ضارب از پنجرههای کلیسا به سوی دانشآموزانی که در مراسم عشای ربانی یک مدرسهٔ کاتولیک مینیاپولیس شرکت کرده بودند شلیک کرد.
تیراندازی در«سومین روز بازگشایی مدارس آمریکا»۳ دانش آموز کشته و ۲۰ نفرمجروح شدند.
مهاجم با استفاده از تفنگ، تفنگ ساچمهای و تپانچه، دهها گلوله از پنجرههای کلیسا شلیک کرد. به گفتهٔ مقامات، تیرانداز سپس در پشت ساختمان کلیسا خودکشی کرد.۲۷ آگوست ۲۰۲۵(۵ شهریور ۱۴۰۴)
رادیوفردانوشت:فزایش تلفات به ۳ نفر .تیراندازی به مدرسهای در مینیاپولیس آمریکا دستکم سه کشته و ۲۰ زخمی برجا گذاشت.
مهاجم با استفاده از تفنگ، تفنگ ساچمهای و تپانچه، دهها گلوله از پنجرههای کلیسا شلیک کرد. به گفتهٔ مقامات، تیرانداز سپس در پشت ساختمان کلیسا خودکشی کرد
مقامهای محلی «ایالت مینهسوتا» اعلام کردند تیراندازی یک فرد مسلح به سمت دانشآموزانی که در مراسم عشای ربانی یک مدرسهٔ کاتولیک مینیاپولیس شرکت کرده بودند، دستکم دو کشته و ۲۰ زخمی برجا گذاشت.
مهاجم با استفاده از تفنگ، تفنگ ساچمهای و تپانچه، دهها گلوله از پنجرههای کلیسا شلیک کرد. به گفتهٔ مقامات، تیرانداز سپس در پشت ساختمان یک کلیسا خودکشی کرد.

«برایان اوهارا»(رئیس پلیس مینیاپولیس) به خبرنگاران گفت: «در تیراندازی کلیسای کاتولیک بشارت» دو کودک کشته و دهها نفر دیگر زخمی شدند. دانشآموزان و اعضای کلیسا در حال شرکت در مراسم عشای ربانی در داخل کلیسا بودند که از بیرون ساختمان تیراندازی شد.
رئیس پلیس مینیاپولیس گفت: مهاجم بر قتل عام بیشتر درهای کلیسا را بست تا کودکان نتوانند فرار کنند.
توضیح مدیریت ساست-پیراسته فر:ضارب از پنجرههای کلیسای کاتولیک در مینیاپولیس شلیک کرد و یک کودک ۸ ساله و یک کودک ۱۰ ساله را در نیمکتها نشسته بودند،کشت و ۲۱ نفر دیگر را زخمی کرد.۲۷ آگوست ۲۰۲۵(۵ شهریور ۱۴۰۴)اما با افزایش تلفات:یک نفر به تعداد کشته شدگان افزوده شد وبه ۳ کشته و ۲۰ نفر مجروح رسیدند.
«این تیراندازی دو روز پس از آغاز سال تحصیلی مدرسهٔ کاتولیک بشارت، یک مدرسهٔ ابتدایی خصوصی با ۳۹۵ دانشآموز، رخ داد.»
رئیس مدرسه گفت: مظنون به یک تفنگ، یک تفنگ ساچمهای و یک تپانچه مسلح بود و پلیس معتقد است که از هر سه سلاح شلیک شده است. پلیس اعلام کرد که هر سه سلاح به صورت قانونی و اخیراً خریداری شدهاند.
رئیس پلیس گفت که یک بمب دودزا که احتمالاً کار گذاشته شده بود نیز در محل جنایت کشف شده است.
تلویزیون محلی نشان داد که والدین از زیر نوار زرد رنگ پلیس عبور کرده و دانشآموزان را از مدرسه خارج میکنند.
مادری پسرش را در یک موقعیت تیراندازی فعال در کلیسای بشارت در مینیاپولیس، مینیاپولیس، ۲۷ آگوست ۲۰۲۵(۵ شهریور ۱۴۰۴) در آغوش می گیرند.

«ایالت مینه سوتا»(شهر مینیا پولیس)
ماموران پلیس پس از یک تیراندازی گسترده در مینیاپولیس، مینه سوتا، در ۲۷ آگوست ۲۰۲۵ در بیرون کلیسای بشارت جمع شدند.
مقامات اعلام کردند که یک تیرانداز صبح چهارشنبه در جریان مراسم عشای ربانی در یک مدرسه کاتولیک مینیاپولیس آتش گشود و دو کودک را کشت و ۱۷ نفر دیگر را زخمی کرد و سپس خودکشی کرد.
این تیراندازی در مدرسه کاتولیک بشارت، تنها چند روز پس از اولین روز مدرسه در روز دوشنبه، رخ داد.
پلیس اعلام کرد که از ۱۷ زخمی، ۱۴ نفر کودک بودند که سن آنها بین ۶ تا ۱۵ سال بود. مقامات اعلام کردند که انتظار میرود همه آنها زنده بمانند.
این تیراندازی در حالی رخ میدهد که سال تحصیلی در سراسر ایالات متحده آغاز شده است و برخی از دانشگاهها با هشدارهای دروغین در مورد تیراندازی در مدارس مواجه شدهاند. حداقل دوازده دانشگاه با تماسهای جعلی مبنی بر تیراندازی فعال مواجه شدند - برخی از آنها صدای تیراندازی در پسزمینه را نشان میدادند.
مقامات گفتند که فرد تیرانداز لباس مشکی پوشیده بود، حدوداً بیست و چند ساله بود و سابقهٔ کیفری زیادی نداشت. آنها نام او را فاش نکردند و گفتند که در تلاش برای شناسایی انگیزه قاتل هستند.
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:«ضارب مدرسه بشارت»(رابین وستمن، ۲۳ ساله) کیست؟

مادرِ«رابین وستمن»فرد مسلح (ضارب) ، ازکارکنان همین کلیسا بود
«عامل تیراندازی به کلیسا و مدرسه بشارت»(رابین وستمن ۲۳ ساله) است. شبکه فاکس ۹ تایید کرده است که «مادرِ وستمن» قبلاً در شبکه بشارت کار میکرده است. طبق اسناد دادگاه که توسط فاکس ۹ به دست آمده، مادر ضارب همچنین در سال ۲۰۱۹ درخواست تغییر نام فرزندش را «از رابرت به رابین» در «شهرستان داکوتا»(منطقه مینیاپولیس) داده است. طبق درخواست تغییر نام، وستمن «زن» معرفی شده و میخواهد نامش منعکس کننده این هویت باشد.
در یکی از این ویدیوها، فرد مظنون به تیراندازی، انباری از سلاح و مهمات را نشان میدهد که روی برخی از آنها عباراتی مانند «دونالد ترامپ را بکشید» و «خدایتان کجاست؟» نوشته شده است.
فیلم دوم، فرد ضارب را نشان میدهد که به دو پنجره بیرونی در چیزی که به نظر میرسد نقاشی کلیسا باشد، اشاره میکند و سپس با یک چاقوی بلند به آن ضربه میزند.
«باب هلیرینگر»(عموی وستمن- نماینده سابق مجلس ایالتی کنتاکی) گفت:این «فاجعه غیرقابل توصیف»است ومن مبهوت شده ام.
رئیس پلیس گفت که وستمن سابقه جنایی شناخته شده گستردهای ندارد و گمان میرود که به تنهایی عمل کرده باشد.
مقامات فدرال از وستمن به عنوان یک تراجنسیتی یاد کردند و جیکوب فری، شهردار مینیاپولیس، نفرتپراکنی علیه «جامعه تراجنسیتی ما» را محکوم کرد. هویت جنسیتی وستمن مشخص نبود. در سال ۲۰۲۰، قاضی دادخواستی را که توسط مادر وستمن امضا شده بود، تأیید کرد و درخواست تغییر نام از رابرت به رابین را مطرح کرد و گفت که متقاضی «خود را زن میداند و میخواهد نامش منعکس کننده این هویت باشد.»
بیل بینمن، که چند بلوک آن طرفتر زندگی میکند و مدتهاست در مراسم عشای ربانی در کلیسای بشارت شرکت میکند، گفت که در طول چهار دقیقه صدای ۵۰ شلیک شنیده است.
«رابین وستمن»فرد مسلح (ضارب) ،مادرش ازکارکنان همین کلیسا بود
بیمارستان کودکان مینهسوتا اعلام کرد که شش کودک برای درمان به این بیمارستان منتقل شدهاند.
طبق پایگاه دادهٔ تیراندازی مدارس کی-۱۲، امسال بیش از ۱۴۰ تیراندازی در مدارس ابتدایی و متوسطه ایالات متحده رخ داده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، گفت که در جریان تیراندازی قرار گرفته است و پلیس فدرال، افبیآی، در محل حضور دارد.
او در شبکههای اجتماعی نوشت: «لطفاً به من بپیوندید و برای همه افراد درگیر دعا کنید!»
کریستی نوئم، وزیر امنیت داخلی، در شبکههای اجتماعی نوشت که وزارت امنیت داخلی ایالات متحده با مقامات محلی در تماس است و اوضاع را زیر نظر دارد.
از بعدازظهر سهشنبه، سه تیراندازی دیگر در این شهر غرب میانه رخ داده است، از جمله یکی در یک دبیرستان یسوعی، که به گفتهٔ پلیس، در مجموع سه کشته و هفت زخمی برجای گذاشته است.
اوهارا گفت به نظر نمیرسد تیراندازی روز چهارشنبه به تیراندازیهای دیگر مربوط باشد.
پرچمها در چمن شمالی کاخ سفید، چهارشنبه، ۲۷ آگوست ۲۰۲۵، در واشنگتن، در واکنش به مرگهای ناشی از تیراندازی در مدرسهای در مینیاپولیس، به حالت نیمهافراشته درآمدند.
مادریکی از دانش آموزان کشته شده در فراق فرزندش مجزون است.چهارشنبه، ۲۷ آگوست ۲۰۲۵
واکنش کاخ سفید
«پرچم آمریکا در چمن شمالی کاخ سفید» چهارشنبه، ۲۷ آگوست ۲۰۲۵، در واشنگتن، در واکنش به مرگهای ناشی از تیراندازی در مدرسهای در مینیاپولیس، «به حالت نیمهافراشته درآمدند».
مینیاپولیس در سالهای پس از قتل جورج فلوید توسط پلیس در سال ۲۰۲۰، که باعث اعتراضات سراسری، ناآرامیهای مدنی و کمبود نیرو در اداره پلیس این شهر شد، افزایش قابل توجهی در زمینهٔ قتلها را تجربه کرده است. این شهر سال گذشته ۵۴ قتل را ثبت کرد که نسبت به ۷۱ مورد در سال ۲۰۲۱ کاهش یافته اما بسیار بالاتر از ۲۹ مورد ثبتشده در سال ۲۰۱۹ است.
در ماه ژوئن، «مینه سوتا» نیز شاهد حادثه خشونت سیاسی بود، زمانی که یک مرد مسلح که خود را به عنوان افسر پلیس جا زده بود، ظاهراً یک نمایندهٔ مجلس ایالتی دموکرات و همسرش را در خانهشان ترور کرد و یک نمایندهٔ مجلس دیگر و همسرش را زخمی کرد.
مظنون پس از یک تعقیب و گریز گستردهٔ دو روزه دستگیر شد و با اتهامات قتل ایالتی و فدرال روبرو است.
یک گروه پیشگیری از خشونت با اسلحه میگوید قانون ایالت مینهسوتا بررسی سوابق را برای فروش اسلحه الزامی کرده و به طور کلی نرخ مرگومیر ناشی از کاربرد اسلحه در این ایالت کمتر از میانگین ملی است.
استارشیپ پس از حدود یک ساعت حرکت در فضا طبق برنامه در اقیانوس هند فرود آمد.
بعداز ۹ بار ناکامی«استارشیب»دردهمین پرتاب، به فضارفت.
موشک باحضور ایلان ماسک(مدیرعامل اسپیسایکس)با پخش اینترنتی، از زمین بلند شد.
«استارشیپ» اندکی در ساعت ۶:۳۰ عصر سه شنبه ۲۶ آگوست ۲۰۲۵(۴ شهریور ۱۴۰۴) بهوقت محلی از «پایگاه فضایی اسپیسایکس» در جنوب تگزاس به فضا پرتاب شد.
«پرتاب موفقیت آمیز استارشیب به فضا»(دهمین پرتاب)
جدیدترین پرتاب «استارشیپ»(شرکت اسپیسایکس، ایلان ماسک) پس از ۹ بار ناکامی، موفق شد «۸ ماهواره آزمایشی» را در مدار مستقر کند و سپس طبق برنامه در اقیانوس هند فرود آید.
بوستر«فوق سنگین»(اسپیسایکس) که «فضاپیمای استارشیپ» را در دهمین پرتاب حمل میکرد
اسپیسایکس شامگاه سهشنبه ۲۶ آگوست ۲۰۲۵(۴ شهریور ۱۴۰۴) تازهترین آزمایش موشک غولپیکر خود را انجام داد و برای نخستین بار یک محموله آزمایشی شامل هشت ماهواره فرضی (پوستههایی با شکل و اندازه و وزن مشابه ماهوارههای واقعی) را به فضا فرستاد.
«استارشیپ پس از حدود یک ساعت حرکت در فضا طبق برنامه در اقیانوس هند فرود آمد.»
«استارشیپ» اندکی پس از ساعت ۶:۳۰ عصر سه شنبه۲۶ آگوست ۲۰۲۵(۴ شهریور ۱۴۰۴) بهوقت محلی از «پایگاه فضایی اسپیسایکس»(جنوب تگزاس) «به فضا پرتاب شد»
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این دهمین آزمایش(بعداز ۹ بارشکست ) برای بزرگترین و قدرتمندترین موشک جهان بود؛ موشکی که اسپیسایکس و ناسا امیدوارند برای بازگرداندن فضانوردان به ماه به کار گرفته شود.
«مدیرعامل اسپیسایکس»(ایلان ماسک)
«ناسا» ۲فروند استارشیپ برای فرود فضانوردان بر سطح ماه تا اواخر این دهه سفارش داده است و هدف نهایی ایلان ماسک، مدیرعامل اسپیسایکس، رسیدن به مریخ است. این پرتاب آزمایشی بدون سرنشین انجام شد.
در این آزمایش همچنین بازگشت موفق «بوستر فوق سنگین» (تقویتکننده اصلی استارشیپ) ثبت شد؛ این بخش پس از آزمایش توالی روشنشدن موتور برای فرود، در اقیانوس اطلس فرود آمد.
خود استارشیپ پس از مدارگردی به دور زمین ـ از روز در تگزاس تا شب و دوباره ورود به روز ـ به سمت فرود برنامهریزیشده حرکت کرد. پیش از برخورد با آب، موتورهای آن فعال شدند و با چرخش فضاپیما، آن را بهگونهای قرار دادند که بهصورت عمودی و با دماغه رو به بالا وارد آب شود.
این تصویر ثابت که از پخش زنده اسپیسایکس گرفته شده، بخش بالایی موشک استارشیپ اسپیسایکس را نشان میدهد که پس از پرتاب از تگزاس در اقیانوس هند فرود میآید
این موفقیت پس از یک سال ناکامی به دست آمد. آزمایشهای پیاپی در ژانویه و مارس چند دقیقه پس از پرتاب با شکست مواجه شد و تکههای آن در اقیانوس سقوط کرد.
تازهترین آزمایش و نهمین آنها شامگاه سهشنبه ۶ خرداد انجام شد که این موشک ۱۲۳ متری از سایت پرتاب در جنوبیترین نقطۀ تگزاس به هوا فرستاده شد، اما حدوداً در میانۀ مسیر از کنترل خارج شد و نتوانست برخی از مهمترین اهداف آزمایشی خود را محقق کند.
پس از آن اسپیسایکس بوستر «فوق سنگین» را با بالکهای بزرگتر و مقاومتر برای پایداری بیشتر بازطراحی کرد. نخستین استارشیپ نیز در سال ۲۰۲۳ تنها چند دقیقه پس از پرتاب آزمایشی اولیه منفجر شد.
نخستین دسته ماهوارههای «استارلینک» اسپیسایکس در سال ۲۰۱۹ توسط موشک فالکون از پایگاه فضایی کیپ کاناورال به فضا پرتاب شد.
در دو پرواز آزمایشی هفتم و هشتم، موشکها لحظاتی پس از پرتاب منفجر شدند و تکههای آنها در بخشهایی از منطقه کارائیب پخش شد و پروازهای تجاری بسیاری را مختل کرد.
ایلان ماسک، که ثروتمندترین فرد جهان و از حامیان اصلی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده محسوب میشود، پس از ورود پرحاشیهاش به سیاست و تلاش برای کاهش دیوانسالاری دولتی، بار دیگر تمرکز و توجه بیشترش را به پروژههای تجاری خود از جمله اسپیسایکس معطوف کرده است.
او همچنین امیدوار است استارشیپ جایگزین راکت فالکون ۹ شود که اکنون ستون فقرات پرتابهای تجاری اسپیسایکس است و بیشتر ماهوارهها و محمولهها را به مدار نزدیک زمین ارسال میکند.
با وجود ۹ بار شکست قبلی، فرهنگ مهندسی اسپیسایکس که به عنوان «ریسکپذیر» شناخته میشود، مبتنی بر آزمایشهای پروازی مکرر و ارتقاء مستمر پس از شکستها است.
مسیر برنامهریزیشده استارشیپ شامل مداری تقریباً کامل به دور زمین برای تست سپرهای حرارتی جدید و بالکهای اصلاحشده جهت هدایت در هنگام ورود به جو و فرود در اقیانوس هند است.
فرود انسان برروی ماه
ناسا برنامه دارد از «استارشیپ برای فرود انسان روی ماه در سال ۲۰۲۷» استفاده کند./منبع رادیوفردا.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این غول فولادی ضد زنگ(استارشیپ) با ارتفاع ۴۰۳ ۱۲۳ متر، ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر سهشنبه ۲۶ آگوست ۲۰۲۵(۴ شهریور ۱۴۰۴) از پایگاه استاربیس این شرکت در جنوب تگزاس، در میان تشویقهای بلند تیمهای مهندسی، طبق یک پخش اینترنتی، از زمین بلند شد. این ماموریت قرار بود آزمایشی برای کاشیهای سپر حرارتی جدید و تواناییهای استقرار ماهواره در کنار صدها ارتقاء دیگر نسبت به نمونههای قبلی باشد.
نیمه بالایی موشک طبق برنامه از بوستر سوپر هوی، مرحله اول ۲۳۲ فوتی آن که معمولاً در بازوهای غولپیکر برج پرتاب خود به زمین برمیگردد، جدا شد، اما روز سهشنبه برای نمایش پیکربندی جایگزین موتور فرود، آبهای خلیج مکزیک را هدف قرار داد.
کمی پس از رسیدن به فضا، سیستم استقرار ماهوارهای شبیه به "Pez" استارشیپ برای اولین بار ماهوارههای آزمایشی استارلینک را پرتاب کرد، نقطه عطفی که اسپیسایکس در آزمایشهای گذشته یا آن را لغو کرده یا نتوانسته بود به آن دست یابد.
استارشیپ پس از تحمل گرمای شدید در جریان ورود مجدد به جو - مرحلهای حیاتی از آزمایش که موشک را در پروازهای گذشته خرد کرده بود - با موفقیت در اقیانوس هند فرود آمد.
فضاپیمای نسل بعدی «استارشیپ اسپیسایکس»(SpaceX Starship) سوار بر بوستر سوپر هوی خود، در نهمین آزمایش خود در سکوی پرتاب این شرکت در «استاربیس»(ایالت تگزاس)آمریکا، در ۲۷ مه ۲۰۲۵ پرتاب شداما «اسپیسایکس» در طول نزول خود، قبل از اینکه به دریا سقوط کند، ارتباط خود را با «بوستر»( booster۲۳۲) فوتی مرحله پایینی از دست داد، به جای اینکه فرود کنترلشدهای را که شرکت برنامهریزی کرده بود، انجام دهد(در میانۀ مسیر از کنترل خارج شد و نتوانست برخی از مهمترین اهداف آزمایشی خود را محقق کند).
این پرواز، سومین پرواز آزمایشی در سال ۲۰۲۵ و نهمین پرواز از زمان شروع آزمایشها در آوریل ۲۰۲۳ بود. این موشک از استاربیس، تگزاس پرتاب شد و برخاست آرامی داشت، اما در حین پرواز در مدار، مشکلاتی پیش آمد.
فضاپیمای (استارشیپ) ایلان ماسک شرکت(اسپیسایکس) ۶ مارس ۲۰۲۵ (۱۶ اسفند ۱۴۰۳۹) دقایقی پس از پرتاب از تگزاس، در فضا منفجر شد.
۱۶ اسفند ۱۴۰۳ که استارشیپ ۹ دقیقه پس از پرتاب شروع به چرخش کرد و بعد از خاموش شدن موتورها و از دست رفتن ارتباط شرکت با آن، در آسمان منفجر شد.
پشه هاهنگام پرواز به سمت طعمه بالهای خود را تقریبا ۵۰۰ بار در ثانیه با فرکانس ۴۵۰ تا ۵۰۰ هرتز به هم میزند.
«پشههای نر و ماده» هر دو شهد گل و آب میوه میخورند. اما «پشههای ماده برای تولید تخم به نوشیدن خون غنی از پروتئین نیز نیاز دارند».
پشه ها درهر بار تخم گذاری ۱۰۰ تا ۴۰۰ تخم می گذارند.
یک «پشه» با توجه به اینکه در «هرثانیه ۳۰۰ تا ۶۰۰ بار بال میزند» میتواند مسافت یک کیلومتری را در ۲ یا سه ساعت طی کند.
پشه ها درهر بار تخم گذاری ۱۰۰ تا ۴۰۰ تخم می گذارند.
إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْیِی أَن یَضْرِبَ مَثَلًا مَّا «بَعُوضَةً»(۲۶بقره)مثال« پشه »درقرآن.قتل قدرتمندترین حاکمان(نمرود)توسط همین پشه کوچک رادرادامه خواهیدخواند.
زندگی پشه

پشه های «ماده »نیش می زنند، این خونخواری درهنگام جفتگیری «پشه »اتفاق می افتد.(تغذیه مناسب برای فعل وانفعالات درآستانه جفتگیری وتخمگذاری راداشته باشند)پشهها از پروتئینها و ترکیبات خاص در خون انسان برای تولید و پرورش تخمها استفاده میکنند.
«نرها»تغذیه شان ازطریق شهدگلها است
پشهها میتوانند بوی «دی اکسید کربن» (بازدم )ی که انسان تنفس تولیدمیکند را از فاصله ۲۰ تا ۳۰ متری تشخیص دهند.
وزن یک پشه حدود۲ گرم است
پشه ماده در هر بار گزش ۵ میکرو لیتر خون می مکد. (یک میکرو لیتر معادل یک میلیونم لیتر است)
پشه در هر بار گزش بیش از ۲برابر وزن خود خون می مکد. چنانچه حسگرهای پشه غیر فعال باشند ، پشه آنقدر خون می مکد تا عملا منفجر شود.
یک پشه با توجه به اینکه در ثانیه ۳۰۰ تا ۶۰۰ بار بال میزند میتواند مسافت یک کیلومتری را در دو یا سه ساعت طی کند.
بیشتر پشهها زیاد از محل زندگیشان دور نمیشوند، اما برخی از گونهها در طول عمرشان بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر مسافرت میکنند.

صدای وزوز پشهها به گوشها آشناست، اما چرا این خونخواران کوچک از بین این همه جا درست در گوش ما در هوا چرخ میزنند؟ این صدای وزوز از کجا میآید؟
«مایکل ریله» استاد حشرهشناسی در دانشگاه آریزونای آمریکا، دراین باره میگوید: «پشههای ماده دیاکسید کربن موجود در هوای بازدم ما را تشخیص میدهند. این عاملی است که پشه ماده را تحریک میکند تا به دنبال ما راه بیافتد و تا منبع غذایی خودش را تامین نکند دست از سر ما برندارد.»
پشهها در اطراف سر و صورت ما وزوز میکنند زیرا در آنجاست که بیشترین میزان دی اکسید کربن دفعشده در (بازدم )ما یافت میشود.
دکتر رله : «وز وز »ی که در گوشتان میشنوید بیشتر فقط یک صدای جانبی تولید شده از «بال بال زدن پشه» است.
چرا دربعضی اوقات(هنگام تهاجم پشه ها) متوجه صدا(وزوز) نمیشویم؟
دکتر رله : «صدای بال زدن پشهها بُرد طولانی ندارد، بنابراین بیشتر از همه وقتی متوجه آن میشوید که این موجودات در اطراف گوش شما پرواز میکنند.»
پشه های ماده برای داشتن انرژی کافی برای تولید تخم، باید بعد از جفتگیری یک وعده غذایی خونی پیدا کنند.اما نرها به طور معمول از شهد گلها تغذیه میکنند.
پشههای ماده بعد از تشخیص حضور یک انسان، با نشستن روی بدن قربانی از طریق حسگرهای موجود در پاهای خود متوجه میشوند که آیا خون فرد مناسبشان هستن یا نه.
تحقیقات نشان داده که باکتریهای حاضر در ناحیه پوست انسانها نقش مهمی در جذب پشهها دارند. به این صورت که این حشرات بیشتر جذب افرادی میشوند که تنوع باکتریهای روی پوستشان کمتر است.
«بوی بد پا» نیز برای پشههای ماده رایحهای جذاب منتشر میکند که آنان را به این سمت از بدن انسان میکشد، هرچقدرفاصله بال زدن پشه ازگوش مابیشترباشدمتوجه تهاجم پشه هانمی شویم ،بطورمثال ،هنگام نیش زدن در اطراف مچ پای ،صدای حضورپشه رامتوجه نمی شویم.
هنگامی که یک پشه ماده به سمت طُعمه(هدف) پرواز میکند، بالهای خود را تقریبا ۵۰۰ بار در ثانیه با فرکانس ۴۵۰ تا ۵۰۰ هرتز به هم میزند.
این صدا برای پشههای نر آهنگ دلنشینی است که به هنگام جفتیابی آنان را برانگیخته میکند.
نتایج یک تحقیق که سال ۲۰۱۳ در نشریه PLOS One منتشر شد نشان میداد باکتریهای عامل تولید بوی بد به نام Brevibacterium که در پوست انسان حضور دارند، و همانها هم باعث ایجاد بوی پنیر لیمبرگر میشوند، عامل جذب پشهها به شمار میروند.
یک پشه با توجه به اینکه در ثانیه ۵۰۰ بار بال میزند میتواند مسافت یک کیلومتری را در دو یا سه ساعت طی کند.

بیشتر پشهها زیاد از محل زندگیشان دور نمیشوند، اما برخی از گونهها در طول عمرشان بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر مسافرت میکنند.
برخی از افراد بیشتر پشهها را به خودشان جذب میکنند به نظر میرسد به علت مواد شیمیایی باشد که بر روی پوست ترشح میشود.
محل زندگی پشه هادرمحیطهایی نظیر مردابها و تالابها است وفعالیتشان در هنگام غروب و طلوع آفتاب است چرا که در این مواقع این حشرات بیشتر فعال هستند.

عمرپشه ها
ماده می تواند تا۲ماه عمرداشته باشند. ،اماپشه های نر،عمرشان حدود۱۰ روز باشد.
چشم پشه
تشبیه تحقیرآمیزاعراب
إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْیِی أَن یَضْرِبَ مَثَلًا مَّا «بَعُوضَةً»(۲۶بقره)
«بَعُوضَة» درقرآن به معنی«پشه»است. «بَعُوضَه» در لغت و به سبب کوچک بودن جثه پشه،که برگرفته از «بَعْض» است
در زبان عرب براى «پشه» عباراتی چون: بَقّ ، جِرْجِس ، قِرْقِس ،خَمُوش ، ابوالیَسَع ، رُمْد و طَیْثار.گفته اند.
امادرزبان فارسی« بعوضه»را به پشه ریز، سارشک، سارخک و سپیدپر گفته اند.
کتاب لسان العرب چنین آورده است «… ورقَّصَت امرأَة طِفْلها فَقَالَتْ: حُزُقَّةٌ حُزُّقَّه تَرَقَّ عیْنَ بَقَّه؛ قِیلَ: بقَّة اسْمُ حِصْن، أَرادت اصعَد عینَ بقَّة أَی اعلُها، وَقِیلَ: إِنها شبَّهت طِفْلَها بالبَقَّة لصِغر جُثَّته. ( لسان العرب ) : ۱۰ / ۲۴ – ۲۵».
تعبیر«حِبِقَّةٌ حِبِقَّةْ تَرَقَّ عَیْنَ بَقَةْ » یک مطلب و کنایه عامیانه رایج در میان اعراب بوده است و منظور از آن تشبیه کودک به خاطر کوچکی جثه او و یا کوچکی چشم او می باشد نه زخم بر پیکر!. کلمهء « ترّق » ، به معناى بالا بیا و صعود کن ، است و « عین بقّه » ، کنایه از چشم کوچک است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: در بی ارزشی و بی اعتباری دینا میخواهندمثال بزنند که حقیرترین موجودمثال زده اند: در وصایا و سفارشات آن حضرت به ابوذر می فرماید: «یا اباذر و الذی نفس محمد بیده لو ان الدنیا کانت تعدل عندالله جناح بعوضه او ذباب ما سقی الکافر منها شربه من ماء»: /مکارم الاخلاق، ج 2 ص 368. .

«ای ابوذر سوگند به آن کسی که جان محمد به دست قدرت او است اگر دنیا به اندازه ی بال پشه یا مگسی ارزش داشت هر آینه خداوند حتی یک جرعه آب نصیب کافر نمی کرد ای ابوذر دنیا و آنچه در او است نفرین شده است، جز آنچه در راه رضای خدا به کار رود و هیچ چیزی نزد خدا مبغوض تر از دنیا نیست.
الدُّنیا هیِّنةٌ عِندَ اللهِ عزَّ وجلَّ وضَئیلةٌ، ولا تَعدِلُ عند اللهِ تعالى مِثقالَ ذرَّةٍ ولا تُساوِی شَیئًا، وفی هذا الحَدیثِ یقولُ النَّبیُّ صلَّى اللهُ علَیه وسلَّم: "لو کانتِ الدُّنیا تَعدِلُ عند اللهِ"، أی: تُساوی أو تزِنُ عند اللهِ عزَّ وجلَّ، "جَناحَ بَعوضةٍ"، أی: جَناحَ ذُبابةٍ؛ مثلًا للقِلَّة والصِّغَرِ والحَقارةِ والدَّناءةِ، "ما سقَى کافِرًا منها شَرْبةَ ماءٍ"،
الراوی : سهل بن سعد الساعدی | المحدث : الألبانی | المصدر : صحیح الترمذی خلاصة حکم المحدث /پایان توضیحات مدیرسایت.
نمونه این تحقیروبی ارزشی درآیه شریفه ۲۶ سوره بقره است: «اِنَّ اللّهَ لا یَسْتَحْیِی اَنْ یَضْرِبَ مَثَلا مّا بَعُوضَةً فَما فَوْقَها... »، خداوند ابایی ندارد که به پشه و (موجودات) کمتر از آن مَثَل بزند... در این آیه خداوند به یک حیوان کوچک، یعنی پشه مثال زده است. همانطور که در سوره عنکبوت آیه ۴۱ به یک عنکبوت.
إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحْیِی أَن یَضْرِبَ مَثَلًا مَّا «بَعُوضَةً»(۲۶بقره)مثال« پشه »درقرآن
بَعُوضَةً(۲۶بقره)مثال« پشه »درقرآن
واما باهمه کوچکی وحقارت همین «پشه»قدرتمندترین عصر(نمرود)رابه هلاکت رساند!
«نمرود»یکی از پادشاهان جبار و ستمگر تاریخ بود که در دوران حضرت ابراهیم (ع) در بابل حکمرانی میکرد. امام صادق علیهالسلام «پادشاهان زمین چهار تا از مؤمنان و کافران بودند: از مؤمنان: سلیمان بن داود و ذوالقرنین و از کافران: نمرود و بختالنصر بودند؛ مَلَکَ الْأَرْضَ کُلَّهَا أَرْبَعَةٌ مُؤْمِنَانِ وَ کَافِرَانِ فَأَمَّا الْمُؤْمِنَانِ فَسُلَیْمَانُ بْنُ دَاوُدَ وَ ذُو الْقَرْنَیْنِ وَ الْکَافِرَانِ نُمْرُودُ وَ بُخْتُنَصَّرَ» (الخصال، ج۱، ص۲۵۵)
«نمرود» اولین کسى است که ادعاى ربوبیت کرد و با ابراهیم(ع) در این خصوص محاجه کرد.
حضرت ابراهیم(ع) زمانی که گردنافرازی و تکبر نمرود را مشاهده کرد به او گفت: پروردگار من کسی است که زنده میکند و میمیراند. بر اساس روایات، نمرود خیرهسرانه پاسخ داد من هم این کار را انجام میدهم. سپس از زندان دو نفر را بیرون آورد؛ یکی را کشت و دیگری را آزاد کرد. ابراهیم (ع) در عوض فرمود خداوند خورشید از مشرق بیرون آورده و از مغرب پایین میبرد. در این لحظه بود که بهت و حیرت و عصبیت نمرود را فروگرفت.
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذی حَاجَ إِبْراهیمَ فی رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّیَ الَّذی یُحْیی وَ یُمیتُ قالَ أَنَا أُحْیی وَ أُمیتُ قالَ إِبْراهیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذی کَفَرَ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمین؛ آیا از [حالِ] آن کس که چون خدا به او پادشاهى داده بود [و بدان مىنازید، و] با ابراهیم درباره پروردگارش محاجّه میکرد، خبر نیافتى؟ آنگاه که ابراهیم گفت: «پروردگار من همان کسى است که زنده مىکند و مىمیراند.» گفت: «من [هم] زنده مىکنم و [هم] مىمیرانم.» ابراهیم گفت: «خدا[ىِ من] خورشید را از خاور برمىآورد، تو آن را از باختر برآور.» پس آن کس که کفر ورزیده بود مبهوت ماند و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمىکند.». / آیه۲۵۸ سوره بقره

«نمرود» تا پیش از این معجزه گلستان شدن آتش بر ابراهیم علیهالسلام را به وضوح دیده بود، خداوند به واسطه پشهای که وارد بینی و مغزش شد، او را از پای در آورد.
از امیرالمؤمنین علیهالسلام :«روز چهارشنبه ابراهیم در آتش انداخته شد و روز چهارشنبه منجنیق مهیا شد؛ روز چهارشنبه هم خداوند پشه را بر نمرود مسلط کرد؛ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ أُلْقِیَ إِبْرَاهِیمُ ع فِی النَّارِ وَ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَضَعُوا الْمَنْجَنِیقَ ... یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَى نُمْرُودَ الْبَقَّة» (الخصال، ج ۲ ص ۳۸۸)

امام صادق علیهالسلام نیز ضمن روایتی فرمود «خداوند پشه را وسیلهاى براى خوار کردن یکى از جبّاران متمرّد و منکر ربوبیّت (نمرود) کرد.
خدا ضعیفترین آفریده خود(پشه) را بر او (نمرود)مسلط کرد تا قدرت و عظمت خود را به او بنمایاند و آن همان پشهاى بود که از بینى داخل مغزش شده و او را کشت؛ فَأَمَّا الْبَعُوضُ ... وَ أَهَانَ بِهَا جَبَّاراً تَمَرَّدَ عَلَى اللَّهِ وَ تَجَبَّرَ وَ أَنْکَرَ رُبُوبِیَّتَهُ فَسَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِ أَضْعَفَ خَلْقِهِ لِیُرِیَهُ قُدْرَتَهُ وَ عَظَمَتَهُ وَ هِیَ الْبَعُوضُ فَدَخَلَتْ فِی مَنْخِرِهِ حَتَّى وَصَلَتْ إِلَى دِمَاغِهِ فَقَتَلَتْه». (الإحتجاج على أهل اللجاج ،للطبرسی، ج ۲ ص ۳۴۲)
درادامه به ماجرای«سقفیه بنی ساعده »(مجلس خبرگان بعدازرحلت پیامبر)نیز پرداخته ایم.
وقتی پیامبر «اُسامه»(جوان ۲۰ساله) به بعنوان «فرمانده لشکر برای جنگ بارومیان »معرفی کرد،عده ای از شیوخ «اعتراض» کردند،«جَوِ»سنگینی برعلیه اسامه بود، تجهیزسپاه با تأخیرافتاد،خبربه پیامبررسید،رسول الله(ص) ازاین اقدام خشمگین شدند «فراخوان» کردبرای حضورمسلمین درمسجد،و با وجودیکه پیامبر(حضرت محمد)،«تَب» داشتند و در بستر بیماری افتاده بودند ۲نفر بازوان آنحضرت را گرفته بودند و از شدت درد و ضعف، پاهایشان بر زمین میکشیدند،به بالای منبر رفتند و پس از حمد و ثنای خداوند خطاب به مردم گفت: ای مردم، این حرف و حدیثهایی که شما درباره فرمانده من(اسامه بن زید) میگویید چیست!؟«شما که به فرماندهی اسامه اعتراضی دارید، از قبل نیز به انتخاب پدرش(زیدبن حرثه) به عنوان فرمانده اعتراض داشتید». به خدا قسم زید شایسته امارت(استانداری) بود و بعد از او فرزندش نیز برای فرماندهی شایستگی دارد و براعزام سپاه تأکیدکردند.
واما «حاشیه سازان» به مخالفت پنهان وآشکارپرداختند«با انتقاد ازاسامه دیگران را به نافرمانی ازفرماندهی لشکر،تحریک کردند» ،آنقدربا بهانه های مختلف درتجهیز و اعزام لشکر اسامه تعلل کردند که رحلت پیامبر(ص)اتفاق افتاد،واما «همینکه خلیفه اول انتخاب شد،اولین اقدامش را تجهیز سپاه اسامه اعلام کرد!»

ابوبکر به اسامه گفت: «آنچه رسول الله (ص) به تو امر فرمود، انجام بده، از سرزمین "قضاعه" شروع کن، سپس به سراغ "شترها" برو و هیچ یک از دستورات رسول الله را فراموش نکن.»
«محل مأموریت سپاه اسامه»:«قبایل قضاعه»....«الغساسنه»،«حلب» و«دمشق» کنونی دراطراف«دریای مدیترانه» که معروف به «دریای روم» بود.

سرنوشت «سپاه اُسامه» اُسامه بن زیدبن حارثه
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خلاصه ماجرا:برای درک بهترماجرای «تجهیزسپاه اسامه»اول باید گریزی به آخرین حج رسول الله(حج الوداع) وماجرای غدیرخم داشته باشیم.
پیامبراسلام حضرت محمد(ص)بعدازمراجعت ازسفرحج (مراسم غدیر)مریض شد وهرروزبرشدت بیماریش افزوده می شد،شنیدکه رومیان درفکرتوطئه تجاوزهستند،لذاتصمیم گرفت،لشکری رافراهم کندبرای گوشمالی دادن آنها،جوان دلاوری(اسامه بن زید) رابرای فرماندهی انتخاب کرد واعلام جهادکرد،همه رابرای این جنگ فراخواند،اکابرمسلمانان(شیوخ)زمزمه مخالفت سردادندکه یک بچه ای که هنوزریشش درنیامده،فرمانده ماشده! و برای اعزام کارشکنی می کردند،به بهانه بیماری پیامبر،اماپیامبرمصربراعزام بود،بهرحال آنقدرتعلل کردندتاپیامبررحلت کرد،بارحلت پیامبردرصددجانشین برآمدند(علیرغم اینکه جانشینی پیامبردرغدیرتبیین شده بود)...
مشروح ماجرارابخوانید:
هیجدهم ذیالحجه سال ۱۰ هجری-غدیر
ماجرای «غدیر خم»در۲۲۰ کلیومتری مکّه،سرزمینی بنام «جُحفه»واقع است، جُحفه، دهکدهای بزرگ است که در راه مکّه و مدینه قرار گرفته و محل جدایی حاجیان مدینه، مصر، عراق و نَجد از دیگر حجاج است.سرزمین غدیر اکنون در ۲۲۰ کلیومتری مکّه و نزدیک جحفه قرار دارد.
پس از جمع شدن همه حاجیان، رسول الله(ص) بر منبری از جهاز شتر قرار گرفت و برایشان سخنرانی کرد.پیامبر،پیام وحی الهی«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ» «ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان، اگر چنین نکنی امر رسالت او را ادا نکردهای، خدا تو را از مردم حفظ میکند، که خدا مردم کافر را هدایت نمیکند.»(مائده، ۶۷)ابلاغ کرد.
آنگاه دست علی بن ابیطالب(ع) را گرفته و خطاب به مردم فرمود: آیا من ولیّ مؤمنین نیستم؟.
همه مردم ولایت پیامبر بر خود را تأیید کردند.
مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ.
پیامبرادامه داد: «هرکس که من ولیّ او هستم، علی نیز ولیّ اوست».
رسول خدا در این دست به دعابرد وگفت: «خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد و یاری کن هرکس علی را یاری کند و خوار کن هر کس علی را خوار کند و لعنت نما هر کس علی را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار نماید»
وآنگاه پیامبر اکرم(ص) عمامه خود(سحاب)را به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین گذاشتند.
پیامبرازجهازشترپایین نیامده«غلغله ای برپاشد،عمر بن خطاب،اولین کسی بودکه هیجان زده از جای خود بلند شدوعلی رادرآغوش گرفت ومصافحه ومعانقه کردو گفت: بَخْ بَخْ لَکَ یَا علی ابْنَ أَبِی طَالِبٍ، أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة / تبریک، تبریک (مبارک، مبارک) امروز شما مولا و سرور من و هر مرد مومن و زن مومنهای شدهاید» .
وبعددیگران به نوبت چنین صحنه هایی خلق کردند.حتی زنان نیزباعلی بیعت کردند(باتشتی ازآب)
هنوز مردم متفرق نشده بودند که خداهم مُهرتأییدبراین مراسم زد: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا...» «امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم» (مائده، آیه ۳)
این تجمع( جشن ولایت) به مدت سه روزبطول انجامید.
در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهی کردند-تنهاسفری بودکه این تعدادجمعیت به حج آمده بودند.
امام خمینی:ولایتی که در غدیر است به معنای حکومت است نه معنای مقام معنوی، مساله، مساله حکومت است. مساله سیاست است خدای تبارک و تعالی این حکومت و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کند. صحیفه ج ۲۰ ص ۱۱۳-۱۱۵
رهبرانقلاب(آیت الله خامنه ای):غدیر «عیدالله الاکبر»است، از همه اعیاد بالاتر است،خصوصیت غدیر در مساله ولایت است، آن عاملی که ضامن اجرای احکام است، حکومت اسلامی و حاکمیت قران است/۱۶فروردین۱۳۷۸ و ۱۵آذر۱۳۸۸
۷۰روزبعدازغدیر
وفات پیامبر: ۲۸ صفر سال یازدهم هجری رحلت کردند(۶۳سالگی).
۱۲روزذیحجه+۳۰روزمحرم+۲۸روزصفر=۷۰(ذیحجه آخرین ماه قمری است)
«ماجرای سقفیه» را هفت الی ده روز،حتی یک ماه بعدازرحلت پیامبر(ص)نیزگفته اند واما منابع معتبرشیعی،این اتفاق راسه روز پس از رحلت پیامبر (ص)می دانند/«علامه امینی»(الغدیر) و »آیت الله جعفر سبحانی»(کتاب یورش به خانه وحی)

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:وقتی پیامبر «اُسامه»(جوان ۲۰ساله) به بعنوان «فرمانده لشکر برای جنگ بارومیان »معرفی کرد،عده ای از شیوخ «اعتراض» کردند،«جَوِ»سنگینی برعلیه اسامه بود، تجهیزسپاه با تأخیرافتاد،خبربه پیامبررسید،رسول الله(ص) ازاین اقدام خشمگین شدند «فراخوان» کردبرای حضورمسلمین درمسجد،و با وجودیکه پیامبر(حضرت محمد)،«تَب» داشتند و در بستر بیماری افتاده بودند ۲نفر بازوان آنحضرت را گرفته بودند و از شدت درد و ضعف، پاهایشان بر زمین میکشیدند،به بالای منبر رفتند و پس از حمد و ثنای خداوند خطاب به مردم گفت: ای مردم، این حرف و حدیثهایی که شما درباره فرمانده من(اسامه بن زید) میگویید چیست!؟«شما که به فرماندهی اسامه اعتراضی دارید، از قبل نیز به انتخاب پدرش(زیدبن جارثه) به عنوان فرمانده اعتراض داشتید». به خدا قسم زید شایسته امارت(استانداری) بود و بعد از او فرزندش نیز برای فرماندهی شایستگی دارد و براعزام سپاه تأکیدکردند.
واما «حاشیه سازان» به مخالفت پنهان وآشکارپرداختند«با انتقاد ازاسامه دیگران را به نافرمانی ازفرماندهی لشکر،تحریک کردند» ،آنقدربا بهانه های مختلف درتجهیز و اعزام لشکر اسامه تعلل کردند که رحلت پیامبر(ص)اتفاق افتاد،واما «همینکه خلیفه اول انتخاب شد،اولین اقدامش را تجهیز سپاه اسامه اعلام کرد!»
ابوبکر به اسامه گفت: «آنچه رسول الله (ص) به تو امر فرمود، انجام بده، از سرزمین "قضاعه" شروع کن، سپس به سراغ "شترها" برو و هیچ یک از دستورات رسول الله را فراموش نکن.»

«محل مأموریت سپاه اسامه»:«قبایل قضاعه»....«الغساسنه»،«حلب» و«دمشق» کنونی دراطراف«دریای مدیترانه» که معروف به «دریای روم» بود.

«حجت الاسلام علی اصغر فضیلت» می گوید:اولین اتفاقی که پس از رحلت پیامبر می افتد این است که به جای اینکه برای تجهیز بدن مبارک ایشان بیایند برای تعیین جانشین پیامبر تشکیل جلسه می دهند.
«عباس عموی پیامبر موقع غسل بدن پیامبر به حضرت علی می گوید دستت را بیاور تا با تو بیعت کنم، حضرت دست شان را می کشند.» خیلی ها می پرسند که چرا حضرت این کار را کردند، می گویند اگر امیرالمومنین در آنجا با عموی پیامبر «بیعت» کرده بود آن چهل نفر دیگری هم که آنجا بودند بیعت می کردند و کار سقیفه یکسره میشد، در پاسخ به این شبهه چند نکته وجود دارد: اولا امیرالمومنین خواستند بگویند شما با من بیعت تان را در «غدیر» کردید و بیعت دوباره معنا ندارد. دوما اگر امیرالمومنین آنجا دست می دادند ثابت می کردند خلیفه را باید مردم تعیین کنند، در حالیکه به «اعتقاد شیعه انتصاب خلیفه کار مردم یا حتی پیامبر هم نیست کار خود خداست»، انتصاب الهی است و پیامبر فقط ابلاغ می کند. لذا امیرالمومنین آنجا دستش را کشید. این قصه نشان می دهد که خیلی ها با جریان سقیفه موافق نبودند حتی عباس عموی پیامبر.
این را«علامه مرتضی عسکری» در کتاب (نقش عایشه دراسلام) بحث می کند که چه اتفاقاتی افتاد یا در نقش ائمه در احیای دین مفصل جریانات بعد از پیامبر را توضیح می دهند.
ولی در پاسخ به سوال شما اگر بخواهیم تیتر وار وقایع را بررسی کنیم اول جریان «سقیفه» است که همزمان با «جریان سقیفه»، امیرالمومنین(علی) و نزدیکان پیامبر در حال تجهیز و تغسیل و تدفین و تکفین پیامبر(ص)هستند.
بعد از جریان «سقیفه» تثبیت جریان سقیفه و «تعیین خلیفه» است. بعد به دستور خلیفه یورش به خانه وحی است برای اینکه از کسانی که در خانه امیرالمومنین هستند برای خلیفه بیعت بگیرند. در روایات ما می فرمایند که ۳ بار هجوم اتفاق افتاده است. دفعه اول فقط می آیند در خانه و مثلا اولتیماتم می دهند، دفعه دوم با شدت بیشتری تهدید می کنند و دفعه سوم آن اتفاقات می افتد و امیرالمومنین را برای گرفتن بیعت به مسجد می برند، حضرت زهرا سلام الله علیها با آن وضعیتی که داشتند هر طوری هست خودشان را به مسجد می رسانند و تهدید میکنند که اگر دست از پسر عمویم برندارید شما را نفرین میکنم و اینجا حضرت زهرا سلام الله علیها جلوی به زور بیعت گرفتن از امیرالمومنین را می گیرند و حضرت را به منزل بر می گردانند.
بعد از این، طبق روایات ما ۴۰ شب امیرالمومنین حضرت زهرا سلام الله علیها را سوار بر استر می کردند و دست حسنین را می گرفتند در خانه مهاجرین و انصار می رفتند و با آنها اتمام حجت می کردند که شما با ما بیعت کردید و بیعت شکنی کردید و آنها هم حرف های مربوط به خودشان را می زدند. بعد از این جریان وقتی شرایط تثبیت می شود و حق حضرت غصب می شود، به نظر می رسد یک دوره بین بیست تا سی روز طول می کشد تا جریان غصب فدک اتفاق می افتد. به خلیفه می گویند با وجود در اختیار داشتن فدک توسط امیرالمومنین و داشتن چنین امکان مالی، آنها می توانند بر علیه حکومت نیرو جمع کنند و سپاه تهیه کنند و قدرت را بگیرند. لذا دستور غصب فدک داده می شود.
سئوال:گفته می شود در زمان یورش، شهر مدینه به وضعیت حکومت نظامی در آمده بوده است و گردانندگان سقیفه مقابل درِ خانه مهاجرین و انصار، نیروی نظامی گذاشته بودند تا کسی نتواند به اهل بیت علیهم السلام کمک کند، لطفا در این باره توضیح دهید.

چهل نفر در کنار بستر پیامبر سقیفه را قبول نمی کنند مثل طلحه، زبیر، سعد ابی وقاص و عباس عموی پیامبر و خیلی های دیگر. خب سلمان و ابوذر و مقداد بیعت نمی کنند و طرفدار امیرالمومنین هستند ولی خیلی از افرادِ مخالف سقیفه طرفدار امیرالمومنین هم نبودند و خودشان داعیه خلافت داشتند. لذا اصحاب سقیفه مقابل در خانه تک تک افراد نیرو می گذارند تا کسی نتواند عملی انجام دهد. حالا نمی شود گفت حکومت نظامی چون حکومت هنوز آنچنان تثبیت نیافته است.
با توجه به تاکیدات فراوان پیامبر، چه عاملی سبب موفقیت «اصحاب سقیفه» در مدیریت جامعه در پروسه چند روزه شد؟
چند عامل دخیل است، که مهمترین آنهارفاه طلبی وتعلقات دنیایی بود. امیرالمومنین ۴۰ روز «هل من ناصر» طلبید و پیامبر هم فرموده بودند اگر چهل نفر برای یاری تو آمدند برای گرفتن حقت قیام کن ولی اگر یارانت زیر چهل نفر بودند اقدام نکن چون اصل از بین می رود. در این چهل روز که امیرالمومنین یاری طلبیدند چهار نفر یا پنج نفر یا نهایتا هفت نفر بیشتر برای یاری ایشان نیامدند.
مثلا خود سعد ابی وقاص که یکی از مخالفین بود با پولی که در حلقومش می ریزند ساکت می شود. عامل اصلی دنیا طلبی و حب دنیا است. وقتی دنیا زیر زبان خواص مزه کرد «کلّا إِنَّ الاْءِنسَانَ لَیطْغَی أَن رَآهُ اسْتَغْنَی» اگر آدم بی نیاز شد سرکشی می کند. در قرآن کریم در مورد امت های پیشین هم آمده است که بنی اسرائیل به موسی کلیم گفتند از بین ما هفتصد نفر انتخاب کن و از بین این هفتصد نفر هفتاد نفر برگزیده را انتخاب کن، اینها که شاخص و خواص بنی اسرائیل هستند قرار شد با حضرت موسی به کوه طور بروند و از ایشان معجزه ای ببینند و اگر دیدند بیایند و پیامبری حضرت موسی را تایید کنند. قرآن می فرماید این هفتاد نفر با حضرت موسی آمدند و معجزه ای که طلب کرده بودند را دیدند و همه گفتند ما به تو ایمان آوردیم. قرار شد وقتی پایین آمدند به مردم هم این مطلب را اعلام کنند. وقتی پایین آمدند گفتند موسی ساحر است و تکذیب اش کردند. به فاصله زمانی از کوه پایین آمدن نظرشان برگشت.
وقتی حضرت زهرا(س) از سکوت علی انتقادکردند!
در روایت آمده بعد از جریان فدک حضرت زهرا سلام الله علیها به امیرالمومنین گفتند« مثل بچه داخل رحم زانوی غم در بغل گرفتی و حق ما را می برند!»
امیرالمومنین شمشیر و زره را برداشتند که بیرون بیایند، این هم به معنی اعتراض حضرت زهرا سلام الله علیها نیست، این روال طبیعی است برای اینکه بعدا من و شما سوال نکنیم که چرا امیرالمومنین سکوت کرد. نوشته اند وقتی امیرالمومنین خواستند بیرون بیایند صدای موذن بلند شد، حضرت امیر به حضرت زهرا سلام الله علیها رو کردند و فرمودند فاطمه جان، می خواهی این اسم بماند؟ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند همه حرف ها این است که این اسم بماند.
تاریخ می نویسد بیست سی سال بعد از این جریان معاویه با ابوسفیان نشسته اند، معاویه می گوید ما به هر چیزی که می خواستیم رسیدیم، پول و قدرت و ثروت و امکانات داریم و بنی هاشم را هم کنار زدیم و خانه نشین کردیم، ابوسفیان جواب داد ما قبل از این ها هم حکومت و ریاست و همه این امکانات را داشتیم، دعوای ما سر این بود که این نام از روی مأذنه ها پایین بیاید که نشد.
عوامل دیگری مانند سستی مردم و خسته بودن آنها از جنگ های متعدد زمان پیامبر هم تاثیر داشت و از این عوامل سوء استفاده شد و همه اینها دست به دست هم داد تا این فاجعه رخ داد. اما دشمن به دلیل هوشمندی امیرالمومنین و استقامت حضرت زهرا ، به هدف نهایی اش که از بین بردن اسلام بود نرسید.
وقتی سقیفه به سرانجام رسید به دستور کسی که در سقیفه به عنوان خلیفه تعیین شد هجوم به خانه اهل بیت علیهم السلام صورت گرفت. یعنی او باید قدرت گرفته باشد که بتواند این دستور را بدهد که یک پروسه زمانی هر چند کوتاه را می طلبد. طبیعتا نمی توانیم بپذیریم که این اتفاق همان روز اول افتاده باشد، چون بالاخره آنها در سقیفه جمع شده بودند، خود اینکه بتوانند در سقیفه به نتیجه برسند زمان بر است با توجه به اینکه مخالفت های عمده ای صورت می گرفت، خیلی از افراد بودند که جریان سقیفه را قبول نداشتند. البته حضرت امیر هم قبول نداشتند ولی بعضی از افراد بودند که خودشان داعیه خلافت داشتند مثل سعد ابی وقاص که جریان سقیفه را تا مدت ها قبول نکرد. این مطلب نشان می دهد که برای تثبیت کار در سقیفه نیاز به زمان وجود داشت. اینکه بپذیریم این اتفاق دقیقا بلافاصله پس از رحت پیامبر و در همان روز اتفاق افتاده است خیلی منطقی نیست./حجت الاسلام محمود ریاضت آذر ۱۳۹۴تسنیم با اصلاحات(گزیده مصاحبه).
رازو رمز «انتخاب اُسامه» به فرماندهی سپاه اسلام
انتخاب فرمانده جوان واعزام لشکربه جبهه موته «زمینه سازی برای جانشینی حضرت علی بود»
۲ماه بعدازبیعت غدیر
بعدازبرگشت ازآخرین سفرحج که منجربه واقعه غدیرشد،
پیامبر خدا بیماریش فزونی می یافت، گاهی اوقات در خانه بستری می شدند و قادر به اقامه نماز جماعت نبودند.

اواسط ماه صفرسال ۱۱هجری، رسول خدا درباره اعزام سپاه اسامه اعلام کرد: «همهی کسانی که در مکه قادرند سلاح در دست بگیرند برای رفتن به ماموریتی که انتقام جنگ موته و شهادت سرداران بزرگ اسلام در آن جنگ است آماده حرکت بشوند.»
ناحیهای به نام «جرف» در بیرون از مدینه را به عنوان اردوگاه این سپاه تعیین کردند و جوانی به نام «اسامة بن زید» را به فرماندهی این سپاه منصوب کردند و بنا به نقلی، جز ده نفر از بنی هاشم که استثناء شده بودند همه باید در این لشکر حضور پیدا میکردند.
چرا پیامبر خدا در این ایام و بیماری خود اقدام به اعزام چنین سپاهی میکند، اگر که دشمن حمله ور شده بود و حضرت برای دفاع لشکر اعزام میکردند جای بحثی نبود، اما پیغمبر( ص) میگوید که ما میخواهیم انتقام جنگ موته را بگیریم، ولی چرا این همه تعجیل در این قضیه میشود؟
آنچه مسلم است و بزرگان علمای شیعه به آن معتقد هستند، رسول خدا، چون ارتحال خود را نزدیک میدید، برای محکم کاری در امر خلافت و جانشینی بلافصل امیرالمومنین علیه السلام این تدبیر را اندیشیدند.
آنحضرت با توجه به علم و آگاهی که از دشمنیها و حساسیتهای بسیاری از اصحاب نسبت به علی دارند و اینکه میدانند این افراد نمیتوانند رهبری او را برتابند،میخواهد آنها را به این ماموریت اعزام کند و در غیاب آنها که به این ماموریت رفتند، رسول خدا رحلت میکند و امیرالمومنین علیه السلام که در غدیر معرفی شده است و برای او بیعت گرفته شده در جای رسول الله(ص) قرار خواهد گرفت و مسلمانان که از ماموریت موته برگردند، درعمل انجام شده قرار میگیرند و نمیتوانند با رهبری امیرالمومنین علیه السلام مقابله و منازعهای داشته باشند؛ لذا این سپاه را حضرت اعزام میکند.
اما باید دقت کرد در اعزام این سپاه و تعیین فرمانده آن از سخنانی که پیرامون این سپاه بیان میفرماید رموزی نهفته است. پیغمبر اکرم وقتی اسامة بن زید را که هفده ساله یا هجده ساله بوده است به عنوان فرمانده تعیین کرد و همه مسلمانان با سابقه را به عنوان سربازان او قرار داد، با اعتراض عمومی مواجه شد. خیلی گلایه و انتقاد داشتند که چرا این جوان باید بر ما مسلمانان با سابقه فرماندهی پیدا کند.
پیامبر خدا با همان حال بیماری در حالی که دستمالی بر سر بسته بود وارد مسجد شد و خطاب به مردم گفت که این سخنان چیست که به گوش من رسیده؟! اصل بر لیاقت است، نه بر سن و سال، اسامه لیاقت دارد همانگونه که پدرش پیش از این لیاقت داشت (پدر اسامه، زید بن حارثه بود که در جنگ موته به شهادت رسیده بود.) بعد پیغمبر بزرگوار ما لعنت میکند کسانی که از سپاه اسامه و فرمان او سرپیچی کنند و فرمود، چون من تعیین کردم، همه موظفید که اطاعت کنید و با او همراهی کنید.
این اقدام پیامبر(ص) جای تامل و تعمق دارد.
از این رو که اگر بحث بر لیاقت باشد آیا پیامبر ما افراد لایقی از اصحاب خود را سراغ ندارد که هم لایق اند و دارای سوابق بالا، و سنی هم از آنها گذشته باشد تا اعتراض و انتقاد اصحاب برانگیخته نشود؟ قطعاً آنحضرت اصحاب اینگونه داشتند، اما در کار پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حکمتی نهفته است.
آن حضرت میخواهد جلوی انتقادات احتمالی دربارهی ولایت امیرالمومنین علیه السلام را به بهانهی کم بودن سن آن حضرت بگیرند، یعنی وقتی رسول خدا حکم میکند که شما باید تحت امر اسامهای که هجده سال بیشتر ندارد بروید، به اعتبار اینکه که پیامبر خدا آن را تایید کرده، قطعاً باید تابع امیرالمومنین علیه السلام باشید که خداوند او را تعیین کرده و سن او هم حدود دو برابر سن اسامه است.
امیرالمومنین علیه السلام هنگام رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام ۳۳ سال دارد و وقتی هم میفرماید اصل بر لیاقت است، همه میدانند که امیرالمومنین علیه السلام لایقترین اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بوده و سوابق درخشان و بی نظیر آن حضرت در خدمت به اسلام و دین الهی و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر همگان آشکار است.
مورد دیگر هم اینکه وقتی هر کسی که از رسول خدا سر پیچی کند مستوجب لعن و نفرین است، به طریق اولی اگر کسی از ولایت امیرالمومنین علیه السلام که توسط خداوند تعیین شده و توسط پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم معرفی شده است سر پیچی کند لعن و نفرین ابدی برای خود خریده است.
پس رسول خدا در آخرین روزهای عمر شریف خود با اعزام سپاه اسامه در نظر دارد که مدعیان خلافت و یا مخالفان امیرالمومنان علیه السلام، به اعتبار حضور در ماموریت گرفتن انتقام جنگ موته، در مدینه نباشند./آبان ۱۳۹۷خبرگزاری مهر
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«سپاه اُسامه» حرکت می کند.

«دکترمحمدتیجانی» درکتابش (صحابه در لشکر اسامه) می نویسد:مأموریت سپاه «اسامه بن زید بن حارثه» برای جنگ با رومیان بود، این تصمیم در شرایطی بود که در این لشکر، بزرگان مهاجرین و انصار، چون »ابوبکر صدیق» و «عمربن خطاب» و «ابوعبیده جرّاح» و دیگر صحابه مشهور حضور داشتند. گروهی از آنها به این تصمیم پیامبر ج اعتراض کردند و گفتند:«چگونه ممکن است جوانی(۲۰ساله) را که هنوز ریشش در نیامده است فرمانده ماباشد!»
«محقق تونسی»(تیجانی )می نویسد:ایشان در گذشته نیز به انتصاب پدر او به عنوان فرمانده لشکر نیز اعتراض کرده بودند. چون حرف و حدیثها درباره این قضیه زیاد شد پیامبر از گفتههایشان خشمگین شدند و با وجودیکه تب داشتند و در بستر بیماری افتاده بودند دونفر که بازوان او را گرفته بودند و از شدت درد و ضعف، پاهایشان بر زمین میکشیدند، بالای منبر رفتند و پس از حمد و ثنای خداوند خطاب به مردم گفت: ای مردم، این حرف و حدیثهایی که شما درباره فرمانده من، اسامه بن زید میگویید چیست!؟
«شما که به فرماندهی اسامه اعتراضی دارید، از قبل نیز به انتخاب پدرش به عنوان فرمانده اعتراض داشتید. به خدا قسم زید شایسته امارت بود و بعد از او فرزندش نیز برای فرماندهی شایستگی دارد.»
سپس به گمان اینکه صحابه صراحتاً با پیامبر(ص)مخالفت کردند و در رابطه با تجهیز و اعزام لشکر اسامه تعلل و درنگ کردند و تا وفات پیامبر ج آن وظیفه را انجام ندادند به بدگویی از اسامه می پردازد.
«سپاه اُسامه» حرکت می کند واما بافرمان خلیفه جدید
طبری می نویسد : «هنگامی که با ابوبکر بیعت شد، خطاب به مردم گفت : باید لشکر اسامه اعزام شود. اعراب بادیه نشین مرتد شدهاند، یهودیان و مسیحیان ها طغیان کردهاند و مسلمانان بخاطر وفات پیامبرشان و کمی تعداد و انبوهی دشمنانشان چون گوسفندانی هستند که در شبی بارانی و زمستانی رها شدهاند. مردم به او گفتند: اینها که در مدینه هستند بهترین مسلمانان هستند، و اعراب با ما پیمانشکنی کردهاند. بنابراین سزاوار نیست مسلمانان را از گرد خود دور کنید. ابوبکر پاسخ داد: قسم به کسی که جان ابوبکر در دست اوست، اگر بدانم که درندگان مرا می ربایند، باز هم لشکر اسامه را همچنانکه پیامبر(ص) دستور داده است، خواهم فرستاد، و اگر در شهر هم جز خودم کسی نماند باز آن را می فرستم.»
«چه کسانی به انتخاب فرماندهی اسامه معترض بودند؟»
طبری درادامه می نویسد:فرمانده جوان (اسامه) یکی ازسردسته های معترضان (عمر) رانزد ابوبکر فرستاد « فرماندهی لشکر را به فردی مسنتر از اسامه بدهد»
همین موضوع را قول حسن بصری نیزگفته اند: اسامه ،عمر بن خطاب مأمورکردند پیش خلیفه(ابوبکر)برودواین پیام رابرساند،چون دراین سپاه ازکبائرهستند«بر ما فردی مسنتر از اسامه بگمارد»انصار هم گفتند: از طرف ما هم بگو، اگر نپذیرفت و اصرار بورزد!
عمر نیز پیش ابوبکر آمد و پیغام اسامه را به او رساند. ابوبکر گفت: حتی اگر سگها و گرگها مرا بربایند، هرگز دستوری را که پیامبر خدا(ص) صادر کرده است لغو نخواهم کرد. عمر سپس گفته انصار را به او رساند. ابوبکر که نشسته بود از جایش برخاست و ریش عمر را گرفته و به او گفت: مادرت به عزایت بنشیند! ای پسر خطاب، او را رسول خدا به آن مقام گماشته است، آیا می خواهی من او را عزل نمایم؟ مادرانتان به عزایتان بنشیند! به خاطر شما از خلیفه رسول خدا چهها که ندیدم؟!.
نکته:دربعضی ازنقلها(مورخان)نوشته اندکه ابوبکرازلشکریان اسامه نبود،چون پیامبراورابرای اقامه جماعت(نماز)معرفی کرده بود،ازمعاف شدگان لشکراسامه بود.(رسول الله بعلت شدت بیماری قادربه امامت نمازنبوده)
مؤلف(تیجانی)درادامه می نویسد: اگر در این موضوع دقت نماییم میبینیم که خلیفه دوم بارزترین عنصر آن جریان بود، چون او بود که بعد از وفات رسول ج پیش ابوبکر رفت و از او خواست تا اسامه را از آن مقام برداشته و کسی دیگر را به جای او بگذارد. اما ابوبکر به او گفت: ای فرزند خطاب، مادرت به عزایت بنشیند، آیا میخواهی او را عزل کنم در حالی که پیامبر خدا ج او را به این مقام گماشته است.
عمربن خطاب دربعلت همین اعتراضات،بعدهاهم ازهمراهی با سپاه اسامه طفره رفت ولی ایندفعه باوساطتت خلیفه جدید
واقدی می نویسد: ابوبکر به خانه اسامه رفت و از او خواست که اجازه دهد عمر در مدینه بماند. اسامه نیز قبول کرد.
طبری می نویسد: ابوبکر وقتی اسامه را همراه با لشکرش بدرقه میکرد گفت: اگر خواستی مرا به وسیله عمر کمک نمایی، چنین کن که او اجازه داد عمر در مدینه بماند.
اسامه با این لشکر به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایمی به مدینه بازگشت.
«سقفیه» چیست؟

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«سقیفه»(سقفیه) به معنای «ایوانچه مسقف» (سایبان دار)است.چیزی شبیه موکب.
در عربستان برای گریز از گرمای سوزان، اکثر خانه ها و مغازه ها و مساجد، دارای سایبانی از حصیر یا گلیم هایی از پشم بُز بود و در مواقع بیکاری ویاگرفتاری، در آنجا جمع می شدند و از اخبار تازه و امور اجتماعی مهم سخن می گفتندویابرای مشکلات خودچاره جویی می کردند.
از جمله این سایبان ها، سایبانی بود متعلق به «قبیله بنی ساعده» که در فاصله یک کیلومتر از خانه پیامبر(ص) قرار داشت وبزرگترین سایبانهای منطقه بودبطوری که مورخان نوشته اند گنجایش۱۰۰ نفر راداشت.

چون بعد از رحلت پیامبر(ص) انصار و مهاجرین برای تعیین خلیفه، در زیر این «سایبان» گرد آمدند، این واقعه «سقیفه بنی ساعده» نامیده شد.
این مکان درسابق نیزمرکزحل اختلاف بوده، ۲قبیله بزرگ مدینه ( اوس و خزرج) برای حل اختلافاتشان دراین مجل حضورپیدامی کردند.
پس از رحلت رسول الله(ص) اصحاب(اعم از انصارومهاجرین) برای تعیین جانشین پیامبر، دراین محل« سقیفه بنی ساعده» گردهم آمدند.

ابومحمد اسامة بن زید بن حارثه کلبی از صحابه پیامبر اکرم (ص) بود. پدرش، زید ابن حارثه، غلام آزادشده ی رسول خدا بود که در جنگ موتهشهید شد، و مادرش ام ایمن نام داشت. اسامه قبل از هجرت پیامبر در مکه به دنیا آمد، مورد علاقه پیامبر بود و رسول خدا اندکی پیش از رحلت، او را که هنوز جوانی بیست ساله بود به امیری سپاه برگزید و برای جنگ با روم به سوریه فرستاد، و با دست خود برای او پرچم بست. اسامه فرزند زید بن الحارثه بود. اسامه نیز مثل پدرش مورد علاقه و توجه مخصوص پیامبر بود. روزى آن حضرت، از جنگ بدر باز مى گشت. در یکى از کوچه هاى مدینه دید اسامه با گروهى از کودکان سرگرم بازى است، او را در آغوش کشید و با بوسه هاى گرم مورد نوازش قرار داده، فرمود: «آفرین بر دوستم». این ابراز علاقه فوق العاده پیامبر نسبت به اسامه زبانزد مسلمانان گردید و شاید چندین بار موارد مختلف آن تکرار شد، به طورى که او در محیط مدینه به عنوان "دوست، و زاده دوست پیامبر" معروف گردید. از آن جا که وی مورد علاقه خاص پیامبر بود گاهى درباره بعضى از افراد، در محضر پیامبر شفاعت مى کرد و حضرت شفاعت او را مى پذیرفت.
فرماندهی اسامه از سوی پیامبر اسلام
پیامبر اسلام در واپسین روزهاى عمر خود در این شرایط حساس که پایتخت اسلام آبستن حوادث بود، دست به اقدام مهمى زد که در خور همه گونه تأمل و بررسى است. ایشان سپاه اسلام را براى جنگ با نیروهاى امپراتورى روم که مستلزم طى مسافت دور و درازى بود، مأمور ساخت، و پرچم جهاد را با دست مقدس خود برافراشت و به دست "اسامه" که آن روز جوانى نورس بود، سپرد و او را به فرماندهى آن سپاه منصوب نمود و سران مهاجر و انصار را که ابوبکر، عمر ابن خطاب و ابوعبیده جراح از جمله آنان بودند، تحت فرماندهى اسامه به سوى شام گیسل داشت. پیامبر به وی دستور داد به ناحیه ابنى در سرزمین بلقاء شام رهسپار شوند و فرمود: «به محلى که پدرت در آنجا کشته شده حرکت کن، دشمنان را با قواى خود نابود ساز، من تو را به فرماندهى این سپاه منصوب نمودم، صبح زود به سوى نیروهاى مستقر در ابنى یورش ببر، آنان را نابود کن، سپاه را به سرعت پیش ران تا اخبار دشمن را زودتر به دست آورى. اگر خداوند تو را پیروز ساخت در آن سرزمین کمتر توقف کن. همراه خود، راهنمائى ببر، جاسوسان و پیشقراولان را جلوتر بفرست تا اوضاع دشمن را گزارش دهند.»
اما همواره لشکریان از فرمان اسامه و پیامبر سرباز مى زدند، تا این که حرکت سپاه صورت نگرفت و پیامبر رحلت فرمودند. بعد از این هم که سپاه و سران به جوانى اسامه اعتراض داشتند؛ از وى پیروى نکردند. اسامه در یک فرسخی مدینه لشگرگاه ساخت، اما مردم به دلیل تشدید بیماری پیامبر و جوانی اسامه و... از پیوستن به لشگر او خودداری کردند. چون این خبر به گوش پیامبر رسید، با حال بیماری به مسجد رفت و از مردم خواست که لشگر اسامه را راه بیندازند. با این همه، اسامه به مدینه بازگشت. ابوبکر که خود از کسانی بود که از رفتن به لشگر اسامه سر باز زده بود، پس از رسیدن به خلافت، سپاه اسامه را تجهیز کرد. اسامه با این لشگر به شام رفت و بعد از به چنگ آوردن غنایمی به مدینه بازگشت.
اسامه بعد از پیامبر اسلام
اسامه گر چه در آغاز خلافت امام علی (ع) با امام بیعت کرد، ولی اندکی بعد به جمع سه نفری سعد ابن ابی وقاص، محمد ابن مسلمه و عبدالله ابن عمر پیوست و به بهانه گوشه گیری، حاضر نشدند به طرفداری از امام قیام کند. می گویند که وی بعدها از کوتاهی و تقصیری که در حق امیرمؤمنان انجام داده بود، پشیمان شد و از شرکت نکردن در جهاد همراه با امام، عذرخواهی کرد. از این رو در حدیثی از امام باقر (ع) توصیه شده است که در حق او جز خیر نگویید. گرچه او از اول در صف یاران امیر مؤمنان نبود، اما بعدها به سوى آن حضرت بازگشت و به همین جهت از طرف خاندان پیامبر مورد ستایش قرار گرفت. پیشواى پنجم حضرت باقر (ع) فرمودند: «اسامه را جز به نیکى یاد نکنید.» و حال آنکه چرا اسامه در جنگهاى على شرکت نمى کرد دلیلى واضح داشت. در یکى از جنگها او مسلمانى به نام مرداس را کشت و بسیار اندوهگین شد و از آن موقع عهد کرد که در جنگى شرکت نکند گرچه در مورد مرگ مرداس معذور بود.
روزى اسامه به امام على پیغام داد که "سهم مرا از اموال مجاهدان بفرست" و اضافه کرد "من پیوسته طرفدار تو بودم و اگر در کام شیر درنده اى بودى، من نیز خود را به تو مى رساندم." امیر مؤمنان در پاسخ او نوشت: این اموال متعلق به مجاهدان است ولى من در مدینه مالى دارم، هر قدر خواستى از آن بگیر. این قضیه از دو جهت قابل توجه است. اولا نشان مى دهد که اسامه از نظر امیر مؤمنان تا چه حد احترام و ارزش داشته که حضرت درخواست او را رد نکرده است. ثانیا روشنگر دقت امیر مؤمنان در اجراى عدالت است. على حاضر بود از اموال شخصى خود به وى بدهد، ولى هرگز حاضر نبود دینارى از اموال مجاهدان را که اختصاص به آنان داشت به دیگرى بدهد.
حمایت خاندان رسالت از اسامه
چنانچه قبلا اشاره شد اسامه همبستگى خاصى با خاندان پیامبر داشت و در مواقع حساس، از حمایت و پشتیبانى خاندان رسالت برخوردار بود. مسعودى مى نویسد میان اسامه و عمرو، پسر عثمان بر سر مالکیت قطعه زمینى اختلاف رخ داد. این اختلاف نزد معاویه مطرح گردید تا او در این باره حکم کند. در این هنگام عده اى از بنی هاشم و گروهى از بنى امیه حضور داشتند. در آغاز جلسه، سخنانى میان اسامه و پسر عثمان رد و بدل شد. در این هنگام مروان ابن حکم به عنوان آمادگى براى شهادت به نفع پسر عثمان کنار او نشست. امام حسن مجتبی (ع) برخاست و کنار اسامه نشست. سعید ابن عاص کنار مروان و امام حسین (ع) کنار امام حسن نشستند. سپس عبدالله بن عامر در کنار سعید وعبدالله ابن جعفر کنار حسین بن على و عبدالرحمن بن حکم در کنار عبدالله بن عامر و عبدالله ابن عباس در کنار عبدالله بن جعفر نشستند. معاویه که وضع را چنین دید گفت: «عجله نکنید من خود شاهد بودم که پیامبر خدا این زمین را به اسامه بخشید.»
وفات اسامه ابن زید
اسامه سخت بیمار بود. امام حسین براى عیادت او تشریف برد. اسامه اظهار اندوه و تأثر کرد. امام از سبب اندوه او پرسید. اسامه پاسخ داد: شصت هزار درهم مقروض هستم و سبب اندوه من همین است. حضرت پرداخت آن را تقبل نمود. اسامه گفت: مى ترسم مدیون از دنیا بروم. امام حسین فرمود: از دنیا نمى روى مگر پس از پرداخت آن. همینطور هم شد زیرا امام در زمان حیات او قرض وى را پرداخت. اسامه پس از رحلت پیامبر مدتى در«وادى القرى» سکونت داشت، سپس در مدینه اقامت گزیده بود و در همان ایام بود که در جرف چراغ عمرش به خاموشى گرائید. پس از درگذشت او، جسدش را به مدینه انتقال دادند و امام حسین بر جنازه او کفن پوشاند و نماز گذارد. او در ایام خلافت معاویه مدتی در شام اقامت گزید. اما در اواخر عمر به مدینه بازگشت و در سال ۵۴ (یا به روایتی ۵۸ یا ۵۹) هجری قمری در مدینه درگذشت./منبع:طهوربنقل ازدانشنامه رشد
عهداسامه چه بود؟
«من پس از کشتن مشرکى که تظاهر به اسلام مىکرد، سوگند یاد کرده ام که با هیچ مسلمانانى جنگ نکنم»، زمانى که پیامبر اسلام (ص) سپاهى را به جنگ گروهى از مشرکان گسیل داشت که اسامه نیز جزو آن بود، در میان مشرکان شخصى بنام «مرداس» در باطن مسلمانان بود، ولى بر حسب ظاهر با آنان همصدا بود، همینکه مشرکان خبر حمله سپاه اسلام را شنیدند. فرار کردند و تنها مرداس در میدان باقى ماند تا به سپاه اسلام بپیوندد. سپاه اسلام از راه رسید، مرداس سواران جنگى را که از دور دید، ترسید که سپاه، متعلق به مسلمانان نباشد و او را به قتل برسانند، از این رو گوسفندان خود را در غارى جا داد و خود به قله کوه پناهنده شد، وقتى که سربازان اسلام نزدیک شدند صداى تکبیر آنان را شنید و دانست که سپاه اسلام است، او نیز تکبیر گفت و از کوه پائین آمد و در حالى که جملات «لااله الا الله، محمد رسول الله» را تکرار مىکرد، به مسلمانان رسید و به طریقه اسلام، سلام کرد، ولى اسامه خیال کرد او براى نجات جان خود، تظاهر به اسلام مىکند، از این رو شمشیر کشید و او را به قتل رسانید و گوسفندانش را به غارت برد!
پیامبر از خبر پیروزى مسلمانان خوشحال شد، اما وقتی جریان قتل مرداس را از اسامه شنید، سخت اندوهگین و متأثر شد واو را توبیخ نمود. در این هنگام آیه 94 نساء نازل شد. اسامه عرض کرد: اى پیامبر! در جق من استغفار کن تا خدا گناه مرا ببخشد، حضرت فرمود: چگونه در باره تو استغفار کنم در حالى که تو یک مسلمان را کشته اى؟!.
اسامه مىگوید: حضرت چندین بار این جمله را تکرار نمود و من بقدرى ناراحت و پشیمان شدم که آرزو کردم کاش آن روز، روز اول مسلمانى من بود و قبلا در آن جنگ شرکت نمىکردم و مرداس به دست من به قتل نمى رسید!. سپس پیامبر سه بار در حق من استغفار کرد و آنگاه فرمود: برده اى در راه خدا (جهت کفاره) آزاد کن.
عرض کردم: عهد مىکنم که بعد از این هیچ مسلمانى را نکشم (الدرجات الرفیعه ص ۴۴۴)
مدریت سایت -پیراسته فر:حجت الاسلام علیرضا پناهیان دربرنامه شبکه۲تلویزیون صبح یکشنبه۹اسفند۱۳۹۸
گفتند همین اسامه روبروی امام (حضرت علی)ایستادندو وی راتهدیدکردند برای فزونی بیت المال(حقوق)
***
زندگی بعدازفرماندهی« اسامه بن زیدبن حارثه»
«اسامه» بعدازمراجعت موفقیت آمیز، مدتی در وادی القری سکونت داشت، و در ایام خلافت معاویه مدتی در شام بود سپس در مدینه اقامت گزید وسرانجام در سال ۵۴ هجری قمری در (جرف) حوالی مدینه در شصت وسه سالگی درگذشت. جسدش را به مدینه انتقال دادند وامام حسین(ع)تغسیل وتکفینش را عهده دارشد و برجنازه اش نماز گذارد.
زیدین حارثه(پدراسامه)کیست؟
ازدواج زید با دختر عمه پیامبر (زینب)
واما علیرغم دخالت پیامبراکرم(ٌص)دراین ازدواج،منجربه طلاق شد.
زیتب ازاشرافزادگان بود،پیامبر شخصاً بخانه زینب رفت و رسماً او را برای زید خواستگاری کرد ، وی و برادرش در آغاز کار چندان تمایل نداشتند.
زَینَب بِنتِ جَحْشْ دختر امَیمَه بنت عبدالمطلّب و دخترعمّه رسول الله بود.
پدر زینب، جحش بن ریاب، از خاندان غَنْم و از دودمان اسد بن خُزَیمَه بود.
وقتی که پیامبر مسأله خواستگاری را مطرح کرد، در آغاز زینب و برادرش چنین تصور کردند که پیامبر برای خودش می خواهد و هر دو هم راضی شدند ؛ ولی وقتی که فهمیدند برای زید بن حارثه خواستگاری می کند قبول نکردند و زینب گفت: من از او برترم.
در این باره آیه آمد و اعلام کرد که هیچ زن و مرد مؤمنی حق ندارد در برابر درخواست پیامبر از خود استقلال نشان بدهد.
پس از نزول این آیه زینب و برادرش عبدالله رضایت دادند و زینب همسر زید شد و به این ترتیب، یکی از سنت های جاهلی و باطل مردم آن زمان، با این ازدواج باطل شد و مردم فهمیدند که از نظر اسلامی هیچگونه عیبی نیست در این که یک اشراف زاده با یک برده آزاد شده ازدواج کند.
این ازدواج دوام نیاورد و به طلاق منجر شد.
. ۳۵سال قبل از هجرت در مکه از خاندان بنیکلب به دنیا آمد. در ده سالگی محمّد او را به فرزندی گرفت. زید تنها صحابی محمّد است که نامش در قرآن ذکر گشتهاست. (فَلَمَّا قَضَى زَیْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاکَهَا / سوره احزاب : آیه ۳۷)
«زید بن حارثة بن شُراحیل الکَلْبى» در سنین کودکى به همراه مادرش(سعدى بنت ثعلبة بن عبد عامر)، براى دیدار بستگانش به سوى قبیله ثعلبه بن عامر مىرفتند که قبیله بنى قین، آنها را مورد هجوم و غارت قرار دادند و زید به اسارت راهزنان درآمد. راهزنان پس از به اسارت در آوردن زید او را به بازار عکاظ مکه بردند و به عنوان برده فروختند.
حکیم بن حزام، زید را خریدارى کرد و براى خدمتگزارى در اختیار خدیجه(س) همسر رسول خدا(ص) قرار داد و خدیجه پس از ازدواج با پیامبر اسلام او را به رسول خدا هدیه کرد وزید همنشینى و خدمتگزارى پیامبر اسلام(ص) را عهدهدار شد.
وقتى پیامبر(ص) از مکه براى یک سفر تبلیغى به طائف رفت، زید که از کودکی به سن نوجوانى رسیده بود به عنوان محافظ همراه آنحضرت بود و آنگاه که دشمنان رسول گرامى اسلام را مورد حمله قرار دادند، او خود را مانند سپر قرار داده بود، سنگها به بدن او مىخورد و او از وجود نازنین پیامبر(ص) دفاع مىکرد.
زید نوجوان به رسول خدا (ص) انس و علاقه زیادى پیدا کرده بود، به همین دلیل وقتى پدر و عمویش براى یافتن و بردن او به مکه آمدند، نزد ابوطالب رفتند تا فرزند خود را که در خدمت رسول خدا بود تحویل بگیرند. پیامبر(ص) هم او را آزاد گذاشت تا چنانچه خود بخواهد همراه پدر و عمویش به خانواده خود ملحق شود. اما با کمال تعجب مشاهده کردند زید حاضر نیست از کنار پیامبر(ص) جدا شود! پدر زید گفت: واى به حال تو، بردگى را بر آزادى ترجیح مىدهى؟ و حاضر نیستى به خانواده خود بازگردى؟
زید گفت: همینطور است، آنچه من از این شخص دیدهام بر همه چیز ترجیح دارد و به هیچ شکلى حاضر نیستم از حضور پیامبر اسلام (ص) دست بردارم.
ارتباط و محبوبیت زید نزد پیامبر(ص) آنقدر قوى و صمیمى شد که او را زید فرزند محمد(ص) مىنامیدند، اینجا بود که آیه قرآن نازل شد: «پسرخواندگان را به نام پدرشان بخوانید که در نزد خدا منصفانه تر است».
زید سومین مسلمان صدر اسلام است. وی خدمات بسیاری در گسترش اسلام به پیامبر کرد. آنگاه که مسلمانان به خاطر نداشتن امنیت از مکه به مدینه هجرت کردند، او نیز به مدینه آمد و در هر نوبتى که اسلام و کشور مسلمانان مورد هجوم دشمن واقع مىشد و پیامبر اسلام ناچار مىشد دفاع انجام دهد، زید هم در هر جبهه اى براى حمایت از پیامبر شرکت مى کرد. او در جنگهای زیادی؛ مانند جنگ خندق، موته، جموم، قرده، وادی القری و... شرکت داشت و در چند مورد هم فرمانده سپاه اسلام بود.
ایمان و شجاعت زید تا آنجا بلند و شکوهمند گردیده بود که از یاران بزرگ و ممتاز رسول خدا شد، و نسبت به سایر رجال اسلام و صحابه آنحضرت خصوصیات منحصر به فردی داشت. زید کسی است که غیر از نام برخی پیامبران و پیامبر اسلام(ص)، از میان یاران و صحابه پیامبر تنها نام او در قرآن کریم آمده، زید است. زمانی که رسول خدا در جنگ بنی المصطلق(جنگ مریسیع) شرکت نمود، زید بن حارثه را به جانشینى خود و حکومت بر مدینه قرار داد./اسلام کوئیست/
ازدواج زیدبن حارثه بازینب بنت جحش
جدایی زینب و زید در سال پنجم یا پس از غزوه مُرَیسع در شعبان سال پنجم هجری بوده است.
سال ازدواج ومدت زندگی مشترک زیدبازینب چیزی پیدانکردم درمنابع و
سن زینب هنگام ازدواج با پیامبر را۳۵ سال نوشته اند.
زینب بنت جحش، سرانجام در تابستان گرم سال بیست هجری در سن ۵۳ سالگی در مدینه درگذشت.
عمر بن خطاب بر او نماز گزارد و او را در قبرستان بقیع به خاک سپرد.
زید درسال هشتم هجری در جنگ موته کشته شد.مزار وی در کشور اردن قرار دارد.
وجیهه خانم(زن مقتول۴۱ ساله درآستانه طلاق) مهریه اش با به اجراگذاشته بود، حکم توقیف اموال شوهرش (خودرو و یک قطعه زمین)را گرفته بود...شهرهر(امید)با کُلت به سوی زن شلیک می کند وبعدبا همان اسلحه خودکُشی می کند، داخل پراید(مهریه زن)سرهای آن ها هنگام مُردن به هم چسبیده بودند!
«این زوج » ۲ فرزند خردسال دارند و از مدتی قبل اختلافات خانوادگی آنان شدت گرفته بود.
مهریه:زن وشوهری رابه کشتن داد(جاده هفتحوض مشهد)«کوی سیدی»

رونامه خراسان(نوشت):ساعت ۲۳:۴۵ شامگاه دوشنبه۲۷ مرداد ۱۴۰۴ زنگ تلفن قاضی ویژه قتل عمد مشهد، به صدا درآمد و ماموران انتظامی در حالی از مرگ وحشتناک زن و مردی جوان درون یک دستگاه پراید خبر دادند که زیر نور تیرچراغ برق در «جاده هفت حوض مشهد»(کوی سیدی) رخ داده بود.

با توجه به اهمیت و حساسیت این ماجرای تکان دهنده ، بلافاصله قاضی دکتر صادق صفری ادامه تحقیق میدانی در یک پرونده جنایی دیگر را متوقف کرد و عازم «کوی سیدی» شد. بررسی های مقدماتی نشان داد: زن۴۱ساله ای در صندلی جلو و مرد ۴۴ساله ای نیز پشت فرمان پراید۱۱۱، با شلیک گلوله به ناحیه سر جان باخته اند به طوری که «سرِ زن وشوهر (هنگام مُردن) به یک سو خم شده و بهم چسبیده بودند!»از طرف دیگر با کشف یک قبضه کلت جنگی برتا در زیرپای راننده و پوکه ای که داخل خودرو افتاده بود، فرضیه خودکشی بعد از قتل هولناک همسر قوت گرفت و بدین ترتیب تحقیقات قضایی وارد مرحله جدیدی شد.
طولی نکشید که با دستور قاضی صفری گروه زبده ای از افسران اداره جنایی پلیس آگاهی نیز با نظارت مستقیم سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی مشهد) به همراه کارشناسان سلاح و پزشک قانونی در محل وقوع جنایت حاضر شدند تا این ماجرای وحشتناک از ابعاد مختلف جنایی مورد تجزیه و تحلیل های کارشناسی قرارگیرد.گزارش روزنامه خراسان (۴ شهریور ۱۴۰۴ )حاکی است:در حالی که تحقیقات مقدماتی از اختلافات شدید خانوادگی بین زوج جوان حکایت داشت، کارشناس سلاح نیز بر فرضیه قضایی مهر تایید زد و مشخص شد وجیهه(مقتول۴۱ ساله) به دلیل نپرداختن مهریه از همسرش شکایت کرده و بنا به گفته نزدیکانش حکم توقیف اموال (خودرو و یک قطعه زمین) را نیز گرفته بود.
دامنه این اختلافات خانوادگی به جایی رسید که «امید-ع» تصمیم ترسناکی گرفت.او در حالی که همسرش سرنشین جلوی پراید بود، حدود ساعت ۲۱ شب (یکشنبه)زیر نور چراغ برق در حاشیه خیابان محدوده خلج توقف کرد و با سلاحی که از قبل به همراه داشت
قاتل(ابتدا همسرش را با شلیک گلوله به قتل رساند) و سپس با گذاشتن لوله سلاح کلت در قسمت گیجگاه سمت راست سر خودش، یک بار دیگر ماشه را فشرد و به زندگی خود نیز پایان داد.
بررسی های تخصصی با دستور قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد،به گروه کارآگاهان به سرپرستی سروان آرمین منفرد (افسرپرونده) سپرده شد تا زوایای پنهان این جنایت مورد واکاوی های دقیق قرارگیرد. این کنکاش های نامحسوس بیانگر آن بود که زوج جوان دو فرزند خردسال دارند و از مدتی قبل اختلافات خانوادگی آنان شدت گرفته بود. از سوی دیگر با کشف ۷گلوله طلایی رنگ به همراه کلت دسته قهوه ای و خشابی که ۳گلوله دیگر درون آن باقی مانده بود.
قاتل،تمرین تیراندازی رفته بود!تا تیرش از فاصله ۱۰ سانتی به خطانرود!
پلیس گفت:گوشی تلفن او نیز بازبینی شد و فیلم هایی به دست آمد که «امید-ع»را هنگام تمرین تیراندازی در بیابان نشان می داد.
او در برخی از این فیلم های کوتاه از اوضاع زندگی خود گلایه داشت و به گونه ای ابراز ناراحتی می کرد که گویی تصمیم ترسناکی برای پایان دادن به زندگی خودش گرفته است!بنابراین گزارش ،تحقیقات بیشتر درباره این ماجرای تکان دهنده با دستورهای محرمانه قاضی دکتر صادق صفری ،توسط گروه تخصصی کارآگاهان با هدایت سرهنگ ولی نجفی(رئیس دایره قتل عمدآگاهی مشهد) همچنان ادامه دارد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:دراین گزارش اصلاحات اندکی صورت گرفته(انتخاب تیتر)