پیراسته فر

خبری تحلیلی

پیراسته فر

خبری تحلیلی

ماجرای  انفجار"حزب جمهوری اسلامی" و "نخست وزیری"عاملین انفجار وشهدای حادثه

ماجرای  انفجار«حزب جمهوری اسلامی» و «نخست وزیری»عاملین انفجار وشهدای حادثه.

اسامی شهدای ۷۲ تن حزب جمهوری درادامه خواهیددید.

چگونه «منافقین» درهمه مراکزتصمیم گیری نظام  نفوذداشتند؟

«محمدرضا صمدی کلاهی» عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی، با نام« علی معتمد »در شهر« آلمیره»کشور«هُلند» زندگی می‌کرد.

چگونگی فراری دادن عامل «کودتای نوژه» بنی عامری ،توسط کشمیری.... کیف محتوی «بمب» که کشمیری  -همه کاره نخست وزیری-به بیت امام برد(درملاقات رجایی باامام)برد...دلال اسلحه که درکودتای نوژه بود...مصاحبه مهدی اصفهانیان(سعید شاهسوندی)..

۴نفری که به همه پرونده های نظام دسترسی داشتند(مسئولین کمیته اداره دوم انقلاب...مصاحبه با «محمد مهدی کتیبه »رییس اداره دوم ارتش.....مصاحبه «مهران کلبادی» از اعضای هسته مرکزی گروه نقاب(کودتای نوژه)...مصاحبه «محسن سازگارا» درباره  ماجرای انفجارنخست وزیری وتحرکات  مسعود کشمیری...آخرین جلسه شورای عالی امنیت باحضوررجایی وباهنر..و آخرین چای که کشمیری برای رجایی آورد...درادامه خواهیدخواند.

دادستان‌ عمومی هلند در جریان محاکمه افراد متهم به قتل محمدرضا صمدی کلاهی، عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی، که با نام« علی معتمد» در شهر آلمیره زندگی می‌کرده، گفته است که تاکنون شواهدی مبنی بر دست داشتن ایران در این قتل پیدا نشده است.

مرتضی صادقی، فعال سیاسی ساکن هلند، که این پرونده را از ابتدا دنبال و خبر قتل محمدرضا کلاهی را برای نخستین بار اعلام کرد، خردادماه پیش‌بینی کرده بود که کشف ارتباط عاملان این ترور با جمهوری اسلامی «مورد تمایل سیستم امنیتی هلند نیست» و از سویی دشوار است، چرا که آنان با واسطه برای انجام این قتل اجیر شده‌اند.

آقای صادقی، در گفت‌وگو با رادیو فردا، می‌گوید که هنوز هم دولت هلند عزم جدی برای درگیری با جمهوری اسلامی در این باره ندارد.

از سوی دیگر به گفته او، جمهوری اسلامی به دلیل همکاری‌های امنیتی با اروپا و آمریکا در منطقه، این حق را برای خود قائل شده که مخالفانش در خاک اروپا که به اقدامات مسلحانه دست می‌زنند را ترور کند.

بر اساس اطلاعات رسانه‌های هلند،« انور آ ۲۸ ساله و مورو‌ا م. ۳۵ ساله قاتلان محمدرضا کلاهی هستند». به گفته آقای صادقی، پلیس و نیروهای امنیتی هلند حدود پنج هزار بزهکار را تحت نظر گرفتند و تلفن‌های آن‌ها را شناسایی کردند تا در نهایت به این دو نفر رسیدند.

انور آ ۲۸ ساله یکی از ۶۰۰ خلافکار مشهور آمستردام است و برادرش نیز سردسته یک باند خلافکار است. بر اساس چهره‌نمایی، گفته شده بود که خانواده یکی از اینها ممکن است اصالتاً از یکی از مستعمره‌های هلند به نام آنتیک لس باشد اما هر دو تابعیت هلندی دارند.

دادستان هلند اخیراً اعلام کرده که این دو نفر از شخصی به نام نوفل اف. (Naoufal F)، که یک تبهکار حرفه‌ای است و در زندان بوده دستور قتل را دریافت کرده‌ بودند.

یکی از قاتلان علی معتمد یا «محمدرضا کلاهی» نیز گفته است مجری دستوری بوده که به او رسیده و اصلاً خبر ندارد که فرد کشته شده چه کسی است.

مطبوعات هلند با وکیل نوفل اف. نیز مصاحبه کرده‌اند و او گفته که «هیچ مدرکی برای اینکه این ترور مرتبط با جمهوری اسلامی باشد، وجود ندارد».

«مرتضی صادقی»(فعال سیاسی درکشورهلند) در این باره می‌گوید: «مرتبط بودن افراد اجیر شده برای این قتل با جمهوری اسلامی، برای سیستم قضایی هلند قابل اثبات نیست، چرا که در این سیستم همه چیز باید بر اساس ادله مشهود مشخص باشد، و به همین دلیل دستگاه قضایی اعلام کرده که مدرک کافی برای اثبات ارتباط قاتلان با جمهوری اسلامی ندارد».

سرویس اطلاعاتی هلند اوایل ماه میلادی جاری اعلام کرده بود، «قرائنی جدی در دست دارد» که نشان‌دهنده دست داشتن ایران در سوءقصد به محمدرضا کلاهی و احمد نیسی است.

اتحادیه اروپا نیز ۱۸ دی‌ماه امسال به دلیل «طرح‌ریزی ترور در خاک اروپا» با وضع تحریم‌هایی علیه بخشی از وزارت اطلاعات ایران موافقت کرد.

با این حال« مرتضی صادقی» می‌گوید، دولت هلند هنوز هم تمایل ندارد این موضوع به درگیری جدی با جمهوری اسلامی تبدیل شود، چرا که دستگاه امنیتی این کشور از سال ۲۰۱۶ به طور کامل در جریان موضوع بود اما قصد نداشت شواهد خود را اعلام کند.

او یکی از نشانه‌های این موضوع را اطلاع‌رسانی دیرهنگام درباره اخراج دو دیپلمات ایرانی از هلند و عدم اقدام متقابل از سوی جمهوری اسلامی ذکر می‌کند.

به گفته آقای صادقی، «واقعیت این است که این دو دیپلمات به وزارت کشور هلند خواسته شدند و با آنان صحبت شد و آنان از هلند رفتند. در مقابل نیز دولت ایران هیچ دیپلمات ایرانی را به تلافی اخراج نکرده است».

اما با توجه به تجربه پیگرد مقامات جمهوری اسلامی در دادگاه پرونده میکونوس و تبعات گسترده آن، چرا ترور مخالفان جمهوری اسلامی در اروپا بار دیگر آغاز شده است.

مرتضی صادقی معتقد است که جنس ترور احمد نیسی و محمدرضا کلاهی متفاوت از ترورهای دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی است.

او می‌گوید که «در دوره باراک اوباما، جمهوری اسلامی به توافقی با اروپا و آمریکا برای مبارزه با گروه‌های تروریستی دست یافته بود» و ایران اطلاعاتی را درباره این گروه‌ها از جمله در یمن، عراق، پاکستان و افغانستان در اختیار اروپا و آمریکا قرار می‌داد.

به گفته آقای «مرتضی صادقی»، اروپا این همکاری را محدود به مبارزه با گروه‌های تروریستی در منطقه می‌دانسته، اما جمهوری اسلامی این همکاری را دو طرفه می‌دانسته است.

با این توصیفات، شاید این تصور برای مقامات جمهوری اسلامی پیش آمده که اروپا چشم بر اقدامات آنان در ترور مخالفان خواهد بست.

«مرتضی صادقی» همچنین به نقل از «منابع موثق» می‌گوید، «نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به طور مرتب از این صحبت می‌کردند که چگونه آمریکا به خود اجازه می‌دهد، افرادی مانند بن‌لادن را در خاک کشوری دیگر از بین ببرد این حق برای ما هم وجود دارد».

سرلشکر صفوی: مراقب باشید در انتخابات دو قطبی‌سازی نشود

شبیه این سخنان را«سردارسیدیحیی رحیم صفوی»، دستیار رهبر جمهوری اسلامی، و «سرلشکرمحمدحسین باقری»، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، ایران بیان کرده و گفته‌اند، جمهوری اسلامی به مواضع گروه‌هایی که آنان را «تروریست» می‌خواند در هر کشوری حمله خواهد کرد.

از سوی دیگر گزارش‌هایی منتشر شده که نهادهای امنیتی در سال‌های اخیر معتقد بوده‌اند که مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور «پررو» شده‌اند و باید بار دیگر مورد تهدید قرار گیرند.

ترور محمدرضا کلاهی، آغاز دور جدید ترور مخالفان حکومت در خارج از کشور است. رضا علامه زاده سال‌ها پیش در فیلم «جنایت مقدس» فهرستی از حدود ۸۰ نفر که پس از انقلاب ۵۷ در خارج از کشور ترور شدند را منتشر کرد.

در رسانه‌ها و درگیری‌های سیاسی در ایران نام «مسعود کشمیری»، عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری، پررنگ‌تر از نام کلاهی مطرح بوده است.

مرتضی صادقی می‌گوید، مأمور سازمان امنیت هلند که پس از پیگیری‌های او درباره پرونده محمدرضا کلاهی با او ملاقات کرده، گفته که کشمیری هم کشته شده است اما بعد حرف خود را پس گرفته و جزئیات بیشتری درباره این موضوع بیان نکرده است.

خبرگزاری دولتی ایرنا سال ۹۲ به نقل از «یک مقام آگاه»، اعلام کرده بود که محمدرضا کلاهی همراه با مسعود کشمیری «در آلمان رؤیت شده‌اند». این گزارش می‌توانست نشانه‌ای از دستیابی سازمان‌های امنیتی جمهوری اسلامی به اطلاعاتی درباره محل زندگی این دو باشد.

image.png

«کلاهی» پس از ورود به هلند نام خود را به «علی معتمد» تغییر داد، در یک «شرکت برق»​​​​​​​ کار می‌کرد و یک زندگی کاملاً عادی داشت. او با یک زن افغان ازدواج کرده بود و پسر او حدوداً ۲۰ ساله است..

به گفته مرتضی صادقی، کلاهی و خانواده‌اش با بستگان خود که با نام فامیلی صمدی در آمریکا زندگی می‌کردند ارتباط داشت. خانواده محمدرضا کلاهی چند سال پیش از قتل او متوجه شده بودند که علی معتمد همان عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی است.

او همچنین می‌گوید که کلاهی سال ۹۲ یا ۹۳ با مادر خود در لندن دیدار کرده بود و «از همان زمان خودش نیز به نوعی احساس کرده بود که این اقدام خطرناکی بوده است».

آقای صادقی در این زمینه همچنین براساس شنیده‌های خود می‌گوید، یک زن که مسئول سازمان مجاهدین خلق در هلند بوده و به کلاهی در بدو ورود به هلند کمک کرده، از اردوگاه اشرف ربوده و به ایران برده شده است.

به گفته او، اطلاعات دریافت شده از این زن، دیدار کلاهی با مادرش و ارتباط اینترنتی خانواده کلاهی با بستگان او، سه عاملی بوده که منجر به کشف مکان زندگی کلاهی شده بود./۳۰/بهمن/۱۳۹۷رادیوفردا

توضیحات مدیریت سایت پیراسته فر:مرتضی صادقی:علی معتمد ( محمد رضا کلاهی) اوایل دهه ۹۰ میلادی در هلند پناهندگی گرفت و همراه خانواده خود در شهر« آلمیره»،در نزدیکی« آمستردام» زندگی می‌کرد.

بعد از ظهر ۱۵ دسامبر ۲۰۱۵(۲۹ آذر ۱۳۹۴) زمانی که از کار به خانه بازمی‌گشت، مقابل خانه‌اش توسط سرنشینان اتومبیلی که نقاب بر چهره داشتند به قتل رسید. یکی از همسایگانش که مشاهده کرده بود اتومبیلی با دو سرنشین پس از شلیلک به او بسرعت محل را ترک کرد، پلیس را در جریان گذاشت.

تاچندسال بعدازازدواج همسر وی  انجام داده است وی این مسئله را تائید کرده است که تا چند سال پیش وی نمی دانسته که همسر وی محمد رضا کلاهی صمدی است.

کلاهی که بود؟

محمدرضا کلاهی صمدی، فرزند حسن، متولد ۱۳۳۸، دیپلمه ریاضی از «دبیرستان بامداد تهران» [دبیرستانی واقع در خیابان جمهوری، خیابان گلشن]، دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت بود. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سازمان مجاهدین خلق پیوست ولی به دستور مسئولان مافوق تشکیلات بعنوان پاسدار به کمیته ولی‌عصر تهران، واقع در خیابان پاستور پیوست.

طولی نگذشت که وی به داخل حزب جمهوری اسلامی رخنه کرد و چندی بعد بعنوان مسئول حفاظت سالن برگزیده شد.

«آیت‌الله موحدی کرمانی» در همین زمینه نقل می‌کند: «کلاهی در شهید بهشتی نفوذ کرد و شهید بهشتی نیز به او اعتماد کرد. من به خاطر دارم که در جلسه شورای مرکزی حزب، کلاهی می گفت من باید تمام این ساختمان را به لحاظ امنیتی چک کنم تا یک وقت در پی این ساختمان مواد منفجره کار نگذاشته باشند. کلاهی عامل نفوذ و خیانت بود و با این ترفند پی ساختمان را کند و مواد منفجره را در آن کار گذاشت»

کلاهی به روایت یکی از دوستان هم ‌حزبی‌اش

برخی نزدیکان و دوستان کلاهی در حزب جمهوری اسلامی از او بعنوان فردی فعال و پرتحرک در حزب یاد می‌کنند و دلیل اعتماد بزرگانی هم چون مرحوم شهید بهشتی به وی را نیز همین عامل می‌دانند.

«علیرضا نادعالی» یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی و دوست نزدیک محمدرضا کلاهی می‌گوید: «زمانی که من به دفتر اصلی حزب آمدم کلاهی در آنجا بود و نمی دانم چطور با حزب آشنا شده بود و چه کسی او را به آنجا آورده بود اما در ظاهر پسر فرز و زرنگی بود و خیلی جدی هم در کارها ظاهر می شد. اصلا به همین دلیل هم بود که شاید در حزب جاگیر شده بود و تقریبا اعتماد افراد را به خود جلب کرده بود. آن زمان هم در حزب انقدر جو صمیمیت و دوستی بود که کسی به کس دیگر بدگمانی و تردید نداشت. من هم با او صمیمی شده بودم و با هم رفیق بودیم»

نادعلی می‌افزاید: «من تقریبا حدود یکسال با کلاهی دوست و رفیق بودم. البته این آقای حسین فریدون برادر کوچکتر آقای روحانی هم آن زمان در حزب بودند و با کلاهی خیلی شوخی داشتند. من برخی حرکات مشکوک از کلاهی می‌دیدم اما توجهی نمی‌کردم.  مثلا اگر قرار بود کتابچه ای برای حزب آماده شود سریع و ظرف ۱ روز اینکار را انجام میداد و این حیرت انگیز بود چون علی القاعده کسی نمی تواند این کار را در یک روز انجام دهد. کلاهی یک موتور داشت که با آن این طرف و آن طرف می رفت و وقتی بر میگشت کارها را انجام داده بود. خوب این نشان می داد که برخی ها در بیرون به او کمک هم می کردند»

این عضو سابق حزب جمهوری اسلامی می‌گوید: «در ان ایام خاطرم هست که با همین کلاهی عصرها هندوانه ای می‌گرفتیم و در گوشه حیاط حزب تختی گذاشته بودیم و می‌نشستیم و هندوانه را که در حوض انداخته بودیم قاچ می‌کردیم و می‌خوردیم و همانجا هم کلی شوخی با یکدیگر می کردیم. اما نکته ای که در اینجا هست این است که کلاهی آن زمان با ما به هیچ عنوان عکس یادگاری نمی انداخت، واقعا هم عجیب بود برایمان تا اینکه بعد از انفجار دلیلش را فهمیدیم!»

نادعلی همچنین با اشاره به کشف خانه کلاهی پس از حادثه هفتم تیر و وضعیت خانوادگی‌اش می‌افزاید: «من هیچگاه به خانه کلاهی نرفته بودم و خانه اش را ندیده بودم و آدرسش را هم بلد نبودم چون ظاهرا نمی خواست ما خانه اش را یاد بگیریم، اما ظاهرا بعد از چاپ عکسش در روزنامه ها، مردم به سپاه اطلاع می‌دهند و سپاه هم خانه‌اش را کشف می‌کند و ظاهرا در خانه اش عکس شاه و اینها را پیدا می کنند. چون ظاهرا خواهرش عضو چریک‌های فدایی خلق بوده است و برادرش هم عضو همین گروهک ها بوده و بعد از اینکه برادرش به ایران باز می گردد شناسایی و اعدام می شود. پدرشان هم ظاهرا قبل از انقلاب عضو ارتش بوده است. کلا خانواده ضد انقلابی بوده‌اند »

کلاهی صمدی پس از هفتم تیر به کجا رفت؟

کلاهی پس از بمب‌گذاری، بصورت مخفیانه و بطور مستمر توسط سازمان منافقین محل اختفایش تغییر می‌کرد. وی یکی دو ماه بعد به کردستان منتقل و پس از مدتی به عراق منتقل شد.

«آیت‌الله ری شهری» وزیر اطلاعات وقت، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «نامبرده [کلاهی] در عراق در بخش عارفی(روابط با عراق) با نام مستعار "کریم" فعالیت می‌کرده و با یکی از منافقین به نام خورشید فرجی زنوز، اهل تهران، از دواج می‌کند. همسرش قبلا مسئول نهادی بوده که تنزل رده داشته، مدتی فرمانده گردان ارکان(پشتیبانی) و مدتی مسئول تاسیسات بوده است. وی آموزش خلبانی را گذرانده بود و آخرین سمتش هم فرماندهی یگان پدافند، در به اصطلاح ارتش آزادیبخش بود. گفته می‌شود کلاهی در سال ۱۳۷۰ نسبت به سازمان منافقین مساله دار شده و در سال ۱۳۷۲ از سازمان جدا و در سال ۱۳۷۳ از عراق به آلمان رفته بود »

یکی از کادرهای جدا شده از سازمان منافقین به نام «سعید شاهسوندی» درخصوص فرار کلاهی به کردستان عراق و فعالیت او در بخش فرستنده‌های رادیو مجاهد نقل می‌کند: «درست در فردای هفتم تیر سال ۱۳۶۰، طبق برنامه‌ریزی قبلی، من و سه نفر دیگر به عنوان گروه موسس رادیو مجاهد، بنا به دعوت عبدالرحمن قاسملو [رهبر حزب دموکرات کردستان ایران] عازم محل دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان در ارتفاعات زمزیران شدیم. یکی دو ماه بعد فردی به جمع ما پیوست. او قدی نسبتا کوتاه داشت با ظاهری نجیب و آرام و روحیه‌ای تشکیلاتی و اجرایی. هویت او برای همه ما مشخص نبود. او با نام«کریم» در بخش فنی رادیو مجاهد(فرستنده‌ها) سازماندهی شد. او که بعد ها «کریم رادیو» نام گرفت کسی جز« محمدرضا کلاهی» عامل انفجار ۷ تیر نبود.

آخرین شنیده‌های من در مورد او این است که در روند تحولات ایدئولوژیک درون سازمان مجاهدین، مساله‌دار شده و حتی شنیدم که در حاشیه است ولی به دلیل نقشی که در ماجرای هفتم تیر دارد دیگر امکان زندگی علنی نداشته و بصورت ناشناس زندگی می‌کند »

 سرنوشت کلاهی؟

اواخر سال ۹۲ بود که یک منبع آگاه در گفتگویی با خبرگزاری جمهوری اسلامی اعلام کرد: «مسعود کشمیری عامل انفجار نخست‌وزیری و محمدرضا کلاهی صمدی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی در آلمان رویت شده‌اند.  نامبردگان که از اعضا و هواداران فعال گروهک تروریستی منافقین و خط نفوذ فرقه رجوی در نهادهای حیاتی، حساس و مهم جمهوری اسلامی بودند، هنگام خوردن غذا در رستورانی در شهر کلن و هنگام رانندگی در شهر هامبورگ آلمان مشاهده شده اند»

از سوی دیگر اواخر سال گذشته نیز، یکی از فعالین سیاسی چپ به نام مرتضی صادقی در گفتگویی با صدای آمریکا با بیان جزئیاتی از قتل یک مرد ۵۶ ساله ایرانی در هلند می‌گوید: «این فرد در ابتدا به «مرد ناشناخته» معروف شد و بعدتر او را «علی معتمد» معرفی کردند، اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد علی معتمد نام دوم محمدرضا صمدی کلاهی است». صادقی شاهد مدعای خود را حضور برخی اعضای سابق سازمان منافقین در مراسم خاکسپاری این فرد عنوان کرده است. یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل مورد استناد صادقی، وجود خال در کف پای فرد کشته شده است که پیش از این هم به عنوان یکی از مشخصه‌های کلاهی معرفی شده بود.

اما برخی منابع دیگر می‌گویند، کلاهی در هلند تاجر مواد مخدر و اسلحه بود و از همین راه امرار معاش می‌کرد و در سال های اخیر نیز با وارد کردن حجم بالایی از مواد مخدر، تبدیل به یکی از کارتل‌های بزرگ مواد در هلند تبدیل شده بود. ظاهرا کلاهی با برخی شرکای خود دچار اختلافات شدید شده بود و بارها توسط آنها تهدید به مرگ می‌شد و نهایتا طی حادثه‌ای توسط چند نفر در حین رانندگی در خیابان کشته شده و خودروی وی نیز به آتش کشیده می‌شود/۹ تیر ۱۳۹۶خبرگزاری مهر

در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، خبری در رسانه‌ها منتشر شد که برای مردم یادآور حادثه تلخ تروریستی است که در ۳۵ سال پیش در مرکز تهران رخ داد.

متن خبر این گونه بود: به دنبال همکاری‌های پلیس اینترپل و پیگیری‌های پلیس ایران، یکی از عناصر گروهک تروریستی منافقین که در انفجار حزب جمهوری دست داشت در کشور آلبانی شناسایی و دستگیر شد.

روز ۷ تیر ۱۳۶۰ بر اثر انفجار یک بمب نیرومند در مقر حزب جمهوری اسلامی در تهران، آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یاران امام خمینی به شهادت رسیدند؛ آیت‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی، رییس وقت دیوان عالی کشور و بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهره‌های برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند.

کلاهی

این حادثه شش روز پس از عزل بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری صورت گرفت. روز سه‌شنبه ۳۰ /۳ /۱۳۶۰ طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس شورای اسلامی بررسی و با ۱۷۷ رای موافق، ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف تصویب شد و روز اول تیرماه، حضرت امام خمینی حکم عزل بنی‌صدر را از مقام ریاست جمهوری صادر کردند.
سازمان مجاهدین خلق پس از این وقایع، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، اعلام کرد که فعالیت‌های این سازمان وارد فاز نظامی شده است، موج این فعالیت‌ها به قدری گسترده بود که از مردم عادی در کوچه و خیابان تا مسوولین شاخص نظام را در بر گرفت. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر که در آن آیت‌الله خامنه‌ای، امام جمعه وقت تهران مورد سوءقصد قرار گرفت، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد.

کلاهی

روزنامه کیهان فردای آن روز در گزارشی نوشت: «حدود ساعت ۲۱ دیشب دو بمب بسیار قوی در محل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منفجر شد که بر اثر شدت انفجار قسمت‌هایی از ساختمان فروریخت و موجب شهادت ده‌ها تن از مقامات مملکتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و چند تن از وزرا گردید.»

اکثر مجروحین و شهدا که به آمبولانس‌ها حمل می‌شدند غرق در خون بودند و به هیچ وجه شناخته نمی‌شدند. یکی از شاهدان عینی انفجار که شدیداً می‌گریست گفت: آقایان دکتر باهنر، نبوی، محمد هاشمی، میرسلیم و طاهری نماینده کازرون در مجلس شورای اسلامی چند لحظه قبل از انفجار بمب سالن را ترک کردند. در این لحظه بسیاری از مردم در جستجوی آیت‌الله بهشتی بودند و یکی از پاسداران گفت که آخرین بار ایشان و حجت‌الاسلام محمد منتظری را در مقابل سالن دیده است، لیکن نیم ساعت بعد گفته شد که شیخ محمد منتظری به شهادت رسیده‌اند.»

کلاهی

روزنامه اطلاعات هم نوشت: «گزارش خبرنگاران از محل انفجار به نقل از شاهدان عینی حاکی است که احتمالا دو بمب بسیار قوی منفجر شده که صدای انفجار آن تا شعاع حداقل یک کیلومتر به وضوح شنیده شده است. این انفجار به هنگامی روی داده است که جلسه هفتگی حزب با حضور اعضای حزب، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و احتمالا چند تن از وزیران در این محل تشکیل شده بود.

 گزارش خبرنگاران در ساعت ۲۳ دیشب از مقابل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران حاکی بوده است که در زمان مخابره خبر ۲۰ مجروح به وسیله آمبولانس به بیمارستان‌های مختلف تهران از جمله بیمارستان طرفه و سینا انتقال یافتند و از بیمارستان طرفه خبر رسید که تا آن ساعت ۸ شهید که پیکر آن‌ها به کلی متلاشی شده را به این بیمارستان آورده‌اند. یکی از این شهدا آقای طباطبایی نماینده مجلس بود اما هویت هفت نفر دیگر هنوز مشخص نشده است. خبرنگاران در گزارش خود اضافه کرده‌اند که در فاصله ساعت‌های ۲۳ تا ۲۴ دیشب ۲۴ جسد را از زیر آوار خارج کرده‌اند.»

بعد از این واقعه، ابتدا از سرنوشت دکتر بهشتی اطلاعی در دست نبود و برخی امیدوار بودند نام وی در میان شهدا نباشد اما حوالی صبح ۸ تیر خبر رسید که وی نیز در میان شهداست. در پی واقعه انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی، از اولین ساعات صبح فردای آن روز عده زیادی از مردم در مقابل ساختمان انتقال خون در خیابان ویلای تهران اجتماع کردند تا با اهدای خون به مجروحین این حادثه یاری برسانند.

حدود ساعت دو و نیم بامداد هشتم تیر بود که مشخص شد بمب‌ها در سطل زباله نزدیک سن سالن اصلی حزب کار گذاشته شده بود.

عامل واقعه هفتم تیر چه کسی بود؟
یک هفته بعد از انفجار،‌ هویت عامل آن شناسایی شد و طی اطلاعیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اعلام مشخصات وی از مردم برای دستگیری او درخواست کمک شد:

” … در تحقیقات مشخص شد که این عمل وحشیانه توسط سازمان آمریکایی مجاهدین خلق تدارک دیده شده و یکی از افراد مؤثر در این جنایت فردی است به اسم «محمدرضا کلاهی صمدی» که مشخصات نامبرده بدین شرح اعلام می گردد: محمدرضا کلاهی فرزند حسن متولد ۱۳۳۸ دارنده شماره شناسنامه ۱۲۵۱، دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت ایران و دارای دیپلم ریاضی از دبیرستان بامداد واقع در خیابان جمهوری اسلامی، خیابان گلشن، که نامبرده در حین وقوع حادثه متواری شده است.”

کلاهی
محمدرضا کلاهی صمدی

سخنگوی سپاه نیز در مصاحبه ای با ارائه توضیحات بیشتر در مورد نتایج تحقیقات گفت: ” … بمب گذاری از ناحیه سازمان مجاهدین خلق، این گروه وابسته و مزدور آمریکایی صورت گرفته است. شکل و نحوه کار هم به این طریق بوده که به وسیله یک عامل نفوذی به نام محمدرضا کلاهی که در میان کارکنان حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرده بود … این بمب گذاری صورت می گیرد … این بمب گذاری خیلی ساده و به نوعی بوده که هر کسی می توانسته این کار را انجام بدهد. به جهت این که فرصت کافی داشته و یکی از بمب ها را در زیر تریبون قرار داده، بمب دیگر در کنار ستونی از سالن کار گذاشته …. ”

حجت الاسلام محمدی ری شهری، اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در خاطرات خود آخرین و کاملترین اطلاعات منتشره درباره کلاهی را ارائه داده است: ” محمد رضا کلاهی صمدی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به سازمان منافقین پیوست. ابتدا در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و پس از مدتی با خط دهی سازمان از انجمن اظهار بریدگی نموده، ضمن این که در همان مقطع با سازمان ارتباط تنگاتنگی داشته است به عنوان پاسدار کمیته انقلاب اسلامی ولیعصر تهران واقع در خیابان پاستور شروع به فعالیت و به تدریج با هدایت منافقین وارد حزب جمهوری اسلامی می شود.

کلاهی در تشکیلات دفتر مرکزی حزب در جایگاهی قرار می گیرد که از کلیه جریانات مهم حزبی و مملکتی (دولت، مجلس،‌ نهادها و …) مطلع بوده و همچنین مسئول دعوت‌ها برای کنفرانس‌ها، میزگردها و یا جلسات بوده، ضمن این که حفاظت سالن نیز به عهده او بوده است. او مستقیماً زیر نظر یکی از افراد کادر مرکزی منافقین به نام هادی روشن روانی با نام مستعار مقدم قرار داشته است.
کلاهی از تاریخ ۱/۹/۱۳۵۹ در منزل شخصی فردی به نام «سید عباس مؤدب صفت» به عنوان مستأجر و به صورت انفرادی زندگی می‌کرده و بعضاً‌ افرادی را نیز با خود به منزل می آورده است. وی ساعت ۷ صبح از خانه خارج و حدود ۸ شب به خانه برمی گشت و در رفت و آمد بسیار محتاط و مرتباً‌ خودش را چک می‌کرد و حتی برای رفتن به دستشویی در اتاق خودش را قفل می نموده است. وی چند روز قبل از انفجار حزب، کیف سامسونت خود را عوض کرده و یک کیف بزرگ را با خودش حمل می نموده و چون رفت و آمد وی در طول روز به حزب زیاد بوده، کمتر مورد بازرسی قرار می گرفت. پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی، او متواری و در خانه‌های تیمی منافقین مخفی و نهایتاً از طریق مرز غرب کشور توسط عوامل منافقین به عراق منتقل شد. در مقطعی که وی در ایران مخفی بود گزارش های متعددی مبنی بر محل اختفای وی در مناطقی از جمله:‌ جاده چالوس، روستای سیاه پیشه، قلعه میر فتاح در اطراف همدان، واصل که با مراجعه تیم های عملیاتی نتیجه ای حاصل نشد.

«مهدی اصفهانیان» مشهور به نام سازمانی(سعید شاهسوندی) در مصاحبه ای در خصوص تحولات بعد از خرداد ۱۳۶۰ به بیان ناگفته‌هایی درباره انفجار دفتر حزب جمهوری و شهادت دبیر کل و جمعی از اعضای اصلی آن پرداخته است. او می‌گوید:

کلاهی
مهدی اصفهانیان” مشهور به سعید شاهسوندی

کلاهی اطلاعات درون حزب جمهوری از جمله زمان برگزاری جلسات نوبتی شورای مرکزی و دیگر برنامه های دبیرخانه حزب را به سازمان اطلاع می‌داد. یکی از این جلسات در شامگاه روز یکشنبه ۷ تیر بود؛ موضوع اولیه بحث چگونگی مبارزه و مهار تورم و گرانی بود اما بعد از برکناری بنی صدر، موضوع نشست عوض شده و قرار می شود که به شرایط بعد از برکناری بنی صدر بپردازند.

 آقای بهشتی هم طبعا به عنوان نفر اول و اصلی حزب جمهوری اسلامی، سخنران اصلی بوده است.

رهبری سازمان به سرعت دست به کار طراحی عملیات انفجاری می گردد. کلاهی توسط مسئول خود در بخش اطلاعات سازمان توجیه عملیاتی شده و چندین نشست توجیهی هم برای او گذاشته می شود. با توجه به راحتی تردد برای او در جلسات مهم، قرار می شود دو بمب بسیار قوی یکی در سبد کنار تریبون و دیگری در کنار ستون اصلی جا داده شود.
کلاهی دعوت کننده افراد به جلسه بود و تلاش می کرد تا تعداد هر چه بیشتری را به آن جلسه دعوت کند. او تا آخرین لحظات در صحنه حضور داشت و هدف از حضورش این بود که افراد هر چه بیشتری را به داخل سالن راهنمایی کند و همچنین ناظر انجام مراحل نهایی طرح [انفجار حزب] باشد؛ طبعا تعدادی از افراد سازمان از دور و نزدیک، به طور ناشناخته ناظر عملیات بودند و این طور نبود که او به تنهایی قادر به انجام این کار باشد.
بعدها گفته شد که موسی خیابانی شخصا برای اطمینان از درست عمل کردن چاشنی ها، تعداد زیادی از آنها را در وان حمام کنترل کرده بود؛ بنا به گفته رجوی، نام رمز عملیات “الله اکبر” و زمان آن رأس ساعت ۹ شب بوده است.
یک روز قبل، یعنی در ۶ تیر انفجاری در در مسجد ابوذر رخ داد؛ بمب که در ضبط صوت کار گذاشته شده بود، هنگام سخنرانی آقای خامنه‌ای منفجر و باعث جراحت شدید ایشان به ویژه از ناحیه دست راست می شود. چند روز قبل هم مرحوم چمران در جبهه‌ها شهید شده بود و این ایام همزمان با شب هفت او بود. اینها پارامترهایی بود که در سازمان به عنوان عوامل بازدارنده مطرح شد.

انفجار مسجد ابوذر، کار گروه فرقان بود که با سازمان هماهنگی نداشت؛ سازمان نگران بود تا مبادا به خاطر ماجرای ۶ تیر، نشست حزب جمهوری اسلامی که بیشتر سران قرار بود آنجا جمع شوند، برگزار نشود ولی این جلسه که تدارکات آن از قبل دیده شده بود، برگزار می شود.

کلاهی
پیکر شهدای انفجار دفتر حزب جمهوری

البته در روابط درون سازمانی ادعاهایی مطرح شد که با واقعیت نمی خواند؛ از جمله گفته شد که مسعود رجوی اعلام آمادگی کرده که اگر طرح با مشکل رو به رو شد، خود او طی عملیاتی انتحاری بمب را به خود بسته و در آن جلسه منفجر کند؛ بعد هم گفته شد که علی زرکش و موسی خیابانی مانع این کار او شدند! من همین جا اعلام می کنم اینگونه ادعاها به گروه خونی رجوی نمی خورد؛ گر چه اینگونه صحبت ها از قول او نقل می شد و در خارج از کشور هم مطرح شده بود.
به خاطر دارم شب عملیات، من، علی زرکش [نفر شماره دو گروهک نفاق که در جریان تجاوز منافقین به کشورمان و اشغال اسلام آباد غرب در سال ۶۷ توسط نیروهای رجوی مشمول تصفیه سازمانی شد]، علیرضا معدنچی، احمد شادبختی و همسرش، محمدعلی جابرزاده انصاری، همسر من [منصوره بیات] و چند نفر دیگر در خانه ای مخفی در اول اتوبان عباس آباد در طبقه چهارم یا پنجم حضور داشتیم. زرکش خبر طراحی چنین عملیاتی را به تعدادی از ما داد و ما از طریق دستگاه شنود بی سیم پاسداران و کمیته ها به گوش بودیم. شاخص پیروزی عملیات، کشته شدن [شهادت] آیت الله بهشتی بود که اگر صرفا ایشان کشته می شد، عملیات پیروز بود.

ساعت ۹ شب انفجار صورت می گیرد و لحظاتی قبل از آن، آقایان رفسنجانی، بهزاد نبوی و عسگراولادی به دلیل کارهایی که داشتند، از جلسه خارج می شوند. کلاهی تا دقایق آخر آنجا بوده است و بعد آنجا را ترک می کند. بدین ترتیب انفجار هفت تیر با مواد منفجره ای که از پادگان ها مصادره شده بود، صورت می گیرد. شنود کمیته ها و سپاه، نشان دهنده این بود که آنها نیز به دنبال این بودند که ببینند آقای بهشتی جزء کشته شدگان [شهدا] است یا نه، که بعد معلوم شد… هدف اصلی انفجار [حزب جمهوری] آقای بهشتی بود و بمب نیز در زیر تریبون سخنرانی ایشان کار گذاشته شده بود. شدت انفجار و کهنه بودن ساختمان باعث فرو ریختن سقف و ریزش آوار می شود؛ بیشترین تلفات نیز ناشی از ریزش آوار بود.

کلاهی
علی زرکش

درست در فردای هفتم تیر، طبق برنامه از قبل آماده شده و در پی موافقت با عبدالرحمن قاسملو – دبیر کل وقت حزب [منحله] دموکرات کردستان – من و سه نفر دیگر به عنوان گروه موسس رادیو مجاهد، همراه پیک اعزامی حزب، عازم مهاباد و کردستان شدیم. یکی دو ماه بعد، سازمان فردی را برای حفاظت به کردستان آورد که البته هویت او برای همه روشن نیست اما آن شخص کسی نیست جز محمدرضا کلاهی.

او مدت ها در کردستان در بخش رادیو بود؛ کارآیی ویژه ای نداشت اما برای حفاظت به منطقه منتقل شد و تهیه بولتن خبری رادیوهای مختلف از جمله کارهای او بود.

در ایامی که کلاهی مخفی شده بود برای ردیابی وی، دوستان، نزدیکان و خانواده وی از جمله برادرش محسن که همافر نهاجا بوده چندین مرحله مورد بازجویی قرار گرفتند، اما نتیجه مثبتی نداشت. نامبرده در عراق در بخش عارفی (روابط با عراق) با نام مستعار کریم فعالیت می کرده و با یکی از منافقین به نام خورشید فرجی زنوز اهل تهران ازدواج می نماید. همسرش قبلاً‌ مسئول نهاد بوده که تنزل رده داشته، مدتی فرمانده گردان ارکان (پشتیبانی) و مدتی مسئول تأسیسات بوده است. وی آموزش خلبانی را گذارنده، آخرین مسئولیتش به عنوان فرمانده یگان پدافند و به اصطلاح ارتش آزادیبخش سازماندهی شده است.

گفته می شود کلاهی در ۱۳۷۰ در فهرست اعضای «مسئله‌دار» سازمان قرار گرفت، در ۱۳۷۲ از سازمان جدا شد و در ۱۳۷۳ از عراق رهسپار آلمان گردید./۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵مشرق

 می‌خواستم جماران را به هوا بفرستم

کشمیری دراعتراض به تفتیش: یعنی تو می‌خواهی رئیس حراست را بگردی؟!

خاطره  محافظ حلقه اول بیت امام+خاطره دادستان وشاهدزنده ازمدیریت بمب گذاری کشمیری ..درادامه

رضاصادقی:یادم هست زمانی که آقای رجایی رئیس‌جمهور بود ایشان آمدند پیش امام،کشمیری (حراست نخست وزیری) وچندنفردیگر هم همراهش بود،

 یک ساک دست کشمیری بود، من همه را گشتم اماوقتی خواستم کشمیری راتفتسش کنم،اجازه نداد و با تشر گفت: یعنی تو می‌خواهی رئیس حراست را بگردی؟! من هم گفتم: بله. آنجا رهبر اسلام نشسته است. ایشان هم قهر کرد و رفت.

بعد آقای رجایی آمد پایین و با تعجب پرسید«کشمیری نیامد؟!

نگو او توی ساکش بمب داشت. ما که نمی‌دانستیم بمب بود. چند روزی که گذشت، دفترنخست وزیری منفجر شد. همه شهید شدند و سوختند. آقای رجایی را از دندانش شناختند. من تماس گرفتم و گفتم یک ردیاب بزنید ببینید که ماشین کشمیری کجاست؟ گفتند در اطراف مجلس نیست و در فرودگاه پیدا شده است.

حاج احمدآقا:  صادقی !تو مزدوری؟

۹ماه از این قضیه گذشت که یک روز حاج احمدآقا یک مجله‌ای دستش بود. نزدیکم آمد و گفت: صادقی تو مزدوری؟ خندیدم و گفتم: چرا!؟

روزنامه آمریکایی را به من نشان داد که در آن کشمیری مصاحبه کرده بود و گفته بود یک بار می‌خواستم جماران را به هوا بفرستم، اما این پاسداران مزدور نگذاشتند!

                    رحمان حوتی، محمد یزدی و رضا صادقی سه تن از محافظین

پاسداران «بیت امام خمینی» چه کسانی بودند؟

چرا همسر امام (ره) به احمدی‌نژاد رای نداد؟

‏‏حسن کیانی، حسن کریمی، سید کاظم حسینیان، اسماعیل بابایی، حسن ‏‎ ‎‏فخری، حاج حیدر فخری، حاج رضا تکلدان، شهید مرتضی محمدی، ‏‎ ‎‏نصرالله شکرگزار، محمدرضا دین، جعفر عباسی، رضا صادقی، محمد ‏‎ ‎‏هاشمی ـ سر تیم حاج احمدآقا- کمال آقابزرگی، محمدرضا زلفی، ‏‎ ‎‏جعفرزاده، ترکاشوند، علی اصغر صافی، خوش‌لهجه، حسن نظری، ‏‎ ‎‏شیدایی، شیداییان، یعقوب پارسا، حسن زارعان، و سایر برادران محترم ‏‎ ‎‏پاسدار تهرانی پایگاه شهید مصطفی خمینی و برادران پاسدار شهرستانی ‏‎ ‎‏پایگاه شهید مظلوم بهشتی و برادران ارتشی مستقر در یگان پدافند و… ‏‎ ‎‏که متاسفانه بردن نام تک تک کسانی که در این سال‌ها در جماران در ‏‎ ‎‏خدمت امام انجام وظیفه می‌کردند، به دلیل گذشت زمان و فراموشی ‏‎ ‎‏امکان‌پذیر نیست لذا در همین‌جااز دوستان عزیزی که نام آنها را‏‎ ‎‏فراموش کرده‌ام، عذرخواهی می‌کنم.‏

‏‏از این برادران که نام بردم و از فرماندهان دسته گروهی که ذکر نمودم ‏‎ ‎‏بعضی‌هااز اول تا زمان رحلت امام در جماران حضور داشتند و عده‌ای ‏‎ ‎‏هم از شش ماه تا دو یا سه سال بیشتر درخدمتشان بودیم.‏

غلامعلی رجایی: هاشمی(ره) گفت، تخریب کنندگان می‌ترسند مطالبی را که دارم، بیان کنم

‏‏برادران محافظ تهرانی و شهرستانی هریک به اندازه مسئولیتی که به ‏‎ ‎‏آنان داده شده بود، در بیت امام زحمت می‌کشیدند و در این آزمایش ‏‎ ‎‏بسیار سخت که سپاه حتی امکانات اولیه را برای حفاظت از امام در ‏‎ ‎‏اختیار نداشت و تغذیه نیروها نامناسب بود به رغم همه محدودیت‌ها و ‏‎ ‎‏سختی‌هاانجام وظیفه کردند. خصوصا فرمانده سپاه آقای محسن رضایی ‏‎ ‎‏وجناب آقای محسن رفیقدوست و آقای علیرضاافشار و فرماندهی و ‏‎ ‎‏مسئولان پشتیبانی سپاه منطقه تهران، مرحوم حاج داود کریمی، آقای ‏‎ ‎‏حسین دهقان و آقای سید مهدی مبلغ که در این راستا بسیار به ما کمک ‏‎ ‎‏می‌کردند که امیدوارم خداوند از همه مااین خدمت ناچیز را بپذیرد.‏منبع:خاطرات غلامعلی رجایی-موسسه نشروتنظیم آثارامام خمینی


هواپیمای شاهین«سرهنگ بهزاد معزی»خلبان شاه وکسی که «بنی صدر»رازایران فراری داد.

ساعت ۱۰ صبح چهارشنه، هفتم مرداد ۱۳۶۰،خبرگزاری فرانسه نوشت: «یک هواپیمای ایرانی که حامل ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور سابق ایران، بود در پایگاه نظامی« اورلی»در حومه «پاریس »به زمین نشست.» بنی‌صدر از فرانسه «تقاضای پناهندگی سیاسی» کرده و دولت فرانسه این درخواست را پذیرفته است به شرط این‌که در خاک آن کشور دست به هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نزند.

بنی‌صدر در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری که در (۵ بهمن ۱۳۵۸) و به فاصله کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب(۲۲بهمن ۱۳۵۸) برگزار شد، توانست با حدود ۱۱ میلیون رأی به عنوان« اولین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران» انتخاب شود.

برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید:

"کلاهی"عامل انفجارحزب جمهوری "کشمیری"عامل انفجارنخست وزیری

مدیریت سایت-پیراسته فر:اصلاحات نگارشی دراین مصاحبه انجام گرفته-برای مفهوم بودن روان مطلب.عکس کنارهاشمی رفسنجانی، وتک عکس،دکترغلامعلی رجایی است.

بمب‌گذار دفتر نخست‌وزیری که بود و چه شد؟

چند هفته پس از انفجار نخست‌وزیری در شامگاه ۲۲ شهریور ۱۳۶۰ آیت‌الله املشی، دادستان کل کشور در تلویزیون حاضر شد و مسعود کشمیری را به عنوان عامل انفجار نخست‌وزیری معرفی کرد. آیت‌الله ربانی املشی گفت: «عامل انفجار نخست‌وزیری همان شخصی بود که نام او در بین شهدا برده شد و روز اول در کنار شهیدان عزیز، رییس‌جمهوری و نخست‌وزیر محبوب ما به عنوان شهید سوم قلمداد و جنازه‌ای به نام او به وسیله مردم تشییع شد. مسعود کشمیری که در نخست‌وزیری جا باز کرده بود، تقریبا از همه چیز اطلاع داشت و دبیر شورای امنیت بود… .»

به گزارش ایسنا، هشتم شهریور ۱۳۶۰ انفجاری در دفتر نخست‌وزیری محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر وقت را به شهادت رساند. دوماه‌نامه رمز عبور در پرونده‌ای به بررسی این رخداد پرداخته و نقش مسعود کشمیری را در انفجار دفتر نخست‌وزیری بررسی کرده است.

بخش‌هایی از این گزارش که برگرفته از فصل سوم کتاب «پرونده سکوت» بوده و از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است، به نقل از این مجله در زیر می‌آید:

هویت مسعود کشمیری

مسعود کشمیری متولد ۱۳۲۹ در کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود. وی از تاریخ ۲۳ / ۵ / ۵۱ تا اواخر سال ۵۳ با قراردادهای ۶ ماهه به عنوان کارآموز در وزارت کار و امور اجتماعی شاغل بود.

پدر کشمیری در شرکت نفت شاغل بود و خانواده‌اش چندان تقیدی به احکام شرع نداشتند.

او پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در شرکت سایبرنتیک و شرکت انگلیسی رایدر هند با مسئولیت فردی معروف به «مستر نیشام» کار می‌کرد. با پیروزی انقلاب و بازگشت خارجی‌ها به کشورهایشان شرکت مذکور منحل شد و مسئول شرکت با برجای گذاشتن اموال خود فرار کرد. شرکت سایبرنتیک متعلق به اسماعیل داوودی شمسی بود. وی معرف کشمیری، قدسی خرازیان و رضیه آیت‌الله‌زاده شیرازی از اعضای شاخص سازمان مجاهدین خلق بود. از دیگر معرفین او علی‌اکبر تهرانی از متهمان اصلی در پرونده انفجار دفتر نخست‌وزیری در روز هشتم شهریور بود. اسماعیل داوودی شمسی از مبارزان قبل از انقلاب بود و مسعود کشمیری مدتی در شرکت سایبرنتیک که متعلق به او بود، فعالیت داشت. او می‌گوید:

«کشمیری … به مجاهدین فحش و ناسزا می‌داد.

همه جا هم نوشته‌اند که من معرف کشمیری بوده‌ام، لکن من از ورود او به نخست‌وزیری اصلا خبر نداشتم. یک روز قبل از ۸ شهریور به نخست‌وزیری رفتم و دیدم در صف جماعت، کشمیری جلو ایستاده و شهید رجایی و بهزاد نبوی به او اقتدا کرده‌اند! در روز ۸ شهریور هم چندین بار به من زنگ زد تا به عنوان معاون وزیر کشور در جلسه حضور پیدا کنم ولی چون تازه و در ۵ شهریور این مسئولیت را پذیرفته بودم، کمی دیر راه افتادم و در راه بودم که خبر انفجار دفتر را شنیدم.»

کشمیری قبل از انقلاب توسط پسردایی خود، ابوالفضل دلنواز که برادر همسرش هم بود، جذب سازمان مجاهدین خلق شد. ابتدا در بحث‌های خانوادگی از آنها حمایت می‌کرد لکن به مرور زمان چهره‌ای حزب‌اللهی و حامی جمهوری اسلامی به خود گرفت و پیچیده‌تر عمل کرد؛ به گونه‌ای که از خواهرش که بی‌حجاب بود، خواست رفت و آمدش را به خانه او کم کند، چون دوستان مومنی داشت که به خانه او رفت‌وآمد می‌کردند. همچنین یک بار که تلویزیون آقای خلخالی را در حال محاکمه قاچاقچیان و معتادان نشان می‌داد، در واکنش به دلسوزی خواهرش به او تشر زد و گفت آقای خلخالی کار انسانی‌ای می‌کند. کشمیری قبل از انقلاب در سخنرانی‌های دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد شرکت می‌کرد و پس از فوت او تا ۴۰ روز پیراهن مشکی پوشید. البته او پیش از آن که جذب فعالیت‌های مذهبی شود، در دانشگاه در کلاس رقص ثبت‌نام کرده بود!

زمان دانشجویی کشمیری دردانشگاه

کشمیری در دوران تحصیل در دانشگاه،به همراه علی‌اکبر تهرانی و تحت مسئولیت محموطریق‌الاسلامی در سازمان مجاهدین خلق حضور داشت.

نامستعار«سازمانی »کشمیری

پس از انقلاب همچنان با اسامی مستعاری چون «حنیف» و «مجیب» عضو سازمان بود.

منزل او در مهرشهر کرج از بزرگ‌ترین انبارهای سلاح و مهمات سازمان بود و افراد سطح بالایی از سازمان در این منزل تشکیل جلسه می‌دادند.

«همسر»مسعودکشمیری

همسر او مینو (سرور) دلنواز نیز از اعضای فعال مجاهدین بود و برای ریاست‌جمهوری مسعود رجوی تبلیغ می‌کرد، در راهپیمایی‌های مجاهدین خلق شرکت داشت و پس از انفجار نخست‌وزیری به همراه کشمیری فراری شد.

«علی‌اکبر تهرانی »معرف کشمیری

مسعود کشمیری در ماه‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی با معرفی علی‌اکبر تهرانی به عضویت کمیته مستقر در اداره دوم ارتش تحت سرپرستی محمدکاظم پیرو رضوی درآمد. علی‌اکبر تهرانی خود با معرفی حسن منتظرقائم از اعضای گروه فلاح به کمیته اداره دوم رفته بود، علی‌اکبر تهرانی به عضویت کمیته مستقر در اداره دوم ارتش تحت سرپرستی محمدکاظم پیرو رضوی درآمد. علی‌اکبر تهرانی خود با معرفی حسن منتظر قائم از اعضای گروه فلاح به کمیته اداره دوم رفته بود، علی‌اکبر تهرانی از بستگان نسبی حسن منتظر قائم بود.

مسئولین کمیته اداره دوم انقلاب

کشمیری در ککمیته اداره دوم به سرعت رشد کرد. این کمیته ۴ نفر را به دفتر امور انقلاب نخست وزیری معرفی کرد که عبارت بودند از :

مسعود کشمیری، حبیب‌الله داداشی، سعید حجاریان و علی اژه‌ئیان.

این ۴نفربه همه پرونده های نظام دسترسی داشتند

پس از مدتی این چهار نفر در احکامی به امضای ابراهیم حکیمی، رییس‌دفتر نخست‌وزیری در تاریخ ۹ / ۴ / ۵۸ اجازه یافتند به یکی از نیروهای مسلح بروند و به اسناد تا رده به کلی سری دسترسی داشته باشند.

«کشمیری » مسئول پرونده های نظامیان در نیروی هوایی شد!

بر همین اساس کشمیری به نیروی هوایی رفت. این نخستین دسترسی رسمی کشمیری به اسناد سری بود لیکن در برهه پنج ماهه ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی هیچ نشانه‌ای از فعالیت‌های مسعود کشمیری نیست.

 سه نفر دیگر سوابق نسبتا واضحی پیش از پیروزی انقلاب داشتند و عمدتا به گروه‌هایی که بعدا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند، وابسته بودند.

با چند معرفی‌نامه‌ عملا مسعود کشمیری بر اسناد و مدارک ضد اطلاعات نیروی هوایی ارتش، حتی بیش از فرماندهی این نیرو تسلط یافت.

«محمد مهدی کتیبه »رییس اداره دوم ارتش که در اوایل تیرماه ۱۳۵۹ به این سمت منصوب شد، درباره فعالیت‌های مسعود کشمیری در نیروی هوایی می‌گوید:

«اواخر سال ۵۷ از طرف نخست‌وزیری عده‌ای را برای حفظ اسناد و مدارک سری و طبقه‌بندی شده در ارتش مامور کردند. از جمله این افراد آقای کشمیری بود که با دستخط رسمی«حکیمی» رییس‌دفتر نخست‌وزیر وقت ( مهندس بازرگان) به ارتش معرفی شد تا حفاظت از اسناد و مدارک نیروی هوایی را به عهده بگیرد.

بدین ترتیب کشمیری به تمامی اسناد سری و طبقه‌بندی شده نیروی هوایی، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات دسترسی پیدا کرد. او تا کمی قبل از انفجار نخست‌وزیری در نیروی هوایی بود و با آقایان محمد رضوی و حبیب‌الله داداشی که آنها هم از نخست‌وزیری معرفی‌نامه داشتند و در ستاد مشترک فعالیت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام می‌دادند، کار می‌کرد. کشمیری به این صورت وارد تشکیلات نظامی شد.

کشمیری از نیروی هوایی به« شورای عالی امنیت ملی» رفت

کتیبه درادامه می گوید:کشمیری بعد از مدتی کارش را در نیروی هوایی رها کرد و به شورای امنیت آمد. او قیافه حق به جانب و ریش توپی و قشنگ و صورت سرخ و سفید موجهی داشت؛ به طوری که هر کسی او را می‌دید، فکر می‌کرد نماز شبش هم ترک نمی‌شود.»

جالب این که در آخرین روزهای ماموریت کشمیری در رکن دو ارتش به صورت اتفاقی مشخص می‌شود که او برخی از اسناد سری را خارج کرده است ولی این اقدام او با اغماض مسئول مربوطه روبه‌رو می‌شود.

«کشمیری»مسئول ستاد خنثی‌سازی کودتابود

مسعود کشمیری یکی از مهم‌ترین ارکان ستاد خنثی سازی کودتا در شب ۱۸ تیر ۱۳۵۹ بود و با دادن اطلاعاتی به کمیته اداره دوم درباره وقوع آن همراه با بیژن تاجیک، ناصر زلفی ، اکبر طاهری، تقی محمدی و محمدحسین طائفه «مسئولیت تیم‌های دستگیری عوامل کودتا را بر عهده داشت

در شب اول کودتا قرار بود« بنی‌عامری «توسط کشمیری دستگیر شود و او برای دستگیری می‌رود ولی اعلام می‌کند که از دست ما فرار کرد! پس از فروکش کردن خطر اصلی کودتا ستاد خنثی‌سازی از نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران، کمیته اداره دوم ارتش، کمیته انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی ارتش و گروه ضربت مستقر در قصر فیروزه تشکیل شد. با تشکیل این ستاد، مسعود کشمیری از مجموعه نیروی هوایی خارج شد و به ستاد خنثی‌سازی پیوست.

 «بنی عامری »کیست؟

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:محمدباقر بنی‌عامری، طراح و فرمانده نظامی «کودتای نوژه» بود، این عملیات به نامهای دیگری «عملیات نقاب ویاشاهرخی»نیزمعروف بود.

محمدباقر بنی‌عامری، پیش از انقلاب در درجه سرهنگی ژاندارمری بازنشسته شده بود.

وی درمصاحبه ای گفته بود: من پس از برقراری حکومت دینی، برای براندازی  رژیم، جدایی دین از دولت و برقراری حکومتی دموکراتیک تلاش زیادی کردم.

بنی عامری درسه‌شنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۴ در شهر لندن درگذشت. 

کودتاگران از شاپور بختیار دستورمی گرفتند

رادیوفردا درادامه می نویسد:ارتشبد غلامعلی اویسی، ارتشبد بهرام آریانا و ناخدا شهریار شفیق، خواهرزاده محمدرضاشاه، از جمله این نظامیان بودند.

در این میان، سرهنگ بازنشسته ژاندارمری محمدباقر بنی‌عامری، پس از سفری مخفیانه به پاریس و دیدار با بختیار، فرماندهی نظامی عملیات نقاب (مخفف نجات قیام ایران بزرگ) را بر عهده گرفت.

گروه «نقاب» از اواخر سال ۱۳۵۸ تماس‌های خود را با نظامیان ناراضی در بخش‌های مختلف ارتش، ژاندارمری و گروه‌های دیگر برای انجام عملیات آغاز کرد.

«مهران کلبادی» از اعضای هسته مرکزی گروه نقاب، به رادیو فردا می‌گوید: قبل از آنکه بنی‌عامری با بختیار در تماس قرار بگیرد، او و تعدادی دیگر از اعضای نیروی هوایی، دریایی و زمینی ارتش، گروهی پنهانی را به نام «جفا» که مخفف جانبازان فدایی ایران بود، تشکیل داده بودند.

به گفته آقای کلبادی، پس از آنکه اطرافیان شاپور بختیار به طور مخفیانه با گروه «جفا» در ارتباط قرار گرفتند، گروه «نقاب» تشکیل شد و محمدباقر بنی‌عامری، رهبری نظامی آن را بر عهده گرفت.

مهران کلبادی درادامه مصاحبه می گوید: که علیرغم حضور دو امیر ارتش (سپهبد هوایی سعید مهدیون و سرتیپ هوایی آیت محققی) در این جمع، به دلایلی مانند اینکه سرهنگ بنی‌عامری از دیگر افراد گروه قدیمی‌تر بود، یا اینکه ابتکار عمل را زودتر به دست گرفته بود و روابط نزدیکی نیز با نظامیان دیگر داشت، توانست خود را به عنوان فرد محوری و رهبر عملیات تثبیت کند.

رادیوفردامی نویسد:«گروه نقاب»قراربودبا صدها چترباز نیروی ویژه نیروی زمینی و ده‌ها خلبان نیروی هوایی در دسته‌های جداگانه به پایگاه هوایی نوژه در همدان بروند و با تصرف این پایگاه، ودراختیارگرفتن هواپیماهای بمب‌افکن  به سوی تهران، قم پروازکنند.

بمباران :جماران، دفتر نخست وزیری، ریاست جمهوری، مدرسه فیضیه در قم، دادگاه انقلاب اسلامی تهران، پایگاه‌های مهم سپاه پاسداران و کمیته‌های انقلاب اسلامی و باندهای پایگاه‌های شکاری نیروی هوایی از جمله مهم‌ترین هدفهای این حمله بودند.

همزمان، صدها تکاور و سرباز نیروی زمینی ارتش در تهران آماده بودند تا با دریافت علامت‌، نقاط مهم پایتخت مانند رادیو و تلویزیون، وزارتخانه‌ها و نهادهای کلیدی، فرودگاه مهرآباد و دیگر مراکز استراتژیک را تصرف کنند.

توضیح نگارنده(پیراسته فر):«کلبادی»کارشکنی بعضی ازافرادمشکوک گروه،مثل« منوچهر قربانی‌فر »(دلال اسلحه درماجرای مک فارلین)را که قرار بود اسلحه عملیات را تامین کند راعامل ناکامی کودتامی داند./منبع:۲۹ بهمن۱۳۹۴ بااندکی اصلاحات وحذف اضافات.

دفتر محسن سازگارا

محسن سازگارا:کشمیری پس از فعالیت در ستاد خنثی‌سازی کودتای نوژه، در اوایل سال ۱۳۶۰ از طریق علی‌اکبر تهرانی به نخست‌وزیری و دفتر محسن سازگارا رفت و در قسمت هماهنگی‌ها مشغول به کار شد. در این مقطع محسن سازگارا، معاونت سیاسی- اجتماعی بهزاد نبوی وزیر وقت مشاور در امور اجرایی بود.

محسن سازگارا درباره نحوه آشنایی با مسعود کشمیری می‌گوید:

«اگر اشتباه نکنم در زمستان سال ۵۹ نخستین بار او را در دفتر سیستان و بلوچستان از واحدهای قسمت بحران‌های معاونت سیاسی اجتماعی دیدم. یادم نیست دقیقاً چه کسانی در اتاق بودند اما برادران علی تهرانی و مهدی (سیف‌الله) ابراهیمی را به خاطر می‌آورم که کشمیری را به بنده معرفی کردند

و گفتند قبلا در ستاد خنثی‌سازی کودتا بوده است و به درد کارهای اطلاعاتی دفتر که روی خان‌ها و مسائل منطقه (سیستان و بلوچستان) کار می‌کرد، می‌خورد.

برادران اکثرا جزئیات کار را با معاونت اطلاعات و تحقیقات هماهنگ می‌کردند و بنده بیشتر در جریان نتایج و کلیات آنها قرار می‌گرفتم. اگر اشتباه نکنم بعدها کشمیری با میل خودش در اوقات اضافی به واحد سازماندهی و تشکیلات و برنامه‌ریزی معاونت کمک می‌کرد و از این ماجرا برای امر سازماندهی تقریباً به تمام قسمت‌های معاونت سرک می‌کشید. خاطرم هست یک بار از کشمیری پرسیدم:

«چرا از ستاد خنثی‌سازی به اینجا آمدی؟»

پاسخ داد: «در آنجا با معلول‌ها مبارزه می‌کردیم. فکر می‌کنم در اینجا می‌شود با علت‌ها مبارزه کرد.» به نظرم پاسخ مقبولی بود… کشمیری قد متوسط، مو و ریش قهوه‌ای، صورت گندمگون و چشم‌های سبزی داشت. لاغر نبود و با لهجه (فکر می‌کنم کرمانشاهی) صحبت می‌کرد. کم‌حرف بود و زیاد یادداشت می‌کرد… .»

پس از مدت کوتاهی فعالیت کشمیری در دفتر سیاسی وزیر مشاور در امور اجرایی، مورد توجه بهزاد نبوی و خسرو تهرانی قرار گرفت و با توافق آن دو، کشمیری به دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست‌وزیری منتقل شد.

ریاست شورای عالی امنیت کشور

و همزمان با تشکیل شورای امنیت کشور در خرداد ۱۳۶۰، با حکم خسرو تهرانی به عنوان جانشین دبیر شورای امنیت کشور معرفی شد. عملکرد کشمیری در این جایگاه به گونه‌ای بود که بسیاری به غلط تصور می‌کردند خود او دبیر شورای امنیت بوده است.

نکته قابل توجه دیگر درباره حضور کشمیری در دفتر نخست‌وزیری این است که او حتی یک برگ اوراق سجلی یا معرفی یا گزینش به نخست‌وزیری ارائه نداده بود و هیچ سابقه‌ای از او در اداره پرسنلی نخست‌وزیری موجود نبود!منبع:/۸ شهریور ۱۳۹۵ایسنا

آخرین جلسه‌ شورای‌ امنیت‌کشورباحضوررجایی وباهنر

یکشنبه‌ هشتم‌ شهریور ماه‌ ۱۳۶۰ جلسه‌ شورای‌ امنیت‌کشورباحضورنخست وزیر(محمدجوادباهنر) درساعت‌ ۱۴:۴۵دقیقه‌، روز در ساختمان‌ نخست‌وزیری‌ تشکیل‌ شد.

واما بابمبی که «محرم اسرارریاست جمهوری»(مسعود کشمیری‌)  دبیر و منشی‌ جلسه‌ گذاشته بود بشهادت رسید

حدود ۱۵ دقیقه پس از انفجار هیچ کس از سرنوشت رجایی و باهنر اطلاعی نداشت .جسدها به حدی سوخته بودند که قابل شناسایی نبودند. جسدهای این دو شهید از روی علایمی که روی دندان هایشان وجود داشت توسط اعضای خانواده شان شناسایی شدند.

گزارش

ترکیب جلسه شورای عالی امنیت ملی : رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، وزیر کشور، رئیس شهربانی، رئیس اطلاعات نخست‌وزیری (هنوز وزارت اطلاعات تشکیل نشده بود) و چندتایی از فرماندهان نظامی که آن روزها به خاطر شرایط جنگی، تعدادشان از مواقع معمول بیشتر هم بود.

جلسه آن روز، روز یکشنبه هشت شهریور دستور خاصی نداشت. فقط قرار بود هر کسی گزارش حوزه مسوولیتش را بدهد. سر میز رجایی نشسته بود و سمت چپ او باهنر نشسته بود.

در ورودی پشت سر باهنر بود و کنار در هم میزی که رویش فلاسک چایی و وسایل پذیرایی بود. بعد از باهنر، صندلی وزیر کشور آقای مهدوی کنی بود که هنوز نرسیده بود.

کنارش «سرتیپ هوشنگ وحید دستجردی» نشسته بود و بعد بقیه فرمانده‌ها. خسرو تهرانی، مسوول اطلاعات نخست‌وزیری دقیقا روبه‌روی رجایی در آن سر میز نشسته بود. سمت راست رجایی هم (مسعود کشمیری)منشی جلسه نشسته بود.

آخرین پذیرایی کشمیری ازرجایی

کشمیری بعد از قرآن خواندن رجایی بلند شد و رفت برای رجایی چایی ریخت. هنگامیکه  وحیددستجردی داشت گزارش حوزه شهربانی را می‌داد،کشمیری آمد وبا باهنر شوخی کرد. بعد رفت و در گوش تهرانی چیزی گفت و از اتاق رفت بیرون. وآن رفتنی بود که هرگزبازگشتی نداشت.

«جلسه علنی داشتیم و لایحه بازسازی مطرح بود. ساعت سه بعدازظهر- هنگامی که عازم رفتن به جلسه علنی بودم، صدای انفجاری شنیدم. معلوم شد در نخست‌وزیری بوده. دود و آتش بلند شد.

از پنجره دفترم نگاه کردم. گفتند اتاق جلسات دولت است. فوراً خبر رسید که جلسه شورای امنیت بوده وآقایان رجایی و باهنر هم حضور داشته‌اند. یک ربع بعد، بهزاد نبوی آمد که خودش در نخست‌وزیری بوده؛ سخت ناراحت و شوکه بود.

*رئیس شهربانی سرهنگ وحید [دستگردی]، معاون ژاندارمری سرهنگ ضیایی، و معاون نیروی زمینی تیمسار شرفخواه و سرهنگ کتیبه مجروح و بستری بودند.کلاهدوز، مسوول سپاه پاسداران و تهرانی سالم درآمده بودند. اما تهرانی کمی سوخته بود.» این روایتی است که آن شب هاشمی‌رفسنجانی در دفتر خاطراتش نوشت.

***

محمدعلی رجایی(۱۳۱۲ تولد در قزوین ) یکی از معلمان-دبیرلیسانس ریاضی- مبارز انقلابی بود وزندان رفته شکنجه دیده  بمدت چهار سال سابقه زندان ساواک رادارد

سابق خدمت واخراج درنیروی هوای زمان شاه راداشته

 پس از گذشت چند ماهی از پیروزی انقلاب، رجایی بعنوان  وزیر آموزش و پرورش منصوب شد.

در فروردین ماه ۱۳۵۹ با یک میلیون و دویست و نه هزار و دوازده رأی به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس شورای اسلامی راه یافت.

با انتخاب بنی صدر به عنوان رییس جمهور و با اصرار برخی از سران انقلاب رجایی در مرداد ۱۳۵۹ از طرف بنی صدر به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی شد و با ۱۵۳ رأی موافق، ۲۴ رأی مخالف و ۱۹ رأی ممتنع به نخست وزیری رسید.

مسعود کشمیری در آلمان دیده شد

یک مقام آگاه گفت:محمدرضا کلاهی صمدی عامل انفجار حزب جمهوری و ˈمسعود کشمیریˈ عامل انفجار نخست وزیری اسلامی در آلمان رویت شده اند.

وی که خواست نامش فاش نشود، در گفت و گوی با ایرنا، به عراق گفت: نامبردگان که از اعضا و هواداران فعال گروهک تروریستی منافقین و خط نفوذ فرقه رجوی در نهادهای حیاتی، حساس و مهم جمهوری اسلامی بودند، هنگام خوردن غذا در رستورانی در شهر کلن و هنگام رانندگی در شهر هامبورگ آلمان مشاهده شده اند.

وی گفت: مسعود کشمیری عامل انفجار نخست وزیری در هشتم شهریور ۱۳۶۰ و از عوامل نفوذی فرقه رجوی و همچنین جانشین دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و همسرˈمینو دلنوازˈ از اعضای فعال منافقین بود که با جاسازی بمب در کیف همراه خود و خروج از محل جلسه نخست وزیری باعث شهادت شهیدان محمد علی رجائی و محمد جواد باهنر رییس جمهور و نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران شد.

این مقام آگاه توضیح داد: همچنین ˈمحمدرضا کلاهی صمدیˈ نیز که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و پس از مدتی با خط دهی گروهک منافقین وارد کمیته انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی شد، عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی در روز هفتم تیر ماه سال۱۳۶۰ می باشد که این انفجار منجر به شهادت آیت الله سیدمحمد حسینی بهشتی و ۷۱ تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقامات دولتی از جمله معاونین وازرتخانه ها شد.  این فرد زیر نظر یکی از افراد کادر مرکزی گروهک تروریستی رجوی به نام ˈهادی روشن روانˈ با نام مستعار مقدم فعالیت می کرده است. منبع:سایت عصرایران

«مسعود کشمیری» که بود و چه کرد؟

 «سردار منتظرالمهدی، سخنگوی نیروی انتظامی، در میان مباحث مختلفی که در کنفرانس خبری خود مطرح کرد، از دستگیری عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران در کشور آلبانی خبر داد.

پس از سقوط صدام، منافقین که سال‌ها در پناه حکومت او در عراق می‌زیستند، مجبور به ترک این کشور شدند. در سال‌های اخیر آنها مجبور شدند به کشورهای دیگر بروند اما جایی را نیافتند که آنان را به صورت گروهی بپذیرد. در این‌ میان چند سال پیش دولت آلبانی اعلام کرد در چند مرحله تعدادی از اعضای این گروه را برای اعطای پناهندگی می‌پذیرد. در نهایت چند گروه از منافقین که تعدادشان به حدود ٣٠٠ نفر می‌رسید، به این کشور رفتند. به احتمال بسیار زیاد منظور منتظرالمهدی کسی جز مسعود کشمیری نیست. هشتم شهریور ١٣۶٠ دفتر نخست‌وزیری منفجر شد و طی آن رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیر وقت (محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر) به شهادت رسیدند.

مسعود کشمیری، مظنون اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی، از اعضای سازمان منافقین بود که توانسته بود تا سطح جانشین دبیر وقت شورای‌ عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به یکی از حساس‌ترین ارکان امنیتی و تصمیم‌گیری کشور نفوذ کند.

ماجرای یک نفوذی-کشمیری
کشمیری فرزند سعید، زاده ۱۳۲۹ در کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود.

«قیافه مذهبی، تسبیح به‌ دست و اهل استخاره و دعای کمیل‌ خواندن در جلسات و پیش‌قدم در پیش‌ نماز شدن»

این تصویری است نقش‌ بسته‌شده در ذهن‌ها از مسعود کشمیری تا پیش از انفجار دفتر نخست‌وزیری. البته یک تصویر تکراری دیگر هم از او هست.

«کشمیری» ازخودکاربیت المال استفاده نمی کرد!

این که او همواره دو خودکار در جیب داشته؛ یکی برای نوشتن مطالب شخصی که ادعا می‌کرد از پول حقوق خود تهیه کرده و دیگری برای کارهای دولتی و متعلق به اموال بیت‌المال! برخی هم خاطرشان هست که او گاه‌به‌گاه پیشنهاد‌های تندی هم علیه منافقین داشته و یک‌ بار پیشنهاد بمباران ایستگاه رادیویی منافقین را داده بود.در کنار این تصاویر اما تصاویر دیگری هم هست. کسی که در همه جلسات بوده اما توجه خاصی را به خود جلب نمی‌کرده. می‌رفته، می‌آمده،  آن‌قدر مورد اعتماد بوده که موقع تردد در دفتر نخست‌وزیری بازرسی بدنی هم نمی‌شده. هر چه می‌خواسته می‌برده و می‌آورده. 

وی پیش از انقلاب عضو سازمان مجاهدین بوده و اینکه برادر همسرش، ابوالفضل دلنواز، نامزد رسمی منافقین در اسلام‌آباد غرب در دور نخست انتخابات مجلس شورا بوده است.در عین‌ حال اما او در بدو تأسیس سپاه مدتی به عضویت آن هم درآمد و بعد هم عضو مؤثر ستاد خنثی‌سازی کودتای نوژه به نمایندگی از کمیته اداره رکن دوم ارتش شد و در نهایت راه به نخست‌وزیری برد. کشمیری در نهایت به دفتر تحقیقات اطلاعات نخست‌وزیری می‌رود و مدتی هم جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی می‌شود تا جایی که برخی نامه‌ها را به‌ جای دبیر و با عنوان «از طرف» امضا می‌کند.

حجاریان که آن زمان خود در اطلاعات نخست‌وزیری بوده، در گفت‌وگویی با «شرق» گفته بود: «بعد از انفجار در پیگیری‌ها از مادر و خواهر کشمیری به ارتباط خانوادگی او با سازمان دست پیدا کردیم. برادرهای همسر کشمیری در قصرشیرین عضو سازمان بودند که با امکانات کمی که ما در گزینش افراد در ابتدای انقلاب داشتیم، به این ارتباطات دست نیافتیم.»چگونگی انفجار در دفتر نخست‌وزیری
ساعت حدود سه بعدازظهر بود که در دفتر نخست‌وزیری جلسه شورای‌عالی امنیت ملی برگزار شد. مطابق معمول همه گفت‌وگوهای جلسه باید ضبط می‌شد. مسعود کشمیری با ضبط‌ صوت بزرگ وارد می‌شود و دستگاه را کنار آقایان رجایی و باهنر قرار می‌دهد و طبق معمول هر جلسه چای می‌ریزد و برای حاضران جلسه می‌آورد و پس از گفت‌وگوی کوتاهی با خسرو تهرانی از جلسه خارج می‌شود. او پیش از خروج از جلسه کیف بزرگی را که همیشه همراه دارد با پا به نزدیکی محمدعلی رجایی هدایت می‌کند. کشمیری از ساختمان نخست‌وزیری خارج می‌شود و در میدان پاستور نزد کسانی می‌رود که منتظرش بودند تا دبیر شورای امنیت را به یک نقطه امن انتقال دهند. هم‌زمان صدای انفجار شدیدی منطقه را می‌لرزاند.

مطابق نظر کارشناسان، بمب از نوع خاص «تخریبی- آتش‌زا» بوده که از حدود دو پوند TNT و مقداری منیزیم تشکیل و در یک کیف ‌دستی جاسازی شده بوده است. شدت صدای انفجار به حدی بوده که پرده گوش بسیاری از حاضران در این جلسه پاره می‌شود.

کشمیری زنده ماند و زنده است
ابتدا اعلام می‌شود مسعود کشمیری هم در آن جلسه کشته شده است. هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات سال ۶٠ خود درباره علت اعلام نام کشمیری در بین کشته‌شدگان انفجار به همین مسئله اشاره می‌کند: «این کار برای این بود که منافقین فکر کنند نظام نمی‌داند که مسعود کشمیری عامل انفجار بوده و از غفلت آنها برای دستگیرکردن او استفاده شود.»آیت‌الله بیات هم معتقد است که علت اعلام شهادت کشمیری در راستای جلوگیری از فرار او بوده است. حجاریان در گفت‌وگو با مجله «اندیشه پویا» درخصوص ردیابی کشمیری می‌گوید: «کشمیری به خانواده‌اش زنگ زد و معلوم شد که زنده است. احتمالا به عراق رفته بود. اول خانواده‌اش عزادار بودند و بساط عزا پهن کرده بودند، بعد از سه‌ روز متوجه شدیم خواهرش شاد و شنگول است و عزادار نیست. مادرش هم خیلی آرام شده بود. بعد از دو، سه‌ روز که به مادرش برای تسلیت زنگ می‌زدند، می‌گفت لوستر ما سالم است و نشکسته و شما نگران نباشید و می‌خواست غیرمستقیم بفهماند که اتفاقی برای کشمیری نیفتاده است.»مسعود کشمیری همچنان زنده است. 

اول دی‌ماه سال ٩٢ یک مقام آگاه که خواست نامش فاش نشود  گفته بود: «مسعود کشمیری، عامل انفجار نخست‌وزیری و محمدرضا کلاهی‌صمدی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی در آلمان رؤیت شده‌اند.

نام‌بردگان که از اعضا و هواداران فعال گروهک تروریستی منافقین و خط نفوذ فرقه رجوی در نهادهای حیاتی، حساس و مهم جمهوری اسلامی بودند، هنگام خوردن غذا در رستورانی در شهر کلن و هنگام رانندگی در شهر هامبورگ آلمان مشاهده شده‌اند.»

پیش از این سعید شاهسوندی که سال ۶٧ از منافقین جدا شد در سایت خود نوشته بود: «کلاهی (عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی) و کشمیری کمابیش در روابطند و مانند بسیاری دیگر مسئله‌دار با شدت و ضعف‌های مخصوص به خود.»

«سعید شاهسوندی» می‌گوید کشمیری مدتی را در استانبول زندگی کرده است. حمیدرضا ترقی هم در گفت‌وگویی اعلام کرده بود: «کشمیری با تغییر قیافه و نام، در خارج از کشور زندگی می‌کند.»

البته نکته جالب توجه در رابطه با بازداشت کشمیری این است که حدود یک‌ ماه پیش یک کانال تلگرامی خبر بازداشت کشمیری را منتشر کرده بود. کانالی که پس از انتشار این خبر تعطیل شد! اگر جمیع این اخبار صحت داشته باشد و کشمیری در بازداشت ایران باشد، آینده می‌تواند آبستن خبرها و ناگفته‌های بسیاری باشد.»

یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵الف بنقل ازمشرق

***

ماجرای «کیف سامونت» حامل استادجاسوسی+نحوه مدیریت «کشمیری»درانفجار نخست وزیری اززبان شاهدان  بنقل از«دادستان انقلاب»

بنا بر شواهد تاریخی، رد پای سازمان اطلاعاتی امریکا (سیا) در پرونده‌های مذکور به ویژه انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر قابل تأمل است.
در همین رابطه مرحوم سید رضا زواره‌ای که مدتی را به تحقیقات راجع به این پرونده پرداخته در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده می‌گوید: بررسی پرونده  کشمیری نشان می‌داد که او پس از مدتی به ستاد نیروی هوایی ملحق شده است. ساختمان مرکزی سیا در ایران، در همان ستاد قرار داشت. ساختمان ۹طبقه زنبوری که ابراهیم یزدی در ۵۷/۱۱/۱۲  درباره  آن برایم تعریف کرده و گفته بود تمامی اسناد سیا درباره  ایران و کل خاورمیانه در آن جا قرار دارد و باید حفظ شود. آن زمان من به عنوان دادستان انقلاب آنجا را لاک و مهر کرده بودم. اما تنها تا یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸ این سمت را داشتم.

انتقال اسناد فوق سری سیا توسط کشمیری در سال ۵۸
یک شب بچه‌های حفاظت اطلاعات در جلوی ستاد نیروی هوایی، کشمیری را با یک کیف سامسونت گرفته بودند که محتوی اسناد فوق سری سیا بود. فرمانده نیروی هوایی او را بازداشت می‌کند. اما وی اذعان می‌دارد که حزب این اسناد را خواسته است. چند روز بعد هم کشمیری، معاون وزیر مشاور در امور اجرایی می‌شود. در حالی که تا آن تاریخ، تا آن جا که من اطلاع دارم سابقه نداشت وزیر مشاور، معاون داشته باشد و فقط یک رئیس دفتر در اختیار او بود.

جزئیات نحوه انفجار بمب در دفتر نخست‌وزیری
براساس تحقیقات من، در روز حادثه، همه افراد حاضر در دفتر نخست‌وزیری، پشت میزی بزرگ و طویل نشسته بودند. یک سر میز مرحوم رجائی نشسته بود؛ سپس نخست‌وزیر، یعنی مرحوم باهنر، بعد از آن آقای مهدوی، وزیر کشور، که آن روز دیر رسیده بود. پس از آن رئیس شهربانی و دبیر شورای امنیت، خسرو تهرانی. بعد از آن هم دو طرف میز تا آخر نماینده  نیروها نشسته بودند.
مطلب مشترکی که همه آ‌ن‌ها در بازجویی گفتند، این بود که در آن جلسه، کشمیری، منشی شورا بوده و در قسمت جلو، جای خسرو تهرانی نشسته بود. صندلی خسرو تهرانی هم در انتهای غربی میز قرار داشت. کشمیری کیفش را می‌گذارد؛ بعد برمی‌خیزد، چای می‌ریزد و جلوی مرحوم رجائی و باهنر می‌گذارد. سپس چند دقیقه‌ای با تهرانی در گوشی نجوا می‌کنند. آن گاه به انتهای سالن می‌رود و درست زمانی که قصد داشته است از اتاق خارج شود، بمب منفجر می‌گردد.
برد ماده منفجره حداکثر دو یا سه متر بوده است. چند نفر از حاضرین از جمله معاون فرمانده ژاندارمری و مرحوم دستجردی، رئیس شهربانی نیز که در زمان حادثه، نزدیک باهنر نشسته بودند، زخمی شدند، اما برای بقیه اتفاقی نیفتاد. متخصصین هم می‌گفتند بمب فقط در محدوده‌ای حداکثر تا سه متر قدرت تخریب داشته است.

با این همه، برای کشمیری که در دورترین فاصله از آن قرار داشت، جسدی ساخته بودند که فقط یک کیسه خاکستر بود!
بی‌شک او با اتومبیلش که در بیرون قرار داشت از صحنه حادثه فرار کرده و با خانواده‌اش از کشور خارج شده بود. در صورتی که عده‌ای سعی می‌کردند او را جزء شهدای واقعه به شمار آورند.

نقش سازمان سیا در شهادت شهیدان رجایی و باهنر 
سال ۱۳۷۱ یازده سال بعد از انفجار، موجی رسانه‌های اروپایی و آمریکایی را برداشت. یکی از مقامات سیا اعلام کرده بود که نخست‌وزیری ایران و حزب جمهوری اسلامی را عوامل خود ما منفجر کردند و آن وقت روزنامه جمهوری شروع به چاپ مقالاتی علیه آمریکا نمود.۱۳۹۷/۰۶/۱۱فارس به نقل از پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی

***

"مسعود کشمیری" که بود و چه کرد؟

«سردار سعیدمنتظرالمهدی» سخنگوی نیروی انتظامی،در میان مباحث مختلفی که در کنفرانس خبری خود مطرح کرد، از دستگیری عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران در کشور آلبانی خبر داد.

پس از سقوط صدام، منافقین که سال‌ها در پناه حکومت او در عراق می‌زیستند، مجبور به ترک این کشور شدند. در سال‌های اخیر آنها مجبور شدند به کشورهای دیگر بروند اما جایی را نیافتند که آنان را به صورت گروهی بپذیرد. در این‌ میان چند سال پیش دولت آلبانی اعلام کرد در چند مرحله تعدادی از اعضای این گروه را برای اعطای پناهندگی می‌پذیرد. در نهایت چند گروه از منافقین که تعدادشان به حدود ٣٠٠ نفر می‌رسید، به این کشور رفتند. به احتمال بسیار زیاد منظور منتظرالمهدی کسی جز مسعود کشمیری نیست. هشتم شهریور ١٣٦٠ دفتر نخست‌وزیری منفجر شد و طی آن رئیس‌جمهوری و نخست‌وزیر وقت (محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر) به شهادت رسیدند.
مسعود کشمیری، مظنون اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی، از اعضای سازمان منافقین بود که توانسته بود تا سطح جانشین دبیر وقت شورای‌ عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به یکی از حساس‌ترین ارکان امنیتی و تصمیم‌گیری کشور نفوذ کند.

ماجرای یک نفوذی-کشمیری
کشمیری فرزند سعید، زاده ۱۳۲۹ در کرمانشاه، دارای مدرک لیسانس علوم اداری و مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران بود. «قیافه حق‌ به‌ جانب، تسبیح به‌ دست و اهل استخاره و دعای کمیل‌ خواندن در جلسات و پیش‌قدم در پیش‌ نماز شدن»؛ این تصویری است نقش‌ بسته‌شده در ذهن‌ها از مسعود کشمیری تا پیش از انفجار دفتر نخست‌وزیری. البته یک تصویر تکراری دیگر هم از او هست. این که او همواره دو خودکار در جیب داشته؛ یکی برای نوشتن مطالب شخصی که ادعا می‌کرد از پول حقوق خود تهیه کرده و دیگری برای کارهای دولتی و متعلق به اموال بیت‌المال! برخی هم خاطرشان هست که او گاه‌به‌گاه پیشنهاد‌های تندی هم علیه منافقین داشته و یک‌ بار پیشنهاد بمباران ایستگاه رادیویی منافقین را داده بود.

در کنار این تصاویر اما تصاویر دیگری هم هست. کسی که در همه جلسات بوده اما توجه خاصی را به خود جلب نمی‌کرده. می‌رفته، می‌آمده و حتی درباره او گفته شده که آن‌قدر مورد اعتماد بوده که موقع تردد در دفتر نخست‌وزیری بازرسی بدنی هم نمی‌شده. هر چه می‌خواسته می‌برده و می‌آورده. گفته شده که او پیش از انقلاب عضو سازمان مجاهدین بوده و اینکه برادر همسرش، ابوالفضل دلنواز، نامزد رسمی منافقین در اسلام‌آباد غرب در دور نخست انتخابات مجلس شورا بوده است.

در عین‌ حال اما او در بدو تأسیس سپاه مدتی به عضویت آن هم درآمد و بعد هم عضو مؤثر ستاد خنثی‌سازی کودتای نوژه به نمایندگی از کمیته اداره رکن دوم ارتش شد و در نهایت راه به نخست‌وزیری برد. کشمیری در نهایت به دفتر تحقیقات اطلاعات نخست‌وزیری می‌رود و مدتی هم جانشین خسرو تهرانی در دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی می‌شود تا جایی که برخی نامه‌ها را به‌ جای دبیر و با عنوان «از طرف» امضا می‌کند. حجاریان که آن زمان خود در اطلاعات نخست‌وزیری بوده، در گفت‌وگویی با «شرق» گفته بود: «بعد از انفجار در پیگیری‌ها از مادر و خواهر کشمیری به ارتباط خانوادگی او با سازمان دست پیدا کردیم. برادرهای همسر کشمیری در قصرشیرین عضو سازمان بودند که با امکانات کمی که ما در گزینش افراد در ابتدای انقلاب داشتیم، به این ارتباطات دست نیافتیم.»

چگونگی انفجار در دفتر نخست‌وزیری
ساعت حدود سه بعدازظهر بود که در دفتر نخست‌وزیری جلسه شورای‌عالی امنیت ملی برگزار شد. مطابق معمول همه گفت‌وگوهای جلسه باید ضبط می‌شد. مسعود کشمیری با ضبط‌ صوت بزرگ وارد می‌شود و دستگاه را کنار آقایان رجایی و باهنر قرار می‌دهد و طبق معمول هر جلسه چای می‌ریزد و برای حاضران جلسه می‌آورد و پس از گفت‌وگوی کوتاهی با خسرو تهرانی از جلسه خارج می‌شود. او پیش از خروج از جلسه کیف بزرگی را که همیشه همراه دارد با پا به نزدیکی محمدعلی رجایی هدایت می‌کند. کشمیری از ساختمان نخست‌وزیری خارج می‌شود و در میدان پاستور نزد کسانی می‌رود که منتظرش بودند تا دبیر شورای امنیت را به یک نقطه امن انتقال دهند. هم‌زمان صدای انفجار شدیدی منطقه را می‌لرزاند. مطابق نظر کارشناسان، بمب از نوع خاص «تخریبی- آتش‌زا» بوده که از حدود دو پوند TNT و مقداری منیزیم تشکیل و در یک کیف ‌دستی جاسازی شده بوده است. شدت صدای انفجار به حدی بوده که پرده گوش بسیاری از حاضران در این جلسه پاره می‌شود.

کشمیری زنده ماند و زنده است
ابتدا اعلام می‌شود مسعود کشمیری هم در آن جلسه کشته شده است. هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات سال ٦٠ خود درباره علت اعلام نام کشمیری در بین کشته‌شدگان انفجار به همین مسئله اشاره می‌کند: «این کار برای این بود که منافقین فکر کنند نظام نمی‌داند که مسعود کشمیری عامل انفجار بوده و از غفلت آنها برای دستگیرکردن او استفاده شود.»

آیت‌الله بیات هم معتقد است که علت اعلام شهادت کشمیری در راستای جلوگیری از فرار او بوده است. حجاریان در گفت‌وگو با مجله «اندیشه پویا» درخصوص ردیابی کشمیری می‌گوید: «کشمیری به خانواده‌اش زنگ زد و معلوم شد که زنده است. احتمالا به عراق رفته بود. اول خانواده‌اش عزادار بودند و بساط عزا پهن کرده بودند، بعد از سه‌ روز متوجه شدیم خواهرش شاد و شنگول است و عزادار نیست. مادرش هم خیلی آرام شده بود. بعد از دو، سه‌ روز که به مادرش برای تسلیت زنگ می‌زدند، می‌گفت لوستر ما سالم است و نشکسته و شما نگران نباشید و می‌خواست غیرمستقیم بفهماند که اتفاقی برای کشمیری نیفتاده است.»

مسعود کشمیری همچنان زنده است. اول دی‌ماه سال ٩٢ یک مقام آگاه که خواست نامش فاش نشود  گفته بود: «مسعود کشمیری، عامل انفجار نخست‌وزیری و محمدرضا کلاهی‌صمدی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی در آلمان رؤیت شده‌اند. نام‌بردگان که از اعضا و هواداران فعال گروهک تروریستی منافقین و خط نفوذ فرقه رجوی در نهادهای حیاتی، حساس و مهم جمهوری اسلامی بودند، هنگام خوردن غذا در رستورانی در شهر کلن و هنگام رانندگی در شهر هامبورگ آلمان مشاهده شده‌اند.»


پیش از این سعید شاهسوندی که سال ٦٧ از منافقین جدا شد در سایت خود نوشته بود: «کلاهی (عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی) و کشمیری کمابیش در روابطند و مانند بسیاری دیگر مسئله‌دار با شدت و ضعف‌های مخصوص به خود.»
وزارت خارجه فهمید که فرقی بین احزاب آمریکا در قبال ایران نیست
شاهسوندی می‌گوید کشمیری مدتی را در استانبول زندگی کرده است. حمیدرضا ترقی(مدیرکل مؤتلفه) هم در گفت‌وگویی اعلام کرده بود: «کشمیری با تغییر قیافه و نام، در خارج از کشور زندگی می‌کند.»

البته نکته جالب توجه در رابطه با بازداشت کشمیری این است که حدود یک‌ ماه پیش یک کانال تلگرامی خبر بازداشت کشمیری را منتشر کرده بود. کانالی که پس از انتشار این خبر تعطیل شد! اگر جمیع این اخبار صحت داشته باشد و کشمیری در بازداشت ایران باشد، آینده می‌تواند آبستن خبرها و ناگفته‌های بسیاری باشد.»

یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵الف بنقل ازمشرق

                                                              ***

 ساعت‌های پایانی ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، خبری در رسانه‌ها منتشر شد که برای مردم یادآور حادثه تلخ تروریستی است که در ۳۵ سال پیش در مرکز تهران رخ داد.

متن خبر این گونه بود: به دنبال همکاری‌های پلیس اینترپل و پیگیری‌های پلیس ایران، یکی از عناصر گروهک تروریستی منافقین که در انفجار حزب جمهوری دست داشت در کشور آلبانی شناسایی و دستگیر شد.
روز ۷ تیر ۱۳۶۰ بر اثر انفجار یک بمب نیرومند در مقر حزب جمهوری اسلامی در تهران، آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یاران امام خمینی به شهادت رسیدند؛ آیت‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی، رییس وقت دیوان عالی کشور و بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهره‌های برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب به شهادت رسیدند.

کلاهی

این حادثه شش روز پس از عزل بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری صورت گرفت. روز سه‌شنبه(۳۰خرداد۱۳۶۰)  طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس شورای اسلامی بررسی و با ۱۷۷ رای موافق، ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف تصویب شد و روز اول تیرماه، حضرت امام خمینی(ره) حکم عزل بنی‌صدر را از مقام ریاست جمهوری صادر کردند.
سازمان مجاهدین خلق پس از این وقایع، در۳۰خرداد۱۳۶۰، اعلام کرد که فعالیت‌های این سازمان وارد فاز نظامی شده است، موج این فعالیت‌ها به قدری گسترده بود که از مردم عادی در کوچه و خیابان تا مسوولین شاخص نظام را در بر گرفت. سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمد جواد قدیری، عضو کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر که در آن آیت‌الله خامنه‌ای، امام جمعه وقت تهران مورد سوءقصد قرار گرفت، به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد.

کلاهی

روزنامه کیهان فردای آن روز در گزارشی نوشت: «حدود ساعت ۲۱ دیشب دو بمب بسیار قوی در محل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منفجر شد که بر اثر شدت انفجار قسمت‌هایی از ساختمان فروریخت و موجب شهادت ده‌ها تن از مقامات مملکتی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و چند تن از وزرا گردید.»

اکثر مجروحین و شهدا که به آمبولانس‌ها حمل می‌شدند غرق در خون بودند و به هیچ وجه شناخته نمی‌شدند. یکی از شاهدان عینی انفجار که شدیداً می‌گریست گفت: آقایان دکتر باهنر، نبوی، محمد هاشمی، میرسلیم و طاهری نماینده کازرون در مجلس شورای اسلامی چند لحظه قبل از انفجار بمب سالن را ترک کردند. در این لحظه بسیاری از مردم در جستجوی آیت‌الله بهشتی بودند

و یکی از پاسداران گفت که آخرین بار ایشان و حجت‌الاسلام محمد منتظری را در مقابل سالن دیده است، لیکن نیم ساعت بعد گفته شد که شیخ محمد منتظری به شهادت رسیده‌اند.»

کلاهی

 روزنامه اطلاعات هم نوشت: «گزارش خبرنگاران از محل انفجار به نقل از شاهدان عینی حاکی است که احتمالا دو بمب بسیار قوی منفجر شده که صدای انفجار آن تا شعاع حداقل یک کیلومتر به وضوح شنیده شده است. این انفجار به هنگامی روی داده است که جلسه هفتگی حزب با حضور اعضای حزب، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و احتمالا چند تن از وزیران در این محل تشکیل شده بود. گزارش خبرنگاران در ساعت ۲۳ دیشب از مقابل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران حاکی بوده است که در زمان مخابره خبر ۲۰ مجروح به وسیله آمبولانس به بیمارستان‌های مختلف تهران از جمله بیمارستان طرفه و سینا انتقال یافتند و از بیمارستان طرفه خبر رسید که تا آن ساعت ۸ شهید که پیکر آن‌ها به کلی متلاشی شده را به این بیمارستان آورده‌اند. یکی از این شهدا آقای طباطبایی نماینده مجلس بود اما هویت هفت نفر دیگر هنوز مشخص نشده است. خبرنگاران در گزارش خود اضافه کرده‌اند که در فاصله ساعت‌های ۲۳ تا ۲۴ دیشب ۲۴ جسد را از زیر آوار خارج کرده‌اند.»

بعد از این واقعه، ابتدا از سرنوشت دکتر بهشتی اطلاعی در دست نبود و برخی امیدوار بودند نام وی در میان شهدا نباشد اما حوالی صبح ۸ تیر خبر رسید که وی نیز در میان شهداست. در پی واقعه انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی، از اولین ساعات صبح فردای آن روز عده زیادی از مردم در مقابل ساختمان انتقال خون در خیابان ویلای تهران اجتماع کردند تا با اهدای خون به مجروحین این حادثه یاری برسانند.

حدود ساعت دو و نیم بامداد هشتم تیر بود که مشخص شد بمب‌ها در سطل زباله نزدیک سن سالن اصلی حزب کار گذاشته شده بود.

*عامل واقعه هفتم تیر چه کسی بود؟ 
یک هفته بعد از انفجار،‌ هویت عامل آن شناسایی شد و طی اطلاعیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اعلام مشخصات وی از مردم برای دستگیری او درخواست کمک شد:

 " ... در تحقیقات مشخص شد که این عمل وحشیانه توسط سازمان آمریکایی مجاهدین خلق تدارک دیده شده و یکی از افراد مؤثر در این جنایت فردی است به اسم «محمدرضا کلاهی صمدی» که مشخصات نامبرده بدین شرح اعلام می گردد: محمدرضا کلاهی فرزند حسن متولد ۱۳۳۸ دارنده شماره شناسنامه ۱۲۵۱، دانشجوی سال اول رشته برق دانشگاه علم و صنعت ایران و دارای دیپلم ریاضی از دبیرستان بامداد واقع در خیابان جمهوری اسلامی، خیابان گلشن، که نامبرده در حین وقوع حادثه متواری شده است."

کلاهی
محمدرضا کلاهی صمدی

سخنگوی سپاه نیز در مصاحبه ای با ارائه توضیحات بیشتر در مورد نتایج تحقیقات گفت: " ... بمب گذاری از ناحیه سازمان مجاهدین خلق، این گروه وابسته و مزدور آمریکایی صورت گرفته است. شکل و نحوه کار هم به این طریق بوده که به وسیله یک عامل نفوذی به نام محمدرضا کلاهی که در میان کارکنان حزب جمهوری اسلامی نفوذ کرده بود ... این بمب گذاری صورت می گیرد ... این بمب گذاری خیلی ساده و به نوعی بوده که هر کسی می توانسته این کار را انجام بدهد. به جهت این که فرصت کافی داشته و یکی از بمب ها را در زیر تریبون قرار داده، بمب دیگر در کنار ستونی از سالن کار گذاشته .... "ری‌شهری
 حجت الاسلام محمدی ری شهری، اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در خاطرات خود آخرین و کاملترین اطلاعات منتشره درباره کلاهی را ارائه داده است: " محمد رضا کلاهی صمدی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ به سازمان منافقین پیوست. ابتدا در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و پس از مدتی با خط دهی سازمان از انجمن اظهار بریدگی نموده، ضمن این که در همان مقطع با سازمان ارتباط تنگاتنگی داشته است به عنوان پاسدار کمیته انقلاب اسلامی ولیعصر تهران واقع در خیابان پاستور شروع به فعالیت و به تدریج با هدایت منافقین وارد حزب جمهوری اسلامی می شود. 

کلاهی در تشکیلات دفتر مرکزی حزب در جایگاهی قرار می گیرد که از کلیه جریانات مهم حزبی و مملکتی (دولت، مجلس،‌ نهادها و ...) مطلع بوده و همچنین مسئول دعوت‌ها برای کنفرانس‌ها، میزگردها و یا جلسات بوده، ضمن این که حفاظت سالن نیز به عهده او بوده است. او مستقیماً زیر نظر یکی از افراد کادر مرکزی منافقین به نام هادی روشن روانی با نام مستعار مقدم قرار داشته است. 
کلاهی از تاریخ یک آذر ۱۳۵۹ در منزل شخصی فردی به نام سید عباس مؤدب صفت به عنوان مستأجر و به صورت انفرادی زندگی می‌کرده و بعضاً‌ افرادی را نیز با خود به منزل می آورده است. وی ساعت ۷ صبح از خانه خارج و حدود ۸ شب به خانه برمی گشت و در رفت و آمد بسیار محتاط و مرتباً‌ خودش را چک می‌کرد و حتی برای رفتن به دستشویی در اتاق خودش را قفل می نموده است. وی چند روز قبل از انفجار حزب، کیف سامسونت خود را عوض کرده و یک کیف بزرگ را با خودش حمل می نموده و چون رفت و آمد وی در طول روز به حزب زیاد بوده، کمتر مورد بازرسی قرار می گرفت. پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی، او متواری و در خانه‌های تیمی منافقین مخفی و نهایتاً از طریق مرز غرب کشور توسط عوامل منافقین به عراق منتقل شد. در مقطعی که وی در ایران مخفی بود گزارش های متعددی مبنی بر محل اختفای وی در مناطقی از جمله:‌ جاده چالوس، روستای سیاه پیشه، قلعه میر فتاح در اطراف همدان، واصل که با مراجعه تیم های عملیاتی نتیجه ای حاصل نشد. 

"مهدی اصفهانیان" مشهور به نام سازمانی "سعید شاهسوندی" در مصاحبه ای در خصوص تحولات بعد از خرداد ۱۳۶۰ به بیان ناگفته‌هایی درباره انفجار دفتر حزب جمهوری و شهادت دبیر کل و جمعی از اعضای اصلی آن پرداخته است. او می‌گوید:  

کلاهی
مهدی اصفهانیان( سعید شاهسوندی)

 کلاهی اطلاعات درون حزب جمهوری از جمله زمان برگزاری جلسات نوبتی شورای مرکزی و دیگر برنامه های دبیرخانه حزب را به سازمان اطلاع می‌داد. یکی از این جلسات در شامگاه روز یکشنبه ۷ تیر بود؛ موضوع اولیه بحث چگونگی مبارزه و مهار تورم و گرانی بود اما بعد از برکناری بنی صدر، موضوع نشست عوض شده و قرار می شود که به شرایط بعد از برکناری بنی صدر بپردازند. آقای بهشتی هم طبعا به عنوان نفر اول و اصلی حزب جمهوری اسلامی، سخنران اصلی بوده است.
رهبری سازمان به سرعت دست به کار طراحی عملیات انفجاری می گردد. کلاهی توسط مسئول خود در بخش اطلاعات سازمان توجیه عملیاتی شده و چندین نشست توجیهی هم برای او گذاشته می شود. با توجه به راحتی تردد برای او در جلسات مهم، قرار می شود دو بمب بسیار قوی یکی در سبد کنار تریبون و دیگری در کنار ستون اصلی جا داده شود.
کلاهی دعوت کننده افراد به جلسه بود و تلاش می کرد تا تعداد هر چه بیشتری را به آن جلسه دعوت کند. او تا آخرین لحظات در صحنه حضور داشت و هدف از حضورش این بود که افراد هر چه بیشتری را به داخل سالن راهنمایی کند و همچنین ناظر انجام مراحل نهایی طرح [انفجار حزب] باشد؛ طبعا تعدادی از افراد سازمان از دور و نزدیک، به طور ناشناخته ناظر عملیات بودند و این طور نبود که او به تنهایی قادر به انجام این کار باشد.
بعدها گفته شد که موسی خیابانی شخصا برای اطمینان از درست عمل کردن چاشنی ها، تعداد زیادی از آنها را در وان حمام کنترل کرده بود؛ بنا به گفته رجوی، نام رمز عملیات "الله اکبر" و زمان آن رأس ساعت ۹ شب بوده است.
یک روز قبل، یعنی در ۶ تیر انفجاری در در مسجد ابوذر رخ داد؛ بمب که در ضبط صوت کار گذاشته شده بود، هنگام سخنرانی آقای خامنه‌ای منفجر و باعث جراحت شدید ایشان به ویژه از ناحیه دست راست می شود. چند روز قبل هم مرحوم چمران در جبهه‌ها شهید شده بود و این ایام همزمان با شب هفت او بود. اینها پارامترهایی بود که در سازمان به عنوان عوامل بازدارنده مطرح شد.

انفجار مسجد ابوذر، کار گروه فرقان بود که با سازمان هماهنگی نداشت؛ سازمان نگران بود تا مبادا به خاطر ماجرای ۶ تیر، نشست حزب جمهوری اسلامی که بیشتر سران قرار بود آنجا جمع شوند، برگزار نشود ولی این جلسه که تدارکات آن از قبل دیده شده بود، برگزار می شود.

کلاهی
پیکر شهدای انفجار دفتر حزب جمهوری

البته در روابط درون سازمانی ادعاهایی مطرح شد که با واقعیت نمی خواند؛ از جمله گفته شد که مسعود رجوی اعلام آمادگی کرده که اگر طرح با مشکل رو به رو شد، خود او طی عملیاتی انتحاری بمب را به خود بسته و در آن جلسه منفجر کند؛ بعد هم گفته شد که علی زرکش و موسی خیابانی مانع این کار او شدند! من همین جا اعلام می کنم اینگونه ادعاها به گروه خونی رجوی نمی خورد؛ گر چه اینگونه صحبت ها از قول او نقل می شد و در خارج از کشور هم مطرح شده بود.
به خاطر دارم شب عملیات، من، علی زرکش [نفر شماره دو گروهک نفاق که در جریان تجاوز منافقین به کشورمان و اشغال اسلام آباد غرب در سال ۶۷ توسط نیروهای رجوی مشمول تصفیه سازمانی شد]، علیرضا معدنچی، احمد شادبختی و همسرش، محمدعلی جابرزاده انصاری، همسر من [منصوره بیات] و چند نفر دیگر در خانه ای مخفی در اول اتوبان عباس آباد در طبقه چهارم یا پنجم حضور داشتیم. زرکش خبر طراحی چنین عملیاتی را به تعدادی از ما داد و ما از طریق دستگاه شنود بی سیم پاسداران و کمیته ها به گوش بودیم. شاخص پیروزی عملیات، کشته شدن [شهادت] آیت الله بهشتی بود که اگر صرفا ایشان کشته می شد، عملیات پیروز بود.



ساعت ۹ شب انفجار صورت می گیرد و لحظاتی قبل از آن، آقایان رفسنجانی، بهزاد نبوی و عسگراولادی به دلیل کارهایی که داشتند، از جلسه خارج می شوند. کلاهی تا دقایق آخر آنجا بوده است و بعد آنجا را ترک می کند. بدین ترتیب انفجار هفت تیر با مواد منفجره ای که از پادگان ها مصادره شده بود، صورت می گیرد. شنود کمیته ها و سپاه، نشان دهنده این بود که آنها نیز به دنبال این بودند که ببینند آقای بهشتی جزء کشته شدگان [شهدا] است یا نه، که بعد معلوم شد...

هدف اصلی انفجار [حزب جمهوری] آقای بهشتی بود و بمب نیز در زیر تریبون سخنرانی ایشان کار گذاشته شده بود. شدت انفجار و کهنه بودن ساختمان باعث فرو ریختن سقف و ریزش آوار می شود؛ بیشترین تلفات نیز ناشی از ریزش آوار بود.

کلاهی
علی زرکش

درست در فردای هفتم تیر، طبق برنامه از قبل آماده شده و در پی موافقت با عبدالرحمن قاسملو - دبیر کل وقت حزب [منحله] دموکرات کردستان - من و سه نفر دیگر به عنوان گروه موسس رادیو مجاهد، همراه پیک اعزامی حزب، عازم مهاباد و کردستان شدیم. یکی دو ماه بعد، سازمان فردی را برای حفاظت به کردستان آورد که البته هویت او برای همه روشن نیست اما آن شخص کسی نیست جز محمدرضا کلاهی.

او مدت ها در کردستان در بخش رادیو بود؛ کارآیی ویژه ای نداشت اما برای حفاظت به منطقه منتقل شد و تهیه بولتن خبری رادیوهای مختلف از جمله کارهای او بود. 

در ایامی که کلاهی مخفی شده بود برای ردیابی وی، دوستان، نزدیکان و خانواده وی از جمله برادرش محسن که همافر نهاجا بوده چندین مرحله مورد بازجویی قرار گرفتند، اما نتیجه مثبتی نداشت. نامبرده در عراق در بخش عارفی (روابط با عراق) با نام مستعار کریم فعالیت می کرده و با یکی از منافقین به نام خورشید فرجی زنوز اهل تهران ازدواج می نماید. همسرش قبلاً‌ مسئول نهاد بوده که تنزل رده داشته، مدتی فرمانده گردان ارکان (پشتیبانی) و مدتی مسئول تأسیسات بوده است. وی آموزش خلبانی را گذارنده، آخرین مسئولیتش به عنوان فرمانده یگان پدافند و به اصطلاح ارتش آزادیبخش سازماندهی شده است. 

گفته می شود کلاهی در ۱۳۷۰ در فهرست اعضای «مسئله‌دار» سازمان قرار گرفت، در ۱۳۷۲ از سازمان جدا شد و در ۱۳۷۳ از عراق رهسپار آلمان گردید./۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵مشرق

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:قاسملودر

عبدالرحمان قاسملو دبیرکل  حزب دمکرات کردستان ایران درمورخه۲۳ خرداد ۱۳۶۸ دروین بقتل رسید.

جانشینان قاسملو :صادق شرفکندی دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، به همراه فلاح عبدلی و همایون اردلان نمایندگان این تشکل در اروپا و آلمان و همچنین نوری دهکردی، از شخصیت‌های سیاسی اپوزیسیون ایران ساکن برلین مورخه ۲۶ شهریور ۱۳۷۱در رستوران میکونوس برلین  کشته شدند.

مطابق اظهارات بازماندگان این حادثه و گزارش‌های پلیس، اندکی پیش از ساعت یازده شب دو مرد مسلح لبنانی وارد رستوران شدند و یکی از آنها با مسلسل به سوی حاضران تیراندازی کرد. دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران و دو همراه کردش در همان محل جان سپردند و نوری دهکردی که ۷ گلوله به او اصابت کرده بود پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.

***


ماجرای «کیف سامونت» حامل استادجاسوسی+نحوه مدیریت «کشمیری»درانفجار نخست وزیری اززبان شاهدان  

بنا بر شواهد تاریخی، رد پای سازمان اطلاعاتی امریکا (سیا) در پرونده‌های مذکور به ویژه انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر قابل تأمل است. 


در همین رابطه مرحوم سید رضا زواره‌ای(متوفی۴ شهریور ۱۳۸۴ )که مدتی را به تحقیقات راجع به این پرونده پرداخته در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده می‌گوید: بررسی پرونده  کشمیری نشان می‌داد که او پس از مدتی به ستاد نیروی هوایی ملحق شده است. ساختمان مرکزی سیا در ایران، در همان ستاد قرار داشت. ساختمان ۹طبقه زنبوری که ابراهیم یزدی در(۱۲بهمن۱۳۵۷)  درباره  آن برایم تعریف کرده و گفته بود تمامی اسناد سیا درباره  ایران و کل خاورمیانه در آن جا قرار دارد و باید حفظ شود. آن زمان من به عنوان دادستان انقلاب آنجا را لاک و مهر کرده بودم. اما تنها تا یازدهم اردیبهشت۱۳۵۸ این سمت را داشتم.


انتقال اسناد فوق سری سیا توسط کشمیری در سال ۱۳۵۸
یک شب بچه‌های حفاظت اطلاعات در جلوی ستاد نیروی هوایی، کشمیری را با یک کیف سامسونت گرفته بودند که محتوی اسناد فوق سری سیا بود. فرمانده نیروی هوایی او را بازداشت می‌کند. اما وی اذعان می‌دارد که حزب این اسناد را خواسته است. چند روز بعد هم کشمیری، معاون وزیر مشاور در امور اجرایی می‌شود. در حالی که تا آن تاریخ، تا آن جا که من اطلاع دارم سابقه نداشت وزیر مشاور، معاون داشته باشد و فقط یک رئیس دفتر در اختیار او بود.


جزئیات نحوه انفجار بمب در دفتر نخست‌وزیری
براساس تحقیقات من، در روز حادثه، همه افراد حاضر در دفتر نخست‌وزیری، پشت میزی بزرگ و طویل نشسته بودند. یک سر میز مرحوم رجائی نشسته بود؛ سپس نخست‌وزیر، یعنی مرحوم باهنر، بعد از آن آقای مهدوی، وزیر کشور، که آن روز دیر رسیده بود. پس از آن رئیس شهربانی و دبیر شورای امنیت، خسرو تهرانی. بعد از آن هم دو طرف میز تا آخر نماینده  نیروها نشسته بودند. 
مطلب مشترکی که همه آ‌ن‌ها در بازجویی گفتند، این بود که در آن جلسه، کشمیری، منشی شورا بوده و در قسمت جلو، جای خسرو تهرانی نشسته بود. صندلی خسرو تهرانی هم در انتهای غربی میز قرار داشت. کشمیری کیفش را می‌گذارد؛ بعد برمی‌خیزد، چای می‌ریزد و جلوی مرحوم رجائی و باهنر می‌گذارد. سپس چند دقیقه‌ای با تهرانی در گوشی نجوا می‌کنند. آن گاه به انتهای سالن می‌رود و درست زمانی که قصد داشته است از اتاق خارج شود، بمب منفجر می‌گردد.
برد ماده منفجره حداکثر دو یا سه متر بوده است. چند نفر از حاضرین از جمله معاون فرمانده ژاندارمری و مرحوم دستجردی، رئیس شهربانی نیز که در زمان حادثه، نزدیک باهنر نشسته بودند، زخمی شدند، اما برای بقیه اتفاقی نیفتاد. متخصصین هم می‌گفتند بمب فقط در محدوده‌ای حداکثر تا سه متر قدرت تخریب داشته است.

با این همه، برای کشمیری که در دورترین فاصله از آن قرار داشت، جسدی ساخته بودند که فقط یک کیسه خاکستر بود!
بی‌شک او با اتومبیلش که در بیرون قرار داشت از صحنه حادثه فرار کرده و با خانواده‌اش از کشور خارج شده بود. در صورتی که عده‌ای سعی می‌کردند او را جزء شهدای واقعه به شمار آورند.

نقش سازمان سیا در شهادت شهیدان رجایی و باهنر 
سال ۱۳۷۱ یازده سال بعد از انفجار، موجی رسانه‌های اروپایی و آمریکایی را برداشت. یکی از مقامات سیا اعلام کرده بود که نخست‌وزیری ایران و حزب جمهوری اسلامی را عوامل خود ما منفجر کردند و آن وقت روزنامه جمهوری شروع به چاپ مقالاتی علیه آمریکا نمود.۱۳۹۷/۰۶/۱۱فارس به نقل از پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اسامی شهدای حزب جمهوری اسلامی

در این حادثه علاوه بر « آیت الله دکتر بهشتی»، قوه مجریه ۲۵ شهید، قوه مقننه ۲۷ شهید و از مسئولان و فعالان سیاسی حزب جمهوری اسلامی ۲۰ نفر شهید شدند که اسامی آنها به همراه مسئولیت اجرایی‌شان درجدول زیرمی بینید:

ردیف

نام شهید

قوه مجریه

1

حجت الاسلام سید کاظم موسوی

معاون وزارت آموزش و پرورش

2

سیدمحمد پاک نژاد

عضو هیئت مدیره مرکزی چوب و کاغذ

3

مهندس مهدی حاجیان مقدم

مسئول آموزش واحد مهندسین حزب جمهوری اسلامی

4

دکتر حسن عباسپور

وزیر نیرو

5

مهندس حسین اکبری

مدیر عامل بانک کشاورزش

6

عباس شاهوی

معاون وزارت بازرگانی

7

مهندس موسی کلانتری

وزیر راه و ترابری

8

حبیب الله مهمانچی

معاون پارلمانی و هماهنگی وزارت کار

9

علی اکبر سلیمی جهرمی

دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور

10

حبیب الله مالکی

فرماندار ایرانشهر

11

دکتر حسن عضدی

معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالی

12

ایرج شهسواری

معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالی

13

محمد رواقی

مدیرعامل شرکت فرش

14

مهندس علی اکبر فلاح شورشانی

دبیرآموزش وپرورش+فعال حزب جمهوری

15

دکتر مهدی امین زاده

معاون بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی

16

جواد سرحدی

مدیرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا

17

دکتر محمدعلی فیاض بخش

وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی کشور

18

دکتر محمود قندی

وزیر پست و تلگراف و تلفن

19

مهندس محمود تفویضی زواره

معاون وزارت راه و ترابری

20

دکتر جواد اسدالله زاده

معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی

21

دکتر هاشم جعفری معیری

معاون امور درمانی وزارت بهداشت

22

مهندس علی مجیدی

مشاور عمرانی وزارت کشور

23

مهندس غلامعلی معتمدی

معاون رفاه و تعاون وزارت کار

24

محمدصادق اسلامی

معاون پارلمانی وزارت بازرگانی

25

جهانبخش حمزه نژاد ارشاد

معاون آموزش سازمان بهزیستی

ردیف

نام شهید

قوه مقننه

26

حجت الاسلام غلامحسین حقانی

نماینده مردم بندرعباس

27

حجت الاسلام محمدعلی حیدری

نماینده مردم بوشهر

28

حجت الاسلام عماد الدین کریمی

نماینده مردم نوشهر

29

حجت الاسلام سیدمحمدتقی حسینی طباطبائی

نماینده مردم زابل

30

حجت الاسلام محمد منتظری

نماینده مردم نجف آباد

31

حجت الاسلام دکتر قاسم صادقی

نماینده مردم مشهد

32

حجت الاسلام غلامرضا دانش آشتیانی

نماینده مردم تفرش و آشتیان

33

حجت الاسلام سیدمحمدکاظم دانش

نماینده مردم شوش و اندیمشک

34

حجت الاسلام سید فخرالدین رحیمی

نماینده مردم ملاوی لرستان

35

حجت الاسلام محمدحسن طیبی

نماینده مردم اسفراین

36

حجت الاسلام محمدحسین صادقی

نماینده مردم درود و ازنا

37

حجت الاسلام عبدالوهاب قاسمی

نماینده مردم ساری

38

حجت الاسلام سیدنوارالله طباطبایی نژاد

نماینده مردم اردستان

39

علیرضا چراغ زاده دزفولی

نماینده مردم رامهرمز

40

عباسعلی ناطق نوری

نماینده مردم نور

41

دکتر سیدرضا پاک نژاد

نماینده مردم یزد

42

دکتر شمس الدین حسینی نائینی

نماینده مردم نائین

43

حجت الاسلام علی هاشمی سنجانی

نماینده مردم اراک

44

دکتر عبدالحمید دیالمه

نماینده مردم مشهد

45

دکتر سیف الله عبدالکریمی

نماینده مردم لنگرود

46

محمدجواد شرافت

نماینده مردم شوشتر

47

رحمان استکی

نماینده مردم شهرکرد

48

مهدی نصیری لاری

نماینده مردم لارستان

49

سیدمحمدباقر حسینی لواسانی

نماینده مردم تهران

50

علی اکبر دهقان

نماینده مردم تربت جام

51

عباس حیدری

نماینده مردم بوشهر

52

میربهزاد شهریاری

نماینده مردم رودباران

ردیف

نام شهید

عضو و فعال حزب جمهوری اسلامی

53

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ عبدالحسین اکبری مازندرانی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

54

جواد مالکی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

55

مهندس هادی امینی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

56

رضا ترابی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

57

حجت الاسلام علی اکبر اژه ای

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

58

محمد پورولی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

59

علی درخشان

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

60

حسن بخشایش

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

61

حجت الاسلام حسین سعادتی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

62

حسن اجاره دار

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

63

محمد خوش زبان

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

64

مهندس توحید رزمجومین

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

65

حجت الاسلام سید محمد موسوی فر

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

66

حسن محمد عینی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

67

علی اصغر آقازمانی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

68

محسن اکبر مولایی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

69

حبیب الله مهدیزاد طالعی

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

70

محمود بالاگر

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

71

جواد سرافراز

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

72

عباس ابراهیمیان

از فعالان سیاسی و مسئولان حزب جمهوری اسلامی

جوزف بورل(رئیس سیاست خارجه اروپا)چرابه ایران آمده بود؟

علت سفر مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران:پیام آمریکا و شکستن بن بست مذاکرات برجام...مذاکرات مستقیم ایران وآمریکا ازطریق جوزف بورل..

مذاکرات وین باید از سر گرفته شود

هدف ازآمدن«جوزف بورل»(مسئول سیاست خارجی و امور امنیتی اتحادیه اروپا)به تهران.

«هدف اصلی سفرم شکستن بن‌بست برجام بوده است» بورل حامل پیام برجامی از سوی آمریکا بود.

«جوزف بورل» گفت:«آمریکا و ایران» از طریق من و تیمم به‌عنوان هماهنگ‌کننده، «مذاکره خواهند کرد»

بورل گفت:«احتمالاً این گفت‌وگوها در جایی نزدیک‌تر به خلیج‌فارس(قطر) و به‌صورت مشخص‌تر در یک کشور حاشیه خلیج‌فارس برگزار می‌شود

امیرعبداللهیان(وزیرخارجه ایران) «آمادگی داریم در روزهای آینده مذاکرات را از سر بگیریم»

مشرق(۵ تیر ۱۴۰۱) بنقل از روزنامه کیهان نوشت: پس از سفر مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران گمانه‌زنی‌ها برای احیای برجام تقویت شده است.

«جوزف بورل» مسئول سیاست خارجی و امور امنیتی اتحادیه اروپا روز شنبه(۴ تیر ۱۴۰۱) به تهران آمد تا «مذاکرات وین» را از بن بست خارج کند.

او(جوزف بورل) که حامل پیام برجامی از سوی آمریکا بود پس از گفت‌وگو با امیرعبداللهیان در نشست خبری مشترک گفت که «هدف اصلی سفرم شکستن بن‌بست برجام بوده است،مذاکرات وین باید از سر گرفته شود

البته وی با تأکید بر اینکه «ایالات‌متحده و ایران- نه مستقیم- بلکه از طریق من و تیمم به‌عنوان هماهنگ‌کننده، گفت‌وگو خواهند کرد» گفت: «احتمالاً این گفت‌وگوها در جایی نزدیک‌تر به خلیج‌فارس و به‌صورت مشخص‌تر در یک کشور حاشیه خلیج‌فارس برگزار می‌شود

«حسین امیرعبداللهیان» هم در این نشست خبری با اعلام اینکه «آمادگی داریم در روزهای آینده مذاکرات را از سر بگیریم» ابراز امیدواری کرد که «طرف آمریکایی این بار واقع‌بینانه برای رسیدن به توافق تعهدات خود را انجام دهد.» وزیر خارجه کشورمان دیروز یکشنبه هم در صفحه شخصی خود در اینستاگرام تأکید کرد که «بدون عقب‌نشینی به مذاکرات ادامه خواهیم داد.»

همزمان با گمانه‌زنی‌ها درخصوص از سرگیری مذاکرات احیای برجام، برخی رسانه‌های داخلی و خارجی خبر دادند که «احتمالاً قطر میزبان مذاکرات احیای برجام خواهد بود

سفر «جوزف بورل» به تهران پس از «قطعنامه اخیر ضدایرانی شورای حکام آژانس» و گفت‌وگوی او و معاونش «انریکه مورا» با «رابرت مالی» نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در بروکسل بوده است.

همزمان با سفر بورل به تهران:

«رابرت مالی» با انتشار عکسی از شام غیررسمی خود با بورل و معاونش (انریکه مورا) در پیامی توئیتری از ادامه همکاری نزدیک مقام‌های اروپایی تشکر کرد و نوشت که «آمریکا به مسیر دیپلماسی معنادار متعهد است.»

یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا روز شنبه در گفت‌وگو با خبرنگار اکسیوس با بیان اینکه «از سرگرفتن مذاکرات با ایران شدنی است و این موضوع را پس از پایان سفر تیم اتحادیه اروپا به ایران متوجه می‌شویم...ما آماده‌ایم که توافق را به نتیجه رسانده و به اجرا برسانیم، اما ایران باید خواسته‌های فرابرجامی‌اش را کنار بگذارد

کیهان نوشت:نکته قابل‌تأمل آن است که سفر بورل به تهران نوعی تقسیم‌کار آمریکا و اروپا در موضوع مذاکرات هسته‌ای ایران و ۴+۱ و اساساً فاز دیگری از فشار و تهدید برای چانه‌زنی و تله‌گذاری برای ایران است.

اروپا و آمریکا در موضوع مذاکرات هسته‌ای هیچ‌گاه حسن نیت و اراده جدی از خود نشان نداده و همواره در تلاش بوده‌اند با سیاست‌های نخ‌نمایی مانند «چماق و هویج» و «پلیس خوب پلیس بد» جمهوری اسلامی ایران را در مذاکرات هسته‌ای به‌زانو دربیاورند.

آمریکایی‌ها نه‌تنها از برجام خارج شدند و مسئولیت نپذیرفتند بلکه تلاش می‌کنند از یک‌سو با فعال کردن لابی صهیونیسم و برخی حکام مرتجع منطقه و سایر همپالگان اروپایی خود فشارها علیه جمهوری اسلامی ایران را تشدید کنند و از سوی دیگر با یارگیری اروپایی‌ها و تله‌گذاری‌های دیپلماتیک، توپ را در زمین ایران بیندازند.

قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام آژانس

قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام آژانس، صدور بیانیه ضدایرانی، فعال کردن سرویس‌های اطلاعاتی صهیونیستی، ترور شهید صیادخدایی، خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای، تحریم‌های اخیر ایران در حوزه پتروشیمی، دزدی محموله نفتکش ایران در آب‌های یونان، اعلام جایزه برای کسب اطلاعات درباره سپاه تنها بخشی از اقدامات خبیثانه آمریکا و همپالگان اروپایی‌اش علیه جمهوری اسلامی ایران است.

دستان خالی! جوبایدن در برابر ایران

روشن است که آمریکا در پروژه‌های بین‌المللی خود (از عراق و افغانستان و یمن تا سوریه و لبنان و...) شکست خورده و در این برهه زمانی به‌ویژه بعد از اپیدمی کرونا و جنگ روسیه و اوکراین با بحران‌هایی مانند اعتراضات اجتماعی، بحران انرژی و بحران اقتصادی کم‌سابقه در چند دهه اخیر و تبعات قیمت نفت ۱۲۰ دلاری دست‌وپنجه نرم می‌کند.

اروپا هم با بحران انرژی و کمبود مواد غذایی اصلی مانند گندم مواجه بوده و در وضعیت بد اقتصادی به سر می‌برد. همین هفته گذشته بود که تورم در انگلیس مردم را به خیابان‌ها کشاند تا جایی که مرکز تحقیقات اقتصاد و بازرگانی انگلیس هشدار داد که این کشور با بزرگ‌ترین کاهش استانداردهای زندگی از زمان شروع ثبت سوابق در دهه ۱۹۵۰ مواجه است!.

یا رئیس‌ شرکت نفتی «روس‌نفت» که گفت کشورهای اروپایی با اعمال تحریم علیه روسیه در حال خودکشی‌اند.

به هر جهت، مقامات، رسانه‌ها واندیشکده‌های آمریکایی بارها به شکست سیاست فشار حداکثری و دست‌خالی دولت بایدن در برابر ایران اعتراف کرده‌اند.

به این اخبار که صرفاً مربوط به یک ماه گذشته بوده و در رسانه‌های معاند منتشر شده است، دقت کنید؛

«اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک: راهبرد رژیم صهیونیستی علیه ایران شکست خورده است».

«اندیشکده آمریکایی کوئینسی: بایدن ابلهانه همان مسیر ترامپ را ادامه می‌دهد».

«نشریه فارین‌پالیسی: سیاست واشنگتن در قبال ایران با تمام فراز و فرودهایش به شکست انجامیده است».

«روزنامه سعودی عرب نیوز: اقتصاد ایران در حال مقاوم شدن در برابر تحریم‌هاست».

«الجزیره: آمریکا در وضعیت پیچیده‌ای در قبال ایران گرفتار شده است».

«جروزالم‌پست: همکاری تهران- کاراکاس خبر بدی برای واشنگتن و تل‌آویو است».

«فایننشال‌تایمز: تجار روس زندگی در شرایط تحریم را از ایرانیان می‌آموزند».

«وال‌استریت‌ژورنال: ایران زیرساختی پیشرفته برای دور زدن تحریم‌ها ایجاد کرده است».

«سی‌ان‌ان: دست بایدن خالی و گزینه‌های آمریکا علیه ایران تمام شده است».

توضیح مدیدیت سایت-پیراسته فر:درمنبع خبراخذ شده اندکی ویرایش انجام گرفته+تصاویر.

مؤسسه جهانی صندوق‌های ثروت ملی چندی پیش اعلام کرد که «صندوق توسعه ملی ایران هفدهمین صندوق ثروتمند دنیا با وجود تحریم‌ها» همچنین مسئول حقوقی یکی از بانک‌های بین‌المللی گفت که «ایران دارای زیرساختی پیشرفته برای دور زدن تحریم‌ها است.»

سناتورهای آمریکایی همین ماه گذشته به دستان خالی دولت بایدن در قبال ایران اعتراف کردند تا جایی که «تد کروز»، سناتور تندرو جمهوری‌خواه این نشست را «بسیار نگران‌کننده» خواند و درباره سیاست دولت بایدن در قبال ایران گفت: آنها طرح ب ندارند، طرح الف هم ندارند، هیچ برنامه‌ای ندارند.

«ایران قوی» واقعیتی که نباید فراموش شود

بر همین اساس در بازتعریف مناسبات دیپلماتیک نباید این واقعیت را فراموش کنیم که جمهوری اسلامی ایران در این دوره از حیات خود، قوی‌تر و مقام‌تر شده و در حال فتح قله‌های توسعه و پیشرفت است.

ایران در حال «تبدیل‌شدن به‌هاب منطقه» است، با چین، روسیه و ونزوئلا مناسبات راهبردی قوی و برنامه‌های جامعه همکاری بیست‌ساله دارد، دیپلماسی همسایگی و اقتصادی (از قزاقستان تا ترکمنستان و تاجیکستان و پاکستان و عراق و قطر) در دولت سیزدهم فعال شده و بر اساس اعلام رسمی مقامات کشورمان مناسبات تجاری ۴ برابر شده است.

ذخایر و فعالیت‌های هسته‌ای ایران افزایش و توسعه یافته است، صادرات نفتی ایران افزایش ۴۰ درصدی داشته است. همچنین با وجود تورم‌های ظالمانه آمریکایی‌ها، شاهد رشد ۲۰ درصدی تجارت خارجی ایران و مثبت شدن تراز تجاری و رشد ۴ درصدی اقتصاد بوده‌ایم و...

این چهره «ایران قوی» امروز است؛ ایرانی که بر چالش تحریم غلبه کرده و در حال خروج تدریجی از رکود اقتصادی است. سؤال اساسی که مطرح می‌شود این است که با این ‌حال چه نیازی به مذاکره با غرب خبیث و جنایتکار است؟

موضوع اصلی محل مذاکرات نیست!

نکته دیگری که نباید ازنظر دور داشت این است که موضوع اصلی در مذاکرات هسته‌ای، محل مذاکرات نیست چه آنکه اگر آمریکا می‌خواست تحریم‌ها را لغو کند در وین هم می‌توانست این کار را بکند. بنابراین تعیین مکان دیگری برای مذاکرات ممکن است این شائبه را ایجاد کند که چین و روسیه مزاحم مذاکرات بودند! و قرار است با مذاکره غیرمستقیم ایران و آمریکا در قطر، چین و روسیه دور زده شوند!

این در حالی است که روابط ایران با چین و روسیه توسعه یافته و در این دوره شاهد عضویت ایران در شانگهای، پالس مثبت چین و روسیه برای حضور و همکاری ایران در بریکس پلاس بوده‌ایم. چین و روسیه در شورای حکام به قطعنامه اخیر ضدایرانی غربی‌ها رأی منفی داده‌اند و اساساً در مذاکرات هسته‌ای وین، بیشترین همکاری با ایران را داشته‌اند.

بنابراین موضوع اصلی، محل مذاکرات نیست و غربی‌ها منتظرند که ایران در قبال تله‌گذاری دیپلماتیک آمریکا و اروپا (آمدن بورل به تهران) به آنها جایزه داده و با ذوق و خوشحالی به استقبال ادامه مذاکره (عقب‌نشینی از مواضع و شروط اصلی) برود!

بنابراین دستگاه دیپلماسی کشورمان باید با ملاحظه و تأمل بیشتری در موضوع مذاکرات آینده ورود کند و با مقاومت بر حقوق ملت ایران لحظه‌ای از مواضع انقلابی و شروط اصلی (لغو کامل تحریم‌ها، راستی‌آزمایی و ارائه تضمین از سوی طرف آمریکایی) عقب‌نشینی نکند، چنان‌که تاکنون چنین بوده است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:کشورهایی که درشورای حکام حق رأی دارند:

آمریکا، روسیه ، چین، انگلیس، فرانسه، آلمان،استرالیا، بلژیک، برزیل، کانادا، اکوادور، مصر، استونی، غنا، یونان، مجارستان، ایتالیا، ژاپن، کویت، مراکش، نیجریه، نروژ، پاناما، عربستان سعودی، سوئد، اروگوئه ، آرژانتین، پاراگوئه ،آذربایجان، هند، مغولستان، نیجر، پاکستان، آفریقای جنوبی و تایلند.

قطعنامه علیه ایران تصویب شد

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی،روز چهارشنبه (۱۸ خرداد ۱۴۰۱)قطعنامه‌ای را که ایران را به عدم همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متهم می‌کند به تصویب رساند.

قطعنامه علیه ایران در شورای حکام آژانس اتمی با ۳۰ رأی موافق، ۲ رأی مخالف (روسیه و چین) و ۳ رأی ممتنع (هند، لیبی و پاکستان) به تصویب رسید.

آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه روز دوشنبه پیش‌نویس قطعنامه‌ای را که ایران را به عدم همکاری کامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متهم می‌کند به شورای حکام آژانس تحویل دادند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: علت تصویت قطعنامه ضدایرانی چیست؟ ۳ محل مشکوک کجاست؟

«مریوان»، «تورقوزآباد»(حومه تهران) و« ورامین»

در این قطعنامه «ابراز نگرانی عمیق» شده که ایران در زمینه توضیح پیرامون منشاء ذرات اورانیوم یافت‌شده همکاری کافی نداشته است و از تهران خواسته شده که «بدون فوت وقت» با آژانس همکاری کند.

آژانس روز ۹ خرداد در گزارشی به شورای حکام گفته بود که ایران پاسخ‌های محدودی به سوالات قدیمی این نهاد در مورد منشاء ذرات اورانیوم پیدا شده در سه سایت هسته‌ای اعلام نشده خود داده است.

آژانس افزوده بود: «ایران توضیحاتی ارائه نکرده است که در ارتباط با یافته‌های آژانس در آن سایت‌ها، از لحاظ فنی معتبر باشند. موضوعات پادمانی مربوط به این سه مرکز همچنان حل نشده باقی مانده‌اند».

بازرسان آژانس تاکنون سه محل «مشکوک» را در ایران شناسایی کرده‌اند که یک مورد آن در مریوان، یک مورد در تورقوزآباد در حومه تهران، و یک مورد نیز در ورامین است که این دو سایت اخیر «در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ احتمالا با هدف از بین بردن رد اورانیوم تخریب شده‌اند».

سازمان انرژی اتمی ایران امروز (چهارشنبه) با صدور بیانیه‌ای از قطع فعالیت‌ تعدادی از دوربین‌های فرا‌پادمانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ایران خبر داد.

در بیانیه سازمان انرژی اتمی آمده است: «جمهوری اسلامی ایران تاکنون همکاری‌های گسترده‌ای با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی داشته است که متأسفانه آژانس بدون اینکه در نظر داشته باشد که این همکاری‌ها ناشی از حسن نیت ایران است، نه تنها قدردان این همکاری‌ها نبوده، بلکه به نوعی آن را وظیفه ایران نیز تلقی کرده است. به همین دلیل تصمیم گرفته شد از امروز فعالیت‌ دوربین‌های فرا‌پادمانی دستگاه اندازه گیری بر خط سطح غنا OLEM‌ و فلومتر آژانس قطع شود که دستور آن به مسئولان مربوطه داده شده است.»

سازمان انرژی اتمی در این بیانیه همچنین یادآور شده است: البته بیش از ۸۰ درصد از دوربین‌های موجود آژانس دوربین‌های پادمانی هستند که کمافی‌السابق فعالیت این دوربین‌ها ادامه خواهد یافت.

امیرعبداللهیان(وزیرخارجه ایران) دردیدار با وزیرخارجه روسیه(سفربه تهران): روسیه درباره برجام درخواست کرده بود که به گونه ای عمل بشود که نفع خودش را ببرد... غربی ها گفتند که روس ها انگیزه‌ای برای احیای برجام و همراهی با توافق ندارند۲ تیر ۱۴۰۱

«علی مطهری»(نماینده دوره هشتم، نهم و دهم،نائب دوره دهم رئیس مجلس شورای اسلامی) برجام ارتباطی به روسیه ندارد که بخواهد منافعی در آن داشته باشد. مگر ایران جزو کشورهای مشترک‌المنافع روسیه یا مستعمره روسیه است که منافعش با منافع روسیه گره‌ خورده باشد؟!
روسیه منافع خود از ایران را سالها قبل با الحاق آذربایجان و گرجستان و ارمنستان به خاک خود برده‌ است، لازم نیست از برجام هم منافعی ببرد. طوری رفتار نکنیم که شائبه نفوذ روسیه در برخی ارکان نظام تقویت شود.

 علی مطهری ، نماینده مجلس دهم نوشت :این جمله وزیر خارجه ما که «اگر قرار است همه طرفها به برجام برگردند، پس باید به گونه‌ای عمل بشود که روسیه‌ هم نفع خودش را ببرد» مایه شرمساری ملت ایران است. ۰۶ تیر ۱۴۰۱

توصیه برجامی مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان

توصیه برجامی «مولوی عبدالحمید»(امام جمعه اهل سنت زاهدان):تردد اخیر دیپلمات ها به کشور..بهترین فرصت برای پایان دادن به خصومت ها..اولویت با مردم رنج کشیده ایران است؛ نباید منافعشان قربانی ملت های توسعه طلب بشود.

 علی مطهری ، نماینده مجلس دهم نوشت :این جمله وزیر خارجه ما که «اگر قرار است همه طرفها به برجام برگردند، پس باید به گونه‌ای عمل بشود که روسیه‌ هم نفع خودش را ببرد» مایه شرمساری ملت ایران است. ۰۶ تیر ۱۴۰۱

هزینه حج تمتع امسال چقدراست؟ ۱۴۰۱ وقبل ازکرونا

هزینه سفرحج درکشورهای دیگر(علاوه برایران)چقدراست؟ آمار زائران حج درسالهای  قبل ازکرونا(سال ۱۳۹۸ وقبل ازآن) درادامه خواهیددید...

آیادولت به زائران یارانه داد؟

هزینه حج تمتع را با دلار ۳۰ هزار تومانی حدود ۱۵۰ میلیون تومان بود(برای ایرانیان)

اما چون زائران در سال ۹۹ هزینه حج آن سال را واریز کرده بودند و هزینه حج سال ۹۹با دلار ۹ هزار تومانی محاسبه شده درنتیجه زائرین حج ۴۵ میلیون تومان پرداخت کردند.

امسال(۱۴۰۱) بیش از یک میلیون زائر از کشورهای مختلف به حج تمتع مشرف می‌شوند

در سال‌های قبل از شیوع کرونا قیمت دلار۳ هزار دلاربود  اماامسال (۱۴۰۱) عربستان نرخ حج را به ۵ هزار دلار افزایش داده است(۱۵۰ میلیون تومان)

کشور«لیبی» هزینه همه زائران حج تمتع کشورش را تقبل کرد و زائران لیبیایی امسال رایگان حاجی می‌شوند.

هزینه حج تمتع امسال چقدراست؟

زائرانی که امسال رایگان حاجی می‌شوند/ هزینه حج تمتع در برخی کشورها +جدول

 خبرگزاری فارس(۵ تیر ۱۴۰۱)، حج تمتع یکی از سفرهایی است که با توجه به محدودیت‌های موجود، بسیاری از مشتاقان از کشورهای مختلف برای تشرف به این سفر معنوی باید سال‌ها در انتظار بمانند. البته در برخی دیگر از کشورها هم با وجود تعداد محدود مسلمانان و کم بودن متقاضیان، افراد به راحتی می‌توانند با ثبت‌نام برای تشرف به این سفر معنوی، در مناسک حج تمتع شرکت کرده و حاجی شوند.

مسجدالحرام امروز

وقتی حج تمتع هم لاکچری شد!

با شیوع کرونا در عربستان، هزینه‌های حج تمتع هم به دلیل محدودیت تعداد و لزوم رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی افزایش پیدا کرد.

سال گذشته ذی الحجه ۱۴۴۲( ۱۴۰۰شمسی) که حج تمتع فقط با حضور حدود ۶۰ هزار ساکن عربستان برگزار شد، سعودی‌ها هزینه حج تمتع را در سه گروه قیمتی عنوان کردند که این هزینه نسبت به سال‌های قبل افزایش چشمگیری داشت .

 حتی برخی از مردم عربستان آن را به عنوان «حج لاکچری» یاد کردند.

حج تمتع سال ذی الحجه ۱۴۴۲( ۱۴۰۰شمسی) برای گروه نخست با عنوان «برج ویژه میهمانان» ۱۶ هزار و ۵۶۰ ریال سعودی است که با احتساب ریال سعودی با قیمت حدود ۱۰ هزار تومان به صورت آزاد، هزینه این گروه بیش از ۱۶۰ میلیون تومان.

برای گروه دوم قیمتی با عنوان «چادر ویژه میهمان» ۱۴ هزار و ۳۸۱ ریال سعودی یعنی بیش از ۱۴۰ میلیون تومان.

گروه سوم قیمتی با عنوان «چادر عمومی میهمان» ۱۲ هزار و ۱۱۳ ریال سعودی یعنی بیش از ۱۲۰ میلیون تومان اعلام شد.

افزایش چشمگیر هزینه حج تمتع از سوی عربستان

با این وجود، امسال که بیش از یک میلیون زائر از کشورهای مختلف در حج تمتع شرکت می‌کنند، هزینه حج تمتع برای سعودی‌ها از ۲ هزار و ۷۲۸ تا ۱۴ هزار و ۷۳۷ دلار است که این مبلغ با دلار ۳۰ هزار تومانی از بیش از ۸۱ تا ۴۲۲ میلیون تومان خواهد بود.

علاوه بر افزایش هزینه حج تمتع برای مردم عربستان، این مبلغ برای همه کشورهای دیگر رشد داشته است و زائران کشورهای مختلف برای تشرف به سرزمین وحی باید نسبت به سال ۲۰۱۹ که آخرین حج با حضور زائران خارجی بود، هزینه بالاتری پرداخت کنند که البته بخشی از این مبلغ دیرهنگام از سوی سعودی‌ها اعلام شد و برخی کشورها به دلیل بالا بودن این هزینه‌ها سهمیه را کاهش دادند و زائران برخی کشورها از تشرف به این سفر معنوی بازماندند.

کدام کشور گران‌ترین هزینه را برای حج تمتع از زائران می‌گیرد؟

به طور مثال هزینه حج تمتع برای زائران ایرانی که در سال‌های قبل از شیوع کرونا ۳ هزار و ۲۰۰ تا ۳ هزار و ۵۰۰ دلار بود، اکنون با درنظر گرفتن هزینه‌های تحمیل شده از سوی عربستان، به ۴.۵ تا ۵ هزار دلار افزایش یافته است که به این ترتیب شاهد افزایش بیش از ۴۰ درصدی این هزینه هستیم. البته اگر هزینه حج تمتع را با دلار ۳۰ هزار تومانی در نظر بگیریم، حدود۱۳۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان خواهد شد. اما با توجه به برگزار نشدن حج تمتع سال ۹۹ برای زائران خارجی، مشمولان حج تمتع هزینه حج آن سال را واریز کردند و به این ترتیب هزینه حج آنها با دلار ۹ هزار تومانی که به عملیات حج تمتع سال ۹۹ اختصاص پیدا کرد، محاسبه شده است.

دولت چه کمکی به زائران حج امسال کرد؟یارانه داد؟

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تثبیت ارز ۹ هزار تومانی زائران حج تمتع ۹۹ برای زائران امسال
رئیس سازمان حج و زیارت: هزینه حج برای هر زائر ۴ هزار و ۵۰۰ دلار شده و این مبلغ با دلار ۹ هزار تومانی محاسبه شده است

 فقط بخشی از افزایش هزینه‌های جدید را از زائران درخواست کردیم/ هزینه حج امسال برای هر زائر 4500 دلار است

سید صادق حسینی در همایش سراسری روحانیون معین و معینه‌های کاروان‌های حج تمتع(۱۴ خرداد ۱۴۰۱): زائران حج تمتع امسال، سال‌ها در انتظار تشرف به این سفر معنوی بوده و از سال ۸۶ به قبل ودیعه‌گذاری کرده بودند و حتی سال ۹۹ که قرار بود حج تمتع برگزار شود، هزینه آن را پرداخت کرده‌اند، اما با شیوع کرونا و نبود واکسن برای پیشگیری از این ویروس، عربستان تصمیم گرفت که هیچ زائر خارجی را نپذیرد و حج تمتع در آن سال فقط با حضور حدود ۱۰ هزار ساکن عربستان برگزار شد.

رئیس سازمان حج و زیارت درادامه گفت:بر همین اساس، سازمان حج و زیارت با هماهنگی بانک مرکزی تلاش کرد تا با توجه به اینکه دولت برای عملیات حج تمتع سال ۹۹ ارز ۹ هزار تومانی در نظر گرفته بود، هزینه حج را برای زائران تثبیت کند. به همین دلیل، اعلام کرد افرادی که هزینه کامل حج تمتع را بپردازند، دیگر مشمول افزایش هزینه حج در اعزام بعدی نخواهند شد./منبع ۱۴ خرداد ۱۴۰۱تسنیم.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:  ۷ میلیون تومان دیگر از زائران گرفتند.

ایسنا(۱۷ خرداد)نوشت: رییس سازمان حج و زیارت(سیدصادق حسینی) گفت: اگرچه به زائران وعده داده بودیم قیمت تمام شده حج امسال ۳۵ میلیون تومان باشد، اما مجبوریم علی‌رغم میل باطنی مبلغ ۷ میلیون تومان دیگر از زائران دریافت کنیم، در کنار افزایش قیمت شرکت‌های خدماتی، قیمت مواد پروتئینی نیز در کشور عربستان بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داشته است.

«حجت‌الاسلام سیدعبدالفتاح نواب» نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت در دیدار با نمایندگان بیوت مراجع عظام تقلید نیز شرایط حج امسال را سخت و بی‌سابقه توصیف کرد و اعتراض شدید خود را نسبت به افزایش بی‌رویه قیمت‌ها در کشور عربستان و همکاری نکردن شرکت‌های خدماتی این کشور با زائران اعلام کرد.

«نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت»گفت: در گذشته وقتی قراردادی با شرکت‌های خدماتی عربستان بسته می‌شد از ابتدا تا پایان موسم حج، شرایط و هزینه‌های آن تغییری پیدا نمی‌کرد و یکسان بود، اما در حال حاضر قیمت‌ها برای یک هفته تفاهم می‌شود./سه‌شنبه ، ۱۷ خرداد ۱۴۰۱ ایسنا

ادامه گرزارش فارس:در کشور«امارات» برای اعزام هر زائر به حج تمتع هزینه‌های ۲۵ هزار تا ۶۰ هزار درهم در نظر گرفته شده که با احتساب درهم یک هزار و ۲۰۰ تومانی حدود ۲۸ تا ۶۸ میلیون تومان می‌شود.

در کشور«قطر» نیز این مبلغ برای هر فرد ۸ هزار و ۷۸۸ تا ۱۹ هزار و ۲۲۵ دلار یعنی ۲۴۰ تا ۵۷۰ میلیون تومان است که نسبت به سایر کشورها بیشترین هزینه به شمار می‌رود.

 در کشور«هند» به عنوان یکی از کشورهایی که بیشترین سهمیه حج تمتع را دارد، از ۶ هزار و ۵۰۰ تا ۱۰ هزار دلار یعنی ۱۹۵ تا ۳۰۰ میلیون تومان است.

هزینه سفر حج تمتع درکشور «عمان» که به صورت هوایی (۶۰ میلیون تومان)و زمینی (۴۵ میلیون)انجام می‌شود، برای سفرهای هوایی ۲ هزار دلار معادل ۶۰ میلیون تومان و برای سفرهای زمینی یک هزار و ۵۷۶ دلار یعنی ۴۵ میلیون تومان است.

درکشور «یمن» نیز هزینه حج تمتع برای هر نفر ۳ هزار و ۴۱۶ دلار یعنی بیش از ۱۰۰ میلیون تومان است که این مبلغ نسبت به سال ۲۰۱۹ بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است.

درکشور «کویت» زائران امسال با ۵ هزار و ۳۷۵ دلار یعنی ۱۶۰ میلیون تومان به حج تمتع مشرف می‌شوند که نسبت به سال ۲۰۱۹ حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است.

ورود زائران عراقی حج تمتع ۱۴۴۳ از مرز زمینی به عربستان

در کشور«عراق» نیز که زائران حج تمتع به صورت هوایی و زمینی عازم عربستان می‌شوند، هزینه حج تمتع برای سفرهای هوایی ۴ هزار و ۲۰۰ دلار یعنی بیش از ۱۲۰ میلیون تومان.

در کشور«عراق» برای سفرهای زمینی ۳ هزار و ۴۵۰ دلار معادل ۱۰۳ میلیون تومان است.

در کشور«فلسطین» نیز برای زائران کرانه باختری هزینه حج تمتع بین ۳ هزار و ۸۰۰ تا ۳ هزار ۹۰۰ دلار یعنی ۱۱۴ تا ۱۱۷ میلیون تومان .

 برای زائران نوار غزه ۴ هزار و ۵۰۰ دلار یعنی ۱۳۵ میلیون تومان است.

همچنین این مبلغ برای زائران کشور «اسرائیل»  ۸ هزار و ۷۰۰ دلار یعنی ۲۶۱ میلیون تومان در نظر گرفته شده است.

زائران فلسطینی حج تمتع ۱۴۴۳

زائران «سوریه» نیز با مبلغ ۳ هزار و ۷۰۰ دلار یعنی ۱۱۱ میلیون تومان به حج تمتع مشرف می‌شوند.

زائران «اردن» نیز هزینه حج را ۲ هزار و ۸۰۰ تا ۳ هزار دلار یعنی ۸۴ تا ۹۰ میلیون تومان اعلام کرده که نسبت به آخرین اعزام افزایش قابل توجهی داشته است.

هزینه های زائران فلسطینی حج تمتع ۱۴۴۳

کشورهزینه حج تمتع ۱۴۴۳
ایران۴.۵۰۰ تا ۵.۰۰۰ دلار
عربستان ۲.۷۲۸ تا ۱۴.۷۳۷ دلار
امارات ۲۵.۰۰۰ تا ۶۰.۰۰۰ درهم
قطر۸.۷۸۸ تا ۱۹.۲۲۵ دلار
هند۶.۵۰۰ تا ۱۰.۰۰۰ دلار
کویت۵.۳۷۵ دلار
عمان ۱.۵۷۶  تا ۲.۰۰۰ دلار
یمن۳.۴۱۶ دلار
عراق۳.۴۵۰ تا ۴.۲۰۰ دلار
فلسطین۳.۸۰۰ تا ۸.۷۰۰ دلار
سوریه۳.۷۰۰ دلار
اردن۲.۸۰۰ تا ۳.۰۰۰ دلار
لبنان۶.۰۰۰ تا ۱۲.۰۰۰ دلار
مصر۴.۳۰۰ تا ۹.۴۰۰ دلار
لیبی۶.۵۰۰ دلار
سودان۴.۶۰۰ تا ۶.۲۰۰ دلار
تونس۵.۲۰۰ دلار
الجزایر۵.۸۰۰ دلار
مراکش۶.۳۰۰ دلار
موریتانی۶.۰۰۰ دلار

افزایش ۳۰۰ درصدی هزینه حج تمتع در لبنان

زائران کشور«لبنان» نیز بین ۶ هزار تا ۱۲ هزار دلار یعنی ۱۸۰ تا ۳۶۰ میلیون تومان باید برای سفر به حج تمتع بپردازند که این مبلغ نسبت به سال ۲۰۱۹ بین ۱۶۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافته است که این امر به دلیل مشکلات اقتصادی و کاهش ارز ملی پول این کشور بوده است.

در کشور«مصر» هزینه حج تمتع بین ۴ هزار و ۳۰۰ تا ۹ هزار و ۴۰۰ دلار یعنی ۱۲۹ تا ۲۸۲ میلیون تومان است که نسبت به سال ۲۰۱۹ بیش از ۳۰ درصد افزایش داشته است.

 زائران لیبیایی رایگان به حج امسال می‌روند

کشور «لیبی» نیز برای اعزام هر زائر ۶ هزار و ۵۰۰ دلار یعنی ۱۹۵ میلیون تومان در نظر گرفته است که نکته جالب اینجاست دولت لیبی هزینه حج برای شهروندان را تقبل کرده و زائران این کشور به صورت رایگان امسال به زیارت خانه خدا مشرف می‌شوند.

در کشور«سودان» هزینه حج تمتع برای هر نفر ۴ هزار و ۶۰۰ تا ۶ هزار و ۲۰۰ دلار یعنی ۱۳۸ تا ۱۸۶ میلیون تومان است.

درکشور«تونس» برای این سفر معنوی ۵ هزار و ۲۰۰ دلار یعنی ۱۵۶ میلیون تومان از زائران اخذ می‌کند.

درکشور «الجزایر» ۵ هزار و ۸۰۰ دلار یعنی ۱۷۴ میلیون تومان.

درکشور «مراکش» ۶ هزار و ۳۰۰ دلار یعنی ۱۸۹ میلیون تومان.

درکشور  «موریتانی» ۶ هزار دلار یعنی ۱۸۰ میلیون تومان است.

حج تمتع ۱۴۴۲ که حدود ۶۰ هزار ساکن عربستان در آن شرکت کردند

امسال بیش از یک میلیون زائر از کشورهای مختلف به حج تمتع مشرف می‌شوند.

این امر در حالی است که در سال‌های قبل از شیوع کرونا بیش از ۲ میلیون زائر در حج تمتع شرکت می‌کردند. همچنین سود عربستان از مراسم عمره و حج، بیش از ۱۲ میلیارد دلار بود که اکنون با وجود کاهش تعداد زائران، سعودی‌ها با بالا بردن هزینه‌ها به فکر جبران کسری آن درآمده‌اند./پایان گزارش فارس.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درگزارش فارس ویرایش ،انجام دادم ازچهت روانسازی وفهم آسانتر مطلب.

واما آمارحُجاج درسال های قبل ازکرونا:

آمارحجاج  سال ۱۳۹۸:کل زائران حج ایرانی وخارجی  دو میلیون و ۴۸۹ هزار و ۴۰۶ نفر

بر اساس آمار رسمی از سوی سازمان آمار سعودی، در سال جاری(ذی الحجه ١٤٤٠)مرداد ۱۳۹۸ در مجموع دو میلیون و ۴۸۹ هزار و ۴۰۶ نفر در حج تمتع شرکت کردند .

زائران ایرانی حج۸۸ هزار و ۵۵۰ نفر

که از این تعداد، یک میلیون و ۸۵۵ هزار و ۲۷ نفر خارجی و ۶۳۴ هزار و ۳۷۹ نفر حجاج داخل سعودی بودند. 

پرده کعبه به رسم همه ساله تعویض شد + فیلم

۳۸۵ هزار و ۲۳۴ نفرازاین حاجیان مرد ۱۰۴ هزار و ۱۷۲ نفر زن بودند.
از مجموع حجاج خارجی(غیرعربستانی)، بیش از یک میلیون و ۷۴۰ هزار نفر با هواپیما، ۹۷ هزار نفر با اتوبوس و سایر خودروها و حدود ۱۸ هزار نفر نیز با کشتی خود را به سرزمین وحی رسانده بودند.

آمارحُجاج کشورهای عربی
آمارهای سازمان مدیریت حاجیان کشورهای عربی نیز نشان می‌دهد که ۳۸۲ هزار و ۹۱ حاجی از کشورهای عربی امسال مناسک حج را ادا کرده‌اند.

پرده قدیمی خانه خدا در سعدآباد مرمت می‌شود
۳کشوری که بیشترین حاجی راداشتند:

۱- مصر با ۸۵ هزار و ۶۶۳ حاجی رتبهٔ نخست.

۲- عراق  با ۵۷ هزار و ۹۷۵ حاجی رتبهٔ دوم با بیست هزار حاجی افزایش نسبت به سال قبل .ر

۳-الجزایر با ۳۶ هزار و ۴۷۸ رتبهٔ سوم را به خود اختصاص داده‌اند.
منبع: الشرق الاوسط ۱۵اگوست۲۰۱۹(۲۴ مرداد ۱۳۹۸)

 توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آمارحجاج ایرانی

دشمنان اسلام از برگزار نشدن مراسم حج خشنود می‌شوند/ صدای مسلمانان ایرانی در آسمان کعبه طنین‌انداز می‌شود‌

سال(۱۳۹۸) ۸۸ هزار و ۵۵۰ نفرازایران برای زیارت خانه خدارفتند وحاجی شدند.

آمارحجاج  سال ۱۳۹۷:حج تمتع
عربستان سعودی تعداد حجاج حاضر در مراسم حج ۱۳۹۷ را ۲.۳۷۱.۶۷۵ تن ذکر کرد که ۱.۷۵۸.۷۲۲ از آن‌ها از خارج عربستان هستند.

بر اساس آمار رسمی از سوی سازمان آمار سعودی، در سال جاری(ذی الحجه ١٤٤٠) در مجموع دو میلیون و ۴۸۹ هزار و ۴۰۶ نفر در حج تمتع شرکت کردند .

ایرانی:۸۸ هزار و ۵۵۰ نفر

که از این تعداد، یک میلیون و ۸۵۵ هزار و ۲۷ نفر خارجی و ۶۳۴ هزار و ۳۷۹ نفر حجاج داخل سعودی بودند. 

به نوشته‌ی روزنامه «مکه» طبق این آمار، ۶۱۲.۹۵۳ حاجی از کشور عربستان شرکت کرده‌اند. همچنین از میان حجاج ۱.۳۲۷.۱۲۷ مرد و ۱.۰۴۴.۵۴۸ نفر زنان هستند.
طبق این گزارش، ۳۴.۱۴۰ (۱.۹%) نفر از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ۳۹۵.۴۱۰ نفر (۲۲.۵%) از کشورهای عربی، ۱.۰۴۹.۴۹۶ نفر ( ۵۹.۷%) از قاره‌ی آسیا، ۱۶۶.۰۸۳ نفر ( ۹.۵%) از کشورهای آفریقایی (به استثنای کشورهای عربی) ۸۸.۶۰۱ نفر (۵.۰%) از قاره‌ی اروپا و ۲۴.۹۹۲ (۱.۴%.) نفر از قاره آمریکای شمالی و جنوبی و. استرالیا در مراسم حج ۱۳۹۷ شرکت کرده اند.

زائرین ایرانی حج(سال ۱۳۹۷) : ۸۵ هزار و ۲۰۰نفر درسال  ۱۳۹۷بودند. در قالب ۵۸۳ کاروان. 

آمارحجاج سال ۱۳۹۶حج تمتع 

یک میلیون ونهصدهزار نفر به  تمتع رفتند

آمارحجاج سال ۱۳۹۵

مقامات اداره کل آمار عربستان اعلام کردند درحج۱۴۳۷ذی الحجه در مجموع یک میلیون و ۸۶۲ هزار و ۹۰۹ نفر زائر داخلی و خارجی به حج رفته‌اند.

به گزارش العربیه، از میان یک میلیون و ۸۶۲ هزار و ۹۰۹ نفری که درسال ۱۳۹۵ در مراسم حج حضور یافتند، یک میلیون و ۳۲۵ هزار و ۳۷۲ نفر از کشورهای خارجی به عربستان آمدند و تعداد زائران عربستانی نیز در مجموع به رقم ۷۳۷ هزار و ۵۳۷ نفر بودند.

همچنین براساس آرمار و ارقام منتشر شده سال ۱۳۹۵، از مجموع کل تعداد حجاج ، یک میلیون و ۸۲ هزار و ۲۲۸ نفر مرد + ۷۸۰ هزار و ۶۸۱ نفر زن بوده‌اند.

آمارحجاج سال ۱۳۹۴

 حج ۱۳۹۴ یک میلیون و ۹۵۲ هزار و ۸۱۷ نفرحاجی .

از این تعداد، یک میلیون و ۳۸۴ هزار و ۹۴۱ نفر از خارج عربستان (کلیه کشورهای جهان) بودند و ۵۶۷ هزار و ۸۷۶ نفر هم از داخل عربستان برای حج به زیارت خانه خدا(کعبه)نائل شدند.

آمارحجاج ۱۳۹۱

یک میلیون و ۶۷۴ هزار و ۱۹۲ نفر است که این آمار کاهش چهار درصدی اعزام زائران جهان نسبت به سال گذشته را نشان می‌دهد.

در گزارش رسمی صادره از خبرگزاری عربستان اعلام شده است که تعداد زائران وارد شده به عربستان برای ادای مناسک حج نسبت به سال (۱۳۹۰)، ۶۱ هزار و ۴۰۳ نفر یعنی چهاردرصد کاهش یافته است.

جدول سهمیه حجاج  کشورهادرسال۱۳۹۷

کشورجمعیت مسلمان برحسب میلیون نفرسهمیه برحسب هزار نفردرصد از کل زائران خارجی (برآورد)
اندونزی۲۲۵۲۲۱۱۴%
پاکستان۱۹۵۱۷۹۱۱%
هند۱۸۰۱۷۰۱۱%
بنگلادش۱۴۹۱۲۸۸%
نیجریه۹۴۹۵۶%
ایران۸۰۸۶۶%
ترکیه۷۴۸۰۵%
مصر۷۳۷۸۵%
سایر کشورها--۳۴%

جدول بالا سهمیه ۱۳۹۷ هشت کشور را نشان می‌دهد که بیشترین جمعیت مسلمان و بالاترین سهمیه‌ را دارند. مبنای محاسبه درصد‌ها، متوسط تعداد زائران خارجی در ده سال اخیر است.

مبنای محاسبه سهمیه هم معمولا حدود یک نفر به ازای هر هزار نفر جمعیت مسلمان کشورها است.

درآمدعربستان ازحجاج :

اتاق بازرگانی مکه برآورد کرده است که هر زائر خارجی حج تمتع، حدود چهار هزار و ۶۰۰ دلار هزینه می‌کند. این رقم برای زائران داخلی(عربستانی) کمتر از هزار و ۵۰۰ دلار برآورد شده است.

متوسط هزینه کاروان‌هانهای ایران:باتوجه به وضعیت اقتصادی مملکت وتبلیغات برای خریدکم - هر نفر حدود سه هزار دلار است ( خوراک اضافه و خرید سوغات و رفت و آمد)

هزینه  زائرلاکچری۸ هزار دلار

یک زائر ایرانی که نخواست نامش آورده شود به بی‌بی‌سی فارسی گفت که برآوردش از هزینه حج امسال، دست کم ۸ هزار دلار است،شامل خریدسوغات وبعضی ازخرجکردهای دیگر.

«ویروس کرونا» درچه تاریخی آمد؟


اولین فردمبتلابه ویروس کرونا درجهان-در شهر« ووهان» چین در۱۲دسامبر۲۰۱۹(پنج شنبه، ۲۱ آذر ۱۳۹۸)شناسایی شد.
اولین فردمبتلابه ویروس کرونا درایران ،برای اولین بار بامرگ ۲نفردرقم(۳۰بهمن۱۳۹۸)اعلام شد.

مسئول واحد منا در عملیات حج تمتع ۱۴۰۱ اعلام کرد که تمامی حجاج ایرانی وارد سرزمین منا شده اند.

(روابط عمومی سازمان حج وزیارت)گفت: امروز شنبه دهم ذی الحجه مصادف با روز عید قربان درعربستان(۱۸ تیر ۱۴۰۱) خبر داد که همه زایران و عوامل کاروان‌های کشورمان هم اکنون در سرزمین منا قرار دارند.

بخشی از زائران شامل بانوان و معذورین شب گذشته وارد منا شده بودند و بخش دیگر زائران نیز دیشب را در مزدلفه بیتوته کرده و صبح، بعد از طلوع آفتاب از مسیر پیاده راهی سرزمین منا شدند که در حال حاضر همگی در این منطقه حضور دارند.

تمامی زائران ایرانی وارد سرزمین منا شدند

«نصرالله فرهمند» تصریح کرد: حجاج طی سه روز به رمی جمره می پردازند و اعمال عبادی خود را انجام می دهند تا عصر روز دوازدهم ذی الحجه از منا خارج شوند.

دحوالارض چیست؟ ۲۵ ذی‌القعده

 آیا تا به حال تنها یک بار در سطح کره زمین «دحوالارض» ۲۵ ذی‌القعده معهود اتفاق افتاده یا «استمرار»دارد؟..حرکت جوهری

«دحو الارض»چیست؟

«دَحو» به معنای گسترش است ،به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش نیزگفته اند.

 وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِکَ دَحَاهَا ٣٠نازعات

«در علم هیأت» از ۱۰ دایره عظیمه بحث می‌شود که «دایره معدل النهار» و «دایره منطقةالبروج» از آن جمله‌اند»
«معدل‌النهار» همان «دایره استوایی سماوی» است که همه عالم را به دو نیم‌کره شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند و به عبارت دیگر اگر دایره استوایی ارضی، یعنی خط استواء بزرگ شود و بالا برود، با دایره معدل‌النهار یکی می‌شود و لذا به آن دایره استوای سماوی نیز گویند؛ صورتی در زیر دارد آن‌چه در بالاستی.

«دایره منطقةالبروج» همان «مداری است که بروج دوازده‌گانه در آن مستقراند» و خورشید نیز در حرکت ثانیه خودش در آن مدار حرکت می‌کند و از آن هیچ‌گاه خارج نمی‌شود و لذا به این دایره، «دایره شمسیه» نیز گویند. جﻼل الحاج عبد حسابات فلکیه

«این ۲دایره عظیمه(دایره معدل النهار و دایره منطقةالبروج) را در تطورات زمانی حالت «انطباق» و «انفتاح» پیش می‌آید  که «علمای هیأت» با اقتباس از آیه « أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ؛ (انبیاء/۳۱) آیا کافران ندانسته‌اند که آسمان و زمین به هم پیوسته بودند و ما آن دو را شکافته و از هم باز کردیم و هر چیز زنده‌ای را از آب آفریدیم؟ آیا ایمان نمی‌آورند؟»« به این دو حالت به ترتیب رتق و فتق گفته‌اند»

در علم هیأت ثابت است که هر گاه دایره عظیمه منطقةالبروج در سطح دایره معدل‌النهار قرار گیرد و ۲ دایره بر هم منطبق و متحد «رتق» شوند،
تغییراتی در عالم جسمانی پدید می‌آید که از شاخص‌ترین آن تغییرات، همین آب‌گرفتگی تمام سطح کره زمین است که لزوماً موجودات بری دیگر جایی برای حیات نخواهند داشت.

فرارسیدن لحظه اعتدال بهاری و سال نو

پس از مدت‌های طولانی، دایره عظیمه منطقةالبروج از دایره عظیمه معدل انفتاح«فتق» می‌یابد و از سطح آن جدا می‌شود که بر اثر آن، آب از برجسته‌ترین نقطه زمین و به اصطلاح «هیویون» از «قبةالارض»(مرکززمین) کنار می‌رود و بدین سان سطح خشکی زمین نمودار می‌شود و به مرور زمان این پدیده گسترش می‌یابد که همین «دحوالارض» معروف است.

منظور از دَحْوُالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند.

دحو الارض چه روزی است؟/ اعمال سفارش شده در روز ۲۵ ذی‌القعده

از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع پدید آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.

«دحو الارض» مطابق با بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید، از این روز، بخش‌هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن کرد تا کم‌کم به شکل یک چهارم خشکی‌های امروزی درآمد. به نظر برخی مفسران، آیه ۳۰ سوره نازعات «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا».

اسلامی شدن دانش لازمه اسلامی شدن دانشگاه

 آیت الله جوادی آملی: بر اساس آیه شریفه «وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوبِ»، بر تعظیم شعایر الهی و گرامی داشت آنها،از جمله روزهای پر فضیلتی که  به درک فضیلت آن و استفاده حداکثری از برکات معنوی آن تاکید شده است.

اولین مکان درکره زمین کجابود؟

 آیت الله  جوادی آملی: کعبه اوّلین معبد مردمی و عبادتگاه توده انسانها در روی زمین است: إنّ أول بیت وضع للناس للذی ببکة… که تعیین محل و نقشه ساختن آن به رهنمود و دستور خدای سبحان بود(وإذ بوّأنا لإبراهیم مکان البیت)

بنابراین، کعبه اوّلین معبدی  است که در روی زمین ساخته شد.

گرچه بر اساس «دحو الأرض» گفته شده: «مکان کعبه اولین زمینی بود که از زیر آب بیرون آمد» ، لیکن استفاده این معنا که «اوّلین خانه ساخته شده کعبه است» از آیه، مشکل به نظر می ‏رسد؛ زیرا اولیّت آن را مقید کرده که برای عبادت بوده است. البته آیه شریفه (إن أول بیت وضع للناس) معنای مزبور را نفی نیز نمی ‏کند، زیرا قیودی همچون وصف، همانطور که اطلاق ندارد مفهوم نیز ندارد، مگر اینکه جمله مشتمل بر وصف، در مقام تحدید باشد. در این باره و در استفسار از آیه شریفه مزبور، از امیرالمؤمنین (ع) تصریح به اینکه قبل از بنای کعبه، خانه وجود داشته، نقل شده است /کتاب «صهبای حج»صفحه ۲۶۱

***

٢٥ ذی القعده دحوالارض 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب درباره روز دحوالارض می گویند:

لل

«روز بیست‌وپنجم این ماه(ذی القعده) روزدحوالارض است که روز با برکتی است... ایّام در ماه ذیقعده که اوّل ماه‌های حرام است، ایّام و لیالی مبارک و متبرّکی است، پر از برکات است؛ باید از این‌ها استفاده کرد.»

«دحو الارض» روزی که زمین از کعبه دامن گسترانید

 به فرموده امیرالمؤمنین(ع) نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنجم ذی القعده بود و برای آن اعمالی چون «روزه»، «نماز» و «شب‌زنده‌داری» توصیه شده است.

«دحو الارض» مطابق با بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید، از این روز، بخش‌هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن کرد تا کم کم به شکل یک چهارم خشکی‌های امروزی درآمد.
مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد، مکان «کعبه» شریف و بیت الله الحرام بود.
«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده‌اند، منظور از «دحوالارض» (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود، این آب‌ها، به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند.
از سوی دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی‌ها و بلندی‌ها یا شیب‌های تند و غیرقابل سکونت بود، بعدها باران‌های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره‌ها گستردند، اندک اندک زمین‌هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان، کشت و زرع پدید آمد، مجموع این گسترده شدن، «دحو الارض» نام‌گذاری می‌شود.
از امیرالمومنین(ع) روایت شده است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست وپنج ذی القعده بود. کسی که در این روز روزه بگیرد و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را عبادت کرده است خواهد داشت
به نظر برخی از مفسران، آیه ۳۰ سوره نازعات «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا»، به همین واقعه اشاره دارد، گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده‌اند که اهمیت آن را دو چندان کرده است؛ از جمله:
* میلاد حضرت ابراهیم علی نبینا وآله وعلیه‌السلام
* میلاد حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام
* خروج رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها و نیز تمامی همسران پیامبر(ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.
- در روایتی نیز آمده است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف در همین روز قیام خواهد کرد.

رویدادهای دیگر«واقعه دحوالارض» که اهمیت آن را دو چندان کرده است:

 میلاد حضرت ابراهیم(ع) / میلاد حضرت عیسی مسیح(ع)/خروج رسول اکرم(ص) از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة‌الوداع.

اعمال شب و روز دحو الارض

روزه: یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است، در روایتی روزه‌‏اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است، هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سر آورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود، از برای روزه‏‌دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است استغفار کند، این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر شده، از برای عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیاری است.

* در روایتی از امیر مومنان (ع) نقل شده است : اول رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ذی القعده بوده است؛ بنابراین اگر کسی آن روز را روزه بگیرد و آن شب را به عبادت بپردازد، پاداش عبادت یک صد سال را دارد.
در آن روز اگر گروهی به ذکر خدا بپردازند، خداوند حاجتشان را پیش از آنکه متفرق شوند برآورده سازد؛ خداوند در این روز هزار هزار رحمت نازل می‌کند که قسمتی از آن شامل کسانی است که جمع گردند و به ذکر خدا بپردازند و روزش را روزه بدارند و شب آن را عبادت کنند.
*نماز- مستحب است در آغاز روز، هنگامی که آفتاب کمی بلند شد دو رکعت نماز به جا آورد و در هر رکعت بعد از سوره حمد پنج مرتبه سوره و الشمس را بخواند

و پس از سلام نماز، بگوید:
لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
هیچ جنبش و نیرویى نیست مگر به خداى برتر بزرگ
و دعا کند و بگوید:
یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ أَقِلْنِی عَثْرَتِی یَا مُجِیبَ الدَّعَوَاتِ أَجِبْ دَعْوَتِی یَا سَامِعَ الْأَصْوَاتِ اسْمَعْ صَوْتِی وَ ارْحَمْنِی وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَیِّئَاتِی وَ مَا عِنْدِی یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ.
اى نادیده ‏گیرنده لغزشها، لغزشم را نادیده‏گیر، اى اجابت کننده دعاها، دعایم را اجابت کن، اى شنواى صداها، صدایم را بشنو و به‏ من رحم کن و از بدیهایم و آنچه نزد من است درگذر، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى.

«شیخ طوسی»: مستحب است در این روز، این دعا را بخواند.
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْکَعْبَةِ وَ فَالِقَ الْحَبَّةِ وَ صَارِفَ اللَّزْبَةِ وَ کَاشِفَ کُلِّ کُرْبَةٍ
خدایا اى گستراننده کعبه و شکافنده دانه و برگیرنده سختى و برطرف کننده هر گرفتارى،
أَسْأَلُکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ مِنْ أَیَّامِکَ الَّتِی أَعْظَمْتَ حَقَّهَا وَ أَقْدَمْتَ سَبْقَهَا وَ جَعَلْتَهَا عِنْدَ الْمُؤْمِنِینَ وَدِیعَةً وَ إِلَیْکَ ذَرِیعَةً وَ بِرَحْمَتِکَ الْوَسِیعَةِ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ
از تو مى‏خواهم‏ در این روز از روزهایت، که حقش را بزرگ گرداندى و سبقتش را پیش انداختى و آن را نزد اهل ایمان، امانت و به سوى خود وسیله قرار دادى و به رحمت گسترده‏ات، که بر محمد درود فرستى،
عَبْدِکَ الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ الْقَرِیبِ یَوْمَ التَّلاقِ فَاتِقِ کُلِّ رَتْقٍ وَ دَاعٍ إِلَى کُلِّ حَقٍّ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الْأَطْهَارِ الْهُدَاةِ الْمَنَارِ دَعَائِمِ الْجَبَّارِ وَ وُلاةِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ،
آن بنده برگزیده‏ات‏ در پیمان نزدیک، روز دیدار، شکافنده هر امر بسته و دعوت کننده به حق و بر اهل بیت پاکش‏ آن راهنمایان و روشن ‏کنندگان راه حق، ستونهاى جبار و متولیان بهشت و دوزخ،
وَ أَعْطِنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا مِنْ عَطَائِکَ الْمَخْزُونِ غَیْرَ مَقْطُوعٍ وَ لا مَمْنُوعٍ [مَمْنُونٍ‏] تَجْمَعُ لَنَا بِهِ التَّوْبَةَ وَ حُسْنَ الْأَوْبَةِ،
و عطا کن به ما از عطاى در خزانه‏ ات که نه بریده شود و نه منع گردد، تا به وسیله آن توبه و بازگشت خوبى براى ما فراهم نمایى
یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ أَکْرَمَ مَرْجُوٍّ یَا کَفِیُّ یَا وَفِیُّ یَا مَنْ لُطْفُهُ خَفِیٌّ اُلْطُفْ لِی بِلُطْفِکَ وَ أَسْعِدْنِی بِعَفْوِکَ وَ أَیِّدْنِی بِنَصْرِکَ وَ لا تُنْسِنِی کَرِیمَ ذِکْرِکَ بِوُلاةِ أَمْرِکَ وَ حَفَظَةِ سِرِّکَ
اى بهترین خوانده شده و کریم ‏ترین امید شده، اى کفایت کننده، اى وفادار، اى آن‏که لطفش پنهانى است، به لطفت به من لطف کن، و به‏ عفوت خوشبختم نما و به یارى‏ات تأییدم فرما و از ذکر کریمانه‏ ات فراموشم مکن به حق متولیان امرت و نگهبانان‏ رازت
وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی
و از گرفتاریهاى روزگار تا روز قیامت و برانگیخته ‏شدن حفظم کن‏ هنگام بیرون آمدن جانم و فرو رفتن در قبرم و تمام شدن کارم و سپرى شدن عمرم، اولیایت را به بالینم حاضر کن
اللَّهُمَّ وَ اذْکُرْنِی عَلَى طُولِ الْبِلَى إِذَا حَلَلْتُ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ نَسِیَنِیَ النَّاسُونَ مِنَ الْوَرَى وَ أَحْلِلْنِی دَارَ الْمُقَامَةِ وَ بَوِّئْنِی مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ
خدایا یادم کن، بر طول پوسیدگى، زمانى‏که در میان توده‏هاى خاک فرود آیم و فراموش ‏کنندگان از مردم فراموشم کنند و در خانه اقامت فرودم آر و در منزل کرامت جایم ده،
وَ اجْعَلْنِی مِنْ مُرَافِقِی أَوْلِیَائِکَ وَ أَهْلِ اجْتِبَائِکَ وَ اصْطِفَائِکَ وَ بَارِکْ لِی فِی لِقَائِکَ وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ بَرِیئا مِنَ الزَّلَلِ وَ سُوءِ الْخَطَلِ
و از دوستان اولیایت و برگزیدگان و خالصان درگاهت قرارم‏ ده و دیدارت را بر من مبارک گردان و پیش از فرا رسیدن پایان عمرم حسن عمل روزى‏ام فرما، درحالى‏که پاک از لغزشها و گفتار بى‏پایه و منطق تباه باشم.
اللَّهُمَّ وَ أَوْرِدْنِی حَوْضَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ اسْقِنِی مِنْهُ مَشْرَبا رَوِیّا سَائِغا هَنِیئا لا أَظْمَأُ بَعْدَهُ وَ لا أُحَلَّأُ وِرْدَهُ وَ لا عَنْهُ أُذَادُ وَ اجْعَلْهُ لِی خَیْرَ زَادٍ وَ أَوْفَى مِیعَادٍ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ،
خدایا مرا به حوض پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) وارد کن و از آن به من بنوشان، نوشاندنى سیراب کننده، روان و گوارا،که پس از آن هرگز تشنه نشوم و از ورود به آن طرد نگردم و از آن‏ منع نشوم و آن را قرار ده برایم بهترین توشه و کاملترین وعده‏گاه، روزى که گواهان بپا مى‏خیزند،
اللَّهُمَّ وَ الْعَنْ جَبَابِرَةَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ بِحُقُوقِ [لِحُقُوقِ‏] أَوْلِیَائِکَ الْمُسْتَأْثِرِینَ اللَّهُمَّ وَ اقْصِمْ دَعَائِمَهُمْ وَ أَهْلِکْ أَشْیَاعَهُمْ وَ عَامِلَهُمْ وَ عَجِّلْ مَهَالِکَهُمْ وَ اسْلُبْهُمْ مَمَالِکَهُمْ وَ ضَیِّقْ عَلَیْهِمْ مَسَالِکَهُمْ وَ الْعَنْ مُسَاهِمَهُمْ وَ مُشَارِکَهُمْ.
خدایا لعنت کن گردنکشان‏ گذشته و آینده را، هم آنان‏که حقوق اولیایت را به ناحق به خود اختصاص دادند، خدایا پایه‏ هایشان را بشکن و پیروان و عمالشان را نابود ساز، زمینه‏ هاى هلاکتشان را به زودى فراهم فرما و کشورهایشان را از دستشان بگیر و راه هایشان را بر آنان تنگ کن و بر آنان‏که با آنان سهیم و شریکند لعنت فرست،
اللَّهُمَّ وَ عَجِّلْ فَرَجَ أَوْلِیَائِکَ وَ ارْدُدْ عَلَیْهِمْ مَظَالِمَهُمْ وَ أَظْهِرْ بِالْحَقِّ قَائِمَهُمْ وَ اجْعَلْهُ لِدِینِکَ مُنْتَصِرا وَ بِأَمْرِکَ فِی أَعْدَائِکَ مُؤْتَمِرا
خدایا در فرج دوستانت شتاب کن و حقوق تاراج رفته آنان را به آنان بازگردان و قائم آنان را به حق، آشکار کن و او را یارى‏رسان دینت بدار و درباره دشمنانت فرمانده به فرمانت قرار ده،
اللَّهُمَّ احْفُفْهُ بِمَلائِکَةِ النَّصْرِ وَ بِمَا أَلْقَیْتَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَمْرِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ مُنْتَقِما لَکَ حَتَّى تَرْضَى وَ یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ جَدِیدا غَضّا وَ یَمْحَضَ الْحَقَّ مَحْضا وَ یَرْفِضَ الْبَاطِلَ رَفْضا،
خدایا همواره فرشتگان پیروزى را گرداگرد او بدار و به آن دستورى که در شب قدر به او القا کردى، او را انتقام ‏گیرنده خویش‏ قرار ده، تا جایى‏که خشنود شوى و دینت به وسیله او و به دست او به گونه‏اى نو و تازه بازگردد و حق به طور کامل ناب شود و باطل به صورت‏ همه جانبه به دور افکنده شود،
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَ عَلَى جَمِیعِ آبَائِهِ وَ اجْعَلْنَا مِنْ صَحْبِهِ وَ أُسْرَتِهِ وَ ابْعَثْنَا فِی کَرَّتِهِ حَتَّى نَکُونَ فِی زَمَانِهِ مِنْ أَعْوَانِهِ،
خدایا بر او و همه پدرانش درود فرست و ما را از همنشینان و خاندانش قرار بده و در زمان بازگشتش ما را برانگیز، تا در دوران او در شمار یارانش باشیم
اللَّهُمَّ أَدْرِکْ بِنَا قِیَامَهُ وَ أَشْهِدْنَا أَیَّامَهُ وَ صَلِّ عَلَیْهِ [عَلَى مُحَمَّدٍ] وَ ارْدُدْ إِلَیْنَا سَلامَهُ وَ السَّلامُ عَلَیْهِ [عَلَیْهِمْ‏] وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.
خدایا درک قیامش را روزى ما کن و در روزگارش ما را حاضر کن و بر او درود فرست و سلام او را به ما باز رسان، درود و رحمت خدا و برکاتش بر او باد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:معنای دحوالارض

«دحو» به معنای گستردن و پهن کردن است. برخی آن را به معنای پرتاب کردن و تکان دادن چیزی از محل خودش نیز گفته‌اند؛ بنابراین «دحوالارض» یعنی گستردن و تکان دادن زمین از حال قبلی‌اش. از آنجا که در آغاز تمام سطح زمین را آب حاصل از باران‌های سیلابی نخستین گرفته بود، از روز دحوالارض این باران‌ها در گودال‌ها جمع کردید و سطح خشکی‌ها پدید آمد و روز به روز گسترده‌تر شد؛ بنابراین دحوالارض را می‌توان زادروزی برای شروع دوره‌ای جدید برای خلقت زمین دانست.

علت دحوالارض

اگر کسی بگوید که دحوالارض یک واقعه غیرطبیعی است که علتی ماوراء طبیعی دارد، بی‌شک تیر در تاریکی رها کرده و نزد اهل فن گزافه‌گویی کرده است. از دل طبیعت بر خاستن واقعه دحوالارض بر کسی پوشیده نیست و این می‌طلبد که علت آن نیز به اذن الله از عالم طبیعت باشد که از معصومین‌ علیهم السلام منقول است که «ابی الله أن یجری الامور إلا باسبابها»؛ مسئله دحوالارض را فلاسفه در بخش طبیعیات آن و نیز علمای فن هیأت مورد کنکاش و بررسی قرار دادند که هر کدام به نتایج مشترکی در مورد علل وقوع دحوالارض رسیده‌اند که از جمله می‌توان به دلایل زیر اشاره کرد؛

«در علم هیأت» از ۱۰ دایره عظیمه بحث می‌شود که «دایره معدل النهار» و «دایره منطقةالبروج» از آن جمله‌اند»

«معدل‌النهار» همان «دایره استوایی سماوی» است که همه عالم را به دو نیم‌کره شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند و به عبارت دیگر اگر دایره استوایی ارضی، یعنی خط استواء بزرگ شود و بالا برود، با دایره معدل‌النهار یکی می‌شود و لذا به آن دایره استوای سماوی نیز گویند؛ صورتی در زیر دارد آن‌چه در بالاستی

.

«دایره منطقةالبروج» همان «مداری است که بروج دوازده‌گانه در آن مستقراند» و خورشید نیز در حرکت ثانیه خودش در آن مدار حرکت می‌کند و از آن هیچ‌گاه خارج نمی‌شود و لذا به این دایره، «دایره شمسیه» نیز گویند. 

«این ۲دایره عظیمه(دایره معدل النهار و دایره منطقةالبروج) را در تطورات زمانی حالت انطباق و انفتاح پیش می‌آید» که «علمای هیأت» با اقتباس از آیه « أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ؛ (انبیاء/۳۱) آیا کافران ندانسته‌اند که آسمان و زمین به هم پیوسته بودند و ما آن دو را شکافته و از هم باز کردیم و هر چیز زنده‌ای را از آب آفریدیم؟ آیا ایمان نمی‌آورند؟»« به این دو حالت به ترتیب رتق و فتق گفته‌اند»

در علم هیأت ثابت است که هر گاه دایره عظیمه منطقةالبروج در سطح دایره معدل‌النهار قرار گیرد و ۲ دایره بر هم منطبق و متحد «رتق» شوند،

تغییراتی در عالم جسمانی پدید می‌آید که از شاخص‌ترین آن تغییرات، همین آب‌گرفتگی تمام سطح کره زمین است که لزوماً موجودات بری دیگر جایی برای حیات نخواهند داشت.

رصد عشق با اسطرلاب عقل / علامه حسن زاده آملی کیست؟

«علامه حسن‌زاده آملی» در «رساله رتق و فتق» بیان کرده است «در انطباق مذکور انقراض عمر و دوره جانوران خشکی لازم آید، نه حیوانات دریایی، پس باید حیوانات دریایی در بقای طبیعی و حفظ و اصالت انواع، پایدارتر از بری‌ها باشند

پس از مدت‌های طولانی، دایره عظیمه منطقةالبروج از دایره عظیمه معدل انفتاح«فتق» می‌یابد و از سطح آن جدا می‌شود که بر اثر آن، آب از برجسته‌ترین نقطه زمین و به اصطلاح «هیویون» از «قبةالارض» کنار می‌رود و بدین سان سطح خشکی زمین نمودار می‌شود و به مرور زمان این پدیده گسترش می‌یابد که همین «دحوالارض» معروف است.

«علامه حسن‌زاده آملی »در رساله رتق و فتق گفته است «وقتی که دایره شمسیه در سطح دایره استوای سماوی قرار گرفته است و با او متحد شده است، آب همه جای کره را فرامی‌گیرد و روزگار این دوره آدمیان به سر می‌آید و پایان می‌یابد. دوباره دایره شمسیه از دایره استوای سماوی انفتاح می‌یابد و باز دحوالارض پدید می‌آید و بسان دوره گذشته، خلقت آدم پیش می‌آید. دحوالارض، گسترده شدن زمین از قبةالارض است؛ بدین سبب که شعاع استوایی زمین اطول از شعاع قطبی آن است

وقتی که ۲ دایره عظیمه منطقه و معدل در حال «انفتاح »قرار دارند، یکدیگر را در ۲ نقطه متقابل که محل تقاطع آن ۲دایره است، «تنصیف» می‌کنند. آن دو نقطه را، «۲ نقطه اعتدال» گویند که یکی نقطه «اعتدال ربیعی  و رأس حمل» و دیگری «نقطه اعتدال خریفی و رأس میزان» است.

بدیهی است که در این حالت، فاصله‌ای بین آن دو دایره وجود دارد که اهل فن به نهایت دوری دایره منطقه از دایره معدل را میل کلی یا میل اعظم گویند.

به اجماع اهل هیأت این فاصله کم و زیاد می‌شود و به تعبیری دو دایره نسبت به هم قرب و بعد پیدا می‌کنند که نهایت قلت آن همان اتحاد دو دایره است البته برخی گفتند که میل کلی تا هشت درجه انتقاص می‌یابد و دوباره رو به ازدیاد می‌نهد.«علامه حسن‌زاده» در رساله رتق و فتق می‌فرمایند «ارصاد قدیم و حدیث اتفاق دارند که میل کلی به تدریج رو به انتقاص می‌رود؛ بدین وجه که دایره استوای سماوی بر جای خود ثابت است و دایره شمسیه بدان نزدیک می‌شود»

«مقدار نقصان در هر سال شمسی قریب نصف ثانیه فلکی و به تحقیق ۴۶۸/۰ ثانیه است هم ایشان(علامه حسن‌زاده) در رساله میل کلی می‌فرمایند «انتقاص میل کلی مطلبی مسلم است که در آن هیچ شک و شبهه‌ای راه نمی‌یابد

به تصریح محققین، میل کلی در حال حاضر ۲۳ درجه و ۲۵ دقیقه و حدود ۵۰ ثانیه فلکی و رو به انتقاص است و این‌که دایره منطقه چه مدت دیگر با معدل منطبق می‌شود و آب‌گرفتگی کامل در سطح زمین رخ می‌دهد؟ جناب علامه حسن‌زاده آملی در کتاب شریف «دروس معرفة الوقت و القبلة» فرمودند «ویلزم مما ذکر أن ینطبق منطقة البروج مع المعدل بعد مضی ۱۸۶۰۰۰ سنة تقریباً» که در نتیجه مجدداً آب تمام سطح کره زمین را فرامی‌گیرد و زمین در انتظار دحوی دیگر می‌ماند.

دحوالارض واحد یا متعدد؟

با توجه به مطالب مطروحه حول علت دحوالارض و کیفیت آن و نیز انتقاص و ازدیاد فاصله میل کلی، مناسب است این سؤال مهم مطرح شود که آیا تا به حال تنها یک بار در سطح کره زمین دحوالارض اتفاق افتاده و آن روز ۲۵ ذی‌القعده معهود است یا حرف عمیق‌تر و پرمغزتر از این است؟!

عالم ماده و طبیعت بر خلاف عالم مجردات و ملائکه، پیوسته در حال حرکت و شدن از صورتی به صورت دیگر است و لهذا به عالم طبیعت، «جهان» گفته‌اند.

«جهان» اسم فاعل از جهیدن و به معنای «جهنده» است؛ یعنی موجودات نشئه عالم ماده آناً فآناً از قوه به سوی فعلیت جهش می‌کنند و در حال حرکت‌اند و این همان بحث اساسی «حرکت جوهری» در حکمت است.

«کائنات جو» از قبیل ابر و باد و مه و برف و باران و نیز کائنات ارض مثل امواج دریا و زلزله و آتشفشان و مانند آن‌ها را اگر نیک بنگریم، می‌یابیم که این حرکت است که اشیاء را به‌صورت‌های یاد شده درمی‌آورد و منشأ تحول در این‌جا حرکت است.

بنابراین کائنات مذکور در حرکتند و هر موجود متحرک، به محرّک و علت نیاز دارد و چون معلول در حرکت و تغییرات عرض به حساب می‌آید، پس به ناچار علت آن که موضوعش است هم باید در حرکت باشد.

اشیایی که در حرکت هستند، پیوسته در «کون و فسادند»، روز می‌آید و می‌رود، آفتاب طلوع می‌کند و غروب دارد. دحوالارض هم این طور است و هیچ بعدی برای تکرار آن نیست. تکرار حوادثی چون زلزله، باران و امثال آن به خاطر کثرت وقوع آن قابل قبول است، ولی قبول تکرار واقعه دحوالارض به دلایلی از جمله زیاد بودن فاصله زمانی بین دو دحوالارض در نظر بدوی کمی دشوار است.

واقعیت این است که سطح کره زمین به اذن الله دحوالارض‌های فراوانی را تجربه کرده و نیز به اذن الله آبستن «دحوالارض‌های» متعددی در خود است که به تعبیر قرآن «تلک الایام نداولها بین الناس»؛ (آل‌عمران/۱۴۰)

بوعلی سینا

جناب «بوعلی سینا »در فصل ششم از فن پنجم طبیعیات شفا، پس از بیان مطالبی حول« انطباق و انفتاح معدل‌النهار و منطقةالبروج» می‌گوید «بنابراین چنین می‌نماید که در عالم، قیامات متوالی در سنینی واقع شده باشند و تاریخ آن‌ها مضبوط نباشد و هیچ مستنکر نیست که حیوانات و نباتات [برّی] دوره‌ای تباه شوند و در دوره بعد به تولد پدید آیند بدون توالد و برهان بر رد آن نیست».

زمین برای انسان و تکامل روحی او خیلی اهمیت دارد؛ چراکه تمام انبیاء و اولیاء الهی در همین زمین به کمالات روحی و انسانی‌شان نائل شده‌اند و می‌شوند.

حضرت آیت‌الله حسن‌زاده در رساله «رتق و فتق» می‌فرماید «و یکی از معانی آیه « إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَة»؛‌ (بقره/۳۰) این است که پس از انفتاح دو عظیمه یاد شده و دحو الارض جدید، آدمیان وجود یافته جدید، جانشین آدمیان دوره پیش‌اند. در تفاسیر، وجوهی چند در معنی خلیفه گفته آمد ولکن خلیفه بدین معنا را متعرض نشده‌اند.»

از دیگر آیاتی که معاضد ما در این بحث می‌تواند باشد، آیه «إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرِینَ»؛ (نساء/۱۳۳) است.

رابطه دحوالارض با مکان کعبه

اساساً «میان کعبه با دحوالارض» و نخستین مکان خشکی در آن، یک رابطه وجودی و ذاتی برقرار است.

به این معنا که تحقق وجودی یکی از آن دو، موجب تحقق وجود دیگری است، لذا فقها و محدثین و نیز علمای علم طبیعی و هیوی کلمه «کعبه» را در تعریف دحوالارض لحاظ کرده‌اند.

در «الروضة البهیة» شهید ثانی آمده است «یستحب من الصوم علی‌الخصوص اول خمیس من الشهر... و یوم الغدیر و الدحو للأرض أی سبطها من تحت الکعبه و هو الخامس و العشرون من ذی‌القعدة.» شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان و در بخش اعمال مخصوص شب بیست‌وپنجم ذی‌قعده می‌نویسد «شب دحوالارض است؛ یعنی پهن شدن زمین از زیر خانه کعبه بر روی آب.» در ادعیه ما نیز برای مخاطب قرار دادن حق متعال مکان لفظ «داحی الأرض» از عبارت «داحی الکعبة» استفاده شده است؛ چنان‌چه در دعای مخصوص روز دحوالارض وارد شده که «اللهم داحی الکعبة و فالق الحبة...».

«علامه شعرانی« در این خصوص فرمود «آب همه کره زمین را فراگرفته بود و چون فرو نشست، قهراً جای بر آمده زمین که قبه آن است و تقبب آن بیش از جاهای دیگر است، در نخستین بار نمودار شده است و آن مکه مکرمه است و چون آب کم‌کم فرو نشست و تقلیل یافت، قسمت پدید آمده زمین به تدریج گسترش یافت که از آن تعبیر به دحوالارض شده است».

روایات این باب و کلمات اهل فن، این مطلب مهم را به طالبان علوم می‌فهماند که نخستین مکانی که به‌عنوان خشکی در روز دحوالارض نمودار می‌شود، مقدس‌ترین مکان کره زمین و در حقیقت همان مکانی است که بعدها به اذن الله و به دست انسان کاملی، بیت‌الله الحرام در آن‌جا بنا می‌شود و این یک سنت رایج الهی است و مکان کعبه فعلی نیز از این سنت استثنا نبوده که فرمود: «لن تجد لسنة الله تبدیلا و لن تجد لسنة الله تحویلاً» (فاطر/۴۳)

راز اختصاص شریف‌ترین مکان زمین به بنای کعبه و قبله قرار گرفتن آن برای همه مسلمین توسط حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی‌ صلی الله علیه و آله و سلم به وحی الهی «فولّ وجهک شطر المسجد الحرام»؛ (بقره/۱۴۹) تا پایان این دوره از دحوالارض و به تعبیری قیام قیامت این دوره و ساختن کعبه توسط حضرت ابراهیم؛ «وإذ یرفع إبراهیم القواعد من البیت»؛ (بقره/۱۲۷) به مسئله شریف دحوالارض برمی‌گردد.

تقدیم دحوالارض بر کعبه یا برعکس

با این سؤال قابل طرح است که آیا دحوالارض بر تعیین مکان کعبه مقدم است کما این‌که ظاهر آن چنین می‌نماید؛ یعنی هر نقطه‌ای که در حادثه دحوالارض زودتر از نقاط دیگر زمین سر از آب بیرون آورد و به‌عنوان خشکی نمودار شود، به‌عنوان کعبه تعیین می‌شود، یا عکس آن ثابت است؟ یعنی آن مکان مقدس قبل از دحوالارض معین است و حادثه مذکور تنها نقاب را از چهره دلربای مکان کعبه کنار می‌زند و آن را به جهانیان معرفی می‌نماید که پری‌رویی تاب مستوری ندارد.

در تفسیر نورالثقلین و کنزالدقایق ذیل آیه کریمه «والأرض بعد ذلک دحاها»؛ روایتی از امام صادق‌ علیه السلام منقول است که در آن جناب ابوحمزه ثمالی سؤالی درباره کیفیت پیدایش کعبه می‌پرسد و امام‌ علیه السلام جوابی می‌فرمایند که فرازی از آن جواب چنین است: «إن الله خلقه قبل الأرض ثم خلق الأرض من بعده فدحاها من تحته»؛ یعنی همانا خداوند بیت عتیق را قبل از خشکی زمین آفریده است و خشکی را از زیر آن گسترش داده است.

همچنین در کتاب «الفرقان فی التفسیر القرآن»(آیت الله دکترمحمدصادقی تهرانی) این روایت مذکور است که مردی از امام امیرالمؤمنین‌(ع) مولود کعبه می‌پرسد که چرا مکه را مکه می‌نامند؟ و امام‌ در جواب فرمودند «لأنّ الله مکّ الأرض من تحتها أی دحاها»؛ یعنی بدان سبب که خداوند خشکی زمین را از زیر آن گسترش داده است.

در بحارالانوار نیز منقول است که «سأل الشامی امیرالمؤمنین‌ علیه السلام لم سمیت مکة أم القری؟ قال لأنّ الأرض دحیت من تحتها»؛ (بحارالانوار/ج۹۶/ص...) در وقت انطباق دایره منطقةالبروج با دایره معدل‌النهار، بارش باران‌های فراوان و جوش و خروش دریاها و اقیانوس‌ها تا بدان‌جا ادامه می‌یابد که تمامی سطح خشکی زمین به تدریج در زیر آب‌ها فرو می‌رود. پس از آن آسمان‌ها به مدت طولانی از بارش امساک می‌کنند تا این‌که بار دیگر دو دایره مذکور از یکدیگر انفتاح یافته از هم جدا می‌شوند. در این شرایط روایاتی وجود دارد که حاکی از آن است که بادهای سهمگین بر دریاها وزیدن گرفته و امواج بلندی در سطح دریاها ایجاد می‌شود و آب‌ها بر آب‌ها کوبیده می‌شوند. از برخورد امواج با یکدیگر، کفی ایجاد می‌شود و این کف به‌قدری زیاد می‌شود که کوهی از کف در نقطه‌ای نمایان می‌شود. بیت عتیق در حقیقت همین کوه از کف است که از جهت وجودی، مقدم بر پدیدار شدن خشکی و به اصطلاح دحوالارض است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده قسمت پایانی:ایسنا است بااندکی اصلاحات واضافت+تصاویر.

زندگینامه علامه سید محسن امین"خودنوشت"۹ماه قبل ازفوت

ماجرای« نمازباران علامه سیدمحسن امین»...قحطی درعراق ولبنان وبی پولی سیدمحسن امین..... ممنوع کردن قمه زنی وعوارضی که دامنگیرعلامه سیدمحسن راگرفت،«شیخ موسی شراره»کیست؟

«علامه سید محسن امین» درجلد دهم اعیان الشیعه نوشت:«شرح حال خود را زودتر برای چاپ آماده کردم چون بیم آن می رفت که اَجَل مُهلت درج آن راندهد»واما قبل ازانتشاراین کتاب درگذشت. 

نگارش خاطرات سید محسن امین:اول شوال ۱۳۷۰ تاهفتم شوال ۱۳۷۰(۲۰ تیر ۱۳۳۰)-وفات  ۴ رجب ۱۳۷۱(۱۰ فروردین ۱۳۳۱)۹ماه بعدازنگارش خاطرات.

«علامه سیدمحسن امین» کیست؟

سید محسن امین درباره زندگینامه اش نوشت:«در این زندگینامه اکثر اتفاقات زندگی خود را بازگو کرده ام، به این امید که تذکار و عبرتی باشد»

مؤلف کتاب اعیان ‏الشیعه:«خودم را در شمار اهل علم می دانم، امیدوارم خداوند مرا جزو صالحان محسوب کندو از برکاتشان برخوردار شده باشم»


«علامه سید محسن امین حسینی عاملی»:من، ابومحمد باقر، محسن فرزند سید عبدالکریم، که نسبم با چند واسطه به زید شهید فرزند امام زین العابدین علیه السلام منتهی می شود، در قریه «شقراء» از توابع جبل عامل در سال ۱۲۸۴ق متولد شدم; اکنون که مشغول تحریر این کلمات هستم اول شوال ۱۳۷۰ است و ۸۶ بهار از عمرم می گذرد، با اینکه به مرحله «رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً۴مریم»رسیده ام.

«سید محسن امین»: ضعف و انواع بیماریها تنم را، که پی درپی با مشکلات و اندوه زمانه دست و پنجه نرم کرده، می آزارد و علائم مرگ یکی پس از دیگری خود را نشان می دهد . مع الوصف بحمدالله عزم، هِمّت و جدیّت به همان میزانی که در دوران جوانی بوده باقی است و با اینکه از تواناییم بر انجام کار کاسته شده بحمدالله مشاعرم سالم است و موفقیت بر مطالعه، تصنیف و تالیف، شبانه روز همچون گذشته ادامه دارد و به کار دیگری، جز آنچه ضرورت اقتضا کند، نمی پردازم .

علامه سید محسن امین حسینی عاملی: نمی دانم مرگ حتمی کی فرا می رسد ولی گویا در چند قدمی من است! از خداوند متعال حُسنِ عاقبت و ادامه طاعت و موفقیت برای اتمام و چاپ این کتاب اعیان الشیعه را خواهانم.

سید محسن امین :مکرر از بزرگان فامیل شنیده ام که اصل ما از «حله » بوده، یکی از اجدادم بنابر درخواست اهالی «جبل عامل» به این منطقه عزیمت می کند تا مرجع دینی مردم باشد .

خاندان ما معروف به «قشاقش » یا «قشاقیس » بوده، دقیقا روشن نیست از چه رو چنین نسبتی داشته است اما اکنون به واسطه انتسابی که به «سید محمد امین فرزندِ سید ابوالحسن موسی» و پدر جدِّ ما(سید علی امین) دارد به «آل امین » معروف است .

سید محسن امین :«پدرم سید عبدالکریم فرزندّ سید علی» مردی پاک سرشت، پرهیزکار، خوش نفس، صالح و عابد بود، بسیار از خوف خدا می گریست .

مادرم، فرزند عالم صالح(شیخ محمدحسین فلحه میسی) از زنان دانشمند، صالح، پاک نهاد و باتدبیر بود که بر «اوراد» و «ادعیه» مواظبت داشت .

جدِّ مادریم(شیخ محمدحسین فلحه) از خاندان «رزق » عالمی فاضل و متقی و شاعری وارسته بود که در مدرسه «جبع » تحصیل کرده سپس به نجف عزیمت نمود و در همانجا از دنیا رفت .

دوران کودکی من

سید محسن امین :من یگانه فرزند خانواده بودم . بیش از هفت بهار از عمرم نگذشته بود که مادرم مرا نزد معلم قرآنی که در روستا بود برد .

وقتی قدم به مکتب خانه نهادم، چنانکه طبیعت کودکان است، دلم سخت گرفت و بشدت آزرده خاطر شدم .

از طرفی دیگر آن روزها بر فضای مکتب خانه ها نحوه ای قساوت و بیرحمی حاکم بود .« چوبه فلک» بر دیوار بالای سر معلم آویخته شده بود، دو عصای کوچک و بزرگ در کنار معلم بود، بچه ها در کنار او نشسته بودند .

آنگاه که بر کسی خشم می گرفت به تناسب دور و نزدیک بودن از یکی از عصاها استفاده می کرد و هر گاه بر همه غضب می کرد، با عصای بلند بر پاهایشان می نواخت .

کودکان را نیز گویا جز صبر و تسلیم چاره ای نبود، زیرا بیم آن داشتند که در صورت اعتراض با فلک پذیرایی شوند .

 

اولیای دانش آموزان نیز به تصور اینکه اعمال این روش به مصلحت کودک است، اعتراضی نداشتند بلکه چه بسا به معلم می گفتند: «گوشت مال تو و پوست و استخوان مال ما

سید محسن امین :آن روز نزد معلم ماندم . ولی روز بعد از رفتن به مکتب سر باز زدم! پدر و مادرم نمی خواستند مرا مجبور کنند چون به تنها فرزند خانواده خود عشق می ورزیدند . از این رو مادرم آموزش مرا خود به عهده گرفت، نوشتن را نیز نزد بعضی از بستگان خوش خط در مدت کوتاهی آموختم . در کودکی اشتیاق چندانی به بازی در خود نمی دیدم، شنا و اسب سواری و رزم آوری را، چنانکه در آن محیط معمول بود، فراگرفتم .

علامه سید محسن امین :به هرحال، گرچه آن روز آموزش با قساوت همراه بود ولی نمی توان گفت بهره های اخلاقی و دینی امروز با آن روز برابر است.

آموزش صرف ونحو

سید محسن امین:پس از ختم قرآن و آموختن کتابت، به علم نحو و آموزش خوشنویسی پرداختم . نخست متن «اجرومیه» را حفظ کردم و چنانکه معمول بود خود، امثله آن را اعراب گذاری کردم .

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آجُرّومِیّه، نام رساله المقَّمه الآجرومیه فی مبادی ء العربیه در نحو که آن را ابوعبدالله محمد بن محمد بن داوود صَنْهاجی (۶۷۲ ـ۷۲۳ق) معروف به ابن آجُرُّوم در مکه تألیف کرده است،شارح این کتاب ،احمد حبیب قصیر عاملی می باشد./پایان.

ادامه زندگینامه سید محسن امین به روایت خودش : در این کتاب(آجُرّومِیّه) ابتدا اعراب بسمله را، آورده با تعبیری مؤدبانه می گوید: علامت جر الله کسر هاء است اما در غیر لفظ جلاله گفته می شد: علامت جر آن کسر آخر است. در این کتاب در شمار نواصب «کی » و «لام کی » را ذکر می کند . با اینکه وقتی بر «کی » لام داخل شود نقش اصلی در نصب را «کی » بر عهده دارد و لام، جاره است . و نیز جزو حروف جازمه «لم » و «لما» و «الم » و «الما» را آورده که اشتباه است.

سید محسن امین:بعضی اوقات به آموختن خوشنویسی می پرداختم . عصرها خود را ملزم به خواندن و مرور درسهای گذشته کرده بودم که بتنهایی این کار را انجام می دادم .

سید محسن امین:خانه ما دو قسمت داشت، در قسمتی از آن مادر و خواهرانم به سر می بردند و در بخش دیگر من بتنهایی درسهای روز گذشته را با صدای بلند تکرار می کردم.

بعد از خواندن «حروف جر» و «حروف قسم» و «اعراب» مثالهای زیاد آنها،

وقتی به «نواصب دهگانه» و «جوازم هیجده گانه» رسیدم، از «اعراب امثله» زیاد و طولانی آنها خسته شدم . از این رو از نواصب و جوازم تنها به آوردن نام آنها قناعت کردم.

روزی تنها نسخه «آجُرّومِیّه» را از دست دادم که برایم ناگوار بود، ناگوارتر از مصیبت صاحب مغنی که مغنی او در سفر حج به دریا افتاد; چون وی دو باره از حفظ نوشت اما من نمی توانستم . اکنون درست به یاد ندارم که بعد چه کردم .

مرحله بعد شروع کتاب- قطر الندی و بل الصدی - از ابن هشام(ابن هشام، عبدالله بن یوسف، ۷۰۸ - ۷۶۱ ق.) در نحو، و «شرح تصریف» از تفتازانی(سعدالدین مسعود تفتازانی متوفی۷۱۲ق) بود.

این دو کتاب را به همراه دو تن از عموزادگانم که بزرگتر از من بودند نزد پسر عمویم سید محمدحسین که مردی فاضل و خوش اخلاق بود می خواندیم .

روش درسی چنین بود که بعد از آنکه مؤدب در حضور استاد می نشستیم یکی از شاگردان متن کتاب را می خواند و سایرین دقت می کردند تا اشتباههای وی را تذکر دهند . سپس استاد آن بخش را توضیح می داد . بعد از درس در جلسه مباحثه همان شخص که عبارت را خوانده بود درس را تقریر می کرد و دیگر شاگردان با دقت نقل وی را دنبال می کردند . روز بعد شاگرد دیگری در حضور استاد عبارت را می خواند و در جلسه مباحثه بحث می کرد.

سید محسن امین:یکی از دوستان پدرم بزاز بود . مسافرتی در پیش داشت . از او خواستم دیوان شعری از بیروت(لبنان) برایم تهیه کند . او نیز دیوان «ابوفراس حمدانی » را برایم خرید.

آن کتاب را خواندم و بسیاری از اشعارش را حفظ کردم و هم اکنون نیز حفظ هستم . اغلب اشعار آن برایم روشن بود ولی چون در سن کودکی بودم و از طرفی اولین دیوان شعری بود که می خواندم یا بخشی از آن را نمی فهمیدم یا بخوبی متوجه نمی شدم .

سید محسن امین:مدتی کوتاه نزد استاد و پسر عمویم ماندم ولی بهره چندانی عایدم نشد; چون در شرایطی نبودم که بدانم چگونه باید درس خواند، راهنما نیز نداشتم گرچه پسر عمویم مردی فاضل بود .

حدود سال ۱۲۹۷ جناب سید جواد مرتضی از عراق به روستای خود - عیثا الزط - آمد . با گروهی از طلاب کتاب «قطر الندی» را خدمت ایشان می خواندیم.

میخواندم ولی چیزی نمی فهمیدم

سید محسن امین:در طفولیت چنین بودم که در مطالعه از مطالب چیزی نمی فهمیدم و در درس نیز فکرم پریشان بود . مدت کوتاهی بدین منوال گذشت، تمام همسالان من مشغول بازی بودند، به خود می گفتم تو تا اینجا آمده ای تا بهره ای ببری نه همچون کودکان به بازی بپردازی.

پس کمر همت بسته عزم را جزم کردم . شب که کتاب را باز کردم در مقابل، چراغی بود که طلبه ها دور آن حلقه زده مطالعه می کردند،وقتی به عبارت نگاه کردم باز برایم نامفهوم بود، اما ناگهان نوری بر من تابید که مسرور و متنبه شدم . گویا تازه دریافتم که چگونه باید مطالعه کرد و چگونه فهمید.

سید محسن امین:از آن هنگام تا به امروز، همواره استوار و بلند همت با تمام توان مشغول فراگیری علم، از طریق مطالعه، مذاکره، تالیف و تدریس در فنون مختلف صرف و نحو، منطق و بیان، فقه و اصول در مدارس «جبل عامل» و «نجف» هستم و هیچگاه خسته نشده ام.

اجتناب ازغیرعالم

علامه سید محسن امین:از معاشرت با کسی که بهره علمی از او نمی بردم خودداری ورزیدم و بر رنج دوران صبور بودم .

اجتناب ازغیبت

علامه سید محسن امین:خداوند بر من منت نهاده با دوستی زیرک، کوشا و باتقوا آشنا شدم.

جناب «شیخ محمد دبوق» که از من بزرگتر بود، سخت از غیبت کردن و شنیدن آن پرهیز داشت; هرگاه کسی می خواست غیبت کند، به گونه ای بایسته و بدون اینکه صریحا او را نهی کند، موضوع صحبت را عوض می کرد و هر صحبتی که پیش می آمد شعر یا حکایتی را به عنوان استشهاد مطرح می کرد.

علامه سید محسن امین:ما دو نفر نزد سید جواد مرتضی درس می خواندیم، وقتی مساله ای طرح می شد تا شاگرد خوب نمی فهمید از آن نمی گذشت . گاه استاد مساله ای را دو سه بار تکرار می کرد تا دوستم بفهمد و من از این تکرار رنج می بردم ولی چیزی نمی گفتم .

سید محسن امین:هنگام مباحثه دو زانو روبه روی من می نشست، بدون اینکه به جایی تکیه کند، به راست و چپ متمایل شود و یا به جای دیگر توجه کند . وقتی او را چنین می دیدم شرمنده شده مانند وی می نشستم گاه هم طبیعت کودکانه بر من مسلط می شد و تغییر حالت می دادم، دوباره یادم می آمد و به حالت نخست بر می گشتم . در هر صورت، همراه دوست گرامیم شیخ محمد دبوق، شرح قطر الندی، علم صرف و نیز شرح ابن ناظم تا بحث «نعم » و «بئس » را با دقت خواندیم .

پس از اتمام شرح قطر الندی به ادامه شرح ابن ناظم بر الفیه پرداختیم در این میان به شرح شیخ رضی بر کافیه ابن حاجب نیز با تمام دقت مراجعه می کردیم; این شرح از مهمترین کتابهای نحو و حاوی فلسفه علم نحو و لغت عربی با شیوه ای بدیع است . نیز کتابهای مشهور دیگر مثل شرح خیامی را مرور می کردیم، کتاب تصریح تالیف خالد ازهری را نتوانستیم تهیه کنیم . یکی از بستگان نسخه ای خطی و حجیم از این کتاب داشت که قسمتهایی از آن از بین رفته بود; با اینکه ارزشی نداشت اما چون گوهری کمیاب از عاریه دادن آن به ما دریغ داشتند، با خواهش و تمنا آن را عاریه کردیم . البته بعدها نسخه ای چاپی یافتیم که بسیار خوشحال شدیم . آنچه را گفتم برای این بود که معلوم شود در راه کسب دانش چه رنجهایی را متحمل می شدیم .

سید محسن امین:روزهای پنجشنبه غالبا بعد از ظهر از «عیثا» به زادگاه خود «شقراء» می رفتیم و عصر جمعه بر می گشتیم.

روزی به علت آمدن باران نتوانستیم به «عیثا» بازگردیم، آن روز مادرم برای پیدا کردن «شرح الفیه»(ابن مالک بن ناظم) به زحمت افتاد تا از مطالعه درس در شب شنبه باز نمانم و بالاخره آن را پیدا کرده آورد .

همراه با «شرح الفیه ابن ناظم»و «شرح جاربردی بر کافیه ابن حاجب» را نیز که مربوط به تصریف است می خواندیم.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:شرح «شافیه» ابن حاجب در صرف، معروف به «صرف رضی»؛ شرح «کافیه» ابن حاحب در نحو، معروف به «شرح الکبیر» یا «شرح الرضی»؛ شرح «قصائد سبعه» ابن ابی‌الحدید؛ حاشیه بر «شرح تجرید العقاید الجدیده و الحاشیه القدیمه» است.

«رضی الدین محمد بن حسن ‌استرابادی»(متوفی ۶۸۸ق‌)، معروف به «فاضل رضی» و «شارح رضی»، و ‌ملقب به «نجم‌الائمه» و «رضی‌الدین»؛ عالم امامی، ادیب و نحوی شیعی قرن هفتم است‌./پایان.

ادامه خودنوشت علامه سید محسن امین:وقتی در شرح الفیه به بحث «نعم و بئس » رسیدیم، دوستم جناب «شیخ محمد دبوق» به همراه دوست خود پیاده و در لباس دراویش برای زیارت عتبات، عازم عراق شد.

در این فاصله شرح الفیه را تمام و «مغنی اللبیب»(ابن هشام الانصاری) را شروع کردیم . به یاد دارم وقتی به کلمه «اَجَل » رسیدیم عبارت «و قید المالقی » - منسوب به مالقه از شهرهای اندلس - را قیدا لما لقی (به صیغه ماضی) می خواندم!.

سید محسن امین:حدود سال ۱۳۰۰ ه بود که در شهری دیگر علم بیان و منطق را از کتاب مطول و حاشیه «ملاعبدالله زنجانی» بر تهذیب «سعدالدین تفتازانی» شروع کردیم.

استادمان روش عجیبی داشت، و بی توجه به عبارات و محتویات کتاب، مطالبی می گفت که نمی فهمیدیم، در مباحثه هم متوجه می شدیم که چیزی از درس به یاد نداریم، اغلب با مطالعه و مراجعه به حواشی مطالبی دستگیرمان می شد که آن را مباحثه می کردیم.

به خاطر حُسن ظنی که به استاد داشتیم بر این گمان بودیم که او مطالب بلندی را عنوان می کند ولی ما قابلیت درک آن را نداریم.

سید محسن امین:به او می گفتیم فراتر از تفسیر عبارت کتاب چیزی را نمی خواهیم، می گفت: دست و بال مرا ببندید، مرا به بند بکشید من جز این بلد نیستم و راست می گفت، حقا روش او شگفت آور بود .

«شیخ موسی شراره »کیست؟

سید محسن امین:چون دیدیم از درس این استاد نمی توانیم استفاده کنیم، به روستای بنت جبیل رفتیم . در این روستا بودم که «شیخ موسی شراره» از عراق به آنجا آمد . وی برخلاف معمول بدون اطلاع قبلی و بدون هیچگونه تشریفات، ساده و بی آلایش سوار بر استری کرایه ای وارد شده در منزل «شیخ محمدحسین مروه» فرود آمد، تنها خویشاوندان وی برای استقبال آمده بودند . وقتی مردم حرفهای وی را شنیدند و کارهای او را مشاهده کردند پی به عظمت او برده مقام بلندی برای او قائل شدند .

«شیخ موسی شراره» سعی بلیغی در فعالیتهای اصلاحی - دینی داشت.

وی مدرسه ای تاسیس کرد که در آن علوم عربی، اعم از نحو، صرف، بیان، منطق، اصول و فقه، تدریس می شد; عده ای از طلاب در آنجا گرد آمده هم خود استفاده می کردند و هم برای دیگران مفید بودند .

«شیخ موسی شراره»،عزای حضرت سیدالشهدا را احیا کرد و برای سوگواری، مجالسی همچون مجالس عراق ترتیب داد، برای شعر عاملی و اجرای آن در مجالس سوگواری روشی ابداع کرد.

در مجالسی که بدین منظور ترتیب می یافت موعظه می کرد و روایاتی از نهج البلاغه می خواند . گاه نیز از من می خواست که به جای او سخنرانی کنم .

«شیخ موسی شراره»یکبار به من می فرمود: «تمام اوصاف تو خوب است جز شدت حیا و حجبی که داری»

 ایشان مجالس فاتحه و خواندن شعر در آن را به روشی که در عراق معمول بود، مرسوم کرد و به ادبا روش نقد شعر را آموخت و مرا به سرودن شعر ترغیب کرد .

از جمله مجالسی که ترتیب داده بود چهار مجلس بود که یکی از آنها در شب جمعه در حضور خودشان برگزار می شد و دو مجلس دیگر صبح جمعه ها پشت سر هم بود . مجلسی هم عصر جمعه تشکیل می شد . در مجلس اولی موعظه می کرد، طلبه ها مذاکراتی علمی داشتند، نهج البلاغه خوانده می شد و از طلبه ها پرسش می کرد، افرادی را که پاسخ می دادند تشویق و آنها که از پاسخ دادن عاجز می ماندند سرزنش می کرد .

 گاه نیز از من می خواست که به جای او سؤال کنم . مجالس سوگواری که او ترتیب می داد گرچه خالی از اشکال نبود ولی آغاز اصلاح مجالس سوگواری دیگر به شمار می رفت .

سید محسن امین:من در تالیف «لواعج الاشجان» و «المجالس السنیة» به این نکته پی بردم که بخشی از آنچه مرثیه خوانها در عراق می خوانند دروغ است و بخشی دیگر مشوب به زوایدی بی اساس است.

تحریفات در قتل امیرالمؤمنین

مثل اینکه می گویند: وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام را «ابن ملجم» مضروب ساخت، «حبیب بن عمرو» به حضرت علی(ع) گفت:«ان البرد لایزلزل الجبل الاصم و لفحة الهجیر لاتجفف البحر الخضم و اللیث یضری اذا خدش و الصل یقوی اذا ارتعش » : سرما کوه استوار را متزلزل نمی سازد و وزش باد گرم دریای وسیع را نمی خشکاند و شیر چون زخمی شود درنده تر می گردد و مار آنگاه که بلرزد قویتر می شود .

مقتل: فقط «لهوف» سید ابن‌طاووس (متوفی ۶۶۴ق)

علامه سید محسن امین:این گفتار پرنقش و نگار را هیچ مورخ و محدثی نقل نکرده بلکه ساختگی است ولی مرثیه خوانها در عراق، آن را می خوانند و در کتاب «سفینه» شیخ موسی شراره نیز آمده است!.

«از اصلاحات(تغییراتی) که شیخ موسی شراره به وجود آورد این بود که تنها خواندن مقتل ابن طاووس (لهوف) را در مجالس عزای حسینی رسم کرد»

علامه سید محسن امین:چون کتاب«لواعج الاشجان» ما تالیف شد، مقتل را از روی آن می خواندند و مرثیه خوانها از «المجالس السنیة» استفاده می کردند . از این رو نقلیات از عیوب و اکاذیب پیراسته گردید .

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«آیت الله موسی شراره عاملی»متولد۱۲۶۵ قمری در۱۱ شعبان۱۳۰۴ قمری درگذشت،فرزندش(شیخ عبدالکریم شراره ای)جانشین پدربود زعامت مدرسه بنت جبیل راعهده داربود  در جمادی الثانی ۱۳۳۲درگذشت.

ادامه خاطزات زندگی علامه سید محسن امین به روایت خودش:در بنت جبیل، درس را خدمت «سید نجیب فضل الله حسنی عیناثی» ادامه دادیم. مطول و حاشیه ملاعبدالله را نزد وی تمام کردیم، شرح شمسیه را نیز با تمام دقت خواندیم .

در این میان به «شرح مطالع در منطق»، نیز مراجعه می کردیم . سپس معالم را شروع کردیم . ضمنا به حاشیه سلطان و شیروانی و غیره هم مراجعه می کردیم .


علامه سید محسن امین:تصمیم گرفتیم که «شرائع »را بخوانیم، یکی دو جلسه حضور بعضی رفتیم که از عهده تدریس بر نمی آمد، ناچار او را رها کرده دیگری را نیز نیافتیم.

کتاب«شرایع الاسلام»محقق حلی(متوفی۶۷۶ ق) 

 وقتی مطول می خواندم حاشیه ای بر آن نوشتم و نیز حاشیه ای بر معالم، و کتابی در نحو، تدوین کردم.

سید محسن امین:پدرم که در عراق بود پسرعموها از وی خواسته بودند مرا به نجف بفرستد . وقتی بازگشت، از جمله کسانی که به دیدن او آمدند شیخ موسی شراره بود.

پدرم ضمن صحبت خواسته پسر عموهایم را بازگفت . هنوز صحبت او تمام نشده بود که «شیخ موسی شراره» گفت: پسر عموهایش بالاتر از او نیستند .

علامه سید محسن امین نوشت:سرانجام «شیخ موسی شراره» در سال ۱۳۰۴ ق به مرض سل مزمن درگذشت.

علامه سید محسن امین:طلبه ها متفرق شده هر کس به وطن خویش بازگشت . معمولا در جبل عامل عمر مدرسه با عمر صاحب آن و یا حتی در زمان حیات او پایان می پذیرد.

علامه سید محسن امین:تصمیم گرفتم بقیه معالم را نزد بعضی از علما که از عراق آمده بودند تمام کرده کتابی دیگر را شروع کنم ولی آنها کفایت لازم را نداشتند.

پس چون ماندن خود را در آنجا بیهوده دیدم، از طرفی مایل به معاشرت با عوام نیز نبودم، با کناره گیری، مشغول تدریس و مطالعه شدم . میل داشتم برای ادامه تحصیل به عراق بروم ولی میسر نبود .

آمدن «آیت الله سید مهدی حکیم» به بنت جیبل

پس از رحلت شیخ موسی شراره، عده ای سرشناس به تشویق گروهی از اهل فضل با فرستادن تلگرافهای متعدد از شیخ محمدحسین کاظمی، که مشهورترین عالم عرب در عراق بود، خواستند یکی از این دو نفر، سید اسماعیل صدر یا سیدمهدی حکیم، را به بنت جبیل اعزام کند بالاخره سید مهدی حکیم پذیرفت

آیت الله سید محمد مهدی حکیم فرزندآیت الله سیدمحسن حکیم(متوفی ۲۷ دی ۱۳۶۶)

علامه سید محسن امین:مردم به استقبال «سیدمهدی حکیم »رفتند، ما نیز چون تشنه ای که به آب زلال رسیده باشد بسیار مشعوف بودیم.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:«آیت الله سیدمحسن حکیم » بعدازرحلت آیت الله بروجردی،از سال ۱۳۴۰ تا زمان فوتش۱۲خرداد ۱۳۴۹)مرجع شیعیان بوده ،وی دارای۱۰پسر است که۵نفرشان(عبدالهادی، عبدالصاحب،علاءالدین،محمدحسین ومحمدباقر)درمبارزه وقیام  شهیدشدند.،یکی ازفرزندانش(سیدمهدی حکیم)درزمان گرفتن عکس،درزندان بعثی بوده است.فوت در ۲۷ ربیع‌الاول ۱۳۹۰ در ۸۴ سالگی 

علامه سید محسن امین:«طُلّاب مدرسه شیخ موسی شراره» جمع شدند، من خانه ای در «بنت جبیل» اجاره کرده با خانواده به آنجا رفتیم.

درسها کم و بیش شروع شد ولی همت ایشان بیشتر صرف وعظ و ارشاد و اصلاح جامعه می شد و کمتر به تدریس اشتغال داشتند . به هر حال هر مصلحی در این عالم رای خاص خود را دارد و همان را اعمال می کند.

نکته جالب آیت الله حکیم در باره «آمربه معروف وناهی ازمنکر»

علامه سید محسن امین نوشت:وی(آیت الله سیدمهدی حکیم» پس از چندی عده ای از افراد سرشناس را جمع کرده به آنها گفت:

«من برای امر به معروف و نهی از منکر به اینجا آمده ام، و این مساله تحقق نمی یابد جز اینکه از مردم بی نیاز باشم. پس ضروری است افرادی جمع شده مزرعه ای را برای من تهیه کنند تا به وسیله آن امرار معاش کنم»

علامه سید محسن امین نوشت:این جلسه پس از صحبتهای زیاد بدون نتیجه پایان پذیرفت و افراد متفرق شدند.

«سید حکیم» نیز وعظ و ارشاد و مسافرتهای تبلیغی را بر ماندن در آنجا و تدریس ترجیح داده از آنجا رفت. بارفتن آیت الله حکیم-باز طلبه ها متفرق شدند; من نیز چون بقیه به وطنم برگشتم و این مساله بر پدرم بسیار گران آمد.

سفر ازلبنان به عراق باجیب خالی

چهار سال به تعلیم و مطالعه گذشت، در سال ۱۳۰۸قمری «شیخ حسین مغنیه» به من گفت: با عده ای تصمیم داریم برای ادامه تحصیل به عراق برویم تو هم با ما بیا.

علامه سید محسن امین نوشت:به پیشنهاد پدرم استخاره کردم، خوب آمد، به همراه خانواده آماده مسافرت شدیم در حالی که حتی یک درهم نداشتم!.

با عنایت الهی از فروش بعضی حبوبات و . . . مقداری پول فراهم آمد و به طرف نجف حرکت کردیم و بالاخره پس از تحمل مشقات فراوان به نجف رسیدیم.

علامه سید محسن امین نوشت:خانه ای را در محله «حویش » اجاره کرده، درس و تدریس را شروع نمودیم . در همسایگی ما فقیه عارف و اخلاقی مشهور، «ملاحسینقلی همدانی»(۱۲۳۹-۱۳۱۱ق) زندگی می کرد دو روز در درس اخلاق وی شرکت کردم ولی رها کرده به فقه و اصول پرداختم . بعدها پشیمان بودم که چرا تا آخرین روز حیات وی در درس او شرکت نکردم، در نجف بودیم که ایشان رحلت کرد . بیشتر شاگردان او از عرفا و صلحا بودند.

روش تدریس در حوزه های علمیه نجف

علامه سید محسن امین نوشت:تدریس در نجف دو مرحله داشت: مرحله اول تدریس سطوح بود که استاد عبارت کتاب را تفسیر می کرد و نظر خاص یا اعتراضی اگر داشت بیان می کرد طلبه هایی که می توانستند، نظر او را رد می کردند و . . . .

ابتدا کتابهایی در صرف و نحو را می خواندند . سپس بیان و منطق و بالاخره فقه و اصول خوانده می شد . برخی نیز به علم کلام می پرداختند . بعضی هم طبیعیات و الهیات می خواندند .

مرحله دوم تدریس خارج بود یعنی خارج از کتاب; برای نائل شدن افراد به درجه اجتهاد درس خارج در محدوده اصول و فقه بیان می شد . مسائل علم اصول یکی پس از دیگری طرح شده اقوال علما و ادله آنها بیان و بررسی می شد، سپس یکی از اقوال، انتخاب و مبرهن می گشت . طلبه ها مناقشه می کردند و استاد آنان را مجاب می ساخت . و نیز در فقه، فرعی عنوان می شد، اقوال و ادله و اجماع بررسی و نظر صائب مشخص می گشت.

علمای مشهور عراق در زمان اقامت علامه سیدمحسن امین در نجف

علمای عجم(ایران): حضرات آقایان شیخ ملا کاظم خراسانی، شیخ آقارضا همدانی، شیخ عبدالله مازندرانی، سید کاظم یزدی، میرزا حبیب الله رشتی، میرزا حسین فرزند میرزا خلیل تهرانی قدس سرهم.

علمای اتراک(تُرک): آقایان شیخ حسن مامقانی و ملامحمد شرابیانی همه این افراد از مدرسین بودند.

علامه سید محسن امین درادامه نوشت:البته افراد دیگری نیز بودند همطراز ایشان که شمارش همه آنها مشکل است.

از علمای عرب آقایان: شیخ محمد طه نجف نجفی، که گرچه اصلشان از تبریز بوده اما خاندانشان عرب شده اند; وی رئیس مدرسین عرب بود.

و شیخ علی رفیش، مدرس، و سید محمدتقی طباطبائی آل بحرالعلوم، مدرس، و شیخ عباس فرزند شیخ علی، و شیخ عباس فرزند شیخ حسن، که هر دو از احفاد شیخ جعفر صاحب کاشف الغطاء بودند.

و سید حسین قزوینی و شیخ محمود الذهب و علمای دیگری که یا در ردیف ایشان بودند یا بالاتر.این بزرگواران در نجف حضور داشتند،

«رئیس کل سامرا »چه کسی بود؟آیت الله میرزای شیرازی

علامه سید محسن امین نوشت: اما در سامرا رئیس کل، جناب «میرزا سید محمدحسن شیرازی» بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:میرزای شیرازی(صاحب فتوای تحریم تنباکو) در اواخر عمر به مرض سل مبتلا شد و سرانجام در شب چهارشنبه ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ در هشتاد و دو سالگی در شهر سامرا درگذشت. جنازه او با حضور علما و انبوه مردم سوگوار از سامرا به نجف اشرف برده شد و در جنب باب طوسی دفن گردید.

«رئیس کل کربلا»

علامه سید محسن امین نوشت:در کربلا «شیخ زین العابدین مازندرانی»بود.

« کاظمین»

در کاظمیه «شیخ محمدتقی» نواده شیخ اسدالله شوشتری و شیخ محمد فرزند حاج کاظم و سید مهدی حیدری و سید اسماعیل صدر و سید حسن صدر و شیخ مهدی خالصی و . . . .

قحطی در عراق و لبنان

علامه سید محسن امین نوشت:بیش از سه سال در عراق قحطی پدید آمد، عائله من به هفت نفر رسیده بود.

همزمان باعراق در جبل عامل نیز قحطی آمده بود .

از این رو در سال، فقط پنج لیره عثمانی برای ما می آمد . این پنج لیره مشکلی را از ما هفت نفر حل نمی کرد . ممر دیگری هم نبود، عادت هم نداشتیم نزد کسی حاجت ببریم . سال اول بعضی از اثاثیه را، که تا حدودی می شد بدون آن زندگی کرد، فروختیم و میانه روی را مراعات کردیم.

آن سال گذشت . قحطی همچنان ادامه داشت ولی چون گذشته بی اعتنا به آنچه پیش آمده و با عفت نفس، ملازم درس و بحث بودیم.

امرارمعاش ازطریق فروش کتاب و فروش طلاهای زن

علامه سید محسن امین نوشت:سال بعد بعضی از کتابها را که نیاز چندانی به آن نداشتیم، فروختیم . سال سوم قحطی نیز «زیورآلات عیال» را فروختم،امرارمعاش کردیم.

سال چهارم قحطی درعراق وبی پولی علامه سیدمحسن امین

اما سال چهارم نه اثاثی بود که بفروشیم و نه کتاب و نه زیورآلات!

قحطی و غلا(گرانی کمبودمأکولات) هم ادامه داشت.

علامه سید محسن امین:لیکن برای ما هیچ چیز عوض نشده بود; بی اعتنا مواظب درس و مطالعه خود بودیم . گویا اصلا مساله ای اتفاق نیفتاده بود.

دراوج قحطی ومفلسی «رزق ازغیب رسید»

علامه سید محسن امین:اما خدا می دانست که چه وضعی داشتیم، از این رو خدا ما را رها نکرد و مثل همیشه بر ما تفضل کرد.

عصریکی ازروزهای سال چهرم قحطی بود، مشغول مطالعه بودم، کسی در زد، دیدم «شیخ عبداللطیف شبلی عاملی» است.

نامه شیخ محمد سلامه عاملی

وی نامه ای به من داد از «شیخ محمد سلامه عاملی» مفاد نامه این بود: شخصی به نام «حاج حسین مقداد» ده لیره عثمانی یا بیشتر به من داده که به شما بدهم .

علامه سید محسن امین نوشت:من شخصی به این نام را نمی شناختم و سابقه نداشت شیخ محمد سلامه، با این همه رفت و آمدی که پیش ما داشت، چنین کاری انجام دهد . دانستم که این وسعت رزق از عنایات خداوند تبارک و تعالی است.

تالیف کتاب «کشف الغامض»

وقتی بحث میراث شرح لمعه را می خواندم دیدم فروعات زیادی دارد . بر آن شدم که از مسائل و حساب فرائض آن یادداشتهایی بردارم . این یادداشتها دستمایه ای شد تا کتابی مبسوط و مستدل به نام «کشف الغامض فی احکام الفرائض» در دو جلد تدوین کنم.

بعدها آن را تلخیص کرده فروعات را بدون ذکر دلیل آوردم و به نام سفینة الخائض فی بحرالفرائض ارائه دادم . سپس به صورت منظوم در آورده به نام جناح الناهض الی تعلم الفرائض چاپ کردم .

در موقع تالیف کشف الغامض در خانه ای محقر زندگی می کردیم . یکی از دو اتاق این خانه در اختیار پسر عمویم سید حسن با خانواده بود و در اتاق دیگری من با همسر و فرزندانم به سر می بردیم . از این رو ناچار حجره ای در مدرسه قطب گرفته با تلاشی شبانه روزی ابتدا دو جلد آن کتاب را نوشتم . سپس از پسرعمویم، فرزند صاحب مفتاح الکرامه بخش میراث مفتاح الکرامه را گرفته استنساخ کردم .

زیارت امام حسین علیه السلام درطول ۱۰ سال اقامت درنجف

بحمدالله تا مدتی که در نجف بودم، که تقریبا ده سال و نیم طول کشید . زیارت امام حسین علیه السلام در ایامی مانند عاشورا، عید فطر و قربان، عرفه و اربعین ترک نمی شد.

زیارت پیاده ازنجف تاکربلا

همیشه قبل از مسافرت به بازار می رفتم و از کسانی که طلب داشتند حلالیت می طلبیدم .

علامه سید محسن امین نوشت:پیاده زیارت کردن را دوست می داشتم، عده ای هم به دنبال من می آمدند.

زندگی مثل اغنیا،خرج مثل فقرا(تدبیردرمعاش)

سید محسن امین نوشت:ایامی که در نجف بودیم همچون اغنیا زندگی و چون فقرا خرج می کردیم و این نبود جز به خاطر حسن تدبیری که در معاش داشتیم; از بازار اجناس را به قرض نمی خریدیم بلکه اگر پول نداشتیم قرض می کردیم و جنس خوب و ارزان تهیه می کردیم . هر میوه ای را در فصل خود می خریدیم تا ارزان باشد.

مشکلات فرهنگی دمشق(سوریه)

اواخر شعبان ۱۳۱۹(نیمه آذر ۱۲۸۰) وارد دمشق شدم . در آنجا مشکلات عدیده ای بود که ناچار می بایست به اصلاح آن می پرداختم:

۱- جهل و بی سوادی به طور فراگیر حاکم بود .

۲- تشعب و حزب گرایی موجب افتراق بین مسلمانها شده بود .

۳- مجالس سوگواری و سخنرانیها به گونه غیرصحیحی اداره می شد.

و در حرم زینب صغری(ام کلثوم) در روستای راویه قمه زنی و امور خلاف دیگری رواج داشت که مبارزه با آن مشکل بود; بخصوص که رنگ مذهبی هم به خود گرفته بود .

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:علامه سید محسن امین معتقداست که حضرت زینب(س) در مدینه مدفون است، قبری که در شهرک«راویه» دمشق است متعلق به زینب صغری (ام کلثوم) است.

علامه سید محسن امین نوشت:تصمیم گرفتم این سه مشکل را مرتفع سازم . نخست کوشیدم تا علوم عربی را شخصا به کسانی که آمادگی دارند بیاموزم . که بحمدالله موفق شدم افراد لایقی را تربیت کنم . همزمان شبها پس از نماز مجالس موعظه داشتم و مسائل فقهی را از تبصره علامه حلی برای مردم بیان می کردم . تصمیم گرفتم دبستانی پسرانه را راه اندازی کنم . ابتدا خانه ای خالی تهیه دیده ملای مکتبی ها را به آنجا منتقل کردیم و بتدریج علوم جدید را وارد مدرسه کردیم . و نیز منزلی را برای راه اندازی دبستانی دخترانه اجاره کردیم .

در سال ۱۳۲۰قمری قبل از تشرف به حج به پیشنهاد فردی خیر با گروهی از تُجّار صحبت کردم تا به اتفاق آنها خانه ای را که قبلا مورد نظر بود جهت مدرسه خریداری کنیم.

سرانجام با تلاشی پی گیر موفق شدیم و پس از مدتی توانستیم با کمک افراد خیر خانه بهتری را تهیه کرده دانش آموزان را به آنجا منتقل سازیم.

این مدرسه هم اکنون، که هفتم شوال ۱۳۷۰(۲۰ تیر ۱۳۳۰) است(هنگام نگارش خاطرات) از نظر کیفیت ساختمانی، حسن اداره، اشراف بر حفظ اصول اخلاقی و شؤون اسلامی، بالا بودن میزان قبولی در امتحانات و داوطلبان حضور در مدرسه، یکی از بهترین مدرسه های دمشق به شمار می آید . کتابهای مختلفی نیز برای کلاسها تنظیم و چاپ شده که حاوی مسائل مختلف و متنوع عقاید، احکام، تفسیر و اخلاقیات است . این کتابها که به فارسی نیز ترجمه شده در مدارس دیگر نیز مورد استفاده قرار می گیرد . برای تامین هزینه های جاری مدرسه گروهی از اهل خیر موقوفاتی به آن اختصاص دادند . مدرسه دخترانه با کمبود فضا رو به رو شده بود که به وسیله فردی خیر خانه ای خریداری و موقوفاتی برای آن قرار داده شد .

این اولین مشکلی بود که خداوند ما را در رفع آن توفیق بخشید . اما مشکل دوم که تحزب و فرقه گرایی بود، چون شناختی برای مقابله با آن نداشتم و از طرفی نتیجه ای بر آن نمی دیدم خود را درگیر با آن نساختم .

مشکل سوم اصلاح کیفی سوگواری حضرت سید الشهداعلیه السلام بود، که در آن کاستی هایی دیده می شد:

۱- وجود نقلیات کذب و کارهای ناصواب در بین ذاکران اهل بیت علیهم السلام . شخصی جریان جنگ جمل را نقل می کرد ضمن صحبتهای خود گفت: «نام آن شتر عسکربن مردویه بود».

علامه سید محسن امین نوشت:پیش خود گفتم ممکن است شتر نامی داشته باشد اما هیچگاه نشنیدم شتری را با نام پدر نیز بخوانند!.

از وی پرسیدم، گفت: این نکته در بحارالانوار است . وقتی به بحار مراجعه کردم، دیدم در آنجا آمده است: «و کان اسم الجمل عسکرا» ، سپس مطلب جدیدی شروع کرده می گوید: ابن مردویه . . . .

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: درجنگ  صفین .جمل عائشه را بر شتری حمل کرد که نام او عسکر بود و این ماجرارایکی ازراویان « ابى بکر احمد بن موسى بن مردودیه الاصفهانى» نقل کرده است.

الجمل مع عائشة وهو صاحب الجمل اعطاه عائشة وکان الجمل یسمی عسکرا.

ادامه خودنگاری علامه سید محسن امین:با استناد به منابع معتبر کتاب لواعج الاشجان را در مقتل نوشتم، پس از آن کتاب اصدق الاخبار فی قصة الاخذ بالثار و الدر النضید فی مراثی السبط الشهید و النعی تالیف محمد بن نصار را چاپ و رایج ساختم . و چون دیدم که آموزش ذاکران جز با تالیف کتابی میسر نیست، کتاب المجالس السنیة فی مناقب و مصائب النبی و العترة النبویة را در پنج قسمت تالیف کردم; چهار قسمت اول در باره امام حسین علیه السلام و جلد پنجم مخصوص پیامبر، حضرت زهرا و سایر ائمه علیهم السلام است .

ممنوع کردن(تحریم)قمه زنی

«علامه سید محسن امین» نوشت:از جمله اموری که در بر پایی سوگواری رخنه کرده بود قمه زنی، و مانند آن بود . این امور به نص شرع و حکم عقل حرام است، مجروح ساختن سر ایذای نفس بوده عقلا و شرعا حرام است و هیچ فایده دینی و دنیوی بر آن مترتب نیست . گذشته از آن ضرری دینی را نیز به دنبال دارد و آن اینکه چهره ای وحشی و مسخره از شیعه اهل بیت ارائه می دهد . انجام این کارها موجب وهن شیعه و مذهب تشیع شده ناخوشایند خدا و رسول و اهل بیت خواهد بود.(درباره تخریم قمه زنی)

مخالفت بافتوی علامه سیدمحسن امین درایران(درباره تخریم قمه زنی)

علامه سید محسن امین:من هیچگاه در این مراسم شرکت نکردم و همواره نهی می کردم تا برچیده شد . در این باره کتاب« التنزیه» را نوشتم که به فارسی نیز ترجمه شد.

از این رو بعضی در مقابل ما با ایجاد جار و جنجال و تحریک اوباش و گروهکهای منسوب به دین بشدت ایستادند، اما تلاششان ناکام ماند و به نتیجه ای نرسیدند.

علامه سید محسن امین:در بین مردم شایع ساختند که فلانی اقامه عزا را تحریم کرده و ناگوارتر آنکه به ما نسبت خروج از دین را دادند و در این زمینه بعضی از روحانی نمایان متحجر را ابزار قرار دادند.

علامه سید محسن امین درادامه نوشت: وقتی که به آنها گفته شد: فلانی همان شخصی است که ابتدا مجالس عزا را در دمشق راه اندازی کرد، شایع ساختند که این در اول کارش بود ولی پس از مدتی از اسلام خارج شد!.

این گروه در مقابل ما موضع گرفتند; مجلسی را همچون مسجد ضرار ترتیب داده به شخصی پولی دادند تا علیه ما در آن مجلس شعر بخواند، دیگری خانه خود را رهن داده در آمد آن را در این راه مصرف می کرد!.

سفرحج

در سال ۱۳۲۱ قمری به همراه خانواده از دمشق به قصد حج عازم مکه مکرمه شدیم . سر راه به مصر رفته به زیارت« راس الحسین» علیه السلام مشرف شدیم . سپس قبر منسوب به حضرت زینب را زیارت کردیم (در حرف «ز» از اعیان الشیعه گفته ایم که صاحب این قبر کیست.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:به اعتقاد مرحوم امین، صاحب این قبر زینب بنت یحیی المستوج از نوادگان علی علیه السلام است

بعد از آن به زیارت قبر محمد بن ابی بکر و امام شافعی رفتیم لیکن توفیق زیارت قبر حضرت نفیسه و نیز قبر مالک اشتر را به علت آنکه در خارج قاهره است، نیافتیم.

جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول سال ۱۳۳۲ ق شروع و ۱۳۳۶ ق خاتمه یافت.

علامه سید محسن امین نوشت:در این مدت من در جبل عامل بودم . به ذهنم رسید که چون بعضی از پسرها به سن سربازی رسیده اند خوب است بچه ها و خانواده را به دمشق منتقل کنم . ابتدا همه آنچه را داشتیم به قیمت ارزان فروختیم و کوچ کردیم، ولی بعد دیدیم گویا اگر در شقراء می ماندیم از خطر دورتر بودیم، از این رو برگشتیم .

گاه با مشکلاتی رو به رو می شدیم، به جایی رسید که هیچ چیز برای خوردن نداشتیم، قحطی شدیدی پیش آمد به فضل الهی توانستیم چند راس حیوان تهیه کرده به کشاورزی بپردازیم . بدین جهت وضعمان بهتر شد .

در زمان جنگ، بیماری وبا در جبل عامل شایع شد تا آنجا که یک روز در روستای کوچک شقراء دوازده نفر مردند! تابستان بود و ماه مبارک رمضان، مردم در غسل دادن و دفن امواتشان کوتاهی می کردند، حتی برادر از ترس سرایت بیماری، حاضر نمی شد جنازه برادر خود را غسل دهد، بلکه مرده ها را بدون غسل دفن می کردند . از طرف دیگر ژاندارمها برای سرباز گیری خانه به خانه می گشتند و این موضوع، وضع را بدتر کرد، زیرا مردم از ترس آنها در خانه ها مخفی شده در را می بستند و برای تشییع و تجهیز مردگان حاضر نمی شدند .

در این میان اهل علم را برای سربازی فرا خواندند . هیچ کس از این قانون جز ائمه جماعات مستثنی نبود . قانون عثمانی چنین بود که منتخبین برای امامت می بایست یا مدرک شرعی داشته باشند و یا از طرف حکومت برگه معافیت، و شیعیان هیچیک را نداشتند . این مساله نیز به فضل الهی به آسانی حل شد و از استانبول تلگرافی رسید که ائمه جماعات شیعه نیز از معافیت سربازی برخوردارند.

مسافرت به عراق و ایران

علامه سید محسن امین نوشت:در سال ۱۳۵۲ ق(۱۳۱۲شمسی) جهت تجدید میثاق با ائمه اطهارعلیهم السلام از جبل عامل عازم عراق شدم و از آنجا برای اولین بار برای زیارت مشهد مقدس به ایران رفتم . این مسافرت به عراق و ایران، نزدیک به یازده ماه طول کشید، برای من بسیار بابرکت و مسرت بخش بود . طی این مدت از مطالعه و نوشتن باز نماندم و از کتابهای موجود در کتابخانه های شخصی و عمومی استفاده ها بردم و نیز موفق شدم کتاب ریاض العلماء و کتابهای خطی نفیس دیگری را خریداری یا استنساخ کنم . خدا را بر آنچه در این مسافرت عایدم شد سپاسگزارم .

موضعگیری های سیاسی

۱- در برابر قانون «طوائف » فرانسویها

علامه سید محسن امین نوشت:فرانسویها قانونی به نام قانون طوائف صادر کردند، قانونی که نه با مصلحت مسلمانان دمساز بود و نه با صریح شرع مقدس اسلام . بسیاری از علمای دمشق علیه صدور این قانون اعتراض کردند تا جایی که اجرای آن متوقف شد و فرانسویها اعلامیه ای صادر کردند که این قانون نسبت به مسلمانان سنی مذهب ملغی است . من نامه ای سرگشاده به نماینده عالی دولت فرانسه در بیروت به عربی و فرانسوی نوشتم . این نامه، که روزنامه ها آن را انتشار دادند، مؤثر افتاد و فرانسویها متقاعد شدند.

۲- تعیین منصب رئیس العلما از ناحیه فرانسویها

فرانسویها می خواستند منصبی به نام رئیس علما برای شیعیان لبنان ترتیب بدهند . آنها من را به عنوان کسی که شایستگی این مقام را دارد در نظر گرفته بودند . از این رو نامه ای بلند بالا به من نوشتند به گمان اینکه با کمال افتخار خواهم پذیرفت . من به فرستاده آنها که حامل نامه بود گفتم: به رفیقت بگو من کوچکترین تمایلی به احراز این مقام نشان نخواهم داد، و نیز گفتم:

ایها السائل عنهم و عنی/لست من قیس و لاقیس منی

(برو این دام بر مرغ دگر نه/که عنقا را بلند است آشیانه)

این مطالب به فرانسویها رسیده بود . آنها منشی اوقاف و امور دینی را فرستادند تا به من بقبولاند، وی مرا ترغیب می کرد که بعدها متولی امور اوقات و غیره خواهی شد . دو نفر از سران قوم نیز برای دعوت از من به دمشق آمدند، آنها می گفتند: این مساله احتیاج به مقداری فداکاری دارد! گفتم برای مرد مشکل نیست که در راه مصلحت عامه مردم از خون خویش بگذرد ولی هرگز کرامت انسانی خویش را قربانی نمی کند!.

۳- با حکومت سوریه

علامه سید محسن امین نوشت:حکومت سوریه در زمان استقلال، دستوری صادر کرد . طی این دستور مسلمانان سنی مذهب حق داشتند در انتخابات نمایندگان مجلس تعداد معینی از کرسی ها را احراز کنند . برای سایر ملیتها و اقلیتهای مذهبی نیز هر کدام سهم مشخصی پیش بینی شده بود . بر اساس این قانون مسلمانان شیعه جزو اقلیتها به حساب می آمدند . از این رو نامه ای برای حکومت وقت نوشتم و در آن گوشزد کردم که شیعه مسلمانان را یک ملیت بیشتر نمی داند و نمی خواهد از برادران اهل سنت خود جدا باشد . این سخن به ذوق وطن دوستان خوش آمد و حکومت اعلام کرد که مسلمانان یک ملیت بیشتر نیستند، فرقی بین سنی و شیعه آنها نیست و این تعداد از کرسی های مجلس مربوط به مسلمانان اعم از شیعه و سنی است.

نماز باران علامه سیدمحسن امین

علامه سید محسن امین نوشت:از جمله عنایات ربانی و الطاف الهی که شامل حال ما شد این بود که پس از بازگشت به زادگاهمان در لبنان، در جبل عامل قحطی و خشکسالی پیش آمده بود، برای انجام نماز باران سه روز روزه گرفتیم . و روز جمعه ای از شقراء پای پیاده با کمال خضوع و با دلی شکسته، ذکر گویان راهی بیابان شدیم . پیرمردان و اطفال نیز ما را همراهی می کردند مردم از قرای مجاور نیز آمده بودند . پس از اقامه نماز جمعه، نماز باران را خواندیم .

من ضمن خطبه ای مردم را به توبه دعوت کردم . تا آخر آن روز مشغول دعا و تضرع بودیم، چون دعا در آخرین ساعات روز جمعه مستجاب می شود . سپس افطار کرده نماز مغرب و عشا را به جا آوردیم، هوا بسیار گرم بود و ابری در آسمان دیده نمی شد . اما هنوز مراجعت نکرده بودیم که ابرهایی سطح آسمان را پوشاند و آن شب مردم از باران رحمت الهی برخوردار شدند . چند سال بعد نیز همین وضع پیش آمد و به همین کیفیت نماز باران را در همانجا برگزار کردیم و بحمدالله مردم از باران کافی بهره مند شدند.

اساتید علامه سیدمحسن امین

علامه سید محسن امین نوشت:در جبل عامل:۱- سید محمدحسین، پسر عمویم که بخشی از شرح قطر الندی در نحو، و شرح سعد در تصریف را نزد وی خواندم.

 سید جواد مرتضی، نزد وی شرح قطر الندی و شرح الفیه ابن ناظم و بخشی از مغنی را خواندم.

 سید نجیب الدین فضل الله العاملی العیناثی، در بنت جبیل نزد وی مطول و حاشیه ملاعبدالله و شرح شمسیه و معالم را تا آخر استصحاب فرا گرفتم .

اساتیدم در نجف اشرف:

۱-سید علی پسرعمویم سید محمود، که شرح لمعه را نزد وی خواندم.

۲-سید احمد کربلایی.

۳-شیخ محمدباقر نجم آبادی، نزد این دو بزرگوار قوانین و شرح لمعه و رسائل را خواندم.

۴-شیخ ملا فتح الله، معروف به شیخ الشریعه اصفهانی که بخش اعظم رسائل را از حضور وی بهره بردم. 

اساتیم درس خارج:

علامه سید محسن امین نوشت:۱- ملا کاظم خراسانی، صاحب کفایة الاصول و حاشیه بر رسائل و . . . ; دوره خارج اصول را نزد وی خواندم.

۲-شیخ آقا رضا همدانی، صاحب مصباح الفقیه و حاشیه بر رسائل و . . . خارج فقه از کتاب مصباح الفقیه تا زکات را نزد وی خواندم.

۳- شیخ محمد طه نجف، که خارج فقه را از وی فرا گرفتم.

تالیفات علامه سید محسن امین حسینی عاملی

مقایسه تألیفات علامه مجلسی با علامه سیدمحسن امین

علامه سید محسن امین نوشت:گفته می شود اگر تالیفات مرحوم مجلسی را بر عمر وی تقسیم کنند سهم هر روز او جزوه ای خواهد شد.

این سخن را اغراق آمیز دانسته اند(علامه سیدمحسن امین ضمن مردوددانستن این اغراق نوشت) با اینکه وی هم دستیار داشت و هم ثروت، که ما این دو را نداشتیم،گاه می شد که برای مقابله و تصحیح مطبعی کتابی که چاپ می کردیم، کسی نبود کمک کند و بتنهایی مقابله و تصحیح می کردم که وقت زیادی را اشغال می کرد . لیکن ما تا توانستیم عزلت گزیده از مردم دور بودیم . البته نظارت بر امور اجتماعی و فصل خصومت و تدبیر امور معاش و مسائل دیگر نیز بود .

علامه سید محسن امین نوشت:ما تالیفات فراوانی داریم که بعضی از آنها مکرر چاپ شده و برخی به زبانهای دیگر ترجمه شده است . بیشتر آنها متجاوز از پانصد صفحه است تنها اعیان الشیعة بالغ بر صد جلد خواهد شد . اگر آثار مطبوع و غیرمطبوع و استنساخ شده من بر عمرم تقسیم شود سهم هر روز کمتر از جزوه ای نخواهد بود با اینکه معینی جز خداوند متعال نداشتم.پایان خاطرات علامه سیدمحسن امین.

 

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«علامه  سید محسن امین عاملی شقرایی»شرح حال خود را در جلد دهم، جزء پنجاه و دوم، کتاب اعیان الشیعه درج کرده است.

دعوت  به نجف


درپی نامه‌های شیعیان دمشق  علامه سید محسن امین دراواخر جمادی الثانی  ۱۳۱۹ (نیمه مهر ۱۲۸۰). نجف را( پس از دو سال و نیم اقامت) به مقصد دمشق ترک کرد واما بعلت صعب العبور و طولاتی بودن  واقامتهای بلادبین راه،دراوائل شعبان(اواخر آبان ۱۲۸۰) به دمشق رسید.
مراجعت مجددبه عراق

عالم بزرگوار(سید محسن امین) در ۱۳۵۲ ق(۱۳۱۲شمسی)قصداقامت درعراق کرد اما دراین سفر،قصدزیارت امام هشتم کرد.ویدر بهار (۱۳۱۲شمسی)به خراسان رسید و ضمن زیارت امام هشتم، علی بن موسی الرضا بخشهایی از کتاب اعیان الشیعه را نیز به پایان رساند.
وفات: سرانجام ۴ رجب ۱۳۷۱ (۱۰ فروردین ۱۳۳۱) مدفون درزینبیه دمشق

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده:سایت حوزه است با اندکی اصلاحات وافزودن تصاویر.انتخاب تیترها هم بعضاً ازاینجانب است.