امام خمینی:تو سرباز گمنام این انقلابی، و خودت می دانی که هیچ چیز بهتر از گمنامی نیست...من کاملاً به تو اطمینان دارم. لذا وکیل من هستی.
نامه امام خمینی به آقای حسن صانعی (تقدیر از خدمات و تأیید ایشان)
زمان: سه شنبه، ۲ اسفند ۱۳۶۷(١٤ رجب ١٤٠٩)
مکان: تهران، جماران
موضوع: تقدیر از خدمات آقای صانعی در طول دوران نهضت و تأیید ایشان
مخاطب: صانعی، حسن (نمایندۀ امام خمینی و سرپرست بنیاد۱۵ خرداد)
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسن صانعی ـ دامت برکاته
نمی دانم از کجای آشنایی ام با تو بنویسم. تو یکی از قدیمیترین افرادی هستی که در کنار من بوده ای. هنوز سبزه ای بر رخسار نداشتی که صمیمی ات یافتم(سبیل درنیاورده بودی). سالها قبل از شروع مبارزات پانزدهم خرداد.
تو سرباز گمنام این انقلابی، و خودت می دانی که هیچ چیز بهتر از گمنامی نیست. تو فردی هستی که از گذشته های دور خاطرات تلخ و شیرین مبارزات را با خود دارد. زیرکی و کم حرف، دانایی و محتاط.
در گرداب مبارزات همیشه دلسوخته بوده ای. کینه ات را نسبت به شاه در کمتر کسی دیده بودم. در بحرانها و فشارها هیچ گاه نسبت به من تردید نداشتی، گرچه گاهی خسته می شدی و افسرده.
در کوران فشار دستگاه شاه، تو که مسئول ادارۀ شهریۀ طلاب بودی، وقتی در محاصره دشمن قرار می گرفتی برای اینکه هیچ گونه اطلاعی به دشمن ندهی کم نبود مواقعی که قبوض رسید پولهای اخیار را ـ در پانزده سال مبارزه ـ چون غذایی گوارا می خوردی. پاداشت عندالله نیز گوارایت باد.استعدادت، لطافت روحت، صداقتت چیزی نیست که فراموشم شود.
تندخویی -عاقل.
از خدا می خواهم عقلت را به تندخویی ات پیروز کند.
من کاملاً به تو اطمینان دارم. لذا وکیل من می باشی در تمامی زمینه های شرعی. این چند سطر را نوشتم تا کمی از بسیار حقی که به گردن من و انقلاب داری را ادا کرده باشم. خداوند یار و نگهدارت باد. مرا از دعای خیر فراموش مکن. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این نامه راازسایت امام خمینی اخذکرده ام،صحیفه امام جلد ۲۱،صفحه ۲۷۱
امام گفت «آیتالله حکیم رئیسکل است»
آیتالله حاج آقا شیخ حسن صانعی :با امام برای اقامه نماز مغرب و عشا بهسمت مدرسه بروجردی میرفتیم،
من که از ایران آمده بودم آشنایی به نجف نداشتم امام به من گفت «آقا شیخ حسن، آن ماشین را که جلوی صحن ایستاده میبینی؟»، گفتم: «بله آقا»، امام گفت: «ماشین آقای حکیم است». ماشین باابهتی داشتند. امام فرمودند که ایشان رئیسکل است، در حالی که هنوز اذان نگفتند نماز را اقامه میکند»، چون آیت الله حکیم قائل به غروب آفتاب بودند و وقتی یک رکعت از نمازشان گذشته بود تازه اذان صحن پخش میشد اما کسی جرئت نمیکرد به ایشان حرفی بزند، نظرشان به جایگاه مهم مرجعیت آیتالله حکیم بهویژه در عراق بود.
شهید سیدمحمد باقر حکیم میگفت :«پدرم همه ما را جمع کردند و فرمودند «من این مرد بزرگ را نمیشناختم بعد از این دیدارها که با ایشان داشتم متوجه بزرگیشان شدهام، حرام است بر فرزندان من که با ایشان که مهمان ما هستند مخالفت کنند، هر کسی با ایشان(امام خمینی) مخالفت کرد از خانه من بیرون برود»،
توضیح نگارنده-پیراسته فر:«آیت الله سیدمحسن حکیم » بعدازرحلت آیت الله بروجردی،از سال ۱۳۴۰ تا زمان فوتش۱۲خرداد ۱۳۴۹)مرجع شیعیان بوده ،وی دارای۱۰پسراست که۵نفرشان(عبدالهادی، عبدالصاحب،علاءالدین،محمدحسین ومحمدباقر)درمبارزه وقیام شهیدشدند.،یکی ازفرزندانش(سیدمهدی حکیم)درزمان گرفتن عکس،درزندان بعثی بوده است.فوت در ۲۷ ربیعالاول ۱۳۹۰ در ۸۴ سالگی
زندگینامه حجت الاسلام شیخ حسن صانعی
«آیتالله شیخ حسن صانعی» در ۱۳۱۳شمسی در شهرستان شهرضا به دنیا آمد. پدرش حجتالاسلام والمسلمین شیخ محمدعلی صانعی از روحانیون شهرضا بود. وی تحصیلات خود را همراه با برادرش(آیتالله شیخ یوسف صانعی) در زادگاه خود آغاز کرد و سپس جهت تداوم تحصیل حوزوی به حوزهی علمیهی اصفهان رفت. وی پس از فراگیری دروس مقدماتی و سطح، به شهرستان قم رفت .
آیتالله شیخ یوسف صانعی،آیت الله هاشمی رفسنجانی،آیت الله سیدحسن خمینی،حجت الاسلام علی اکبرناطق نوری
حجت الاسلام شیخ حسن صانعی، تحصیلات علوم دینی خود را با حضور در محضر درس خارج آیتاللهالعظمی بروجردی تداوم داد و سپس به محضر حضرت امام رسیده و دروس خارج فقه و اصول را از محضر ایشان فراگرفت. او از همان دوران طلبگی جزو ملازمان حضرت امام بود و مدیریت بخشی از پذیراییها و برنامههای دیدوبازدید امام را در بیت معظمله برعهده داشت.
وی با شروع نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی پای در راه مبارزه با رژیم پهلوی نهاد. ایشان در جریان دستگیری حضرت امام خمینی در آبان ۱۳۴۳ ش فعال بود و مراجع را به صدور اعلامیه یا اعلام مواضع در این زمینه ترغیب کرد.
ازچپ:آیت الله شیخ حسن صانعی،امام خمینی،مسیح بروجردی...سیدحسن خمینی(سمت راست)پشت سرامام خمینی(محمدرضاتوسلی)،بالاسربروجردی(شهاب الدین اشراقی)قم
در جریان قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ که در پی اهانت روزنامهی اطلاعات به ساحت مقدس مرجعیت و حضرت امام صورت گرفت، وی یکی از سازماندهندگان اصلی قیام بود. ایشان به قول ساواک یکی از اصلیترین محرکین مردم برای برگزاری تظاهرات بود و در این زمینه نقش مؤثری ایفا کرد (همان). کمیسیون امنیت اجتماعی قم در جلسهای ۲۱فروردین ۱۳۵۶ وی را همراه با آیات: محمد یزدی، مکارم شیرازی، خزعلی و… به عنوان محرک اصلی و مخل نظم عمومی تشخیص داد. لذا با حکم کمیسیون امنیت اجتماعی قم به سه سال اقامت اجباری (تبعید) در شهرستان میناب محکوم شد . قبل از اینکه مأموران رژیم موفق به دستگیری وی شوند، متواری شد و مأموران در دستگیری او ناکام ماندند.
محل اقامت اجباری (تبعید) وی بعداً به میاندوآب تغییر کرد؛ درحالی که همچنان وی در اختفا به سرمیبرد. سپس کمیسیون امنیت اجتماعی قم در۱مرداد ۱۳۵۷ او را به تبعید در ایذه محکوم کرد.سیدحسن خمینی،شیخ حسن صانعی،سیدعلی خمینی
شیخ حسن صانعی در ۱۳۷۶ ودرمرحله بعد۲۳ مرداد ۱۳۹۶ از طرف مقام معظم رهبری به «عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام» برگزیده شد.
«آیت الله یوسف صانعی» در۲۲ شهریور ۱۳۹۹درگذشت.
آیتالله شیخ یوسف صانعی+سیدحسن خمینی
پیام حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی بدین شرح است:
بسمه تعالی
انا لله و انا الیه راجعون
حضرت آیت الله آقای حاج شیخ حسن صانعی دامت برکاته
مصیبت درگذشت حضرت آیت الله العظمی آقای حاج حاج شیخ یوسف صانعی رحمت الله علیه موجب تأثر و تأسف شدید شد.
آن عالم ربانی و فقیه معظم از زمره برجسته ترین شاگردان امام عظیم الشأن بودند که در عین صلابت و تبحر در فقه اهل بیت علیهم السلام، به لوازم زندگی روزمره و جهان امروز توجه داشتند.
شجاعت و کیاست همراه با دیانت و عشق به اهل بیت و امام راحل از ایشان عالمی آگاه به زمان ساخته بود. بی تردید حضور طولانی در درس امام و تلاش مستمر در سال های سخت مبارزه و دوران شکوهمند انقلاب اسلامی برای ایشان دستاوردی بزرگ در پیشگاه خدای سبحان است.
اینجانب ضمن عرض تسلیت این ضایعه مولمه به حضرت بقیه الله (س)،حوزه های علمیه و شاگردان و مقلدان ایشان و هم چنین به بیت معظم و آقازادگان مکرم، از خدای متعال علو درجات ایشان را مسئلت دارم.
سید حسن خمینی/ ۲۲ شهریور ۱۳۹۹
پیام شیخ حسن صانعی بمناسبت ۱۵ خرداد
آیتالله حاج شیخ حسن صانعی،، سرپرست بنیاد ۱۵ خرداد :
بسمالله الرّحمن الرّحیم
ملت بزرگ ایران، سالروز پانزده خرداد را که یومالله است،زنده نگه میدارد.
آیت الله شیخ حسن صانعی درکنارامام خمینی
شیح حسن صانعی درکنارآیت الله خامنه ای
در بحبوحه شرایط حساس و پرآشوب کنونی و ظلّ عنایات خاصّه حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه)، امسال نیز شرکت پرشور مردم نجیب ایران در مراسم بزرگداشت ارتحال رهبرکبیر انقلاب اسلامی و یوما… پانزده خرداد هم چون همیشه موجب سربلندی و استحکام هرچه بیشتر بنیانهای اسلامی و انقلابی این مملکت گردید و با روشنگریها و راهبریهای رهبر فرزانه ایران حضرت آیتالله خامنهای (مدّظلّهالعالی) مسیر پیشرو بیش از پیش نمایان و هویدا گشت. در این هنگامه که هرکس به سهم و نوبه خویش وظیفه و عملی سنگین بر گردن دارد، مناسب ندیدم بنیاد پانزده خرداد که به فرمان پُربرکت حضرت امام خمینی (قدسسرهالشریف) تشکیل شده برکناری باشد و از فیوضات این حرکت متعالی محروم بماند. لذا چند سطری در خصوص جایگاه بلند و ملکوتی حضرت امام (ره) خدمت مردم عرض کرده و مسائلی را با ایشان در میان میگذارم، هرچند که نه اندکی از دریای بیکران اقدامات امام گفتن توسط من میتواند زوایای گسترده روح بلند ایشان را بازگو کند و نه حتی بزرگترین تشکیلات خبررسانی و مجازی و غیرمجازی میتواند قادر به توصیف گوشهای از بینهایت مطلق حرکت امام از قدم اول تا قیام ۱۵ خرداد و برگشت از زندان و حصر و غیره باشد.
در ایامی که حضرت امام تنها به تدریس اشتغال داشتند و سالها قبل از ۱۵ خرداد ایشان مسائل مملکتی را رصد میکردند منجمله داستان آقای فلسفی«محمدتقی فلسفی»(زبان گویای اسلام) که در ضدیت با بهائیت بدون حصول نتیجه از آیتا… بروجردی خرج شد و ایشان این مطلب را به آقای فلسفی تذکر دادند و فرمودند: «دورافتادن از مراکز خبر و سفر به همدان و قلت معاشرت موجب شد که از قضایایی که در مرکز اتفاق افتاده درست مطلع نشوم. اخیراً که اطلاع حاصل شد خیلی موجب تاسف گردید. انسان متحیر است که با این وضعیت چه کند و با این ترتیب چه امیدی میتوان از اصلاح کشور داشت و به چه اشخاصی میتوان اطمینان پیدا کرد.» و مضاف بر آن مشروح قصه را نیز برای اینجانب نقل فرمودند و در جلسه دیدار علمای تهران هم مفصلاً با آقای فلسفی در مورد خرج کردن از رئیس اسلام و به نتیجه نرسیدن کار صحبت نمودند. از همان سالها بود که من به شهادت مکتوب خودشان در کنارشان حاضر بودم. ایشان مسائل را شخصی و اجتماعی به من آموختند و گاهی از وضعیت آینده خودشان در لفافه به من میفرمودند که من، مانند آتش زیر خاکستر هستم که حرارتش شاید از آتش معمولی بیشتر است.
امام خمینی،حسن صانعی(رئیس دفترامام خمینی)،صادق خلخالی(حاکم شرع) ومحمدتقی فلسفی(زبان گویای اسلام)
ایشان همیشه منتظر فرصتها بودند و دشمنی با خاندان منحوس پهلوی را مکرر به من اظهار میفرمودند. اگر کسی بخواهد ریشه مبارزات حضرت امام خمینی را بیابد باید به دوران بلوغ سیاسی ایشان همزمان با جوانی و نوجوانی ایشان برگردد که در محضر بزرگانی مانند شهید مدرس، حاج میرزا صادق آقای تبریزی، مرحوم بافقی و استاد اعظم ایشان مرحوم شیخ شاه آبادی دریافت و تلمذ مینمودند.
مضاف بر تمام اینها وجود ذیقیمت خود امام خمینی نیز در نوجوانی و کوچکی هم چون قله آتشفشان مشتعلی بود که هیچ چیزش در وصف نگنجد. تمایز در درس و بحث ایشان کاملاً بر همگان مشهود بود و از نبوغ ایشان همین بس که اسفار را بدون تعلم تدریس کردند و این تقریباً جزء محالات است.
کشف الاسرار ایشان در آن زمان در واقع کشف روح و روحیه خودشان بود. همان دوران در بالای نامه ایشان به آقای وزیری که بیان «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادی»۴۶ سبا- داشت نوشته بود:
بخوانید و بدهید دیگران بخوانند که صورت اعلام و اعلامیه داشت. فوت مرحوم آیتالله العظمی بروجردی برای ایشان بسیار سنگین بود طوری که مرحوم حاج آقا مصطفی (رحمهالله علیه) خوف حال امام را پیدا کردند. اما روحیه ایشان بسیار بلندتر از این ترسها بود. بعد از فوت مرحوم بروجردی امام فقط در یک جلسه فاتحهخوانی در مسجد عشق علی در قم شرکت کردند و جز آن و مجلس خودشان، نه در تشییع و نه در هیچ مجلس فاتحه دیگری حضور نیافتند. اهل فهم و درایت میدانستند که ایشان خودشان را در معرض یا حتی جایی که شائبه در معرض بودن باشد قرار نمیدهند و این را برای روح ملکوتی و عرفان شان یک نوع خودنمایی میدانستند.
اگر بخواهم از ارتباط خودم با امام و شروع مسائل و مبارزات و ۱۵ خرداد بگویم فرصت بیشتری میطلبد و البته سخن در باب عظمت امام بسیار است و زبان قاصر. شب ۱۲ محرم و ۱۵ خرداد که مملکت در آتش و خون بود و هر آن خوف بازداشت ایشان میرفت. امام با آرامش استراحت کردند، مانند شب بیست و دوم بهمن ۵۷، هنگامی همان شب ۱۵ خرداد ایشان را دستگیر کردند حضرت امام برای اطلاع دادن از سلامتی خودشان تنها به فرستادن وصیت نامه از زندان اکتفا کردند و این را مرحوم آقا مصطفی تنها به من نشان دادند و حتی به خانواده هم نگفتیم تا متاثر نشوند. به من بگوئید چند واصل و سالکی را میشناسید که در سختترین لحظات دستگیری و زندان که سرنوشتش معلوم نیست با چنین وثوقی فقط یاد خداوند باشد؟ روز انتقال امام از زندان، موثقین، ساعات متمادی آن چه اتفاق افتاده بود را به ایشان عرض کردند.خاطرم هست هنگامی که میخواستند ایشان را به قیطریه منتقل کنند وقتی بنده و ایشان برای وضو گرفتن به وضوخانه رفته بودیم با حال نزاری به من فرمودند: «من چه بکنم با عواطف و احساسات این مردم که جوانان و فرزندانشان را دادند و فرزندان من سالمند؟» من عرض کردم: شما برای اسلام حرکت کردید… و ایشان دو بار دستشان را به حالت انکار بالا بردند و فرمودند: «ای آقا!ای آقا!»
در مدتی که ایشان در قیطریه محصور بودند برای امورات شرعی با اجازه ایشان درب خانه را باز و خانه و مراجعین را اداره میکردم و هفتهای یکی دو مرتبه کارهای مربوط به مرجعیت و امور شرعیه را خدمتشان میبردم و البته هر ماه حاج آقا مصطفی نیز برای امور شهریه میآمدند. نکته معترضه این که حضرت امام با لطف خاص خود همواره عنایت ویژهای به اینجانب داشتند که در نوشتهها هم منعکس است. ایشان حکم بنیاد ۱۵ خرداد را بدون پیشنهاد من، به اینجانب دادند و من هم تا سرحد امکان در انجام وظایف محوله کوتاهی نکردم. مقام معظم رهبری نیز پس از امام حکم ایشان را تنفیذ کردند.
در مورد وابستگی و ارتباط من با حضرت امام مطالب فراوانی هست که برای گفتن اکثرش یا مجال نیست و یا صلاح.
روزی که بنا بود اطباء ایشان را عمل کنند من به اتاق مخصوص بیمارستان وارد شدم و دیدم آقای میریان که امروز هنوز در بیت امام مشغول و شاهد این ماجرا هستند مشغول پوشاندن لباس عمل به حضرت امام هستند.
ایشان به محض دیدن من به آقای«سیدرحیم میران» اشاره کردند که کارش را رها کند و با این که تنها یک دست ایشان در آستین لباس رفته بود فرمودند: شما بیرون بروید.معلوم شد ایشان امور لازمی برای گفتن به من داشتند که از آن همه مسائل بعضی را گفتهام یا خواهم گفت و بعضی برای همیشه بین من و امام و خدا در سینهام مکتوم خواهد ماند.
اکنون نیز که به خیال طبیعی خودم آخرین روزهای زندگی خود را میبینم مانند گذشته و همیشه وظیفه خود میدانم تا نفس دارم از هیچ چیزی نسبت به ایشان و انقلاب ایشان و بزرگداشت ۱۵ خرداد تا سرحد امکان و توان کوتاهی نکنم و برای انجام هیچ عملی در این راه از پای ننشینم و بتوانم در این آخر عمر کارهای مفید دیگری نیز به انجام برسانم. فعلا به این مختصر اکتفا میکنم که موظفم خود را عرضه نکنم وهمانطور که تا اکنون نیز در آن کوشیدهام گمنام بمانم.هر چند ممکن است گاهی مصلحت اقوی بر این وظیفه مسلط شود و ناگزیرم از بیان برخی مسائل در فرصت مقتضی.
حسن صانعی/نماینده ولی فقیه و سرپرست بنیاد ۱۵ خرداد/پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۵
«آیت الله شیخ حسن صانعی» عصر امروزجمعه(۳۰ تیر ۱۴۰۲)درسن ۸۹ سالگی درگذشت.
امام خمینی"دعامی کنم عقلت برتندخویی"غلبه کند(شیخ حسن صانعی درکنارامام خمینی)