،عبادالله عبداللهی(۱۳۹۱)،سعیدمحمد(۱۳۹۷)،هوشی سادات(۱۳۹۹).علیرضاعابد،غلامعلی رشید،علی شادمانی وعلی عبداللهی.
فرماندهان قرارگاه خاتم از آغازتأسیس ،بترتیب ،سرداران:محمد وفایی(۱۳۶۸)،محمدباقر قالیباف(۱۳۷۳)،عبدالرضا عابد(۱۳۸۵)،رستم قاسمی( ۱۳۸۶)،ابوالقاسم مظفری شمس(۱۳۹۰)،عبادالله عبداللهی(۱۳۹۱)،سعیدمحمد(۱۳۹۷)،هوشی سادات(۱۳۹۹).
قرارگاه سازندگی خاتم یک سال پس از پایان جنگ، در سال ۱۳۶۸ با دستور مقام معظم رهبری تشکیل شد. این قرارگاه از زیرمجموعههای سپاه پاسداران محسوب و فرمانده آن از سوی فرمانده کل سپاه تعیین میشود.
سمت راست«ابوالقاسم مظفری شمس» فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا شد۱۶مرداد۱۳۹۰
«سردارمحمدعلی جعفری»(فرمانده کل سپاه پاسداران)، طی حکمی، «ابوالقاسم مظفری شمس» را بعنوان فرمانده جدید قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا منصوب کرد.
فرمانده پیشین این قرارگاه، «سرتیپ رستم قاسمی» چهارشنبه گذشته بعنوان وزیر جدید نفت از مجلس رای اعتماد گرفت.
«ابوالقاسم مظفری شمس»قبلا رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت« توسعۀ منابع آب و نیروی ایران» و چندی نیز مدیرعامل شرکت سد سازی سپاه پاسداران موسوم به «سپاسد» بود.
قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا، زیر مجموعه سپاه پاسداران و یکی از بزرگترین پیمانکاران ایران است.
۱۴ اسفند ۱۳۹۱«سردار عبادالله عبداللهی»فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا شد بعداز۱۹ماه فرماندهی مظفری شمس.
تودیع -معارفه:عبادالله عبداللهی-سعیدمحمد«فرمانده قرارگاه »سازندگی خاتم الانبیا۱۵ مهر ۱۳۹۷
سردارسعیدمحمد«قرارگاه خاتم الانبیاء» رفت، «سردار سید حسین هوشی سادات» آمد.
سردارعلیرضاعابد (جایگزین) سیدحسین هوشی سادات شد./۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
با حکم فرمانده کل سپاه(سردارحسین سلامی): «سردار عبدالرضا عابد» به عنوان فرمانده جدید قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا(ص) معرفی شد و از خدمات سردار سیدحسین هوش السادات فرمانده پیشین تقدیرشد.۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
فرماندها
«کابلی که به قطار کابلی متصل بود، شُل شد» و باعث از دست رفتن کنترل وسیله نقلیه شد، قطار ترمز نکرد و با سرعت بالا به ساختمان برخورد کرد.
قطار فونیکولار زردرنگ (گلوریا)خیابان لیبرتی درلیسون.
«قطار در لیسبون از ریل خارج شد»۳۵ کشته وزخمی برجای گذاشت ۳ سپتامبر ۲۰۲۵

طبق گزارش رسانههای محلی، «تراموا گلوریا» یکی از جاذبههای لیسبون و یک مقصد گردشگری محبوب، حدود ساعت ۶ بعد از ظهر چهارشنبه۳ سپتامبر ۲۰۲۵( ۱۲ شهریور ۱۴۰۴) از ریل خارج شد.
۱۵ نفر کشته و ۲۰ نفر زخمی شدند که حال پنج نفر وخیم است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:کابلی که به قطار کابلی متصل بود، شل شد و باعث از دست رفتن کنترل وسیله نقلیه شد، قطار ترمز نکرد و با سرعت بالا به ساختمان برخورد کرد.
«قطار کابلی گلوریا»(لیسبون) که در سال ۱۸۸۵ شروع به کار کرد، ۳۰ سال پس از افتتاح، همچنان با موتور الکتریکی به کار خود ادامه میدهد. «وسایل نقلیه زرد رنگ» که تپههای لیسبون را به هم متصل میکنند، از جمله شناختهشدهترین نمادهای این شهر بودند.
«مارسلو ربلو د سوزا»(رئیس جمهور پرتغال) مرگ و میر و جراحات این حادثه را تأیید و ابراز تاسف کرد.

«نقشه کشورپرتغال»

«شهرلیسبون پایتخت پرتغال می باشد»

ویدئویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، دود برخاسته از تراموا و افرادی را نشان میدهد که سعی در برداشتن لاشه آن دارند.
پس از آنکه یک «قطار کابلی در لیسبون از ریل خارج شد» و دستکم ۱۵ نفر را در یکی از پررفتوآمدترین مناطق گردشگری پایتخت به کام مرگ کشاند، پرتغال روز پنجشنبه ۴ سپتامبر ۲۰۲۵(۱۳ شهریور ۱۴۰۴) را عزای ملی اعلام کرد.
این حادثه روز چهارشنبه۳ سپتامبر ۲۰۲۵( ۱۲ شهریور ۱۴۰۴) رخ داد، جایی که «قطار فونیکولار» زردرنگ «گلوریا» در مسیر شیبدار نزدیک «خیابان لیبرتی» از ریل منحرف شد و به ساختمانی بر سر راه برخورد کرد.
در همین حال، دولت پرتغال یک روز عزای عمومی اعلام کرد و شهرداری لیسبون سه روز عزای عمومی اعلام کرد.
چرا زلزله ۸.۸ ریشتری روسیه(جزیره کامچاتکا)تلفات جانی کم بود؟(۰۸ مرداد ۱۴۰۴)۱۰ نفرکشته شدند وتعدادی هم زخمی.
زلزله درافغانستان: ۲۲۰۵ کشته و ۳۶۰۰ زخمی بر جای گذاشته است؛احتمال افزایش آمارهم هست.
زلزلهای به بزرگی ۶ ریشتر در بامداد ۳۱ اوت (۹ شهریور) ولایتهای ننگرهار و کنر در شرق افغانستان را لرزاند و خانههای خشتی و کوچههای باریک روستاها را به تلی از خاک بدل کرد.
بر اساس گزارش رسمی طالبان، این فاجعه تا این لحظه ۱۴۵۷ کشته و ۳۳۹۴ زخمی بر جای گذاشته است؛ ارقامی که هر لحظه سنگینیشان بر وجدان جهانیان بیشتر میشود.
زلزلهای به بزرگی ۶ ریشتر در بامداد ۳۱ اوت ولایتهای ننگرهار و کنر در شرق افغانستان
این زلزله اواخر شب یکشنبه چندین شهر در استان کنر، در نزدیکی شهر جلالآباد در استان ننگرهار همسایه را لرزاند.
مناطق آسیب دیده« ولسوالی نورگل»(ولایت کنر)در زلزله ۱ سپتامبر ۲۰۲۵
سازمان زمینشناسی ایالات متحده اعلام کرد که زلزله ۶ ریشتری ساعت ۱۱:۴۷ شب به وقت محلی (۳:۱۷ بعد از ظهر به وقت شرقی) رخ داده و مرکز آن در ۷ کیلومتری شرق-شمال شرقی «جلالآباد» بوده است. «عمق زلزله درافغانستان ۸ کیلومتر بوده است». زلزلههای کمعمقتر معمولاً خسارات بیشتری به بار میآورند.
دادههای سازمان زمینشناسی آمریکا نشان میدهد که چندین پسلرزه در طول شب منطقه را لرزاند، از جمله یک زلزله قدرتمند و کمعمق ۵.۲ ریشتری درست پس از ساعت ۴ صبح. خبرنگاران خبرگزاری فرانسه اعلام کردند که اولین زلزله ساختمانها را از کابل تا اسلامآباد، پایتخت پاکستان، در حدود ۳۷۰ کیلومتری، برای چند ثانیه لرزاند.

«ننگرهار».... «کنر»....«جلال آباد»(افغانستان)کجاست؟ نقشه
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:چرا زلزله ۸.۷ ریشتری روسیه(جزیره کامچاتکا ) تلفات جانی کمی داشت؟
زلزله قدرتمند ۸.۷ ریشتری اواخر روز چهارشنبه۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵ (۰۸ مرداد ۱۴۰۴) «شبه جزیره کامچاتکا»(روسیه) را لرزاند و باعث هشدار سونامی در ژاپن و آمریکا شد. مرکز این زلزله ۱۳۶ کیلومتری شرق «پتروپاولوفسک»(در عمق ۱۹ کیلومتری) بود.امااندک خسارتی داشته است،۱۰ نفرکشته شدند وتعدادی هم زخمی.
«شهر پتروپاولوفسک»(کامچاتسکی) با جمعیتی حدود ۱۸۷,۰۰۰ نفر، لرزشی با شدت VIII (شدید) را تجربه کرد. سایر شهرهای نزدیکتر که کوچکتر بودند، شدت لرزش VI تا VII را متحمل شدند.
:«کاظم عبدالامیر مزهر النجار» معروف به«کاظم عبدالامیر»(شکنجه گر...اردوگاه تکریت) که بارهارحجت الاسلام سیدعلی اکبر ابوترابی را وحشیانه شکنجه می کرد با تذکرمادرش منقلب شد وازمریدان ابوترابی شد واو درسال ۱۳۸۹ به ایران آمد و ازاسیرانی که درعراق شکنجه شده بودند حلالیت طلبید وبه سوریه رفت«مدافع حرم»شد وسرانجام در دمشق شهیدشد
کاظم عبدالامیر : خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات را به من کرده بود. بارها به من گفته بود مبادا ایرانیها را اذیت کنی.اما مادرم یک صبح درسرصبحانه بمن گفت:دیشب خواب حضرت زینب(ع) را دیده و حضرت زینب(ع) نسبت به کارهایم در اردوگاه به مادرم شکایت کرده!صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و از من پرسید: آیا در اردوگاه ایرانیها را اذیت میکنی؟ حلالت نمیکنم.
»حجت الاسلام سیدعلی اکبرابوترابی» زمانی که در اردوگاه اسرا در عراق بود زیر شدیدترین شکنجهها قرار داشت. اما هیچگاه آه و ناله نکرد.افسر ارشد اردوگاه که بسیار ایشان را شکنجه میکرد ترفیع درجه گرفت و سرهنگ شد. مراسم جشن برای او در اردوگاه برگزار شد. همه افسران عراقی به او تبریک میگفتند.آقای ابوترابی از دوستانش خواست تا با کمی آرد و شکر یک کیک کوچک درست کنند. بعد کیک را در لای یک پارچه پیچید و به دفتر سرهنگ رفت.ایشان ارشد اردوگاه بود و به نمایندگی از دیگر اسرای ایرانی وارد اتاق سرهنگ شد.
آقای اوحدی رئیس سازمان حج و زیارت که خود از آزادگان دفاع مقدس است میگوید: یکی از برادران کاظم، اسیر رزمندگان ایرانی بود، برادر دیگرش در جنگ کشته شده بود و خودش نیز بچهدار نمیشد، با این اوصاف کینه خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت. انگار مقصر همه مشکلات خود را اسرای ایرانی میدانست!در این میان آقای ابوترابی را بیشتر اذیت میکرد.
او میدانست آقای ابوترابی فرمانده و روحانی انقلابی است، از این رو ضربات کابلی که نثار آن مجاهد میکرد، شدت بیشتری نسبت به دیگر اسرا داشت، اما هیچگاه مرحوم ابوترابی شکایت نکرد و همواره به او احترام میگذاشت!کاظم از هر فرصتی برای شکنجه روحی، روانی و جسمی اسرا به ویژه آقای ابوترابی استفاده میکرد. ما هم به جسارتهای او عادت داشتیم.تنها حسن کاظم عبدالامیر شیعه بودنش بود. از خانواده خوبی بهره برده بود. خانواده او به روحانیون و سادات احترام میگذاشتند.
اما آقای ابوترابی آنجا حکم یک اسیر را داشت نه یک روحانی سید. تا اینکه یک روز کاظم با حالت دیگری وارد اردوگاه شد!یک راست به سمت سید آزادگان آقای ابوترابی رفت و گفت: بیا اینجا کارت دارم! ما تعجب کردیم. گفتیم لابد شکنجه جدید و ...اما از آن روز رفتار کاظم با ما و خصوصاً آقای ابوترابی تغییر کرد! دیگر ما را کتک نمیزد. حتی به آقای ابوترابی احترام میگذاشت. برای همه ما این ماجرا عجیب بود. تا اینکه از خود آقای ابوترابی سؤال کردیم چرا از آن روز که کاظم با شما صحبت کرد رفتارش تغییر کرده!؟ایشان هم ماجرای آن روز را نقل کرد و گفت: کاظم عبدالامیر در آن روز به من گفت: خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات را به من کرده بود. بارها به من گفته بود مبادا ایرانیها را اذیت کنی.اما مادرم دیشب خواب حضرت زینب(ع) را دیده و حضرت زینب(ع) نسبت به کارهای بنده در اردوگاه به مادرم شکایت کرده!صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و از من پرسید: آیا در اردوگاه ایرانیها را اذیت میکنی؟ حلالت نمیکنم. حالا من آمدهام که حلالیت بطلبم. کم کم به مرور زمان محب حاج آقا بوترابی در دل او جا باز کرد. او فهمیده بود آقای ابوترابی روحانی و از سادات است برای همین حتی مسائل شرعی خود و خانوادهاش را از حاج آقا میپرسید.آقای اوحدی ادامه دادند: بعد از آن روز رفتار کاظم با اسرای ایرانی به ویژه شهید ابوترابی بسیار خوب بود تا اینکه روزی قرار شد آقای ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل کنند.

کاظم بسیار دلگیر و گریان بود، به هر نحوی بود سوار ماشینی شد که آقای ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل میکردبعدها جویای احوال کاظم از آقای ابوترابی شدیم که ایشان گفت: آقا جان کاظم فرد بسیار مؤمن و محترمی است، در طول مسیر راجع به اهل بیت (ع) قرآن و احکام سؤالات متعددی کرد، بنده هم پاسخهایش را دادم. در واقع کاظم میخواست در طول مسیر تا اردوگاه بعدی نیز از حضور مرحوم ابوترابی بهرهمند شود، او شدیداً علاقهمند به این سید بزرگوار شده بود.کاظم عبدالامیر یک شیعه عراقی بود که گذر زمان از او یک شیفته حقیقی ساخت. مرید حاج آقا ابوترابی شد.

تحولات عجیبی در کاظم عبدالامیر به وجود آمد و گرایشش به سید آزادگان از او شخصیت دیگری خلق کرد. او یکی از تأثیرات شگرفت اخلاقی سید آزادگان بود که افراد را جذب خود میکرد و افراد بیآنکه خود متوجه وضعیت باشند شیفته او میشدند.روزها گذشت تا اینکه اسرای ایرانی آزاد شدند. کاظم برای خداحافظی با آنان به خصوص سید آزادگان تا مرز ایران آمد.او پس از مدتی نتوانست دوری حاج آقا ابوترابی را تحمل کند و به هر سختی بود راهی ایران شد. او برای دیدن حاج آقا به تهران آمد. وقتی فهمید حاجآقا ابوترابی در مسیر مشهد و در یک سانحه رانندگی مرحوم شدهاند به شدت متأثر شد. برای همین به مشهد و سرمزار آقای ابوترابی رفت و مدتها آنجا بود.کاظم از خدا میخواست تا از گناهانش نسبت به اسرای ایرانی بگذرد. او سراغ برخی دیگر از اسرای ایرانی رفت و از آنها بابت شکنجهها و ... حلالیت طلبید.
حالا شاید این سؤال را بپرسید که این ماجرا هر چند زیباست و نشان از توبه یک انسان دارد چه ربطی به مدافعان حرم دارد!؟ربط ماجرا در اینجاست که انسان اگر توبه واقعی کند میتواند مقام شهادت را کسب کند کاظم داستان ما مدتی قبل در راه دفاع از حرم حضرت زینب(ع) در سوریه به شهادت رسید. او ثابت کرد که مانند حر اگر از گذشته سیاه خود توبه کنیم، میتوانیم حتی به مقام شهادت برسیم./۱۴ شهریور ۱۳۹۴خبرگزاری فارسابوترابی ۱۴ سال در اردوگاه های رژیم بعث بود و از همین روی به سیدالاسرا مشهور شد. با آزادی اسرا و پس از بازگشت وی به کشور در دورههای چهارم و پنجم به مجلس شورای اسلامی رفت.
مرحوم ابوترابی در سنین نوجوانی نیکولای از اعضای هیئت نمایندگی صلیبسرخ بود و علاقۀ زیادی به حاجآقا داشت، میگفت «کریسمس که میرم کلیسا، تصویر آقای ابوترابی مثل حضرت مسیح تو ذهنم مجسم میشه. هر وقت ایشان رو میبینم آرامش خاصی میکنم این مرد از قدرت روحی خیلی زیادی برخورداره».
فریدون بیاتی: با چند نفر از بچهها، تماموقت، کارهای خدماتی اردوگاه را انجام میدادیم. مدتی بود فاضلاب حمامها گرفته بود؛ بعضی شبها، سربازهای عراقی شیشهخرده توی راهآبِ حمامها و دستشوییها میریختند.
سه روز طول کشید تا با زحمت راهآب را باز کردیم موقع کار، دست یکی از بچهها برید. خونش بند نمیآمد. حاجآقا که شنید، آمد. چند بار دستش را بوسید. دوستمان ناراحت شد، گفت «چرا این کار رو کردین». حاجآقا گفت «من دست همه خدمتگزارها رو میبوسم»
«سعید اوحدی»: خانهشان طبقه سوم بود. هر وقت کارش داشتیم، سحرها، قرار میگذاشتیم. میرفتیم خانهشان. بِهِمان میگفت «وقتی با ماشین میآیید، از بالای خیابون که شیب داره بیایید. ماشینتون رو هم خاموش کنین. بوق نزنین. مبادا همسایهها از خواب بیدار بشن». خودش هم، وقتی میخواست از طبقه سوم پایین بیاید، کفشهایش را در میآورد.
مصطفی پیرمرادیان: بعثیها حاجآقا را، برای شکنجه روحی، بردند به اتاق کوچکی که تنها یک نفر آنجا بود. همه او را میشناختند؛ به چیزی پایبند نبود. اهل نماز و روزه نبود. انقلاب را هم قبول نداشت. مدتی گذشت. یک روز دوستم، آقای کاظمی، گفت: «هماتاقی حاجآقا باهام صحبت کرده، گفته خیلی دوست دارم نماز بخونم. ولی نه جلوی بقیه که فکر کنند دارم تظاهر میکنم.» دو سه روز بعد، خودم رفتم پیش حاجآقا، گفتم: «تبریک میگم، زحمتتون به نتیجه رسید». گفت: «کدوم زحمت؟» ماجرا را برایش تعریف کردم. گفت: «به خدا قسم در مدتی که با او بودم، کاری با این نیت، که او نمازخون بشه، نکردم. من کار خودم را میکنم»
عبدالمجید رحمانیان: تیمسار نزار، رئیس کمیسیون اسرا در عراق، افسر مغرور و سنگدلی بود. یک روز برای بازرسی به اردوگاه ما آمد.
پس از بازدید داشت از در اردوگاه بیرون میرفت که حاجآقا خودش را رساند به او گفت: «این گیوهها رو یکی از اسرا بافته. به یادگار از طرف همه به شما هدیه میکنم». تیمسار با تعجب پرسید: «شما کی هستی؟» گفت: «ابوترابی هستم». تیمسار که در جمع افسران عالیرتبه و درجهدارها و محافظانش ایستاده بود، دستش را بالا آورد و به حاجآقا احترام نظامی کرد. اسرای ایرانی و عراقیهایی که آنجا ایستاده بودند، مات و مبهوت، به این صحنه نگاه میکردند.تیمسار مدتی با حاجآقا صحبت کرد. بعد به فرماندۀ اردوگاه دستور داد برخی امکانات رفاهی را برای اسرا فراهم کند.
عباس ابراهیمی: یکی از افسران عراقی یک روز دستور داد با بلدوزر گودالی بکنند و چند اسیر را داخل آن کنند و روی بدنشان تا گردن خاک بریزند. (اسرا به خاطر این کارش بهش لقب سروان بلدوزر دادند.) یک روز موقع آمار آمد و شروع کرد به تهدید. حاجآقا توی صف نبود و ما همه نگرانش بودیم. ناگهان با لباس خیس از حمام بیرون آمد. سروان از نگهبان پرسید «این کیه؟» گفت: «ابوترابیه، شیخ اسراست» همه فکر میکردیم الان که حاجآقا برسه افسر بِهِش توهین میکنه. با غضب داشت به حاجآقا نگاه میکرد. وقتی حاجآقا نزدیکش رسید چند جمله به عربی باهاش حرف زد.
جاذبه کلامش طوری بود که آن افسر خشن را تحت تأثیر قرار داد و در اوج ناباوری همه برگشت و به ما گفت: «همه تون از این شیخ نظم رو یاد بگیرین» بعد به درجهدار تحت امرش گفت: «هر چی ابوترابی بگه انگار من گفتم، ازش حرفشنوی داشته باش»
سعید اوحدی: بعثیها همیشه سعی میکردند سربازها و درجهدارهایی را به اردوگاهها بیاورند که از ما کینه داشته باشند و نتوانیم باهاشون ارتباط برقرار کنیم یکی از نگهبانها، اسمش کاظم بود. شیعه بود. یک برادرش توی جبهه کشته شده بود و دو تای دیگر هم، توی ایران، اسیر بودند. روزی که حاجآقا را آوردند اردوگاه، با بیرحمی حاجی را شکنجه کرد. بچهها، پشت پنجرهها ایستاده بودند و بلند بلند گریه میکردند. سرتاپای حاجی غرق خون شده بود. بعد از آن، هر وقت کاظم از جلوی حاجآقا رد میشد، حاجی بلند میشد و به او سلام میکرد. کاظم هم سعی میکرد مدام از جلوی حاجی رد بشود. چند ماهی گذشت. یک روز حاجآقا رفت لباسهایش را بشوید. کاظم هم دنبالش رفت. کنارش ایستاد و حین شستن دستهایش شروع کرد با حاجآقا صحبتکردن. چند روز بعد، باز هم این کار را تکرار کرد. یک روز، وقتی کاظم کارش با حاجآقا تمام شد، رفتیم پیش حاجی. گفتیم: ـ چی میگه؟ - کی؟ - کاظم دیگه. مثل این که دستبردار نیست. - کاظم هم بنده خداست دیگه. اصرار کردیم. گفت: «کاظم شیعه است، میآد سؤالهای شرعیش رو میپرسه». روزی که داشتند حاجآقا را از اردوگاه میبردند، یکی که بیشتر از همه ناراحت بود، کاظم بود. گریه میکرد. حاجآقا که سوار شد.
کاظم رفت طرف فرمانده چیزی بهش گفت. از فرماندهش خواسته بود اجازه بده همراه حاجآقا برود، به بهانه جلوگیری از فرار حاجی ولی در اصل برای اینکه یک روز دیگر با او باشد. بعدها، باز هم حاجآقا را دیدیم. اما هیچوقت نگفت بینشان چی گذشت که کاظم اینقدر عوض شده بود. مرحوم ابوترابی (نفر دوم از سمت راست) فیروز عباسی: افسر بیرحمی بود، هر وقت میآمد اردوگاه، اسرا را به باد کتک میگرفت. یک روز فهمیدیم درجه سرهنگی بهش دادن. حاجآقا به ارشدها گفت: «یه هدیهای براش آماده کنین و برین پیشش. خدا بخواد، تأثیر بذاره و دیگه کسی رو اذیت نکنه». با آرد خمیرهای نان کیک کوچکی درست کردیم. بچهها هم تزئینش کردند. بعد پارچه تمیزی رویش کشیدیم و رفتیم پیش آقای سرهنگ. وارد شدیم و نشستیم. با اخم پرسید: «برا چی اومدین، چیزی میخواین؟» یکی گفت: «شنیدیم درجه گرفتی، اومدیم به نمایندگی از اسرا بِهِت تبریک بگیم و این هدیه رو تقدیم کنیم». با تعجب پرسید: «چی برام آوردین». پارچه را برداشتیم. لبخند زد. ازمان تشکر کرد. بلند شدیم که برگردیم، صدامان کرد، گفت: «بنشینید، حالا که اومدین خواستهای ندارین؟» گفتیم: «نه، فقط برا تبریک اومدیم». دستور داد مقداری وسایل و امکانات بهمان بدهند. از آن به بعد هم، رفتارش بهتر شد.
حسن میرسید: یکی از سربازان عراقی آدم خشنی بود. خودش میگفت «من بعثی و فدایی صدامم». یک روز حاجآقا را به شدت شکنجه کرد، جوری که تمام بدنش سیاه شده بود.
با همه شیطنتها و ظلمی که در حق آن بزرگوار روا میداشت حاجآقا همچنان بِهش احترام میگذاشت یک روز در گوشهای از اردوگاه تکریت ۱۷ با حاجی صحبت میکردم. گفت: «دیشب کاظم آمد پشت پنجره و با شرمندگی ازم عذرخواهی کرد و گفت خیلی اذیتت کردم ولی تو به من احترام میذاری. من دیگه باهات کاری ندارم». گفت بهش گفتم: «سیدکاظم، فکر میکنی اگر بِهِت احترام میذارم به خاطر اینه که تو امیری و من اسیر؟ نه، اگر یه روز آزاد بشم و به عالیترین منصب حکومتی برسم و دوباره ببینمت بِهِت احترام میذارم تازه خیلی بیشتر از الآن». رفتار حاجآقا باعث شد که آن سرباز بعثی دست از خشونت بردارد، آرام میآمد توی اردوگاه و با کسی کار نداشت. بعدها شروع کرد به نماز خواندن و روزهگرفتن و در غیر ماه رمضان هم روزه میگرفت. بعثیها وقتی دیدند که کاظم اینقدر عوض شده، او را از اردوگاه بردند. محمدرضا شایق به نقل از جواد محمدپور: توی اردوگاه موصل1، چند نفری بودند که با انقلاب دشمنی میکردند. یکبار حاجآقا بهم گفت: «برو به فلانی بگو بیاد، میخوام باهاش حرف بزنم». تعجب کردم، گفتم: «او که سردسته منافقینه». گفت: «صداش کنید». رفتم و موضوع را بهش گفتم. خندید و گفت: «من با ابوترابی کاری ندارم». برگشتم، گفتم: «حاجآقا، قبری که شما براش فاتحه میخونید، مرده نداره». حاجآقا گفت: «برو بگو اگر تو نیایی، من میآم». رفتم. این بار گفت: «به ابوترابی بگو، اگر بیای، پات را میشکنم».دوباره برگشتم و پیغامش را به حاجآقا دادم. گفت: «باشه، خودم میرم». هرچه کردم نرود، نشد.
ترسیدم اتفاقی بیافتد با چند تا از بچهها رفتیم دنبالش. تا حاجی را دید، از جا پرید. مرتب از ایشان عذرخواهی میکرد. بعد هم گفت: «من چیزی ندارم که از شما پذیرایی کنم. ولی کاری میکنم دلتون شاد بشه». آخر سر هم رو به رفقایش کرد و شعارهای تندی علیه سران منافقین داد./خبرگزاری فارس ۱۳ خرداد ۱۳۹۸
حجتالاسلام سید علی اکبر ابوترابی سرانجام در دوازده خرداد ۱۳۷۹ در مسیر زیارت حرم امام رضا(ع) به همراه پدرش آیت اللَّه سید عباس ابوترابیفرد بر اثر سانحه رانندگی در ۶۱ سالگی درگذشت و پیکر هر دو در صحن آزادی حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«کاظم عبدالامیر مزهر النجار» معروف به«کاظم عبدالامیر»(شکنجه گر...اردوگاه تکریت) که بارهارحجت الاسلام سیدعلی اکبر ابوترابی را وحشیانه شکنجه می کرد با تذکرمادرش منقلب شد وازمریدان ابوترابی شد واو درسال ۱۳۸۹ به ایران آمد و ازاسیرانی که درعراق شکنجه شده بودند حلالیت طلبید وبه سوریه رفت«مدافع حرم»شد وسرانجام در دمشق شهیدشد
کاظم عبدالامیر : خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات را به من کرده بود. بارها به من گفته بود مبادا ایرانیها را اذیت کنی.اما مادرم یک صبح درسرصبحانه بمن گفت:دیشب خواب حضرت زینب(ع) را دیده و حضرت زینب(ع) نسبت به کارهایم در اردوگاه به مادرم شکایت کرده!صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و از من پرسید: آیا در اردوگاه ایرانیها را اذیت میکنی؟ حلالت نمیکنم.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:برای طلاع از «وضعیت اسیران ایرانی دراردوگاه های عراق»(خاطرات اُسرا) وخاطراتی از ابوترابی به این لینک مراجعه کنید: