حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی(امام جماعت مسجدالجواد رشت) در کنار امام خمینی در سال ۱۳۴۲ قم
رأفتی رفت،صدیق آمد
ماجرای برکناری ومعرفی امام جماعت مسجد الجواد(لاکانی) رشت

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»در کنار «امام خمینی» در سال ۱۳۴۲ قم(آغاز نهضت آقاروح الله)سال ۴۲

امروزدوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲(١٤ محرم ١٤٣٥) رفته بودم «مسجدالجواد» برای نمازجماعت مغرب وعشاء،اما حضور جمعیت کثیر و ناآشنا و ۷،۸روحانی خبراز حادثه ای«نَبَأ» می داد!.
چندنفرراشناختم،حجت الاسلام جمال یاری(مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی گیلان)،آقای مهدی مجرد(رئیس دفترآیت الله قربانی)،حجت الاسلام ابوطالب حجازی(رئیس اقامه نماز)،حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی(امام جمعه موقت رشت) و...
به هرحال اوضاع کمی مشکوک بود.
من چون چندتا کارکامپیوتری داشتم در همین بلوار لاکانی ،کمی کارم طول کشید وبا حدود۱۰دقیقه تأخیروباعجله خودم رارساندم که حداقل از ثواب نمازجماعت عشاء محروم نشوم،وقتی رسیدم که مکبر شروع نمازجماعت مغرب را اعلام میکرد،خیلی خوشحال شدم.

دیدار گیلانیان با رهبر انقلاب ۸ دی ۱۳۸۹ «حجت الاسلام یوسف صدیق صومعه سرایی» و دیگر مسئولین گیلانی .

«حاج آقایاری» میکروفن را بدست گرفت واز فلسفه جابجایی ها گفت واینکه امشب میخواهیم ازخدمات «حاج آقا رأفتی» تقدیرکنیم و«حاج آقا صدیق عربانی» را به امامت مسجدتان معرفی کنیم وگفت این جابجایی ازمدتهابه اطلاع آقایرأفتی رسیده وچندین نفربا ایشان «مذاکره» داشته اند وایشان هم پذیرفته«کلیات جابجایی »را ولی درجزئیات کمی حرف داشته ،وافزود چون جابجایی وانتخاب امام جماعت مساجد توسط یک «کُمیته»(هیئت)متشکل از «نمایندگان سازمان تبلیغات،اداره ارشاد،ستاداقامه نماز،دفترولی فقیه استان،سپاه، دادگستری،اوقاف،اطلاعات،نیروی انتظامی،حوزه های علمیه رشت واستانداری گیلان»تعیین می شود و«ستاد چنین تصمیم گرفته است.»

دراین حین «صدای غُرغُر زنان»ازطبقه بالای مسجد، بگوش می رسید که کم کم این صداها با شعارهایی هم همراه بود و"اعتراضاتی" هم ازطرف «بعضی ازاعضای هیئت امنای این مسجد» مشاهده می شد ولی صداقابل فهم نبود.»حاج آقایاری» گفتند:« آقای رأفتی هیچ مشکلی(تخلفی) ندارند.»
بعدازصحبتهای حاج آقا یاری ،«حجت الاسلام اسماعیل رأفتی» آمدمیکروفن را ازآقای یاری گرفت وباچهره ناراحت گفت:«من مطیع امر ولی فقیه ونماینده ایشان هستم ،اما آیت الله قربانی موافق این عزل نیستندوهمین امروزصبح خدمت آقای فصیحی(رئیس دفترآیت الله قربانی)بودم ایشان گفتند،آ یت الله قربانی شمارا(رأفتی)را امام جماعت راتب مسجدالجواد می دانند اما حالا نمیدانم آقایان چه میگویند !من متحیرم وگفت :تا حالا هیچ حکمی مبنی بربرکناری وجابجایی بمن نداده اند...»

«امام جماعت مسجدالجوادرشت»(رأفتی ) گفت: من با "وصیت امام جماعت فقید"(حجت الاسلام میرآقا موسوی»۸ساله که امام جماعت این مسجد شدم ودر۲سال آخرعمر حاج آقاموسوی هم بعلت مریضی امامت بامن بود و"حجت الاسلام میر آقاموسوی بمن اقتدامیکرد"(که درمجموع می شود۱۰سال) وگفت :«من ۴روزبعدازفوت حاج آقا موسوی به خدمت آیت الله قربانی رفتم واورا درجریان امرقراردادم واذن ایشان را برای امامت گرفتم.»
دراین زمان آقای «حجت اسلام مهدی مجرد»(رئیس ستاد نمازجمعه رشت)بلندشد و"میکروفن" را از «حاج آقا رأفتی» گرفت وگفت:«آیت الله قربانی دخالت مستقیم برروی تک تک مساجدنمیکنند وکارهارا به ستاد "هیئت امورمساجد "سپرده اند وهیئت نیز چنین تصمیمی گرفته که آقای صدیق بجای رأفتی معرفی شود.»
«حکم امامت مسجد»

«آقای مهدی مجرد» دراین زمان ،حاج آقا یاری را دعوت مجددکرد برای اینکه «حُکم امامت مسجد آقای صدیق را بدستش بدهند»،که داد ولی ازهیچ حکمی یا قابی به «حاج آقارأفتی» داده نشد.
دراین زمان صدای" اعتراضات زنانه شدت گرفت" که «آقای صدیق عربانی» میکروفن را دراختیارگرفت واوگفت:«ازاردیبهشت ماه بمن گفتند و۴بارهم برایم حکم زدند ولی من به تأخیرانداختم تا زمینه فراهم شود»وبعضی حرفهای دیگر...مردم را به نشستن وسکوت دعوت میکرد وزنان را به آرامش ..وچون اعتراضات علیرغم صلوات فرستادن بعضی ها تمام نمی شد وبلکه هرلحظه برشدت وغلظتش افزوده می شد.

آقای صدیق گفت:«من نمازعشاء راشروع میکنم تا ببینم چندنفرپشت سرم نمازمی خوانند.»البته آقای صدیق هم باچهره برافروخته نگران بنظرمی رسید/هنگام نمازعشاء عده قلیلی مسجدراترک کردند.
لازم به ذکراست که بعداز پایان نماز مغرب وشروع صحبتها «آقای رأفتی" درجای خود«محراب امامت جلوس نکرد»دربین صحبتهای آقای صدیق میخواست مجدداً صحبت کند.
اما«آقای رأفتی» دیدند که آقای صدیق اجازه این کاررا به اونداد واو«میخواست بعنوان اعتراض ازمسجدبیرون برود» که با خواهش واصرارعده ای درمسجدماند.

«حجت الاسلام مهدی مجرد»،«آیت الله زین العابدین قربانی»،«حجت الاسلام محمدلاکانی»

عمامه گذاری «آیت الله مهدی مجرد» توسط حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۹۳ در قم.
واما چرا آقای رأفتی(بعداز۱۰سال) دلش نمیخواست این سنگر راازدست بدهد جای تأمل دارد!.
ظاهراً«باترک سنگرامامت مسجد» حاج آقارفعتی باید«خانه ی سازمانی»(خانه عالِم)که مسجددراختیارش گذاشته را "تخلیه" کندکه دراین زمینه حداقل ماهی ۲تا۳میلیون تومان ضررخواهد(بااحتساب آب وبرق وگاز ،تلفن مجانی+اجاره )
بعلاوه این مسجدبعلت قرارگرفتن در«مرکزشهر»(سبز میدان) وداشتن طبقه بالا که باصندلی چیده شده برای پذیرایی میهمانان"بایدبرای هرمراسم "ختم وترحیمی" درآمدخوبی داشته باشد.
واماچرا حاج آقاصدیق عربانی ،"مُصِر"بوده در،درتصاحب این "سنگرباارزش" ! الله اعلم.
باتوجه به اینکه این بزرگوار(صدیق عربانی)تا مدتی قبل امام جماعت(راتب)«مسجدآفخرا»بوده و«امامت موقت جمعه رشت» را داراست و«تدریس دردانشگاه» هم ازاشتغالات اوست.

امام جمعه موقت رشت«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(نمازجمعه ۲۱ اسفند ۱۳۹۴)مصلی رشت.

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(امام جماعت مسجدالجواد رشت) در کنار «امام خمینی» در سال ۱۳۴۲ قم(آغاز نهضت آقاروح الله)سال ۴۲

«دیدار گیلانیان با رهبر معظم انقلاب در اولین سالگرد حماسه ۸ دی»دیدار ۸ دی ۱۳۸۹ «حجت الاسلام صدیق عربانی» درکنار سرلشکر علی عبدالهی(فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء)،سردار هامون محمدی(فرمانده سپاه قدس گیلان)،،قهرمانی(استاندار)و ائمه جمعه شهرستانهای گیلان و نمایندگان مجلس ومدیران کل گیلان

«دیدار گیلانیان با رهبر معظم انقلاب در اولین سالگرد حماسه ۸ دی»دیدار ۸ دی ۱۳۸۹ «حجت الاسلام صدیق عربانی» درکنار سرلشکر علی عبدالهی(فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء)،سردار هامون محمدی(فرمانده سپاه قدس گیلان)،،قهرمانی(استاندار)و ائمه جمعه شهرستانهای گیلان و نمایندگان مجلس ومدیران کل گیلان.

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(امام جماعت مسجدالجوادرشت)۳ دی ۱۴۰۴ بعداز نماز جماعت عشاء.

«حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»(امام جماعت مسجدالجواد رشت) در نمازجمعه رشت ۱۱ مهر ۱۴۰۴مصلی رشت.

افتتاح حوزه علمیه امیرالمومنین(رشت) ۴ مهر ۱۳۹۲ «حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی»،«آیت الله سید مجتبی رودباری»،«؟ »،«آیت الله جعفرسبحانی» ،«آیت الله زین العابدین قربانی» و «کیهان هاشم نیا«(استاندار گیلان)
با حکم دبیر مرکز رسیدگی امور مساجد گیلان:حاج آقا صدیق عربانی بعد از پنج ماه از صدور حکم بعنوان امام جماعت مسجد الجواد لاکانی معرفی شد + حاشیه ها
دیارمیرزا ۱۳۹۲/۰۸/۲۷دراین واقعه نوشت:بعد از پنج ماه از صدور حکم امام جماعتی مسجد الجواد لاکانی رشت برای حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا صدیق عربانی معارفه رسمی ایشان امشب با حضور حجت الاسلام یاری مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان،آقای مجرد مدیر اجرایی دفتر نماینده ولی فقیه در استان گیلان و خیل عظیم نمازگزاران در مسجد الجواد لاکانی برگزار شد.
برابر گزارش فوق قرار بود این معارفه پنج ماه پیش صورت پذیرد که با مقاومت امام جماعت سابق این مسجد و اقدامات … وی این امر محقق نشد و حتی چندین بار ستاد اقامه نماز جماعت قصد برگزاری مراسم را داشت که این امر محقق نشد

اما بلاخره بعد از پنج ماه غروب امروز با حضور مسولان ذی ربط مراسم تودیع و معارفه امام جماعت مسجد الجواد لاکانی رشت به شکل رسمی برگزار شد

و «حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی »بعنوان امام جماعت به نمازگزاران معرفی شد .

«حجت الاسلام میرآقاموسوی(واعظ)»ازخطیبان توانای گیلان بود،درماه های آخر رژیم پهلوی درماه محرم ورمضان بیش ازهزارنفرمستمع سخنرانی انقلابی حاج آقامیرآقاموسوی درمسجدامام حسین صومعه سرا بودند،ایشان سالهای مدیدی درامام جماعت مسجدالجوادرشت بودندو«مدفنش هم درهمین مسجداست».
حاشیه های مراسم:

*شنیده شده برای این مراسم تدابیر خاصی از سوی امام جماعت سابق تدارک دیده شده بود که با حضور مسولان امنیتی موضوع خنثی شد

*نماز مغرب به امامت امام جماعت سابق و نماز عشا به امامت حضرت حجت الاسلام صدیق عربانی اقامه شد
*در بین دو نماز حجت الاسلام یاری بعنوان مدیرکل تبلیغات اسلامی گیلان و دبیر مرکز رسیدگی امور مساجد گیلان به سخنرانی پرداخت
*بعد از اتمام سخنرانی حجت الاسلام یاری بلافاصله امام جماعت سابق مسجد پشت تریبون رفت و فرمود که بنده امروز با بیت نماینده محترم ولی فقیه گیلان صحبت کردم و حاج آقا فصیحی فرمودند که حاج آقا در خصوص این تغییر نظری ندارند
*وی در حالی که از عملکرد خود دفاع می نمود صدای طرف زنانه بالا رفت ودر قسمت بانوان مسجد همهمه هایی صورت گرفت

*بعد از اتمام سخنان امام جماعت سابق مسجد و اعلام نارضایتی از این تغییر مدیر اجرایی دفتر نماینده ولی فقیه پشت تریبون رفت.

*آقای حجت الاسلام مهدی مجرد با یک سخنرانی آتشین از مواضع بیت حضرت آیت الله قربانی دفاع نمود و عنوان کرد هیچ وقت حاج اقا در انتصابات نظر خاصی نمی دهنداما در این مورد خاص این موضوع به ایشان اعلام شد و ایشان به شدت از این تغییر استقبال کردندو حتی چندین بار حاج آقا عربانی به حاج آقا فرمودند که بنده را از این ماموریت عفو فرمایید که حضرت آیت الله قربانی امر کردند که شما می بایست با قدرت در این مسجد نماز بخوانید
دیارمیرزانوشت:در این مراسم مسئولان مختلفی از جمله مسئولان نهادهای نظارتی هم حضور داشتند.
«مسجدآفخرا رشت»
حجت الاسلام یوسف صدیق عربانی قبلاً امام جماعت"مسجدآفخرا"بود.
موشک سایوز که امروز ۷ دی ۱۴۰۴(۲۸ دسامبر ۲۰۲۵)به مدار زمین پرتاب شد، حامل محمولههایی از کشورهای مختلف از روسیه، ایران، بلاروس و کویت بود.
این ماهوارهها از پایگاه فضایی واستوچنی روسیه با موشک سایوز پرتاب و در مدار پایین زمین در ارتفاع ۵۰۰ کیلومتری قرار گرفت.
وزیرارتباطات وفنآوری:سیگنالهای سه ماهواره «ظفر ۲»، «پایا» و «کوثر» در مرکز کنترل ماهواره ماهدشت، ایستگاه قشم و همچنین مرکز کنترل صاایران دریافت شد و دریافت همزمان سیگنالها از چند مرکز کنترلی، بیانگر پایداری ارتباط و صحت عملکرد سامانههای مخابراتی این ماهوارههاست.
«حسن سالاریه»(رئیس سازمان فضایی ایران) در برنامه گفتگوی ویژه خبری که امشب از شبکه خبر گفت:صنعت فضایی یکی از پیچیدهترین صنایع دنیاست و در میان حدود ۲۰۰ کشور جهان، تنها ۱۰ تا ۱۱ کشور توانمندی کامل در حوزه بالادستی صنعت فضایی شامل ساخت ماهواره، ماهوارهبر، ایستگاههای پرتاب، ایستگاههای کنترل و دریافت داده و تصویر را در اختیار دارند.
«رئیس سازمان فضایی ایران»(حسن سالاریه) با بیان اینکه طی دو دهه گذشته حدود ۳۰ ماهواره در کشور با هدف تحقیق و توسعه ساخته و پرتاب شده است، تصریح کرد: نکته مهم این است که هماکنون نیز تقریباً به همین تعداد ماهواره در کشور در دست ساخت قرار دارد و این عدد در حال افزایش است؛ بهگونهای که پیشبینی میکنیم در یکی دو سال آینده، تعداد ماهوارههای آماده پرتاب از ۳۰ فروند نیز عبور کند.
رئیس سازمان فضایی ایران، یکی دیگر از مزایای پرتاب همزمان چند ماهواره را افزایش سرعت دسترسی به دادههای زمینی است، «با یک ماهواره، هر ۱۴ تا ۱۵ روز یکبار میتوان از یک نقطه مشخص تصویر تهیه کرد»؛ «با ۲ ماهواره این زمان نصف میشود» و با سه ماهواره به یکسوم کاهش مییابد. اگر به ۱۰ ماهواره برسیم، میتوانیم در کمتر از ۲۴ ساعت از هر نقطه دلخواه تصویربرداری کنیم.
«حسن سالاریه»(رئیس سازمان فضایی ایران) با مروری بر تاریخچه صنعت فضایی جهان،گفت: از دهه ۶۰ قرن بیستم و در دوران جنگ سرد، رقابت بلوک شرق و غرب در صنعت فضایی آغاز شد«در سال ۱۹۵۷ با قرار گرفتن نخستین ماهواره شوروی در مدار، رقابتهای فضایی شکل گرفت» این صنعت از ابتدا صنعتی پرهزینه، اقتدارآفرین و راهبردی بوده و بدون همراهی جامعه، نخبگان و بدنه مدیریتی، توسعه آن امکانپذیر نیست.
«حسین بلندی»(رئیس مرکز تحقیقات فضایی دانشگاه علم و صنعت ایران): ماهوارههای «شهید چمران» و «پارس» بهصورت قطعی برای بازهای حدود سه سال طراحی شدهاند و درباره ماهواره «کوثر» نیز برآوردها در همین حدود است، یک ماهواره از حدود ۶۴ هزار قطعه تشکیل شده که باید با دقت بالا در کنار هم قرار گیرند تا بتواند به مدار تزریق شده و مأموریت خود را بهدرستی انجام دهد. برای نمونه، در یکی از پروژهها ماهوارهای که تنها برای دو ماه طراحی شده بود، ۵۳ روز بهصورت عملیاتی فعالیت کرد، در حالی که نسخههای جدید برای عمر عملیاتی دو و نیم تا سه سال طراحی شدهاند.
همزمان با پرتاب سه ماهواره ایرانی به فضا، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان سمنان میزبان جشنی علمی ـ فرهنگی با عنوان «تا ثریا» شد؛ آیینی که با حضور پرشور دانشآموزان و خانوادهها، علم و فرهنگ را در فضایی الهامبخش به هم رساند و نگاه نسل آینده را از حیاط کانون تا مدار زمین امتداد داد.
«رئیس مرکز تحقیقات فضایی دانشگاه علم و صنعت ایران» در مصاحبه با برنامه «روی خط خبر» شبکه خبر، به سوابق دانشگاه در حوزه فضا اشاره کرد و گفت: فعالیتها از سال ۱۳۶۸ آغاز شده و در بازه زمانی ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴، تعاملات بینالمللی، از جمله طراحی ماهواره «مصباح» (که پرتاب نشد) در دستور کار بوده است.
وی افزود که پس از سال ۱۳۸۴، تمرکز بر تربیت نیروی انسانی متخصص قرار گرفت. در این راستا، سه دانشگاه (علم و صنعت، شریف و امیرکبیر) مأموریت یافتند تا در راستای تربیت کادر مجرب در حوزه فضا فعالیت کنند.
وی با قدردانی از تلاش متخصصان داخلی اظهار کرد: امروز به نقطهای رسیدهایم که با تکیه بر دانش بومی، توان طراحی و ساخت ماهواره، ماهوارهبر و همچنین قرار دادن ماهواره در مدار را داریم. این دستاوردها حاصل تلاش شبانهروزی متخصصانی است که در پایگاههای پرتاب و مراکز فنی کشور فعالیت میکنند.
رئیس سازمان فضایی ایران تأکید کرد: این موفقیتها با حمایت دستگاههای دولتی و بهویژه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات محقق شده و این وزارتخانه با تمام توان از توسعه صنعت فضایی کشور پشتیبانی میکند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«موشک سایوز که امروز(۷ دی ۱۴۰۴) به مدار زمین پرتاب شد، حامل محمولههایی از کشورهای مختلف از جمله روسیه، ایران، بلاروس و کویت است.»
این ماهوارهها از پایگاه فضایی واستوچنی روسیه با موشک سایوز پرتاب و در مدار پایین زمین در ارتفاع حدود ۵۰۰ کیلومتری قرار گرفت.
ایرنا(۷ دی ۱۴۰۴)نوشت: این مراسم با اجرای برنامههایی متنوع از جمله سرودخوانی گروه «نسل ظهور»، نقالی توسط یک دختر نوجوان، شاهنامهخوانی یک نوجوان پسر و گفتوگو با متخصص حوزه فضا برگزار شد. پخش زنده این رویداد «تا ثریا» را از یک برنامه محلی فراتر برد و آن را به روایتی مشترک از امید، دانایی و غرور ملی تبدیل کرد؛ جشنی که نه صرفا بزرگداشت یک پرتاب، بلکه بازتاب مشارکت کودکان در رویای علمی تحقق یافته ایران بود.
مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان سمنان گفت: «کانون علوم و فناوریهای نوین ایران» حدود یک سال است ذیل کانون پرورش فکری کشور فعالیت خود را آغاز کرده و ماموریت اصلی آن، توسعه آموزشهای علمی و ترویج فناوری در میان کودکان و نوجوانان است.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، با اعلام اینکه نخستین سیگنالهای هر سه ماهواره بومی «ظفر ۲»، «پایا» و «کوثر» که عصر امروز به فضا پرتاب شدند، با موفقیت دریافت شده است، گفت: این موضوع، سلامت فنی و عملکرد صحیح آنها پس از قرارگیری در مدار را تأیید میکند.
به گزارش شامگاه یکشنبه ایرنا از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سید ستار هاشمی، با اشاره به فرآیند برقراری ارتباط اولیه با این ماهوارهها افزود: سیگنالهای سه ماهواره «ظفر ۲»، «پایا» و «کوثر» در مرکز کنترل ماهواره ماهدشت، ایستگاه قشم و همچنین مرکز کنترل صاایران دریافت شد و دریافت همزمان سیگنالها از چند مرکز کنترلی، بیانگر پایداری ارتباط و صحت عملکرد سامانههای مخابراتی این ماهوارههاست.
وی با تأکید بر اینکه دریافت سیگنال، نخستین گام کلیدی پس از پرتاب ماهوارهها به شمار میرود، تصریح کرد: موفقیت در این مرحله، زمینه لازم برای ادامه پایشهای فنی، تثبیت مداری و آغاز مراحل بعدی مأموریتهای پیشبینیشده را فراهم میکند.
ایران هنوز به جایگاه شایسته خود در صنعت فضایی جهانی نرسیده است
«محرم غیاثوند» با بیان اینکه ایران هنوز به جایگاه شایسته خود در صنعت فضایی جهانی نرسیده است، افزود: آغاز جدی صنعت فضایی کشور به فعالیتهای تحقیقاتی و صنعتی بازمیگردد که با همکاری وزارت دفاع و سپس وزارت ارتباطات شکل گرفت و تمرکز آن بر توسعه ماهوارههای تحقیقاتی و عملیاتی بود. نتیجه این تلاشها، ساخت و پرتاب نخستین ماهواره بومی کشور با نام «امید» در سال ۱۳۸۷ بود که نقطه عطفی در تاریخ فضایی ایران محسوب میشود.
«رئیس گروه فضایی صاایران»(محرم غیاثوند) با تشریح مراحل عملیاتی شدن یک ماهواره توضیح داد: پرتاب موفق تنها گام نخست است. پس از آن، ارزیابی دقیق عملکرد ماهواره، صحت عملکرد تجهیزات در محیط فضا، بارگذاری و تست نرمافزارها و در نهایت راهاندازی کامل ماهواره انجام میشود. این فرآیند معمولاً بین یک تا دو ماه زمان میبرد و هزاران سامانه باید بدون نقص کار کنند؛ چراکه حتی از کار افتادن یک سامانه میتواند مأموریت را با شکست مواجه کند.
روسیه موشک سایوز-۲ حامل ۳ ماهواره ایرانی را از پایگاه فضایی واستوچنی پرتاب کرد.
«کاظم جلالی»(سفیرایران درروسیه)گفت: ایران با وجود تحریمهای بینالمللی که با آن مواجه است، همچنان به گسترش قابلیتهای علمی فضایی خود ادامه میدهد.
علاوه بر ۳ ماهواره ایرانی، روسیه یک موشک سایوز-۲ حامل ۵۲ محموله را به فضا پرتاب کرد. مقامات ایرانی پرتاب از پایگاه فضایی واستوچنی را هفتمین ماموریت فضایی انجام شده توسط ایران با استفاده از سیستمهای روسی توصیف کردند. پیش از پرتاب، کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه، در مورد ماهوارههایی که قرار است به مدار زمین ارسال شوند، اظهار داشت: «این ماهوارهها توسط دانشمندان ایرانی طراحی و ساخته شدهاند. شرکتهای دولتی و خصوصی در این فرآیند مشارکت داشتهاند. دو ماهواره متعلق به دولت و یکی متعلق به شرکتهای دانشبنیان و دانشگاههای ما است که به طور فعال در این زمینه فعالیت میکنند.»
«سفیرایران درروسیه»(کاظم جلالی) به قابلیت اطمینان موشکهای سایوز اشاره کرد و گفت: «بسیاری از ماهوارههای غربی قبل از وخامت روابط با روسیه توسط موشکهای سایوز به مدار زمین پرتاب شدند.»
سلام اول: بر پیامبر./سلام دوم: بر خودِ نمازگزاران و تمام بندگان صالح./سلام سوم:برملائکه و فرشتگان.
«اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُهُ»(سلام بر تو ای پیامبر و رحمت و برکات خداوند بر تو باد.)
«اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ»(سلامِ خداوند بر ما (نمازگزاران) و تمام بندگان صالح)
«اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ»(سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما،فرشتگان خدا).

در سلام اول پیامبر اکرم(ص) را مخاطب قرار میدهیم./در سلام دوم برهمه مؤمنان و بندگان صالح خدا که شامل انبیا و مؤمنان/ در سلام آخر نیز مخاطبین، طبق روایات و احادیث میتواند ملائکه موکل انسان، ملائکه و فرشتگان و یا انبیاء الهی میباشد./ستاداقامه نماز
متن درس:آیت الله حسین مظاهری درباره سلامهای نماز
در اینکه نماز سلام دارد، ظاهراً اشکالی در مسئله نیست. از ضروریات فقه است که یکی از اجزاء نماز، سلام است، «اوله التکبیر و آخره التسلیم»(لصلاة اوله التکبیر و آخره التسلیم). عوام مردم این را از جملۀ نماز میدانند و خواص یعنی فقها هم آخر جزء نماز میدانند و ما که فعلاً به امید خدا وارد جزء آخر نماز شدیم.
اصحاب، اول نماز را تکبیرة الاحرام و آخر نماز را سلام میدانند.
و اینکه مرحوم سیّد میفرمایند «و هو واجب علی الأقوی»، کوتاهی در لفظ است. علتش هم اینست که «مرحوم شیخ صدوق»(رضوان الله تعالی علیه) در «من لایحضره الفقیه»، روایت مُرسلی نقل کرده است که آخر نماز، تشهد است. وقتی تشهد تمام شد، نماز تمام میشود. برای اینکه رسم مرحوم سیّد اینست آنجا که بزرگی حرفی داشته باشد و آن حرف درست نباشد، ایشان با لفظ «والأقوی» از مسئله بگذرد. لذا به جای اینکه بگویند «و هو واجبٌ اجماعاً، ضرورتاً، بلااشکال» گفتند «و هو واجبٌ علی الأقوی»، و اگر نفرموده بودند، خیلی خوب بود. معلوم است روایات فراوانی داریم که صحیح السند و ظاهرالدلاله است و میگوید «الصلاة أوله التکبیر و آخره التسلیم».
از آن طرف هم روایاتی داریم که «اگر کسی سهواً سلام را ترک کرد، دو سجدۀ سهو به جا بیاورد.» حتی حال سهو و سجدۀ سهوش هم در روایتها آمده است.
و علی کل حال، این سلام جزء نماز است و حتی پیش متشرعه و عوام مردم. عوام مردم هم اگر ببینند کسی بعد از صلوات نمازش را رها کرد، به او میگویند نمازت باطل است و سلام نماز را ندادی. بلکه پیش عوام مردم، سه تا سلام هم واجب و لازم است و عوام مردم «السلام علیک أیها النبی» را هم واجب می دانند، لذا «مرحوم سید» اگر فرموده بودند والأقوی سلام اول واجب نیست، برای اینکه بزرگان گفتند و روایت داریم، جا داشت؛ و علی کل حال، این جملۀ اول مرحوم سیّد باید بگوییم از اجزاء آخر نماز، سلام است و بعد در خصوصیاتش هم صحبت میکنیم و اینکه سلام جزء نماز است و اگر نیامد، نماز باطل است، در پیش خواص و عوام و حتی پیش ائمۀ طاهرین (سلام الله علیهم) روایات فراوانی داریم و حرفی در این باره ندارند.
وجزء من الصلاة فیجب فیه جمیع ما یشترط فیها من الاستقبال وستر العورة و الطهارة وغیرها،ومخرج منها ومحلّل للمنافیات المحرّمة بتکبیرة الإحرام،ولیس رکناً فترکه عمداً مبطل لا سهواً، فلو سهی عنه وتذکّر بعد إتیان شیء من المنافیات عمداً وسهواً أو بعد فوات الموالاة لا یجب تدارکه، نعم علیه سجدتا السهو للنقصان بترکه،...
میفرمایند هرچه در اول تشهد هست، در آخر تشهد هم هست. باید صورتش را از قبله برنگرداند و باید با کسی حرف نزند و باید «حدثی"(بادمعده) از او سر نزند و بالاخره «هرچه تشهد دارد، سلام هم دارد.» این هم امر واضحی است و اشکالی در آن نیست. بله، رکن نیست؛ برای اینکه سابقاً "ارکان نماز"را شمردیم و «سلام از واجبات نماز است ،نه از ارکان نماز.»
مثلاً اگر کسی سلام را فراموش کرد، وقتی صلوات فرستاد، قبل از سلام، سهواً صورتش را از قبله برگرداند و یا با کسی حرف زد. مثلاً قبل از سلام، سهواً گفت برو در را باز کن. در اینجا نماز باطل نیست، به "قاعدۀ رفع". از ارکان نیست، لذا از اول نماز تا آخر نماز هرچه عمداً نیامد، نماز باطل است و هرچه سهواً نیامد، نماز صحیح است و چون سهواً نیاورده، دو سجدۀ سهو میخواهد.
بعد مرحوم سیّد میفرمایند:... وله صیغتان،هما:«السلام علینا وعلی عباد اللّٰه الصالحین»و«السلام علیکم ورحمة اللّٰه وبرکاته» والواجب إحداهما،...
این دو صیغه است که مربوط به سلام نماز است. یکی هم مقدم بر دیگری است و اول باید بگویید «اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ» و بعد بگویید «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ».
و اما یکی از این دو "صیغه" واجب است. اگر گفت «اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحین» و رویش را از قبله برگرداند، طوری نیست و اگر بعد از صلوات گفت «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُه»، مانعی ندارد.
فإن قدّم الصیغة الاُولی کانت الثانیة مستحبّة؛بمعنی کونها جزءاً مستحبّیاً لا خارجاً،و إن قدّم الثانیة اقتصر علیها،و أمّا«السلام علیک أیّها النبی...» فلیس من صیغ السلام، ...
میفرمایند یکی از آنها واجب و یکی مستحب است. همچنین ایشان میفرمایند «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی» جزء تشهد است و جزء سلام نیست و مستحب است.
در اینکه «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُهُ» جزء مستحب نماز است، حرفی نیست، اما از اول باید فرموده باشند «و له صیغ هما السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته، السلام علینا و علی عبادالله الصالحین، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» و بعد بفرمایند اما «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی» مستحب است و اما «اَلسَّلامُ عَلَینا» و «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ»، «علی سبیل منع الخلو»، یکی از آنها انسان را از نماز خارج میکند و یکی از آنها هم مستحب است.
اگر این را فرموده بودند، خیلی رساتر بود، بلکه موافق با مشهور و موافق با فرمایشات خودشان است.
و اما اینکه میفرمایند «اَلسَّلامُ عَلَیکَ» جزء تشهد است، لازمه اش اینست که اگر کسی در رکعت دوم بگوید «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُه» به عنوان جزء نماز، آنگاه نماز باطل است.
بالاخره در "رکعت آخر" است که «السلام علیک ایها النبی» وارد شده است و اگر بگوید ثواب دارد و اگر نگوید، هیچ؛ و اما در رکعت دوم وقتی صلوات فرستاد، اگر بگوید «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی»، اگر سهواً باشد طوری نیست و اما اگر عمداً باشد، نماز باطل است.
و اینکه ایشان میفرمایند که: و أمّا««اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِیُّ...»،"فلیس من صیغ السلام، بل هو من توابع التشهّد" اینطور نیست، بلکه «من توابع السلام» است، اما مستحب است و انسان را از نماز بیرون نمیکند. بعضی عوام مردم هم هر سه را واجب میدانند. اما خواص مردم چون روایت خواندند، میدانند که «اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیهَا النَّبِی» مستحب است.
و «اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللَّهِ الصّالِحینَ» و یا «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ» واجب است و بهتر اینست که اگر میخواهد از نماز بیرون رود، "سلام آخر" را بگوید.
«رسم خواص همین است» و "رسم عوام نیز همین است" لذا اصلاً مربوط به «تشهد»نیست.
«بل هو من توابع التشهّد، ولیس واجباً، بل هو مستحبّ، و إن کان الأحوط عدم ترکه لوجود القائل بوجوبه،...»
در این هم روایتی نداریم. مرحوم صدوق (رضوان الله تعالی علیه) در من لایحضر، با روایت مرسل آوردند. «من لا یحضر» دو قسمت روایت دارد. در اول من لایحضر تعهد کرده است که همۀ روایات «صحیح السند» است اما به "این تعهد عمل نشده است" و اما راجع به "مرسلاتش" دو قسمت است.
گاهی مرسل را جزماً نسبت میدهد به امام(سلام الله علیهم) مثلاً می گوید"قال الصادق"(ع)،براین می گویند"مرسلات صدوق حجت است"و مشهور در میان "اصحاب" اینست که «اگر صدوق جزماً یا مرسلاً روایتی را نقل کرد»، مثل "مستندات" میبینند.
همینطور که مرسلات «ابن ابی عُمَیْر» به منزله "مستند" است.«محمد بن ابیعُمَیْر زیاد بن عیسی اَزْدی» (متوفی ۲۱۷ق).
«مُرسلات جزمی صدوق هم به منزلۀ مستند است.»
اما در من لایحضر در خیلی جاها میفرماید «و رُوی»؛ میگویند این مرسلات حجت نیست، برای اینکه مرسل میشود و روایت مرسل حجت نیست.
"مانحن فیه" اینگونه است. روایتی هست که میفرماید «و رُوی ان یقال» «السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته، السلام علینا و علی عبادالله الصالحین، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»؛ و رسم مرحوم سید اینست که اینگونه جاها بفهمانند که اختلافی هم در مسئله هست؛ لذا میفرمایند: «و إن کان الأحوط عدم ترکه لوجود القائل بوجوبه» و این قائل، مرحوم صدوق است.
ویکفی فی الصیغة الثانیة: «السلام علیکم» بحذف قوله: «ورحمة اللّٰه وبرکاته»، و إن کان الأحوط ذکره،بل الأحوط الجمع بین الصیغتین بالترتیب المذکور، و یجب فیه المحافظة علی أداء الحروف و الکلمات علی النهج الصحیح مع العربیة والموالاة، والأقوی عدم کفایة قوله: «سلام علیکم»؛ بحذف الألف و اللام.
این در روایتها نیست و حتی در همان روایت مرسل، «السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته» است و اینکه «رحمة الله و برکاته» جزء نباشد، اگر عمل به روایت کنید «و رحمة الله و برکاته» دارد و اگر عمل به روایت نکنید، از اول تا آخر مستحب است، و اما روایت نداریم که "نصف مستحب و نصف واجب" باشد؛ لذا همینطور که در پیش عوام مردم، اگر مثلاً کسی که نماز میخواند بگوید «السلام علیک أیها النبی، السلام علینا و عبادالله الصالحین»، تعجب میکنند که چرا «و رحمة الله و برکاته» را نگفت. اما مشهور در میان "اصحاب"، «تمسُّک» به اصل کردند و بگوییم رفع «مالایعلمون» میگوید اگر «السلام علیک أیها النبی» را بگویی «و رحمة الله و برکاته» لازم نیست. اگر مستحب باشد، «و رحمة الله و برکاته» مستحب است و اگر واجب باشد، «و رحمة الله و برکاته» واجب است. اما کسی نگفته «السلام علیک أیها النبی» بدون «و رحمة الله و برکاته» واجب است یا مستحب است.
اما مرحوم سیّد،"جزما"میگویند:جزء نیست و«محشین»(حاشیه نویسان)بر"عروه"هم «فتوا»ندارند.
در این باره ها روایات فراوانی هم داریم و چون این سه مسئله حرفی ندارد، از این جهت خیلی لازم نیست درباره اش صحبت کنیم.
«اَلسَّلامُ عَلَینا» و «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ»
چیزی که در مسئله مهم است، اینست که این مسئلۀ «سلام» از نظر معنا، "معرکه آرا" شده است که آیا میشود «السلام علیک ایها النبی» به عنوان "تَحِیَّت" باشد؟! آیا میشود «السلام علینا» به عنوان تحیت باشد؟! مثلاً امام جماعت به مأمومین بگوید «اَلسَّلامُ عَلَینا»به عنوان اینکه به یکدیگر"سلام"می کنیم.
مثلاً "مأمومین"(نمازگزاران) که میگویند«اَلسَّلامُ عَلَیکمْ» یعنی "أیها المؤمین سلام علیکم."
آیا میشود به عنوان«تَحِیَّت» باشد یا باید به عنوان"حکایت" باشد!.
یعنی به ما گفتند نماز بخوان. اول تکبیر و بعد حمد و سوره بخوان.
حال کسی حمد را به عنوان نماز نخواند، بلکه به عنوان خواندن قرآن بخواند. آیا این میشود یا نه؟!.
یااینکه در"رکوع"بعنوان«رکوع»نگوید،بلکه به عنوان"ذکر"بگوید«سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظیمِ وَ بِحَمدِه»،آیا این می شود یانه؟!
دیروز میگفتیم که نمیشود. تمام این نماز از اول تا آخر، تعبد است.
یعنی به ما گفتند که بگو «اللهُ اَکبر». چون جزء نماز است، میگویم الله اکبر و اما اگر بخواهم ذکر بگویم، وارد نماز نمیشوم.
تادیروز-به من گفتند در رکعت اول و دوم حمد بخوان و من به جای حمد، قرآن بخوانم؟.
این هم نمیشود برای اینکه "نماز" باید به عنوان نماز "قربة الی الله" خوانده شود. حتی اگر مستحبات نماز را هم به عنوان نماز نیاورد، باز نماز باطل است.
روایتی داریم که «کلّ ما یکون قرآناً أو دعاءاً أو ذکراً لا بأس فی الصلاة» و معنایش اینست که "مستحب" است که در نماز قرآن بخوانیم.
و اما اگر من بخواهم از «خود درآوری کنم و الله اکبر بگویم» به عنوان«تَحِیَّت» و یا «حمد و سوره» بخوانم "به عنوان قرآن" و یا «ذکر رکوع و سجده»بگوید به عنوان "ذکر" و بعد هم "سلام" بگوید و «اراده کنم پیغمبر اکرم را»، اینها نمیشود و «خطورات دل» غیر از گفتن است.
اگر بخواهم «قصد»(نیت) کنم در «السلام علیک ایها النبی» سلام به پیغمبر را. یا از روی (اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُون) خود را در "محضر رسول اکرم" می بیند و میگوید «السلام علیک ایها النبی» و "سلام به پیغمبر میکند و جواب سلام از پیغمبر میخواهد."
گفتند این درست نیست، زیرا «نماز باید به عنوان نماز باشد» و «اگر سلام به عنوان تحیت شد، نماز باطل است.»
اما "مرحوم سیّد"میفرمایند «السلام علینا و علی عبادالله الصالحین»،"اشاره به ملائکه است" و «السلام علیکم» نیز"اشاره به یکدیگرا ست" و لذا در «السلام علینا»(اراده میکنیم ملائکه را) و در «السلام علیکم»(اراده میکنیم یکدیگر را)، یعنی در حقیقت "تَحِیَّة" است.
«تَحِیَّت غیر از سلام نماز است».
«سلام نماز غیر از تَحِیَّت است».
«اگرنمازگزار بعنوان تَحِیَّت بگوید اَلسَّلامُ عَلَیکمْ،نمازش باطل است»،چون کلام بیجاعمدا،نماز را باطل می کند.
«مسئله مشکل است» و مرحوم شهید ثانی(زینالدین بن علی بن احمد عاملی جُبَعی-متوفی ۹۶۶ هجری قمری) در کتاب« مَسالِکُ الأفْهام إلی تَنْقیح شَرائع الْإسْلام» میفرمایند مسئله "فی غایة الإشکال"؛ اما «مرحوم سید» خیلی "جزماً" این سلامها را به عنوان«تَحِیَّت» قبول دارد./۱ دی ۱۳۹۸
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این درس استاد حسین مظاهری در سایتش خیلی بهم ریخته وغیرمفهوم بود(برای غیرعُلما)،لذا ویرایش کردم که برای عوام هم قابل فهم باشد،الحاقات هم افزوده شده،مثل نام کامل علما وکتابشان.
«جواب سلامعلیکم،سلام نیست!»
«حجتالاسلام سید محمد نبی موسوی فرد»(امام جمعه اهواز): سلام کردن مستحب ولی جواب سلام واجب است؛ به همین دلیل انسان باید آن پاسخ واجب را متناسب با دستورات شرع تبیین کند. یعنی «وقتی به ما گفتند سلامعلیکم» ما باید بگوییم «علیکالسلام» یا بهتراست بگوییم «عَلَیکَمُ السَّلامُ وَ رَحْمَهُ اللّه وَ بَرَکاتُهُ» اما اینکه «در جواب سلام گفته شود سلام! جواب سلام نبوده و انسان به واجب الهی عملنکرده است.»
رهبرانقلاب:در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان(هاشمی رفسنجانی) برای خودش از انقلاب یک اندوختهای درست کرده باشد.
انتخابات خرداد ۱۳۸۸ برای دشمنان شما یک زلزلهی سیاسی بود؛ برای دوستان در اکناف عالم یک جشن واقعی بود؛ یک جشن تاریخی بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک جنبش عمومی و مردمی بود برای تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و برای نظام جمهوری اسلامی یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالاری دینی را به رخ همهی مردم عالم کشید. همهی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه.
همهی کسانی که به این چهار نامزد(محموداحمدی نژاد، میرحسین موسوی،محسن رضایی،مهدی کروبی،میرحسین موسوی) رأی دادند، مأجورند؛ انشاءالله اجر الهی دارند. همهشان در درون جبههی انقلابند، متعلق به نظامند.
«نسل جوان ما نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد»، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست.
خطبه های نماز جمعه تهران ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ رهبر انقلاب، آیت الله سیدعلی خامنه ای
بسماللهالرّحمنالرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوکّل علیه و نستغفره و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فی العالمین و السّلام علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
قال الحکیم فی کتابه: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و لله جنود السّماوات و الأرض و کان الله علیما حکیما» (۱)
همهی برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقوای الهی و توجه به خدای متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهی در همه حال. اگر ما تقوای خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم -که معنای حقیقی تقوا همین است- یقیناً برکات الهی، رحمت الهی، کمک الهی شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعهی هر هفته دلهای نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معنای شگفتانگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند.
این روزها از یک طرف به ایام ولادت باسعادت صدیقهی کبرا فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) متصل و مربوط است، و از یک طرف به ایام مغتنم و ذی قیمت ماه رجب؛ وقت ذکر است، وقت دعاست، وقت توجه است. این آیهای که من تلاوت کردم، به مؤمنان بشارت میدهد و نزول سکینهی الهی را یادآوری میکند. سکینه یعنی آرامش در مقابل تلاطمهای گوناگون روحی و اجتماعی. این آیه مربوط به حدیبیه است. در ماجرای حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره -در سال ششم از هجرت- حوادثی پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانی شدن دلهای مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروی مجهزی آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند -حدیبیه نزدیک مکه است- نیروهای دشمن متکی به عقبهی مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش برای بسیاری از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم بر طبق آن سیاست عظیم مکتوم الهی -که بعد برای همه آشکار شد- در مقابل کفاری که آمده بودند در مقابل او، در مواردی کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم الله»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پبش آمد. این هم دلهائی را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت.

خطبه تاریخی جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸آیت الله سیدعلی خامنه ای

یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر،تَمَلُّق
آیت الله سیدعلی خامنه ای:دربارهی مطلب اول که خطاب به شما مردم عزیز است، حرف من عبارت است از یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر.
امام جمعه تهران:«بنده دوست ندارم در سخنرانیها و خطابهها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیهی انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میکنم که هر چه با مبالغه صحبت بکنم، زیاد نیست؛ حتّی اگر "بوی تملق" هم بدهد، ایرادی ندارد.»
کار بزرگی کردید. «انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک نمایش عظیمی بود از احساس مسئولیت ملت ما برای سرنوشت کشور»؛ "نمایش عظیمی بود از روح مشارکتجوی مردم در ادارهی کشورشان"؛ «نمایش عظیمی بود از دلبستگی مردم به نظامشان.»
دمکراسی واقعی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸
امام جمعه تهران:حقیقتاً مشابه این حرکتی که در کشور انجام گرفت، من امروز در دنیا و در این دموکراسیهای گوناگون -چه «دموکراسی» های ظاهری و دروغین و چه "دموکراسی" هائی که واقعاً به آراء مردم مراجعه میکنند- نظیرش را سراغ ندارم.
رهبرمعظم انقلاب:در جمهوری اسلامی هم جز در همهپرسی سال ۵۸ -فروردین ۵۸- هیچ نظیری دیگر برای این انتخاباتی که در جمعهی گذشته شما انجام دادید، وجود ندارد؛ مشارکت حدود ۸۵ درصد؛ چهل میلیون تقریباً جمعیت. انسان دست مبارک ولیعصر را پشت سر حوادثی با این عظمت میبیند. این نشانهی توجه خداست. لازم میدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزیز در سراسر کشور ابراز ادب و ابراز تواضع کنم که واقعاً جا دارد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:با مشارکت ۸۵ درصد مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم، بالاترین رکورد مشارکت سیاسی مردم طی سال های پس از انقلاب پس از همه پرسی ۹۸ درصدی رای به جمهوری اسلامی در این انتخابات ثبت شد.
«صادق محصولی»(وزیر کشور وقت) در روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ اعلام کرد که«احمدینژاد بیش از ۶۲ درصد آرا را بدست آورد و برنده انتخابات شد.»
۱-«محمود احمدینژاد» ۲۴ میلیون و ۵۲۷ هزار و ۵۱۶ رای معادل ۶۳ /۶۲ درصد آرا
۲-«میرحسین موسوی» ۱۳ میلیون و ۲۱۶ هزار و ۴۱۱ رای معادل ۷۵ /۳۳ آرا
۳-«محسن رضایی» ۶۷۸ هزار و ۲۴۰ رای معادل ۷۳ /۱ درصد آرا
۴-«مهدی کروبی» با ۳۳۳ هزار و ۶۳۵ رای معادل ۸۵ /۰ آرا
آیت الله خامنه ای:«نسل جوان ما بخصوص نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد؛ با این تفاوت که در دوران انقلاب، کورهی داغ انقلاب دلها را به هیجان میآورد، بعد هم در دورهی جنگ به نحو دیگری؛ اما امروز اینها هم نیست، در عین حال این تعهد، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست.» البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأی هست؛ عدهای کسی را قبول دارند، حرفی را قبول دارند؛ عدهی دیگری کس دیگری را قبول دارند، حرف دیگری را قبول دارند؛ اینها هست، طبیعی هم هست، لیکن یک تعهد جمعی را انسان در بین همهی این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میکند؛ یک تعهد جمعی برای حفظ کشورشان، برای حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهای بزرگ، در شهرهای کوچک، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پیر، جوان، همه وارد این میدان شدند؛ همه در این حرکت عظیم شرکت کردند.
امام جمعه تهران:این انتخابات، عزیزان من! برای دشمنان شما یک «زلزلهی سیاسی» بود؛ برای دوستان شما در «اکناف عالم» یک «جشن واقعی» بود؛ یک "جشن تاریخی" بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک "جنبش عمومی و مردمی" بود برای «تجدید پیمان با امام و با شهدا» و برای نظام جمهوری اسلامی یک «نَفَس تازه کردن»، "یک حرکت از نو"، «یک فرصت بزرگ».
انتخابات ۱۳۸۸ ایران مردمسالاری دینی را به رخ همهی مردم عالم کشید
«انتخابات ۱۳۸۸،مردمسالاری دینی را به رخ همهی مردم عالم کشید.».
همهی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه. این یک راه سوم است.
در مقابل دیکتاتوریها و نظامهای مستبد از یک طرف، و «دموکراسیهای دور از معنویت و دین» از یک طرف دیگر، این «مردمسالاری دینی» است؛ این است که دلهای مردم را مجذوب میکند و آنها را به وسط صحنه میکشاند. این، امتحان خودش را داد. این یک نکته دربارهی این انتخابات.
نکتهی دوم در باب این انتخابات این است که انتخابات ۲۲ خرداد نشان داد که مردم، با اعتماد و با امید و با شادابی ملی در این کشور زندگی میکنند. این جواب خیلی از حرفهائی است که دشمنان شما در تبلیغات مغرضانهی خودشان بر زبان میآورند. اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر احساس آزادی نکنند، به انتخابات روی خوش نشان نمیدهند. اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفتهاند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایهی جمهوری اسلامی است، میخواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند دربارهی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.
اعتمادبه نظام وکشور
آیت الله سیدعلی خامنه ای:دشمنان ملت ایران میدانند که وقتی اعتماد وجود نداشت، مشارکت ضعیف خواهد شد؛ "وقتی مشارکت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد" آنها این را میخواهند؛ هدف دشمن این است. میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهوری اسلامی بگیرند. این(بی اعتمادی)، ضررش بمراتب از «آتش زدن بانک» و "سوزاندن اتوبوس" بیشتر است. این، آن چیزی است که با هیچ خسارت دیگری قابل مقایسه نیست.
رهبرانقلاب:«مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمی اینجور مشتاقانه حضور پیدا کنند، بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد کردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد.»
زمزهای دشمن قبل از انتخابات:بناست در انتخابات تقلب بشود
امام جمعه تهران:این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که «بناست در انتخابات تقلب بشود»،-بااین حرفها- میخواستند زمینه را آماده کنند.
رهبرانقلاب:من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند. این هم یک نکته.
مناظرهها در انتخابات ۱۳۸۸
امام جمعه تهران:نکتهی سوم، مسئلهی رقابتها بود. این رقابتها کاملاً رقابتهای آزاد، جدی و شفاف بین نامزدهای مختلف بود؛ همه دیدند. به قدری این رقابتها و این گفتگوها و این مناظرهها شفاف و صریح بود، که عدهای به آن معترض شدند -حالا عرض خواهم کرد- حق هم تا حدودی با آنهاست. التهاباتی هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتی که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهای متعلق به نظام اسلامی است. اینی که دشمنان سعی میکنند در رسانههای گوناگون -که غالباً هم این رسانهها مال این صهیونیستهای خبیث و رذل است- اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جوری نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد.
کاندیداهای ریاست جمهوری:«محموداحمدی نژاد، میرحسین موسوی،محسن رضایی،مهدی کروبی،میرحسین موسوی»
امام جمعه تهران:این چهار نفری که وارد عرصهی این انتخابات جدی شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند.
محموداحمدی نژاد
رهبرانقلاب:رهبرانقلاب:یکی از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد.
میرحسین موسوی
یکی از آنها نخستوزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهوری خود بنده است.
محسن رضایی
یکی از آنها فرماندهی سپاه در سالهای متمادی و یکی از فرماندهان اصلی دوران دفاع مقدس بوده است.
مهدی کروبی
امام جمعه تهران:یکی از آنها دو دوره رئیس قوهی مقننهی کشور بوده است؛ رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است.
رهبرانقلاب:اینها(احمدی نژاد،رضایی،موسوی وکروبی) عناصر نظامند؛ اینها همهشان متعلق به نظامند. البته اختلافنظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیریهای گوناگون سیاسی با هم تفاوتهای متعددی دارند؛ اما همهشان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند.
این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوی صهیونیستی و رادیوی آمریکا و رادیوی انگلیسِ خبیث و دیگران هی میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتی بود در درون نظام و بین عناصر وابستهی به نظام؛ متعلق به نظام، و همهشان هم با این سوابق.
امام جمعه تهران:همهشان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همهشان از نزدیک من کار کردم.
رهبرانقلاب:البته بنده همهی دیدگاههای این آقایان را قبول ندارم؛ بعضی از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضی را برای خدمت به کشور مناسبتر از بعضی دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهدهی مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند. خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند.
مردم خودشان طبق معیارهای خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئلهی درونی نظام است. اینی که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصری در درون چهار چوب نظام است.
امام جمعه تهران:آن مردمی هم که به این چهار نفر رأی دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأی دادند، تشخیص دادند این برای کشور بهتر است، به نظام پابندیاش بیشتر است، به او رأی دادند. آن کسی را که صالحتر برای خدمت به نظام میدانستند، به او رأی دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند.
مناظرهها در انتخابات ۱۳۸۸کارخوبی بود
اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمی بود؛ "ابتکار جالبی بود؛ خیلی صریح بود، خیلی شفاف بود، خیلی جدی بود."
این مناظرهها تو دهن آن کسانی زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشی است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدی در مقابل هم ایستادهاند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظرهها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتی داشت، عیوبی هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد.
آن جهت مثبت، این بود که در این مناظرهها و در این گفتگوها و در این گفتارهای تلویزیونی، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئی کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئی برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروهها بدون ابهام، بدون پیچیدهگوئی، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامههایشان چیست، پابندیهایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمیآیند، نظام کشور اندرونی و بیرونی ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همهی نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأی مردم ناشی از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأی مردم زینتی نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب کنند. این مناظرهها این را نشان داد. یقیناً یکی از علل افزایش ده میلیونی آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دورههای قبل همین بود که ذهن مردم، فکر مردم مشارکت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظرهها به سطح خیابانها هم کشیده شد، داخل خانهها هم رفت، که اینها قدرت انتخاب مردم را بالا میبرد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا میبرد. این از نظر جمهوری اسلامی چیز مطلوبی است.
البته همین جا من عرض بکنم که این گفتگوها نباید به جائی برسد که تبدیل بشود به کدورت و کینه. اگر این شد، آنوقت اثر عکس خواهد داشت. اگر به همان شکلی که آن روز بود و در همان حد باقی بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند، ادامه پیدا کند، هی بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به کینه. البته خیلی خوب است که اینجور مناظرههائی در سطوح مدیریتی ادامه پیدا کند -البتّه با حذف آن عیوبی که بعد به آن اشاره خواهم کرد- و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین کنند. خیلی از اوقات اگر چنانچه یک انتقادی به کسی بشود، این فرصتی است برای او که بتواند ذهنها را روشن کند، تبیین کنند، حقیقت را بیان کنند؛ خیلی چیز خوبی است؛ البته با حذف آن عیوبی که عرض خواهم کرد. اگر این جور مناظرهها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتی در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجاری پیدا نمیکند؛ همهی حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلی خوب بود؛ اما عیوبی هم داشت که این عیوب را باید برطرف کرد. در مواردی انسان میدید که در این مناظرهها جنبهی منطقی مناظره ضعیف میشد؛ جنبهی احساساتی و عصبی پیدا میکرد؛ جنبهی تخریبی غلبه پیدا میکرد؛ "سیاهنمائی وضع موجود به شکل افراطی در این مناظرهها دیده شد"؛ «سیاهنمائی» دورههای گذشته هم در این مناظرهها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتی مطرح شد که در جائی اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بیانصافیهائی احیاناً دیده شد؛ هم بیانصافی نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بیانصافی نسبت به دولتهای گذشته و دوران سی ساله. «آقایان در خلال صحبت احساساتی شدند و لابلای حرفهای خوب، حرفهائی هم که خوب نبود، گفته شد.»
بنده هم مثل بقیهی آحاد ملت نشستم پای تلویزیون و این مناظرهها را تماشا کردم و از آزادی بیان لذت بردم؛ از اینکه نظام جمهوری اسلامی توانسته است به کمک مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. برای طرفداران نامزدها هم آن بخشهای معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهابآور و نگرانکننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود.
اهانت به احمدنژاد در مناظرات انتخاباتی
امام جمعه تهران:بنده اینجا در منبر نماز جمعه، در خطبهای که در حکم نماز است، حقایق را باید بیان بکنم. هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف "صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونی کشور شد".

تهمتهائی که به رئیس جمهور(احمدی نژاد) زدند.
رهبرانقلاب:بحتی از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانیها را برای من میآوردند و من میدیدم یا گاهی میشنیدم؛ تهمتهائی زدند، حرفهائی گفتند؛ به کی!؟ به کسی که رئیس جمهور قانونی کشور است، متکی به آراء مردم است. نسبتهای خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئی متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامههای جعلی برای دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، میبینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشی کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبتهای خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.
دفاع رهبرانقلاب از هاشمی رفسنجانی وناطق نوری درنمازجمعه
این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگری انجام گرفت. کارنامهی درخشان سی سالهی انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضی از اشخاص برده شد که« اینها شخصیتهای این نظامند؛ اینهاکسانی هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند».
رهبرانقلاب:بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا(درمناظرات انتخاباتی) چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم.
به طور خاص از "آقای هاشمی رفسنجانی"، از "آقای ناطق نوری" من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسی متهم به فساد مالی نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائی دارد، بایستی در مجاری قانونی خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانهای کرد. اگر چیزی اثبات بشود، فرقی بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتی اینجور حرفها مطرح میشود، تلقیهای نادرست در جامعه به وجود میآید، جوانها چیز دیگری خیال میکنند، چیز دیگری میفهمند.
اینها را جوانها خوب است بدانند
رهبرانقلاب:آقای هاشمی را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهای بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ -یعنی ۵۲ سال قبل- ایشان را از نزدیک میشناسم.
آیت الله سیدعلی خامنه ای«آقای هاشمی از اصلیترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز.»
این مرد (هاشمی رفسنجانی)بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد.
«اینها را جوانها خوب است بدانند.» بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت.(هاشمی رفسنجانی)
رهبرانقلاب:«در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان(هاشمی رفسنجانی) برای خودش از انقلاب یک اندوختهای درست کرده باشد.»
اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.
امام جمعه تهران:من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلافنظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند.
البته بین ایشان(هاشمی رفسنجانی) و بین آقای رئیس جمهور(احمدی نژاد) از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینهی مسائل خارجی اختلافنظر دارند، هم در زمینهی نحوهی اجرای عدالت اجتماعی اختلافنظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلافنظر دارند.
رهبرانقلاب:نظر آقای رئیس جمهور(احمدی نژاد) به نظر بنده نزدیکتر است.
در مورد آقای ناطق نوری هم همینجور. «آقای ناطق نوری هم از شخصیتهای خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادی کرده و در دلبستگی ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شکی نیست.»
امام جمعه تهران:مناظرههای زندهی تلویزیونی خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت -بعد از مناظره- به آقای رئیسجمهور(احمدی نژاد) هم تذکر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند.
در مورد مبارزهی با فساد مالی، موضع نظام یک موضع روشنی است. در زمینهی مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، موضع نظام یک موضع روشنی است. با فساد باید در هر نقطهای که هست، مبارزه کرد.
نامهی هشت مادهای
رهبرانقلاب:من میخواهم این را عرض بکنم: ما مدعی نیستیم در نظام ما فساد مالی و اقتصادی وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت که بنده آن «نامهی هشت مادهای» را چند سال قبل خطاب به رؤسای محترم سه قوه نمینوشتم و اینقدر روی آن تأکید نمیکردم. چرا، هست؛ اما میخواهم این را بگویم: نظام جمهوری اسلامی، همین امروز یکی از سالمترین نظامهای سیاسی و اجتماعی در دنیاست.
اینکه ما بیائیم به استناد گزارش فلان مرجع صهیونیستی، نظام را و کشور را متهم کنیم به فساد، این مطلقاً درست نیست. این هم که ما اشخاص را، مسئولین را بیجهت در زمینهی فساد زیر سؤال ببریم، این هم درست نیست. فساد مالی یکی از مسائل مهم در نظام اسلامی است و باید با او جداً مبارزه کرد؛ هم در قوهی مجریه، هم در قوهی قضائیه، هم در قوهی مقننه. همه موظفند با این مسئله مبارزه کنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پیدا خواهد کرد؛ کما اینکه بسیاری از کشورهای دنیا -همین کشورهای غربی که اینقدر دم از مبارزهی با فساد مالی و پولشوئی و امثال اینها میزنند- تا خرخره غرق در فسادند. قضایای دولت انگلیس و مجلس پارلمان انگلیس را این روزها شنیدید و همهی دنیا دانستند. این یک گوشههائی از قضایاست؛ خیلی بیش از اینهاست.
انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک حماسه بود.
این بخش مربوط به خطاب مردم را من جمعبندی کنم. عزیزان من! ملت ایران! «۲۲ خرداد ۱۳۸۸ یک حماسه بود.»
«این حماسه، تاریخی شد، جهانی شد.» اگرچه بعضی از دشمنان ما در اطراف دنیا خواستند این پیروزی مطلق نظام را، این پیروزی حتمی را، به یک پیروزی مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند. حتّی بعضی خواستند این را به یک شکست ملی تبدیل کنند! خواستند کام شما را تلخ کنند و نگذارند بالاترین نصاب مشارکت جهانی را دنیا به نام شما ثبت کند. خواستند این کارها را بکنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمیشود آن را دستکاری کرد.
چهل میلیون به خط انقلاب رأی دادند
رهبرانقلاب:رقابتها تمام شد. «همهی کسانی که به این چهار نامزد رأی دادند، مأجورند؛ انشاءالله اجر الهی دارند. همهشان در درون جبههی انقلابند، متعلق به نظامند»؛ اگر با قصد قربت رأی داده باشند، عبادت هم کردهاند. خط انقلاب، چهل میلیون رأی دارد؛ نه بیست و چهار و نیم میلیون که رأی به رئیس جمهور منتخب است. چهل میلیون به خط انقلاب رأی دادند.
مردم اطمینان دارند؛ اما برخی از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازهی تقلب نمیدهد. این را هر کسی که دستاندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأی، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جوری تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شورای محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانی شبهه دارند و مستنداتی ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی؛ رسیدگی فقط از مجاری قانونی. بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهای قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برندهاند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهای درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبههای هست، از راههای قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر مواردی خواستند صندوقها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلی در این جهت وجود ندارد. این راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزیز.
اما خطاب دوم من، خطاب به سیاسیون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جریانات است. من میخواهم عرض کنم به این حضرات، که امروز یک لحظهی حساس تاریخی برای کشور است؛ نگاه کنید به وضع دنیا، نگاه کنید به وضع خاورمیانه، نگاه کنید به وضع اقتصادی عالم، نگاه کنید به مسائل کشورهای همسایهی ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاکستان. ما در نقطهی حساسی از تاریخ قرار گرفتهایم. همهی ما وظیفه داریم که در این مرحلهی تاریخی هوشیار باشیم، دقیق باشیم، مواظب باشیم اشتباه نکنیم.
در این قضیهی انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظیفهی خودشان عمل کردند. وظیفهشان این بود که بیایند پای صندوقهای رأی، که به بهترین وجهی این وظیفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگینتری داریم. آن کسانی که به یک نحوی یک نوع مرجعیتی در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤسای احزاب و کارگردانان جریانات سیاسی، و یک عدهای از اینها حرفشنوی دارند، اینها خیلی باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلی باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمی افراطیگری کنند، دامنهی این افراطیگری در بدنهی مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونههایش را دیدهایم. افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطیگری دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهایند. من به همهی این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعهی صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید؛ گرگهای گرسنهی کمینکرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهرههایشان برمیدارند و چهرهی حقیقی خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.
امروز -حالا عرض خواهم کرد- دیپلماتهای برجستهی چند کشور غربی که تا حالا با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهرهی واقعی خودشان را دارند نشان میدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر».(۵) دشمنیهای خودشان با نظام اسلامی را دارند نشان میدهند؛ از همه هم خبیثتر دولت انگلیس. من به این برادران عرض میکنم، به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سؤال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانید. انتخابات اصلاً برای چیست؟ انتخابات برای این است که همهی اختلافها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوقهای رأی معلوم بشود که مردم چی میخواهند، چی نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آنهائی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائی که رأی آوردهاند هم، در جواب آنها، اردوکشی کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمی که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگی آنهاست، اینها چه گناهی کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهای خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. برای نفوذىِ تروریست -آن کسی که میخواهد ضربهی تروریستی بزند- مسئلهی او مسئلهی سیاسی نیست؛ برای او چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که میخواهند راهپیمائی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششی برای او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفری که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادی، از بسیج، جواب اینها را کی بناست بدهد؟ واکنشهائی که به اینها نشان داده خواهد شد -تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند- که بالاخره واکنشی به وجود خواهد آورد، واکنش احساسی خواهد بود. محاسبهی این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضی از این قضایا؛ بروند توی کوی دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را -آن هم دانشجوهای مؤمن و حزباللهی را، نه آن شلوغکنها را- مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبری هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردمسالاری است.
من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهدهی آنهاست.
این تصور هم غلط است که بعضی خیال کنند با حرکات خیابانی، یک اهرم فشاری علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونی، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتوری است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبهی غلطی است. عواقبی هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.
من از همهی این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادری بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از این راه بروید. و امیدوارم خدای متعال توفیق بدهد که همه از این راه بروند. خب، همه پیشرفت کشور را میخواهند. جشن پیروزی چهل میلیونی را این برادران گرامی بدارند و نگذارند دشمن این جشن را خراب کند؛ همچنانی که دشمن میخواهد خراب کند. البته اگر کسانی بخواهند راه دیگری را انتخاب بکنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریحتر از این صحبت خواهم کرد.
و اما خطاب سوم، خطاب به سران استکبار و سران رسانههای استکباری است. بنده در این دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمریکا و دولتمردان چند کشور اروپائی را دنبال کردم؛ در این هفتههای نزدیک به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم این دو سه روزِ بعد از انتخابات. یک وضع متغیر و متفاوتی داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگیری رسانههایشان، دولتمردانشان، این بود که در اصلِ انتخابات ایجاد تردید کنند، شاید شرکت مردم کم بشود. البته همین نتائجی که از این انتخابات حاصل شد، همین نتائج را آنها هم -هم اروپائیها، هم آمریکائیها- حدس میزدند؛ اما این حرکت عظیم مردم را انتظار نداشتند؛ این کارِ ۸۵ درصدی؛ چهل میلیونی را باور نمیکردند. بعد از آنکه این حضور عظیم دیده شد، اینها شوکه شدند؛ فهمیدند چه اتفاق بزرگی در ایران افتاد؛ فهمیدند که باید خودشان را با این شرائط جدید وفق بدهند؛ هم در امور بین الملل، هم در امور خاورمیانه و جهان اسلام، هم در مسئلهی هستهای. در مسائل ایران شوکه شدند؛ فهمیدند که سرفصل جدیدی در مسائل مربوط به جمهوری اسلامی پیدا شد، که مجبورند این را بپذیرند. این مال هنگامی بود که این حرکت عظیم مردم دیده شد و از اینجا مرتب به وسیلهی ایادی خودشان مخابره شد و همهشان اظهار تعجب کردند؛ از همان صبح جمعه این اظهارات شروع شد، آنجا هم برخی از بازخوردهای این اظهارات دیده شد.
وقتی اعتراض بعضی از نامزدها را دیدند، ناگهان احساس کردند فرصتی برایشان پیش آمد. این فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موجسواری کنند. لحنشان از روز شنبه و یکشنبه عوض شد و وقتی یواش یواش چشمشان افتاد به بعضی از اجتماعات مردمی که به دعوت نامزدها مثلاً در خیابانها پیدا شدند، امیدوار شدند، یواش یواش نقابهایشان کنار رفت و حقیقت خودشان را بنا کردند نشان دادن. چند تا از وزرای خارجه و رؤسای دولتهای چند تا کشور اروپائی و آمریکا حرفهائی زدند که باطن آنها را به انسان نشان میداد. از قول رئیس جمهور آمریکا نقل شد که گفته ما منتظر چنین روزی بودیم که مردم به خیابانها بریزند. از آن طرف نامه بنویسند، اظهار علاقهی به روابط کنند، ابراز احترام به جمهوری اسلامی بکنند، از این طرف این حرفها را بزنند. کدام را ما باور کنیم؟
در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و "خط تخریب خیابانی" شروع شد؛ «خط تخریب، خط آتشسوزی، اموال عمومی را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را ناامن کنند، شیشههای دکان مردم را بشکنند، اموال بعضی از مغازهها را به غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند؛ امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت.»
این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دستنشاندگان سرویسهای جاسوسی غربی و صهیونیست است. این کاری که در داخل، ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال کردند ایران هم گرجستان است! یک سرمایهدار صهیونیست آمریکائی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانهها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج کردم، در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم؛ حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم. احمقها خیال کردند جمهوری اسلامی، ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه میکنید!؟ مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناختند.
آن چیزی که در این بین از همه بدتر و زشتتر به چشم من آمد، «این حرفهائی بود که به عنوان دلسوزی از حقوق بشر و سختگیری به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائی صادر شد که: ما از اینکه با مردم چنین رفتار بشود، مخالفیم؛ ما نگرانیم!» شما نگران مردمید!؟ شما چیزی به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید!؟ افغانستان را کی به خاک و خون کشید و هنوز هم دارد میکشد؟ عراق را کی زیر چکمهی نظامیان خودش تحقیر کرد؟ در فلسطین چه کسی به دولت صهیونیست ظالم این همه کمک سیاسی و مادی کرد؟ در خود آمریکا -انسان واقعاً تعجب میکند- در زمان دولت همین حزب دمکرات، در زمان ریاست جمهوری شوهر همین بانوئی که حالا اظهار نظر میکند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقهی داوودی را زنده زنده در آتش سوزاندند. این که دیگر جای انکار نیست. همین حضرات، همین دمکراتها این کار را کردند. فرقهی داوودیها به قول خودشان دیویدیها - به دلیلی مورد غضب دولت آمریکا قرار گرفتند و به منزلی رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه کردند، بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو این خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر میفهمید یعنی چه!؟ به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائی و آمریکائی قدری بایستی شرم و حیا را هم برای خودشان وظیفه بدانند.
«جمهوری اسلامی، پرچمدار حقوق انسان است.» دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطین، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطهای که مردم مظلوم واقع شدند، نشانهی همین است. نشانهی این است که «پرچم حقوق بشر به وسیلهی اعتقاد به اسلام، ایمان به اسلام در این کشور برافراشته شده است.» "ما احتیاج نداریم که برای حقوق بشر کسی ما را نصیحت کند." خب، «این عرایض ما بود دربارهی انتخابات.»
خطاب رهبرانقلاب به امام زمان(حضرت مهدی)
آیت الله سیدعلی خامنه ای:یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): «ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت.»
رهبرانقلاب:«من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همهی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.»
«سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛ صاحب این کشور توئی؛ صاحب این انقلاب توئی؛ پشتیبان ما شما هستید»؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ (۱) وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجاً (۲) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّاباً (۳).سوره نصر.
والسَّلامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَهُ اللَّه وَ بَرَکاتُهُ
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع این گزارش،سایت رهبری است،اماانتخاب تیترها و محتوای پرانتزها ازاینجانب است.
«حصر آقایان موسوی و کروبی در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ »حدود ۲۰ ماه پس از شروع فتنه ۱۳۸۸.
«روز بعداز اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری»:عصر روز(یکشنبه۲۴خرداد۱۳۸۸)«میرحسین موسوی» به دیداررهبری رفتند، ضمن ارائهی گزارشی، دیدگاه خود را دربارهی روند انتخابات بیان کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر لزوم حفظ آرامش و متانت، خاطرنشان کردند: در دورههای قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری کردند و طبعاً در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود.اما موسوی خودرا پیروز انتخابات می دانست واین حرفهاهیچ تأثیری درافکارمتوهمش نداشت!همچنان بر«تنورفتنه»می دمید.
ماجرای جلسه رهبری با میرحسین موسوی ونمایندگان ستادهای انتخابات ریاست جمهوری خرداد۱۳۸۸

خطبه تاریخی جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸رهبری انقلاب
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:برگزاری دهمین دوره ریاست جمهوری جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ درآماراولیه "تهران"خبرازپیروزی میرحسین موسوی داده شده بود،ایشان صبوری نکردتاشمارش آراء به پایان برسد ونتیجه انتخابات رسماًاعلام شود،خودش رابرنده انتخابات معرفی کرد وهیجانات شروع شد،درحالیکه ازنخستین ساعات بامداد روز شنبه ،اعلام تدریجی نتایج انتخابات کرد خبرها از پیشی گرفتن احمدی نژادداشت.
نهایتاًمعلوم شد بافاصله ۱۱ میلیون رأی اختلاف از احمدی نژادعقب افتاده، ولی حاضرنشدبپذیرد که بااین تعداداختلاف امکان تقلب نیست!
میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای نتایج اعلام شده را "بُهت آور" خواند و گفت -تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهد شد-«جنبش سبز»شکل گرفت،کروبی هم نتایج را «مضحک» خواند و آن را«فاقد مشروعیت»خواند!
«صادق محصولی»(وزیر کشور وقت) در روز ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ اعلام کرد که«احمدینژاد بیش از ۶۲ درصد آرا را بدست آورد و برنده انتخابات شد.»
۱-«محمود احمدینژاد» ۲۴ میلیون و ۵۲۷ هزار و ۵۱۶ رای معادل ۶۳ /۶۲ درصد آرا
۲-«میرحسین موسوی» ۱۳ میلیون و ۲۱۶ هزار و ۴۱۱ رای معادل ۷۵ /۳۳ آرا
۳-«محسن رضایی» ۶۷۸ هزار و ۲۴۰ رای معادل ۷۳ /۱ درصد آرا
۴-«مهدی کروبی» با ۳۳۳ هزار و ۶۳۵ رای معادل ۸۵ /۰ آرا
روز بعدازاعلام نتایج
«حضرت آیتالله خامنهای در دیدار آقای میرحسین موسوی با ایشان، بر پیگیری مسائل از طریق مراجع قانونی تأکید کردند.
در این دیدار که عصر دیروز(یکشنبه۲۴خرداد ۱۳۸۸) انجام شد، آقای میرحسین موسوی ضمن ارائهی گزارشی، دیدگاه خود را دربارهی روند انتخابات بیان کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر لزوم حفظ آرامش و متانت، خاطرنشان کردند: در دورههای قبلی انتخابات نیز برخی افراد و نامزدها مسائلی داشتند که از طریق شورای نگهبان به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایات انتخاباتی، پیگیری کردند و طبعاً در این دوره نیز مسائل باید از طریق قانونی دنبال شود.»منبع:۲۵خرداد ۱۳۸۸سایت رهبری
۴روزبعدازانتخابات
رهبرانقلاب همه معترضین رابه جلسه دعوت کرد،خواست هرکدام یک نفررابعنوان نماینده شان بفرستند جلسه-آقای«دکتروحیدحقانیان»ازدفتررهبری تلفنی اطلاع داد.
مرتضی الویری از طرف ستاد مهدی کروبی، علیرضا بهشتی از طرف ستاد میرحسین موسوی، مجتبی ثمره هاشمی از ستاد محمود احمدی نژاد و داوود دانش جعفری از ستاد محسن رضایی صحبت کرده اند
دراین جلسه اعضای دیگری ازستادها هم بودند(ازشورای نگهبان کدخدایی هم بود ورئیس قوه قضائیه آیت الله لاریجانی)
جلسه همان روزسه شنبه۲۶ خرداد ۱۳۸۸برگزارشدمرتضی الویری فرستاده کروبی اولین سخنران ،اصراربرابطال انتخابات داشته!
آقاهم برصیانت ازآرای وتأکید برعدم ابطال وپیگیری هاازبستر قانون…
طرفداران آقای احمدی نژادهم دریکشنبه۲۴خرداد جشن پیروزی برگزارکردند.
تظاهرات خشونت بارطرفداران موسوی وکروبی همچنان ادامه داشت وموج بدی درکشورایجادکرده بود
اگرچه تجمعات پراکنده ازشب شمارش آراء شروع شد وتظاهرات وراهپیمایی ها ازتاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸شروع شدوکم کم به خشونت کشیده شد کشته و زخمی هم داشت.
وزرات کشور جمهوری اسلامی، بعد از ظهر روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸نتایج رااعلام کرد:
محمود احمدی نژاد: با ۲۴ میلیون و ۵۹۲ هزار و ۷۹۳ رای رتبه اول
میرحسین موسوی: با ۱۳ میلیون و ۳۳۸ هزار و ۱۲۱ رای رتبه دوم
محسن رضایی میرقائد: با ۶۸۱ هزار و ۸۵۱ رای رتبه سوم
مهدی کروبی: با ۳۳۸ هزار و ۲۷۸ رای چهارم شد.
از مجموع بیش از ۳۹ میلیون رأی مأخوذه معادل ۶۲.۶۳ درصد آرا
روز (سه شننبه۲۶خرداد ۱۳۸۸) آیت الله خامنه ای نمایندگان نامزدها و مسئولان وزارت کشور و شورای نگهبان را فراخواند و با آنها گفت و گو کرد. او نمایندگان نامزدها را به آرامش و پیگیری اعتراضاتشان از مسیر قانون دعوت کرد.
اولین جمعه بعدازانتخابات ریاست جمهوری
خطیب جمعه تهران مقام معظم رهبری بود،وی درخطبه دوم موضع خودرااعلام کرد ودرپایان اشکش جاری شد که این اشک مثل “دومینو” اشکهایی راجاری کرد ! وازاین روزبودکه صف رأی دهندگان موسوی با صف طرفدارن موسوی”خشونت”مشخص شد. یعنی صف خودی وغیرخودی،صف فتنه گران .
«یک خطاب آخرى هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سید ما! اى مولاى ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندک آبرویى هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولاى ما، دعا کن براى ما؛ صاحب ما تویى؛ صاحب این کشور تویى؛ صاحب این انقلاب تویى؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعاى خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانى بفرما»
دراین روز آیتالله مهدوی کنی رهبر انقلاب بعدازنماز جمعه ، امامت نماز عصر را به آیتالله مهدوی کنی محول می کردومصلی راترک می کند. ۲۹ خرداد ۱۳۸۸
ماجرای جلسه نمایندگان نامزدهای انتخابات ۸۸ با آیت الله خامنهای
شنبه۲۶خرداد ۱۳۸۸جلسه آیت الله خامنهای بافرستادگان کاندیداهای ریاست جمهوری -دوره دهم
جزئیات تازه ای از جلسه اعضای ستاد انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ با آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در کتابی با عنوان "من مدیر جلسه ام" منتشر شده است
نویسنده کتاب(رحیم مخدومی) است و جزئیات این دیدار توسط جعفر فرجی، قائم مقام ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد روایت شده که در جلسه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ در دفتر آیت الله خامنه ای حضور داشته است.
این دیدار یک روز پس از راهپیمایی طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی از میدان انقلاب تا میدان آزادی تهران، در دفتر رهبر ایران برگزار شده بود.
از ستاد هر یک از نامزدهای انتخابات پنج نفر در این جلسه حضور داشتند و نماینده وزارت کشور و سخنگوی شورای نگهبان هم به عنوان مجری و ناظر انتخابات در آن حاضر بودند.
در جریان جلسه، تا زمانی که دوربین ها به گفته راویان روشن بودند و جلسه را ضبط می کردند، مرتضی الویری از طرف ستاد مهدی کروبی، علیرضا بهشتی از طرف ستاد میرحسین موسوی، مجتبی ثمره هاشمی از ستاد محمود احمدی نژاد و داوود دانش جعفری از ستاد محسن رضایی صحبت کرده اند، اما پس از خاموش شدن دوربین های تصویربرداری که به گفته راوی به درخواست رهبری بوده، شمار دیگری از افراد هم به جمع سخنگویان پیوسته اند.
آیت الله خامنه ای:من خودم مدیر جلسه ام
به گفته راوی، آیت الله خامنه ای در ابتدای جلسه گفته "من خودم مدیر جلسه هستم" و از نمایندگان دعوت کرده تا بر اساس سن نامزدها صحبت را آغاز کنند. مرتضی الویری به نمایندگی از مهدی کروبی، مسن ترین نامزد، صحبت را آغاز کرده است.
اعضای ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد در ردیف سمت راست آیت الله علی خامنه ای حضور داشتند
به گفته قائم مقام ستاد محمود احمدی نژاد، آقای الویری که مسئولیت سازماندهی برخی راهپیماییهای قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ را بر عهده داشته، گفت که تا آن زمان تظاهراتی به بزرگی راهپیمایی طرفداران جنبش سبز (در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸) ندیده و خواستار ابطال انتخابات و توجه به خواست مردم شده است.
راوی می افزاید آیت الله خامنه ای خواسته است که از ستاد هر یک از نامزدها یک نفر به مدت پنج دقیقه صحبت کند و به نقل از رهبر ایران می گوید "ساعت هم روبهرو هست، دوستانی که حواسشون نیست، بغل دستی ها یادآوری" کنند.
«محمد علی نجفی» که کنار آقای الویری نشسته بود، گفت: آقا! اگه پنج دقیقه بیشتر شد، بهش میزنم... «مهدی کلهر» برگشت گفت آقا، اینا عادت کردن به کتک زدن."
بر اساس روایت «جعفر فرجی»، «علیرضا بهشتی» از طرف ستاد آقای موسوی سخنران بعدی بوده است. "ایشان هم یک تیکه علمایی انداخت و گفت انشالله«اُذُن خیر»باشید، بعد گفت ما داریم به چه سمتی میریم؟ کشور با بد اخلاقیها و برخوردهای اشتباه تباه شده."
سخنگوی شورای نگهبان به نقل از راوی
سخنران بعدی «داوود دانش جعفری» از وزیران سابق دولت احمدی نژاد و از اعضای ستاد محسن رضایی بوده است. نویسنده درباره سخنرانی آقای دانش جعفری به نقل از راوی می نویسد: "یه سری از آراء افراد لشگری، سپاه و ارتش و... سازماندهی شده بود، جمعبندی ما این بود که یه جریانی پشت این هست... آقا به حالت شوخی گفت اون کاندیدا ظاهراً خودش نظامی نبود؟" که کنایه ای به سابقه نظامیگری محسن رضایی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
انتقاد نماینده رضایی از آیت الله خامنه ای
به گفته جعفر فرجی: "دانش جعفری شروع کرد به پرت و پلا گفتن "که اون سفری که شما رفتید کردستان و صحبت کردین، همه احساسشون بر این بود که شما دارید از یه کاندیدای خاص حمایت میکنید و این سلامت انتخاب رو زیر سوال برد. یعنی صحبتهای آقا هم نوعی تقلب محسوب میشه. همه مونده بودن که «دانش جعفری» چی داره میگه. "انتظار میرفت این حرف رو نمایندههای موسوی و کروبی بزنن، نه نماینده محسن رضایی."
اشاره آقای دانش جعفری به سخنرانی آیت الله خامنه ای بوده که در آن ضمن تمجید از عملکرد دولت، در توضیح مشخصات نامزد اصلح، به گونه ای سخن گفت که عده ای آن را اشاره به آقای احمدی نژاد تلقی کردند.
از راست: عباس آخوندی، حسن عابدی جعفری، ابوالفضل فاتح و بیژن نامدار زنگنه نمایندگان ستاد موسوی،؟،علیرضا بهشتی از ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی
منتقدان می گفتند که آیت الله خامنه ای که مطابق قانون باید در انتخابات بی طرف باشد، عملا نشانی مشخص نامزد مطلوب خود را به طرفدارانش داده است.
راوی دیدار نمایندگان ستادها با آیت الله خامنه ای می گوید که آقای "دانش جعفری خیلی تیکه بدی انداخت. دانش جعفری تمام حیات سیاسیش رو به لطف آقا داره، چون آقا ایشون رو حمایت کرده."
راوی می افزاید: "آقا وسط حرفش اومد و گفت من حدود بیست ساله دارم این حرفارو میزنم و زمانی این حرفای من قطع میشه که من تو این دنیا نباشم، تا وقتی هستم این معیارها رو به مردم میگم. من باید معیارها رو به مردم بگم و هر کسی بره تطبیق بده. مردم خودشون میفهمن کدوم کاندید بیشترین معیارها رو داره و کدوم کمترین، هر کاندیدای میتونه بگه من به این معیارها نزدیکتر هستم."
بر اساس نوشته، فضای حاکم بر این جلسه که خشک بوده با شوخی های آیت الله خامنه ای و در مواردی شوخی های مجتبی ثمره هاشمی و شخص راوی از ستاد آقای احمدی نژاد تلطیف می شده است.
آقای الویری! شما ۳۰ ثانیه وقت خواستید(ما کریم هستیم) به شما یک دقیقه وقت میدیم.
آیت الله علی خامنه ای به روایت راوی
قائم مقام ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد می گوید که قبل از برگزاری این جلسه تصور می شد که آیت الله خامنه ای "می خواهد امتیاز بدهد"، اما به نوشته او، رهبر ایران "شروع کرد به صحبت و گفت:« چیزی نشده اتفاقی نیفتاده، سر یه چهارراهی تصادفی شده، همه صبر کنن تمام بشه بره.»
به گفته راوی: "آقای الویری هی دستشو میبرد بالا که آقا من پیشنهاد دارم، سی ثانیه وقت میخوام، بنده طرح دارم برای حل مسئله آقا فرمود دوربینها را بیرون ببرید. وقتی دوربینها خارج شد، آقا فرمود: آقای الویری شما سی ثانیه وقت خواستید، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت میدیم. خنده بر لبان همه نشست، آقای الویری گفت نه آقا! پنج دقیقه."
بر اساس این روایت، نماینده ستاد انتخاباتی مهدی کروبی خواستار ابطال انتخابات و تشکیل "حکمیت حقیقت یاب" شد که مورد اعتماد تمام طرف ها باشد، اما آیت الله خامنه ای بلافاصله با هر دو پیشنهاد مخالفت کرد.
نفر اول از سمت راست «دکتروحیدحقانیان» از اعضای دفتر رهبری، نفر سوم مرتضی الویری، نفر چهارم محمد علی نجفی، کنار او حجت الاسلام رسول منتجب نیا ،سمت چپ، خانم فاطمه کروبی( همسر حجت الاسلام مهدی کروبی)هم در عکس دیده می شود
تیکه جالب رهبری خطاب به "رسول" کروبی
راوی از آیت الله خامنه ای در این جلسه نقل می کند که خطاب به آقای الویری گفته است: "اون موقع که انتخابات میرسه، هی تکرار میکنید که رهبری در چارچوب قانون اساسیه و از این به عنوان ژست برای بالا بردن رایتون استفاده میکنید، شما که این حرفا رو تکرار میکنید، چطوری این جا میگید رهبری بیاد از اختیارات فرا قانونی استفاده کنه؟ شما خودتون میگید که رهبری این اختیار رو نداره. چطوری شورای نگهبان و دستگاههای مجری و نظارتی رو کنار بذاره و خودش شورایی تشکیل بده؟"
در گزارشی که چند ماه بعد از انتخابات، به نقل از مرتضی الویری در سایت روزآنلاین منتشر شد، از قول بیژن زنگنه، عضو ستاد انتخابانی میرحسین موسوی خطاب به آیت الله خامنه ای آمده بود: "حاج آقا بحث ما روی ۴۰ میلیون رأی نیست. قبول داریم که ۴۰ میلیون رأی موجب افتخار است. ما نمیخواهیم این افتخار را نادیده بگیریم. بلکه بحث ما این است که آرا به کلی جابجا شده است. شما میگوئید شورای نگهبان بررسی کند. مگر شورای نگهبانی که هفت نفر از آنها از آقای احمدی نژاد حمایت کردند میتواند یک مرجع قابل قبول باشد و مردم به آنها اعتماد کنند؟"
طعنه رهبر به نمایندگان ستاد موسوی
نویسنده کتاب تازه، جواب آیت الله خامنه ای به آقای زنگنه را این طور نقل می کند: "شما نوعاً آدمی احساساتی هستی، بارها شده اومدی یه مطلبی رو به من گفتی، بعد اومدی با گریه اون مطلبو پس گرفتی" و می افزاید: "این آقا(زنگنه) دیگه ساکت شد"
آقا فرمودند یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید. اگر امروز تمام دنیا نیز روبرویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات باید ابطال شود، بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت.
ابطال انتخابات تودهنی به مردم است و بنده به هیچ عنوان از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد. در همین انتخابات سال ۱۳۷۶ وقتی جناب آقای خاتمی رای آوردند خیلی ها اعتراض داشتند و به دنبال ابطال انتخابات بودند. گروهی از بزرگانی که شما هم می شناسید، پیش بنده آمدند و تقاضای ابطال انتخابات را کردند و مدام هم اصرار می کردند. بنده آن زمان آنچنان تشری به این ها زدم که دیگر از آن زمان تاکنون دلشان با بنده صاف نشده، (بعد با شوخی و تبسمی آرام فرمودند) البته امیدوارم این جلسه باعث نشود که شما هم مثل آن عزیزان شوید. اگر هم اعتراضی راجع به انتخابات دارید بروید در مجاری قانونی درنظرگرفته شده در قانون اساسی پیگیری کنید.
البته یک چیزی را هم بگویم که شما که کار اجرایی انتخابات انجام داده اید، می دانید که احتمال تقلب در انتخابات نیم درصد هم نیست. حالا یک زمانی صحبت بر سر ۱۰۰ هزار رای بود، احتمال می دادیم. اگر ۲۰۰ هزار رای بود، ۳۰۰هزار رای بود، می پذیرفتیم. الان صحبت نه بر سر یک میلیون یا دو میلیون رای است، اختلاف ۱۱ میلیون رای است. مگر می شود پذیرفت!. البته اشکال ندارد شورای نگهبان ترتیبی اتخاذ کند تا با حضور نمایندگان کاندیداها، آن صندوق هایی که اعتراض دارند، بازشماری شود.
اعضای ستاد محسن رضایی. نفر سمت چپ" داوود دانش جعفری" و«مرتضی طلایینیک».
عباس اخوندی درجلسه رسولان کاندیداها
در بخش خصوصی جلسه که به روایت قائم مقام ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد بدون حضور دوربین ها انجام شده، از جمله «عباس آخوندی»(باجناق علی اکبر ناطق نوری) و از اعضای ستاد میرحسین موسوی شروع به صحبت کرده است. آقای آخوندی دستشو آورد بالا که میخوام صحبت کنم... داشت میگفت من فلان و فلان و...
رهبری گفت:اول شمارامعرفی کنید!( آخوندی وزیر مسکن کابینه زمان ریاست جمهوری رهبری بوده اند)
که آقا بهش گفت خودتونو معرفی کنید. با تعجب گفت من آخوندی هستم. آقا گفت جدیدا مواضع تونو تو روزنامه دیدم !
به روایت «جعفر فرجی»: من به بچهها گفتم آقا بهش تیکه انداخت، یعنی دیگه نمیشناسمت. دیگه حرفاش یادش رفت، نمیدونست چی بگه، هر چی میگفت به ضرر خودشون بود.
براساس روایت مکتوب آقای الویری از این جلسه که پیشتر منتشر شده بود، در ادامه نماینده محسن رضایی می خواسته صحبت کند که آقای خامنه ای گفته خسته شده است و جلسه پایان یافته است.
در روایت تازه ای که از این جلسه منتشر شده، قائم مقام ستاد انتخاباتی آقای احمدی نژاد به جزئیاتی از مکالمه کوتاه فاطمه کروبی، همسر و از اعضای ستاد مهدی کروبی هم اشاره می کند که به وضوح نشان دهنده نارضایتی آیت الله خامنه ای از گفته های تبلیغاتی آقای کروبی است.
سمت راست رهبری: مرحوم محمدرضا علیزاده، عباسعلی کدخدایی وآیت الله صادق آملی لاریجانی نمایندگان شورای نگهبان/سمت چپ رهبری:کامران دانشجو وحجت الاسلام محمدحسین موسیپور( نمایندگان وزارت کشور )
گوشه زنی رهبر به گفتههای کروبی
"آقا گفت: خانم کروبی! من تو فیلمهای تبلیغاتی آقای کروبی دیدم که ایشون با افتخار میگن که "من میرم زندانی آزاد میکنم، من مجرم آزاد میکنم" مگه این افتخاره!؟ به آقای کروبی بگین کسی نباید بدون دلیل به زندان بره و کسی هم نباید بدون دلیل از زندان بیاد بیرون
راوی به نقل از آیت الله خامنه ای
"خانم کروبی... گفت آقا من یه چیزی رو میخواستم بگم. آقا گفت بفرمایید. [خانم کروبی] گفت:«اگه میشه بگید اینایی که دستگیر شدن رو آزاد کنن.» آقا گفت خانم کروبی! «من تو فیلمهای تبلیغاتی آقای کروبی دیدم که ایشون با افتخار میگن که من میرم زندانی آزاد میکنم، من مجرم آزاد میکنم، مگه این افتخاره؟» ودرادامه گفت:"به آقای کروبی بگین کسی نباید بدون دلیل به زندان بره و کسی هم نباید بدون دلیل از زندان بیاد بیرون."
تصویری که از آیت الله خامنه ای در این جلسه ترسیم می شود چهره ای مصمم به طرفداری از تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری است که با مخالفان خود در این نشست شوخی می کند و در مواردی آنها را دست می اندازد.
هنگامی که مرتضی طلایی نیک، از اعضای ستاد محسن رضایی، از هتک حرمت "بزرگان" در مناظره های تلویزیونی توسط آقای احمدی نژاد گلایه می کند، آیت الله خامنه ای در پاسخی، می گوید "بله، من هم از طریق تلویزیون مثل بقیه مردم نشستم دیدم، واقعاً قلب من به درد اومد، وقتی دیدم توی تلویزیون به رئیس جمهور قانونی مملکت [محمود احمدی نژاد] دارن میگن دروغگو، دروغگو."
این در حالی است که به نظر می رسد منظور آقای طلایی نیک، طرح اتهام علیه اکبر هاشمی رفسنجانی توسط آقای احمدی نژاد بوده است.
'رو به روی تمام دنیا می ایستم'
از راست: مهدی کلهر، عباس زریبافان، مجتبی ثمره هاشمی، مجتبی زارعی و جعفر فرجی نمایندگان ستاد احمدینژاد
نویسنده روایت تازه از این نشست، نقل می کند که آقای خامنه ای در لحظات پایانی جلسه گفته است: درباره ابطال انتخابات که هی تکرار میکنید؛ اگر تمام دنیا رو به روی من بایستن که باید این انتخابات ابطال بشه، من رو به روی تمام دنیا میایستم و نمیذارم که انتخابات ابطال بشه. ابطال انتخابات، تو دهنی به مردمه
وی همچنین از رهبر ایران نقل می کند: "اون زمانی که آقای خاتمی رأی آورد، یه سری از دوستانی که شما هم میشناسیدشون جمع شدن اومدن پیش من، گفتن باید انتخابات ابطال بشه، من اونجا آن چنان تشری به اونا زدم که از اون وقت تا به حال دلشون دیگه با من صاف نشد."
از راست: مرحوم محمدرضا علیزاده، عباسعلی کدخدایی و صادق آملی لاریجانی نمایندگان شورای نگهبان
آیت الله علی خامنهای سه روز پس از این جلسه، با حضور در نماز جمعه تهران اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات را "اردوکشی و زورآزمایی خیابانی" خواند و هشدار داد "کسانی که بخواهند برای اصلاح ابرو چشم را کور کنند مسئول هر خونی که ریخته شود هستند."
گفته های آیت الله خامنه ای به روایت راوی
پس از این سخنرانی بود که دستگیری معترضان و برخورد با اعتراضات علیه نتایج انتخابات شدت گرفت و از جمله مرتضی الویری که از معترض ترین چهره های حاضر در جلسه با آیت الله خامنه ای بود، بازداشت شد./منبع:۲۰ دی ۱۳۹۱BBC ومنابع داخلی:سایت رهبری،خبرگزاری تسنیم.
ایسنا (دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۴ )نوشت: ۲۷ اسفند۱۴۰۳ «حسین کروبی»(فرزندِحجت الاسلام مهدی کروبی) از پایان حصر خانگی پدرش پس از ۱۴ سال خبر داد.
«زهرا رهنورد»و «میرحسین موسوی»
خاطرات آقای کدخدایی از دیدارنمایندگان کاندیداها بارهبری ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
«بیژن ناندار زنگنه»(از ستاد آقای موسوی)حرفهایش یک مقداری بااحساسات بود که در انتهای کلام، خواستار ابطال انتخابات شدند،ایشان خطاب به آقا گفتند که «شما پدر معنوی ما هستید، باید کمک کنید و نگذارید مثلاً بحرانی اتفاق بیفتد.» خیلی صحبتهای آقای زنگنه با احساسات همراه بود.
صحبتهای وزیر در جلسات کابینه همراه با گریه(غلیان احساسات)
رهبر معظم انقلاب گفتند:جناب آقای زنگنه همیشه احساساتی هستند و من خاطرم هست که گاهی اوقات که در وزارت هم بودند، صحبتهاشان حتی همراه با گریه بود. الآن هم در همان حال و هوا صحبت میکنند.
رهبر انقلاب در ادامه گفتند که «میخواهم خاطرهای بگویم که امیدوارم آقای زنگنه ناراحت نشوند. بعد از برگزاری انتخابات دوم خرداد، یکی از مقامات کشور آمد و خواستار ابطال انتخابات شد. چنان با او برخورد کردم که هنوز از من مکدر است.»
رهبرانقلاب:«ابطال یعنی بزنم توی دهن چهل میلیون رأی دهنده!»
صحبتها که تمام شد و تقریباً جلسه رو به اتمام بود، نمایندگان دو کاندیدای معترض(کروبی و موسوی) اصرار بر ابطال انتخابات داشتند.البته آقایان بهصورت مصداقی وارد بحث نشدند، بلکه عمدهی بحث آنها روی مناظرات و نیز اقدامات دولت قبل از برگزاری انتخابات بود. برخی آقایان میگفتند که چون آقای احمدینژاد در مناظره صحبت کرده، صلاحیت ندارد. رهبری پاسخ فرمودند که «صلاحیت امر دیگری است و در جاهای دیگر باید تعیین بشود.»
رهبری فرمودند «این صحبتهای شما هیچ مبنای قانونی ندارد. اگر تخلفی صورت گرفته، که شورای نگهبان اینجا هست، وزارت کشور هم هست که باید برخورد بکند. اگر شما ادعایی دارید، بروید از طریق شورای نگهبان پیگیری بکنید و شورای نگهبان هم مکلف است به شکایتهای شما رسیدگی بکند. وزارت کشور هم به همین صورت. بازشماری و بررسی کنید؛ تا هر زمانی که فکر میکنید این مسئله میتواند مشکل شما را حل بکند. ما هم به شورای نگهبان و وزارت کشور میگوییم که موضوع را تعقیب بکنند تا برای شما اطمینان ایجاد بشود، ولی اینکه میگویید ابطال بشود، این حرف خلاف قانون است، این را کسی نمیتواند بپذیرد. پذیرش ابطال انتخابات یعنی اینکه بزنم توی دهن چهل میلیون!»
این دفاع محکم رهبری بود از حقوق و آراء مردم. یعنی رهبر انقلاب این بار در کسوت دفاع از آراء مردم و دفاع از جمهوریت وارد میدان شدند.
آخوندی: میدانیم تخلف عمدهای نشده است
عباسعلی کدخدایی:زمانی که بحث رسمی جلسه تمام شد، دوباره رهبر انقلاب فرمودند که اگر مطلب دیگری هست، مطرح کنید. جناب آقای«عباس آخوندی»(از ستاد آقای میرحسین موسوی) وقت گرفتند که تا آنموقع هم صحبتی نداشتند. آقای آخوندی خطاب به رهبر انقلاب گفتند که «ما میدانیم اگر تمام صندوقها را بازشماری کنید، تخلف عمدهای به دست نمیآید، ولی مشکل و مسئلهی عمدهی ما صلاحیت آقای احمدینژاد است.» باز رهبری فرمودند «این یک امر دیگری است. شما اگر نسبت به صندوقهای آراء بحث دارید، مطرح بکنید، ولی بحث صلاحیت در جای دیگری بررسی شده و در زمانی دیگری میشود به آن پرداخت.»
«حجت الاسلام رسول منتجبنیا»(نمایندهی ستاد آقای کروبی)پیشنهاد کرد، برای اینکه هم رسیدگی توسط مرجع قانونی (شورای نگهبان) انجام شود و هم اعتماد نامزدها تأمین شود، در جلسهای که موضوع بررسی و یا بازشماری انجام میشود، نمایندگان نامزدها بهعنوان ناظر حضور داشته باشند. حضرت آیتالله خامنهای ضمن تأیید این پیشنهاد از ما بهعنوان نمایندهی شورای نگهبان خواستند که امکان حضور و نظارت نمایندگان نامزدها را برای رسیدگی و حتی بازشماری فراهم کنیم: «نامزدها اگر شکایتی دربارهی آراء صندوق خاصی دارند، همان صندوق و صندوقهای مورد شکایت بازشماری شود و حتی میتوان تصادفی تعدادی از صندوقها را بازشماری کرد تا هیچ شبههای باقی نماند.»
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:درمورد اصطلاح علمایی فرستاده آقای میرحسین موسوی( علیرضابهشتی)
”اُذُن” یعنی چه؟
وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَهٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۶۱﴾توبه
یعنی سراپا”گوش”بود،بادقت گوش می داد به حرفهای مخاطبش
منافقان به همدیگرمی گفتندپیامبر:« هُو اُذُنٌ» و می گفتند هرکس، هرچیزی به پیامبر می گوید ایشان تایید می کنند با اینکه حرف ها متفاوت و متناقض است.
قرآن این عیب جویی بدخواهان پیامبر را نقل می کند و جواب می دهد: «قُلْ اُذُنُ خیْرٍ لکُمْ » پیامبر اگر گوش هست، گوش خیر هست. کسی مانند پیامبر به عنوان رهبر یک جامعه باید گوش باشد و جنبه خیریت و شنوا بودن پیامبر این بود که « یومِنُ بِاللهِ ویُومِنُ لِلْمُومِنِین ورحْمهٌ لِلذِین آمنُوا مِنْکُمْ» یعنی اعتماد به مومنین دارد: یکی از ابعاد شنوا بودن پیامبر این است که این کار رفعت برای مومنین است: شرح صدری که خداوند به پیامبر دارد روح پیامبر باید بسیار بزرگ باشد. روح پیامبر باید ظرفیت گنجایش تمام بداخلاقی ها و دشواری هایی که در جامعه وجود دارد را داشته باشد: او از یک طرف چون مهربان است و رحمت للعالمین است باید توان شنیدن همه بهانه جویی ها و سنگ اندازی مردم را داشته باشد و از طرفی دیگر سخنان مختلف را بشنود، چون اگر غیر از این باشد نشان می دهد او پیامبر رحمت نیست و چون می دانیم که پیامبر رحمت است در رفتار و کردار ایشان ابعاد مختلف رحمانیت پیامبر جلوه کرده است.
«عزیزٌ علیهِ ما عنِتُّم» او هرآنچه شما را به دشواری بیندازد برای پیامبر سخت و ناگوار است ./پایان توضیحات مدیرسایت
مدیریت سایت-پیراسته فر:اما شایدعده ای برمن خرده بگیرند که چرا منبع خبرم بی بی سی است!؟
بایدبگویم وقتی دررسانه های ایران به آن پرداخته نشده،ویا مدارک لازم راندارند ولی ازآن طرف اسنادومدارک را با همه جزییاتش رسانه ها دشمن دارند!
همانطورکه درماجرای جلسات انتخاب رهبرفیلمش را به دشمن رساندند خائنین،بقول یکی یکی ازاعضای خبرگان رهبری"هریس"که می گوید بخاطرمحرمانه بودن فیلمش دراختیارخوداعضاقرارنگرفته بوده ولی شبکه ماهوارهای«من و تو»داده می شود!
وقتی همه کاره مدیرعامل سابق صداوسیما(سرافراز)مهره امریکا می شود (شهرزاد میرقلیخان «بازرس ویژه سازمان صداوسیما)و یا حسن گلخنبان بهعنوان تصویربردار صدا و سیما در مراسمات و برنامههای نظامی و دفاعی ایران حضور مییافتازتیم احمدی نژاددرنیویورک جدامی شود(مهر ۱۳۹۱ ) با همه امکانانت واسنادمحرمانه پناهنده می شود..بایدماهم بعضی از اسنادرابه آنها استنادکنیم!متأسفانه/پایان توضیحات مدیرسایت
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب، نمایندگان ستادهای چهار نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عصر سه شنبه در نشستی دوستانه، در حضور حضرت آیتالله خامنهای، دیدگاههای خود را در باره انتخابات و مسایل مربوط به آن بطور صریح و شفاف بیان و مسئولان ذیربط نیز توضیحاتی را ارائه کردند. روایتی دیگر از این دیدار را در سطرهای زیر میخوانید:
عقربههای ساعت به ۶ بعد از ظهر روز سهشنبه ۸۸/۰۳/۲۶ نزدیک میشود. نمایندگان چهار نامزد فعال در صحنهی انتخابات دهم ریاستجمهوری کنار هم نشستهاند تا در یک فضای صمیمی و البته متفاوت (از نظر ارزیابی انتخابات) دیدگاههای خود را مستقیم و شفاف با "پدر ملّت" در میان بگذارند. "پدر ملّت" عنوانی بود که یکی از نمایندگان نامزدهای رأی نیاورده (که البته از دولتهای قبل مسؤولیت وزارت داشته است) برای حضرت آیتالله خامنهای بهکار برد.
ساعت ۶ با ورود رهبر معظم انقلاب، هریک از نمایندگان چهار نامزد شروع به سخن کردند.
اول نماینده ستاد شیخالنامزدها (تعبیر حضرت آیتالله خامنهای برای آقای کروبی) سخن گفت که تقریباً با کم و زیادش توسط دیگر ستادها تکرار شد. چون به ترتیب سنّ نامزدها، نمایندگان ستادشان سخن گفتند، دومین نوبت به ستاد مهندس موسوی رسید.
برای سخن گفتن سومین نفر بین اینکه دکتر رضایی مسنتر است یا دکتر احمدینژاد، یک لحظه تردید شد که نماینده ستاد دکتر رضایی نقطه نظراتش را مطرح کرد و سپس نوبت به کمسنترین نامزد و ستاد وی، دکتر احمدینژاد رسید.
آقایان الویری، بهشتی و دانشجعفری از طرف ستادهای آقایان کروبی، موسوی و رضایی، هریک اشکالات و شبهاتی را که معتقد بودند به انتخابات وارد است، مطرح کردند. برخی از مطالب مربوط به فضای انتخابات و مواضع و عملکرد نامزد منتخب بود و برخی دیگر بهعنوان اشکالات روز رأیگیری و چگونگی اعلام نتیجهی انتخابات.
آنچه بهعنوان اشکالات مربوط به دورهی منتهی به روز رأیگیری مطرح شد، تقریباً همان مواردی بود که از سوی سه نامزد و یا حامیان آنها در مواجهه با نامزد منتخب مطرح شده بود و کم و بیش فرد ذینفع و یا حامیان وی به آنها پاسخ گفته بودند. در این جلسه نیز از سوی آقای ثمرههاشمی بهعنوان نمایندهی نامزد منتخب به آنها اشاره شد و البته اینها مواردی است که شورای نگهبان (که نمایندگانش به همراه نمایندگان وزارت کشور در جلسه حضور داشتند) خارج از حیطهی قانونی صلاحیت خود برای رسیدگی میداند. این موضوعی بود که از سوی آقای کدخدایی به نمایندگی از طرف شورای نگهبان در جلسه مطرح شد.
موارد مطروحهی دیگر که بهعنوان "اشکالات مربوط به روز رأیگیری و چگونگی اعلام نتیجه" مطرح شد، علاوه بر کلیات، نکاتی مثل کمبود تعرفه و چگونگی و میزان صدور کارت برای ناظران نامزدها در شعب اخذ رأی را در بر میگرفت که در گزارش آقای دانشجو رئیس ستاد کشور و آقای کدخدایی نماینده شورای نگهبان به دو مورد مشخص و مصداقی فوق پرداخته شد. البته تفاوتهایی بین آنچه طرفهای ذینفع (ستاد نامزدها) و طرفهای ذیربط (شورای نگهبان و وزارت کشور) مطرح کردند، وجود داشت.
حضرت آیتالله خامنهای در این جلسه، همچنان که خود در ابتدا تأکید کردند، میخواستند بیشتر حرف افراد حاضر را که به تعبیر ایشان همگی متعلّق به خانوادهی انقلاب هستند، گوش کنند و لذا کوتاه سخن گفتند ولی چند مطلب را مورد تأکید قرار دادند که به این مضمون بود:
اول آنکه انتخابات مظهر وحدت ملی است و نباید اجازه داد به انشقاق ملی تبدیل شود.
دوم آنکه ملّت ایران هویتی یکپارچه دارد. آنهایی که ۲۴ میلیون رأی به نامزد منتخب دادند، به همان اندازه دل در گرو انقلاب و نظام داشتند که ۱۴ میلیون دیگر. چرا که ۳۹ میلیون رأیدهنده وجه مشترکشان دلبستگی به جمهوری اسلامی بود و وجه افتراقشان در رأی به این یا آن نامزد.
سوم آنکه همهی نامزدهای فعال در انتخابات و حامیان آنها نباید بهگونهای سخن بگویند و یا رفتار کنند که منجر به تحریک و عصبانیت طرف مقابل شود.
چهارم اینکه ایجاد اغتشاش و آشوب، خواست دشمن است و هیچ نسبتی با نامزدها ندارد و امری محکوم است. همگان از نامزدها گرفته تا جمع حاضر (ستادها و حامیان آنها) به صراحت و علنی علیه این اعمال خشونتآمیز که بعضاً جنایت است، موضع بگیرند.
پنجم آنکه اشکالات و شبهات نامزدها باید رسیدگی شود و توسط مرجع قانونی که شورای نگهبان است تعیین تکلیف گردد.
حضرت آیتالله خامنهای در پایان تأکید کردند: همچنانکه قبلاً گفتهام و از جمله در دیداری که آقای موسوی با اینجانب داشت تأکید کردم و قرار شد چنین شود، شما هر اشکال و شبههای که دارید، بهطور مشخص و روشن به شورای نگهبان (به عنوان مرجع قانونی) اعلام کنید تا طبق قانون به آن رسیدگی شود. اینجانب به شورای نگهبان تأکید کردهام که حتی اگر لازم شد، صندوقهایی را بازشماری کنند، این کار انجام شود.
عقربههای ساعت به ۷ بعدازظهر رسیده است و وقت جلسه به اتمام رسیده اما پس از پایان وقت و به هنگام صرف چای و شیرینی، بعضیها از فرصت استفاده میکنند و نکتهای و یا خاطرهای میگویند.
آقای مرتضی الویری- یکی از نمایندگان ستاد آقای کروبی- اشاره میکند که خطبهی عقد وی قبل از انقلاب در حضور حضرت آیتالله خامنهای خوانده شده و رهبر معظم انقلاب میافزایند که من از طرف پدر همسر ایشان در جلسهی عقد حضور داشتم و آیتالله طالقانی از طرف آقای الویری و از میزان مهریهی ایشان و خانواده اصیل همسرشان سخن میگویند.
آقای عباس آخوندی- یکی از نمایندگان ستاد مهندس موسوی- نقل میکند که فردای برگزاری انتخابات دوم خرداد که منجر به پیروزی آقای خاتمی شد، قبل از اعلام نتیجهی آرا، آقای ناطق نوری بیانیهی تبریک به آقای خاتمی را نوشته و ارسال کرد.
آقای رسول منتجبنیا که از سوی ستاد آقای کروبی در جلسه حاضر است، پیشنهاد میکند برای اینکه هم رسیدگی توسط مرجع قانونی (شورای نگهبان) انجام شود و هم اعتماد نامزدها تأمین شود، در جلسهای که موضوع بررسی و یا بازشماری انجام میشود، نمایندگان نامزدها بهعنوان ناظر حضور داشته باشند.
حضرت آیتالله خامنهای ضمن تأئید این پیشنهاد از اعضای شورای نگهبان حاضر در جلسه میخواهند که امکان حضور و نظارت نمایندگان نامزدها را برای رسیدگی و حتی بازشماری فراهم کنند و میافزایند: نامزدها اگر شکایتی دربارهی آراء صندوق خاصی دارند، همان صندوق و صندوقهای مورد شکایت بازشماری شود و حتی میتوان تصادفی تعدادی از صندوقها را بازشماری کرد تا هیچ شبههای باقی نماند./۱۳۸۸/۰۳/۲۷سایت رهبری.
بیوگرافی نمایندگان کاندیداها-ریاست جمهوری دهمین دوره ( ونفراتی که درجلسه بودند)
مرتضی الویری:متولد۱۳۲۷
نماینده مجلس شورای اسلامی -دوره اول ودوم وسوم(۱۳۵۹ الی ۱۳۷۱)
شهردار تهران (۱۳۷۸ الی ۱۳۸۰)
سفیرایران دراسپانیا (۱۳۸۲الی ۱۳۸۵)
عضوشورای شهرتهران +رئیس پنجمین دوره شورای عالی استان ها ۱۳۹۶
از اعضای کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیبدیدگان حوادث اخیر به شمار میرود که در تاریخ ۱۷ شهریور بازداشت شد. او سرانجام در روز شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸ با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانیاز زندان آزاد شد
***
دکترسیدعلیرضابهشتی:متولد۱۳۴۱،فرزند شهیددکتربهشتی-سیدشهدای۷تیر۱۳۶۰
متولد:۱۳۴۱
دکتری فلسفه سیاسی از دانشگاه هال (انگلستان)
فردای تظاهرات عاشورا، در روز ۷ دی ۱۳۸۸ بازداشت شد،۲۰ بهمن ۱۳۸۸ از زندان آزاد شد
***
فاطمه کروبی :متولد۱۳۲۷-همسرمهدی کروبی
نماینده دورهٔ پنجم مجلس شورای اسلامی - ریاست بیمارستانهای خاتمالانبیا و مصطفی خمینی
***
عباس اخوندی متولد۱۳۳۶
عباس فرزند آیتالله علی احمدآخوندی و نوه دختری علامه امینی(صاحب الغدیر)می باشد
وزیر راه و مسکن وشهرسازی دولت روحانی(۱۰و۱۱)
معاون سیاسی وزارت کشور(ناطق نوری)
وزیر مسکن و شهرسازی دولت هاشمی رفسنجانی
وی باجناق ناطق نوری وآیت الله شهیدی محلاتی است
***
بیژن نامدارزنگنه متولد۱۳۳۱ شیخ الوزراء
معاون فرهنگی وزیر ارشاد اسلامی کابینه رجایی
وزیر جهاد سازندگی و وزیرنیرو دولت میرحسین موسوی
در کابینه هاشمی رفسنجانی نیردرهر۲دوره وزیر نیرو بود
وزیرنفت دولت خاتمی بود درهر۲دوره
دردولت روحانی نیز، وزیر نفت ایران بودهر۲دوره
بهتراست بگم که (غیردولت احمدی نژاد)همیشه دروزارت بوده!
***
مهدی کلهر،متولد۱۳۲۸ فرزند آیت الله میرزا عبدالعلی تهرانی
شغل:فیلمساز ،مدیرفرهنگی احمدی نژاد
وی برادر آیت الله مرتضی و مجتبی تهرانی(آقامجتبی) است
***
مرتضی طلایی نیک متولد ۱۳۳۷
رئیس پلیس تهران ونماینده شورای شهر
***
داود دانش جعفری متولد۱۳۳۳
قائم مقام وزیرجهادسازندگی
نماینده مردم تهران در دوره پنجم وهفتم مجلس شورای اسلامی
وزیراقتصادوداریی دولت احمدی نژاد
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
***
حجت الاسلام رسول منتجب نیا متولد۱۳۲۴
سه دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بوده
***
محمدعلی نجفی متولد۱۳۳۰
وی تحصیلکرده امریکاست دکتری ریاضی دانشگاه M.I.Tآمریکا (۱۳۵۵- ۱۳۵۷)
وزیر فرهنگ و آموزش عالی در کابینه های شهید باهنر، آیتﷲ مهدوی کنی و موسوی (۱۳۶۰- ۱۳۶۳)
وزیر آموزش و پرورش (۱۳۶۷-۱۳۷۶)
و آموزش عالی
- معاون رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه در کابینه محمد خاتمی (۱۳۷۶- ۱۳۷۹)
نماینده مردم در شورای اسلامی شهر تهران (۱۳۸۶- ۱۳۹۲)
***
مجتبی ثمره هاشمی متولد۱۳۸۸
معاونت سیاسی و سرپرستی استانداری آذربایجان غربی
معاونت سیاسی وزارت کشور را نیز بر عهده داشت و رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور
مشاور و دستیار ارشد احمدی نژاد دراستانداری وریاست جمهوری