پیراسته فر

خبری تحلیلی

پیراسته فر

خبری تحلیلی

نمازجماعت دوشنبه  ۰۸ دی ۱۴۰۴ مصلی رشت(خادمان امام رضا)نمازجماعت رشت

امروز دوشنبه  ۰۸ دی ۱۴۰۴مصادف با  ۸ رجب ۱۴۴۷ است.

دوشنبه های هرهفته «جلسه تفسیرقرآن آیت الله رسول فلاحتی»بعداز پایان نماز عصر برگزارمی شود..

دردوشنبه ها،نمازجماعت به امامت امام جمعه رشت(آیت الله فلاحتی)برگزارمی شود، دردیگرایام هفته نمازجماعت ظهروعصر به امامت«حجت الاسلام ابوطالب متقی»برگزارمی شود-غیرازجمعه.

«نمازجماعت ظهر و عصر دوشنبه   ۸ دی ۱۴۰۴ درمصلی رشت»

امروز عده ای «سبز پوش» در میان صفوف نمازجماعت دیده می شد،پرسیدم اینها کیستند؟

یکی از مسئولین دفترنمایندگی ولی فقیه دراستان پاسخ داد:اینها خادمان امام رضا(ع)هستند ودرادامه گفتند:اینها از اهالی هشتپرطوالش(تالش) گیلان هستند که درآستان قدس رضوی خدمت می کنند.

درپایان نماز،«رئیس دفترنمایندولی فقیه دراستان گیلان»(حجت الاسلام ولی عادلی)اینهارا «خادمان چایخانه امام رضا علیه السلام»معرفی کرد.

«نمازجماعت ظهروعصر دوشنبه  ۰۸ دی ۱۴۰۴ مصلی رشت»به امامت آیت الله فلاحتی.

«خادمان امام رضا(ع)درنمازجماعت مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴

«نمازجماعت ظهروعصر دوشنبه  ۰۸ دی ۱۴۰۴ مصلی رشت»به امامت آیت الله فلاحتی

«خادمان امام رضا(ع)درنمازجماعت مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴

«مجتمع آدینه»مصلی رشت(میدان توشیبا-سابق)مزارآیت الله احسانبخش و  ۸ شهید گمنام جنگ تحمیلی(در۲ طرف آرامگاه احسانبخش)

«نمازجماعت ظهروعصر دوشنبه  ۰۸ دی ۱۴۰۴ مصلی رشت»به امامت آیت الله فلاحتی

«خادمان امام رضا(ع)درنمازجماعت مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴

«جلسه تفسیر قرآن آیت الله رسول فلاحتی » دوشنبه ۰۸ دی ۱۴۰۴در مصلی رشت

«نمازجماعت ظهروعصر دوشنبه  ۰۸ دی ۱۴۰۴ مصلی رشت»به امامت آیت الله فلاحتی

«جلسه تفسیر قرآن آیت الله رسول فلاحتی » دوشنبه ۰۸ دی ۱۴۰۴در مصلی رشت

«خادمان امام رضا(ع)درنمازجماعت مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴

«خادمان امام رضا(ع)درنمازجماعت مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴دوشنبه

«جلسه تفسیر قرآن آیت الله رسول فلاحتی » دوشنبه ۰۸ دی ۱۴۰۴در مصلی رشت

«خادمان امام رضا(ع)درنمازجماعت مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴دوشنبه

«خادمان امام رضا(ع)در مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴دوشنبه

«خادمان امام رضا(ع)درنمازجماعت مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴

«خادمان امام رضا(ع)در  مصلی رشت»۰۸ دی ۱۴۰۴دوشنبه.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رئیس گروه خادمان امام رضا،آقای «عمران نعمت اللهی»بود.

ازایشان ازچندوچون حضورشان درمصلی رشت سئوال کردم.

ایشان گفتند:ما خادمان امام رضا علیه السلام هستیم، همه از شهر هشتپر(تالش)هستیم.البته ۳ نفر ازاین خادمان رشتی هستند.

قرارشد که عکسهایی از حضور این افراد در حرم ام رضا(ع)برایم ارسال کنند، شماره تلفنم را گرفتند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ما وعده داده بودیم که عکسهای «چایخانه حضرت» را منتشرکنیم واما تا امروز که پنجشنبه(۳۰ بهمن ۱۴۰۴)که ۵۲ روز می گذرد نتوانستیم به قولمان عمل کنیم، متأسفا این«خلف وعده» از آقای «عمران نعمت اللهی»می باشد که به من گفته بود:شما یک پیام به ایتا بدهید،من تا فردا عکسهای حرم وچایخانه حضرت را برایتان بفرستم.انشاءالله که ایشان جبران مافات بکند.

لازم به ذکراست که درسالهای قبل:جلسه تفسیر قرآن آیت الله فلاحتی در روزهای سه شنبه برگزار می شد، بعضاً بعلت مسافرت ومأموریت خارج از استان آیت الله فلاحتی، جلسات درروزهای یکشنبه برگزارمی شود.

نکنه:آیت الله فلاحتی، یکی از چهار نماینده مجلس خبرگان رهبری می باشد.

 آیت‌الله رضا رمضانی گیلانی،آیت‌الله سیدعلی حسینی اشکوری،حجت‌الاسلام  علی کاظمی ازدیگرنمایندگان گیلان درمجلس خبرگان می باشند.

مسجدالجواد(رشت)حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی

حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی(امام جماعت مسجدالجواد رشت) در کنار امام خمینی در سال ۱۳۴۲ قم

رأفتی رفت،صدیق آمد​

ماجرای برکناری ومعرفی امام جماعت مسجد الجواد(لاکانی) رشت

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»در کنار «امام خمینی» در سال ۱۳۴۲ قم(آغاز نهضت آقاروح الله)سال ۴۲

امروزدوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲(١٤ محرم ١٤٣٥) رفته بودم  «مسجدالجواد» برای نمازجماعت مغرب وعشاء،اما حضور جمعیت کثیر و ناآشنا و ۷،۸روحانی خبراز حادثه ای«نَبَأ» می داد!.

چندنفرراشناختم،حجت الاسلام جمال یاری(مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی گیلان)،آقای مهدی مجرد(رئیس دفترآیت الله قربانی)،حجت الاسلام ابوطالب حجازی(رئیس اقامه نماز)،حجت الاسلام یوسف  صدیق عربانی(امام جمعه موقت رشت) و...

به هرحال اوضاع کمی مشکوک بود.

من چون چندتا کارکامپیوتری داشتم در همین بلوار لاکانی ،کمی کارم طول کشید وبا حدود۱۰دقیقه تأخیروباعجله خودم رارساندم که حداقل از ثواب نمازجماعت عشاء محروم نشوم،وقتی رسیدم که مکبر شروع نمازجماعت مغرب را اعلام میکرد،خیلی خوشحال شدم.

بعداز نماز مغرب به امامت «حجت الاسلام اسماعیل رأفتی»، آقای غلامی(احتمالاًاز دفترامام جمعه رشت بوده)میکروفن را بدست گرفت واعلام کرد «امشب جابجایی امام جماعت داریم ...»وبعدحاج آقایاری دعوت شدوحاج آقا صدیق عربانی که بیایندجلو،چهره ها کمی برافروخته بود ونگران !.

دیدار گیلانیان با رهبر  انقلاب  ۸ دی ۱۳۸۹ «حجت الاسلام یوسف صدیق صومعه سرایی»  و دیگر مسئولین گیلانی .

«حاج آقایاری» میکروفن را بدست گرفت واز فلسفه جابجایی ها گفت واینکه امشب میخواهیم ازخدمات «حاج آقا رأفتی» تقدیرکنیم و«حاج آقا صدیق عربانی» را به امامت مسجدتان معرفی کنیم وگفت این جابجایی  ازمدتهابه اطلاع آقایرأفتی رسیده وچندین نفربا ایشان «مذاکره» داشته اند وایشان هم پذیرفته«کلیات  جابجایی »را ولی درجزئیات کمی حرف داشته ،وافزود چون جابجایی وانتخاب امام جماعت مساجد توسط یک «کُمیته»(هیئت)متشکل از «نمایندگان سازمان تبلیغات،اداره ارشاد،ستاداقامه نماز،دفترولی فقیه استان،سپاه، دادگستری،اوقاف،اطلاعات،نیروی انتظامی،حوزه های علمیه رشت واستانداری گیلان»تعیین می شود و«ستاد چنین تصمیم گرفته است.»

دراین حین «صدای غُرغُر زنان»ازطبقه بالای مسجد، بگوش می رسید که کم کم این صداها با شعارهایی هم همراه بود و"اعتراضاتی" هم ازطرف «بعضی ازاعضای هیئت امنای این مسجد» مشاهده می شد ولی صداقابل فهم نبود.»حاج آقایاری» گفتند:« آقای رأفتی هیچ مشکلی(تخلفی) ندارند.»

​

بعدازصحبتهای حاج آقا یاری ،«حجت الاسلام اسماعیل رأفتی» آمدمیکروفن را ازآقای یاری گرفت وباچهره ناراحت گفت:«من مطیع امر ولی فقیه ونماینده ایشان هستم ،اما آیت الله قربانی موافق این عزل نیستندوهمین امروزصبح خدمت آقای فصیحی(رئیس دفترآیت الله قربانی)بودم ایشان گفتند،آ یت الله قربانی شمارا(رأفتی)را امام جماعت راتب مسجدالجواد می دانند اما حالا نمیدانم آقایان چه میگویند !من متحیرم وگفت :تا حالا هیچ حکمی مبنی بربرکناری وجابجایی بمن نداده اند...»

«امام جماعت مسجدالجوادرشت»(رأفتی ) گفت: من با "وصیت امام جماعت فقید"(حجت الاسلام میرآقا موسوی»۸ساله که امام جماعت این مسجد شدم ودر۲سال آخرعمر حاج آقاموسوی هم بعلت مریضی امامت بامن بود

 و"حجت الاسلام میر آقاموسوی بمن اقتدامیکرد"(که درمجموع می شود۱۰سال) وگفت :«من ۴روزبعدازفوت حاج آقا موسوی به خدمت آیت الله قربانی رفتم واورا درجریان امرقراردادم واذن ایشان را برای امامت گرفتم.»

دراین زمان آقای «حجت اسلام مهدی مجرد»(رئیس ستاد نمازجمعه رشت)بلندشد و"میکروفن" را از «حاج آقا رأفتی» گرفت وگفت:«آیت الله قربانی دخالت مستقیم برروی تک تک مساجدنمیکنند وکارهارا به ستاد "هیئت امورمساجد "سپرده اند وهیئت نیز چنین تصمیمی گرفته که آقای صدیق بجای رأفتی معرفی شود.»

«حکم امامت مسجد»

«آقای مهدی مجرد» دراین زمان ،حاج آقا یاری را دعوت مجددکرد برای اینکه «حُکم امامت مسجد آقای صدیق را بدستش بدهند»،که داد ولی ازهیچ حکمی یا قابی به «حاج آقارأفتی» داده نشد.

 ​

دراین زمان صدای" اعتراضات زنانه شدت گرفت" که «آقای صدیق عربانی» میکروفن را دراختیارگرفت واوگفت:«ازاردیبهشت ماه بمن گفتند و۴بارهم برایم حکم زدند ولی من به تأخیرانداختم تا زمینه فراهم شود»وبعضی حرفهای دیگر...مردم را به نشستن وسکوت دعوت میکرد وزنان را به آرامش ..وچون اعتراضات علیرغم صلوات فرستادن بعضی ها تمام نمی شد وبلکه هرلحظه برشدت وغلظتش افزوده می شد.

 آقای صدیق گفت:«من نمازعشاء راشروع میکنم تا ببینم چندنفرپشت سرم نمازمی خوانند.»البته آقای صدیق هم باچهره برافروخته نگران بنظرمی رسید/هنگام نمازعشاء عده قلیلی مسجدراترک کردند.

لازم به ذکراست که بعداز پایان نماز مغرب وشروع صحبتها «آقای رأفتی" درجای خود«محراب امامت جلوس نکرد»دربین صحبتهای آقای صدیق میخواست مجدداً صحبت کند.

اما«آقای رأفتی» دیدند که آقای صدیق اجازه این کاررا به اونداد واو«میخواست بعنوان اعتراض ازمسجدبیرون برود» که با خواهش واصرارعده ای درمسجدماند.

«حجت الاسلام مهدی مجرد»،«آیت الله زین العابدین قربانی»،«حجت الاسلام محمدلاکانی»

mehdi_majarad (3)

عمامه گذاری «آیت الله مهدی مجرد» توسط حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۹۳ در قم.

واما چرا آقای رأفتی(بعداز۱۰سال) دلش نمیخواست این سنگر راازدست بدهد جای تأمل دارد!.

ظاهراً«باترک سنگرامامت مسجد» حاج آقارفعتی باید«خانه ی سازمانی»(خانه عالِم)که مسجددراختیارش گذاشته را "تخلیه" کندکه دراین زمینه حداقل ماهی  ۲تا۳میلیون تومان ضررخواهد(بااحتساب آب وبرق وگاز ،تلفن مجانی+اجاره )
بعلاوه این مسجدبعلت قرارگرفتن در«مرکزشهر»(سبز میدان) وداشتن طبقه بالا که باصندلی چیده شده برای پذیرایی میهمانان"بایدبرای هرمراسم "ختم وترحیمی" درآمدخوبی داشته باشد.
واماچرا حاج آقاصدیق عربانی ،"مُصِر"بوده در،درتصاحب این "سنگرباارزش" ! الله اعلم.

باتوجه به اینکه این بزرگوار(صدیق عربانی)تا مدتی قبل امام جماعت(راتب)«مسجدآفخرا»بوده و«امامت موقت جمعه رشت» را داراست و«تدریس دردانشگاه» هم ازاشتغالات اوست.

امام جمعه موقت رشت«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(نمازجمعه ۲۱ اسفند ۱۳۹۴)مصلی رشت.

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(امام جماعت مسجدالجواد رشت) در کنار «امام خمینی» در سال ۱۳۴۲ قم(آغاز نهضت آقاروح الله)سال ۴۲

«دیدار گیلانیان با رهبر معظم انقلاب در اولین سالگرد حماسه ۸ دی»دیدار ۸ دی ۱۳۸۹ «حجت الاسلام صدیق عربانی»  درکنار سرلشکر علی عبدالهی(فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء)،سردار هامون محمدی(فرمانده سپاه قدس گیلان)،،قهرمانی(استاندار)و ائمه جمعه شهرستانهای گیلان و نمایندگان مجلس ومدیران کل گیلان

«دیدار گیلانیان با رهبر معظم انقلاب در اولین سالگرد حماسه ۸ دی»دیدار ۸ دی ۱۳۸۹ «حجت الاسلام صدیق عربانی»  درکنار سرلشکر علی عبدالهی(فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء)،سردار هامون محمدی(فرمانده سپاه قدس گیلان)،،قهرمانی(استاندار)و ائمه جمعه شهرستانهای گیلان و نمایندگان مجلس ومدیران کل گیلان.

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(امام جماعت مسجدالجوادرشت)۳ دی ۱۴۰۴ بعداز نماز جماعت عشاء.

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(امام جماعت مسجدالجواد رشت) در نمازجمعه رشت  ۱۱ مهر ۱۴۰۴مصلی رشت.

افتتاح حوزه علمیه امیرالمومنین(رشت)  ۴ مهر ۱۳۹۲ «حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»،«آیت الله سید مجتبی رودباری»،«؟ »،«آیت الله جعفرسبحانی» ،«آیت الله زین العابدین  قربانی»  و «کیهان هاشم نیا«(استاندار گیلان)

خانه مشاور | مسجدالجواد

       با حکم دبیر مرکز رسیدگی امور مساجد گیلان:حاج آقا صدیق عربانی بعد از پنج ماه از صدور حکم بعنوان امام جماعت مسجد الجواد لاکانی معرفی شد + حاشیه ها​

​

دیارمیرزا ۱۳۹۲/۰۸/۲۷دراین واقعه نوشت:بعد از پنج ماه از صدور حکم امام جماعتی مسجد الجواد لاکانی رشت برای حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا صدیق عربانی معارفه رسمی ایشان  امشب با حضور حجت الاسلام یاری مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان،آقای مجرد  مدیر اجرایی دفتر نماینده ولی فقیه در استان گیلان و خیل عظیم نمازگزاران در مسجد الجواد لاکانی برگزار شد.

برابر گزارش فوق قرار بود این معارفه  پنج ماه پیش صورت پذیرد که با مقاومت امام جماعت سابق این مسجد و اقدامات … وی این امر محقق نشد و حتی چندین بار ستاد اقامه نماز جماعت قصد برگزاری مراسم را داشت که  این امر محقق نشد

نماز جماعت در مسجد الجواد لاکانی

اما بلاخره بعد از پنج ماه غروب امروز با حضور مسولان ذی ربط مراسم تودیع و معارفه  امام جماعت مسجد الجواد لاکانی رشت به شکل رسمی برگزار شد

hoze_elmiye_rasht (10)

و «حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی »بعنوان امام جماعت به نمازگزاران معرفی شد .

«​حجت الاسلام میرآقاموسوی(واعظ)»ازخطیبان توانای گیلان بود،درماه های آخر رژیم پهلوی درماه محرم ورمضان بیش ازهزارنفرمستمع سخنرانی انقلابی حاج آقامیرآقاموسوی درمسجدامام حسین صومعه سرا بودند،ایشان سالهای مدیدی درامام جماعت مسجدالجوادرشت بودندو«مدفنش هم درهمین مسجداست».

حاشیه های مراسم:

*شنیده شده برای این مراسم تدابیر خاصی  از سوی امام جماعت سابق تدارک دیده شده بود که با حضور مسولان امنیتی موضوع خنثی شد

*نماز مغرب به امامت امام جماعت سابق و نماز عشا  به امامت حضرت حجت الاسلام صدیق عربانی اقامه شد

*در بین دو نماز حجت الاسلام یاری بعنوان مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان و دبیر مرکز رسیدگی امور مساجد گیلان به سخنرانی پرداخت

​

*بعد از اتمام سخنرانی حجت الاسلام یاری بلافاصله امام جماعت سابق مسجد پشت تریبون رفت و فرمود که بنده امروز با بیت نماینده محترم ولی فقیه گیلان صحبت کردم و حاج آقا فصیحی  فرمودند که حاج آقا در خصوص این تغییر نظری ندارند

*وی در حالی که از عملکرد خود دفاع می  نمود صدای طرف زنانه بالا رفت ودر قسمت بانوان مسجد همهمه هایی صورت گرفت

*بعد از اتمام  سخنان امام جماعت سابق مسجد و اعلام  نارضایتی از این تغییر مدیر اجرایی دفتر نماینده ولی فقیه پشت تریبون رفت.

​

*آقای حجت الاسلام مهدی مجرد با یک سخنرانی آتشین از مواضع بیت حضرت آیت الله  قربانی دفاع نمود و عنوان کرد هیچ وقت حاج اقا در انتصابات نظر خاصی نمی دهنداما در این مورد خاص این موضوع به ایشان اعلام شد و ایشان به شدت از این تغییر استقبال کردندو حتی چندین بار حاج آقا عربانی به حاج آقا فرمودند که بنده را از این ماموریت عفو فرمایید که حضرت آیت الله قربانی امر کردند که شما می بایست با قدرت در این مسجد نماز بخوانید

دیارمیرزانوشت:در این مراسم مسئولان مختلفی از جمله مسئولان نهادهای نظارتی هم حضور داشتند.

«مسجدآفخرا رشت»

حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی قبلاً امام جماعت"مسجدآفخرا"بود.

۳ماهواره ایرانی(پایا،کوثر،ظفر۲ )از پایگاه فضایی(وستوچنی)روسیه به فضا پرتاب شد(یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴)

​موشک سایوز که امروز ۷ دی ۱۴۰۴(۲۸ دسامبر ۲۰۲۵)به مدار زمین پرتاب شد، حامل محموله‌هایی از کشورهای مختلف از روسیه، ایران، بلاروس و کویت بود.

این ماهواره‌ها از پایگاه فضایی واستوچنی روسیه با موشک سایوز پرتاب و در مدار پایین زمین در ارتفاع  ۵۰۰ کیلومتری قرار گرفت.

وزیرارتباطات وفنآوری:سیگنال‌های سه ماهواره «ظفر ۲»، «پایا» و «کوثر» در مرکز کنترل ماهواره ماهدشت، ایستگاه قشم و همچنین مرکز کنترل صاایران دریافت شد و دریافت هم‌زمان سیگنال‌ها از چند مرکز کنترلی، بیانگر پایداری ارتباط و صحت عملکرد سامانه‌های مخابراتی این ماهواره‌هاست.

۳ ماهواره ایرانی با پرتابگر سایوز به فضا پرتاب شدند​

«حسن سالاریه»(رئیس سازمان فضایی ایران) در برنامه گفتگوی ویژه خبری که امشب از شبکه خبر گفت:صنعت فضایی یکی از پیچیده‌ترین صنایع دنیاست و در میان حدود ۲۰۰ کشور جهان، تنها ۱۰ تا ۱۱ کشور توانمندی کامل در حوزه بالادستی صنعت فضایی شامل ساخت ماهواره، ماهواره‌بر، ایستگاه‌های پرتاب، ایستگاه‌های کنترل و دریافت داده و تصویر را در اختیار دارند.

سالاریه: ایران به جمع کشورهای دارای زنجیره کامل صنعت فضایی پیوست​

«رئیس سازمان فضایی ایران»(حسن سالاریه) با بیان اینکه طی دو دهه گذشته حدود ۳۰ ماهواره در کشور با هدف تحقیق و توسعه ساخته و پرتاب شده است، تصریح کرد: نکته مهم این است که هم‌اکنون نیز تقریباً به همین تعداد ماهواره در کشور در دست ساخت قرار دارد و این عدد در حال افزایش است؛ به‌گونه‌ای که پیش‌بینی می‌کنیم در یکی دو سال آینده، تعداد ماهواره‌های آماده پرتاب از ۳۰ فروند نیز عبور کند.

رئیس سازمان فضایی ایران، یکی دیگر از مزایای پرتاب همزمان چند ماهواره را افزایش سرعت دسترسی به داده‌های زمینی است، «با یک ماهواره، هر ۱۴ تا ۱۵ روز یک‌بار می‌توان از یک نقطه مشخص تصویر تهیه کرد»؛ «با ۲ ماهواره این زمان نصف می‌شود» و با سه ماهواره به یک‌سوم کاهش می‌یابد. اگر به ۱۰ ماهواره برسیم، می‌توانیم در کمتر از ۲۴ ساعت از هر نقطه دلخواه تصویربرداری کنیم.

​

«حسن سالاریه»(رئیس سازمان فضایی ایران) با مروری بر تاریخچه صنعت فضایی جهان،گفت: از دهه ۶۰ قرن بیستم و در دوران جنگ سرد، رقابت بلوک شرق و غرب در صنعت فضایی آغاز شد«در سال ۱۹۵۷ با قرار گرفتن نخستین ماهواره شوروی در مدار، رقابت‌های فضایی شکل گرفت» این صنعت از ابتدا صنعتی پرهزینه، اقتدارآفرین و راهبردی بوده و بدون همراهی جامعه، نخبگان و بدنه مدیریتی، توسعه آن امکان‌پذیر نیست.

تجهیزات نداشتیم، خلق شان کردیم​

«حسین بلندی»(رئیس مرکز تحقیقات فضایی دانشگاه علم و صنعت ایران): ماهواره‌های «شهید چمران» و «پارس» به‌صورت قطعی برای بازه‌ای حدود سه سال طراحی شده‌اند و درباره ماهواره «کوثر» نیز برآوردها در همین حدود است، یک ماهواره از حدود ۶۴ هزار قطعه تشکیل شده که باید با دقت بالا در کنار هم قرار گیرند تا بتواند به مدار تزریق شده و مأموریت خود را به‌درستی انجام دهد. برای نمونه، در یکی از پروژه‌ها ماهواره‌ای که تنها برای دو ماه طراحی شده بود، ۵۳ روز به‌صورت عملیاتی فعالیت کرد، در حالی که نسخه‌های جدید برای عمر عملیاتی دو و نیم تا سه سال طراحی شده‌اند.

​

همزمان با پرتاب سه ماهواره ایرانی به فضا، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان سمنان میزبان جشنی علمی ـ فرهنگی با عنوان «تا ثریا» شد؛ آیینی که با حضور پرشور دانش‌آموزان و خانواده‌ها، علم و فرهنگ را در فضایی الهام‌بخش به هم رساند و نگاه نسل آینده را از حیاط کانون تا مدار زمین امتداد داد.


«رئیس مرکز تحقیقات فضایی دانشگاه علم و صنعت ایران» در مصاحبه با برنامه «روی خط خبر» شبکه خبر، به سوابق دانشگاه در حوزه فضا اشاره کرد و گفت: فعالیت‌ها از سال ۱۳۶۸ آغاز شده و در بازه زمانی ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴، تعاملات بین‌المللی، از جمله طراحی ماهواره «مصباح» (که پرتاب نشد) در دستور کار بوده است.

وی افزود که پس از سال ۱۳۸۴، تمرکز بر تربیت نیروی انسانی متخصص قرار گرفت. در این راستا، سه دانشگاه (علم و صنعت، شریف و امیرکبیر) مأموریت یافتند تا در راستای تربیت کادر مجرب در حوزه فضا فعالیت کنند.

وی با قدردانی از تلاش متخصصان داخلی اظهار کرد: امروز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که با تکیه بر دانش بومی، توان طراحی و ساخت ماهواره، ماهواره‌بر و همچنین قرار دادن ماهواره در مدار را داریم. این دستاوردها حاصل تلاش شبانه‌روزی متخصصانی است که در پایگاه‌های پرتاب و مراکز فنی کشور فعالیت می‌کنند.

رئیس سازمان فضایی ایران تأکید کرد: این موفقیت‌ها با حمایت دستگاه‌های دولتی و به‌ویژه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات محقق شده و این وزارتخانه با تمام توان از توسعه صنعت فضایی کشور پشتیبانی می‌کند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«موشک سایوز که امروز(۷ دی ۱۴۰۴) به مدار زمین پرتاب شد، حامل محموله‌هایی از کشورهای مختلف از جمله روسیه، ایران، بلاروس و کویت است.»

این ماهواره‌ها از پایگاه فضایی واستوچنی روسیه با موشک سایوز پرتاب و در مدار پایین زمین در ارتفاع حدود ۵۰۰ کیلومتری قرار گرفت.

ایرنا(۷ دی ۱۴۰۴)نوشت: این مراسم با اجرای برنامه‌هایی متنوع از جمله سرودخوانی گروه «نسل ظهور»، نقالی توسط یک دختر نوجوان، شاهنامه‌خوانی یک نوجوان پسر و گفت‌وگو با متخصص حوزه فضا برگزار شد. پخش زنده این رویداد «تا ثریا» را از یک برنامه محلی فراتر برد و آن را به روایتی مشترک از امید، دانایی و غرور ملی تبدیل کرد؛ جشنی که نه صرفا بزرگداشت یک پرتاب، بلکه بازتاب مشارکت کودکان در رویای علمی تحقق یافته ایران بود.

مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان سمنان گفت: «کانون علوم و فناوری‌های نوین ایران» حدود یک سال است ذیل کانون پرورش فکری کشور فعالیت خود را آغاز کرده و ماموریت اصلی آن، توسعه آموزش‌های علمی و ترویج فناوری در میان کودکان و نوجوانان است.


وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، با اعلام اینکه نخستین سیگنال‌های هر سه ماهواره بومی «ظفر ۲»، «پایا» و «کوثر» که عصر امروز به فضا پرتاب شدند، با موفقیت دریافت شده است، گفت: این موضوع، سلامت فنی و عملکرد صحیح آن‌ها پس از قرارگیری در مدار را تأیید می‌کند.

به گزارش شامگاه یکشنبه ایرنا از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سید ستار هاشمی، با اشاره به فرآیند برقراری ارتباط اولیه با این ماهواره‌ها افزود: سیگنال‌های سه ماهواره «ظفر ۲»، «پایا» و «کوثر» در مرکز کنترل ماهواره ماهدشت، ایستگاه قشم و همچنین مرکز کنترل صاایران دریافت شد و دریافت هم‌زمان سیگنال‌ها از چند مرکز کنترلی، بیانگر پایداری ارتباط و صحت عملکرد سامانه‌های مخابراتی این ماهواره‌هاست.

وی با تأکید بر اینکه دریافت سیگنال، نخستین گام کلیدی پس از پرتاب ماهواره‌ها به شمار می‌رود، تصریح کرد: موفقیت در این مرحله، زمینه لازم برای ادامه پایش‌های فنی، تثبیت مداری و آغاز مراحل بعدی مأموریت‌های پیش‌بینی‌شده را فراهم می‌کند.

ایران هنوز به جایگاه شایسته خود در صنعت فضایی جهانی نرسیده است

​

«محرم غیاثوند» با بیان اینکه ایران هنوز به جایگاه شایسته خود در صنعت فضایی جهانی نرسیده است، افزود: آغاز جدی صنعت فضایی کشور به فعالیت‌های تحقیقاتی و صنعتی بازمی‌گردد که با همکاری وزارت دفاع و سپس وزارت ارتباطات شکل گرفت و تمرکز آن بر توسعه ماهواره‌های تحقیقاتی و عملیاتی بود. نتیجه این تلاش‌ها، ساخت و پرتاب نخستین ماهواره بومی کشور با نام «امید» در سال ۱۳۸۷ بود که نقطه عطفی در تاریخ فضایی ایران محسوب می‌شود.

«رئیس گروه فضایی صاایران»(محرم غیاثوند) با تشریح مراحل عملیاتی شدن یک ماهواره توضیح داد: پرتاب موفق تنها گام نخست است. پس از آن، ارزیابی دقیق عملکرد ماهواره، صحت عملکرد تجهیزات در محیط فضا، بارگذاری و تست نرم‌افزارها و در نهایت راه‌اندازی کامل ماهواره انجام می‌شود. این فرآیند معمولاً بین یک تا دو ماه زمان می‌برد و هزاران سامانه باید بدون نقص کار کنند؛ چراکه حتی از کار افتادن یک سامانه می‌تواند مأموریت را با شکست مواجه کند.

resim56.jpg​

روسیه موشک سایوز-۲ حامل ۳ ماهواره ایرانی را از پایگاه فضایی واستوچنی پرتاب کرد.

​​​

«کاظم جلالی»(سفیرایران درروسیه)گفت: ایران با وجود تحریم‌های بین‌المللی که با آن مواجه است، همچنان به گسترش قابلیت‌های علمی فضایی خود ادامه می‌دهد.

علاوه بر ۳ ماهواره ایرانی، روسیه یک موشک سایوز-۲ حامل ۵۲ محموله را به فضا پرتاب کرد. مقامات ایرانی پرتاب از پایگاه فضایی واستوچنی را هفتمین ماموریت فضایی انجام شده توسط ایران با استفاده از سیستم‌های روسی توصیف کردند. پیش از پرتاب، کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه، در مورد ماهواره‌هایی که قرار است به مدار زمین ارسال شوند، اظهار داشت: «این ماهواره‌ها توسط دانشمندان ایرانی طراحی و ساخته شده‌اند. شرکت‌های دولتی و خصوصی در این فرآیند مشارکت داشته‌اند. دو ماهواره متعلق به دولت و یکی متعلق به شرکت‌های دانش‌بنیان و دانشگاه‌های ما است که به طور فعال در این زمینه فعالیت می‌کنند.»

«سفیرایران درروسیه»(کاظم جلالی) به قابلیت اطمینان موشک‌های سایوز اشاره کرد و گفت: «بسیاری از ماهواره‌های غربی قبل از وخامت روابط با روسیه توسط موشک‌های سایوز به مدار زمین پرتاب شدند.»

معنی(سلامهای نماز)اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُه(مخاطبش کیست)؟

سلام  اول: بر پیامبر./سلام دوم: بر خودِ نمازگزاران و تمام بندگان صالح./سلام سوم:برملائکه و فرشتگان.

«اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُهُ»(سلام بر تو ‌ای پیامبر و رحمت و برکات خداوند بر تو باد.)
«اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ»(سلامِ خداوند بر ما (نمازگزاران) و تمام بندگان صالح)
«اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ»(سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما،فرشتگان خدا).


در سلام اول پیامبر اکرم(ص) را مخاطب قرار میدهیم./در سلام دوم برهمه مؤمنان و بندگان صالح خدا که شامل انبیا و مؤمنان/ در سلام آخر نیز مخاطبین، طبق روایات و احادیث می‌تواند ملائکه موکل انسان، ملائکه و فرشتگان و یا انبیاء الهی میباشد./ستاداقامه نماز

متن درس:آیت الله حسین مظاهری درباره سلامهای نماز

در اینکه نماز سلام دارد، ظاهراً اشکالی در مسئله نیست. از ضروریات فقه است که یکی از اجزاء نماز، سلام است، «اوله التکبیر و آخره التسلیم»(لصلاة اوله التکبیر و آخره التسلیم). عوام مردم این را از جملۀ نماز می­دانند و خواص یعنی فقها هم آخر جزء نماز می­دانند و ما که فعلاً به امید خدا وارد جزء آخر نماز شدیم.

اصحاب، اول نماز را تکبیرة الاحرام و آخر نماز را سلام می­دانند.

رئیس‌جمهور با آیت‌الله مظاهری دیدار کرد​

دیدار رئیس جمهور(آیت الله رئیسی) باآیت الله حسین مظاهری(رئیس حوزه های اصفهان)

آیت الله مظاهری:واینکه «مرحوم سیّد» می­فرمایند «و هو واجب علی الأقوی»، کوتاهی در لفظ است. علتش هم اینست که «مرحوم شیخ صدوق»(رضوان­ الله ­تعالی ­علیه) در «من لایحضره الفقیه»، روایت مُرسلی نقل کرده است که آخر نماز، تشهد است. وقتی تشهد تمام شد، نماز تمام می­شود. برای اینکه رسم مرحوم سیّد اینست آنجا که بزرگی حرفی داشته باشد و آن حرف درست نباشد، ایشان با لفظ «والأقوی» از مسئله بگذرد. لذا به جای اینکه بگویند «و هو واجبٌ اجماعاً، ضرورتاً، بلااشکال» گفتند «و هو واجبٌ علی الأقوی»، و اگر نفرموده بودند، خیلی خوب بود. معلوم است روایات فراوانی داریم که صحیح ­السند و ظاهرالدلاله است و می­گوید «الصلاة أوله التکبیر و آخره التسلیم».

از آن طرف هم روایاتی داریم که «اگر کسی سهواً سلام را ترک کرد، دو سجدۀ سهو به جا بیاورد.» حتی حال سهو و سجدۀ سهوش هم در روایتها آمده است.

و علی کل حال، این سلام جزء نماز است و حتی پیش متشرعه و عوام مردم. عوام مردم هم اگر ببینند کسی بعد از صلوات نمازش را رها کرد، به او می­گویند نمازت باطل است و سلام نماز را ندادی. بلکه پیش عوام مردم، سه تا سلام هم واجب و لازم است و عوام مردم «السلام علیک أیها النبی» را هم واجب می دانند، لذا «مرحوم سید» اگر فرموده بودند والأقوی سلام اول واجب نیست، برای اینکه بزرگان گفتند و روایت داریم، جا داشت؛ و علی کل حال، این جملۀ اول مرحوم سیّد باید بگوییم از اجزاء آخر نماز، سلام است و بعد در خصوصیاتش هم صحبت می­کنیم و اینکه سلام جزء نماز است و اگر نیامد، نماز باطل است، در پیش خواص و عوام و حتی پیش ائمۀ طاهرین (سلام ­الله ­علیهم) روایات فراوانی داریم و حرفی در این باره ندارند.

وجزء من الصلاة فیجب فیه جمیع ما یشترط ‏‎ ‎‏فیها من الاستقبال وستر العورة و الطهارة وغیرها،ومخرج منها ومحلّل ‏‎ ‎‏للمنافیات المحرّمة بتکبیرة الإحرام،ولیس رکناً فترکه عمداً مبطل لا سهواً، ‏‎ ‎‏فلو سهی عنه وتذکّر بعد إتیان شیء من المنافیات عمداً وسهواً أو بعد فوات ‏‎ ‎‏الموالاة لا یجب تدارکه، نعم علیه سجدتا السهو للنقصان بترکه،...

می­فرمایند هرچه در اول تشهد هست، در آخر تشهد هم هست. باید صورتش را از قبله برنگرداند و باید با کسی حرف نزند و باید «حدثی"(بادمعده) از او سر نزند و بالاخره «هرچه تشهد دارد، سلام هم دارد.» این هم امر واضحی است و اشکالی در آن نیست. بله، رکن نیست؛ برای اینکه سابقاً "ارکان نماز"را شمردیم و «سلام از واجبات نماز است ،نه از ارکان نماز.»

مثلاً اگر کسی سلام را فراموش کرد، وقتی صلوات فرستاد، قبل از سلام، سهواً صورتش را از قبله برگرداند و یا با کسی حرف زد. مثلاً قبل از سلام، سهواً گفت برو در را باز کن. در اینجا نماز باطل نیست، به "قاعدۀ رفع". از ارکان نیست، لذا از اول نماز تا آخر نماز هرچه عمداً نیامد، نماز باطل است و هرچه سهواً نیامد، نماز صحیح است و چون سهواً نیاورده، دو سجدۀ سهو می­خواهد.

بعد مرحوم سیّد می­فرمایند:... وله صیغتان،هما:«السلام علینا وعلی ‏‎ ‎‏عباد اللّٰه الصالحین»و«السلام علیکم ورحمة اللّٰه وبرکاته» والواجب إحداهما،...

این دو صیغه است که مربوط به سلام نماز است. یکی هم مقدم بر دیگری است و اول باید بگویید «اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ» و بعد بگویید «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ».

و اما یکی از این دو "صیغه" واجب است. اگر گفت «اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحین» و رویش را از قبله برگرداند، طوری نیست و اگر بعد از صلوات گفت «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُه»، مانعی ندارد.

‏‎ ‎‏فإن قدّم الصیغة الاُولی کانت الثانیة مستحبّة؛بمعنی کونها جزءاً مستحبّیاً ‏‎ ‎‏لا خارجاً،و إن قدّم الثانیة اقتصر علیها،و أمّا«السلام علیک أیّها النبی...»‏‎ ‎‏فلیس من صیغ السلام، ...

می­فرمایند یکی از آنها واجب و یکی مستحب است. همچنین ایشان می­فرمایند «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی» جزء تشهد است و جزء سلام نیست و مستحب است.

در اینکه «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُهُ» جزء مستحب نماز است، حرفی نیست، اما از اول باید فرموده باشند «و له صیغ هما السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته، السلام علینا و علی عبادالله الصالحین، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» و بعد بفرمایند اما «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی» مستحب است و اما «اَلسَّلامُ عَلَینا» و «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ»، «علی سبیل منع الخلو»، یکی از آنها انسان را از نماز خارج می­کند و یکی از آنها هم مستحب است.

اگر این را فرموده بودند، خیلی رساتر بود، بلکه موافق با مشهور و موافق با فرمایشات خودشان است.

و اما اینکه می­فرمایند «اَلسَّلامُ عَلَیکَ» جزء تشهد است، لازمه ­اش اینست که اگر کسی در رکعت دوم بگوید «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُه» به عنوان جزء نماز، آنگاه نماز باطل است.

بالاخره در "رکعت آخر" است که «السلام علیک ایها النبی» وارد شده است و اگر بگوید ثواب دارد و اگر نگوید، هیچ؛ و اما در رکعت دوم وقتی صلوات فرستاد، اگر بگوید «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی»، اگر سهواً باشد طوری نیست و اما اگر عمداً باشد، نماز باطل است.

و اینکه ایشان می­فرمایند که: و أمّا««اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ...»،‎"‏فلیس من صیغ السلام، بل هو من توابع التشهّد" اینطور نیست، بلکه «من توابع السلام» است، اما مستحب است و انسان را از نماز بیرون نمی­کند. بعضی عوام مردم هم هر سه را واجب می­دانند. اما خواص مردم چون روایت خواندند، می­دانند که «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی» مستحب است.

و «اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ» و یا «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ» واجب است و بهتر اینست که اگر می­خواهد از نماز بیرون رود، "سلام آخر" را بگوید.

«رسم خواص همین است» و "رسم عوام نیز همین است" لذا اصلاً مربوط به «تشهد»نیست.

«بل هو من توابع التشهّد، ولیس واجباً، بل هو ‏‎ ‎‏مستحبّ، و إن کان الأحوط عدم ترکه لوجود القائل بوجوبه،...»

در این هم روایتی نداریم. مرحوم صدوق (رضوان­ الله ­تعالی­ علیه) در من لایحضر، با روایت مرسل آوردند. «من لا یحضر» دو قسمت روایت دارد. در اول من لایحضر تعهد کرده است که همۀ روایات «صحیح ­السند» است اما به "این تعهد عمل نشده است" و اما راجع به "مرسلاتش" دو قسمت است.

گاهی مرسل را جزماً نسبت می­دهد به امام(سلام الله علیهم) مثلاً می گوید"قال الصادق"(ع)،براین می گویند"مرسلات صدوق حجت است"و مشهور در میان "اصحاب" اینست که «اگر صدوق جزماً یا مرسلاً روایتی را نقل کرد»، مثل "مستندات" می‌بینند.

همینطور که مرسلات «ابن ابی عُمَیْر» به منزله "مستند" است.«محمد بن ابی‌عُمَیْر زیاد بن عیسی اَزْدی» (متوفی ۲۱۷ق‌).

«مُرسلات جزمی صدوق هم به منزلۀ مستند است.»

اما در من لایحضر در خیلی جاها می­فرماید «و رُوی»؛ می­گویند این مرسلات حجت نیست، برای اینکه مرسل می­شود و روایت مرسل حجت نیست.

"مانحن فیه" اینگونه است. روایتی هست که می­فرماید «و رُوی ان یقال» «السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته، السلام علینا و علی عبادالله الصالحین، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»؛ و رسم مرحوم سید اینست که اینگونه جاها بفهمانند که اختلافی هم در مسئله هست؛ لذا می­فرمایند: «و إن کان الأحوط عدم ترکه لوجود القائل بوجوبه» و این قائل، مرحوم صدوق است.

ویکفی فی ‏‎ ‎‏الصیغة الثانیة: «السلام علیکم» بحذف قوله: «ورحمة اللّٰه وبرکاته»، و إن کان ‏‎ ‎‏الأحوط ذکره،بل الأحوط الجمع بین الصیغتین بالترتیب المذکور، و یجب ‏‎ ‎‏فیه المحافظة علی أداء الحروف و الکلمات علی النهج الصحیح مع العربیة ‏والموالاة، والأقوی عدم کفایة قوله: «سلام علیکم»؛ بحذف الألف و اللام.‏

این در روایتها نیست و حتی در همان روایت مرسل، «السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته» است و اینکه «رحمة الله و برکاته» جزء نباشد، اگر عمل به روایت کنید «و رحمة الله و برکاته» دارد و اگر عمل به روایت نکنید، از اول تا آخر مستحب است، و اما روایت نداریم که "نصف مستحب و نصف واجب" باشد؛ لذا همینطور که در پیش عوام مردم، اگر مثلاً کسی که نماز می­خواند بگوید «السلام علیک أیها النبی، السلام علینا و عبادالله الصالحین»، تعجب می­کنند که چرا «و رحمة الله و برکاته» را نگفت. اما مشهور در میان "اصحاب"، «تمسُّک» به اصل کردند و بگوییم رفع «مالایعلمون» می­گوید اگر «السلام علیک أیها النبی» را بگویی «و رحمة الله و برکاته» لازم نیست. اگر مستحب باشد، «و رحمة الله و برکاته» مستحب است و اگر واجب باشد، «و رحمة الله و برکاته» واجب است. اما کسی نگفته «السلام علیک أیها النبی» بدون «و رحمة الله و برکاته» واجب است یا مستحب است.

​

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منظور از«مرحوم سید»آیت الله«سید محمدکاظم طباطبایی یزدی» (صاحب عُروِه)است.(سید درمیان فرزندانش)

اما مرحوم سیّد،"جزما"میگویند:جزء نیست و«محشین»(حاشیه نویسان)بر"عروه"هم «فتوا»ندارند.

در این باره­ روایات فراوانی هم داریم و چون این سه مسئله حرفی ندارد، از این جهت خیلی لازم نیست درباره­ اش صحبت کنیم.

در این باره­ ها روایات فراوانی هم داریم و چون این سه مسئله حرفی ندارد، از این جهت خیلی لازم نیست درباره­ اش صحبت کنیم.

«اَلسَّلامُ عَلَینا» و «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ»

چیزی که در مسئله مهم است، اینست که این مسئلۀ «سلام» از نظر معنا، "معرکه ­آرا" شده است که آیا می­شود «السلام علیک ایها النبی» به عنوان "تَحِیَّت" باشد؟! آیا می­شود «السلام علینا» به عنوان تحیت باشد؟! مثلاً امام جماعت به مأمومین بگوید «اَلسَّلامُ عَلَینا»به عنوان اینکه به یکدیگر"سلام"می کنیم.

مثلاً "مأمومین"(نمازگزاران) که می­گویند«اَلسَّلامُ عَلَیکمْ» یعنی "أیها المؤمین سلام علیکم."

آیا می­شود به عنوان«تَحِیَّت» باشد یا باید به عنوان"حکایت" باشد!.

یعنی به ما گفتند نماز بخوان. اول تکبیر و بعد حمد و سوره بخوان.

حال کسی حمد را به عنوان نماز نخواند، بلکه به عنوان خواندن قرآن بخواند. آیا این می­شود یا نه؟!.

یااینکه در"رکوع"بعنوان«رکوع»نگوید،بلکه به عنوان"ذکر"بگوید«سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظیمِ وَ بِحَمدِه»،آیا این می شود یانه؟!

دیروز می­گفتیم که نمی­شود. تمام این نماز از اول تا آخر، تعبد است.

یعنی به ما گفتند که بگو «اللهُ اَکبر». چون جزء نماز است، می­گویم الله اکبر و اما اگر بخواهم ذکر بگویم، وارد نماز نمی­شوم.

تادیروز-به من گفتند در رکعت اول و دوم حمد بخوان و من به جای حمد، قرآن بخوانم؟.

این هم نمی­شود برای اینکه "نماز" باید به عنوان نماز "قربة الی الله" خوانده شود. حتی اگر مستحبات نماز را هم به عنوان نماز نیاورد، باز نماز باطل است.

روایتی داریم که «کلّ ما یکون قرآناً أو دعاءاً أو ذکراً لا بأس فی الصلاة» و معنایش اینست که "مستحب" است که در نماز قرآن بخوانیم.

و اما اگر من بخواهم از «خود درآوری کنم و الله اکبر بگویم» به عنوان«تَحِیَّت» و یا «حمد و سوره» بخوانم "به عنوان قرآن" و یا «ذکر رکوع و سجده»بگوید به عنوان "ذکر" و بعد هم "سلام" بگوید و «اراده کنم پیغمبر اکرم را»، اینها نمی­شود و «خطورات دل» غیر از گفتن است.

اگر بخواهم «قصد»(نیت) کنم در «السلام علیک ایها النبی» سلام به پیغمبر را. یا از روی (اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُون) خود را در "محضر رسول اکرم" می­ بیند و می­گوید «السلام علیک ایها النبی» و "سلام به پیغمبر می­کند و جواب سلام از پیغمبر می­خواهد."

گفتند این درست نیست، زیرا «نماز باید به عنوان نماز باشد» و «اگر سلام به عنوان تحیت شد، نماز باطل است.»

اما "مرحوم سیّد"می‌فرمایند «السلام علینا و علی عبادالله الصالحین»،"اشاره به ملائکه است" و «السلام علیکم» نیز"اشاره به یکدیگرا ست" و لذا در «السلام علینا»(اراده می­کنیم ملائکه را) و در «السلام علیکم»(اراده می­کنیم یکدیگر را)، یعنی در حقیقت "تَحِیَّة" است.

«تَحِیَّت غیر از سلام نماز است».

«سلام نماز غیر از تَحِیَّت است».

«اگرنمازگزار بعنوان تَحِیَّت بگوید اَلسَّلامُ عَلَیکمْ،نمازش باطل است»،چون کلام بیجاعمدا،نماز را باطل می کند.

«مسئله مشکل است» و مرحوم شهید ثانی(زین‌الدین بن علی بن احمد عاملی جُبَعی-متوفی ۹۶۶ هجری قمری) در کتاب« مَسالِکُ الأفْهام إلی تَنْقیح شَرائع الْإسْلام» می­فرمایند مسئله "فی غایة الإشکال"؛ اما «مرحوم سید» خیلی "جزماً" این سلامها را به عنوان«تَحِیَّت» قبول دارد./۱ دی ۱۳۹۸ 

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این درس استاد حسین مظاهری در سایتش خیلی بهم ریخته وغیرمفهوم بود(برای غیرعُلما)،لذا ویرایش کردم که برای عوام هم قابل فهم باشد،الحاقات هم افزوده شده،مثل نام کامل علما وکتابشان.

«جواب سلام‌علیکم،سلام نیست!»

امام جمعه اهواز: خشکسالی عامل اصلی مشکلات حوزه آب و برق است​

«حجت‌الاسلام‌  سید محمد نبی موسوی فرد»(امام جمعه اهواز): سلام کردن مستحب ولی جواب سلام واجب است؛ به همین دلیل انسان باید آن پاسخ واجب را متناسب با دستورات شرع تبیین کند. یعنی «وقتی به ما گفتند سلام‌علیکم» ما باید بگوییم «علیک‌السلام» یا بهتراست بگوییم «عَلَیکَمُ السَّلامُ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُهُ» اما این‌که «در جواب سلام گفته شود سلام! جواب سلام نبوده و انسان به واجب الهی عمل‌نکرده است.»

خطبه های نماز جمعه تهران ۲۹ خرداد ۱۳۸۸رهبر انقلاب

​رهبرانقلاب:در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان(هاشمی رفسنجانی) برای خودش از انقلاب یک اندوخته‌ای درست کرده باشد.

انتخابات خرداد ۱۳۸۸ برای دشمنان شما یک زلزله‌ی سیاسی بود؛ برای دوستان در اکناف عالم یک جشن واقعی بود؛ یک جشن تاریخی بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک جنبش عمومی و مردمی بود برای تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و برای نظام جمهوری اسلامی یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالاری دینی را به رخ همه‌ی مردم عالم کشید. همه‌ی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه.

همه‌ی کسانی که به این چهار نامزد(محموداحمدی نژاد، میرحسین موسوی،محسن رضایی،مهدی کروبی،میرحسین موسوی) رأی دادند، مأجورند؛ ان‌شاءالله اجر الهی دارند. همه‌شان در درون جبهه‌ی انقلابند، متعلق به نظامند.

«نسل جوان ما نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد»، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست.

خطبه های نماز جمعه تهران  ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ رهبر  انقلاب، آیت الله سیدعلی خامنه ای

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدلله ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوکّل علیه و نستغفره و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم‌ المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فی العالمین و السّلام علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
قال الحکیم فی کتابه: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و لله جنود السّماوات و الأرض و کان الله علیما حکیما» (۱)

 همه‌ی برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقوای الهی و توجه به خدای متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهی در همه حال. اگر ما تقوای خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم -که معنای حقیقی تقوا همین است- یقیناً برکات الهی، رحمت الهی، کمک الهی شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‌ی هر هفته دلهای نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معنای شگفت‌انگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند.

این روزها از یک طرف به ایام ولادت باسعادت صدیقه‌ی کبرا فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) متصل و مربوط است، و از یک طرف به ایام مغتنم و ذی قیمت ماه رجب؛ وقت ذکر است، وقت دعاست، وقت توجه است. این آیه‌ای که من تلاوت کردم، به مؤمنان بشارت میدهد و نزول سکینه‌ی الهی را یادآوری میکند. سکینه یعنی آرامش در مقابل تلاطمهای گوناگون  روحی و اجتماعی. این آیه مربوط به حدیبیه است. در ماجرای حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره -در سال ششم از هجرت- حوادثی پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانی شدن دلهای مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروی مجهزی آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند -حدیبیه نزدیک مکه است- نیروهای دشمن متکی به عقبه‌ی مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش برای بسیاری از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم بر طبق آن سیاست عظیم مکتوم الهی -که بعد برای همه آشکار شد- در مقابل کفاری که آمده بودند در مقابل او، در مواردی کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم الله»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پبش آمد. این هم دلهائی را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت.

در یک چنین مواردی که این اضطرابهای گوناگون -چه به لحاظ مسائل شخصی، چه به لحاظ مسائل اجتماعی- برای مؤمنینِ به اسلام پیش می‌آید، اینجا باید منتظر سکینه‌ی الهی بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص کرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهای روحی برحذر و برکنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانی، به خاطر این آرامشی که خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتیجه‌ی این سکینه‌ی الهی و آرامش روحی این میشود که: «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید، نور ایمان دل آنها را بیشتر روشن میکند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است که برای یک مجموعه‌ی مسلمان، مجموعه‌ی مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمککار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتی دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتی گامها استوار شد، راه به‌آسانی طی میشود، به هدف نزدیک میشود.

همیشه دشمنان اسلام خواسته‌اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب کنند. در طول تاریخ اسلام موارد زیادی پیش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حرکتهای عظیم جهادی پیامبران قبل از نبی مکرم، مؤمنینی که توانستند ایمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحی پیدا کردند. این آرامش روحی حرکات آنها را در اختیار جهت ایمانی قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نکردند؛ چون در حال تشویش و اضطراب، پیدا کردن راه درست دشوار میشود. انسانی که از آرامش روحی برخوردار است، درست فکر میکند، درست تصمیم میگیرد، درست حرکت میکند. اینها نشانه‌های رحمت الهی است.

امروز جامعه‌ی انقلابی ما، مردم مؤمن ما، نیاز به این دارند که این آرامش را، این سکینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به وجود بیاورند. «الا بذکر الله تطمئن القلوب».(۲) یاد خداست که دلها را در ماجراهای طوفانی دنیا و زندگی حفظ میکند. یاد خدا را مغتنم بشمارید. ایام ماه رجب -همانطور که گفتیم- نزدیک است. دعاهای ماه رجب یک دریائی از معرفت است. در دعا فقط این نیست که انسان دل را به خدا نزدیک میکند؛ این هست، فراگیری هم هست. در دعا هم تعلیم است، هم تزکیه هست. دعا هم ذهن را -این دعاهای مأثور از ائمه (علیهم‌السّلام)- روشن میکند، حقایقی را، معارفی را به ما میآموزد که در زندگی به آنها نیاز داریم، و هم دل را متوجه به خدا میکند. ذکر الهی را خیلی باید مغتنم بشمرید. همین نماز جمعه‌ی شما مصداق ذکر الهی است. «فاسعوا الی ذکر الله».(۳) در اینجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حرکات شما باید غالب باشد، یاد خداست. دل به یاد خدا، زبان متذکر به نام مقدس پروردگار، حرکات دست و پا و جسم هم حرکاتی در جهت یاد پروردگار و اطاعت اوامر الهی. این چیزی که مورد نیاز یکایک ماست، همین است.

من به شما عرض بکنم از اول انقلاب تا امروز -که سی سال میگذرد- در حوادث گوناگون، حوادثی که بعضی از آنها میتوانست یک ملت را، یک نظام را از جا بکند، میتوانست یک کشور را دچار دریای طوفانیای بکند که ندانند چه میکنند و چه باید بکنند -همین طور که میبینیم در بعضی از کشورهای همسایه‌یمان- برای این کشور پیش آمد، اما این کشتی استوار که متکی به ایمانهای شما، به اراده‌ی شما، به دل نورانی شما به ذکر خدا متکی بود، در این طوفانهای گوناگون اندکاضطرابی پیدا نکرد. این نشانه‌ی رحمت الهی است؛ این نشانه‌ی تفضلات خداوند به شما ملت عزیز است.

مشمول تفضلات الهی شدن یک مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهی یک مسئله‌ی دیگر است. مبادا به خودمان مغرور بشویم؛ مبادا وقتی دست کمک پروردگار را که میبینیم، بگوئیم: «ما که مورد توجه پروردگار هستیم» و از وظائفمان غفلت کنیم؛ مبادا یاد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهای عزیز در سراسر کشور و هر جا که هستید عرض میکنم: جوانها! این دلهای پاک را، این دلهای نورانی را، این دلهای نرم را مغتنم بشمرید؛ آنها را با یاد پروردگار سیراب کنید؛ آنها را از ذکر خدا لبریز کنید، که خدای متعال توجهاتش را و رحمتش را بر این ملت مستدام خواهد کرد. و شما بدانید -من امروز عرض میکنم- آنجوری که من دارم میبینم این ملت را و آنجوری که مطلعم از تاریخ گذشتگان خودمان در این کشور و در دیگر کشورها، من مطمئنم و یقین دارم این ملت به توفیق الهی، به حول و قوه‌ی الهی، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد یافت.

این فضای معنوىِ جامعه را قدر بدانید، مبادا هیجانهای سیاسی ما را از خدا غافل کند؛ مبادا بگومگوهای گوناگونی که در یک کشور پیش می‌آید -که در میان یک ملت آزاد یک امر طبیعی است- ما را غافل کند، ندانیم به کجا میخواهیم برویم، ندانیم چه جور میخواهیم برویم. این انقلاب از اول بر پایه‌ی ایمانهای پاک و صادق استوار شد و ادامه‌ی این راه هم بر همین پایه‌ی استوار قرار خواهد داشت.

با وجود این همه عوامل انحراف، بحمدالله ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دین‌شناسند، به معنویت علاقه‌مندند. امروز جوانها در دنیائی که مادیگری بر آن حاکم است، غرق در حیرت و آشفتگیاند؛ دوری از معنویت آنها را دچار آشگفتی کرده است؛ نمیدانند چه بکنند؛ متفکرانشان هم مانده‌اند؛ و بعضی از آنها فهمیده‌اند که راه اصلاح کارهایشان مراجعه به معنویت است. ولی چه جور میتوانند معنویت از دست‌رفته را، معنویتی را که دو قرن است در کشورهای غربی دائماً با وسائل گوناگون کوبیده شده است، میخواهند برگردانند؛ کار آسانی نیست. اما ملت ما اینجور نیست. ملت ما در این مجرای عظیم معنویت حرکت کرد، با معنویت توانست یک انقلابِ با این عظمت را به پیروزی برساند، با معنویت توانست در این دنیای مادی یک نظام اسلامی را که متکی به معنویت است، برافرازد، پایه‌های آن را محکم کند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهای گوناگون حفظ کند. ملت ما یک جنگ هشت ساله‌ی تحمیلی را با تکیه‌ی به همین معنویت توانست با سرافرازی و پیروزی طی کند. امروز هم جوانهای ما اکثراً جوانهای مؤمن و معنوی هستند. حتّی آن کسانی که بظاهر گرایش معنوی در سیمای آنها نیست، انسان در مواقع حساس میبیند دلهایشان متوجه خداست. بارها من عرض کرده‌ام که در این شبهای قدر، در این روزهای اعتکاف، در این مراسم نماز عید فطر، چه افرادی، چه اشخاصی که انسان گمان نمیکند، دلهایشان را متوجه خدا میکنند.

پروردگارا! تو را به قرآن سوگند میدهیم، تو را به ائمه‌ی هدی (علیهم‌السّلام) و نبی مکرم سوگند میدهیم دلهای ما را از معنویت بیش از پیش انباشته بفرما. پروردگارا! دست ما را از قرآن و از اهل بیت کوتاه مکن. پروردگارا! تقوا و ایمان و سکینه‌ی الهی را بر دلهای این ملت بزرگ نازل کن. پروردگارا! این ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پیروزی برسان. پروردگارا! دلهای ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا! آنچه میگوئیم، آنچه میکنیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا! سلام ما را به پیشگاه ولیات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) برسان؛ دعای آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و العصر. انّ الانسان لفی خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر. (۴)


 خطبه تاریخی  جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸آیت الله سیدعلی خامنه ای

خطبه‌ی دوم‌
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم‌ المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و حبیبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنّة و علىّ‌بن‌الحسین و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسیبن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسی و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتک علیهم اجمعین و صلّ علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
اوصیکم عباد الله بتقوی الله.
در این خطبه هم من همه‌ی برادران و خواهران عزیزی را که در نماز شرکت دارند، دعوت میکنم به تقوا، به پرهیزگاری.

مسئله‌ای که در این خطبه مطرح میکنم، مسئله‌ی انتخابات است که فعلاً مسئله‌ی روز در کشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم کرد. یک مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان در هر نقطه‌ای از کشور که هستند، میخواهم عرض بکنم. یک مطلب را خطاب به نخبگان سیاسی، نامزدهای ریاست جمهوری، فعالان و دست‌اندرکاران قضایای انتخابات میخواهم عرض بکنم. یک مطلب هم خطاب به سران استکبار، بعضی از دولتهای غربی و سردمداران رسانه‌هائی که آنها اداره میکنند، خواهم گفت.

یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر،تَمَلُّق

آیت الله سیدعلی خامنه ای:درباره‌ی مطلب اول که خطاب به شما مردم عزیز است، حرف من عبارت است از یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر.

امام جمعه تهران:«بنده دوست ندارم در سخنرانیها و خطابه‌ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیه‌ی انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میکنم که هر چه با مبالغه صحبت بکنم، زیاد نیست؛ حتّی اگر "بوی تملق" هم بدهد، ایرادی ندارد.»

کار بزرگی کردید. «انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک نمایش عظیمی بود از احساس مسئولیت ملت ما برای سرنوشت کشور»؛ "نمایش عظیمی بود از روح مشارکت‌جوی مردم در اداره‌ی کشورشان"؛ «نمایش عظیمی بود از دلبستگی مردم به نظامشان.»

دمکراسی واقعی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸

امام جمعه تهران:حقیقتاً مشابه این حرکتی که در کشور انجام گرفت، من امروز در دنیا و در این دموکراسیهای گوناگون -چه «دموکراسی» های ظاهری و دروغین و چه "دموکراسی" هائی که واقعاً به آراء مردم مراجعه میکنند- نظیرش را سراغ ندارم.

رهبرمعظم انقلاب:در جمهوری اسلامی هم جز در همه‌پرسی سال ۵۸ -فروردین ۵۸- هیچ نظیری دیگر برای این انتخاباتی که در جمعه‌ی گذشته شما انجام دادید، وجود ندارد؛ مشارکت حدود ۸۵ درصد؛ چهل میلیون تقریباً جمعیت. انسان دست مبارک ولیعصر را پشت سر حوادثی با این عظمت میبیند. این نشانه‌ی توجه خداست. لازم میدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزیز در سراسر کشور ابراز ادب و ابراز تواضع کنم که واقعاً جا دارد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:با مشارکت ۸۵ درصد مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم، بالاترین رکورد مشارکت سیاسی مردم طی سال های پس از انقلاب پس از همه پرسی ۹۸ درصدی رای به جمهوری اسلامی در این انتخابات ثبت شد.

«صادق محصولی»(وزیر کشور وقت) در روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ اعلام کرد که«احمدی‌نژاد بیش از ۶۲ درصد آرا را بدست آورد و برنده انتخابات شد.»

۱-«محمود احمدی‌نژاد» ‌۲۴ میلیون و ‌۵۲۷ هزار و ‌۵۱۶ رای معادل ‌۶۳ /‌۶۲ درصد آرا

۲-«میرحسین موسوی» ‌۱۳ میلیون و ‌۲۱۶ هزار و ‌۴۱۱ رای معادل ‌۷۵ /‌۳۳ آرا

۳-«محسن رضایی» ‌۶۷۸ هزار و ‌۲۴۰ رای معادل ‌۷۳ /‌۱ درصد آرا

۴-«مهدی کروبی» با ‌۳۳۳ هزار و ‌۶۳۵ رای معادل ‌۸۵ /‌۰ آرا


آیت الله خامنه ای:«نسل جوان ما بخصوص نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد؛ با این تفاوت که در دوران انقلاب، کوره‌ی داغ انقلاب دلها را به هیجان میآورد، بعد هم در دوره‌ی جنگ به نحو دیگری؛ اما امروز اینها هم نیست، در عین حال این تعهد، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست.» البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأی هست؛ عده‌ای کسی را قبول دارند، حرفی را قبول دارند؛ عده‌ی دیگری کس دیگری را قبول دارند، حرف دیگری را قبول دارند؛ اینها هست، طبیعی هم هست، لیکن یک تعهد جمعی را انسان در بین همه‌ی این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میکند؛ یک تعهد جمعی برای حفظ کشورشان، برای حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهای بزرگ، در شهرهای کوچک، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پیر، جوان، همه وارد این میدان شدند؛ همه در این حرکت عظیم شرکت کردند.

امام جمعه تهران:این انتخابات، عزیزان من! برای دشمنان شما یک «زلزله‌ی سیاسی» بود؛ برای دوستان شما در «اکناف عالم» یک «جشن واقعی» بود؛ یک "جشن تاریخی" بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک "جنبش عمومی و مردمی" بود برای «تجدید پیمان با امام و با شهدا» و برای نظام جمهوری اسلامی یک «نَفَس تازه کردن»، "یک حرکت از نو"، «یک فرصت بزرگ».

انتخابات  ۱۳۸۸ ایران مردمسالاری دینی را به رخ همه‌ی مردم عالم کشید

«انتخابات ۱۳۸۸،مردمسالاری دینی را به رخ همه‌ی مردم عالم کشید.».

همه‌ی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه. این یک راه سوم است.

در مقابل دیکتاتوریها و نظامهای مستبد از یک طرف، و «دموکراسیهای دور از معنویت و دین» از یک طرف دیگر، این «مردمسالاری دینی» است؛ این است که دلهای مردم را مجذوب میکند و آنها را به وسط صحنه میکشاند. این، امتحان خودش را داد. این یک نکته درباره‌ی این انتخابات.

نکته‌ی دوم در باب این انتخابات این است که انتخابات ۲۲ خرداد نشان داد که مردم، با اعتماد و با امید و با شادابی ملی در این کشور زندگی میکنند. این جواب خیلی از حرفهائی است که دشمنان شما در تبلیغات مغرضانه‌ی خودشان بر زبان می‌آورند. اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر احساس آزادی نکنند، به انتخابات روی خوش نشان نمیدهند. اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‌اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‌ی جمهوری اسلامی است، میخواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‌ی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.

اعتمادبه نظام وکشور

آیت الله سیدعلی خامنه ای:دشمنان ملت ایران میدانند که وقتی اعتماد وجود نداشت، مشارکت ضعیف خواهد شد؛ "وقتی مشارکت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد" آنها این را میخواهند؛ هدف دشمن این است. میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهوری اسلامی بگیرند. این(بی اعتمادی)، ضررش بمراتب از «آتش زدن بانک» و "سوزاندن اتوبوس" بیشتر است. این، آن چیزی است که با هیچ خسارت دیگری قابل مقایسه نیست.

رهبرانقلاب:«مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمی اینجور مشتاقانه حضور پیدا کنند، بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد کردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد.»

زمزهای دشمن قبل از انتخابات:بناست در انتخابات تقلب بشود
امام جمعه تهران:این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که «بناست در انتخابات تقلب بشود»،-بااین حرفها- میخواستند زمینه را آماده کنند.

رهبرانقلاب:من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند. این هم یک نکته.
مناظره‌ها در انتخابات ۱۳۸۸
امام جمعه تهران:نکته‌ی سوم، مسئله‌ی رقابتها بود. این رقابتها کاملاً رقابتهای آزاد، جدی و شفاف بین نامزدهای مختلف بود؛ همه دیدند. به قدری این رقابتها و این گفتگوها و این مناظره‌ها شفاف و صریح بود، که عده‌ای به آن معترض شدند -حالا عرض خواهم کرد- حق هم تا حدودی با آنهاست. التهاباتی هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتی که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهای متعلق به نظام اسلامی است. اینی که دشمنان سعی میکنند در رسانه‌های گوناگون -که غالباً هم این رسانه‌ها مال این صهیونیستهای خبیث و رذل است- اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جوری نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد.
کاندیداهای ریاست جمهوری:«محموداحمدی نژاد، میرحسین موسوی،محسن رضایی،مهدی کروبی،میرحسین موسوی»
امام جمعه تهران:این چهار نفری که وارد عرصه‌ی این انتخابات جدی شدند، همه‌شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند.

محموداحمدی نژاد

رهبرانقلاب:رهبرانقلاب:یکی از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد.

میرحسین موسوی

یکی از آنها نخست‌وزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهوری خود بنده است.

محسن رضایی

یکی از آنها فرمانده‌ی سپاه در سالهای متمادی و یکی از فرماندهان اصلی دوران دفاع مقدس بوده است.

مهدی کروبی

امام جمعه تهران:یکی از آنها دو دوره رئیس قوه‌ی مقننه‌ی کشور بوده است؛ رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است.

رهبرانقلاب:اینها(احمدی نژاد،رضایی،موسوی وکروبی) عناصر نظامند؛ اینها همه‌شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‌نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیریهای گوناگون سیاسی با هم تفاوتهای متعددی دارند؛ اما همه‌شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند.

این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوی صهیونیستی و رادیوی آمریکا و رادیوی انگلیسِ خبیث و دیگران هی میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتی بود در درون نظام و بین عناصر وابسته‌ی به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‌شان هم با این سوابق.

امام جمعه تهران:همه‌شان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همه‌شان از نزدیک من کار کردم.

رهبرانقلاب:البته بنده همه‌ی دیدگاه‌های این آقایان را قبول ندارم؛ بعضی از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضی را برای خدمت به کشور مناسبتر از بعضی دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهده‌ی مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند. خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند.

مردم خودشان طبق معیارهای خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئله‌ی درونی نظام است. اینی که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصری در درون چهار چوب نظام است.
امام جمعه تهران:آن مردمی هم که به این چهار نفر رأی دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأی دادند، تشخیص دادند این برای کشور بهتر است، به نظام پابندیاش بیشتر است، به او رأی دادند. آن کسی را که صالحتر برای خدمت به نظام میدانستند، به او رأی دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند.
مناظره‌ها در انتخابات ۱۳۸۸کارخوبی بود
اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمی بود؛ "ابتکار جالبی بود؛ خیلی صریح بود، خیلی شفاف بود، خیلی جدی بود."

این مناظره‌ها تو دهن آن کسانی زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشی است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدی در مقابل هم ایستاده‌اند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظره‌ها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتی داشت، عیوبی هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد.

آن جهت مثبت، این بود که در این مناظره‌ها و در این گفتگوها و در این گفتارهای تلویزیونی، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئی کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئی برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروه‌ها بدون ابهام، بدون پیچیده‌گوئی، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامه‌هایشان چیست، پابندیهایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمیآیند، نظام کشور اندرونی و بیرونی ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همه‌ی نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأی مردم ناشی از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأی مردم زینتی نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب کنند. این مناظره‌ها این را نشان داد. یقیناً یکی از علل افزایش ده میلیونی آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دوره‌های قبل همین بود که ذهن مردم، فکر مردم مشارکت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظره‌ها به سطح خیابانها هم کشیده شد، داخل خانه‌ها هم رفت، که اینها قدرت انتخاب مردم را بالا می‌برد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا می‌برد. این از نظر جمهوری اسلامی چیز مطلوبی است.

البته همین جا من عرض بکنم که این گفتگوها نباید به جائی برسد که تبدیل بشود به کدورت و کینه. اگر این شد، آنوقت اثر عکس خواهد داشت. اگر به همان شکلی که آن روز بود و در همان حد باقی بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند، ادامه پیدا کند، هی بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به کینه. البته خیلی خوب است که این‌جور مناظره‌هائی در سطوح مدیریتی ادامه پیدا کند -البتّه با حذف آن عیوبی که بعد به آن اشاره خواهم کرد- و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین کنند. خیلی از اوقات اگر چنانچه یک انتقادی به کسی بشود، این فرصتی است برای او که بتواند ذهنها را روشن کند، تبیین کنند، حقیقت را بیان کنند؛ خیلی چیز خوبی است؛ البته با حذف آن عیوبی که عرض خواهم کرد. اگر این جور مناظره‌ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتی در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجاری پیدا نمیکند؛ همه‌ی حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلی خوب بود؛ اما عیوبی هم داشت که این عیوب را باید برطرف کرد. در مواردی انسان میدید که در این مناظره‌ها جنبه‌ی منطقی مناظره ضعیف میشد؛ جنبه‌ی احساساتی و عصبی پیدا میکرد؛ جنبه‌ی تخریبی غلبه پیدا میکرد؛ "سیاه‌نمائی وضع موجود به شکل افراطی در این مناظره‌ها دیده شد"؛ «سیاه‌نمائی» دوره‌های گذشته هم در این مناظره‌ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتی مطرح شد که در جائی اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بی‌انصافیهائی احیاناً دیده شد؛ هم بی‌انصافی نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بی‌انصافی نسبت به دولتهای گذشته و دوران سی ساله. «آقایان در خلال صحبت احساساتی شدند و لابلای حرفهای خوب، حرفهائی هم که خوب نبود، گفته شد.»

بنده هم مثل بقیه‌ی آحاد ملت نشستم پای تلویزیون و این مناظره‌ها را تماشا کردم و از آزادی بیان لذت بردم؛ از اینکه نظام جمهوری اسلامی توانسته است به کمک مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. برای طرفداران نامزدها هم آن بخشهای معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهاب‌آور و نگران‌کننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود.
اهانت به احمدنژاد در مناظرات انتخاباتی
امام جمعه تهران:بنده اینجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‌ای که در حکم نماز است، حقایق را باید بیان بکنم. هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف "صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونی کشور شد".

تهمتهائی که به رئیس جمهور(احمدی نژاد) زدند.

رهبرانقلاب:بحتی از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانیها را برای من میآوردند و من میدیدم یا گاهی میشنیدم؛ تهمتهائی زدند، حرفهائی گفتند؛ به کی!؟ به کسی که رئیس جمهور قانونی کشور است، متکی به آراء مردم است. نسبتهای خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئی متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‌های جعلی برای دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، میبینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشی کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبت‌های خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.

​
دفاع رهبرانقلاب از هاشمی رفسنجانی وناطق نوری درنمازجمعه

این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگری انجام گرفت. کارنامه‌ی درخشان سی ساله‌ی انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضی از اشخاص برده شد که« اینها شخصیتهای این نظامند؛ اینهاکسانی هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند».

​

رهبرانقلاب:بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا(درمناظرات انتخاباتی) چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم.

​

به طور خاص از "آقای هاشمی رفسنجانی"، از "آقای ناطق نوری" من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسی متهم به فساد مالی نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائی دارد، بایستی در مجاری قانونی خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه‌ای کرد. اگر چیزی اثبات بشود، فرقی بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتی اینجور حرفها مطرح میشود، تلقیهای نادرست در جامعه به وجود می‌آید، جوانها چیز دیگری خیال میکنند، چیز دیگری میفهمند.
اینها را جوانها خوب است بدانند

​
رهبرانقلاب:آقای هاشمی را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهای بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ -یعنی ۵۲ سال قبل- ایشان را از نزدیک میشناسم.

آیت الله سیدعلی خامنه ای«آقای هاشمی از اصلیترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز.»

این مرد (هاشمی رفسنجانی)بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد.

«اینها را جوانها خوب است بدانند.» بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت.(هاشمی رفسنجانی)

رهبرانقلاب:«در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان(هاشمی رفسنجانی) برای خودش از انقلاب یک اندوخته‌ای درست کرده باشد.»

اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

امام جمعه تهران:من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند.

البته بین ایشان(هاشمی رفسنجانی) و بین آقای رئیس جمهور(احمدی نژاد) از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ی مسائل خارجی اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ی نحوه‌ی اجرای عدالت اجتماعی اختلاف‌نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف‌نظر دارند.

رهبرانقلاب:نظر آقای رئیس جمهور(احمدی نژاد) به نظر بنده نزدیکتر است.

در مورد آقای ناطق نوری هم همین‌جور. «آقای ناطق نوری هم از شخصیتهای خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادی کرده و در دلبستگی ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شکی نیست.»

امام جمعه تهران:مناظره‌های زنده‌ی تلویزیونی خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت -بعد از مناظره- به آقای رئیس‌جمهور(احمدی نژاد) هم تذکر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند.

در مورد مبارزه‌ی با فساد مالی، موضع نظام یک موضع روشنی است. در زمینه‌ی مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، موضع نظام یک موضع روشنی است. با فساد باید در هر نقطه‌ای که هست، مبارزه کرد.

نامه‌ی هشت ماده‌ای

رهبرانقلاب:من میخواهم این را عرض بکنم: ما مدعی نیستیم در نظام ما فساد مالی و اقتصادی وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت که بنده آن «نامه‌ی هشت ماده‌ای» را چند سال قبل خطاب به رؤسای محترم سه قوه نمینوشتم و اینقدر روی آن تأکید نمیکردم. چرا، هست؛ اما میخواهم این را بگویم: نظام جمهوری اسلامی، همین امروز یکی از سالمترین نظامهای سیاسی و اجتماعی در دنیاست.

اینکه ما بیائیم به استناد گزارش فلان مرجع صهیونیستی، نظام را و کشور را متهم کنیم به فساد، این مطلقاً درست نیست. این هم که ما اشخاص را، مسئولین را بی‌جهت در زمینه‌ی فساد زیر سؤال ببریم، این هم درست نیست. فساد مالی یکی از مسائل مهم در نظام اسلامی است و باید با او جداً مبارزه کرد؛ هم در قوه‌ی مجریه، هم در قوه‌ی قضائیه، هم در قوه‌ی مقننه. همه موظفند با این مسئله مبارزه کنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پیدا خواهد کرد؛ کما اینکه بسیاری از کشورهای دنیا -همین کشورهای غربی که اینقدر دم از مبارزه‌ی با فساد مالی و پولشوئی و امثال اینها میزنند- تا خرخره غرق در فسادند. قضایای دولت انگلیس و مجلس پارلمان انگلیس را این روزها شنیدید و همه‌ی دنیا دانستند. این یک گوشه‌هائی از قضایاست؛ خیلی بیش از اینهاست.
انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک حماسه بود.
این بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‌بندی کنم. عزیزان من! ملت ایران! «۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک حماسه بود.»

«این حماسه، تاریخی شد، جهانی شد.» اگرچه بعضی از دشمنان ما در اطراف دنیا خواستند این پیروزی مطلق نظام را، این پیروزی حتمی را، به یک پیروزی مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند. حتّی بعضی خواستند این را به یک شکست ملی تبدیل کنند! خواستند کام شما را تلخ کنند و نگذارند بالاترین نصاب مشارکت جهانی را دنیا به نام شما ثبت کند. خواستند این کارها را بکنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمیشود آن را دستکاری کرد.
چهل میلیون به خط انقلاب رأی دادند
رهبرانقلاب:رقابتها تمام شد. «همه‌ی کسانی که به این چهار نامزد رأی دادند، مأجورند؛ ان‌شاءالله اجر الهی دارند. همه‌شان در درون جبهه‌ی انقلابند، متعلق به نظامند»؛ اگر با قصد قربت رأی داده باشند، عبادت هم کرده‌اند. خط انقلاب، چهل میلیون رأی دارد؛ نه بیست و چهار و نیم میلیون که رأی به رئیس جمهور منتخب است. چهل میلیون به خط انقلاب رأی دادند.

مردم اطمینان دارند؛ اما برخی از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه‌ی تقلب نمیدهد. این را هر کسی که دست‌اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأی، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جوری تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شورای محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانی شبهه دارند و مستنداتی ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی؛ رسیدگی فقط از مجاری قانونی. بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهای قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برنده‌اند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهای درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‌ای هست، از راه‌های قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر مواردی خواستند صندوقها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلی در این جهت وجود ندارد. این راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزیز.

اما خطاب دوم من، خطاب به سیاسیون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جریانات است. من میخواهم عرض کنم به این حضرات، که امروز یک لحظه‌ی حساس تاریخی برای کشور است؛ نگاه کنید به وضع دنیا، نگاه کنید به وضع خاورمیانه، نگاه کنید به وضع اقتصادی عالم، نگاه کنید به مسائل کشورهای همسایه‌ی ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاکستان. ما در نقطه‌ی حساسی از تاریخ قرار گرفته‌ایم. همه‌ی ما وظیفه داریم که در این مرحله‌ی تاریخی هوشیار باشیم، دقیق باشیم، مواظب باشیم اشتباه نکنیم.

در این قضیه‌ی انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظیفه‌ی خودشان عمل کردند. وظیفه‌شان این بود که بیایند پای صندوقهای رأی، که به بهترین وجهی این وظیفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگین‌تری داریم. آن کسانی که به یک نحوی یک نوع مرجعیتی در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤسای احزاب و کارگردانان جریانات سیاسی، و یک عده‌ای از اینها حرف‌شنوی دارند، اینها خیلی باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلی باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمی افراطیگری کنند، دامنه‌ی این افراطیگری در بدنه‌ی مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونه‌هایش را دیده‌ایم. افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطیگری دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‌ها، آنهایند. من به همه‌ی این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه‌ی صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید؛ گرگهای گرسنه‌ی کمین‌کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهره‌هایشان برمیدارند و چهره‌ی حقیقی خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.

امروز -حالا عرض خواهم کرد- دیپلماتهای برجسته‌ی چند کشور غربی که تا حالا با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‌ی واقعی خودشان را دارند نشان میدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر».(۵) دشمنیهای خودشان با نظام اسلامی را دارند نشان میدهند؛ از همه هم خبیث‌تر دولت انگلیس. من به این برادران عرض میکنم، به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سؤال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصل‌الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانید. انتخابات اصلاً برای چیست؟ انتخابات برای این است که همه‌ی اختلافها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوقهای رأی معلوم بشود که مردم چی میخواهند، چی نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آنهائی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائی که رأی آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوکشی کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمی که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگی آنهاست، اینها چه گناهی کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهای خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. برای نفوذىِ تروریست -آن کسی که میخواهد ضربه‌ی تروریستی بزند- مسئله‌ی او مسئله‌ی سیاسی نیست؛ برای او چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که میخواهند راهپیمائی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششی برای او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفری که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادی، از بسیج، جواب اینها را کی بناست بدهد؟ واکنشهائی که به اینها نشان داده خواهد شد -تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند- که بالاخره واکنشی به وجود خواهد آورد، واکنش احساسی خواهد بود. محاسبه‌ی این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضی از این قضایا؛ بروند توی کوی دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را -آن هم دانشجوهای مؤمن و حزب‌اللهی را، نه آن شلوغ‌کن‌ها را- مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبری هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالاری است.
من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‌ی آنهاست.
این تصور هم غلط است که بعضی خیال کنند با حرکات خیابانی، یک اهرم فشاری علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونی، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتوری است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبه‌ی غلطی است. عواقبی هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.
من از همه‌ی این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادری بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از این راه بروید. و امیدوارم خدای متعال توفیق بدهد که همه از این راه بروند. خب، همه پیشرفت کشور را میخواهند. جشن پیروزی چهل میلیونی را این برادران گرامی بدارند و نگذارند دشمن این جشن را خراب کند؛ همچنانی که دشمن میخواهد خراب کند. البته اگر کسانی بخواهند راه دیگری را انتخاب بکنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریحتر از این صحبت خواهم کرد.

و اما خطاب سوم، خطاب به سران استکبار و سران رسانه‌های استکباری است. بنده در این دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمریکا و دولتمردان چند کشور اروپائی را دنبال کردم؛ در این هفته‌های نزدیک به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم این دو سه روزِ بعد از انتخابات. یک وضع متغیر و متفاوتی داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگیری رسانه‌هایشان، دولتمردانشان، این بود که در اصلِ انتخابات ایجاد تردید کنند، شاید شرکت مردم کم بشود. البته همین نتائجی که از این انتخابات حاصل شد، همین نتائج را آنها هم -هم اروپائیها، هم آمریکائیها- حدس میزدند؛ اما این حرکت عظیم مردم را انتظار نداشتند؛ این کارِ ۸۵ درصدی؛ چهل میلیونی را باور نمیکردند. بعد از آنکه این حضور عظیم دیده شد، اینها شوکه شدند؛ فهمیدند چه اتفاق بزرگی در ایران افتاد؛ فهمیدند که باید خودشان را با این شرائط جدید وفق بدهند؛ هم در امور بین الملل، هم در امور خاورمیانه و جهان اسلام، هم در مسئله‌ی هسته‌ای. در مسائل ایران شوکه شدند؛ فهمیدند که سرفصل جدیدی در مسائل مربوط به جمهوری اسلامی پیدا شد، که مجبورند این را بپذیرند. این مال هنگامی بود که این حرکت عظیم مردم دیده شد و از اینجا مرتب به وسیله‌ی ایادی خودشان مخابره شد و همه‌شان اظهار تعجب کردند؛ از همان صبح جمعه این اظهارات شروع شد، آنجا هم برخی از بازخوردهای این اظهارات دیده شد.

وقتی اعتراض بعضی از نامزدها را دیدند، ناگهان احساس کردند فرصتی برایشان پیش آمد. این فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‌سواری کنند. لحنشان از روز شنبه و یکشنبه عوض شد و وقتی یواش یواش چشمشان افتاد به بعضی از اجتماعات مردمی که به دعوت نامزدها مثلاً در خیابانها پیدا شدند، امیدوار شدند، یواش یواش نقابهایشان کنار رفت و حقیقت خودشان را بنا کردند نشان دادن. چند تا از وزرای خارجه و رؤسای دولتهای چند تا کشور اروپائی و آمریکا حرفهائی زدند که باطن آنها را به انسان نشان میداد. از قول رئیس جمهور آمریکا نقل شد که گفته ما منتظر چنین روزی بودیم که مردم به خیابانها بریزند. از آن طرف نامه بنویسند، اظهار علاقه‌ی به روابط کنند، ابراز احترام به جمهوری اسلامی بکنند، از این طرف این حرفها را بزنند. کدام را ما باور کنیم؟

در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و "خط تخریب خیابانی" شروع شد؛ «خط تخریب، خط آتش‌سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را ناامن کنند، شیشه‌های دکان مردم را بشکنند، اموال بعضی از مغازه‌ها را به غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند؛ امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت.»

این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‌نشاندگان سرویسهای جاسوسی غربی و صهیونیست است. این کاری که در داخل، ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکائی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه‌ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج کردم، در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم؛ حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم. احمقها خیال کردند جمهوری اسلامی، ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه میکنید!؟ مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناختند.
آن چیزی که در این بین از همه بدتر و زشت‌تر به چشم من آمد، «این حرفهائی بود که به عنوان دلسوزی از حقوق بشر و سختگیری به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائی صادر شد که: ما از اینکه با مردم چنین رفتار بشود، مخالفیم؛ ما نگرانیم!» شما نگران مردمید!؟ شما چیزی به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید!؟ افغانستان را کی به خاک و خون کشید و هنوز هم دارد میکشد؟ عراق را کی زیر چکمه‌ی نظامیان خودش تحقیر کرد؟ در فلسطین چه کسی به دولت صهیونیست ظالم این همه کمک سیاسی و مادی کرد؟ در خود آمریکا -انسان واقعاً تعجب میکند- در زمان دولت همین حزب دمکرات، در زمان ریاست جمهوری شوهر همین بانوئی که حالا اظهار نظر میکند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‌ی داوودی را زنده زنده در آتش سوزاندند. این که دیگر جای انکار نیست. همین حضرات، همین دمکراتها این کار را کردند. فرقه‌ی داوودیها به قول خودشان دیویدیها - به دلیلی مورد غضب دولت آمریکا قرار گرفتند و به منزلی رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه کردند، بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو این خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر میفهمید یعنی چه!؟ به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائی و آمریکائی قدری بایستی شرم و حیا را هم برای خودشان وظیفه بدانند.

«جمهوری اسلامی، پرچم‌دار حقوق انسان است.» دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطین، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‌ای که مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‌ی همین است. نشانه‌ی این است که «پرچم حقوق بشر به وسیله‌ی اعتقاد به اسلام، ایمان به اسلام در این کشور برافراشته شده است.» "ما احتیاج نداریم که برای حقوق بشر کسی ما را نصیحت کند." خب، «این عرایض ما بود درباره‌ی انتخابات.»
خطاب رهبرانقلاب به امام زمان(حضرت مهدی)
آیت الله سیدعلی خامنه ای:یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): «ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت.»

رهبرانقلاب:«من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.»

«سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛ صاحب این کشور توئی؛ صاحب این انقلاب توئی؛ پشتیبان ما شما هستید»؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ (۱) وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجاً (۲) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّاباً (۳).سوره نصر.

والسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع این گزارش،سایت رهبری است،اماانتخاب تیترها و محتوای پرانتزها ازاینجانب است.