قورباغه ای که ازراه دهان زایمان می کند مادر پس از لقاح، تخم های خود را قورت می دهد وبعداز به مدت شش هفته زایمان می کند
زندگی عجیب قورباغه ها/ از بلعیدن غذا با چشم تا باروری در معده وتولدازدهان
«زایمان از راه دهان»(قورباغه مادر) پس از لقاح ،تخم های خود را قورت می دهد و سپس تغذیه را متوقف می کند. به مدت ۶ هفته، تخمها رشد میکنند،در داخل معده، بدون اینکه هضم شوند در امتداد روده منتقل شوند،معده قورباغه «اسید هیدروکلریک» و «آنزیم» قدرتمندی ترشح می کند که با هم هر چیزی را در معده تجزیه کرده و هضم می کند. با این حال،«ژله اطراف تخم» حاوی ماده شیمیایی خاصی است که نه تنها تولید اسید را قطع میکند، بلکه از تخلیه محتویات معده به داخل روده جلوگیری میکند.

شباهت ها وتفاوت ها قورباغه با وزغ ۷۰۰ نوع قورباغه
«وزغ» و «قورباغه» هردو «۲زیست»هستند،عُمر شان به ۳۰ سال می رسد.

وزغ و قورباغه متعلق به یک راسته« آنورا»(Anura) هستند.
« وزغ»(toad) پوست دارای برجستگی های تاول مانند ولکه دار هست و به رنگ سبز ناخوشایند می باشد. پرده ی بین انگشتان پاآنمو(NMO) دارد. سر تقریبا گرد است و در حرکتشان کند هستند.جهش های خیلی بلند ندارند.
«قورباغه»(frog) دارای پوستی بُرّاق( سبز رنگ) است. سر مثلثی دارد . پرده شنای مشخص بین انگشتان پا وجود دارد.

معمولاً «وزغ» بزرگتر از «قورباغه» است
معمولاًوزغ ها در مناطق سایه و تاریک و دور از برکه زندگی می کنند اما برای تولید مثل به آب برمیگردند. اما قورباغه ها در اطراف آب زندگی میکنند.
«وزغ ها» کنار پرده ی صماخ(پرده ی شنوایی) غده ی سمی بنام «پاراتیروئید» دارند که ماده ای بنام «بوفاتین» ترشح میکنند.ولی قورباغه ها فاقد آن هستند.
قورباغه ها تخم های توده ای در آب میگذارند اما وزغ ها تخم ها را به صورت خطی در آب میریزند.
«قورباغه»اندامی صاف،لیزولزج و کشیده دارد.
اما «وزغ » دارای پوستی خشک و زگیل وار می باشد.بیشتر قورباغه ها دندان دارند ولی وزغها فاقد دندانند،پوزه قورباغه مثلثی شکل است در حالی که پوزه وزغ دایره مانند است.
![]()
«قورباغه نر» دارای یک کیسه ی تشدید صوت یا «رزوناتور»(Resonator)در حد فاصل آرواره ی پایین و بالا است اما وزغ نر دارای یک کیسه ی تشدید صوت در زیر گلو می باشد .
قورباغه ها درحرکت،جهنده اند، اما وزغ ها آهسته راه می روند.
«پاهای قورباغه» نسبت به دست ها بلند تر است بنابراین حرکت آنها در آب به صورت جهشی است ولی «پاهای وزغ »نسبت به دستها اختلاف چندانی ندارد بنابراین حرکت آنها در خشکی مدلی از راه رفتن است .
تعداد تخمهای قورباغه ها به ده هزارمی رسد
تخم گذاری قورباغه ها به صورت توده ای و انبوه انجام می گیرد ولی تخم گذاری وزغ به صورت رشته ای(خطی) است .
«وزغ های نر» در مجاورت بیضه ها عضوی«بیدر» دارند که «قورباغه نر» فاقد آن می باشد .
هر۲ دارای غدد سمی پراکنده در سطح بدن خود هستند اما وزغ ها علاوه بر این غدد دارای یک جفت غده ی بسیار سمی در پس چشمها هستند . این غدد سمی در مواردی باعث حساسیت های شدید پوستی می شوند.
قورباغه اندامی صاف،لیز و کشیده دارد اما وزغ خپله و دارای پوستی خشک و زگیل وار می باشد
.بیشتر قورباغه ها دندان دارند اماوزغها فاقددندان هستند
رنگ و بافت پوست: رنگ وزغ ها قهوه ای تر است در حالی که قورباغه ها به سمت سبز تمایل دارند. بافت پوست وزغ زگیل، برآمدگی و برآمدگی است در حالی که قورباغه پوست صاف تری دارد.
زیستگاه: وزغ ها در مکان های باتلاقی زندگی می کنند و می توانند در خشکی زنده بمانند در حالی که قورباغه ها مکان های پرآبی را ترجیح می دهند و می توانند در زیر آب زندگی کنند.
تحرکات: قورباغه ها چابک تر هستند زیرا می توانند تا ۲۰ برابر قد خود بپرند در حالی که وزغ ها فقط می توانند تا نیمی از قد خود بپرند.
ویژگیهای پوست - صورت و پاها: معمولا قورباغهها لاغر و ظاهری ورزشکار با جثههای باریک دارند، در حالی که وزغها چمباتمهتر و چروکتر هستند و بدنی پهنتر دارند.
تخمریزی : تخمها و بچههای «آنورا»(Anura) میتوانند به تشخیص آنها کمک کنند.
رنگ و بافت پوست
یکی از بارزترین تفاوت های قورباغه ها و وزغ ها در بافت و رنگ پوست آنهاست. قورباغه ها پوست صاف و براقی دارند که کمی مرطوب است، بنابراین می تواند کمی لزج به نظر برسد، اگرچه معمولاً اینطور نیست. پوست آنها به رنگهای سبز، زرد یا قهوهای اما بیشتر سبز است.
تفاوت درتولید مثل(تخم ریزی)
قورباغه ها و وزغ ها هر ساله به محل تولید مثل (محل تولد) خود باز می گردند . عموماَ نرها زودتر از ماده ها به آبگیرها می رسند و محدوده جفت گیری خود را مشخص می کنند. هنگامی که ماده ها به محل می رسند ، نرها بوسیله آوازهای مخصوص آنها را به درون آبگیر دعوت می کنند . در صورتی که ماده ها به آواز نرها جواب بدهند ، نرها بوسیله پاهای جلویی آنها را می گیرند . وقتی ماده ها تخم ریزی می کنند ، نرها بوسیله اسپرم تخمها را بارور می کنند.
تفاوت جفتگیری قورباغه ها با وزغ ها
همه ی قورباغه ها از طریق جنسی تولید مثل می کنند و تخم می گذارند.
تقریبا در تمام قورباغه ها ، عمل بارور کردن تخم به جای داخل بدن، در خارج از بدن قورباغه ماده رخ می دهد. قورباغه ی ماده تخم های خود را آزاد می کند و قورباغه نر «اسپرم» خود را در همان لحظه آزاد می کند.

برای این که مطمئن شوند که اسپرم ها به تخم ها می رسد، قورباغه نر و ماده در حالتی شبیه به تولید مثل قرار می گیرند که آن را«آمپلکسوس» (amplexus) می نامند که این ماده بنام «embrace»نیزمعروف است که به معنای در آغوش گرفتن است.
«قورباغه نر» بر پشت قورباغه ماده سوار می شود و پاهای خود را دور ماده قلاب می کند.

قورباغه ها می توانند ساعت ها یا حتی چند روز در حالت« آمپلکسوس» بمانند تا ماده تخم های خود را چه کم به تعداد یکی یا زیاد به تعداد صدها تخم ، آزاد کند.
غذای قورباغه
پدر حقیقت قورباغه ها به طور کلی گیاه خوار نیستند و گوشت هم میخورند.
قورباغه ها حشرات ، حلزون ها ، عنکبوت ، کرم و حتی ماهی های کوچک را هم میخورند حتی برخی از قورباغه های بزرگ تر نیز موش هم میخورند!
![]()
زبان چسبنده قورباغه ها در عرض یک ثانیه بیرون می آید و طعمه به آن می چسبد و قورباغه قبل از اینکه طعمه بتواند واکنشی از خود نشان بدهد ، زبان خود را جمع می کند!
رژیم غذایی قورباغه ها نیز با بزرگسالان متفاوت است. قورباغه ها معمولاً گیاهخوار هستند و غذای مورد علاقه آنها جلبک است. آنها همچنین در صورت وجود، برگ های حوض را می تراشند. اگر می خواهید به بچه قورباغه ها غذا بدهید ، سبزی ها ازجمله کاهو، کلم بروکلی، اسفناج .
تولیدمثل قورباغه ها

«جفتگری قورباغه ها»(آمپلکسوس)درزمان«تخم ریزی»(amplexus)
با این حال، قورباغه ها دقیقاً حساس نیستند. بیشتر گونهها در مرحله قورباغه گوشتخوار هستند، اما تقریباً همه قورباغهها حشرات، لارو پشهها، قورباغههای کوچکتر یا حتی لاشه را میخورند. در واقع، چندین گونه مشخص شده است که در مرحله قورباغه آدمخوار هستند، و قورباغه هایی که زودتر پاهای خود را رشد می دهند، احتمال بیشتری دارد که خورده شوند، بنابراین افرادی که دیر شکوفه می کنند، احتمال زنده ماندن دارند.
آن ها هم چنین از پشه ها ، پروانه ، سنجاقک نیز تغذیه می کنند و انواع بزرگتر آن ها حشرات بزرگ تر مثل ملخ و بچه لاک پشت و حتی قورباغه های کوچک تر را نیز می خورند!
قورباغه ها در زمره عجیب ترین جانوران جهان قرار دارند و جالب اینکه از معدود حیواناتی هستند که مردم جهان نگاه متفاوتی نسبت به آنها دارند. با این حال زندگی این حیوان ناشناخته های زیادی دارد.
از اینکه قورباغه با چشمانش غذا را می بلعد تا انبوهی از نکات عجیب دیگر، زندگی این جانور مملو از ناشناخته های خواندنی است.
شاید بارها شنیده باشید که می گوید " چشمانش بزرگتر از معده اش است". اما در برخی موارد چشمان بزرگ کارایی خاصی پیدا می کنند. حقیقت این است که بسیاری از قورباغه ها با چشمانشان غذا را می بلعند.
«کریستوفر راکسوورتی» خزنده شناسی از موزه تاریخ طبیعی آمریکا می گوید: واقعیت این است که به محض وارد شدن غذا در دهان، طی یک فرآیند شگفت انگیز کره چشم قورباغه پایین آمده و به فرآیند بلع غذا کمک اصلی را می کند.
بیشتر قورباغه ها تخم گذارند اما حیرت آور آن است که برخی گونه های این حیوان قورباغه زنده به دنیا می آورند.
مطالعه جدیدی در این زمینه نشان می دهد گونه ای قورباغه در اندونزی شناسایی شده که به جای تخم گذاری، بچه قورباغه زنده به دنیا می آورد.
محققان دو گونه خاص از قورباغه را نیز شناسایی کرده اند که نحوه تخم گذاری و بارورسازی آنها بسیار عجیب است.
جنس ماده این قورباغه ها که بومی استرالیا هستند به طور طبیعی تخم گذاری می کند و در ادامه قورباغه نر با ریختن اسپرم ها بر روی تخم ها به باروری آنها کمک می کند. اما قسمت عجیب تر داستان تازه از اینجا آغاز می شود.
از این مرحله به بعد قورباغه ماده تخم های بارور شده را می بلعد. جالب اینکه برای حفظ تخم ها آنزیم های هضم کننده غذا از کار می افتند. پس از مدتی که بچه قورباغه ها به دنیا می آیند از دهان مادر خارج می شوند.
بارورسازی تخم ها در دنیای قورباغه ها مدل های عجیب دیگری هم دارد.
گونه ای از این حیوان به نام (Pipa pipa) وجود دارد که می توان آن را یکی از عجیب ترین قورباغه های دنیا به شمار آورد. این حیوان که شبیه یک پنکیک است تمام عمر خود را در آب سپری می کند. پس از جفت گیری نر و ماده، قورباغه ماده تخم هایش را در آب رها کرده و از این لحظه به بعد وظیفه قورباغه نر آغاز می شود. حیوان شروع به جمع آوری تخم ها کرده آن را بارور می کند. پس از این مرحله تخم های بارورشده بر روی بافت اسفنجی شکل پشت حیوان ماده قرار می گیرند تا در آنجا رشد کنند.
موزه تاریخ طبیعی آمریکا اعلام کرده که قورباغه ها اندازه های متنوعی هم دارند. بزرگترین قورباغه جهان در غرب آفریقا زندگی می کند و ۳۸ سانتیمتر طول و جالب اینکه ۳.۲ کیلوگرم هم وزن دارد./۲۳ دی ۱۳۹۳خبرگزاری مهر.
زایمان قورباغه ها

تولد نوزاد ازراه دهان
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:کشف گونه ای از قورباغه که بچه های خود را در شکم پرورش می دهد، دنیای علم را حیرت زده کرد. هنگامی که قورباغه ماده بنام«Rheobatrachus silus» در سال ۱۹۷۳ در جنوب شرقی «کوئینزلند» استرالیا پیدا شد، مشاهده شد که او از طریق دهان خود جوان زنده به دنیا می آورد!
طول ماده ها حدود ۵ سانتی متر بود، در حالی که نرها کوچکتر بودند و تقریباً ۴ سانتی متر بودند.

قورباغه مادر پس از لقاح تخم های خود را قورت می دهد و سپس تغذیه را متوقف می کند. به مدت شش هفته یا بیشتر، این تخمها رشد میکنند و از نوعی مرحله قورباغه عبور میکنند، همه در داخل معده، بدون اینکه هضم شوند یا در امتداد روده منتقل شوند.
معده قورباغه « اسید هیدروکلریک» و »آنزیم» قدرتمندی ترشح می کند که با هم هر چیزی را در معده تجزیه کرده و هضم می کند. با این حال،»ژله اطراف تخم» حاوی ماده شیمیایی خاصی است که نه تنها تولید اسید را قطع میکند، بلکه به نظر میرسد از تخلیه محتویات معده به داخل روده جلوگیری میکند./پایان.
زندگی «هوشمند»وعجیب قورباغه
مدیریت سایت-پیراسته فر:دربرنامه شبکه مستندتلویزون ایران شنبه شب ۱۴ شهریور ۱۳۹۴برنامه ای پخش شده که هوش وذکاوت وبلکه درک وفهم قورباغه هارا به آسانی قابل مشاهده بود!
درجنگلهای شیلی قورباغه هایی بودند شبیه همین قورباغه هایی که درشمال"گیلان" زندگی می کننددریک بخش ازاین مستند قورباغه ای رانشان می داد که دریک برکه زندگی میکرد وتخمهای زیادی (هزاران)درآن برکه بود که تخمهای این قورباغه وقورباغه های دیگر بود که این قورباغه مأمورحفاظت ازتخمهابود.
قورباغه هنگامیکه که احساس کردآب برکه درحال کاهش است دست به یک اقدام شگفتی زد که با کارانسانها فرقی نداشت!
این قورباغه اطراف این برکه را گشتی زد ،درکناراین برکه آبگیری بود که آب زیادی داشت،او با پاهایش از برکه بطرف آبگیریزرگ کانالی حفرکرد ونوزادان بطرف آبگیرسرازیرشدند.
به اینصورت که آن زمین نرم را با دست وپایش کند،گل ولای را به کناری می زد تا راهی بازشو وآب برکه به آبگیربزرگ جریان پیداکرد ونوزادان زندگی خودرا درآبگیرادامه دادند.
درقسمت دیگرازاین مستند قورباغه هایی ازمناطق استرالیا را نشان می داد که تخمهایش دربرکه وجودداشت، تعدادتخمها کم بود وفقط مربوط به تخم خودش بود،اوتخمهارا خورد! اما تخمهارا نه درشکمش ،بلکه درزیرحلقش که شبیه چینه دان غازها بود قرارداد،که بعدازمدتی "پرورش "وقتی زمان تولدشان شد،یکی یکی شبیه زایمان حیوان ماده،ازدهانش بیرون می جستند.یعنی آنهارانخورده بود
صحنه عجیب این بود که هنگام خروج نوزادان دردوفشاری که به قورباغه مادرمی آمد "عین زایمان"اورا به جست وخیزوامی داشت،تاحدبال بال زدن
درقسمت بعدی این مستند،احتمالاً کشوراسترالیابود،"وزغ"هایی رانشان می داد ،شبیه "توت فرنگی" که این وزغ را هم به این نام معرفی می کرد.
این وزغها وقتی تخمهایش درآبگیری که درآن زندگی می کردند،براثرتابش آفتاب درحال خشک شدن بود،بچه هایش را یکی یکی به کولش سوارمی کرد وبه بالای درختان جنگل می برد ،درختانی را درآن جنگل پیدارکردکه برگهای پهنی داشتند ودرانتهای آن برگهایک جایی بود که شبیه کشکول دراویش ویا دسته عصا،آن قسمت وراونگی برگها محل تجمع آب بود یک چیزی شبیه آبگیر ،بقول دوبلر مستند«گهواره نوزادان» که نوزادان براحتی درآن شنامی کردند.
کارشناس(محقق)این مستندمی گفت(دوبلر)فاصله زندگی اولیه این وزغها که تخم ریزی کرده بودند تا این قسمت از جنگل «آبگیردرختی»۷۵۰متربوده که قورباغه پدر یکی یکی نوزادان را درپشتش سوارمی کرد ومی رساند.

«تخم ریزی قورباغه درختی»
دریک قسمت ازاین مستند قورباغه هایی رانشان می دادکه وقتی بابی آبی دچارمی شدند،آبگیرها خشک می شدند،به اطراف می رفتند،دربالای تپه ها وارتفاعات می رفتند،وقتی درپایین دره آب (رودخانه)می دیدند،خودشان را جمع می کردند،شبیه توپ وبعد خودشان را می انداختند بطرف پایین که غلط زنان به داخل آب سقوط می کردند.
قسمت دیگری ازاین برنامه مستند دریک منطقه ای قورباغه ها برای تخم ریزی درختان پهن برگی را درکناررودخانه پیداکردند ودرروی آن برگهاکه بصورت معمولی افتاده بودند،قورباغه هاروی این برگهای پهن تخم ریزی کردند وبعد ژله ای تولید کردند ،روی اینهامالیدند،تا ازصیادان تخم درامان باشند.
اماوقتی موردهجوم عنکبوتها قرارمی گرفتند،اولاً که نرمی ژله ها کارسوراخ کردن برگهارا برای عنکبوتهادشوارمی کرد،اگرهم عنکبوتی موفق به سوراخ کردن ژله می شد،ژله ها بصورت رونده(ماده لزج شیری رنگ)بطرف پایین که آب بودسرازیرمی شدند وبچه قورباغه ها به داخل آب سقوط می کردند وزندگی جدیدی را تجربه می کردند
زایمان دهانی قورباغه

نوعی قورباغه تخم های ریزش را در معده خود نگه می دارد و پس از طی شدن مدت کافی و بزرگ شدن آنها، قورباغه ها از طریق دهانش خارج می شوند.
به همین دلیل این قورباغه را قورباغه پرورش از معده (Rheobatrachussilus)می نامند. در واقع قورباغه پرورش از معده، تنها جانورانی هستند که از دهان خود تولید مثل می کنند .
این قورباغه، پس از دریافت تخم ها، آنها را بلعیده و در معده خود نگه می دارد ، پس از گذشت حدود ۶ هفته نوزادان به اندازه ای می رسند که می توانند متولد شوند(زایمانشان فرامی رسد)
این قورباغه به نام «Mixophyes fasciolatu» معروف است
قورباغه« Limnonectes larvaepartus» در میان ۶۵۰۰ گونه قورباغهها، تنها قورباغهای است که مستقیما و بدون تخمگذاری، بچههایش را به دنیا میآورد. رنگ این قورباغهها معمولا قهوهای یا خاکستری است ودرجنگلهای اندونزی مشاهده شده اند
حضرت موسی، معلمش(خضر)راهنجارشکن«مُنکِراتی»می دانست!لَّقَدْ جِئْتَ شَیْئًا نُّکْرًا (٧٤کهف)
همه اقدامات «موسی وخضر»باکمک هم بود اِلّاساختن دیوار.حضرت موسی معترض بود..اینهاکه نه آب وغذایی بمادادند وماراازخودراندند،چرابایدبرایشان مجانی کارکنیم!«چراحضرت موسی درساخت دیواربه خضرکمک نکرد؟»
داستان موسی وخضر. آیات ۶۰ تا ۸۲ سوره کهف.مجمع البحرین کجاست؟
چراخضر،«کشتی»سالم راسوراخ کرد...جوان بی گناه راکشت...بنایی رایگان ساخت(دیوار) که صاحبانش به آنهابی احترامی کرده بودند(رانده بودند)...نقش«شیطان»دراین ماجرا...ماهی مُرده ،چگونه راهی دریاشد؟
چرا حضرت موسی درساخت(بنّایی) دیواربه «خضر»کمک نکرد!؟
چرااستاد،شاگرش رااخراج کرد!؟...

«باب المندب»(خلیج عدن)نقشه

*به حضرت موسی وحی شدکه برای فرا گرفتن علومی بایدبه نزد عالمی (مجمع البحرین)بروید.
بعدازیک شبانه روز(پیاده روی)
فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا ﴿٦٥کهف﴾
«یافتند بنده ای از بندگان ما که او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوی خود علم فراوانی به او تعلیم داده بودیم. »
حضرت موسی بهمراه یکی ازاصحابش، بار سفر را بست و به سوی اقامتگاه «خضر» به راه افتادند.
هنگامی که به دیدارآن عالم(خضر) رسیدند، موسی پیشنهاد خود را مطرح کرد، خضر گفت: «فکرنمی کنم در برابر تعلیمات من، صبر و شکیبایی داشته باشی! ».
اما موسی علیه السلام «قول شکیبایی داد».

سه حادثه مهم
سوراخ کردن کشتی
نخست سوار بر کشتی شدند و «خضر» اقدام به سوراخ کردن کشتی کرد که بانگ اعتراض موسی بر خاست، و خطر غرق شدن کشتی و اهلش را به خضر گوشزد نمود؛ ولی هنگامی که خضر به او گفت: «من می دانستم تو، توان شکیبائی نداری! موسی از اعتراض خود پشیمان گشت و سکوت اختیار کرد، چرا که قرار گذاشته بود لب به اعتراض نگشاید تا خضر خودش توضیح دهد.
قتل نو جوان
چیزی نگذشت در مسیر خود به نوجوانی برخورد کردند «خضر» بی هیچ بهانه ای، اقدام به قتل او کرد! منظره وحشتناک کشتن این جوانِ گناه نکرده، موسی را سخت از کوره به در برد، و بار دیگر تعهد خود را فراموش کرد و زبان به اعتراض گشود، اعتراض شدیدتر ، که چرا انسان بی گناهی را کشتی!؟ به یقین این کار بسیار زشتی است!وبرای دومین بار، «خضر« پیمان خود را به «شاگردش» یاد آور شد و به او گفت اگر بار سوم تکرار کنی همیشه توراترک میکنم.
دیوارسازی(بنّایی رایگان)
«اُستادو شاگرد» وارد شهری شدند، مردم شهر ،حاضر به پذیرایی حداقلی از آنان نشدند،حتی جسارت هم کردند،اما «خضر» به کنار دیواری که در حال فرو ریختن بود رسید،تصمیم به بازسازی دیوارگرفت ،شروع بکارشدواز موسی نیز کمک خواست تا دیوار را مرمت کند،واماباز، موسی،چنان عصبانی بودکه از«عهد» ش غافل شد و لب به اعتراض گشود که«این چه کاریه!» آیا این دلسوزی در برابر آن بی مهری منطقی است!؟
استاد، شاگردش را اخراج کرد(جواب گفت):هَـٰذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِکَ
خضر«جدایی» از موسی رااعلام کرد، چرا که سه بار تعهدات خودرازیرپاگذاشته بود.
سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ/علت اقدامات خضر
پیش از آن که جدا شوند،«خضر» پرده ازاسرار کارهای ثلاثه برداشت.
تخریب کشتی : پادشاهی ظالم و جبار، کشتیهای سالم را غصب می کرد و من کشتی را معیوب ساختم تا مورد توجه او قرار نگیرد؛ زیرا کشتی تعلق به گروهی از مستضعفان داشت و وسیله ارتزاق آنها را تشکیل می داد.
قتل جوان:جوان مقتول فردی کافر و مرتد و اغواگر بود و مستحق اعدام، و بیم آن می رفت که پدر و مادرش را تحت فشار قرار دهد و از دین خدا بیرون برد.
بنایی رایگان برای بچه هایی که مطرودشان کرده بودند:و اما آن دیوار متعلق به دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن گنجی متعلق به آنهانهفته بود؛ و چون پدرشان مرد صالحی بود، خدا می خواست این گنج را برای آنها حفظ کند؛ سپس به او حالی کرد که من این کارها را خود سرانه نکردم؛ همه به فرمان پروردگاربود!
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّىٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُبًا ﴿٦٠﴾ فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَیْنِهِمَا نَسِیَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَبًا ﴿٦١)فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِینَا مِن سَفَرِنَا هَـٰذَا نَصَبًا ﴿٦٢﴾ قَالَ أَرَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِیهُ إِلَّا الشَّیْطَانُ أَنْ أَذْکُرَهُ ۚ وَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ عَجَبًا ﴿٦٣﴾ قَالَ ذَٰلِکَ مَا کُنَّا نَبْغِ ۚ فَارْتَدَّا عَلَىٰ آثَارِهِمَا قَصَصًا ﴿٦٤﴾ فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا ﴿٦٥﴾ قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَىٰ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ﴿٦٦﴾ قَالَ إِنَّکَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا ﴿٦٧﴾ وَکَیْفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴿٦٨﴾ قَالَ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّـهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَکَ أَمْرًا ﴿٦٩﴾ قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلَا تَسْأَلْنِی عَن شَیْءٍ حَتَّىٰ أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْرًا ﴿٧٠﴾ فَانطَلَقَا حَتَّىٰ إِذَا رَکِبَا فِی السَّفِینَةِ خَرَقَهَا ۖ قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَیْئًا إِمْرًا ﴿٧١﴾ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّکَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا ﴿٧٢﴾ قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا نَسِیتُ وَلَا تُرْهِقْنِی مِنْ أَمْرِی عُسْرًا ﴿٧٣﴾ فَانطَلَقَا حَتَّىٰ إِذَا لَقِیَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَیْئًا نُّکْرًا ﴿٧٤)
قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکَ إِنَّکَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا ﴿٧٥﴾ قَالَ إِن سَأَلْتُکَ عَن شَیْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِی ۖ قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّی عُذْرًا ﴿٧٦﴾ فَانطَلَقَا حَتَّىٰ إِذَا أَتَیَا أَهْلَ قَرْیَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن یُضَیِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِیهَا جِدَارًا یُرِیدُ أَن یَنقَضَّ فَأَقَامَهُ ۖ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَیْهِ أَجْرًا ﴿٧٧﴾ قَالَ هَـٰذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِکَ ۚ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا ﴿٧٨﴾ أَمَّا السَّفِینَةُ فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِیبَهَا وَکَانَ وَرَاءَهُم مَّلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْبًا ﴿٧٩﴾ وَأَمَّا الْغُلَامُ فَکَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینَا أَن یُرْهِقَهُمَا طُغْیَانًا وَکُفْرًا ﴿٨٠﴾ فَأَرَدْنَا أَن یُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَیْرًا مِّنْهُ زَکَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿٨١﴾ وَأَمَّا الْجِدَارُ فَکَانَ لِغُلَامَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَکَانَ تَحْتَهُ کَنزٌ لَّهُمَا وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّکَ أَن یَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَیَسْتَخْرِجَا کَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّکَ ۚ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی ۚ ذَٰلِکَ تَأْوِیلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا ﴿٨٢﴾کهف.:
علت سفر علمی
دربعضی ازروایات آمده که حضرت موسی علیه السلام چنین تصورمی کردکه «خداوند هیچکس را عالمتر از من نیافریده است.» در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی کرد موسی را دریاب که در وادی هلاکت افتاده است. جبرئیل به دیدار موسی آمد ومأموریتی به اوداد،موسی که طالب علم بود،مشتاقانه پذیرفت.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:حجت الاسلام قرائتی هم چنین مطلبی رادرتفسیرش بیان می کند:
آقای قرائتی می نویسد:در کتاب صحیح بخارى از ابن عباس از اُبىّبن کعب آمده که پیامبر فرمودند: روزى حضرت موسى در حال خطبه خواندن، مورد سؤال بنى اسرائیل قرار گرفت که عالمترین افراد کیست؟ موسى گفت: من هستم. خداوند موسى را مورد عتاب قرار داد که چرا نگفتى: خدا بهتر مى داند. خضر از تو عالمتر است. موسى گفت: خضر کجاست؟ خطاب آمد: در منطقه مجمع البحرین است و رمز و نشانه آن این است که یک ماهى در سبدى قرار بده و حرکت کن، هرجا ماهى را نیافتى، وعده گاه ملاقات خضر همان جا مى باشد./پایان.
حضرت موسی(ع) همسفری مؤمن از بنی اسرائیل(یوشع بن نون) داشت.

«حضرت موسی» یک عدد ماهی در میان زنبیل نهاد و اندکی زاد و توشة راه برداشت و همراه یوشع به سوی تنگة دو دریا(مجمع البحرین) حرکت کردند.
هنگامی که به آنجا رسیدند در کنار صخرهای اندکی استراحت کردند، در همانجا موسی و یوشع، ماهی ای را به همراه داشتند، فراموش کردند. بعد معلوم شد که «ماهی» براثر رسیدن قطرات آب به طور معجزهآسایی خود را در همان تنگه به دریا افکنده و ناپدید شده است.
موسی و همسفرش از آن محل گذشتند، طولانی بودن راه و سفر موجب خستگی و گرسنگی آنها گردید، در این هنگام موسی به خاطرش آمد که غذایی به همراه خودداشته ند، به یوشع گفت: «غذای ما را بیاور که از این سفر سخت خسته شده ایم.»
یوشع گفت: آیا به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم، من در آنجا فراموش کردم که ماجرای ماهی را برایت بگویم، و این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من ربود، و ماهی راهش را به طرز شگفت انگیز در دریا پیش گرفت و ناپدید شد.
رفتن ماهی به دریا«نشانی»بود
و از آنجا که این موضوع به صورت نشانه ای برای موسی در رابطه با پیدا کردن عالِم، بیان شده بود موسی مطلب را دریافت و گفت: این همان چیزی است که ما میخواستیم و به دنبال آن می گشتیم.
در این هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوی آن عالِم پرداختند، وقتی که به تنگه رسیدند حضرت خضر را در آنجا دیدند.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مأموریت «شیطان» درماجرای خضر،این بودکه، موضوع زنده شدن ماهی را ازیادشان ببرد تا ملاقات موسی باخضر انجام نگیرد.
پس از احوالپرسی، موسی به خضرگفت:آیااجازه می دهیدشاگردیت کنم؟
«آیا من از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایة رشد و صلاح است به من بیاموزی؟»
خضر: تو هرگز نمی توانی همراه من صبر و تحمّل کنی، و چگونه میتوانی در مورد رموز و اسراری که به آن آگاهی نداری شکیبا باشی؟
موسی: انشاءالله که مرا شکیبا خواهی یافت، و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو را نخواهم کرد.
خضر: پس اگر میخواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سؤال نکن، تا خودم به موقع، آن را برای تو بازگو کنم.
موسی مجدّداً این تعهّد را داد که با صبر و تحمّل همراه استاد حرکت کند و به این ترتیب همراه خضر به راه افتاد.
سه حادثة عجیب
تخریب کشتی ای که مسافرش بودند
موسی و یوشع و خضر با هم به کنار دریا آمدند و در آنجا سوار کشتی شدند آن کشتی پر از مسافر بود، در عین حال صاحبان کشتی آنها را سوار کردند. پس از آنکه کشتی مقداری حرکت کرد، خضر برخاست و گوشهای از کشتی را سوراخ کرد و آن قسمت را شکست و سپس آن قسمت ویران شده را با پارچه و گل محکم نمود که آب وارد کشتی نشود.
موسی(ع) وقتی این منظرة نامناسب را که موجب خطر جان مسافران میشد دید، بسیار خشمگین شد و به خضر گفت: «آیا کشتی را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی، راستی چه کار بدی انجام دادی؟»
حضرت خضرگفت: «آیا نگفتم که تو نمیتوانی همراه من صبر و تحمّل کنی؟!»
موسی گفت: مرا به خاطر این فراموشکاری، بازخواست نکن و بر من به خاطر این اعتراض سخت نگیر.
قتل جوانی که گناه نکرده بود
از آنجا گذشتند و از کشتی پیاده شدند به راه خود ادامه دادند، در مسیر راه خضر ـ علیه السلام ـ کودکی را دید که همراه خردسالان بازی میکرد، خضر به سوی او حمله کرد و او را گرفت و کشت.
موسی ـ علیه السلام ـ با دیدن این منظرة وحشتناک تاب نیاورد و با خشم به خضر ـ علیه السلام ـ گفت: «آیا انسان پاک را بیآنکه قتلی کرده باشد کشتی؟ به راستی کار زشتی انجام دادی.» حتّی موسی ـ علیه السلام ـ بر اثر شدّت ناراحتی به خضر متعرض شد که چرا این کار را کردی؟
«خضر به موسی» گفت:« به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر کنی؟»
موسی گفت: اگر بعد از این از تو دربارة چیزی سؤال کنم، دیگر با من مصاحبت نکن، چرا که از ناحیة من معذور خواهی بود.
ساخت دیواربرای خانواده ای که بی حُرمتی کرده بودند(بنّایی رایگان)

«فَأَبَوْا أَن یُضَیِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِیهَا جِدَارًا یُرِیدُ أَن یَنقَضَّ فَأَقَامَهُ»(۷۷ کهف)دیواریافتندکه درحال تخریب بود واما«یَنقَضَّ فَأَقَامَهُ»(خضر) آن رابرپاداشت(تعمیرکرد)...درحالیکه همه آمدوشدشان باهم بوده(فَانطَلَقَا).
شاگردواستادبرگشتند واما «خضر »به دیواری که در حال تخریب شدن بود نگاه کرد و به موسی گفت: به اذن خدا برخیز تا این دیوار را تعمیر و استوار کنیم تا خراب نشود.
«خضر»مشغول تعمیردیوار شد.(حرفی ازموسی زده نشده)
موسی ـ علیه السلام ـ که خسته و کوفته و گرسنه بود، و از همه مهمتر احساس میکرد شخصیت او و استادش به خاطر عمل نامناسب اهل آن آبادی سخت جریحه دار شده و در عین حال خضر ـ علیه السلام ـ به تعمیر دیوار آن آبادی می پردازد، بار دیگر تعهّد خود را به کلّی فراموش کرد و زبان به اعتراض گشود، گفت: «چرا در مقابل این کار مُزدی نگرفتی!؟».
حضرت موسی بعنوان اعتراض ،درتعمیردیواربا «خضر»همکاری نکرد! وهمینجابودکه خضر»،عذرموسی راخواست،«فراق» دراینجااتفاق افتاد.
اینجا بود که خضر به موسی گفت:«هذا فِراقُ بَینِی وَ بَینِک»...؛ اینک وقت جدایی من و تو است، اما به زودی راز آنچه را که نتوانستی بر آن صبر کنی، برای تو بازگو میکنم.
موسی سخنی نگفت، و دریافت که نمیتواند همراه خضرباشد و دربرابر کارهای عجیب او صبر و تحمّل داشته باشد.
«حضرت موسی» بعنوان اعتراض ، درساخت «دیوار»به «خضر»کمک نکرد!
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:حجت الاسلام قرائتی(دربرنامه تفسیررادیومعارف)گفت:همه اقدامات موسی وخضرباهمدیگربوده الاساختن(تعمیر) دیوار.
این معلم قرآن رسانه ملی ،دلیل راهم، ذکرقرآن ازضمیر جمع درداستان موسی وخضر اعلام کرد واماخداونددرماجرای ساخت دیوارازضمیرمفرداستفاده کرده است.«یَنقَضَّ فَأَقَامَهُ»(خضرتعمیرکرد) درحالیکه دردیدن(یافتن)دیوارضمیرمثنی بکاربرده شده است (یُضَیِّفُوهُمَا)
اعتراضش این بود،آنهاکه نه آب وغذایی بمادادند وماراازخودراندند،چرامزدبنّایی نگرفتی!./پایان.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:حضرت خضر،هنجارشکن«مُنکراتی» بود!
شیطونی(پرتحرکی)بچه ها،نشان ازهوش بالاست،اینگونه بچه ها تمایل دارند،همه اشیاء وکاربردآن راتجربه کنند.(کارآفرینند)
ازویژگیهای دیگربچه هایی که IQبالادارند،دست به کارهایی می زنندکه گروه های همسال آنها،کمترچنین کارهایی می کنند.
«شلختگی»وپایبندنبودن به قوانین حاکم ازدیگرویژگیهای «نوابغ»است.
نوابغ ،خالق افعالی هستند،که تاکنون کسی درذهنش خطورنکرده بود،واگرهم کرده بود،جرئتِ اقدامش رانداشتند،به تعبیری می شودگفت«هنجارشکن»...
ادیسون را ازمدرسه اخراج کردند که این بچه مدرسه را سرمان خراب کرده،..خرابگی های ادیسون درایستگاه قطار...واما حوصله ودرک مادرش استعدادهایش راشکوفاکرد.
خیلی ازکاشفان، سرکشفشان، اعضای بدنشان مصدوم شد وحتی جانشان رادر خلق آن اثر(کشفشان)ازدست دادند.
جایگاهشان در «زنگوله نُرمان»خیلی متفاوت ازاکثریت جامعه هستند،کارهایی می کنندکه «متعارف»نیست
تاحدی کارهایشان متعارف است که «منکراتی»محسوب می شودند«لَّقَدْ جِئْتَ شَیْئًا نُّکْرًا ﴿٧٤کهف)،
توضیحات «خضر » در مورد سه حادثة غیرمتعارف :
چرا«کشتی» راسوراخ کردم؟«أَمَّا السَّفِینَة»

«وَأَمَّا الْغُلَامُ»علت قتل جوان
خضردرموردعلت جوان گفت: پدر و مادرش با ایمان بودند خضر به دستور خدا آن کودک کافر را(که اگر می ماند موجب کفر و انحراف پدر و مادر می شد)کشت، ولی به جای آن کودک، خداوند دختری به آن پدر و مادر مرحمت فرمود که ازهرنظربهترازآن پسربودند که از نسل او هفتاد پیامبر، زاده شد.
«وَأَمَّا الْجِدَارُ»چرا«دیوار»راساختم؟
و امّا آن دیوار از آنِ دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، گنجی متعلّق به آن یتیمان در زیر دیوار وجد داشت،

«وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا»آنهابچه شهید(یتیم)بودکه پدرشان آدم صالحی بود، و پروردگار تو میخواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند. این رحمتی از پروردگار تو بود، من آن کارها را انجام دادم تا زیر دیوار محفوظ بماند و آن گنج خارج نشود و به دست بیگانه نیفتد، من این کارها را خودسرانه انجام ندادم(وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی)این بود راز کارهایی که نتوانستی در برابر آنها تحمّل کنی.
راسحون چندنکته رامتذکرشده است:نظام تشریع وتکوین
*کارهای خضر به خصوص کشتن نوجوان گرچه ظاهری بسیار زننده داشت، ولی باید توجّه داشت که فرق است بین نظام تشریع و تکوین، خداوند حاکم بر هر دو نظام است، در این صورت هیچ مانعی ندارد که خداوند گروهی مانند حضرت موسی(ع) را مأمور اجرای نظام تشریع کند، و گروهی یا شخصی (مانند خضر) را مأمور اجرای نظام تکوین.

از نظر نظام تکوین، هیچ مانعی ندارد که خداوند حتّی کودک نابالغی را دچار حادثه ای کند که جان بسپارد، چرا که وجودش ممکن است در آینده موجب خطرهای عظیم گردد، مانند اینکه پزشک دست یا پای کسی را قطع میکند تا میکرب سرطان از آن به سایر اعضاء سرایت ننماید.
کارهای حضرت خضر(ع)در ماجرای فوق در محدودة نظام تکوین بوده، ولی حضرت موسی(ع) مأمور کارها در محدودة تشریع بود، از این رو مقام موسی در این راستا از خضربالاتر بود، اگرچه در محدودة نظام تکوین، مقام خضر بالاتر بود.
از سوی دیگر این کار خضراز نشانه های رحمت الهی و پاداش او به پدر و مادر با ایمان بود، خضر به دستور خدا آن کودک کافر را(که اگر می ماند موجب کفر و انحراف پدر و مادر می شد)کشت، ولی به جای آن کودک، خداوند دختری به آن پدر و مادر مرحمت فرمود، که کانون ایمان و تقوا بود و به فرمودة امام صادق(ع)از نسل او هفتاد پیامبر، به وجود آمد. (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۸۶).
در حدیثی از پیامبر اسلام(ع)نقل شده فرمود: هنگامی که موسی با خضردر کنار دریا ملاقات کرد، پرنده ای در برابر آن دو ظاهر شد، قطرهای آب دریا با منقارش برداشت، خضر به موسی گفت: «آیا میدانی این پرنده چه میگوید؟ موسی گفت: چه میگوید؟
خضر گفت: میگوید «وَ رَبِّ السَّماواتِ و الاَرضِ وَ رَبِّ الْبَحْرِ ما عِلْمُکُما مِنْ عِلْمِ اللهِ اِلّا قَدْرَ ما اَخَذْتُ بِمِنْقارِی مِنْ هذَا الْبَحْرِ؛ و سوگند به پروردگار آسمانها و زمین و پروردگار دریا، دانش شما دو نفر (موسی و خضر) در مقایسه با علم خدا نیست مگر به اندازة آنچه از آب در منقارم گرفتهام نسبت به این دریا» (بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۳۰۲).
و در روایت دیگر آمده: «این پرنده کوچکتر از گنجشک بود و از نوع پرستو بود و گفت: «علم شما در مقابل علم محمّد و آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ به اندازة مقدار آبی است که به منقار گرفته ام نسبت به دریا.
بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۲۸۰. روایت شده: حضرت محمد(ص) فرمود: «خدا برادرم موسی را رحمت کند، اگر تحمّل میکرد، عجیبترین شگفتیها را (ازخضر)می آموخت.
آنحضرت درادامه فرمود: اگر صبر میکرد، هزار شگفتی میدید. (نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۸۲) و از امام باقر(یا امام صادق )علیهما السلام ـ نقل شده فرمود: «لَوْ صَبَرَ مُوسی لَاَراهُ الْعالِمُ سَبْعِینَ اُعْجُوبَةٍ؛ اگر موسی صبر و تحمّل میکرد، آن عالِم (خضر) هفتاد حادثة عجیب به موسی ـ علیه السلام ـ نشان میداد.» (بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۲۸۴ و ۳۰۱).
نیز روایت شده: از موسی (ع) پرسیدند: سختترین حادثة زندگی تو چه بود؟
موسی پاسخ داد: «هیچیک از آن همه مشکلات (عصر فرعون و عصر حکومت بنی اسرائیل با آن همه رنجها) همانند گفتار خضر ـ علیه السلام ـ برایم رنج آور نبود که خبر از فراق و جدایی خود از من داد و مرا از علوم خود محروم ساخت.» (تفسیر ابوالفتوح رازی، ذیل آیة ۷۸ کهف).
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:در این قسمت ازمقاله تحقیقی ،ازسایت«راسخون » هم بهره برده ام.
«مجمع البحرین» در کجا قرار گرفته است

دکتروهبه زحیلی (۱۹۳۲متولد_متوفی ۲۰۱۵)رئیس گروه فقه مذاهب اسلامی در دانشگاه دمشق،در تفسیر المنیر(۱۶جلدی) می گوید:« مجمع البحرین» محل اتصال دو دریای فارس و روم ( محل تلاقی اقیانوس هند و دریای سرخ )در تنگه ی باب المندب،بود.

«بابالمندب» تنگه آبی در قسمت جنوبی دریای سرخ به اقیانوس هند می باشد. «تنگهٔ بابالمندب» آبراه مهمی بود که راه عبور کشتیها «دوران قدیم»بود، از خلیج عدن و اقیانوس هند به درون دریای سرخ.

«باب المندب کجاست؟»
«دکترزحیلی» احتمال دومی را هم می گوید: محل تلاقی دریای روم و اقیانوس اطلس نزدیک تنگه ی جبل الطارق و رو به روی «طنجه»(Tangier یا Tangiers)سومین شهر مهم مراکش و شهری در نزدیکی جبلالطارق بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس در مراکش با جمعیت ۹۴۷٬۹۵۲ در سال ۲۰۱۴ میلادی).
«محمد طاهرابن عاشور» در تفسیر التحریر و التنویر (۳۰جلدی اش)می گوید: مکانی است در سرزمین فلسطین ، «محل اتصال رود اردن به دریاچه طبریه» رود بزرگی است که نزد اسرائیلی ها «بحر الجلیل» معروف است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مؤلف «تفسیر التحریر و التنویر»می گوید:حضرت موسی وهمراهش، بعد از یک شبانه روز پیاده روی به آنجا می رسند که از محل زندگی بنی اسرائیل(موسی) زیاد دورنبوده است.
کلمه التقاء درآیه:کلمه« التقاء» درآیه:مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ(دو دریا را در کنار هم روان کرده و مجاور یکدیگر قرارداده ) برخورد دو دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس نزدیک تنگه جبل الطارق یا برخورد خلیج بحرین و خلیج فارس رامی گویند.

این جمع شدن ، همچون برخورد دو دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس نزدیک تنگه جبل الطارق یا برخورد خلیج بحرین و خلیج فارس اینها دو خلیج هستند که با هم برخورد می کنند اما در یک دریا یا یک اقیانوس جمع نمی شوند چنان که خلیج عقبه و خلیج سویس در دریای سرخ جمع شده اند.

زمخشری(کشّاف): «۲دریا»را محل ملاقات موسی وخضرمی داند.

علامه طباطبایی(المیزان) می نویسد:« بعضی گفته اند: منتهی الیه دریای روم (مدیترانه) از ناحیه شرقی و منتهی الیه خلیج فارس از ناحیه غربی است، بنا بر این مقصود از «مجمع البحرین» آن قسمت از زمین است که به یک اعتبار در آخر شرقی مدیترانه و به اعتبار دیگر در آخر غربی خلیج فارس قرار دارد و به نوعی مجاز آن را محل اجتماع دو دریا خوانده اند.»
علامه طباطبایی(المیزان) می نویسد:« بعضی گفته اند: منتهی الیه دریای روم (مدیترانه) از ناحیه شرقی و منتهی الیه خلیج فارس از ناحیه غربی است، بنا بر این مقصود از «مجمع البحرین» آن قسمت از زمین است که به یک اعتبار در آخر شرقی مدیترانه و به اعتبار دیگر در آخر غربی خلیج فارس قرار دارد و به نوعی مجاز آن را محل اجتماع دو دریا خوانده اند.»

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِىَ حُقُباً
فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَیْنِهِمَا نَسِیَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِى الْبَحْرِ سَرَباً
ترجمه:و(به یادآور) زمانى که موسىبه جوان (همراهش) گفت: من دست از جستجو برنمى دارم تا به محلّ برخورد دو دریا برسم، حتّى اگر سالها (به راه خود) ادامه دهم.
پس چون به محلّ تلاقى آن دو (دریا) رسیدند، ماهى خود را (که براى غذا همراه داشتند) فراموش کردند. ماهى هم راه خود را به دریا برگرفت و رفت.
«مجمع البحرین»(محل ملاقات حضرت موسی-خضر)آیه ۶۰ سوره کهف
«آیت الله هاشمی رفسنجانی» در یکی از خطبه های نماز جمعه سال ۱۳۷۸ می گوید : در قرآن و درآیه ۶۰ سوره کهف از دریایی نام برده شده است که محل دیدار حضرت موسی(ع) با حضرت خضر(ع) است و آن «مجمع البحرین» نام گرفته است. اما این «مجمع البحرین» کجاست؟ ۹۵ درصد تفسیر ها از قرن اول تا ۱۴ می گویند که این دو دریا،( دریای فارس و دریای روم )است.
خاطره عجیب ازشاهدلحظه« زلزله رودبار» درادامه.صحنه های هایی ازقیامت رامشاهده کردیم
پنجشنبه۳۱ خرداد ۱۳۶۹ ساعت ۳۰ دقیقه بامداد
ایتالیا، میزبان جام جهانی ۱۹۹۰ بود، مسابقه فوتبال برزیل - اسکاتلند
زلزله ای به شدت ۷٫۴ ریشتر در مقیاس امواج درونی زمین ( ریشتر ) ، استان های گیلان و زنجان را لرزاند . در این زلزله بیش از ۳۵هزار نفر کشته ، ۵۰۰ هزار نفر بی خانمان و بیش از ۲۰۰ هزار واحد مسکونی تخریب شد. «رودبار»لرزید..تخریب شد..منجیل،لوشان

این زلزله، مرگبارترین ۱۰ زلزله جهان در یک قرن اخیر بود.
و شهرهای رودبار، منجیل، لوشان و ۷۰۰ روستای اطراف را به نابودی کشاند و به ۳۰۰ روستای دیگر خسارت عمده وارد نمود. کانون ژرفی زمینلرزه مذکور حدود ۱۹ کیلومتری از سطح زمین بود و بر اثر آن یکصد هزار خانه خشتی و گلی با خاک یکسان شدند یا متحمل خسارات عمده گردیدند.

در شهر منجیل اکثر ساختمانها ویران شدند و صدها کشته برجای ماند. سد منجیل در جریان زمینلرزه بشدت آسیب دید، بهطوریکه دریاچه پشت سد تا پایان مرحله بازسازی بهطور کامل تخلیه شد.

در تونلهای محور منجیل ـ رودبار شکستگیهای بزرگ و چپ گرد به وجود آمد و مبادی ورودی تونلهای به علت ریزش کوه تخریب گردیدند.

بیمارستان «ولیعصر»شهر«رودبار »تخریب شد.
چند ساعت پس از وقوع زمین لرزه اصلی چندین پسلرزه به وقوع پیوست که بزرگی موج لرزهای آنها بیش از ۵ بود. عمق اکثر این پسلرزهها بین ۱۰ تا ۲۰ کیلومتری زمین بود.

این زمینلرزه به لحاظ وسعت و شدت از زلزلههای بیسابقه این منطقه در طی سدهٔ اخیر بود که (علاوه برگیلان)مناطق وسیعی از استانهای تهران، آذربایجان شرقی، مرکزی، زنجان، همدان، مازندران، سمنان و شهرهایی ، تنکابن، سراب، اردبیل، مشکینشهر، کرج و شهرکهای اطراف بروجرد محور قزوین-رشت و روستاهای رودبار الموت طالقان، فیروزکوه مهدیشهر، شهمیرزاد، زیراب، بوئین زهرا و دهها شهر و روستای دیگر را به لرزه درآورد. وقوع این زمینلرزه در تهران نیز باعث وحشت زیاد مردم شد و بسیاری را مجبوربه ترک خانه ها وپناه بردن به مکان غیرمسقف کرد.
در استان گیلان (علاوه برمنجیل ورودبار ولوشان که کانون زلزله بوده)شهرهای رشت، صومعهسرا،فومن،ماسوله، آستانه اشرفیه، لاهیجان، در جریان زمین لرزه بیشترین خسارات را دیدند، بسیاری از منازل مسکونی تجاری، دولتی و راهها و پلها آسیب دیدند. منبع بزرگ تأمین آب مشروب که درارتفاع بوده تخریب شدند.

صحنه ای ازقیامت برپابود.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:محشربرپابود،ماخانوادگی درمنزل دوستم (میهمانی)بودید-صومعه سرا، طبقه دوم درحال تماشای فوتبال جام جهانی بودیم،خانه لرزید،درلرزشهای اول غرور اجازه بلندشدن نداد واما لحظاتی بعد چنان خانه لرزیدکه امکان ماندن نبود،دویدین به حیاط، درختان خم می شدند وبرجای می ایستادند،چنان غُرشی بگوش می رسیدکه درآن تاریکی(قطع برق)صحنه های وحشتناکی بود،همه جاتاریک بود،بعداززلزله اصلی،پس لرزه هانیزامان مردم رابریده بود.بعدازاینکه زمین آرام گرفت ماشین رابرداشتیم آمدیم خیابان،درآن تاریکی مردم رادرزیرنورچراغ ماشین می دیدیم لخت ونیمه لخت،زن ومرد،خیلی هاکه فرصت نکردندلباسی بپوشند(خوابیده بودند)باهمان لباس خواب درخیابان بودند وبعضی یک تکه پارچه ای،حوله ای برسرداشتند!..
شدت زلزله دررودبارومنجیل ولوشان زیادبود،بعلت ریزش کوه(کنارجاده ارتباطی رشت-قزوین)تاچندروزراه بسته بود،امکان دسترسی وکمک رسانی نبود،ویابسختی بود،کمک رسانی ازطریق هلی کوپتربود «مرحوم حجت الاسلام افتخاری»(نماینده فومن درمجلس شورای اسلامی)سرش به سقف هلی کوپترخوردوبرکشته های زلزله افزوده شد.
۴ .پنج روزبعداز زلزله که به لوشان رفتیم،مردمی که زنده مانده بودند عصبانی بودند ازاین بلایا ونبودآب وبرق وتلفن وتغذیه...روحانی اعزامی می گفتند:اینهامعترضندکه حالا وقت تغسیل نیست،همینطوری تدفینشان کنید،بوی اجساداذیتمان می کند!..
نخستین سالهای فعالیت« آرامکو »در دهه ۱۹۳۰ شروع شد واماحفاری برای نفت در سال ۱۹۳۵ آغاز شد.
شرکت نفتی آرامکو عربستان
غول نفتی«شرکت آرامکو» روز یکشنبه(۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱) با انتشار سود سه ماهه اول سال، از افزایش ۸۲ درصدی عواید خود خبر داد. سود غول نفتی سعودی در این مدت به ۳۹.۵ میلیارد دلار رسیده است. در مدت مشابه سال ۲۰۲۱ این میزان ۲۱.۷ میلیارد دلار بود.

شرکت آرامکو میگوید این افزایش تصاعدی سود شرکت عمدتا بواسطه بالارفتن قیمت جهانی نفت، افزایش حجم فروش و بهبود کیفیت پالایش و توزیع حاصل شده است.

تأسیسات «آرامکو» دراستان الشرقیه عربستان
بدین ترتیب آرامکو که ۹۸ درصد آن تحت مالکیت دولت سعودی است تحت تاثیر جنگ اوکراین به سرمایهدار ترین شرکت در بازارهای بورس دنیا هم بدل شده است.
قیمت هر بشکه نفت در همان روزها و هفته های نخستین تجاوز نظامی روسیه به اوکراین تا مرز ۱۴۰ دلار بالا رفت.

آمار سوددهی آرامکوی عربستان که در حال حاضر بزرگترین صادرکننده نفت دنیاست تنها ۴ روز پس از آن اعلام شد که این غول نفتی با پیشی گرفتن از اپل به باارزش ترین شرکت دنیا تبدیل شد.
ارزش سهام آرامکو به ۲ هزار میلیارد و ۴۳۰ میلیون دلار رسیده که به معنای آن است که حدود ۶۰ میلیارد دلار بیشتراز شرکت آمریکایی اپل ارزش دارد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بعلت سودشرشاری که ازشرکت آرامکو نصیب عربستان می شود،این تأسیسات به(crown jewel)«جواهری تاج پادشاهی» شناخته می شود.

شرکت سعودی آرامکو در ماه مارس ۲۰۲۲(اسفند ۱۴۰۰)هم با انتشار گزارشی اعلام کرده بود که سود خالصش در سال ۲۰۲۱ نسبت به سال قبل از آن ۱۲۴ درصد افزایش داشته است.
یورونیوز درپایان نوشت:این در حالیست که تاسیسات و مجموعههای این غول نفتی طی سالها و ماههای اخیر با چالشهای امنیتی متعددی عمدتا در ارتباط با «جنگ داخلی یمن» مواجه بودهاند.
کشورعربستان)
از جمله در سال ۲۰۱۹ حمله به تاسیسات این شرکت که «حوثیهای یمن» مسئولیت آن را برعهده گرفتند در میزان تولید و ذخیره نفت پادشاهی سعودی اختلال موقت رخ ایجاد کرد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: نخستین سالهای فعالیت آرامکوی عربستان سعودی در دهه ۱۹۳۰ شروع شد واماحفاری برای نفت در سال ۱۹۳۵ آغاز شد.
سه سال بعد(۱۹۳۸) نفت در مقادیر تجاری توسط چاه شماره ۷ در ۴ مارس مورد اصابت قرار گرفت.
خدمه حفاری چاه دمام شماره ۷ در سال ۱۹۳۸میلادی(۱۳۱۶شمسی) روی پله های دکل ایستادند.
از تلاشی سوداگرانه برای یافتن نفت به قدرتمندترین شرکت در صنعت نفت جهانی تبدیل شده است.![]()
«سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان سعودی در روز جمعه( ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ) اعلام شد که «آرامکو» از وزارت نفت جدا شده است.
استان الشرقیه بزرگترین استان عربستان از لحاظ مساحت است و در این استان بیشترین حجم ذخایر نفت جهان وجود دارد. استان الشرقیه یک چهارم مساحت عربستان را تشکیل می دهد و حدود دو میلیون و نهصد هزار نفر از مردم عربستان در ۴۵۰ هزار کیلومتر مربع مساحت استان الشرقیه زندگی می کنند.
«استان الشرقیه» در شرق عربستان به دلیل نفت خیز بودن و نیز سکونت شیعیان از اهمیت زیادی برخوردار است.
این استان قطب اصلی تولید نفت عربستان است و روزانه میلیون ها بشکه نفت از استان الشرقیه استخراج می شود، همچنین این استان دروازه شرقی عربستان محسوب می شود و این کشور از طریق این استان به چند کشور عربی حاشیه خلیج فارس متصل می شود.
استان الشرقیه ۷۰۰ کیلومتر ساحل با خلیج فارس دارد و بنادر متعددی برای صادرات و واردات در این استان وجود دارد. همچنین قطب تولید خرمای عربستان در استان الشرقیه می باشد و بیشتر خرمای عربستان در این استان تولید می شود.
![]()
شرکت نفتی« آرامکو »را در «استان الشرقیه» قراردارد.
پادشاهی سعودی ۲۹ مه ۱۹۳۳ (۰۸ خرداد ۱۳۱۲ )به شرکت آمریکایی «استاندرد اویل آو کالیفرنیا» امتیاز اکتشاف نفت در منطقه الشرقیه را داد. این شرکت در سال ۱۹۴۴میلادی(۱۳۲۳شمسی) نام خود را به شرکت نفت عربی آمریکایی «آرامکو» تغییر داد.
این شرکت، بزرگترین شرکت نفتی در جهان می باشد و به صورت روزانه در« شرکت آرامکو» ده میلیون بشکه نفت تولید و چهار میلیون بشکه نفت پالایش می شود. مقر شرکت آرامکو در شهر الظهران در استان الشرقیه است و ارزش این شرکت براساس برآوردها بین هفت تا ده هزار میلیارد دلار می باشد.
شهر «الاحساء» یکی از مهم ترین مراکز اصلی در حوزه های نفت و گاز در جهان است، در این شهر بزرگترین چاه نفت جهان که چاه الغوار نام دارد، واقع است. عربستان هم اکنون به صورت روزانه از این چاه ۵.۲ میلیون بشکه نفت تولید می کند که این میزان بیش از ۵۰ درصد تولید نفت عربستان و شش درصد کل تولید نفت جهان را شامل می شود.
تاسیسات نفتی شرکت آرامکو در عربستان

ساکنان« القطیف و الاحساء» اصالتاً جزو «قبایل ربیعه» که در «واحهها» سکونت داشتند و قبیله بنی تمیم که بادیهنشین بودند، هستند. این دو قبیله پس از رسالت پیامبر اکرم (ص) اسلام آوردند. بعداً قبایل زیادی از شمال شبهجزیره عربستان و غرب آن به منطقه الشرقیه آمدند. بیشتر قبایل مهاجر شیعه شدند.
بین سال های ۱۹۴۸ تا ۲۰۰۰، ۵۵ درصد تولید نفت عربستان فقط از همین «چاه الغوار» بود. تا سال ۲۰۰۵ شصت میلیارد بشکه نفت از این چاه استخراج شد و کارشناسان پیش بینی می کنند که در چاه الغوار، ۷۱ میلیارد بشکه نفت دیگر هم باشد.
گذرگاه«عرعر»کجاست؟...۳استان عراق(المثنی،نجف،الانبار)بایک استان(شمالی)عربستان هم مرزهستند.
بازگشایی مرزهای زمینی عراق وعربستان بعداز۳۰سال .
سفیر عراق در عربستان از بازگشایی دو گذرگاه مرزی با این کشور و از سرگیری پروازها بین ریاض و جده با چهار شهر عراق از جمله نجف اشرف بعد از ۳۰ سال خبر داد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بازگشایی مرز عرعر(عراق-عربستان) پس از ۳۰ سال
استان «الانبار»عراق با منطقة الحدود الشمالیة (استان مرزی شمالی) عربستان هم مرزاست که مرکر آن ، شهر «عرعر» است ، مساحت آن ۱۲۷ هزار کیلومتر مربع و جمعیت آن بیش از۳۰۰ هزار نفر است. دره ها و دشت های زیادی مانند وادی عرعر ، العوایسی ، وادی بادانا ، تپه ها و کوه هایی مانند کوهی انبوه در آن وجود دارد.روادا همچنین در منطقه ای که گیاهان طبیعی رشد می کنند گسترش یافته است.

شهر عرعر با موقعیت استراتژیک خود متمایز است ، زیرا در جاده بین المللی اتصال کشورهای عربی خلیج فارس ، اردن ، سوریه و لبنان واقع شده است.
این گذرگاه مرزی(عرعر) در پی اشغال کویت توسط ارتش عراق در دوران حکومت صدام حسین و قطع مناسبات بغداد و ریاض در سال ۱۹۹۰ مسدود شده بود.

عبدالعزیز الشمری، سفیر عربستان سعودی در بغداد گفت: «مناسبات عراق و عربستان سالها قطع شده بود و اکنون ما دستاوردی را جشن میگیریم که به نفع هر دو کشور است. ما از ورود کالاهای عراقی از طریق این گذرگاه مرزی استقبال می کنیم.

وی همچنین از آغاز بکار آزمایشی خطوط هوایی بین ریاض و بغداد در طول یک ماه - بعد از متوقف شدن آنها در سایه جنگ کویت در سال ۱۹۹۰ میلادی- خبر داد.
العانی گفت: چهار خط پروازی از جده و ریاض به شهرهای بغداد، نجف، بصره و اربیل گشوده خواهد شد.
وی تصریح کرد: همه موافقت نامه ها برای راه اندازی خطوط هوایی که از ۲۷ سال پیش تاکنون متوقف شده است، صادر شده و تنها سازماندهی روند فرود و بلند شدن هواپیماها و کارهای اداری باقی مانده است.
وی گفت: گذرگاه عرعر در طول سالهای گذشته در زمان مناسک حج باز بود و گشایش گذرگاههای هوایی و زمینی بین عراق و عربستان به تشویق روند تجاری و اقتصادی و علمی و گردشگری کمک خواهد کرد. علاوه بر این، ۷۰ هزار عراقی در عربستان کار می کنند.
العانی گفت: گشایش پل هوایی و گذرگاه زمینی با عربستان نشان می دهد که نیروهای عراقی بعد از نبرد با داعش در طول هفت ماه گذشته بر سراسر خاک عراق سیطره می یابند.
وی گفت: آزادی شهر موصل از دست داعش با نصف زمانی که صرف آن شد، امکان پذیر بود اما تاکید نیروهای عراقی برای حفظ جان غیرنظامیان باعث شد که آنها محتاط باشند؛ بویژه که داعش از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی برای ممانعت از پیشروی نیروهای عراقی استفاده می کرد./تسنیم۲۷ تیر ۱۳۹۶
نگارنده-پیراسته فر:یورونیوز(۲۸ آبان ۱۳۹۹) نوشت:سفیر عراق در عربستان از بازگشایی دو گذرگاه مرزی با این کشور و از سرگیری پروازها بین ریاض و جده با چهار شهر عراق از جمله نجف اشرف بعد از ۲۷ سال خبر داد.
بازگشایی گذرگاههای مرزی دو کشور در جریان سفر شش ماه پیش علی علاوی، معاون نخست وزیر عراق به ریاض، مورد توافق دو طرف قرار گرفته بود.
عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ سفارت خود را در بغداد بازگشایی کرده و کابینه سعودی نیز ایجاد کمیسیون مشترک تجاری با عراق را تصویب کرده است. عربستان همچنین در توافق با دولت مصطفی کاظمی متعهد شده تا ۳ میلیارد دلار وام برای جبران کسری بودجه سال ۲۰۲۰ در اختیار دولت عراق قرار دهد و در میدان گازی «عکاس» واقع در غرب بغداد، سرمایهگذاری کند.

بغداد و ریاض پیشتر از تشکیل شوراهایی برای تقویت روابط استراتژیک بین دو ملت خبر و کمک شرکتهای سعودی به بازسازی عراق خبر داده بودند.

خبرگزاری مهر(۲۷ آبان ۱۳۹۹،)نوشت:عمر الوائلی رئیس اداره گذرگاههای مرزی عراق گفت که گذرگاه مرزی عرعر با عربستان فردا چهارشنبه با ورود ۱۵ اتوبوس سعودی حامل کمکهای پزشکی برای عراق، بازگشایی خواهد شد.
وی افزود: افتتاح گذرگاه مرزی عرعر، فردا چهارشنبه خواهد بود و از گامهای مهم در روند فعالیت گذرگاههای مرزی خواهد بود زیرا گذرگاه مرزی جدید دروازه اصلی و مهم کشورهای حوزه خارج فارس به عراق است.
الوائلی گفت: ما اهتمام خاصی به این افتتاح داریم و امیدواریم که در روزهای آتی گذرگاه الجمیمه در نزدیکی رفحاء را افتتاح کنیم زیرا کالاهای سعودی از اهمیت زیادی برای مصرف کننده عراقی برخوردار است و آمادگی کامل برای همکاری با طرف سعودی برای واردات و صادرات داریم.
وی افزود: ۱۵ اتوبوس حامل کمک های پزشکی و دارویی وارد می شود. طی روزهای آینده مبادلات تجاری در راستای منافع مردم عراق در کار خواهد بود.
الوائلی از حضور عثمان الغانمی وزیر کشور عراق و برخی مسئولان گذرگاههای مرزی و نیز استانداران کربلا و الانبار در مراسم افتتاح گذرگاه مرزی عرعر خبر داد.
مرز عربستان-عراق