پیراسته فر

خبری تحلیلی

پیراسته فر

خبری تحلیلی

مقایسه مذاکرات پیامبر بارئیس مشرکان قریش(صلح حدیبیه)بابرجام

پیامبر به حضرت علی گفت مفاد مذاکرات رامکتوب کن، بنویس: بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیم،رئیس مشرکین قریش(سـهـیـل بـن عـمـرو) که نقش آمریکاامروزراداشت، گـفت:من این را(رَحْمَن و رَحِیم) نمی شناسم، بنویس:بِاسْمِکَ اَللّهُمَّ که همینگونه نوشتند،آن گاه رسول خدا گفت: بنویس: هذا ما صَالِحُ علیه مُحمّد رَسول اللّه، سُهیل بن عمرو.
«شیطان بزرگ»(سـهـیل بن عمرو) گفت: اگر گواهی می دادم که پیامبر خدایی، با تو جنگ نمی کردم.بجای آن، نام خود و پـدرت را بنویس.
در اینجا که صدای اعتراض اصحاب بلند شده بود، پیامبرآنها را دعوت به آرامش کرد.وبجای «مُحمّد رَسول اللّه» جمله «محمد بن عبدالله» را در صلحنامه نوشتند.
وقتی توافقنامه به  امضای طرفین رسید ، عمر به پیامبر گـفـت:مگر پیامبر خدا نیستی؟..مگر اینان مشرک نیستند؟.. پس چرا تن به ذلت دادید
رسول خدا فرمود:این توافق ذلت نیست، من بنده خدا و پیامبر اویم، امر وی را مخالفت نخواهم کرد و او هم هرگز مرا وا نخواهد گذاشت.

مشابهات صلح حدیبیه-توافق هسته ای"برجام"

صلح حدیبیه یکی از موارد اعجاب بر انگیز و در عین حال باشکوه رفتار مسالمت آمیز پیامبر (ص) را نشان می دهد که پس از مدتی آثار با عظمت آن به روشنی هویدا گردید.

پیامبر اسلام (ص) در شوال پنجم هجری تصمیم گرفت که برای انجام «عمره»(تمتع) راهی مکه شود. علت این تصمیم این بود که حضرت در خواب دید که وارد حرم شده، سر ش را تراشیده و کلید حرم را در دست دارد. بدین سبب پیامبرگرامی اسلام (ص) اعلام کردند که مردم برای انجام عمره آماده شوند. مسلمانان نیز به سرعت مهیا گردیدند. حضرت دستور فرمودند که مسلمانان تنها با یک شمشیر غلاف شده حرکت کنند و از حمل هر نوع سلاح اضافی خودداری نمایند، تا برای همه اعراب و به خصوص قریش ثابت شود که آنها تنها قصد انجام عمره دارند، نه جنگ.

پیامبر اسلام (حضرت محمد) همراه مسلمانان در محدوده مکه فرود آمدند و پیامبر (ص) ابتدا «عثمان بن عفان»را بعنوان نماینده خود برای مذاکره نزد قریش فرستاد، به آنها بگوید که هدف این سفر به منظور زیارت خانه(حج عمره) آمده است.

قریش «فرستاده پیامبر»(عثمان) را «گروگان» گرفتند و بین مسلمانان شایعه شد که عثمان را به قتل رسانده اند.

پیامبر (ص) گفت: از اینجا نمی رویم تا با قریش بجنگیم.

سـپـس اصـحاب را برای بیعت فرا خواند و اصحاب تجدید بیعت نمودند. اما رسول خدا (ص) برای جنگ نیامده، بلکه برای عمره و زیارت خانه خدا آمده بود؛ لذا پیشنهاد عاقلانه ای برای قریش مطرح کرد و فرمود: جنگ برای قریش تاکنون هیچ ثمره ای نداشته است و او می تواند با آنان قرارداد مدت داری ببندد که در آن مدت آنها از امنیت برخوردار باشند.

پس از مذاکرات و تبادل نظر، قریش سهیل بن عمرو را نزد رسول خدا (ص) فرستادند و به او گـفـتـند: نزد محمد برو و با وی قرارداد صلحی منعقد ساز، اما قرارداد صلح مشروط بر آن باشد که امـسـال بازگردد و از ورود به مکه صرف نظر کند، چه ما به خدا قسم هرگز تن نخواهیم داد که عرب بگوید: محمد به زور وارد مکه شد: «فوالله لایتحدث العرب اِنَّک دخَلت علینا عنوه»(به خدا سوگند عرب ها حرف نمی زنند چون تو بر ما وارد شده ای) «سـهـیـل بـن عـمـرو» که از سوی قریش نزد رسول خدا (ص) آمده بود، پس از «مذاکرات» نهایی قـرارداد صـلـح را مـنعقد ساخت.

در این هنگام عمر از جای برجست، ابتدا نزد ابوبکر و سپس نزد رسـول خدا (ص) رفـت و گـفـت: ای رسول خدا! مگر پیامبر خدا نیستی؟

پیامبر: هستم.

ابوبکر: مگر ما مـسـلمان نیستیم؟

پیامبر: هستیم.

ابوبکر: مگر اینان مشرک نیستند؟

پیامبر: چرا. گفت: پس چرا در راه دین خود تن به خواری دهیم؟!.

رسول خدا فرمود: من بنده خدا و پیامبر اویم، امر وی را مخالفت نخواهم کرد و او هم هرگز مرا وا نخواهد گذاشت(این صلحنامه خواری نیست)

متن صلحنامه حدیبیه

رسـول خدا (ص)، عـلی بن ابی طالب(ع) را فراخواند و فرمود: بنویس: «بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیم» سـهـیـل بـن عـمـرو گـفت: این را(رَحْمَن و رَحِیم) نمی شناسم، بنویس: «بسمک اللهم» پس از اصرار سهیل، به نوشتن «بِاسْمِکَ اَللّهُمَّ» که مورد توافق طرفین بود اکتفا شد.

آن گاه رسول خدا گفت: بنویس: «هذا ما صَالِحُ علیه مُحمّد رَسول اللّه، سُهیل بن عمرو».

سـهـیل بن عمرو گفت: اگر گواهی می دادم که پیامبر خدایی، با تو جنگ نمی کردم. نام خود و پـدرت را بنویس.

در اینجا که صدای اعتراض اصحاب بلند شده بود، پیامبرآنها را دعوت به آرامش کرد.

وبجای «مُحمّد رَسول اللّه» جمله «محمد بن عبدالله» را در صلحنامه نوشتند.

سپس رسول خدا (ص) فرمود: بنویس: این چیزی است که محمد بن عبداللّه با سهیل بن عمرو بـر آن قرار صلح منعقد ساخت.

مفاد توافق حدیبیه :

۱. ده سال جنگ در میان مردم موقوف باشد و مردم در ایـن ده سـال در امـان باشند و دست از یکدیگر بدارند و به سرقت وخیانت نپردازند.

۲. هرکس از اصحاب محمد برای «حج» یا «عـمره تمتع» یا تجارت به مکه رود، جان ومالش در امان باشد و هر کس از قریش در رفتن به مصر یا شام از مدینه عبور کند، جان و مالش در امان باشد.

۳. هر کس از قریش بدون اذن ولی خود نزد مـحـمـد بـرود، او را بـه ایـشـان بـازگرداند، و هرکس از همراهان محمد نزد قریش رود، او را بدو بازنگردانند

۴. هر طایفه و قبیله ای می توانند با محمد و یا با قریش هم پیمان باشند؛

۵. محمد(ص) و اصحابش آن سال به مدینه بازگردند، سال آینده می توانند برای سه روز در مکه بمانند و جز سلاح مسافر یعنی شمشیر غلاف شده، سلاح دیگری همراه نداشته باشند.

از روی این متن دو نسخه نوشته شد و طرفین هرکدام یک نسخه برداشتند. علی بن ابی طالب نویسنده صلحنامه بود و مردانی از مسلمین و مشرکین بر آن گواه شدند.

صلح حدیبیه یکی از مهم ترین عوامل موفقیت و گسترش اسلام بود؛ زیرا اولاً با این صلح بود که مکه و طائفه قدرتمند و ذی نفوذ قریش موجودیت سیاسی اسلام را پذیرفت. ثانیاً با فرصتی که در نتیجه صلح ده ساله پیش آمد و جنگ در این مدت متوقف گردید و مسلمانان از تعدی قریش و مکیان در امان ماندند، به وضعیت حکومت تازه تأسیس مدینه سر و سامان دادند و به تقویت وگسترش آن پرداختند.

پس از اینکه پیامبرخدا(ص) با درایت کامل بر اساس «عهدنامه حدیبیه» تجاوزات قریش را متوقف ساخت، دعوت اسلام را در داخل و خارج از مرزهای حجاز گسترش داد و قبائل، گروهها و شاهان بزرگ را دعوت به اسلام نمود و آنها را تحت تأثیر قرارداد.

محصولات صلح حدیبیه

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«صلح حدیبیه ،زمینه ساز فتح مکه وتسلط بر سرزمین حجاز شد»

چنان که از جابر نقل شده است: «ما فتح مکه را محصول حدیبیه می دانیم».

صلح حدیبیه

استفاده ممتازی که پیامبر اکرم(ص) از صلح حدیبیه و از این فرصت استثنایی کرد، ارتباط با قبائل مختلف و دعوت آنان به اسلام بود. این ارتباطات و دعوتها به نحوی مؤثر بود که پس از گذشت مدتی از صلح، اسلام چنان رشد یافت که نزدیک بود بر مکه مستولی شود. در نتیجه این صلح مشرکان و مسلمانان در هم آمیختند و اسلام در دلهای مشرکان نفوذ کرد و عده بی شماری بر تعداد مسلمانان افزوده گردید.در اهمیت و تأثیر این صلح همین بس که پیامبر اعظم (ص) در حدیبیه با هزار وچهار صد نفر به مکه آمد؛ اما بعد از مدتی کوتاه، در فتح مکه با ده هزار نفر وارد مکه شد.

صلح حُدیبیه ازنگاه دیگر

«صلح حدیبیه» در سال پنجم هجرت یکی از موثرترین اقداماتی بود که پیامبر(ص) آن با مشرکین منعقد کرد تا برای پیش برد اهداف الهی استفاده کند.
واقعه از این قرار بود که پیامبر در یک رویاء می ­بیند که با اصحاب وارد مکه می­ شوند و مشغول طواف هستند.

حضرت رسول(ص) نیز بعد از خبر دادن از این رویاء به اصحاب دستور داد تا برای رفتن به طرف مکه آماده شوند و اصحاب را از تعبیر آن باخبرنمود و فرموند: إِنْ شَاءَ ٱللَّٰهُ برای «عُمره»به مکه مشرف می­ شویم( اما تعیین نکردند که در چه سالی این اتفاق خواهد افتاد).

پس از رسیدن پیامبر(ص) و ۱۴۰۰نفر از اصحاب به سرزمین حدیبیه، مشرکان قریش که موقعیت خود را در خطر می ­دیدند، مسلحانه خارج شدند و از حرکت بیشتر پیامبر(ص) جلوگیری کردند اما دیدند چون آن حضرت برای زیارت کعبه عازم شده، پیمان بستند که سال آینده حضرتش به مکه برای انجام مراسم عمره عازم شود.

این پیمان نامه به «صلح حدیبیه» معروف شد.

مذاکرا ت برجامی رسول خدا و سران مشرک

در این حادثه با درخشش امیرالمومنین علی(ع) که با نهایت ادب همراه بود مواجه می­شویم. حضرت رسول(ص) بعد از توافق با قریش، به امیرالمومنین دستور داد تا صلح نامه را به «انشاء» آن حضرت بنویسند. امیرالمونین (ع) نیز با اعتقاد کامل به اطاعت از فرمان پیامبر(ص) مبنی بر صلح و نوشتن آن اقدام نمود و اینگونه می­ نویسند:

شرط بین ما؛بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیم، این مطلبی است که محمد فرستاده خدا به آن حکم می­کند. اینجا بود که مشرکین به ایشان گفتند اگر ما قبول داشتیم که تو فرستاده خدائی، از تو اطاعت می­کردیم ، محمد بن عبدالله نوشته شود. آن حضرت به علی(ع) دستور داد تا آن را تغییر دهد اما علی(ع) فرمود: به خدا قسم آن را پاک نکنم. پیامبر(ص) فرمود: آنجا را به من نشان بده تا خود پاک کنم و اینچنین کرد. …[۱]اما در برخی روایات آمده و قتی مشرکین درخواست پاک شدن عنوان رسول الله را نمودند آن حضرت ناراحت شد و در جواب به مشرکین فرمود:هرگز من این کار را نمی­کنم. سپس پیامبر(ص) فرمود آنجا را نشان بده تا خودم پاک کنم.[۲]امیرالمومنین علی(ع) وقتی این جریان را بیان می­کند، اطاعت کامل خود را از دستور پیامبر(ص) نقل می­کند که بعد از نوشتن:

بسم الله الرحمن الرحیم

این «صلح نامه» ­ای است بین «محمدرسول الله» فرستاده خدای رَحْمَن و رَحِیم و بین«صَخر بن حَرب بن اُمَی‍ـَّه»(ابوسفیان) و «سهیل بن عمرو بن عبد شمس بن عبدود».[۳]

در این هنگام سهیل بن عمرو گفت ما «رَحْمَن و رَحِیم» را نمی­ شناسیم و به رسالتت اقرار نمی کنیم. اما این شرافت را برای تو قبول می­کنیم که اسم تو بر اسم ما مقدم باشد و لو اینکه من و پدرم از شما و پدرت از نظر سنی بزرگتر هستیم. در این هنگام پیامبر(ص) به امیرالمومنین علی(ع) این چنین دستور دادند: به جای بسم الله الرحمن الرحیم، باسمک اللهم بنویس و به جای فرستاده خدا محمد بن عبدالله. من نیز اینگونه نوشتم و پیامبر(ص) فرمود: به مانند این مجبور می­شوی در حالی که رضایت نداری.[۴]

یاعلیتو هم به این مصیبت گرفتارخواهی شد(حذف عنوان امیرالمؤمنین درصلحنامه)

در حالی که امیرالمومنین (ع) از پاک شدن عنوان رسول ­الله(ص) ناراحت بود و این کار را شخصا انجام نداد، پیامبر(ص) لبخندی زدند و فرمودند: «تو نیز به مانند این دچار می­ شوی در حالی که ناراضی هستی»[۵]

و تشابه این جریان باعث شد که پیامبر(ص) از ماجرای حکمیت خبردادند و فرمودندکه یا علی تو از پاک کردن اسم من ناراحت بودی ولی روزی فرزندان همین مشرکین (معاویه و عمرو بن عاص)خواستار پاک شدن نام تو هستند و تو ناچار از انجام آن هستی در حالی که ناراحتی).[۶]

امیرالمومنین(ع) نیز این جریان را در جریان حکمین یادآور شدند وقتی که دشمن از عنوان امیرالمومنین برای آن حضرت استنکاف کردند و خواستار محو آن از صلح نامه شدند.[۷]

تأیید امیرالمومنین علی توسط پیامبر

شیعه و سنی نقل کرده ­اند که درروز «صلح حدیبیه »پیامبر(ص) دست امیرالمومنین علی(ص) را گرفت و فرمود: این امیر نیکوکاران و کشنده بدکاران است، یاری کننده او یاری شده و تضعیف کننده او ذلیل شده است. سپس با صدای بلند فرمود: من شهر علم هستم و علی درب آن است. هرکس خواستار علم است باید از درب آن وارد شود.[۸]

همچنین بعد از اینکه صلح نامه نوشته شد، عده ­ای از فرزندان مشرکین مسلمان شده و به پیامبر(ص) ملحق شدند که از جمله ایشان «ابوجندل»(فرزند سهیل بن عمرو) بود.

سهیل نزد پیامبر(ص) آمد و درخواست بازگرداندن این افراد را طبق صلح نامه داشت.

آن حضرت از ابوبکر و عمر نظرخواست، آنها گفتند : ایشان راست می­ گویند، همسایگان تو هستند!! (آنها رابه مشرکین برگردان). پیامبر بعد از این اظهار نظر به شدت ناراحت شدند و گفت: ای قریش به سوی شما کسی را می­فرستم که برای دین گردن شما را با شمشیر می­زند و خداوند قلب او را برایمان امتحان نموده است.

ابوبکر و عمر گفتند: یا رسول ­الله (ص) آیا آن فرد ما هستیم؟ فرمود : خیر بلکه کسی است که کفش پینه می­کند( و او کسی جز علی نبود که داشت کفش پیامبر وصله می­زد).[۹]

با اینکه پیامبر(ص) دستور داد تا «ابوجندل» را به پدرش(سُهیل)تحویل دهند اما «عمر بن خطاب» اعتراض کرد !

تروریستها-بدون محاکمه تحویل مشرکین داده شد!طبق توافق

از صداقت وجوانمردی پیامبر(ص) این است که پیامبر(ص) طبق «عهد نامه حدیبیه» این افراد را به مشرکان برگرداند و برای آنها دعا کرد ولی درجریان انعقاد توافق ۳۰یا ۸۰ نفر از مشرکین هنگام نماز صبح قصدترورپیامبرراداشتند که توطئه شان برملاشد و دستگیرشدند واماپیامبر براساس توافق صلحنامه آنهاراآزادکرد.(۱۰)

پیامبر هم درمذاکرات با دشمن بی مشکل نبود!

پیامبر(ص) بعد از اینکه اصحاب را در جریان تصمیم حج عمره می­ گذارند به سوی مکه حرکت می­ کنند اما بعد از اینکه با مخالفت مشرکین مواجه شدند و تصمیم به مذاکره«صلح حدیبیه» گرفتند.

«واکنش پیامبر به مخالفت مذاکره با دشمن»

وقتی پیامبر(ص) اصرار اصحاب را دید، می گفت:« اگر صلح را قبول ندارید با مشرکین بجنگید»

اصحاب لجوج هم به مشرکینی که برای مذاکره آمده بودند و برمی­ گشتند تا مشرکین مکه را از صلح با خبر کنند، حمله کردند و اما ناکام ماندند.

پیامبر که این شکست مفتضحانه اصحاب را دید با تبسم به امیرالمومنین علی دستور داد تا جلوی مشرکین را بگیرد تا شکست مفتضحانه مسلمین پنهان شود.

امیرالمومنین علی(ع) نیز شمشیر کشید و به تنهائی مشرکین را راند تا حدی که مشرکین گفتند یا علی آیا پیامبر(ص) توافقنامه را قبول ندارد؟

فرمود خیر اینگونه نیست و اصحاب خجالت زده به سوی پیامبر(ص) برگشتند و بعد از ملامت و نصیحت پیامبر(ص) با پشیمانی گفتند: هرچه نظر شما است انجام دهید![۱۱]

تمرُّداصحاب ازدستورات پیامیر

بعد از اتمام «مذاکرات برجامی»! پیامبر(ص) دستور می­دهد که اصحاب سرخود را بتراشند اما خیلی ها به فرمان پیامبر(ص) اعتناء نکرد!.

آن حضرت «حلق سر» را انجام دادند و شتری «نحر» می­کنند، بدون اینکه با کسی صحبت کنند. اصحاب معترض­ که اقدام رسول ­الله (ص) را دیدند بااکراه «تقصیر» کردند[۱۲]

پیامبرمهربانی ورحمت دست به دعابرداشت: خداوند محلقین(کسانی که سر خود را تراشیدند) را رحمت کند. عده­ ای چون عمر گفتند: و کسانی که «تقصیر»کرده ­اند!(مقدری از ناخن و موی سر یا صورت راتراشیدند).

پیامبر دعای خود را دو مرتبه دیگر تکرار کرد.ودرادامه گفتند: و کسانی که تقصیر کرده اند.

ازپیامبر سئوال کردند که چرا برای حلق وتقصیرکنندگان سه بار دعا کردید؟

جواب داد چون این افراد معترض نبودند.[۱۳]

جسارت«برجامی»عمر(بخاطر توافق صلح حدیبهکفن پوشان صدراسلام»

یکی از وقایعی که در «ماجرای انعقاد توافق حدیبیه»درمنابع معتبر نوشته اند، تحرکات وتوطئه های پنهان وآشکار عمر بن خطاب بود.

«عُمَر بن خَطّاب» از مخالفین ومعترضین «صُلح نامه حُدیبیه»بود، بطوریکه مورخین نوشته اند وی درتشویش اذهان صحابه، نقش مؤثری داشت که اگر با-زبان امروزی- تعریف کنیم،«عُمر»یک سلبریتی بودکه نقش«اپوزیسیون»را ایفامی کرد،وی که سخنورتوانایی بود،نقش یک رسانه راداشت در شکل دهی تجمعات و تظاهرات وکفن پوشان،مرداول میدان بود.(۱۴)

«عُمَر بن خَطّاب»-همچون پایداری- در بین اصحاب ایجادشبهه می کرد واز مذمت «توافقنامه حدیبیه» می گفت واین «صُلحنامه» را «ذلت بار»می دانست!و دیگران را تحریک به عدم پذیرش می کرد.[۱۵]

نوشته اندکه «عُمر»بعد از صلح و بعد از تحویل دادن «عاصی بن سُهیل»(ابوجَندَل) به «سُهیل بن عمرو بن عَبدشمسِ قرشیِ عامری»(سُهیل)حداقل ۲ مرتبه ،آشکارا با پیامبر،معترضانه و جسارت آمیز صحبت کرده است.[۱۶]

استیضاج پیامبر (درماجرای مذاکرات توافق حدیبیه)پذیرش برجام

پایداری ها در صدراسلام

بعد از امضای توافق حدیبیه، عمربن خطاب و همفکرانش به صورت اعتراض به بازخواست پیامبر(ص) پرداختند :

عمربن خطاب:آیا تو پیامبر خدا نیستی؟

حضرت فرمود:بله هستم.

عمربن خطاب:آیا ما برحق و دشمن ما برباطل نیستی؟

پیامبر:بله،درست است.

عُمَر بن خَطّاب:پس چرا ذلت در دین نصیب ماشد؟(خوارشدیم با انعقاد این توافقنامه).

پیامبر: این توافق ذلت نیست،من رسول خدایم، نافرمانی خدا نمی­کنم و او یاریم می کند(این صلحنامه زمینه ساز فتوحات آینده است).

عُمَر بن خَطّاب:«تو به ما نگفته بودی(وعده نداده بودی)که ما به زودی به زیارت بیت الله می رویم و طواف می کنیم؟»

پیامبر: بله گفته بودم اما آیا گفتم همین امسال مشرف می­ شویم

عمرگفت: خیر.

پیامبر: به مکه می­ رویم و طواف می­کنیم.[۱۷]

با این حال(بعدازاین استیضاح) «عُمر» قانع نشد و با غضب جلسه راترک کرد معترضانه ­گفت:«اگر من یارانی داشتم؛ زیر این بار ذلت نمی ­رفتم»و همین اعتراضات اهانت آمیز را با ایوبکر در میان می گذارد اما ابوبکر دلائلی برایش آورد که رسول خدا اشتباه نمی کند،حتماًمصلحتی بوده که پیامبراین توافق راپذیرفته واینگونه توانست اوراآرام کند.[۱۸]

نوشته اند که «ماجراجویی عُمر»آنقدرشدیدبودکه«ابوعبیده جراح»که ازهم حزبی های عمربود،ازاقداماتش ناراضی بود واورا از مصاحبت جسارت آمیز با رسول الله(ص)نهی می کرد.(۱۹)

البته ابن هشام اعتراض عمر را ابتدا به ابوبکر و سپس به پیامبر(ص) می­داند.[۲۰] در همین رابطه از قول عمر آمده که گفته است : ««وَاللَّهِ مَا شَکَکْتُ مُنْذُ أَسْلَمْتُ، إِلَّا یَوْمَئِذٍ»(به خدا سوگند از زمانی که اسلام آوردم جز آن روز شک نکردم -دررسالت پیامبر)[۲۱]
با این حال به پیامبر(ص) اعتراض می­کرد و پیامبر(ص) در جواب می­فرمود: من پیامبر(ص) خدا هستم. این ماجرا تا جائی ادامه پیدا می­کند که ابوعبیده جراح از همفکران عمر نیز به عمر اعتراض می­کند که آیا نمی­شنوی که پیامبر(ص) چه می­گوید!! از شیطان به خدا پناه ببر و نظر خودت را نادرست بدان![۱۹]. البته ابن هشام اعتراض عمر را ابتدا به ابوبکر و سپس به پیامبر(ص) می­داند.[۲۰] در همین رابطه از قول عمر آمده که گفته است : «و الله ما شککت منذ أسلمت إلا یومئذ»(به خدا از زمانی که اسلام آوردم تا امروز هیچ شکی نداشتم)[۲۱و۲۲]

اعتراض عمر توافقنامه حدیبیه موجب شد که دراموردیگرهم به پیامبرمعترض باشد ، وقتی پیامبر(ص) «ابوجَندَل» را به پدرش(سُهیل)تحویل داد و برای او دعا کرد و امر به صبر و استقامت کرد، «عُمَر بن خَطّاب» باز لب به اعتراض گشود و با بی ادبی جسارتهای خود را تکرار می ­کرد که آیا تو فرستاده خدا نیستی؟ آیا ما برحق نیستیم؟ آیا دشمن ما باطل نیست؟... سپس به با غضب نزد ابوبکر می­رود[۲۳] و اعتراضات خودرا باوی مطرح می کند.

تشویش اذهان عمر تمام شدنی نبود،وی برای نابودی وبرهم زدن توافق حدیبیه دست به هراقدامی می زد،بطوری که نوشته اند پیش «ابوجَندَل» می­ رود و می گوید: اینان مشرک هستند و خونشان مانند خون سگ هدراست،وشمیرش خودش را به وی  نشان می دهد ومی گوید:این شمشیررا بگیروپدرت را درراه خدا بقتل برسان که گرپدرمن تن به چنین توافق ذلتباری داده بودوی رامی کشتم!.

ابوجندل به عمر می گوید: چرا خودت سهیل را نمی­کشی؟

«عُمَر بن خَطّاب» پاسخ داد: پیامبر(ص) من را از کشتن سران مشرک نهی نموده است.

«ابوجَندَل» به عمر گفت: تو بیشتر به اطاعت کردن از پیامبر(ص) سزاوار هستی تا من.

«عُمَر بن خَطّاب» می­گوید که من دوست داشتم او پدرش را بکشد ولی او بخل ورزید و توافق حدیبیه اجرایی شد.[۲۴]

«ابوالفرج نور‌الدین على بن ابراهیم»(فقیه و متکلم شام) در توجیه اقدامات عمر نوشته است:احتمال دارد که پدرش می­خواسته فتنه کند و ابوجندل را به کفر برگرداند به همین دلیل عمر قتل او را جایز دانسته و به فرزندش توصیه قتل پدرش را نموده با اینکه پیامبر(ص) او را بر طبق عهدنامه به پدرش تحویل داد.[۲۵]

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع مأخوذه:پژوهشکده باقرالعلوم بااندکی اصلاحات ویرایش درجهت روان نویسی برای مخاطبین می باشد.

پاورقی:
۱- فیروزآبادی، سیدمرتضی؛ فضائل الخمسة من الصحاح الستة، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۲هـ ق، ج ۲ ص ۳۳۴
۲- مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار ، بیروت، موسسة الوفا، ۱۴۰۴ هـ ق، ج ۲۰ ص : ۳۵۹ و فیروزآبادی، سیدمرتضی؛ پیشین، ج ۲ ص ۳۳۵- فقال: أرنیه، فأریته فمحاه بیده
۳- طبرسی، ابو منصور احمد بن على؛ الإحتجاج، مشهد مقدس، نشر مرتضى ، ۱۴۰۳ هـ ق ،ج‏۱،ص:۱۸۷
۴ - همان و حمیری معافری، ابن هشام؛ السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفه ،ج‏ ۲،ص:۳۱۷
۵ - معتزلى، ابن­ابى­الحدید؛ شرح نهج البلاغة، ج۲، ص۲۷۵ و حلبی، ابوالفرج، السیرة الحلبیة(إنسان العیون فی سیرة الأمین المأمون)، بیروت، دارالکتب العلمیه، دوم، ۱۴۲۷هـ ق،ج‏۳،ص:۲۹
۶ - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین ، ج ۲۰،ص ۳۵۳- یَا عَلِیُّ إِنَّکَ أَبَیْتَ أَنْ تَمْحُوَ اسْمِی مِنَ النُّبُوَّةِ فَوَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَتُجِیبَنَّ أَبْنَاءَهُمْ إِلَى مِثْلِهَا وَ أَنْتَ مَضِیضٌ مُضْطَهَدٌ و الذهبی، شمس الدین؛ تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام،بیروت، دارالکتاب العربی، دوم، ۱۴۰۹ هـ ق ،ج‏ ۲،ص:۳۹۱و صالحی دمشقی، محمد بن یوسف؛ سبل الهدی و الرشاد فی سیره خیر العباد، بیروت ، دارالکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۴هـ ق ،ج‏ ۵،ص:۵۴

۷ - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین، ج : ۲۰ ص : ۳۵۳ و ابن ابی یعقوب، احمد؛تاریخ الیعقوبى، قم، اهل بیت(ع) ،ج‏ ۲،ص:۱۸۹و ۱۹۲
۸ - ابن شهر آشوب، محمد؛ المناقب، قم، موسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹هـ ق،ج ۳،ص۵۶
۹ - فیروزآبادی، سیدمرتضی؛ پیشین، ،ج‏۲،ص:۳۳۸
۱۰ - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین ، ج : ۲۰ ص ۳۲۶
۱۱ - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین ، ج : ۲۰ ص ۳۵۰و ۳۵۱
۱۲ - الذهبی، شمس الدین؛ پیشین،ج‏ ۲،ص:۳۷۲ و ۳۹۲ و حلبی، ابوالفرج، پیشین،ج‏ ۳،ص:۳۴
۱۳ - الذهبی، شمس الدین؛ پیشین ،ج‏ ۲،ص:۳۹۲ و حمیری معافری، ابن هشام؛ پیشین ،ج‏ ۲،ص:۳۱۹
۱۴ - همان، ج : ۲۰ ص : ۳۵۰
۱۵ - هلالى کوفى، ‏سلیم بن قیس؛ کتاب سلیم بن قیس، قم ، انتشارات الهادی، ۱۴۱۵ هـ ‏ق، ص ۶۹۱
۱۶ - مقریزی، تقی الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و... ،بیروت، دارالکتب العلمیة، اول، ۱۴۲۰هـ ق، ج‏1،ص:۲۹۱ و۲۹۳
۱۷ - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین،ج ۲۰ ،ص ۳۳۵ و بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، بیروت، دارالکتب العلمیة، اول، ۱۴۰۵هـ ق ،ج‏ ۴،ص:۱۰۶ و مقریزی، تقی الدین، پیشین،ج‏۱،ص:۲۹۱
۱۸- علامه حلی، نهج الحق، قم، موسسه دارالهجرة، ۱۴۰۷ه ـق، ص ۳۳۶ و الذهبی، شمس الدین؛ پیشین ،ج‏ ۲،ص:۳۷۱
۱۹ - مقریزی، تقی الدین، پیشین،ج‏ ۱،ص:۲۹۱ و سبل الهدى و الرشاد فی سیرة خیر العباد ،ج‏ ۵،ص:۵۳
۲۰ - حمیری معافری، ابن هشام؛ پیشین،ج‏ ۲،ص:۳۱۷
۲۱ - مجلسی، محمد باقر؛ پیشین ، ج ۲۰ ص ۳۳۵ و علامه حلی، نهج الحق، قم، موسسه دارالهجرة، ۱۴۰۷هـ ق ،ص ۳۳۶ و الذهبی، شمس الدین؛ پیشین،ج‏ ۲،ص:۳۷۱ و بیهقی، ابوبکر، پیشین ،ج‏ ۴،ص:۱۰۶ و صالحی دمشقی، محمد بن یوسف؛پیشین ،ج‏ ۵،ص:۵۳ و نویری، شهاب الدین، نهایة الأرب فی فنون الأدب، قاهره، دارالکتب والوثائق القومیه، اول، ۱۴۲۳هـ ق،ج‏۱۷،ص:۲۳۱ و دیار بکری، شیخ حسین، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس ،بیروت، دارالصادر، بی­تا،ج‏۲،ص:۲۲
۲۲ - صالحی دمشقی، محمد بن یوسف؛پیشین،ج‏ ۵،ص:۵۳- فلقد رأیتنی أردّ أمر رسول اللّه- صلّى اللّه علیه و سلّم- برأیی‏.
۲۳ - الذهبی، شمس الدین؛ پیشین ،ج‏ ۲،ص:۳۹۱
۲۴ - مقریزی، تقی الدین، پیشین،ج‏۱،ص:۲۹۳ و حمیری معافری، ابن هشام؛ پیشین، ،ج‏ ۲،ص:۳۱۹ و حلبی، ابوالفرج، پیشین،ج‏ ۳،ص:۳۲
۲۵ - حلبی، ابوالفرج، پیشین،ج‏ ۳،ص:۳۲

رسول خدا صلی الله علیه و آله بعدازاتمام  صلحنامه ، به همراهانش گفت: برخیزید و قربانی کنید، سپس بتراشید و هیچ یک از آنها برنخاست تا آن را سه بار بگوید. چون هیچ یک از آنها برخاست، خدش برخاست و با هیچ یک از آنها صحبت نکرد تا اینکه قربانی  کرد و ریش تراش خود را کوتاه کرد. چون اصحاب این رفتارپیامبررادیدندخجالت کشیدند، برخاستند و هرکدام گوسفندی ذبح کردند و برخی از آنها شروع به تراشیدن ریش کردند . سپس زنان با ایمان آمدند و خداوند وحی کرد:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ۖ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّ «اى کسانى که ایمان آورده ‏اید، چون زنان با ایمان به عنوان مهاجر به سراغ شما آمدند، آنها را امتحان کنید» (سوره ممتحنه، آیه ۱۰). صلوات الله علیه و آله و سلم: خداوند سوره فتح را نازل کرد:

«إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا» ...«لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ»(سوره فتح آیات ۱ و۵)

همانا ما تو را نصرت آشکاری دادیم ...تا خداوند گناهان گذشته و آینده تو را بیامرزد»، پس خداوند وحى فرمود: «او کسى است که آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل کرد تا بر ایمانشان افزوده شود.» ووعده «فتح بزرگ»
این صلح به دلیل فواید فراوانی که از آن حاصل شد، فتح بزرگ و پیروزی آشکار مسلمانان بود. از آنجا که قریش مسلمانان و قدرت آنان را شناخت ، برتری دنیوی و رهبری دینی روبه افول گذاشته شد،براصحاب معلوم شد این توافقنامه نویدبخش فتح بزرگی بود.

حمله پهپادی طرفهای درگیر به بیمارستان سعودی (الفاشر)سودان۷۰ نفرکشته و۲۰ نفرمجروح شدند

​ازروزشنبه ۱۵ آوریل ۲۰۲۳(۲۶ فروردین ۱۴۰۲) کودتا درسودان اتفاق افتاده است

بیش از ۷۰ نفر در نتیجه حمله نیروهای پشتیبانی سریع(حمیدتی) به هواپیمای در حال حرکت به سمت بیمارستان سعودی در شهر «الفاشر»(کشورسودان) کشته شده اند./شنبه ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵(۶ بهمن ۱۴۰۳)

هفته گذشته، نیروهای پشتیبانی سریع(نیروهای حمیدتی) در بیانیه‌ای از تمام نیروهای ارتش(ژنرال عبدالفتاح البرهان) و متحدان آن خواست تا الفشر را تا بعدازظهر چهارشنبه(۰۳ بهمن ۱۴۰۳) ترک کنند که نشان می‌دهد آنها آماده انجام یک "حمله قریب الوقوع" هستند.

کشتار ۷۰ نفر در زایشگاه سعودی کشور سودان 

استهدفت مسیرة الدعم السریع المستشفى السعودی فی مدینة الفاشر

زایشگاه شهرالفاشرسودان

Saudi Arabia, Gulf bloc condemn attack on Saudi hospital in Sudan's Darfur

حمله پهپادی طرفهای درگیر در شهرالفاشر(دارفور)سودان

سازمان جهانی بهداشت خواستار توقف حملات به مراکز درمانی در سودان شد

مینی آرکو میناوی، فرماندار ایالت دارفور غربی سودان روز شنبه ۲۵ ژانویه ۲۰۲۵(۶ بهمن ۱۴۰۳) اعلام کرد که بیش از ۷۰ نفر در نتیجه حمله نیروهای پشتیبانی سریع به هواپیمای در حال حرکت به سمت بیمارستان سعودی در شهر الفاشر کشته شده اند.

السعودیة تدین استهداف «المستشفى السعودی» فی الفاشر بالسودان

از ۱۰ مه ۲۰۲۴، علیرغم هشدارهای بین المللی مبنی بر درگیری در مدینه، مرکز عملیات های بشردوستانه در پنج ایالت دارفور، درگیری ها بین ارتش سودان و سرای دائمی آغاز شده است.

ارتش و پشتیبانی سریع از اواسط آوریل ۲۰۲۳، جنگ بیش از۲۰ هزار کشته و حدود۱۴ میلیون آواره و پناهنده بر جای گذاشته است، به گفته سازمان ملل متحد و مقامات محلی، در حالی که تعداد کشته ها توسط جامعه آمریکایی حدود ۱۳۰ هزار تخمین زده شده است.

در حمله به بیمارستانی در الفشر ۷۰ نفر کشته شدند

جانب من الدمار فی المستشفى السعودی بمدینة الفاشر
المناوی در جمع‌آوری حساب کاربری در پلتفرم X گفت: هدف قرار دادن جاده پشتیبانی سریع بیمارستان عربستان - بخش تصادف - تنها بخش باقی‌مانده از اهداف آنها.

رفیق مینوی، به منظور هدف قرار دادن ظاهر خون در طبقات این اداره که مکرراً در آنجا استفاده می شود.

علت ناآرامی هادرسودان

کشورسودان کجاست؟

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ازروزشنبه ۱۵ آوریل ۲۰۲۳(۲۶ فروردین ۱۴۰۲) کودتا درسودان اتفاق افتاده است

واکنش آمریکا به کودتا در سودان

ناآرامی های سودان

«نقشه کشورسودان:

ناآرامی های سودان

فرمانده ارتش سودان:  نخست‌وزیر نزد من است/کودتا نکرده‌ایم؛ جریان انقلاب را اصلاح می‌کنیم

علت درگیری مسلحانه:فرمانده کل ارتش سودان (ژنرال عبدالفتاح البرهان) از «حمیدتی»(فرمانده نیروهای واکنش سریع)خواسته که بایدفعالیت هایتان زیرنظرارتش باشد،یعنی نیروهای واکنش سریع درارتش ادغام بشوند،اما حمیدتی این درخواست راردکرده ودرگیری ها شروع شده وادامه دارد.

مگر توافق آتش بس درغزه ولبنان با(مذاکره)بدست نیامد(مذاکرات پیامبر)باسران مشرک درصلح حدیبیه

درادامه به«صلح حُدیبیه» هم پرداخته ایم ، صدراسلام هم «کفن پوش»داشتیم،پیامبر را برای تن دادن به «توافق حُدیبیه»، استیضاح کردند(گفتندبا این توافق ذلت نصیب مسلمین شد)حتی در رسالت پیامبر دچارتردیدشدند!

​ترامپ:من به یک توافق وحشتناک پایان دادم  / ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

ترامپ ۲۰۱۸ :اولین باری که آن مرد(ظریف) را در یک برنامه(تلویزیونی) دیدم من به او  نگاه کردم و بعد از سه دقیقه تماشا گفتم :امکان ندارد جان کری بتواند از پس مذاکره با این مرد(محمدجوادظریف) برآید....بعداً دیدیم که همین‌طور هم شد.

اینکه آن خطیب محترم درتریبون نمازجمعه گفت:قرآن مذاکره بادشمن رانفی می کند.
مگر «صلح حُدیبیه» را رسول الله(محمدمصطفی)با مشرکان امضاءنکرد؟
مگر توافق آتش بس درغزه ولبنان با «مذاکره»بدست نیامد؟
همان شیطان بزرگ دراین مذاکرات(دوحه)نقش داشت،حتی لبنان گفت:اگر«گارانتی» شیطان بزرگ دراین توافق باشد،ماحاضریم بپذیریم.

جان کری و محمدجوادظریف


ترامپ چرا ازبرجام خارج شد؟

ترامپ با خروج از برجام «کاملا اشتباه» کرد
دونالدترامپ(دردولت اول):جان کری (وزیر خارجه سابق آمریکا) در برابر مردی(ظریف) که داشت با او مذاکره می‌کرد(وزیرخارجه ایران)، هیچ شانسی نداشت.


اولین باری که آن مرد(ظریف) را دیدم، او را در یک برنامه(تلویزیونی) دیدم من به او  نگاه کردم و بعد از سه دقیقه تماشا گفتم :امکان ندارد جان کری بتواند از پس مذاکره با این مرد(محمدجوادظریف) برآید....بعداً دیدیم که همین‌طور هم شد.


ترامپ در این خصوص گفت: «من به یک توافق وحشتناک پایان دادم.

ترامپ

خروج آمریکا از توافق برجام :سه شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷( ۸می ۲۰۱۸)

آنتونی بلینکن و رابرت مالی وجان کری

رابرت مالی،آنتونی بلینکن و جان کری


این سخنان  رئیس جمهورامریکا،یک روزبعدازخروج ازبرجام-درجلسه هیئت دولت امریکا (چهارشنبه، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷) ۹می۲۰۱۸مطرح شده است.

جان بولتون کتاب تازه ای منتشر می کند
جان بولتون(مشاور امنیت ملی آمریکا دردولت ترامپ) در مصاحبه با شبکه تلویزیونی(DD India) هند:خروج از توافق هسته‌ای برجام  وقتل سردارسلیمانی به عنوان روزی خوشحال‌کننده برایم بود.

مشاور امنیت ملی آمریکا دردولت ترامپخروج ازبرجام  ازشادترین لحظات درکاخ سفیدبود»


«جان بولتون» با بیان اینکه در زمان پیوستنش به تیم ترامپ در آوریل ۲۰۱۸، آمریکا هنوز در توافق هسته‌ای ایران بود، تصمیم ترامپ به خروج از برجام را «شادترین لحظه زمان حضور» در (کاخ سفید)دولت ترامپ توصیف کرد.

جان بولتون در کتابش به نام «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» به شرح وقایع مربوط به دوران حضورش در دولت پرداخته است. بولتون گفت: «خروج از توافق هسته‌ای روز خوشحال‌کننده‌ای بود

BBC (چهارشنبه، ۲۷ شهریور ۱۳۹۸)می نویسد:«رابرت اوبرایان» قبل ازانتصاب به مشاورت امنیت ملی، در مصاحبه‌ای خود را همکار و دوست دیرینه( جان بولتون) توصیف کرده و او را بهترین فرد برای مذاکره دوباره درباره توافق هسته‌ای با ایران خوانده بود.
مشاور جدیدترامپ در سال ۲۰۱۵میلادی(۱۳۹۴شمسی) در مجله مادر جونز(Mother Jones) مقاله ای با عنوان «حماقت اوباما؛توافق فاجعه بار ایران» نوشت:«برجام» مشروعیت دادن به برنامه اتمی ایران است که اکنون« صلح آمیز»خوانده می شود، این توافق منجر به مسابقه تسلیحات هسته‌ای در خاورمیانه خواهد

(Photo by SAUL LOEB / AFP) (Photo by SAUL LOEB/AFP via Getty Images)
تشکرنخست وزیراسرائیل(نتانیاهو) ارترامپ بخاطر خروج آمریکاازبرجام.

تیم مذاکره کننده ایران-آمریکا

مذاکرات برجامی ظریف

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«توافق برجام»(۱+۵) :سه شنبه ، ۲۳ تیر ۱۳۹۴(۱۴ جولای ۲۰۱۵) بدون حضور وزیرامورخارجه روسیه!

توافق برجام

در«صلح حدیبیه» هم عده ای «کفن» پوشیدند،پیامبر را استیضاح کردند.


پیامبر به حضرت علی گفت مفاد مذاکرات رامکتوب کن، بنویس: بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیم،رئیس مشرکین قریش(سـهـیـل بـن عـمـرو) که نقش «آمریکا»امروزراداشت، گـفت:من این را(رَحْمَن و رَحِیم) نمی شناسم، بنویس:بِاسْمِکَ اَللّهُمَّ که همینگونه نوشتند،آن گاه رسول خدا گفت: بنویس: هذا ما صَالِحُ علیه مُحمّد رَسول اللّه، سُهیل بن عمرو.
«شیطان بزرگ»(سـهـیل بن عمرو) گفت: «اگر گواهی می دادم که پیامبر خدایی، با تو جنگ نمی کردم»بجای آن، نام خود و پـدرت را بنویس.
در اینجا که صدای اعتراض اصحاب بلند شده بود، پیامبرآنها را دعوت به آرامش کرد.وبجای «مُحمّد رَسول اللّه» جمله «محمد بن عبدالله» را در صلحنامه نوشتند.
وقتی توافقنامه به امضای طرفین رسید ، عمر به پیامبر گـفـت:مگر پیامبر خدا نیستی؟..مگر اینان مشرک نیستند؟.. پس چرا تن به ذلت دادید
رسول خدا فرمود:این توافق ذلت نیست، من بنده خدا و پیامبر اویم، امر وی را مخالفت نخواهم کرد و او هم هرگز مرا وا نخواهد گذاشت.

دیدار صبح روز(۱۵ مرداد ۱۳۹۸ )سردارسپاه اسلام حاج قاسم سلیمانی  با محمدجواد ظریف

سردار حاج قاسم سلیمانی خطاب به محمدجوادظریف :اقدام آمریکا در تحریم شما ثابت کرد که جنابعالی بعنوان مسئول سیاست خارجی کشور، تاثیری عمیق بر افکار عمومی و بویژه مردم آمریکا نسبت به جهالت رهبران این کشور دارید.

آمریکا، وزیرامورخارجه ایران(ظریف)راتحریم کرد

آمریکا:«جواد ظریف دستور کار دستورات رهبری ایران را اجرا می‌کند و سخنگوی اصلی رژیم در سراسر جهان است.»

رهبر انقلاب

خزانه‌داری آمریکا دلیل تحریم آقای ظریف را اینگونه عنوان کرده است: «او به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم برای رهبر ایران کار می‌کند یا کارهایش در راستای اهداف اوست.»

توئیتر«محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران: دیدار امروز (پنج شنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۹۸) «آبه شینزو» نخست‌وزیر ژاپن با رهبر معظم انقلاب اسلامی را «مثمر ثمر، دوستانه و مفید» توصیف کرد.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ،خطاب به آبه شینزو نخست وزیر ژاپن : جمهوری اسلامی ایران هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد و تجربه تلخ مذاکرات قبلی با آمریکا در چارچوب برجام را به هیچ وجه تکرار نخواهد کرد زیرا هیچ ملت آزاده و عاقلی مذاکره تحت فشار را نمی‌پذیرد.

«سید عباس عراقچی»(وزیر امور خارجه)، «محمد‌جواد ظریف»(مشاور رئیس‌جمهور پزشکیان)، «سرداراسماعیل قاآنی»(فرمانده سپاه قدس )و «محمدباقر قالیباف»(رئیس مجلس شورای اسلامی) در همایش بین‌المللی (مکتب نصرالله)  ۱۹ آبان ۱۴۰۳

مذاکرات برجامی ظریف

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:در«صلح حدیبیه» هم عده ای «کفن» پوشیدند،پیامبر را استیضاح کردند.

پیامبراسلام(حضرت محمد) درسال پنجم هجری بهمراه ۱۴۰۰نفر از اصحاب به زیارت خدا(عمره تمتع)رفتنداماوقتی به مکه رسیدند(سرزمین حدیبیه)مشرکان قریش جلوی آنهاراگرفتندمانع از انجام حجشان شدند،جنگ ودرگیری پراکنده اتفاق افتاد،پیامبر نمایندگانی را به نزدسران مشرکان قریش فرستادند،«عثمان، رئیس تیم مذاکره کننده درصلح حدیبیه بود»اما مشرکان اورا به گروگان گرفتند،منطقه درآستانه انفجاربود،پیامبر اسلام ،«تیم دیگری رابرای مذاکره فرستاد»،مذاکره صورت گرفت وتوافقنامه(صلح حُدیبیه)نوشته شد وپیامبر هم این توافقنامه راامضاکرد.

این ماجر(صلح حدیبیه) سبب شد که عده ای دررسالت پیامبردرچارتردیدشدند،عمربن خطاب گفت:«و الله ما شککت منذ أسلمت إلا یومئذ»(به خدا از زمانی که اسلام آوردم تا امروز هیچ شکی نداشتم)

اصحاب طعنه زدند،حتی «عُمر» رسول الله(ص)رااستیضاح کرد وبه پیامبرگفت «با این توافقنامه ذلت بار ،مسلمان خوارشدند» پیامبر جواب داد:«این توافق ذلت بارنیست»،زمینه سازفتوحات بزرگ خواهدبود…وقتی اصحاب لجوج قانع نشدند،پیامبرفرمود:اگراین توافق را قبول ندارید برویدباآنهابجنگید! که کمک کم آتش اعتراضات فروکش کرد…


پیامبر به حضرت علی گفت مفاد مذاکرات رامکتوب کن، بنویس: بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیم،رئیس مشرکین قریش(سـهـیـل بـن عـمـرو) که نقش «آمریکا»امروزراداشت، گـفت:من این را(رَحْمَن و رَحِیم) نمی شناسم، بنویس:بِاسْمِکَ اَللّهُمَّ که همینگونه نوشتند،آن گاه رسول خدا گفت: بنویس: هذا ما صَالِحُ علیه مُحمّد رَسول اللّه، سُهیل بن عمرو.
«شیطان بزرگ»(سـهـیل بن عمرو) گفت: «اگر گواهی می دادم که پیامبر خدایی، با تو جنگ نمی کردم»بجای آن، نام خود و پـدرت را بنویس.
در اینجا که صدای اعتراض اصحاب بلند شده بود، پیامبرآنها را دعوت به آرامش کرد.وبجای «مُحمّد رَسول اللّه» جمله «محمد بن عبدالله» را در صلحنامه نوشتند.
وقتی توافقنامه به امضای طرفین رسید ، عمر به پیامبر گـفـت:مگر پیامبر خدا نیستی؟..مگر اینان مشرک نیستند؟.. پس چرا تن به ذلت دادید
رسول خدا فرمود:این توافق ذلت نیست، من بنده خدا و پیامبر اویم، امر وی را مخالفت نخواهم کرد و او هم هرگز مرا وا نخواهد گذاشت.
پس از رسیدن پیامبر(ص) و ۱۴۰۰نفر از اصحاب به «سرزمین حدیبیه»(بین مکه وجده) مشرکان قریش که موقعیت خود را در خطر می ­دیدند، مسلحانه خارج شدند و از حرکت بیشتر پیامبر(ص) جلوگیری کردند اما دیدند چون آن حضرت برای زیارت کعبه عازم شده، پیمان بستند که سال آینده حضرتش به مکه برای انجام مراسم عمره عازم شود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:برای اطلاع از مذاکرات تیم مذاکره کننده پیامبر با رؤسای مشرک قریش(صلح حدیبیه)به این لینک مراجعه کنید:

مقایسه مذاکرات پیامبر بارئیس مشرکان قریش(صلح حدیبیه)بابرجام

شهدای ائمه جمعه(کدامیک درمحراب شهیدشدند)نحوه شهادت ۹ امام جمعه شهید

ضمن احترام به همه ائمه جمعه شهید بایدعرض کنم که هیچکدام ازائمه جمعه معززشهید،شهادتشان درمحراب اتفاق نیفتاده است الاآیت الله مدنی.

شهدای ائمه جمعه (بترتیب ترور)

درادامه:اولین شهیدمحراب«محل ضربت خوردن حضرت علی»(مسجدکوفه)راخواهیددید.

۱-قاضی طباطبایی(امام جمعه تبریز)۱۰آبان۱۳۵۸

شامگاه پنج شنبه، ۱۰ آبان ۱۳۵۸(١٠ ذوالحجه ١٣٩٩)  بعدازاقامه نمازمغرب وعشاء  درمسجد««مسجد شعبان»»در راه مراجعت به منزل توسط فرقان مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و به فیض شهادت نایل می‌شود.

۲-دستغیب(امام جمعه شیراز)۲۰ آذر ۱۳۶۰

هنگامی که عازم نماز جمعه بود به دست یکی از عوامل گروه تروریستی منافقین به نام «گوهر ادب آواز» به شهادت رسید. این زن منافق که با بستن بمب به روی شکم خود در مسیر رفتن امام جمعه شیراز به نماز جمعه خود را به عنوان زنی حامله معرفی می‌کند که ضرورت دارد مطلب مهمی را به خطیب جمعه بگوید و با این دروغ از حلقه پاسدران عبور و به نزدیک وی می رود. بعد از این خودرابه آقای دستغیب می رساند، ضامن بمب را می‌کشد و آیت الله دستغیب رابهمراه ۱۲ تن از همراهان و مردم شهادت می رساند.

۳-مدنی(امام جمعه تبریز)۲۰شهریور۱۳۶۰

بعد از اتمام نماز جمعه ایستاده بود و حجت الاسلام میرزا نجف آقازاده ـ یکی از روحانیون تبریزـ مشغول سخنرانی بود  ،آیت الله مدنی در"محراب"ایستاده بود ودرحال آماده شدن برای اقامه نمازعصربودکه شخص ناشناس به منظور پرسش(دادن وجوهات)، به طرف آیت الله مدنی رفته، در حالی‌که تظاهر به آغوش گرفتن ایشان می‌نماید، وی را ترور می‌کند.

۴-احسانبخش(امام جمعه رشت)۲۶فروردین۱۳۶۱۴

بعدازپایان نمازعصردرمسجدکاسه فروشان،وقتی که میخواست،مسجدراترک کند یکی -بظاهر-برای سئوال شرعی-نحوه نیت را ازایشان می پرسه وبعدانفجاردینامیت،البته بین ترور وشهادت آقای احسانبخش۱۹سال فاصله افتاد

۵-اشرقی اصفهانی(امام جمعه باختران)۲۳مهر۱۳۶۱

هنگامی‌که آیت‌الله اشرفی  بلند می‌شوند که خطبه‌ها را ایراد کنند، مردم هم بلند می‌شوند و شعار می‌دهند «صل علی محمد یار امام خوش آمد» در هنگام برخاستن و آن شلوغی یکی‌ از سه منافق خودش را با سرعت می‌رساند به حاج آقا و ایشان را در آغوش خودش فشار می‌دهدونارنجک منفجرمی شود وشهیدمی شود.

۶-صدوقی(امام جمعه یزد)۱۱تیر۱۳۶۱

نمازجمعه ونمازعصررامی خواند سپس صحن قدیم را ترک کرد و وارد صحن جدید شد. در این محل برای پوشیدن کفش های خود ایستاد.

در این لحظه جوانی از پشت سر محکم گردن آیت الله صدوقی را گرفت.در این حال محافظین آیت الله و برادران سپاه که ابتدا فکر کرده بودند که شخص مذکور قصد بوسیدن صورت آیت الله را دارد..اما نارنج منفجرمی شود..

۷-خرسند( امام جمعه کازرون ) ۸ خرداد۱۳۹۸

حجت الاسلام محمد خرسند امام جمعه کازرون در سحرگاه چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸ (بیست و سوم ماه رمضان) ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه، پس از بازگشت از مراسم احیا در شب قدر درجلوی درب منزلش،توسط شخصی به نام «حمیدرضا درخشنده» به شهادت رسید،آمده بود«سلفی بگیرد»،ازنمازگزاران وازازآشنایان بود.

 شهادت ویا ترورهیچکدام این بزرگواران درمحراب ویادرحال نماز وحتی درحال ایرادخطبه هم نبوده،یا درحال رفتن به مصلی بوده ویا بعدازخطبه هابود ویادرحال برگشت ازنماز.

آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی -اولین امام جمعه شهیدبوده ولی شهید محراب  نبوده که به هرکدام خواهیم پرداخت.

آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب متولد ۱۲۹۲ شمسی، رئیس حوزه علمیه و نماینده امام در استان فارس، امام جمعه شیراز و نماینده استان فارس در مجلس خبرگان قانون اساسی بود. درس‌های ابتدایی حوزه علمیه را نزد پدر بزرگوارش - سید محمدتقی دستغیب- خواند. او پس از تحصیل در شیراز، در سال ۱۳۱۴ به نجف رفت و در طول هفت سال به درجه اجتهاد نایل آمد.

ترور آیت‌الله دستغیب پس از شکست رژیم بعث در جبهه‌ها؛ دختر ۱۹ ساله‌ای که تروریست شد

آیت‌الله دستغیب، درروزجمعه،۲۰ آذر ۱۳۶۰(١٤ صفر ١٤٠٢) هنگام رفتن بسوی مصلی جمعه، توسط زن  منافق به شهادت رسید .

نحوه ترورآیت الله دستغیب

آیت الله سیدعبدالحسین دستغیب هنگامی که عازم نماز جمعه بود به دست یک زنی از عوامل گروه تروریستی منافقین به نام «گوهر ادب آواز» به شهادت رسید.

این زن منافق که با بستن بمب به روی شکم خود در مسیر رفتن امام جمعه شیراز به نماز جمعه خود را به عنوان زنی حامله معرفی می‌کند که ضرورت دارد مطلب مهمی را به خطیب جمعه بگوید و با این دروغ از حلقه پاسدران عبور و به نزدیک وی می رود. بعد از این خودرابه آقای دستغیب می رساند، ضامن بمب را می‌کشد و آیت الله دستغیب رابهمراه ۱۲ تن از همراهان و مردم  شهادت می رساند.

 

توضیح نگارنده-پیراسته فر:امام جمعه ای که «ارْباً ارْباً» شد،همچون سردارسلیمانی

«اربااربا»یعنی اعضای بدن ازهم متلاشی شدن،پاشیده شدن(آش ولاش شدن) متلاشی شدن ،بدن مطهر ایت الله دستغیب  «اربااربا»شده بود.

پاره‌های بدن امام جمعه شیراز تامدتها لای دیوارها و پشت بام‌‌ها و بر سر  درخت‌‌های خانه‌‌های مجاور باقیمانده بودکه بعدازچندروز،شبی بخواب یکی ازبستگانش می آید ونشانی آن تکه هاراخودِآن شهیدمی دهدکه می روندجمعش می کنند.

آیت الله دستغیب ۲۰ آذر ۱۳۶۰(١٤ صفر ١٤٠٢)برای اقامه نماز(پیاده)عازم مصلی بود،در محل عبور دستغیب-درکوچه- زن حامله‌ای به ایشان نزدیک می شود،به بهانه ای که سئوال خصوصی دارم،امابعدمعلوم شدکه آن منافق حامله نبودبلکه  زیر لباسش مواد منفجره پنهان کرده است(در نقش حامله)بمحضی که به آقای دستغیب نزدیک می شود ضامن نارنجکی را که به خود بسته بود می‌کشد

دستغیب؛ معلم اخلاق و مهذب نفوس بود

قدرت این موادمنفجره آنقدرزیادبود که به همراه آیت الله دستغیب  ۱۲ تن از محافظان وهمراهان  شهید شدند، 

قطعاتی ازبدن مطهرآقای دستغیب تاچندین مترپرتاب شد،پاره‌های بدن امام جمعه شیراز تامدتها لای دیوارها و پشت بام‌‌ها و بر سر  درخت‌‌های خانه‌‌های مجاور باقیمانده بود.

/آن زن منافق هم به درک واصل شد(عملیات انتحاری).

آیت الله سید عبدالحسین دستغیب متولد ۱۲۸۸ شمسی  شیرازاست.

آیت‌الله میراسدالله مدنی -(امام جمعه تبریز) در  محراب ایستده بود که نمازعصرراشروع کند.
۲۰شهریور۱۳۶۰ بعد از اتمام نماز جمعه ایستاده بود و حجت الاسلام میرزا نجف آقازاده ـ یکی از روحانیون تبریزـ مشغول سخنرانی بود که شخص ناشناس به منظور پرسش، به طرف آیت الله مدنی رفته، در حالی‌که تظاهر به آغوش گرفتن ایشان می‌نماید، وی را ترور می‌کند.

روزنامه‌ی جمهوری اسلامی (۲۱ شهریور ۱۳۶۰): مقارن ساعت ۴۰: ۱ بعدازظهر(جمعه۲۰شهریور۱۳۶۰)، هنگامی که آیت الله مدنی بعد از اتمام نماز جمعه ایستاده بود

ترور آیت‌الله مدنی؛ جنایت منافقین در محراب

 و حجت الاسلام میرزا نجف آقازاده یکی از روحانیون تبریز مشغول سخنرانی بود، شخص ناشناس به منظور پرسش، به طرف آیت الله مدنی رفته،.ی رادر آغوش می گیرد

شهید مدنی؛ بذل جان در راه اعتلای اسلام

در این لحظه، دو انفجار متوالی هم روی می‌دهد که متعاقب آن شهید مدنی روی زمین می‌افتد و چندین نفر هم مجروح می‌شوند. ضارب نیز متلاشی می‌شود. در این حادثه، حدود بیست الی سی نفر مجروح شدند که به بیمارستان‌های تبریز منتقل شدند.

در تراز خط دومین شهید محراب انقلاب/ اسرار سر به مُهر شهید آیت‌الله مدنی

شاهدی می گوید:نمازجمعه تمام شده بود،دعاهاخوانده شده بود، حاج آقامدنی درحال آماده شدن برای اقامه نماز عصربودند،که یکی ازنمازگزاران به بهانه دادن وجوهات شرعیه ،خودرابه آیت الله مدنی می رساند و در یک لحظه با عملیات انتحاری(انفجار خود)آیت الله مدنی را به شهادت رسانید.

آیت الله سید اسدالله مدنی متولد ۱۲۹۳ هجری شمسی در یکی از روستاهای شهرستان آذرشهر(آذربایجان شرقی) است.

نحوه ترور

ساعت۴۰ :۱۳ بعدازظهر۲۱ شهریور ۱۳۶۰ هنگامی‌که آیت‌الله مدنی بعد از اتمام نماز جمعه ایستاده بود و حجت الاسلام میرزا نجف آقازاده ـ یکی از روحانیون تبریزـ مشغول سخنرانی بود

شهید مدنی؛ بذل جان در راه اعتلای اسلام

که شخص ناشناس به منظور پرسش، به طرف آیت الله مدنی رفته، در حالی‌که تظاهر به آغوش گرفتن ایشان می‌نماید، وی را ترور می‌کند.

در همین لحظه، دو انفجار متوالی هم روی می‌دهد که متعاقب آن شهید مدنی روی زمین می‌افتد و چندین نفر هم مجروح می‌شوند. ضارب نیز متلاشی می‌شود-روزنامه جمهوری اسلامی.

*

سومین شهید (ائمه جمعه)آیت الله اشرفی اصفهانی" است

23مهرماه؛ شهادت پنجمین شهید محراب آیت‌الله «اشرفی اصفهانی»

روز جمعه بیست و سوم مهرماه ۱۳۶۱، درحالی که می‌خواستند خطبه‌های نماز جمعه را شروع کنند مورد سوء‌قصد قرار گرفتند و به شهادت رسیدند

ماجرای لباس رزم پوشیدن شهید آیت الله اشرفی اصفهانی

امام جمعه باختران را"درنمازجمعه" بالباس سپاه وشعارکربلا وشهادت رساندند

لحظه به لحظه شهادت آیت‌الله اشرفی اصفهانی در گفت‌وگوی ایران با فرزند ایشان

 

منافقین با لباس سپاه دست به ترور زدند 

20 شهریور سالروز شهادت شهید مدنی/ساده‌زیستی و زهد شهید محراب فراموش‌نشدنی است

آیت‌الله میراسدالله مدنی متولد ۱۲۹۳ هجری شمسی در آذرشهر تبریز، نماینده دوره اول مجلس خبرگان از همدان و امام جمعه تبریز بود که حین اقامه نماز، مورد سوءقصد قرار گرفته و به شهادت رسید. آیت‌الله مدنی تحصیلات فقهی خود را در یزد، قم و نجف به انجام رسانید. آیت‌الله مدنی از نزدیکان نواب‌صفوی بود. در ۱۳۴۹ به ایران بازگشت و بر اثر مخالفت با حکومت پهلوی دوم به کنگان تبعید شد. او پس از انقلاب و پس از شهید قاضی به امامت جمعه تبریز منصوب شد.

مروری بر زندگی آیت الله مدنی دومین شهید محراب 

نحوه ترور

ساعت۴۰ :۱۳ بعدازظهر(جمعه۲۰شهریور۱۳۶۰) هنگامی‌که آیت‌الله مدنی بعد از اتمام نماز جمعه ایستاده بود و حجت الاسلام میرزا نجف آقازاده ـ یکی از روحانیون تبریزـ مشغول سخنرانی بود

شهید مدنی؛ بذل جان در راه اعتلای اسلام

یک شخص ناشناس به منظور پرسش، به طرف آیت الله مدنی رفته، در حالی‌که تظاهر به آغوش گرفتن ایشان می‌نماید، وی را ترور می‌کند. بنا به گفته‌ی شاهدان عینی در این لحظه، دو انفجار متوالی هم روی می‌دهد که متعاقب آن شهید مدنی روی زمین می‌افتد و چندین نفر هم مجروح می‌شوند. ضارب نیز متلاشی می‌شود-روزنامه جمهوری اسلامی.

سومین شهید (ائمه جمعه)آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی است

روز جمعه جمعه، ۲۳ مهر ۱۳۶۱(٢٧ ذوالحجه ١٤٠٢)، درحالی که می‌خواستند خطبه‌های نماز جمعه را شروع کنند مورد سوء‌قصد قرار دادند و به شهادت رساندند

لحظه به لحظه شهادت آیت‌الله اشرفی اصفهانی ازبان شاهدصحنه( فرزند ایشان )حجت‌الاسلام حسین اشرفی اصفهانی 

منافقین با لباس سپاه دست به ترور زدند 
روزی که پدرم شهید شد من خودم بغل پدرم نشسته بودم؛ سمت راست ایشان استاندار کرمانشاه جناب آقای دکتر رحمانی هم بودند و سمت چپ من نشسته بودم

که خیلی راحت سه نفر از منافقین که معلوم بود نوزده بیست سال بیشتر ندارند چرا که تازه صورتشان مو در آورده بود با لباس سپاهی که پشت کمرش هم نوشته شده بود «پیش به سوی جبهه‌ها برای فتح کربلا» با یک شگرد خاصی آمدند میان جمعیت مردم که بعداً مشخص شد نارنجک رو به وسط پاهای خود بسته بودند و با کلت هم آمده بودند. حفاظت نماز جمعه کلت‌های این‌ها را می‌گیرند و می‌گویند اسلحه‌های خود را تحویل بدهید غافل از اینکه بازرسی بیشتری بکنند و دقت نکردند و فکر کردند 

حجت‌الاسلام حسین اشرفی اصفهانی می گوید:این‌ها خلع سلاح شدند و چیزی همراهشان نیست در حالی که همراهشان نارنجک بود و آمده بودند در صف سوم و چهارم نشسته بودند در صف اول و دوم مسئولین بودند و تعدادی از اسرای عملیات مسلم بن عقیل که وقتی حاج آقا بغل من نشستند

«حجت‌الاسلام حسین اشرفی اصفهانی» می گوید: چون من خودم مسئول ستاد نماز جمعه کرمانشاه بودم ایشان گفتند این‌ها کی‌اند اینجا نشسته‌اند این‌ها قیافه‌هاشون به ایرانی نمی‌خوره. عرض کردم این‌ها اسرای عراقی‌اند که در عملیات مسلم بن عقیل که خود ایشان در عملیات شرکت کردند و دعای توسل خواندند اسیر شدند

در حالی که مهیای اقامه نماز بود توسط جوانی بنام «محمدحسین خداکرمی» با نارنجک مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.

دوربین‌ها همه چیز را ثبت کرد اجمالاً در همان اثنایی که این بچه‌های عراقی‌ اسیر شده در صف نشسته بودند منافقین هم با همان لباس نظامی تو جمعیت نشسته بودند و این سه نفر باهم تبانی کرده بودند.

چگونه ما فهمیدیم سه نفر هستند؟

صدا وسیما آمده بود در نماز جمعه فیلمبرداری می‌کرد و وقتی که ناخودآگاه این فیلمبردار فیلمبرداری می‌کرد و حاج آقا از آن در اختصاصی وارد می‌شوند یکدفعه این‌ها که دوربین‌ها حرکت‌های آنان را ثبت کرده

سه نفری بلند می‌شوند و هرسه با تلاش می‌آیند جلو. در واقع می‌خواستند سه نفری وقتی ایشان وارد می‌شود خیز بگیرند سمت ایشان که ظاهراً موقعیت مناسب پیدا نمی‌شود و می‌نشینند و آن موقع نمی‌توانند کاری انجام بدهند. 
عملیات انتحاری کردند 
وقتی که پدرم بلند می‌شوند که خطبه‌ها را ایراد کنند، مردم هم بلند می‌شوند و شعار می‌دهند «صل علی محمد یار امام خوش آمد» در هنگام برخاستن و آن شلوغی یکی‌ از آن سه نفر خودش را مانند کفتار با سرعت می‌رساند به حاج آقا و ایشان را در آغوش خودش فشار می‌دهد،

خب مردم فکر می‌کردند این یک رزمنده است و علاقه به ایشان دارد و عاشق نماینده امام است. اون هم با آن شعار پیش به سوی جبهه‌ها برای فتح کربلا ونگو که ضامن نارنجک رو که نخ بود از یقه‌اش آورده بود بالا. همین که ایشون رو بغل می‌گیره ضامن رو میکشه و انفجار رخ می‌ده خودش هم درجا مرد.

 سه بار توسط منافقین مورد حمله قرار گرفت

 نخستین حمله منافقان با بمب صوتی به منزل ایشان در سال  ۱۳۵۹ انجام گرفت. آیت‌الله اشرفی،

برای بار دوم در سال ۱۳۶۰ هنگامی که برای اقامه نماز ظهر عازم مسجد آیت الله بروجردی کرمانشاه بود، ناگهان مورد حمله سه نفر از مهاجمان قرار گرفت.

بالاخره در سومین اقدام برای ترور و در سومین سال متوالی، در روز جمعه ۲۳ مهر ۱۳۶۱، اعضای سازمان منافقین ایشان را درحالی که می‌خواستند خطبه‌های نماز جمعه را شروع کنند مورد سوء‌قصد قرار دادند و به شهادت رساندند.

روزنامه ایران۲۹مهرماه ۱۳۹۲/مصاحبه با فرزند اشرفی اصفهانی امام جمعه 

***
آیت‌الله محمد صدوقی -چهارمین شهید نیزدرمحراب نبوده،بعدازاتمام نماز،هنگام پوشیدن کفش

آیت‌الله محمد صدوقی، در سال ۱۳۲۷ در شهر یزد به دنیا آمد. جد او علامه ملا محمدمهدی کرمانشاهی بود که به خاطر درگیری با فتحعلی‌شاه قاجار به یزد تبعید شد. او تحصیلات علوم دینی را در یزد، اصفهان و قم به انجام رسانید. آیت‌الله صدوقی در حوادث نیمه خرداد سال ۱۳۴۲ یکی از حامیان امام خمینی بود و پس از پیروزی انقلاب، نماینده مردم یزد در مجلس خبرگان قانون اساسی و امام جمعه این شهر شد.

«آیت‌الله محمد صدوقی» در روز جمعه، ۱۱ تیر ۱۳۶۱(١٠ رمضان ١٤٠٢) توسط یکی از اعضای سازمان منافقین خلق به شهادت رسید و پیکر پاکش در مسجد «حظیره» یزد دفن گردید.

چگونگی ترور صدوقی 

«در ساعت ۲۰ : ۱۳ روز جمعه ۱۱ تیر ۱۳۶۳، مصادف با دهم ماه مبارک رمضان، مردم همیشه در صحنه یزد مانند هفته های پیش در مسجد ملّا اسماعیل آن شهر گرد هم آمده بودند تا نماز عبادی-سیاسی جمعه را به امامت آیت الله صدوقی به جا آورند. ... صبح روز حادثه، آیت الله صدوقی مشغول کارهای قبل از نماز جمعه شد و حدود ساعت ۱۱ به اطاقی که همجوار اطاق برادران پاسدار بود آمده مشغول نماز گردید و حدود نیم ساعتی شاید نمازشان طول کشید. ... خطبه ها شروع شده بود و آقا مشغول صحبت بودند. به یکی از پاسداران اشاره کردند و گفتند به مردم بگویید همراه مؤذن، اذان را تکرار نکنند. مثل اینکه آقا آن روز خیلی عجله داشت، مانند کسی که انتظار می کشد. 

در بین دو خطبه، یکی از برادران پیشنهاد قرائت اطلاعیه ای را داد ولی ایشان قبول نکرد و گفت وقت نیست. برخاست برای خطبه دوم و بعد از اتمام خطبه ها نماز جمعه راخواند و بعد از اتمام نماز عصر از محراب به طرف محلی که اتومبیل قرار داشت حرکت کرد.

شهید صدوقی خیلی عجله داشت. در این لحظه بلندگوهای مسجد برای اینکه ایشان بتوانند تشریف ببرند به صدا در آمد و از نمازگزاران خواسته شد که سر جای خود باقی بمانند.

شهید صدوقی سپس صحن قدیم را ترک کرد و وارد صحن جدید شد. در این محل برای پوشیدن کفش های خود ایستاد.

در این لحظه جوانی از پشت سر محکم گردن آیت الله صدوقی را گرفت.

در این حال محافظین آیت الله و برادران سپاه که ابتدا فکر کرده بودند که شخص مذکور قصد بوسیدن صورت آیت الله را دارد.

واماوضعیت راطوری دیگری دیدند،بلافاصله وارد عمل شدند و می خواستند این مهاجم را از امام جمعه یزد جدا کنندکه متأسفانه تلاش آنها به ثمر نرسید و چند ثانیه بعد انفجار مهیبی به وقوع پیوست و در پی انفجار، قسمت های پشت بدن، ستون فقرات و شکم به پایین حضرت آیت الله صدوقی مصدوم شد و قبل از اینکه به بیمارستان برسد شهیدشد.

عامل ترور،«محمد رضا ابراهیم زاده» که از سران شاخه نظامی منافقین در کرمان و اهل یکی از روستاهای نائین بود، در همان لحظات اول به هلاکت رسید./روزنامه جمهوری اسلامی،  ۱۱ تیر ۱۳۶۳، صفحه۹

توضیح نگارنده-پیراسته فر:۲امام جمعه از۲استان که هر۲بدست منافقین ترورشدند درکنارهم درصف نمازجمعه

 ۲امام جمعه شهیددرکنارهم(امام جمعه یزد+امام جمعه رشت)آیت الله صدوقی وآیت الله احسانبخش.

گویادرنمازجمعه شهرستان صومعه سرا(گیلان) نشسته اند وشایدنمازجمعه رشت.

اما

یکی دیگرازائمه جمعه راهم  بشهادت رساندندامادرمسجدومحراب نبود،

 آیت الله قاضی طباطبایی  بعداز پیروزی انقلاب از طرف امام به سمت امام جمعه تبریز منصوب شدند

در ۱۰آبان۱۳۵۸ شمسی، مصادف با عید قربان، نماز عید رادرمسجدشعبان اقامه کرد و در همان شب در راه مراجعت به منزل توسط منافقین مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و به فیض شهادت نایل می‌شود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: ۱۰آبان۱۳۵۸مصادف با ١٠ ذوالحجه ١٣٩٩است

 آیت الله سیدمحمد علی قاضی طباطبائی در دهم آبان ۱۳۵۸ شمسی، مصادف با عید قربان، نماز مغرب وعشاء رادرمسجدشعبان اقامه کرد و در همان شب در راه مراجعت به منزل توسط منافقین مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و به فیض شهادت نایل می‌شود.

 

 آیت الله سیدمحمد علی قاضی طباطبائی فرزند حاج سید باقر در سال ۱۲۹۳شمسی در شهر تبریز متولد شد،د ر سال ۱۳۴۱شمسی . بعلت مبارزات او علیه رژیم پهلوی دستگیرشد. ابتدا در زندان قزل قلعه زندانی شد و سپس به شهرهای بافت، کرمان و زنجان تبعید گردید . همچنین مدت سه ماه به سبب فشارها و ضربات روحی و جسمی، در یکی ازبیمارستانهای تهر ان بستری شد . بعد از خارج شدن از بیمارستان به عراق تبعید شد و یک سال در آنجا ماند . پس از یک سال به ایران بازگشت 

اولین شهادت در محراب برای اولین امام جمعه تبریز

آیت الله شهید قاضی به اتهام اینکه در خلال بحث پیرامون حکومت اسلامی و جنایات اسرائیل در یک سخنرانی علنی نام امام را به عظمت و عزت بر زبان آورد به مدت شش ماه به بافق کرمان تبعید شد . پس از آن به بهانه دیگری شش ماه، دیگر به زنجان تبعید شد . شهید قاضی در تبر یز تنها نماینده تام الاختیار حضرت امام خمینی بوده و نقش ایشان در شکل دادن به مبارزات مردم تبریز نیز شایان توجه است . بنابراین محور مبارزه در آذربایجان شرقی و مرکز مبارزات، مسجد شعبان بو د که شهید قاضی طباطبائی امامت آنجا را عهده دار بودند.

آیت الله شهید قاضی جزو اولین کسانی بود که در آذربایجان اعلامیه خلع شاه از سلطنت را امضا کرد . 

در ماههای قبل از پیروزی انقلاب، رهبری جریانات حاد سیاسی، برپایی تظاهرات و تشکیل مجالس، همه بر عهده این شهید بزرگوار بود و ایشان اولین امضاء کننده اعلامیه،روزشنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۵۶(١٠ ربیع الاول ١٣٩٨) در چهلم شهدای قم بود. 

قاضی طباطبایی اولین امام جمعه شهیدمی باشدکه شامگاه پنج شنبه، ۱۰ آبان ۱۳۵۸(١٠ ذوالحجه ١٣٩٩)  بعدازاقامه نمازمغرب وعشاء  درمسجد««مسجد شعبان»»در راه مراجعت به منزل توسط فرقان مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و به فیض شهادت نایل می‌شود.

هفتمین امام جمعه شهید

۷–حجت الاسلام محمد خرسندامام جمعه کازرون ) ۸ خرداد ۱۳۹۸

حجت‌الاسلام محمد خرسند امام جمعه کازرون ، پس از بازگشت  از مراسم احیاء(مصلی) ساعت ۳ و نیم بامداد ۲۳ رمضان۱۴۴۰ ( ۸ خرداد ۱۳۹۸)مورد سو قصد قرار گرفت.

قاتل امام جمعه کازرون از چند روز قبل با لباس عربی و سوار اسب در خیابان دیده شده است. در کلیپی که منتسب به اسب سواری این قاتل است وی با لباس عربی سفید و شال سبز و نقاب در خیابان های کازرون ظاهر شده است ونیز روبروی حوزه علمیه کازرون دیده شده است.

حمیددرخشنده-قاتل(حجت الاسلام محمد خرسند )سواربراسب درخیابانهای شهرکازرون

درخشنده را درظهرروزحادثه  در «مخفیگاهش در کازرون» دستگیر کردند.

قاتل (حمیددرخشنده)ازآشنایان وازنمازگزاران بودکه با لباس تعزیه در مقابل خانه خرسند، منتظر بازگشت او مانده و بعد از اصرار به گرفتن عکس، با چاقو به سینه حجت‌الاسلام خرسند ضربه زده است.

به بیمارستان منتقل شد، اما بدلیل عمق جراحت در ناحیه شکم، در بیمارستان کازرون جان باخت.

حجت الاسلام محمد خرسند،متولد ۱۳۴۶ در شهرستان کازرون می باشد

«حجت الاسلام محمد خرسند »در دوم شهریورماه ۱۳۸۶ به سمت امام جمعه شهر کازرون منصوب شده بود.

قاتل تا لحظه پای دارازکرده اش پشیمان نبود(تقاضای عفوهم نکردودرنوشته سرسنگ قبرش اوراقهرمان بی نظیرمعرفی کرده بودند که به دستورقضایی تخریب شد)

۵ سال بعداز ترور «حجت الاسلام محمد خرسند»(امام جمعه کازرون)

«حجت‌الاسلام محمد صباحی»(امام جمعه کازرون) بعدازنمازجمعه روز( ۴ آبان ۱۴۰۳) ترور شدنماز جمعه وعصر به پایان رسیده بود اکثرنمازگزاران ازمصلی خارج شده بودند، امام جمعه درحال صحبت با چندنفربود که ضارب درحالیکه اسلحه را در کیسه مخصوص جا کفشی گذاشته بود به حجت الاسلام صباحی نزدیک می شود.

فرماندارکازرون درمصاحبه با شبکه خبر ساعت :۱۴: حجت الاسلام محمد صباحی،نمازجمعه ۴ آبان ۱۴۰۳(۲۱ ربیع‌الثانی ۱۴۴۶) راخوانده بود ودرحال تعقیبات نمازبودکه یکی بسویش می رود وباسلحه بسویش شلیک می کند وبعدباهمان اسلکه بسوی خودش شلیک می کند که خودش کشته می شود وچندنفردراطراف بودندآسیب می بینند و نهایتاً به شهادت می رسد.

فرمان امام خمینی به فرمانده سپاه برای بررسی ترورائمه جمعه

‏‏موضوع: مأموریت رسیدگی به عوامل ترور شخصیتهای مذهبی و سیاسی ‏

احتمال نفوذی هادرمحافظان امام جمعه یزد

‏‏مخاطب: رضایی، محسن (فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)‏

‏بسمه تعالی
‏‏انجام گرفتن ترورهای مشابهی نسبت به روحانیین معظم و مؤثر همچون «شهید‏‎ ‎‏مدنی» ‎‏ و «شهید دستغیب» و «شهید هاشمی نژاد » و حمله به آقای« احسان بخش ‎‏» و‏‎ ‎‏اخیراً شهادت شهید معظم مرحوم «صدوقی » ایجاد نگرانی و تردید و سؤال کرده است،

‏‎ ‎‏و نسبت به پاسداران محافظ آنان بویژه محافظان شهید صدوقی سوءظن ایجاد شده است‏‎ ‎‏و بسیار سؤال انگیز گردیده است، و مثل این سرمایه های بزرگ جمهوری اسلامی نباید با‏‎ ‎‏این وضع اسفبار از دست ملت بروند. و چون مسئول این امور سپاه است، شما مأمور‏‎ ‎‏هستید با دقت و بررسی اطراف قضیه، و بررسی از سوابق پاسداران محافظ گزارشی‏‎ ‎‏بفرستید، و لازم است برای این امر مهم از پاسداران آزموده و با سابقه و متعهد استفاده‏‎ ‎‏شود که مثل این خسارات واقع نشود.
 روح الله الموسوی الخمینی‏/ ۱۵ تیر ۱۳۶۱
 در ذیل نامه چنین مرقوم شده است: رونوشت: ۱ـ حضرت آقای رئیس جمهوری محترم(آیت الله خامنه ای). ۲ـ حضرت آقای رئیس مجلس شورای اسلامی(آیت الله هاشمی رفسنجانی). ۳ـ حضرت آقای نخست وزیر محترم(مهندس میرحسین موسوی).

چگونگی شهادت حجت الاسلام سیدعبدالکریم هاشمی نژاد(نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی)،معروف به سید حبیب/روایت محافظ

پاسدار«غلامرضا عظیمی برخورداری» محافظ شخصی شهید عبدالکریم هاشمی نژاد در بیان خاطره ای از روز شهادت ایشان(۷ مهر ۱۳۶۰) گفت: «قرار بود من و یکی دیگر از محافظان به نام «ترکانلو» با حاج آقا(هاشمی نژاد) برویم. ترکانلو جلو بود، حاج آقا وسط و من پشت سر ایشان به سمت طبقه پایین حرکت کردیم. ایام انتخابات ریاست جمهوری بود و در طبقه اول نمایشگاهی برپا بود. حاج آقا نگاهی به پوسترها و موارد دیگر نمایشگاه کردند، کمی قدم برداشتند و دوباره برگشتند. ضارب ایشان هم که نوجوانی ۱۶ساله(هادی علویان) بود، آخر سالن ایستاده بود و با دیدن حاج آقا سلام کرد و جواب شنید. او مدتی بود که به حزب رفت‌وآمد داشت. ترکانلو جلو در ورودی بود و من با حاج آقا از پله رفتیم پایین که یکی از افراد درون ساختمان با سرعت از کنار من گذشت. دیدم «هادی علویان» همان نوجوان ۱۶ ساله، است. سریع حاج آقا(هاشمی نژاد) را از پشت بغل کرد و به طرف من چرخید. غافلگیر شده بودم و نمی‌توانستم کاری انجام دهم.»

 هاشمی نژاد درکنار شهید آیت الله بهشتی وآیت الله طبسی درحرم رضوی

محافظ حجت الاسلام هاشمی نژاد ادامه داد: «روبه روی من حاج آقا قرار داشت و پشت سرش هم علویان(تروریست). نمی‌توانستم تیراندازی کنم. چند ثانیه بیشتر نگذشته بود که نارنجک منفجر شد و هم زمان با صدای انفجار نارنجک، صدای انفجار دیگری هم از بیرون ساختمان به گوش رسید. خون زیادی روی در و دیوار پاشیده شده و همه جا پر شده بود از دود و آتش. من هم به شدت زخمی شده بودم. به حاج آقا نگاه کردم که روی زمین افتاده بود و شکم ایشان به طرز دل خراشی شکافته شده بود. هادی علویان(نوجوان منافق) دستش قطع شده بود. حاج آقا را روی زمین گذاشت و قصد فرار داشت که از پشت او را گرفتم. بسیار ضعیف شده بودم و نمی ‎توانستم او را به خوبی مهار کنم. کمی مقاومت کردم، اما علویان(منافق) از دستم فرار کرد و من هم روی زمین افتادم و چیزی نفهمیدم. حاج آقا همان لحظه به شهادت رسیده بودند..»

محافظ شهید هاشمی نژاد تصریح کرد: «علویان قصد فرار داشت و چندنفر از اعضای تیم منافقین که چند زن و مرد بودند، با یک موتورسیکلت و یک خودرو پیکان بیرون از ساختمان حزب منتظر علویان(تروریست) بودند تا او را نجات دهند. وقتی انفجار داخل ساختمان حزب روی داده بود، اعضای تیم منافقین برای اینکه توجه عمومی را از انفجار معطوف به مسئله دیگری کنند، انفجار دیگری صورت دادند. طبق گفته دوستان حزب، هادی علویان در پیاده رو توسط افراد منافقین، قبل از فرار، کشته شد و بقیه هم فرار کردند. از مرکز دستور رسیده بود که ضارب را زنده دستگیر کنیم. بچه‌ها سریع آمبولانس خبر کرده بودند و جسم نیمه جان علویان را در آمبولانس قرار دادند، اما در نیمه راه بیمارستان به هلاکت رسیده بود.»

البته اولین شهیدمحراب امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشد

 در سال چهلم هجری شب نوزدهم ماه رمضان هنگام اقامه نماز صبح در مسجد کوفه ترورشد(ضربت خورد) و3روزبعددر شب بیست و یکم ماه رمضان به مقام شهادت رسید

 مدت عمر شریفشان شصت و سه سال بود و در شهر نجف اشرف مدفون است.

عامل ترور،حضرت علی نیز یکی از خوارج ( ملجم مرادی)بود وعامل شهادت این عزیزان(شهدای محراب)ازنسل همان خوارج هستندکه حالا بنام منافقین هستند،اگرزندگی ودیدگاه خوارج مطالعه شود،دقیقاً خط فکری  آنهاشبیه منافقین زمان ماهستند

محل ضربت خوردن حضرت علی(ع)

خبرگزاری میزان بنقل ازفارس اینگونه می نویسد:

قبل از بررسی این موضوع، اشاره‌ای به چگونگی ماجرا مناسب است:

امیرمؤمنان(ع) در سحرگاه شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، طبق معمول برای اقامه نماز جماعت صبح از خانه به مسجد کوفه روانه شد. آن شب باز کردن درِ خانه که از چوب خرما بود برای آن حضرت دشوار شد، آن بزرگوار در را از جای بیرون آورد و کنار گذاشت و این شعر را خواند:

اُشْدُدُ حَیازیَمکَ لِلْمَوْتِ/فَاِنَّ الْمَوْتَ لاقیکا

وَ لا تَجْزَعْ مِنَ الْمَوْتِ/اِذا حَلَّ بوادیکا(۱)

کمربند و سینه خود را برای مرگ ببند، زیرا مرگ تو را دیدار خواهد کرد و از مرگ اندوهناک مباش و بیتابی مکن در وقتی که در خانه تو فرود می‏‌آید.

آن گاه به سوی مسجد حرکت کرد. اول دو رکعت نماز خواند و سپس بالای بام رفت تا اذان بگوید. با صدای بلند اذان گفت که صدایش به گوش تمام ساکنان کوفه می‌رسید، سپس از بام پایین آمد و به محراب رفت و مشغول نماز نافله صبح شد، وقتی که خواست سر از سجده اولِ رکعتِ اول بردارد، در آن تاریکی، ابن ملجم آن چنان شمشیر بر فرق مقدس آن حضرت زد، که فرق سر آن بزرگوار تا نزدیکی پیشانی شکافته شد.

امام علی(ع) در این هنگام گفت: «بِسْمِ الله وَ بِالله وَ عَلی مِلَّة رَسُول الله فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبة»، به نام خدا و برای خدا و بر دین رسول خدا، به خدای کعبه سوگند رستگار شدم. سپس مقداری از خاک محراب را برداشت و روی زخم سرش پاشید و این آیه را خواند:«مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فِیها نُعیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً اُخْری»(۲): ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز می‌گردانیم و از آن نیز بار دیگر شما را بیرون می‌آوریم.

در این لحظه جبرئیل بین زمین و آسمان فریاد زد: «تَهَدَّمَتْ وَ الله اَرْکانُ الْهُدی، وَانْطَمَسَتْ اَعْلامُ التُّقی وَانْفَصَمَتْ الْعُرْوَة الْوُثْقی، قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفی، قُتِلَ عَلِیُّ الْمُرْتَضی، قَتَلَهُ اَشْقَی الاْشْقیأِ» سوگند به خدا! استوانه‏‌های هدایت، ویران شد و نشانه‏‌های بزرگ تقوی تاریک شد و دستگیره محکم ایمان شکسته شد، پسر عموی مصطفی(ص) کشته شد، علی مرتضی کشته شد، او را شقی‏ترین اشقیا کشت.(۳)

در رابطه با مکان دقیق ضربت خوردن امام علی(ع) هر چند برخی از منابع بدون اشاره به مکان این جنایت، فقط به ضربت ابن ملجم بر فرق امام علی(ع) اشاره کرده و برخی هم به طور مطلق مسجد را محل وقوع این جنایت معرفی کرده‌اند، ولی برخی منابع هم محراب مسجد را محل ضربت خوردن امام علی(ع) معرفی کرده‌اند که به برخی از این منابع اشاره می‌کنیم:

 مدت عمر شریفشان ۶۳ سال بود و در شهر« نجف» مدفون است.

تزئین خیابان‌های نجف اشرف در آستانه ولادت امیرالمومنین(ع)

عامل ترور،حضرت علی نیز یکی از خوارج ( ملجم مرادی)بود وعامل شهادت این عزیزان(شهدای محراب)ازنسل همان خوارج هستندکه حالا بنام منافقین هستند،اگرزندگی ودیدگاه خوارج مطالعه شود،دقیقاً خط فکری  آنهاشبیه منافقین زمان ماهستند.

 اولین شهیدمحراب امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشد

 در سال چهلم هجری شب نوزدهم ماه رمضان 

هنگام اقامه نماز صبح در «مسجد کوفه» ترورشد(ضربت خورد) و۲روزبعددر شب بیست و یکم ماه رمضان به مقام شهادت رسید.

مسجدکوفه-محل ضربت خوردن حضرتعلی-محراب مسجد

۱. مرحوم علامه مجلسی؛ با نقل حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) می‌‏نویسد: هنگامی که ابن ملجم - لعنْ الله علیه - بر سر مبارک علی(ع) ضربت شمشیر را می‌خواست وارد سازد با خود همدستی داشت که ضربت او به دیوار برخورد کرد، اما ابن‏ ملجم در حالی که علی(ع) در سجده بود، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت.(۴)

۲. در ضمن زیارت جامعه ائمه معصومین(ع) از قول امامین صادقین(ع) آمده است: «وَأَنْتُمْ بَیْنَ صَرِیعٍ فِی المِحْرابِ قَدْ فَلَقَ السَّیْفُ هامَتَهُ»(۵) و بعضی از شما اهل بیت(ع) در محراب عبادت به زمین افتاده در حالی که شمشیر زهرآلود فرق مبارکش را شکافته است.

این دلیل دیگری است که امیرمؤمنان علی(ع) در محراب عبادت به شهادت رسیده است.

۳. مقدسی در کتاب البدء و التاریخ ضمن بیان چگونگی ضربت خوردن امام علی(ع) از زبان امام حسن(ع) می‌نویسد: هنگامی که حضرت علی(ع) در محراب عبادت قرار گرفت چند نفر به او حمله‌‏ور شدند و ابن ملجم ضربتی بر آن حضرت فرود آورد.(۶)

۴. مفسر معروف ابوالفتوح رازی در تفسیر خود نقل می‌کند: علی(ع) در نخستین رکعت از نمازی که ابن ملجم او را ضربت زد، یازده آیه از سوره انبیاء را تلاوت کرد.(۷)

۵. دانشمند معروف اهل تسنّن سبط بن جوزی می‌نویسد: هنگامی که علی(ع) در محراب قرار گرفت، چند نفر به او حمله کردند و ابن ملجم ضربتی بر آن حضرت فرود آورد.(۸)

*پی‌نوشت­‌ها:

۱.مروج الذهب، المسعودی (م ۳۴۶)، تحقیق اسعد داغر، چ دوم، ۱۴۰۹ق. ج۲، ص۴۱۷.

۲. فروغ ولایت،آیت‌الله جعفر سبحانی،انتشارات صیحه،ص۶۹۷؛ به نقل از کشف الغمة،ج۱،ص۵۸۴.

۳. بحار الأنوار، علامه مجلسی، ،ج‏۴۲،ص:۲۸۲.

۴. بحارالانوار، ج ۴۲، ص۲۸۱.

۵. المزار الکبیر، محمد بن مشهدى‏(م۶۱۰ ق‏)/ بحارالانوار، ج‏۹۹،ص:۱۶۶.

۶. البدءوالتاریخ، مطهر بن طاهر المقدسى (م ۵۰۷)، بور سعید،  ج‏۵، ص۲۳۲.

۷. فروغ ولایت، ص۶۹۷، به نقل از تفسیر ابوالفتوح رازی، ج۴، ص۴۲۵.

۸. همان به نقل از تذکرة الخواص، ص۱۷۷.

مدیریت سایت-پیراسته فر:روایات دیگرازمنابع دیگر:

* امام سجاد (ع) فرمودند: وقتی ابن ملجم می خواست به امام على (ع) ضربه بزند، شخص دیگری با او همدست بود که ضربه اش به دیوار برخورد کرد، امّا ضربه ابن ملجم به آن حضرت اصابت کرد. و در حالی که امام در سجده بود، بر سر آن حضرت (جایى که قبلاً نیز در جنگها زخم برداشته بود.) فرود آمد. در آن هنگام حسن و حسین آمدند و ابن ملجم را گرفتند و در بند کردند./الطوسی، امالی

*در کنزالعمال(ج۱۵) در باب فضائل علی (ع) آمده است: هنگامی که حضرت علی (ع) سر از رکوع برداشت، ابن ملجم (با شمشیر ) ضربه خود را وارد کرد. حضرت به کنار رفت و فرمود: نمازتان را تمام کنید و کسی را مقدم (امام جماعت) نکرد.

*ابن عساکر درتاریخ دمشق در شرح حال امام علی(ع)آورده است: عبدالرحمان بن ملجم در حالی که آشفته بود در نماز صبح علی (ع) را به وسیله شمشیری که سمّی بود ضربت زد.

*احمدحنبل درفضائل امیرالمؤمنین می نویسد: عبدالرحمان بن ملجم، در نماز صبح علی (ع) را به وسیله شمشیری که سمّی بود، از روی آشفتگی ضربت زد و علی (ع) همان روز از دنیا رفت و در کوفه دفن شد.

درحقیقت  چهارمین امام جمعه ای که "ترورشد"امام جمعه رشت(آیت الله احسانبخش)بود 

اما۱۹سال بین ترورتاشهادتش فاصله افتاد

بعداز۳۳سالامام جمعه ای که 19سال شهادتش تأخیرافتاد

سومین امام جمعه بودکه ترورشد ولی ششمین بودکه "شهیدشد"امام جمعه رشت(آیت الله احسانبخش"بود

 ناگفته های ترورآیت الله احسانبخش "۲۶فروردین۶۱"درمسجدکاسه فروشان(رشت) اززبان شاهد ماجرا

بعداز۳۳سال

روزپنجشنبه ۲۶فروردین سال۱۳۶۱بودکه  درمسجدکاسه فروشان رشت اتفاق بسیاردردناکی رخ داد،

نمازظهروعصربه امامت حاج آقااحسانبخش اقامه شد،مردم زیادی آمده بودند، نمازتمام شده بود وجمعیت درحال رفتن به بیرون بودند،خیلی هارفته بودند، وعده ای ازارادتمندان آقای احسانبخش دراطرافش بودند،

حاج آقا قصدحرکت کرده بود که یکی ازمؤمنین(اسماعیل حدائقی)قرآنی راآورد به ایشان داد که برایش استخاره کند،حاج آقا،قرآن راگرفت واستخاره کرد وقرآن را بدست حدائقی داد ودرحالی که عده ای ازمؤمنین ایشان رااحاطه کرده بودندبه حرکتش  بطرف کفشداری ادامه داد، راننده ومحافظین مسلح درجلوی کفشداری منتظرش بودند،چندقدم که برداشت،شخصی که اورکت پوشیده بوددرحال حرکت به آقای احسانبخش نزدیک شد ،سئوالی ازچگونگی "نیت"کرد،حاج آقا هم دستهارا تابناگوش برد که عملاً توضیح بدهد،درهمین حال  ،درآن شلوغی شخصی  باسرعت به حاج آقانزدیک شد وحاج آقارا درآغوش گرفت،حاج آقا ازنظرجسمانی آدم قوی بود،تلاش کرد که اوراازخودجداکند،مردم حاضرهم نیزبه کمکش آمدند که دستان فشرده آن منافق راازبدن حاج آقااحسانبخش جداکنند،باتلاش فراوان آن منافق جداودرچندمتری پرت شد ولی نارنجکش را پرتاب کرد،شایدازدستش  دراین درگیری برزمین افتاد، صدای انفجارنارنجک وترکشهایش وحشتی بپاکرد،همه به بیرون دویدند،عده ای ازدرب مدرسه "حوزه علمیه"مهدویه- وعده ای ازکفشداری وحتی چندنفرازدرب حمام  فرارکردند

​حاج آقااحسانبخش وآن منافق به فاصله کمی برزمین افتادند،حاج آقا روبه بالا وآن منافق دمرو،

تنهاکسی که درمسجدمانده بود،مرد۴۲ساله ای بنام "غلامعلی پریمن "بود که آن هم دلیل ماندنش ( نپوشیدن"شلوار"بود،چون عادت داشته هنگام نمازشلوارش رادرمی آورده وبا پیژامه نمازمی خوانده)

آقای پریمن  محل افتادن نارنجک را(درمسجدکاسه فروشان)نشان می دهد که اینجامحل حادثه بوده 

همین ستون زیربالکن زنانه حاج آقاپریمن می گوید،هیچکس درمسجدنبود،نارنجک که منفجرشد،چند(۱۰)نفرحاضردراطراف آقای احسانبخش مجروح شدند وبقیه هم وحشت زده فرارکردند.

پریمن گفت: من آمدم که آقای احسانبخش را بلندکنم،سنگین بود،نتوانستم درهمین موقع محافظش "شهرام همتی"زودترازهمه رسید وجنازه آن منافق را به رگباربست! درصورتی که او به هلاکت رسیده بود وبعدبرنیروهای سپاهی افزوده شد وحاج آقااحسانبخش را به بیمارستان پورسینابردند تااقدامات اولیه انجام دهند وبعدهم باهواپیما به تهران ،بیمارستان  حاج سیدمصطفی خمینی بردند،

نماینده سابق بیمه شوروی(علی پریمن)می گوید :حاج آقااحسانبخش هنگام ورودازدرب مدرسه مهدویه  به داخل مسجدمی آمد ولی هنگام خروج ازکفشداری می رفت

وی می گویدبعلت مسائل امنیتی هرکس که به این مسجددرآن زمان می آمدتفتیش می کردند  ولی درهنگام خروج بعلت ازدحام بعضاً بی احتیاطی می شد،یعنی کسی میتوانست ازکفشداری (لابلای جمعیت)به داخل بیایدودرآن روزبه احتمال زیاداین منافق یک همدست داشته،که آن همدست آمدسئوالی درباره "نیت کرد تاکمی حاج آقارا معطل کند ودرهمین لحظه این منافق کثیف باسرعت خودرا به حاج آقارساند واورا دربغل گرفت تا باعملیات انتحاری ازبین ببرد

در بازدید از بدن منافق معدوم- معلوم شد که کمرش پر از تله های انفجاری، ۱۲ لول دینامیت و چهار عدد نارنجک بوده 

آیت الله احسانبخش دراین ترور،لگن و۲پایش تازانوله ولورده شدوتامدتهادربیمارستان بستری شد وبعدازآن نیزدردورنج ناشی ازاین تروررامتحمل شد/جانباز۷۰%شد

«حجت الاسلام محمدرضاشفیعی»(رئیس دفترش) می گوید:ما حاج اقااحسانبخش را سریعاً به بیمارستان پورسینای رشت بردیم ،خیلی حال واوضاع حاج آقاوخیم بود تاحدی که یکی ازپزشکان معالج خبرازایست قلبی حاج آقاراداد وماهم میخواستیم به بیت امام گزارش ناگوار"تمام کردن"رابدهیم که باخوف ورجا برای آخرین بار"شوک"داده شد که الحمدلله قلب بکارافتاد

حجت الاسلام محمدرضا شفیعی می گوید:من با حاج سیداحمدآقا خمینی تماس گرفتم وموضوع ترورراگفتم ،احمدآقاگفت من چندباربه احسانبخش گفته بودم  که  آن مسجدناامن است ،به مسجدکاسه فروشان نرو وبعدگفت یک هواپیمای آموزشی درآسمان رشت  درپروازاست،من حالا میگم که  درفرودگاه فرودبیاید،نیروهای آموزشی را پیاده کند،آماده اعزام به تهران باشد وبعدگفت دراینجاهم من باچندبیمارستان هماهنگی میکنم اوراسریعاً برسانید

رئیس دفترنماینده ولی فقیه دراستان گیلان(زمان آیت الله احسانبخش) می گوید،چون حمل آقای احسانبخش با آن همه جراحت مشکل بود مایک فروندهلی کوپترخواستیم ،هلی کوپتر رسید ولی ما دیدیم وضعیت حاج آقااحسانبخش طوری است که امکان جابجایی باهلی کوپترمقدورنیست،مضافاً ازدحام جمعیت درداخل وبیرون بیمارستان آنقدرزیاداست که غیرقابل کنترل است،لذاما یک آمبولانس خواستیم وهلی کوپتررا طوری راهی کردیم که مردم خیال کنند حامل حاج آقااحسانبخش است،سیل جمعیت بعدازبلندشدن بالگردحرکت کردندبطرف فرودگاه وماتوانستیم حاج آقاراباآمبولانس به فرودگاه برسانیم

امام جمعه موقت رشت ونماینده سابق مردم فومن درمجلس شورای اسلامی مدت بستری شدن دربیمارستان پورسینارا۳تاچهارساعت می داند ومدت بستری شدن دربیمارستان تهران را۵ماه اعلام می کند ولی درکتاب «خاطرات صادق»۸ماه نوشته شده ومن(نگارنده)این موضوع راتلفنی باآقای شفیعی درمیان گذاشتم آقای شفیعی مصربودبرتاریخ های گفته شده اش،وبرای اثباتش مدت بستری شده ۵ماهه اش می گوید من مدیرکاروان حج بودم ودرشنبه، ۲۷ شهریور ۱۳۶۱(٢٩ ذوالقعده ١٤٠٢)قصدرفتن به حج راداشتم وبلیط پرواز«جده»راداشتم که حاج آقاباهواپیما به رشت اعزام شد ومن هم ازتهران به جده پرواز کردم.

من علت این اختلاف «زمان» وبعضی ازاختلافات گزارشات راپرسیدم ؟شفیعی گفت  به حاج آقااحسانبخش گزارشهای خلاف داده اند

آقای شفیعی می گوید:حاج آقارابرای مراقبتهای ویژه به بیمارستان شهیدرجایی بردیم  وبعداورا برای درمان به بیمارستان حاج سیدمصطفی خمینی منتقل کردیم.

 آیت الله احسانبخش درصفحه۶۱۷کتابش(خاطرات صادق)می نویسد:

درطول مدت ۸ماهه بستری شدن دربیمارستان سیدمصطفی خمینی مراجع تفلید،آیات عظام ،شخصیتهای کشوری ولشکری به عیادت حاج آقااحسانبخش آمدند ویاباصدوراطلاعیه ضمن محکوم کردن این عمل جنایتکارانه برای سلامتی حاج آقا دعا  کرده بودند

ازجمله ازعیادت کنندگانرئیس جمهوروقت(آیت الله خامنه ای)بود که آن زمان درمقام ریاست جمهوری بود

زندگینامه امام جمعه شهیدرشت-آیت الله احسانبخش

من صادق احسانبخش -فرزندحاج غلامرضا-درتیرماه"سال۱۳۰۹درروستای لیف شاگرد(بازارجمعه)شهرستان صومعه سرا-استان گیلان بدنیاآمدم

حکم امامت جمعه آیت الله احسانبخش

اگرچه اولین امام جمعه رشت مرحوم شیخ حسن لاهوتی بود ولی باشروع اولین دوره مجلس درخرداد ۱۳۵۹مدتی آیت الله امینیان نمازجمعه رشت رااقامه کرد وبعدمسائلی پیش آمده که نمازجمعه تعطیل شد وامادر۹ بهمن ۱۳۵۹،آیت الله حاج صادق احسانبخش  باحکم امام خمینی به امامت جمعه رشت منصوب شد

چهارده ماه بعدهم ترورشد

پای آسیب دیده درترو۲۶فروردین سال۱۳۶۱مسجدکاسه فروشان رشت.

از آیت‌الله احسان‌بخش‌ حدود پنجاه اثر علمی‌ در زمینه‌های‌ فقه‌، حدیث‌، تفسیر، اخلاق و تاریخ‌ برجای‌ مانده‌ است‌ که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ به‌ ۱ـ آثار الصادقین‌ در ۲۳ مجلد.

آیت الله احسانبخش سرانچام پس ازنوزده سال وپنجاه روز ازحادثه در ۱۴ خرداد ۱۳۸۰ دردوازدهمین سالگردمرادش(امام خمینی)رحلت کرد.با۷۰%جانبازی

آرامگاه آیت الله احسانبخش درمحوطه مصلی رشت قراردارد،مصلی ای که خودش بنیانگذارش بود

آرامگاه آیت الله احسانبخش-در۲طرفش۸شهیدگمنام مدفون هستند.

ترورامام جمعه رشت

قبرآیت الله احسانبخش

مصلی رشت(مزارآیت الله احسانبخش)امام جمعه رشت

«آیت الله محمدعلی  آل‌هاشم»(امام جمعه تبریز)درجریان سقوط هلی کوپتر رئیس جمهور(آیت الله سیدابراهیم رئیسی) ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ به شهادت رسیدند.

آزادی ۲۰۰ اسیر فلسطینی در ازای چهار اسیر اسرائیلی

​بر اساس آمار سازمان ملل، طی شش روز نخست آتش‌بس بیش از ۴۲۰۰ کامیون حامل کمک‌های امدادی وارد نوار غزه شدند.

۴ اسیرنظامی اسرائیلی که آزادمی شوند:لیری الباگ، کارینا آریف، دانیلا گیلبوآ و نعاما لوی

چهار اسیر اسرائیلی و ده‌ها فلسطینی دیگر در چارچوب آتش‌بس غزه آزاد می‌شوند
با ادامه توافق آتش‌بس غزه، قرار است برای دومین بار شمار دیگری از گروگان‌ها و زندانیان فلسطینی آزاد شوند؛ در همین حال اسرائیل به سازمان ملل اعلام کرد که فعالیت «آژانس اونروا» در این کشور باید تا هفته دیگر متوقف شود.

نظامیان اسید در دست حماس

تحضیرات بإسرائیل لإطلاق ثانی دفعة من الأسرى وکشف أسماء بارزة

گروه افراطی حماس قرار است امروز، شنبه ششم بهمن، چهار سرباز زن اسرائیلی را آزاد کند و طبق توافق آتش‌بس، اسرائیل پس از آن ۲۰۰ زندانی فلسطینی را آزاد خواهد کرد.

سرباز«لیری الباگ ۱۹ ساله» که  در جریان «عملیات طوفان الاقصی  در هفتم اکتبر ۲۰۲۳  در «کیبوتص نهال اوز»  به اسارت حماس درآمدند.

منهم محکومون بالمؤبد.. إسرائیل تجهز لإطلاق دفعة ثانیة من الأسرى الفلسطینیین

بر اساس بیانیه دفتر نخست وزیر اسرائیل، چهار گروگانی که قرار است آزاد شوند شامل لیری الباگ، کارینا آریف، دانیلا گیلبواع و نعاما لوی هستند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر«لیری الباگ» که ۱۹ سال دارد و سه نفر دیگر که ۲۰ ساله هستند همگی در واحد دیده‌بانی ارتش اسرائیل در «کیبوتص نهال اوز» خدمت می‌کردند و در جریان «عملیات طوفان الاقصی» در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اسارت گرفته شدند.

«דניאלה גלבוע»(دانیلا گیلبوآ)،«לירי אלבג»(لیری آلباگ)، «נעמה לו»(نعما لوی)، «קרינה ארייבמטה»(کارینا آریوماتا)

«دانیلا گیلبوآ»، «لیری الباگ»، «نااما لوی»، «کارینا آریوماتا»

דניאלה גלבוע, לירי אלבג, נעמה לוי, קרינה ארייב
تصویر چهار گروگانی که گروه حماس قصد آزادی آنها را دارد:«لیری الباگ»، «کارینا آریف»، «دانیلا گیلبواع» و «نعاما لوی» هستند.

yf2025-01-25_15-06-03_747547-780x470

آزادی چهار سرباز زن در حالی که هنوز چند زن و کودک غیرنظامی در گروگان حماس هستند تخلف از مفاد توافق آتش‌بس است اما اسرائیل اعلام کرد آن را می‌پذیرد.

بر اساس توافق آتش‌بس، انتظار می‌رود که اسرائیل در ازای آزادی این چهار گروگان نظامی زن ۲۰۰ زندانی فلسطینی را آزاد کند.
ضرب‌الاجل اسرائیل برای پایان فعالیت اونروا در این کشور

بسبب

«سفیر اسرائیل در سازمان ملل متحد»(دنی دانون) در نامه‌ای به دبیرکل این سازمان اعلام کرد که فعالیت‌های آژانس امدادی اونروا در اورشلیم باید تا ۳۰ ژانویه (۱۱ بهمن) متوقف شود و تمام دفاتر و اماکن خود در این شهر را تخلیه کند.

منطقه عملیات طوفان الاقصی:کیبوتز«بئری، کیبوتس»(کیبوتص نهال اوز)اسرائیل

این محل به«کیبوتص کیسوفیم»نیزمعروف است.

«آونروا»چیست؟

«آژانس آونروا»:«سازمان امداد و کمک‌رسانی پناهندگان فلسطینی»

 وکالة الأونروا.. شریان حیاة ملایین الفلسطینیین الذی تهدده إسرائیل – قناة  الغد

بر اساس قانونی که آبان امسال به تصویب پارلمان اسرائیل رسید، فعالیت‌های«اونروا» از ۱۱ بهمن در داخل این کشور ممنوع می‌شود و فعالیت این نهاد در سرزمین‌های فلسطینی نیز با محدودیت‌هایی روبه‌رو خواهد شد.

 فیلیب لازارینی رئیس وکالة غوث اللاجئین الفلسطینیین الأونروا، بیروت (06/12/2023)
«فیلیپه لازارینی» مدیر اونروا، با اشاره به عملکرد این نهاد در روزهای اخیر گفت جلوگیری از فعالیت اونروا ممکن است به آتش‌بس غزه لطمه بزند «و بار دیگر امید مردمی را که شاهد رنج‌های وصف‌ناپذیری بوده‌اند از بین ببرد».

مسؤول أممی: أکثر من 630 شاحنة مساعدات دخلت غزة فی یوم واحد

بر اساس آمار سازمان ملل، طی شش روز نخست آتش‌بس بیش از ۴۲۰۰ کامیون حامل کمک‌های امدادی وارد نوار غزه شدند اما تعداد این کامیون‌ها روز جمعه با کاهش همراه بود.

الأمم المتحدة: 897 شاحنة مساعدات دخلت غزة یوم الثلاثاء - RT Arabic

به گفته دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل، روز جمعه تنها ۳۳۹ کامیون امدادی وارد غزه شدند در حالی که بر اساس توافق، این رقم باید دست‌کم ۶۰۰ کامیون باشد.

در روزهای گذشته تعداد کامیون‌های حامل اقلام امدادی روزانه بین ۶۳۰ تا ۸۹۷ کامیون بوده است.

سازمان زندان‌های اسرائیل از دریافت فهرست اسامی این ۲۰۰ نفر خبر داده و قرار است آزادی آنها از محل زندان عوفر در کرانه غربی صورت گیرد.

آزادی ۲۰۰ اسیر فلسطینی و آزادی چهار اسیر اسرائیلی
شبکه ۱۲ رژیم صهیونیستی روز پنجشنبه اعلام کرد که انتظار می رود اسرائیل ۱۸۰ فلسطینی از جمله ۳۰ فلسطینی را برای گذراندن حبس ابد در چارچوب ازسرگیری تبادل اسرا مطابق با مرحله اول توافق آتش بس در نوار غزه آزاد کند. .

آزادی ۱۸۰ اسیر فلسطینی در واکنش به راه اندازی جنبش مقاومت اسلامی (حماس)، ۴ اسیر اسرائیلی و ۳ سرباز وظیفه را آزاد می کند. اسرائیل انتظار دارد به زودی نام آنها را دریافت کند.

این کانال افزود که از میان زندانیان ابد، ۲۰۰ فلسطینی متهم به کشتار اسرائیلی ها آزاد خواهند شد و توضیح داد که آنها به نوار غزه یا سایر کشورهایی که مشخص خواهد شد تبعید خواهند شد، البته نام آنها ذکر نشده است.

به گزارش این کانال، در مجموع، در مرحله اول، اسرائیل حدود۲۹۰ زندانی فلسطینی را که به حبس ابد محکوم شده بودند، آزاد کرد.