پیراسته فر

خبری تحلیلی

پیراسته فر

خبری تحلیلی

ابن ملجم کیست؟چگونه تصمیم به قتل علی گرفت؟

​درادامه «محراب کوفه»جایی که امام علی ضربت خورد وخانه علی راخواهیددید ومسجدکوفه را..

«عبدالرحمن ابن ملجم مرادی» ازاصحاب ومریدان امام علی بود،او در رأس هیأت یمنی که به کوفه آمده بودند به دیدار امام علی رفتند و در ثنای آن حضرت و وصف دانش، تقوا و حکمت ایشان اشعار هیجان انگیزحماسی خواند،به تعبیری میتوان گفت(آمران وعاملان قتل۳  ازکسانی بودند که  شاخص بودند در زهد ومجاهدت)خودشان را «اهل بصیرت» می دانستند ودیگران را گمراه،آنها درمقدس ترین مکان(کعبه)جلسه برگزارکردند،محصول جلسه این شد که ۳ نفرعامل اختلاف درجامعه اسلامی هستند وهرسه نفربایدازسرراه برداشته شوند وبرای هرچه بیشتر ثواب اقدامشان«شب قدر»راانتخاب کردند برای ترور......

ابن ملجم...و کان یُسَارِعُ فی حوائج أمیر المؤمنین و خدمته.

ازارادت تاقتل ....«ابن ملجم مرادی» از بزرگان «یمن» بود که با امام علی بیعت کرد«مُریدامام بود».

۳ نفری که مأمورترور۳ شخصیت جهان اسلام بودند
«ابن ملجم»مأمورکشتن حضرت علی(کوفه) شد.
«بَرَک بن عبیدالله»مأمورقتل معاویه(شام) شد.
«عمرو بن بکر »مأمور ترور عمروعاص(مصر)شد.
این ترورهابایدهمزمان(هنگام اذان صبح)۱۹رمضان سال چهلم هجری انجام می شد.

«بَرَک بن عبیدالله» در شام توانست شمشیری بر ران «معاویه »فرود آورد و او را مجروح کند ولی عمرو بن بکر در مصر موفق به ترور عمروعاص نشد؛ زیرا عمرو به جهت درد شکم، در آن صبحدم به نماز حاضر نشد و به جای خود خارجة بن حذافه رئیس داروغه را برای اقامه نماز فرستاد که وی با شمشیر عمرو بن بکر از پا درآمد

آن‌ها سه نفر را عامل اوضاع موجود می‌دانستند: امام علی ، معاویه و عمروعاص. 

قرار هر سه نفر خوارج این بود که این سه چهره را در سحر نوزدهم ماه رمضان و در موقع نماز صبح از پا درآوردند.

«ابن ملجم»یکی از بزرگان و چهره‌های شناخته‌شده یمن بود؛ مردی که به شاعری و سخنوری مشهور بود و قصیده‌ای طولانی در وصف حضرت امیرالمؤمنین امام علی (ع) سرود. «عبدالرحمن ابن ملجم مرادی» وقتی در رأس هیأت یمنی در کوفه به خدمت امام علی علیه السلام رسید و در ثنای آن حضرت و وصف دانش، تقوا و حکمت ایشان شعر می‌سرود.

«ابن ملجم»به فضل امام علی اقرار کرده و سه بار با آن حضرت بیعت کرد،، فکرش را هم نمی‌کرد که زمانی از دین خارج شود و روزی نه در مقابل، بلکه ناجوانمردانه و از پشت سر بر روی مولای متقیان و امیر مؤمنان شمشیر زهرآلودی بکشد و از پشت، در حال سجده نماز صبح، در سحر نوزدهم ماه مبارک رمضان بر فرق مبارک ایشان ضربه‌ای بزند؛ ضربه‌ای با شمشیری زهرآلود که آن را با هزار درهم خریده بود و هزار درهم برای زهرآلود کردنش پرداخته بود. ضربه‌ای با شمشیری زهرآلود که به تصریح خودش، به شهادت حاضران و به گواه تاریخ که اگر بر بدن هزاران نفر از مردم عالم زده می‌شد، همه را از پا درمی‌آورد.

رجبی دوانی

«دکتر محمدحسین رجبی دوانی»:آن طور که این کارشناس تاریخ اسلام توضیح می‌دهد، زمانی که ابن ملجم در شب نوزدهم ماه رمضان، فرق مبارک حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را با شمشیر زهرآلود شکافت، او را به خدمت امام آوردند و آن حضرت به او فرمودند که من همه آن خوبی‌ها را به تو می‌کردم با وجودی آنکه خبر داشتم تو در آینده قاتل من خواهی بود. اما آن خوبی‌ها در حق تو برای این بود که از خدای متعال در اتمام حجت با تو کمک بگیرم.

چرا پایتخت حکومت اسلام  ازمدینه به کوفه منتقل شد؟

آقای دوانی می گوید:درست است که مدینه در زمان نبی مکرم اسلام مرکز حکومت اسلامی بوده و هر سه خلیفه در همین شهر به خلافت رسیدند، اما بعد از قتل عثمان هم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در مدینه به خلافت رسیدند. پس از مدتی فتنه و دسیسه پیمان‌شکنان اتفاق افتاد و امام علی علیه السلام برای مقابله با آن‌ها از مدینه خارج شده و به سمت بصره رفتند. البته ایشان توطئه گران را سرکوب کردند اما پس از آن به مدینه برنگشتند، بلکه به سمت کوفه رفتند و این شهر را مرکز خلافت خود قرار دادند.

در آن زمان جنگ‌آوران و مردان مبارز زیادی در« کوفه »زندگی می‌کردند و شاید بتوان آن شهر را شهری نظامی(شهرسرداران) دانست. البته شرایط ویژه دیگری هم بر کوفه حاکم بود که منجر به این تصمیم امام علی علیه السلام شد.

چه شد که «یمنی‌ها»با امام علی علیه السلام بیعت کردند؟ حضور ابن ملجم مرادی؟

مردم یمن

یکی از رویدادهای مهم در ابتدای خلافت امام علی علیه السلام، همین ماجرای بیعت یمنی‌ها با آن حضرت بود که ابن ملجم در رأس آن گروه به خدمت امام رسید و با ایشان بیعت کرد. زمانی که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خلافت رسیده و مرکز حکومت را به کوفه منتقل کردند، مردم گروه گروه برای بیعت با ایشان می‌آمدند. از مردم کوفه گرفته که در زمان حضور امام در مدینه امکان بیعت حضوری نداشتند تا مردم یمن. در آن دوران چندین قبیله یمنی در کوفه زندگی می‌کردند و وقتی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به این شهر آمدند، آن‌ها برای بیعت به حضور امام آمدند.

ابن ملجم مرادی یکی از چهره‌های شناخته شده و مؤثر در آن زمان بود که در میان قبیله‌های یمنی زندگی می‌کرد. او به عنوان یکی از بزرگان یمنی‌ها بود که با امام علی علیه السلام بیعت کرد. البته او در زمان بیعت با امام، اظهار علاقه و ارادت به ایشان می‌کرد.

چراابن ملجم ۳بار باامام بیعت کرد / چرام امام گفت:  من زندگی او را(ابن ملجم) می‌خواهم اما او اراده کشتن من را دارد؟

 زمانی که یمنی‌ها برای بیعت با حضرت امیرالمؤمنین(ع) به خدمت ایشان رفتند، هر کسی یک بار با آن حضرت بیعت می‌کرد. اما وقتی نوبت به ابن ملجم رسید، آن حضرت سه بار از ابن ملجم بیعت گرفتند.

به این معنا که یک بار ابن ملجم با آن حضرت بیعت کرد، وقتی داشت از آن حضرت دور می‌شد امام علی علیه السلام به او فرمودند « بیا ، بار دیگر بیعت کن» دوباره ابن ملجم با امام بیعت کرد و باز هم امام برای بار سوم از او بیعت گرفتند.

«ابن ملجم » از این نوع رفتار حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام تعجب کرد و پرسید که چرا از دیگران یک بار و از من سه بار بیعت گرفتید؟

امام در جواب او شعری خواندند با این مضمون که «من زندگی او را می‌خواهم اما او اراده کشتن من را دارد. عذر پذیرش خود را نسبت به دوست مرادی خود بیاور. ای ابن ملجم برو که به خداوند سوگند گمان ندارم به آنچه گفتی وفا کنی.» درواقع امام با این جمله به او این پیام را رساندند که بر بیعت خود استوار باقی نخواهد ماند و بیعت شکنی خواهد کرد.( أرید حیاته ویرید قتلی)

نمک نشناسی ابن ملجم

ماجرای دیگری هم در تاریخ ثبت شده با این مضمون که ابن ملجم از امام علی علیه السلام، اسبی خواست و امام از او سؤال کردند که آیا تو ابن ملجم مرادی هستی؟ او جواب مثبت داد. امام به یکی از یاران خود دستور دادند که یک اسب سرخ رنگ به ابن ملجم بدهد. او هم اسب را گرفت، بر روی آن سوار شد و وقتی می‌خواست از امام دور شود، امام یک بار دیگر همان شعر را تکرار کردند و فرمودند: «من زندگی او را می‌خواهم اما او قصد کشتن من را دارد.»

دکتررجبی:زمانی هم که ابن ملجم در شب نوزدهم ماه رمضان، فرق مبارک آن حضرت را شمشیر زهرآلود شکافت، او را به خدمت امام علی علیه السلام آوردند و آن حضرت به او فرمودند که من همه آن خوبی‌ها را به تو می‌کردم با وجودی آنکه خبر داشتم تو در آینده قاتل من خواهی بود. اما آن خوبی‌ها در حق تو برای این بود که از خدای متعال در اتمام حجت با تو کمک بگیرم.

ریشه(نطفه) خوراج

ریشه‌های انگیزه ابن ملجم در کشتن امام علی علیه السلام به دوران  «جنگ نهروان» برمی‌گردد.

در جنگ «نهروان» خوارج شکست سختی از سپاه امام خوردند، همه خوارج در این جنگ کشته شدند ،جز ۹ نفر از آن‌ها.

این ۹ نفر به مرور یاران و هم‌فکرانی برای خود جمع کردند. مرکز تجمعشان هم در مکه و در اطراف کعبه بود.

به این صورت که دور خانه کعبه جمع می‌شدند و درباره کشته‌شده‌های نهروان حرف می‌زدند و از رویکرد حقیر و جاهلانه خودشان، از این بحث می‌کردند که اسلام دچار انحطاط شده و باید آن را نجات داد!

بعد از مدتی، خوارج به این نتیجه رسیدند که گله و اظهار ناراحتی از شرایط موجود ثمره‌ای ندارد و باید عملی انجام دهند. به این صورت تصمیم گرفتند که عاملان اصلی این قضیه را از بین بردارند.

خوراح ۳ نفرراعامل اختلاف درجامعه مسلمین می دانستند

آن‌ها سه نفر را عامل اوضاع موجود می‌دانستند: «معاویه ، عمروعاص و علی » درواقع آن‌ها به قدری حقیر بوده و قدرت تشخیص پستی داشتند که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را با معاویه و عمروعاص لعنه‌الله علیهما هم‌تراز تصور می‌کردند.

دکتر محمدحسین رجبی دوانی :به این ترتیب ۳ نفر از میان خوارج داوطلب شدند تا این ۳ شخص«معاویه ، عمروعاص و علی » را که در عالم اسلام دارای قدرت و نفوذی بودند، از سر راه بردارند. امام علی علیه السلام در آن زمان خلیفه بودند و در کوفه حضور داشتند. معاویه لعنه‌الله علیه هم حاکم سیاس و شوم در شام بود که عامل دودستگی‌های زیادی در جهان اسلام شد. عمروعاص هم در حقیقت معاون و کمک‌کننده به اقدامات معاویه بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:۳ نفری که مأمورترور۳ شخصیت جهان اسلام بودند

«ابن ملجم»مأمورکشتن حضرت علی(کوفه) شد.

«بَرَک بن عبیدالله»مأمورقتل معاویه(شام) شد.
«عمرو بن بکر »مأمور ترور عمروعاص(مصر)شد.

این ترورهابایدهمزمان(هنگام اذان صبح)۱۹رمضان سال چهلم هجری انجام می شد.
«بَرَک بن عبیدالله» در شام توانست شمشیری بر ران «معاویه »فرود آورد و او را مجروح کند ولی عمرو بن بکر در مصر موفق به ترور عمروعاص نشد؛ زیرا عمرو به جهت درد شکم، در آن صبحدم به نماز حاضر نشد و به جای خود خارجة بن حذافه رئیس داروغه را برای اقامه نماز فرستاد که وی با شمشیر عمرو بن بکر از پا درآمد./پایان توضیح.

آقای رجبی دوانی درادامه می گوید:قرار هر سه نفر خوارج این بود که این سه چهره را در سحر نوزدهم ماه رمضان و در موقع نماز صبح از پا درآوردند.

«جنایتی »قُربه الی الله

خوارج از منظر گمراه خود خیال می‌کردند که کار ارزشمندی برای اسلام انجام می‌دهند. شاید به همین دلیل زمان مبارکی را برای اقدام خود انتخاب کردند.

«ابن ملجم »آمرقتل بودیاعامل قتل امام علی؟

بله. ابن ملجم برای قتل امام علی علیه السلام داوطلب شد و تصمیم جدی برای این کار داشت. به همین علت بود که بعد از تصمیمی که در مکه گرفتند، به کوفه رفت و مدتی به صورت مخفیانه به فراهم کردن اقدامات شهادت امام علی علیه السلام مشغول بود.

او در آن زمان، شمشیر تیز و برنده‌ای را به مبلغ هزار درهم خرید و هزار درهم هم برای زهرآلود کردن آن پرداخت، تا با خیال جاهلانه خودش بتواند امام علی علیه السلام را به یک ضربه از پای درآورد. شاید دو هزار درهم به نظر مبلغ ناچیزی باشد؛ اما اگر بدانیم دو هزار درهمی که آن زمان ابن ملجم برای شهادت امام علی علیه السلام پرداخت، به پول امروز ما میلیاردها تومان می‌ارزد، به گوشه‌ای از ناجوانمردی، کینه و حقارت فکری و فرهنگی ابن ملجم پی می‌بریم.

نقش قتام، شبیب و وردان در قتل امام

زمانی که ابن ملجم به کوفه رفت، در بین یکی از قبیله‌های مهم یمنی به نام کنده ساکن شد. رئیس این قبیله شخصی به نام «اشعث بن قیس» بود که یکی از دشمنان و مخالفان مهم و سرسخت امام علی علیه السلام محسوب می‌شد. ابن ملجم یک روز در حیاط مسجدی زنی را به نام «قتام» دید که پدر و برادرش در جنگ نهروان توسط لشکر امام علی علیه السلام به قتل رسیده بودند و قصد داشت از آن حضرت انتقام بگیرد.

«اشعث» عاشق «قتام »شده بود، از او درخواست ازدواج کرد و «قتام » هم «مهریه» خود را سه هزار درهم،  غلام، کنیز و «قتل امام علی » قرار داد.

توضیح مدیرسایت-پیراسته فر:ظاهراً یک اشتباه لقظی اتفاق افتاده(ابن ملج عاشق قتام شده بود،نه اشعث)

«ابن ملجم »در ابتدا نمی‌خواست هدف شوم خود را اعلام کند و در ظاهر کشتن امام را قبول نکرد.

اما وقتی «قتام » اعلام کرد که کشتن امام علی علیه السلام مهریه‌ای است که از آن نمی‌گذرد و گفت که اگر به من نرسی و کشته شوی، در آخرت از خداوند پاداش می‌گیری،

«ابن ملجم » متوجه شد که «قتام » هم رویکرد «خوارج« را دارد و به او خبر داد که اصلاً برای انجام همین کار، یعنی قتل امام علی علیه السلام به کوفه آمده است.

نقش«وردان بن مجالب»و«شبیب بن بجره»درقتل امام

در این ماجرا یکی از اقوام قتام به نام «وردان بن مجالب» هم عقیده خوارج را داشت با ابن ملجم همراه شد. سپس «شبیب بن بجره» یکی دیگر از خوارجی که در کوفه زندگی می‌کرد با این‌ها هم‌دست شد و هر سه ( ابن ملجم، شبیب بن بجره و وردان بن مجالب )آماده قتل حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام شدند.

علت همراهی آن ۲نفرباابن ملجم

«ابن ملجم » احتمال می‌داد که موفق به این کار نشودبه همین دلیل با شبیب و وردان همدست شد تا اگر یک نفر نتوانست و موفق به این کار نشد، نفر بعدی آن را انجام دهد.

در ابتدای امر قرار آن‌ها این بود که «شبیب» ضربه را بزند، اگر او موفق نشد «ابن ملجم » اقدام کند و اگر او هم نتوانست یا شرایط مهیا نبود، «وردان»ضربه کاری را بزند.

چرا«شبیب» نتوانست و «ابن ملجم» اقدام کرد؟

شبیب، وردان و ابن ملجم در سحر نوزدهم ماه رمضان در مسجد کوفه منتظر امام علی علیه السلام بودند. طبق نقل معتبری، زمانی که آن حضرت در رکعت اول از سجده اول برخاسته بودند و می‌خواستند به سجده دوم بروند، اول «شبیب» لعنه‌الله بلند شد تا با شمشیرش بر فرق آن حضرت ضربه بزند. اما «شمشیر او به سقف مسجد گیر کرد» در این موقع، ابن ملجم لعنه‌الله علیه فوراً بلند شد و در حالی که امام در سجده دوم از رکعت اول نماز بودند، بر فرق مبارک ایشان ضربه‌ای زد که آن امام بزرگوار را بر روی زمین انداخت./۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰تسنیم.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آقای رجبی دوانی علت ناکامی شبیب راگفته اند: «شمشیر او به سقف مسجد گیر کرد»..بنای مسجدکوفه مهندسی بوده،بعیداست مسجدمحقری باسقف کوتاه که شمیر به سقف تماسی داشته باشد،اگرماطول شمشیررا۲متربدانیم وقد«شبیب بن بجره» راهم ۲متربدانیم،سقف مسجدکه کمتراز۴مترنبوده است،البته میشوداین راطوری دیگرتوچیه کرد وآن اینکه گفته شود،شمشیربه دیواره محراب خورده باشد.

«شبیب بن بجره»بعدازترور،موفق به فرار شدو به خانه‌اش رفت. در خانه، پسرعمویش او را دید که دستپاچه شده و مشغول جمع کردن وسایل است. در عین حال شبیب، حمایلی بر سینه‌اش بسته بود که نشان از مأموریت مسلحانه بود .

پسرعموکه ماجرای ضربت خوردن امام علی را شنیده بود، از شبیب پرسید: نکند کارتوبوده باشد؟ گفت جواب مثبت داداما پسرعمویش که ازشیعیان امام علی بود درفرصت مناسب اورابه درک واصل کرد.

واما«وردان» موفق شد فرار کند

واما :استاددوانی می گویند:عقایدخوارج همین بود(کج فهمی وبدفهمی)اینکه امام  علی رادرکنارآن۲خبیث(معاویه و عمروعاص) ،عامل فتنه درجامعه مسلمین می دانستندوقتلشان رااجرجزیل می دانستندکه خواستندبرای رسیدن به اجروثواب بیشتردرپُرفضیلت ترین  ایام(شب قدر)به این مهم دست یابند،حتی جلسات طراحی قتل ،درمقدس ترین مکان(کنارکعبه)بوده... واما درفرازی از این مصاحبه می گویند:چون عاشق زن زیباروی(قتام)شده بود وآن خانم ،شرط ازدواجش را«قتل امام علی»قرارداده بود،ابن ملجم برای دستیابی به قتام دست به این جنایت زد!
این ۲نظریه باهم همخوانی ندارند،بلکه بنوعی «پارادوکس»هستند.
خیلی ممنون میشوم که استاددوانی به این ابهام ما پاسخ بدهد.

یکی دیگر از مسایلی که می‌تواند در این واقعه بسیار عبرت آموز باشد، محل و نقطه انحراف کسی است که در وصف او گفته اوبودند: «و کان یسارع فی حوائج أمیر المؤمنین (علیه السلام) و خدمته،» یعنی او در کارهای حضرت از دیگران سبقت می‌گرفت و به ایشان خدمت می‌کرد.

«آیت الله بهجت» در ذیل این واقعه فرمودند: «همیشه از خدا بخواهیم که عاقبت ما را ختم به خیر کند.»

آیت الله بهجت: یک کسی(ابن ملجم) یک عمری پروانۀ امامش می‌شود آخر سر امامش را می‌کُشد، این است که ابن ملجم مثل پروانه بود برای امیرالمؤمنین،

«آیت الله بهجت»درادامه می گویند:به راستی این کدام عیب پنهان است که یک روزی بروزمی کند، این کدام ضعف ایمان است که یک روزی خودش را نشان می‌دهد، این کدام گناه استغفار نشده است که یک روزی پدر صاحب بچه را در می‌آورد، این کدام خوبی غرور یافته است؟

ابن ملجم «خانه زاد»علی بود!

رسول جعفریان؛ از شاگردی آیت الله مصباح تا استادی تاریخ/در مقابل تقدیس کنندگان

حجت الاسلام رسول جعفریان می نویسد:کسی انتظار نداشت ابن ملجم شمشیر بکشد و به فرق امیرالمؤمنین(ع) ضربه بزند. کسی ابن ملجم را مراقبت نمی‌کرد چون او از دیگران به علی(ع) نزدیک‌تر بود و خانه‌زاد علی(ع) است!

به روایتی در بحارجلد۴۲،صفحه ۲۶۱  آمده است: وقتی امیرالمؤمنین(ع) خلیفه شدند، از مردم یمن بیعت گرفتند و به والی یمن فرمودند ده نفر از بهترین مؤمنین یمن را برای من بفرست. مردم یمن، ابتدا صد نفر از بهترین‌های خود را انتخاب کردند و آن صد نفر از بین خودشان هفتاد نفر انتخاب کردند و آنها سی نفر و آنها نیز از بین خودشان ده نفر را انتخاب کردند. وقتی این ده نفر به محضر امیرالمؤمنین(ع) آمدند یک نفر را به عنوان نماینده جلو فرستادند و او آن‌چنان زیبا در مدح و منقبت امیرالمؤمنین(ع) سخن گفت که واقعاً تحسین برانگیز بود. امیرالمؤمنین(ع) از او پرسید: اسم تو چیست؟ او گفت: من ابن ملجم مرادی هستم! امیرالمؤمنین(ع) دست روی دست زد و فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون» و ناراحت شد و فرمود: تو قاتل من خواهی بود. /پایان.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:آشنایی بامسحدکوفه 

امام علی(ع) در فراق چه یارانی گریستند؟

«مسجدکوفه»از نخستین بنای شهر کوفه درهنگام شکل گیری شهرکوفه می باشد، زیرا هنگامی که «سعد بن ابی وقاص» این منطقه را برای استقرار دائم سپاهیان مسلمان در نظر گرفت، نخستین اقدام بنای مسجدی برای عبادت مردم بود.

آنان ابتدا نقشه مفصل و جامعی برای بنای «مسجد» کشیدند و بر آن اساس مسجد را، که محور و مرکز اصلی شهر بود، ساختند. محدوده مسجد را با تیراندازی یک تیرانداز تعیین کردند که در چهار سمت تیر انداخت. دلیل این کار آن بود که می خواستند مساحت بسیار زیادی را به مسجد اختصاص دهند به گونه ای که همه جنگجویان و ساکنان این منطقه، که به چهل هزار نفر می رسیدند ، برای ادای نماز در آن جا حضور یابند.

این مسجد به صورت مربع با دیوارهای کوتاه ساخته شد که بخش عمده ای از آن سقف نداشت. از ابتدای بنا تا سال۴۱ هجری، که زیاد بن ابیه حاکم عراق به توسعه و تجدید بنای آن پرداخت ، تغییری در مسجد ایجاد نشد. در این دوران، دیوارهای مسجد مستحکم تر و مرتفع تر شد و مقداری هم بر وسعت آن افزودند، مقصوره و محرابی برای آن ساختند و کف آن را با ریگ پوشاندند.

مساحت مسجد کوفه

مسجد کوفه ۱۱۰ متر طول، ۱۰۱ متر عرض و ۱۱۱۶۲ متر مربع مساحت دارد و با دیوارهایی به ارتفاع ۱۰ متر محافظت می‌شود. مساحت فضای باز مسجد ۵۶۴۲ متر مربع و مساحت شبستا‌ن ‌های مسجد ۵۵۲۰ متر مربع است. تعداد ستون‌های مسجد ۱۸۷ عدد و تعداد مناره‌های آن ۴ عدد با ارتفاع ۳۰ متر و تعداد در‌های مسجد ۵ باب است؛ درهای این مسجد اسامی خاص خود را دارند که به نام های بابُ الحُجّه ، بابُ الثُعبان، باب الرحمه، باب مسلم بن عقیل   و باب هانی بن عروه   هستند.

از هنگام بنای مسجد، درب های متعددی برای آن ساخته اند:

۱- باب السدّه. امام علی(علیه السلام) از آن درب وارد مسجد می شدند.

۲- باب کِنْده. در سمت غرب.

۳- باب الانماط. به محاذات باب الفیل.

۴- باب الفیل یا باب الثعبان. در سمت شمال، که امروزه تنها دربی است که از آن دوران مانده است. در کنار باب الفیل مناره مسجد قرار دارد.

۵- باب الرحمه

محراب مسجد کوفه 

«این محراب» محلی است که آن عابدجاهل  بر فرق مبارک امام علی (ع) چنان ضربه ای زده شد که منجر به شهادت آنحضرت شد .

محراب فوق موقعیتی خاص در داخل مسجد دارد. کسانی که وارد این مسجد می شوند قبل از هرچیز، به جستجوی مکان عبادت و شهادت امام علی علیه السلام برمی آیند. این محراب در کنار شش محراب دیگر در داخل مسجد مورد توجه زائران است. محراب امیر المؤمنین، که آن را اخیراً بازسازی کرده اند، در دیواره جنوبی شبستان قرار دارد . امروزه محفظه آن با دربی که بر روی آن نصب است و عنوان «هذا محراب امیرالمؤمنین» بر بالای آن به چشم می خورد ، مسدود می باشد .

این محراب سمت دیوار قبله قرار دارد.

خانه علی

منزل علی

مسجد کوفه

«منزل امام علی» در نزدیکی  این مسجد  قرار داشت.

در کنار مسجد کوفه، خانه امیرالمومنین (ع)، دارالعماره کوفه و مرقد افرادی چون «میثم تمار» مسلم بن عقیل ، «هانی بن عروه» و مختار ثقفی قرار دارد. این مسجد دارای مقامات متعدد بوده و زائران در مسجد کوفه در مقابل این آن ها به نماز می ایستند.

مزارمختار بن ابی عبیده ثقفی

مسجد کوفه + تصاویر

در سمت قبله، متصل به مسجد، بقعه و «مزار مختار بن ابی عبیده ثقفی» است که موفق شد انتقام خون شهیدان کربلا را از سپاه عبیدالله بن زیاد بگیرد و کوفه را برای مدتی تحت تصرف خود در آورد.

مزار مختار در حرم مسلم بن عقیل واقع شده و هر دو بنای مشترکی دارند. ضریحی از چوب روی قبر مختار نصب شده و پنجره‌ای در زاویه شرقی به دیوار مسجد کوفه (سمت جنوب) باز می‌شود. قطعه سنگی از قرن دوم هجری به خط کوفی دارد که روی آن نوشته اند: «هذا قبر مختار بن ابی عبیده الثقفی الآخذ بثارات الحسین»

«مختار ثقفی» پس از جنگ های سختی کوفه را تحت کنترل خود در آورد و عاملین واقعه کربلا را مجازات کرد. سپس لشگری به سوی عبید الله بن زیاد فرستاد که پس از شکست او، سر از بدنش جدا کردند.

مختار سر عبیدالله بن زیاد را نزد امام سجاد (ع) در مدینه فرستاد، حضرت خوشحال شد و فرمود: خدا جزای خیر به مختار دهد که خونخواهی ما نمود. مصعب بن زبیر در سال ۶۷ هجری با غلبه بر کوفه سر از بدن مختار جدا کرد.

نحوه شهادت مختار ثقفی

سال ۶۱ هجری عبیدالله بن زیاد پس از شهادت امام حسین(ع) در کربلا دستور داد اهل بیت آن حضرت را به کوفه و قصر دارالاماره بیاورند و در آن جلسه سر بریده امام حسین (ع) را نزد خود قرار داد و با چوب دستی به سر مطهر حضرت جسارت کرد.

سال ۶۶هجری مختار ثقفی قیام کرد، عبیدالله بن زیاد را به هلاکت رساند بر تخت دارالاماره نشست و سر بریده ابن زیاد را بر او وارد کردند.

شهادت مختار: ۱۴ رمضان سال ۶۷(قیام مختار۱۸ماه بطول انجامید)

قبر مختار کجاست؟ | رازهای اماکن ناشناخته عراق

سال ۶۷ هجری مصعب بن زبیر بر مختار پیروز شد و در حالی که مصعب بر تخت کیه زده بود، سر مختار را برای او آوردند.

سال ۷۲ هجری عبدالملک بن مروان به عراق حمله کرد و پس از پیروزی، در قصر دارالاماره بر تخت نشست و سر بریده مصعب را برای او آوردند. شخصی در حضور او گفت: ای امیر! من سرگذشت عجیبی از این قصر به خاطر دارم و وقایع آن را تعریف کرد.
عبدالملک با شنیدن این قضیه بر خود لرزید و دستور داد قصر دارالاماره را خراب کنند.
«قصر دارالاماره» در ذیحجه سال ۶۰ هجری، شهادت دو فرستاده امام حسین را نیز شاهد بوده است.

نحوه پیدا شدن مقبره مختار

پس از شهادت مختار توسط مصعب بن زبیر , «جنازه مختار» در دیوار قصر الاماره نزدیک مسجد مدفون شد , این قبر مخفی ماند تا اینکه «آیت الله العظمی سید مهدی بحر العلوم »در زمان خود به جستجو و آشنایی با آثار و محراب های مسجد پرداخت .

«سیدبحرالعلوم» متوفی:رجب سال ۱۲۱۲(دی۱۱۷۶)،در آن زمان ترجیح داد مسجد کوفه با خاک پاک مدفون شود چون زمین مسجد پائین تر از دیگر سرزمین های منطقه بود و در نتیجه آب های سطحی در آن جریان پیدا می کرد. پیرو دستور آیت الله بحر العلوم زمین مسجد کوفه که عمق آن مساوی مقام پیامبر وخانه حضرت نوح بود با خاک پاک پرشد تا از آلودگی ها در امان نگه داشته شود در جای همان محراب ها بر روی خاک محراب های جدید ساخته شد همانگونه که اکنون هم نمایان است.

ماجرای کشف مزار مختار ثقفی

در زمان بررسی ها و جستجوی آثار مسجد که از طرف سید و جمعی از علما صورت گرفت, سید قبر شریف پنهان شده ای را پیدا کرد و «جایگاه قبرمختار» انتهای راه رو در زیر زمین و به طرف خارج مسجد به سمت قصر الأماره بود و بر آن قبر سنگی یافتند که بر آن اسم و لقب مختار نوشته شده بود .

پس از یافتن قبر, (محسن الحاج عبود شلاش ) ساختن حرم جدید وبزرگی برای مختار را بر عهده گرفت وآن را به رواق حرم حضرت مسلم از سمت جنوب ملحق کرد , و برای قبر پنجره ای آهنین قرار داد ودرب راه رو که در حجره ای در کنج مسجد کوفه قرار داشت را مسدود کرد .

مسجد کوفه + تصاویر

در بیرون از محوطه مسجد کوفه مزار « خدیجه دختر امام علی» و خواهر حضرت عباس (ع) واقع می‌باشد.

چراامام علی رادرکوفه دفن نکردند؟

چراتشیع جنازه شبانه شد ومحرمانه؟

شهیدمطهری :شب بیست و یکم مردم هنوز نمی‌دانند که بر علی چه دارد می‌گذرد. علی بعد از نیمه شب از دنیا رفته است تا علی از دینا می‌رود فورا همان شبانه فرزندان علی (امام حسن،‌حسین، محمدبن حنیفه، ابوالفضل االعباس) و عده‌ای از شیعیان خاص که شاید از ۶، هفت نفر تجاوز نمی‌کردند، محرمانه علی را غسل دادند و کفن کردند و در نقطه‌ای که ظاهرا خود علی قبلا معین فرموده بود که همین مدفن شریف(نجف) آن حضرت است در همان تاریکی شب دفن کردند و احدی نفهمید. بعد محل قبر را هم مخفی کردند و به کسی نگفتند فردا مردم فهمیدند که دیشب علی دفن شده محل دفن علی کجاست؟.

برای رهایی ازتعرض خوارج به مدفن امام علی.

استادمطهری می نویسد:امام حسن (ع) صورت جنازه‌ای را تشکیل دادند و به مدینه فرستادند. که مردم خیال کنند که علی را بردند مدینه دفن کنند. چرا؟ به خاطر همین خوارج برای اینکه اگر اینها می‌دانستند علی (ع) را کجا دفن کرده‌اند. به مدفن علی(ع) جسارت کردند.می‌رفتند نبش قبر می‌کردند و جنازه علی را از قبرش بیرون می‌کشیدند تا خوارج در دنیا بودند و حکومت می‌کردند.

علی ۱۰۰سال مفقودالاثربود

غیر از فرزندان علی  کسی نمی‌دانست علی کجا دفن شده است تا اینکه آنها بعد از حدود صد سال منقرض شدند بنی امنیه هم رفتند دوره بنی‌عباس رسید دیگر مزاحم این جریان نمی‌شدند.

امام صادق‌(ع) برای اولین بار محل قبر علی (ع) را آشکار فرمود. همین صفوان معروفی که شما در زیارت عاشورا دعایی می‌خوانید که در سند آن نام او آمده است می‌گوید من خدمت امام صادق در کوفه بودم ایشان ما را آورد سر قبر علی‌(ع) و فرمود قبر علی(ع) اینجاست و دستور داد ظاهرا برای اولین بار سایبانی برای قبر علی تهیه کنیم و از آن وقت قبر علی (ع) آشکار شد.

بالصور.. أجواء مرقد الامام علی (ع) قُبیل زیارة الأربعین

پس این مشکل بزرگ برای علی (ع) منحصر به زمان حیاتش نبود تا صد سال بعد از وفات علی هم قبر علی از ترس اینها مخفی بود.

النجف الاشرف

السلام علیک یا ابالحسن، السلام علیک یا امیرالمومنین. تو و اولاد تو چقدر مظلوم بودید. من نمی‌دانم آقاامیرالمومنین مظلومتر است یا فرزند بزرگوارش اباعبدالله الحسین؟ همانطوری که پیکر علی از شر دشمن راحتی ندارد بدن فرزند عزیزش حسین هم از شر دشمن آسایش ندارد و شاید به همین جهت است که فرمودند : لا یوم کیومک یا اباعبدالله هیچ روزی مانند روز فرزند من حسین نیست. امام حسین بدن علی (ع) را مخفی کرد چرا؟ برای اینکه به بدن علی جسارت نشود اما وضع کربلا طور دیگری بود. امام زین‌العابدین (ع) قدرت پیدا نکرد که بدن حسین را بعد از شهادت فورا مخفی کند نتیجه‌اش همان شد که نمی‌خواهیم نام ببریم./پایان اظهارات شهیدمطهری.

سرنوشت ابن ملجم مرادی

ابن ملجم که درهمان صبحگاه دستگیرشده بود،درحبس بود،بعداز شهادت حضرت علی(۲۱رمضان) امام حسن(ع)، ابن ملجم را آوردندبرای محاکمه، او از امام درخواست کرد تا او را رها کند تا به جبران آن، معاویه را نیز به قتل برساند، اما امام نپذیرفت ،شمشیر را بعنوان قصاص برفرقش واردکرد،تنها یک ضربه به او زدند و همان یک ضربه او را هلاک کرد.

در برخی از منابع شیعه چنین نقل شده است: «امام حسن علیه السلام  نشست و دستور داد ابن ملجم را بیاورند، پس او را آوردند. امام به او فرمود: اى دشمن خدا! امیرمؤمنان را کشتى و تباهى را در دین بزرگ کردى؟ پس دستور داد گردنش را زدند. ام‌هَیثَم دختر أسوَد نَخَعى خواست که جسدش را به وی دهند، و کار سوزاندنش را به او واگذارند، جنازه را تحویل او دادند و ام‌هیثم جسدش را به وسیله آتش سوزاند»

ونوشته اند:ابن ملجم به امام حسن علیه السلام  گفت: آیا مایلی یک کار براى تو انجام دهم که به خدا سوگند من هرچه با خدا عهد کردم، انجام می‌دهم. من در مکه سوگند یاد کردم که على و معاویه را بکشم یا این‌که در راه این قصد، جان خود را فدا کنم. اگر می‌خواهی مرا آزاد کن که با خدا عهد می‌کنم در هر صورت؛ او را بکشم و یا نکشم اما زنده بمانم، مجدد نزد تو بر گردم و دست به دست تو بگذارم تا مرا بکشی. امام حسن علیه السلام  فرمود: «رهایت نمی‌کنم مگر آن‌که آتش دوزخ را به چشم خود ببینى. پس ابن ملجم را کشت. مردم هم او را در بوریا پیچیده در آتش انداختند و سوزاندند»

دعای ابن ملجم مستجاب شد!

استادشهیدمرتضی مطهری می نویسد: یک بار که علی با ابن ملجم صحبت کردند،او با علی با خشونت برخوردکرد و گفت:

«علی! من آن شمشیر را که خریدم با خدای خودم پیمان بستم که با این شمشیر بدترین خلق خدا کشته شود و همیشه از خدا خواسته‌ام و دعاکرده که خدا با این شمشیر بدترین خلق خودش را بکشد.»

درمنابع دیگرآمده که ابن ملجم گفتند:به خدا سوگند من این شمشیرم را هزار دینار خریدم و هزار دینار هم داده ام تا آن را مسموم کرده اند، اگر این ضربه ام را به تمامی کوفیان می زدم هیچ یک از آنها جان سالم به در نمی بردند

«ابن ملجم» باشمشیرخودش کشته شد

امام علی به ابن ملجم  گفتند:اتفاقاً این دعای تو اجابت خواهد شد، چون خودت را با همین شمشیر خواهند کشت.

کشف قبر على علیه السلام به روایت شیخ مفید:

شیخ مفیدبنقل از عبدالله بن حازم می نویسد: روزى با هارون الرشید براى شکار از کوفه بیرون رفتیم و در پشت کوفه به غریین رسیدیم، در آنجا "آهو"هایى را دیدیم و براى شکار آنها سگ‌هاى شکارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند کارى بکنند و آهوان به تپه ‏اى  در آن حوالی  پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم که بازها به کنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند، هارون از این حادثه تعجب کرد و چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز کرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تکرار شد!
هارون گفت زود بروید و هر که را در این حوالى پیدا کردید نزد من آورید، و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنى‌اسد را پیدا کردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده که این تپه چیست؟ آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد می‌کنم  به تو آزاری نرسانم.

آن پیرمرد گفت: پدرم از پدرانش به من خبر داده است که قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این که ایمن گردد!
هارون که این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاک آن مالید و گریست و دستور داد گنبدی بر آن تربت پاک بنا کردند

اولین بارگاه و ساختمان مرقد علوی درسال۱۷۱هجری بدستورهارون بوده است

دربعضی ازروایات است که هارون تا۳شبانه روزانجااقامت کرد.،روزهابزیارت امیرالمؤمنین،علی (ع)می رفت.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: اگرچه مدفن امیرالمؤمنین تاسال ۱۴۸ هجری پنهان بود واما  ائمه اطهار(ع) مطلع بودند وعده ای از اصحاب خاص آن بزرگواران از محل دفن  آگاه بودند، و در فرصتهایی که دست می ‏داد، دور از چشم دشمنان، بزیارت حضرت علی می رفتند.

استادشهیدمطهری می نویسد:امام صادق‌(ع) برای اولین بار محل قبر علی (ع) را آشکار فرمود. همین صفوان معروفی که شما در زیارت عاشورا دعایی می‌خوانید که در سند آن نام او آمده است می‌گوید من خدمت امام صادق در کوفه بودم ایشان ما را آورد سر قبر علی‌(ع) و فرمود قبر علی(ع) اینجاست،تا صد سال بعد از وفات علی هم قبر علی از ترس اینها مخفی بود.

خدمات صفویان

دردوره صفویه - شاه اسماعیل صفوی در ۲۵ جمادی الثانیسال۹۱۴ قمری آرامگاه امیرالمؤمنین راتعمیرکرد.

 شاه عباس به  "مهندس شیخ بهایی" دستورتکمیل  صحن حضرت علی راداد.

در وقف نامه بزرگ شاه عباس اول مندرج در کتاب قصص الخاقانی آمده: «« تمامی و جملگی کاروان سرای واقع در صدر میدان نقش جهان دارالسلطنه اصفهان مع قیصریه متصل بدان و کل بازار دور میدان مذکور و...که جمیع آن ها احداث کرده کلب آستان علی ابی ابیطالب (ع) و در بین صیغه وقف شرط نمودند که نصف حاصل اجاره موقوفات مذکوره در وجه وظیفه... معاش سادات عالی درجات بنی حسین(ع) به شرط آن که شیعه امامی اثناعشری باشند.»
در این وقف نامه شاه خود را کلب آستان علی (سگ درگاه حضرت علی) معرفی کرده است.

 در سال11۵۶ قمری هنگامی که نادرشاه به زیارت نجف رفت، دستور داد طلاکاری راداد،هر دو گلدسته را تزیین کرده بود- همه را طلا کنند

پادشان قاجار هم درحرم حضرت علی خدماتی کردند

 شاهان قاجار از جمله -آغامحمدخان قاجار در سال۱۲۱۱ قمری ضریح نقره به آستانه علوی اهداء کرد.

زمان فتحعلی شاه در سال۱۲۳۵ قمری تعمیراتی در آستانه انجام شد، مانند بازطلاکاری دو گلدسته. در سال ۱۲۶۲قمری به فرمان عباس قلی خان وزیر محمدشاه ضریحی دیگر از نقره به آستانه هدیه دادند.

 ماجرای پیدا شدن قبر امام علی(ع)

پس از شهادت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ، فرزندانش شبانه جنازه آن حضرت را در زمین بلندی مخفیانه به خاک سپردند. سال‌ها گذشت . جز ائمه علیهماالسلام و نزدیکان آن‌ها نمی‌دانستند قبر آن حضرت کجا است . تا اینکه در زمان خلافت هارون الرشید حادثه‌ای سبب پیدا شدن قبر حضرت گردید و آن حادثه چنین بود؛

عبدالله بن حازم می‌گوید:

روزی برای شکار همراه هارون از کوفه خارج شدیم ، به ناحیه غریین (نجف رسیدیم ، در آن محل آهوانی را دیدیم ، بازها و سگ‌های شکاری را به سوی آن‌ها فرستادیم آهوان پا به فرار گذاشته خود را به تپه‌ای که در آنجا بود رساندند و بالای آن تپه ایستادندبازها و سگ‌های شکاری از تپه بالا نرفته و برگشتند. آهوان از آن تپه پایین آمدند، بازها و سگ‌های شکاری آن‌ها را تعقیب کردند، آهوان دوباره به آن تپه پناهنده شدند و بازها و سگ‌ها دوباره بازگشتند و این حادثه بار سوم نیز تکرار شد.

هارون از این ماجرا در شگفت شد که این چه قضیه است که وقتی آهوان به آن تپه پناه می‌برند. بازها و سگ‌ها جرات رفتن و آنجا را ندارند.

هارون گفت :بروید به کوفه و شخصی را که از همه بیشتر عمر کرده باشد، پیدا کرده پیش ‌ من بیاورید.

پیرمردی از طایفه اسد را پیدا کرده نزد هارون الرشید آوردند.

هارون گفت :پیرمرد! این تپه چیست ؟ ما را از حال این تپه آگاه ساز!

پیرمرد پاسخ داد:پدرم از پدرانشان نقل کرده که آن‌ها می‌گفتند:این تپه قبر شریف علی علیه‌السلام است که خداوند آنجا را حرم امن قرار داده است و هر کس به آنجا پناه ببرد در امان است . لذا آهوان در پناه آن حضرت از خطر محفوظ ماندند.

هارون الرشید از اسبش پیاده شد و آب خواست و وضو گرفت و در کنار آن تپه نماز خواند، دعا کرد، گریه نمود، صورت را به زمین گذاشت و به خاک مالید. و سپس دستور داد بارگاهی روی قبر آن حضرت ساختند.

به این گونه قبر مبارک حضرت علی علیه‌السلام تقریباً پس از صد و اندی سال آشکار گردید./

 ******

آشکار شدن مرقد مطهر حضرت امیرالمؤمنین(ع) به روایت دیگر

روزی هارون الرشید در نجف به صحرای نیزاری به شکار رفت. تازی ها و فهدها (سگ و یوزپلنگ شکاری) آهوان را تعقیب می کردند و آهوان به بالای تل نجف  پناه می بردند،[۱] تازی ها هم از آن تل بالا نمی رفتند. این عمل چند بار تکرار شد و همین که تازی ها عقب نشینی می کردند آهوان پایین می آمدندهمین که دوباره آهوان را تعقیب می کردند دوباره به بالای تل خاک پناه می بردند و تازی ها از تعقیب آن ها باز می ایستادند.

خلیفه هارون الرشید دریافت که باید در این مکان، سرّی نهفته باشد که آهوان بدانجا پناه می برند و تازی ها از آن بالا نمی روندپیرمردی از اهالی آنجا را احضار کرد و راز آن را از پیرمرد جویا شد. پیرمرد گفت: برای گفتن سرّ این تل خاک، از شما امان می خواهم و خلیفه نیز امانش داد. سپس پیر مرد گفت: با پدرم به اینجا آمدم و پدرم در این مکان زیارت نامه می خواند و نماز می گذارد. از پدرم سؤال کردم که زیارت خواندن در اینجا چه مناسبتی دارد؟ پاسخ داد: با حضرت امام جعفر صادق(ع) برای زیارت به اینجا می آمدم و ایشان فرمود: اینجا قبر جدش علی بن ابی طالب(ع) است که به زودی آشکار خواهد شدخلیفه دستور حفر این محل را داد تا به علامت قبری رسیدند و لوحی در آنجا پیدا شد که بر روی آن با خط سریانی دو سطر نقش بسته بود که ترجمه آن چنین است: «این قبری است که نوح پیغمبر آن را برای علی(ع) وصی محمد(ص) قبل از طوفان به هفتصد سال حفر نمود[۲] ». هارون ادای احترام نمود و دستور داد خاک ها را به جای اول خود برگردانند. سپس پیاده شد، پس از وضو گرفتن دو رکعت نماز خواند و با حالتی گریان، خود را به خاک و تربت آن حضرت غلطانیدآنگاه هارون نامه ای به امام موسی کاظم(ع) در مدینه نوشت و صحت این مطلب را از امام موسی(ع) سؤال کرد. ایشان آن محل را به عنوان قبر جدش علی بن ابی طالب(ع)تأیید کرد. سپس به دستور هارون، سنگ بنایی بر آن قبر نهاده شد که به «تحجیر هارونی» معروف شد.[۳] .

[۱] نجف در لغت به معنای تل خاک و پشته ای است که آب به آن نرسد.

[۲]الغارات، ج ۲، ص۸۴۶؛ بحار الانوار، ج ۴۲، صص۲۱۶ و ۲۳۶؛ شبهای پیشاور، ص۱۲۷، «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، هذاقبرٌ حفره نوح لعلیّ بن أبی طالب وصیّ محمّد(ص) قبل الطوفان بسبع مائه سنه».[۳]

 مرقد مطهر امیرالمؤمنین در زمان امام صادق(ع) برای خواص شیعیان به علت زیارت آن حضرت معلوم شد و در زمان هارون برای همه مکشوف گردید.

تولد «حضرت علی» علیه السلام در ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل،مطابق باسال ۵۹۹ میلادی (۱۰ سال قبل از بعثت حضرت محمد)، در شهر مکه  و در «داخل کعبه » واقع گردید.

«حضرت علی» ۲۳ سال درمکه، ۳۶ سال درمدینه و ۴ سال درعراق(کوفه)زیست.

 سال ۳۶ هجری ،امیرالمؤمنین(ع) به منظورمقابله با ناکثین از مدینه حرکت کرد  ۴۰۰ صحابی از مهاجر و انصار ، که هفتاد نفراز «اصحاب بدر» در میان آنان بودند ، پس از جنگ جمل با حضرت به کوفه هجرت کردند ،تنها در جنگ صفین ، حدود ۲ هزارنفرازصحابی، مقیم کوفه همراه علی(ع) بودند.
در واقع کثرت حضور اصحاب رسول الله در کوفه بیش از هر نقطه دیگر عالم اسلام بود و از این‏رو «کوفه» نسبت به سایر بلاد  موقعیت ممتازی یافته بود.

مجموعه این عوامل، باعث شد که حضرت علی(ع) «کوفه» را « قُبَّهُ الإسلامِ»(مرکزحکومت)برگزیند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:۳ نفری که مأمورترور۳ شخصیت جهان اسلام بودند

«ابن ملجم»مأمورکشتن حضرت علی(کوفه) شد.

«بَرَک بن عبیدالله»مأمورقتل معاویه(شام) شد.
«عمرو بن بکر »مأمور ترور عمروعاص(مصر)شد.

این ترورهابایدهمزمان(هنگام اذان صبح)۱۹رمضان سال چهلم هجری انجام می شد.
«بَرَک بن عبیدالله» در شام توانست شمشیری بر ران «معاویه »فرود آورد و او را مجروح کند ولی عمرو بن بکر در مصر موفق به ترور عمروعاص نشد؛ زیرا عمرو به جهت درد شکم، در آن صبحدم به نماز حاضر نشد و به جای خود خارجة بن حذافه رئیس داروغه را برای اقامه نماز فرستاد که وی با شمشیر عمرو بن بکر از پا درآمد.

هرحرفی رانبایدازهرکسی پذیرفت حتی علامه دهرباشد

ماجرای صدورفتوای «شیخ مفید» که اشتباه بود و«امام زمان اصلاحش کرد».

هرحرفی رانبایدپذیرفت حتی ازعلامه دهر،وقتی با مسلمات اسلام سازگارنباشد.

آیت الله بهجت:فقط معصومین(علیهم السلام)ازخطاوخطیئه مصونند،ولی غیرمعصوم هرچندازعلمای بزرگ وجلیل القدرباشد،خالی ازخطانیست،لذانباید«مشکوکات»اقوال وآرای آنهارابه واسطه عظمت شأن وبزرگی مقامشان پذیرفت،بلکه تنهادرواضحات ومسلمات بایدمطابق نظرشان بودومشکوکات بایدگفت:نَعتَقِدُبِمااعتَقَدَبِهِ جعفربن محمدبن والمهدی(به آنچه امام صادق وحضرت مهدی بدان اعتقاددارند،معتقدم).

وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ﴿١٧٢اعراف﴾ 

مرحوم شیخ مفیدباهمه جلال وعظمتی که دارد(تاج سرمااست)،مُنکِرِ«عالم ذر»شده است،بااینکه اخذعهدومیثاق مسلماً بوده است وخودِمبدأعهد،کافی است دراحتجاج بروجود«عالم ذر»زیرااوبودوهست وخواهدبودواقرارِ«قَالُوا بَلَىٰ» بی خودوبی جهت ازانسان هاصادرنشده،بلکه ربط مخلوق به خالق وقیام به اواست.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:عالم ذر درقرآن
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ /آیه ۱۷۲ از سوره اعراف.

ترجمه:و [به خاطر بیاور] زمانى را که پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذرّیّه‌ی آن‌ها را برگرفت؛ و آن‌ها را بر خودشان گواه ساخت؛ [و فرمود]: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى، گواهى مى‌دهیم. [خداوند چنین فرمود، مبادا] روز رستاخیز بگویید: ما از این، غافل بودیم؛ [و از پیمان فطرى بى‌خبر ماندیم].

آیت الله بهجت:ولذاتدّلی وتجلّی راعیناًمشاهده کردند واقراربه ربوبیت حضرت حق نمودند.

منبع:درمحضربهجت ،نکته۱۰١٢

ارتباط و جلسات آیت الله بهجت(ره) با مقام معظم رهبری

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اگرشخصیتی حرفی زد که با مسلمات دین ویا باقران مغایرتی داشت نبایدپذیریت،نه اینکه بگویم :این حرف باعقل من جوردرنمیاد ویامن نشنیدم ویابرای من ثقیل است،همانطورکه« هرحرفی را بی دلیل نمی پذیریم» نبایدبی دلیل حرف(موضوعی)را ردکرد.

ماجرای فتوای اشتباه شیخ مفید و اصلاحش توسط امام زمان(عج)

چگونه خداوند(بوسیله عبدصالحش)آن اشتباه را رفع کرد،بدون اینکه خودآن عالم دخالتی داشته باشد.

فتوایی که شیخ مفیدداد« اشتباه بود» اما با عنایت امام زمان(عج) اصلاح شد.

شخصی از روستا نزد« شیخ مفید» رفت و سؤال کرد: زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است، آیا باید شکم زن را شکافت و طفل را بیرون آورد و یا به همان حالت او را دفن کنیم؟

شیخ مفیدجواب داد: با همان حمل، زن را دفن کنید.

اصلاحیه فتوای اشتباه

آن مردازشیخ مفیدخداحافظی کرد وبسوی منزلش حرکت کرد واما متوجه شد، سواری شتابان بسویش می‌آید، وقتی نزدیک او رسید، گفت:

ای مرد! شیخ مفید می‌گوید: شکم آن زن را بشکافید و طفل را بیرون بیاورید، بعد او را دفن کنید.

مرد روستایی همان کار را کرد. پس از مدتی، ماجرای آن سوار را برای شیخ مفید نقل کردند.

«شیخ مفید»گفت: من کسی را نفرستاده بودم. معلوم است آن شخص، نماینده حضرت صاحب الزمان علیه‌السّلام بوده‌اند، حال که ما در احکام شرعی اشتباه می‌کنیم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهیم. لذا در خانه خود را بست و بیرون نیامد.

اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه‌السّلام توقیعی برای شیخ صادر شد:بر شماست فتوا دادن و بر ماست که نگذاریم شما در خطا واقع شوید.

اما از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان علیه‌السّلام توقیعی برای شیخ صادر شد:بر شماست فتوا دادن و بر ماست که نگذاریم شما در خطا واقع شوید.

آیت الله محمدتقی بهجت فومنی:۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸(٢٢ جمادی الاولی ١٤٣٠)درسن ۹۳سالگی درگذشت(مدفن درقم)

شیخ مفید کیست؟

محمد بن محمد بن نعمان،معروف به شیخ مفید(تولد ۳۳۸ ـ توفی۴۱۳ق)عمر

شیخ مفید به افتخار گرفتن سه توقیع از ناحیه حضرت صاحب الامر نائل شده است.

شیخ طوسی: محمد بن محمد بن نعمان، ابوعبدالله مفید، معروف به «ابن معلم» از متکلمان طایفه امامیه است. در زمان او ریاست علمی و دینی شیعه به وی منتهی گشت. در علم فقه و کلام بر هر کس مقدم، فکرش عالی، ذهنش دقیق، و دانشمندی حاضر جواب بود.

علامه حلی: مفید، معروف به ابن المعلم بود و از بزرگترین مشایخ شیعه و رئیس و استاد آنهاست. کلیه دانشمندان ما که بعد از وی آمده اند، از دانش او استفاده نموده اند. فضل و دانش او در فقه و کلام و حدیث، مشهورتر از آن است که به وصف آید. او موثق ترین و داناترین علمای عصر خود بود. ریاست علمی و دینی طایفه شیعه امامیه در زمان او به وی منتهی گشت.

علامه بحرالعلوم:محمدبن محمدبن نعمان ابوعبدالله مفید رحمة الله" استاد استادان بزرگ و رئیس رؤسای ملت اسلام، گشاینده درهای تحقیق با اقامه دلیل و برهان با بیان روشن خویش سرکوب گر فرقه های گمراه، دانشمندی که تمامی جهات فضل و دانش در وی گرد آمده و ریاست علمی و دینی به او منتهی گشته بود،کلیه دانشمندان بر مقام عالی وی در دانش و فضل و فقه و عدالت و وثاقت و جلالت قدرش اتفاق نظر دارند. او دارای خوبیها و فضائل فراوان: تیزبین، باهوش، حاضر جواب و موثق ترین دانشمند عصر خود در حدیث و آشناترین آنها به علم فقه و کلام بود و هر کس بعد از او آمده از وی استفاده نموده است.

ابن حجر عسقلانی : مفید بسیار پارسا و فروتن و پاسدار علم بود. گروهی از دانشمندان از محضرش پدید آمدند. وی در بزرگداشت مکتب تشیع جایگاهی عالی یافت، تا جایی که گفته اند او بر هر دانشمند بلند قدری منت دارد. شریف ابو یعلی جعفری، داماد مفید گفته است: مفید جز اندکی از شب را نمی خوابید. سپس برمی خاست و به نماز می ایستاد، یا مطالعه می کرد، یا مشغول تلاوت قرآن می گشت.

شیخ مفیدپس از ۷۵ سال تلاش علمی و خدمت ارزنده درسال۴۱۳ درگذشت،فبرش درجوارحرم امامین جوادین(کاظمین)،درفاصله چندمتری ضریح قرارگرفته است.

حاج رحمت نوروزی"مصلی رشت"آیت الله فلاحتی

حاج رحمت نوروزی«مصلی رشت»دیدارباآیت الله فلاحتی

امروز،سه شنبه، ۳۰ فروردین ۱۴۰۱ مصادف با ١٧ رمضان ١٤٤٣ مصلی رشت بودم،دقابقی قبل ازاذان ظهر،دیدم «پیرمردی عصابه دست» درحال بحث با چندتا ازنمازگزاران است.

ماجرا ازاین قراربودکه ایشان«حاج رحمت نوروزی» که نمیتوانست بصورت سرپا (ایستاده)نمازبخواند،میخواسته یک صندلی دسته دارمخصوص کسانی که درنماز مشکل جسمانی دارندرا بیاورددرصف دوم نمازقراردهد.

مسئولین مصلی می گفتند،ردیف صندلی ها درچندصف عقب تراست،ودرصفوف اول برای افرادعادی است،گذاشتن صندلی هم موجب بی نظمی میشود وهم احتمال قطع اتصال جماعت افرادهمجوارمی شود واما این پیرمرد،قاطعانه روی درخواستش ایستاده بود وکوتاه نمی آمد(قبول هم نمی کردکه چندصف عقب تربرودبرای استفاده ازصندلی).

درهمین اثنا امام جمعه رشت(آیت الله فلاحتی) واردشد،متوجه این موضوع شد(دیدصحنه را)،مستقیماً بطرف آن رفت،نمیدانم که چه گفت(چندمترعقبتربودم نشنیدم)،بلافاصله پیرمردکه عصبانی بود،برگشت دیدآقای فلاحتی است،بی درنگ بغلش کردوبا چندتابوس با اوخوش وبشی کرد وکمی باهم مصاحبت داشتند وآنگاه آقای فلاحتی(نماینده ولی فقیه دراستان گیلان)دستورداد که صندلی رابرای ایشان بیاورند ودرصف دوم مستقرشدوموضوع فیصله پیداکرد.(درزمان درآغوش گرفتن پیرمرد من دوربینم آماده نبود،عکسی نتونستم بگیرم)

این صحنه جالبی بود(مردمی بودن امام جمعه رشت وارتباط عاطفی مردم باایشان).

نگارنده(پیراسته فر)دوست داشتم ماجرارااززبان این پیرمردبشنوم.

درپایان نماز در محوطه مصلی منتظرماندم تاایشان برگردد.

حاج رحمت نوروزی

ایشان آمد،بعدازسلام واحوالپرسی گفتم :مایلم باشما مصاحبه ای انجام بدهم درموردماجرای امروز،ایشان ،باخوشحالی ازاین پیشنهاداستقبال کرد.

بمن گفت:چقدربرایمان آب میخورد(هزینه اش چقدرمی شود)؟

گفتم:هزینه ای ندارد.

پیرمردداستان ما گفت:من اسمم «حاج رحمت نوروزی» است ،ساکن مردخه (تولمات)هستم،وقتی داشتم اسم محلش رامینوشتم ،تاکیدداشت بنویسم«مردخهِ بزرگ».

ازسوادوشغلش پرسیدم.

ایشان(حاج رحمت) گفت:سوادی ندارم،شغلم کشاورزی است، باغ توتون وبیجاردارم که حالا دادم دست دیگران ودرادامه گفت:مغازه علافی(خریدوفروش برنج) هم دارم.

گفتم:قیافه ات میخوره که کداخای ده باشید.

گفت :کداخدانیستم ولی «ریش سفیدمحلم» وگفت:پدرم(حاج حسین نوروزی)کدخدابود،البته بعداصلاح کدکه ایشان هم ریش سفیدبوده(معتمدمردم وحلّال مشکلات واختلافات مردم روستا).

حاج رحمت نوروزی

مردهمراهش(حمیدهادی پور)خودرا«دامادِحاج رحمت نورزی» معرفی کرد وعلت آمدنش رااز مردخه به رشت یک کارشخصی اعلام کرد.

«حاج رحمت نوروزی» ،پدرشهیدنوروزنوروزی است.

به حاج رحمت گفتم:خوش بحالتان که در منطقه «امام جمعه خیز»زندگی می کنید.

از « زادگاه آیت الله احسانبخش» و «زادگاه آیت الله فلاحتی» پرسیدم.

«حاج رحمت نوروزی» یادی ازمرحوم احسانبخش کردو گفت:آقای احسانبخش زادگاهش «لیفشاگرد»است وآقای فلاحتی،زادگاهش،روستای «سَسَمَس»،فاصله این ۲ روستا،حدود ۳ کیلومتراست.

البته «حاج آقانوروزی»گفت :آقای فلاحتی فامیل ماهست.

آبرو حیات معنوی انسان را حفظ می کند/ ظاهر و باطن منافق با هم سازگار نیست

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آیت الله رسول فلاحتی(امام جمعه رشت) درماه مبارک رمضان،امامت جماعت نمازظهروعصر مصلی راعهده داراست،وبعدازپایان نمازعصر به تفسیرقرآن می پردازد.

دخترِقالیباف ازکشورترکیه"لباس بچه "وزیرروحانی ازایتالیا

آبروی مؤمنی راببری،آبرویت رامی برند.

ماجرای «خریدسیسمونی» دخترِقالیباف ازکشورترکیه.

امام صادق علیه‌السلام : مَنْ عَیَّرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ لَمْ یَمُتْ حَتَّى یَرْکَبَه
کسى که مؤمنى را براى گناهى سرزنش کند، نمی میرد تا خودش آن گناه را مرتکب شود.

مردی که در اردیبهشت ۱۳۹۶ به ملامت مؤمنی پرداخت،درفروردین ۱۴۰۱ به همان بلا مبتلاشد.

سفر همسر، دختر و داماد«قالیباف»برای خرید سیسمونی نوزاد به ترکیه درحالی صورت گرفته است که قالیباف در جریان مناظره انتخاباتی سال  ۱۳۹۶ گفته بود: وزیر آموزش و پرورش (دولت روحانی) می‌رود« لباس بچه از ایتالیا می‌آورد» مردم شما فکر می‌کنید اقتصاد ما درست می‌شود، هرگز!

وطرفین بیش ازارائه برنامه هایشان، به شستشوی یکدیگرپرداختند!.

پس از انتشار تصاویری از سفر همسر و دختر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی به ترکیه و واکنش‌ها به این سفر در شبکه‌های اجتماعی، «الیاس قالیباف»(پسرِرئیس مجلس)نوشت: این سفر «خطایی نابخشودنی» است.

خانواده قالیباف برای خرید سیسمونی به ترکیه رفتند؟

پس از انتشار تصاویری از سفر همسر و دختر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی به ترکیه و واکنش‌ها به این سفر در شبکه‌های اجتماعی، «الیاس قالیباف»(پسرِرئیس مجلس)نوشت: این سفر «خطایی نابخشودنی» است.

تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، زهرا مشیر، همسر آقای قالیباف و دو همراه دیگر او را در حال بازگشت از استانبول نشان می‌دهد که مشخص شده این دو همراه، دختر او «مریم قالیباف»، و همسرش «محمدرضا بحیرایی» هستند.

اطلاعات پرواز فرودگاه امام خمینی و هواپیمایی معراج :

اسم این سه نفر در لیست پرواز شماره ۴۸۰۴ ساعت ۱۳:۴۵ دقیقه روزسه شنبه(۳۰ فروردین ۱۴۰۱)هواپیمایی معراج از فرودگاه استانبول به فرودگاه امام خمینی(تهران) است. زهرا مشیر، مریم قالیباف و امیررضا بحیرایی (داماد)،بود.

«وحید اشتری»(ورودی سال ۱۳۸۷ رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران،مسئول اسبق سیاسی بسیج دانشگاه تهران) افشاکننده سفر همسر، دختر و داماد محمدباقر قالیباف(امیررضا بحیرایی) به استانبول در رشته توییتی نوشت :آنها روی هم ۲۰ چمدان و ساک در مبدا استانبول داشتند که به اسم داماد قالیباف ثبت شده بوده و در تهران هم همین تعداد را تحویل گرفته‌اند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:افشاگری های ناجوانمردانه که ناشی ازبی تقوایی است، بیماری مسئولین،برای ازمیدان بدرکردن رقیب محسوب می شود که مکافاتش درهمین دنیادامن ناقلین وافشاکنندگان راخواهدگرفت.

سومین مناظره انتخاباتی در روز جمعه(۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶) میان شش نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد

شش نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶:

۱- سید مصطفی آقا میرسلیم فرزند سیدجلال

۲- اسحاق جهانگیری کوشایی فرزند حسن

۳- حسن روحانی فرزند اسدالله

۴- سید ابراهیم رئیسی ساداتی فرزند سعید

۵- محمدباقر قالیباف فرزند حسین

۶- سید مصطفی هاشمی طبا فرزند سید ابوالقاسم

که برنده این میدان«حسن روحانی»شد.(دولت یازدهم ودوازدهم)

تلفات عراقی ها"جنگ باایران"ژنرال نزارالخزرجی

ناگفته های«جنگ ایران-عراق»اززبان افسرارشدعراقی

۱۲۵ هزارنظامی عراقی درجنگ ۸ ساله باایران کشته شدند،فقط درعملیات فاو ۵۳ هزار سرباز عراقی کشته شدند درعملیات فتح المبین ۲۵هزار کشته و ۱۷ هزار اسیرشدند و۳۵۰ میلیارددلارهزینه جنگ باایران شد،درطول حمله آمریکا به عراق که منجربه سقوط صدام شد(ازسال ۲۰۰۳تا  ۲۰۰۶)درطول ۳ سال ۱۵۱هزار غیر نظامی  کشته  شدند.

«صدام حسین» بعداز شکست درخرمشهر ،دستوراعدام ۱۰ فرمانده راداد ودرشکست عملیات فتح المبین وفاو نیزعداه ای ازفرماندهان جنگ اعدام شدند.

تلفات عراقی هادرجنگ باایران 

خاطرات رئیس ستاد ارتش عراق در زمان جنگ ایران و عراق

مصاحبه با رئیس ستاد .. عراق .. نزار الخزرجی الحراب العراقیه الایرانی: موزکرات مقتل (جنگ عراق و ایران ۱۹۸۰-۱۹۸۸: خاطرات یک مبارز)، نوشته: نزار الخزرجی، ACRPS: دوحه، ۲۰۱۴میلادی. ۶۳۸ ص. مرکز عربی برای تحقیقات و مطالعات سیاسی (ACRPS) به تازگی خاطرات ژنرال نزار الخزرجی، رئیس سابق ستاد کل ارتش عراق را که نقش مهمی در هشت سال جنگ ایران و عراق ایفا کرده است، منتشر کرده است. بر اساس بیانیه مطبوعاتی ACRPS، جنگ عراق و ایران:

خاطرات یک افسرارشدعراق ، نقش یکی از برجسته ترین افسران نظامی معاصر عراق را در درگیری که همچنان منطقه را شکل می دهد، ثبت می کند.

«خاطرات نزار الخزرجی» در مجموع ۶۳۸ صفحه، اولین سابقه حضور یک افسر ارشد عراقی در جنگ ایران و عراق است که علنی شده است.

پس از مقدمه‌ای توسط محقق ACRPS و افسر سابق نیروی دریایی عراق،« دکتر عبدالوهاب القصاب» این کتاب به زندگی اولیه و تربیت خزرجی در خانواده‌ای نظامی در موصل می‌پردازد و سپس با پوشش حرفه نظامی او که از سال ۱۹۷۳ آغاز شد، ادامه می‌یابد. 

«ژنرال الخزرجی» تمام دوران جنگ را با جزئیات دقیق پوشش می دهد، از آغاز آن در سپتامبر ۱۹۸۰(شهریور ۱۳۵۹) و پایان یافتن با آتش بس در اوت ۱۹۸۸(مرداد ۱۳۶۷).

توضیح نگارنده(پیراسته فر)در فاصله بین پذیرش قطعنامه ۵۹۸ تا اجرای آتش‌بس( از ۲۷ تیر تا ۲۹ مرداد ۱۳۶۷) نشست‌هایی در نیویورک بین نمایندگان ایران و عراق از طریق سازمان ملل و به‌طور غیرمستقیم برگزار شد که منجربه قطعنامه دیگری به شماره ۶۱۹ در ۱۸ مرداد ۱۳۶۷شدکه  به‌موجب این قطعنامه ناظران نظامی سازمان ملل با عنوان «نیروهای یونیماگ» متشکل از حدود ۳۵۰ نفر نیروی کلاه آبی از ۲۴ کشور و ملیت مختلف به فرماندهی «ژنرال الوکویویچ» اهل یوگسلاوی در اطراف مرزهای کشورهای ایران و عراق مستقر گردیدند.

آتش بس بین ۲ کشور(ایران وعراق)

 با اجرای مذاکرات سه‌جانبه ایران و عراق و سازمان ملل، نیروهای دو طرف به مرزهای دو کشور بازگشتند و تحت نظارت ناظران سازمان ملل، آتش‌بس بین دو کشور از ساعت ۶:۳۰ صبح روز شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ برابر با ۲۰اگوست ۱۹۸۸ در جبهه‌ها برقرار شد.

اینگونه جنگ بین ایران-عراق پایان یافت

 در سال ۱۳۶۷ ارتش عراق پس از دو سال تسلط بر این جزیره موفق شد «شبه جزیره الفاو» در استان بصره در جنوب این کشور را از چنگ نیروهای ایرانی بازپس گیرد.

عملیات نظامی ارتش عراق در «الفاو» قبل از طلوع آفتاب در ۲۷ فروردین ۱۳۶۷ شامل ۳ مرحله بود که طی آن نیروهای عراقی توانستند در مدت حدود ۳۵ ساعت کل شبه جزیره الفاو را آزاد کنند و خسارات سنگینی به ارتش ایران وارد کنند. .

ایرانی‌ها «الفاو» را در ۲۲ بهمن ۱۳۶۴ در یکی از سخت‌ترین و شدیدترین نبردهای دو کشور به تصرف خود درآوردند، زیرا بیش از دو سال طول کشید تا عراق با سقوط هزاران سرباز از هر دو، آن را بازسازی کند. طرفین

سربازان ایرانی تسلط بر منطقه ای در جنوب عراق را جشن گرفتند (آرشیو فرانسه)

سقوط فاو

شهر الفاو در استان بصره به عنوان یک منطقه ساحلی (شبه جزیره) شناخته می شود و مرکز اداری ناحیه الفاو را نشان می دهد. این شهر در جنوب شرقی استان بصره قرار دارد و نمایانگر جنوبی‌ترین نقطه عراق و مشرف به خلیج عربی و در کرانه‌های شط العرب است. این شهر تا مرکز بصره ۹۰ کیلومتر فاصله دارد.

«سپهبد نزار الخزرجی» رئیس سابق ستاد ارتش عراق، در کتاب خود (جنگ عراق و ایران ۱۹۸۰-۱۹۸۸ خاطرات یک رزمنده)، سرزمین الفاو را نرم، باتلاقی و دارای سطح آب زیرزمینی بالا نواحی مجاور شط العرب، جایی که نخلستان ها بر روی نواری طولانی گسترش یافته اند که عرض آن بین یک تا دو کیلومتر است.

به گفته «مجید القیسی» مدیر سازمان الفاو، کنترل الفاو توسط ایران یکی از شدیدترین رویدادهایی است که عراقی ها را در طول جنگ بین دو کشور تحت تاثیر قرار داد، زیرا رهبری نظامی عراق مورد ترفند نیروهای ایرانی قرار گرفت. برنامه امنیت و دفاع در مرکز سیاست گذاری مطالعات بین المللی و استراتژیک.

«سپهبد نزار الخزرجی» رئیس سابق ستاد ارتش عراق در کتاب خود (جنگ ایران و عراق ۱۹۸۰-۱۹۸۸، خاطرات رزمنده) سرزمین الفاو را نرم و گل آلود و دارای سطح آب زیرزمینی بالا توصیف می کند. وقتی باران می‌بارد، مانند باتلاق می‌شود و بخش‌های زیادی از آن در آب کم‌عمق غرق می‌شود، به‌جز نواحی همجوار «شط‌العرب»، جایی که نخلستان‌ها در نواری طولانی به عرض یک تا دو کیلومتر کشیده شده‌اند. .

یکی از عملیات های  هم برای عراق درجنگ باایران ، عملیات «والفجر ۸» بود که در شبه جزیره «فاو» انجام شد.

57407561.jpg

عملیات «والفجر ۸ » فاو

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:عملیات« والفجر ۸ » فاو شامگاه یکشنبه ، ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ سه هزار رزمنده غواص بارمز(یا فاطمه الزهرا)  پا به(رود اروندرود) می‌گذارند.

عملیات والفجر۸، خروش اروند برای تصرف فاو

تلفات دشمن:۹۰ هزار کشته یا زخمی و۲ هزار و ۳۶۵  اسیر.

انهدام ۳۹ هواپیما، ۵ هلی‌کوپتر، ۵۴۰ تانک و نفربر، ۷۵ قبضه توپ، ۵ دستگاه ماشین‌آلات مهندسی

غنایم:۵۰ دستگاه تانک و نفربر، ۱۴۰  قبضه توپ، ۳۰ دستگاه ماشین‌آلات مهندسی و ۱۸۰ دستگاه خودرو.

یک سرباز ایرانی در اردوگاهی در اهواز، حدود ۱۰۰ کیلومتری شمال آبادان، مراقب اسرای عراقی است. سربازان عراقی در حمله دو هفته ای کربلای ۵ اسیر شدند ۰۲ بهمن ۱۳۶۵ 

تصاویری دیده نشده از اسارت سربازان عراقی در ایران

اسیران عراقی درکربلای ۵  اردوگاه اهواز ۰۲ بهمن ۱۳۶۵ 


«کاظم القیسی» که قبل از سال ۲۰۰۳ به عنوان افسر با درجه سرلشکری ​​کار می کرد - می افزاید که ایران در دو حوزه بسیج شده است، اولی در بخش قرآن، شرق بصره که «المخاد» است و دیگری به سمت الفاو. که اطلاعات نظامی عراق آن را هدف واقعی ایران معرفی کرده بود.

«سپهبد نزار الخزرجی» در کتاب خود می‌بیند که تصرف و حفظ «الفاو» با هدف منزوی کردن عراق از خلیج عربی و ایجاد پایگاه اصلی برای ایران برای آغاز حملات خود در شمال برای تصرف شهر بصره و میادین نفتی بود. منطقه جنوب و همچنین منزوی کردن عراق و قطع ارتباطات آن با کویت.

و در مورد چگونگی تصرف الفاو توسط ایرانی ها، «القیسی» در شهادتی اختصاصی به الجزیره نت تایید می کند که توانسته اند یک پل نظامی در خاک ایران بسازند و سپس آن را با خودروها و قایق های نظامی به سمت شط العرب بکشانند. و از آن برای عبور عابران پیاده و خودروها به سمت الفاو استفاده کرد، در زمانی که نیروهای عراقی مستقر در محل در آن زمان کم بودند و از نظر نظامی قادر به پاسخگویی به این حمله نبودند.

وی خاطرنشان کرد: این «پل نیمه شناور» بوده و برای نیروی هوایی عراق نامحسوس بوده است.

در مورد فرمانده سپاه دوم پاسداران جمهوری عراق، «سپهبد رعد الحمدانی» وی در کتاب «پیش از آنکه تاریخ ما را ترک کند» اشاره می کند که پس از یک ماه پیش بینی نظامی، ساعت ۲۲ روز نهم ۲۲ بهمن ۱۳۶۵، ایرانیان از منطقه «کیش البصری» در شمال حتی بندر فاو در جنوب که تعداد نیروهای مهاجم در آن حدود ۵۰ هزار سرباز ایرانی تخمین زده می شد، حمله گسترده ای را آغاز کردند.

به گفته «سپهبد رعد الحمدانی»، علیرغم تمام اتفاقات، فرماندهی عالی ارتش عراق فکر می کرد که حمله به الفاو تنها یک فریب است، که در نهایت منجر به سقوط مقر لشکر ۲۶ ارتش عراق در شب ۱۲  -۱۳ فوریه شد. که در منطقه «المملحه» الفاو مستقر بود.

الجحیشی: سربازان عراقی برای بازیابی الفاو (الجزیره) به ۱۵ ماه آموزش نیاز داشتند.

در مورد کارشناس نظامی و افسر ارتش سابق عراق، «مؤید سالم الجحیشی» وی به نوبه خود خاطرنشان می کند که ایران از این اعتقاد عراق که نیروهای ایرانی قصد هجوم به مرکز عراق، به عنوان پایتخت، بغداد را دارند، استفاده کرده است. ، حدود ۱۴۰ کیلومتر از مرز عراق و ایران، از محور استان واسط به نام عراقی در بدره و جسن شروع می شد.

وی می افزاید: عراق معتقد بود که فائو از نظر جغرافیایی به ایرانی ها اجازه هدف قرار دادن آن را به دلیل جدایی طبیعی که شط العرب نشان می دهد و همچنین فائو در خط نبرد بین دو طرف در سال های قبل نبوده است، نمی دهد. به شغل آن

وی در شهادت خود که الخزرجی در کتاب خود به آن اشاره کرده است، می‌گوید: «فاو اینگونه از دست رفت و گرچه فریب یک اصل جنگی است، اما فریبکاری که نیروهای ما در فائو روبه‌رو شدند، بسیار سنگین بود. در سطح بین‌المللی اجرا شد و اطلاعات و نقشه‌های اطلاعاتی آمریکا به بیرون درز کرده بود، اما می‌توان این فریب بزرگ را در صورتی که ذهن دستگاه‌های اطلاعاتی و عملیاتی در ستاد کل از اعتقادات پیش‌فرض رها شود، خنثی کرد.»

یادبود کشته شدگان نبرد الفاو حکایت از کشته شدن حدود ۵۳ هزار سرباز عراقی دارد (الجزیره)

«فاو» نقطه عطف جنگ ایران و عراق

در همین حال الحمدانی در کتاب خود خاطرنشان می کند که «فاو نقطه عطف جنگ ایران و عراق را زمانی تشکیل داد که به دست ایران افتاد و در عملیات رمضان در ۲۷ فروردین ۱۳۶۷ آزاد شد».

وی می افزاید: رهبری عراق تا ۵ روز پس از آغاز عملیات جاروسازی شهر توسط ایرانی ها، متقاعد نشده بود که حمله به الفاو هدف اصلی ایرانی ها باشد و تا ۲۲ بهمن ۱۳۶۵ حدود ۱۵۰۰ سرباز عراقی اسیر شده بودند.

به گفته الحمدانی، چند ماه پس از سقوط الفاو، چندین تلاش از سوی ارتش عراق و گارد جمهوری برای بازپس گیری کنترل الفاو انجام شد، اما به گفته الحمدانی، آنها موفق نشدند. نیروهای عراقی آسیب دیدند.

تسلط ایرانیان بر الفاو بیش از دو سال به طول انجامید و نیروهای عراقی تا ۲۷ فروردین ۱۳۶۷ در عملیاتی به نام «رمضان مبارک» توسط عراقی ها به عنوان بازسازی الفاو نتوانستند الفاو را پس بگیرند. -فاو مصادف با آغاز ماه مبارک بود.

«مؤید سالم الجحیشی»، افسر سابق ارتش عراق که در نبرد بازپس گیری الفاو شرکت داشت، می گوید که اولین طراح این نبرد، رئیس ستاد ارتش عراق، سپهبد نزار الخزرجی بود که آموزش را آغاز کرد. گارد جمهوری خواه بیش از یک سال قبل از آزادی، به ویژه در ژوئیه ۱۹۸۶(تیر ۱۳۶۵).

الجحیشی به الجزیره نت ادامه می دهد که الخزرجی تیپ ۲۶ را برای قورباغه های انسانی ایجاد کرد و برای ایجاد یک زمین شبیه سازی محیط فائو کار کرد، سپس گارد جمهوری خواه منطقه ای شور (منطقه شور) مشابه فائو ایجاد کرد و آب را به آن پمپاژ کرد. آن را در شبیه سازی جزر و مد، جایی که نگهبانان ۱۵ ماه قبل از شروع نبرد آموزش دیدند.

در نتیجه این آمادگی، الجحیشی تاکید می کند که عملیات آزادسازی الفاو تنها ۳۶ ساعت طول کشید و در این مدت عراق از روش فریب برای نیروهای ایرانی استفاده کرد، زیرا نقشه فریب عراق شامل اعزام واحدهای نظامی بزرگ استتار شده به منطقه بود. شمال کشور در محور مرز عراق و ایران در استان سلیمانیه برای فریب ایرانی ها که نزدیک هستند حمله را از این محور انجام دهید.

در نتیجه، ایرانی‌ها در زمانی که نیروهای عراقی عملیات خود را برای بازگرداندن الفاو آغاز کردند، نیروهای خود را در بخش شمالی بسیج کردند و خاطرنشان کردند که تعداد عراقی‌هایی که در جریان بازسازی الفاو سقوط کرده‌اند تنها حدود ۱۰۰ سرباز بوده است و تعدادی نیز آنها نتیجه بمباران نادرست عراق بود.

القیسی: عراق در نبرد برای بازپس گیری الفاو (الجزیره) از یک طرح توپخانه بسیار دقیق و بی سابقه استفاده کرد.

مجازات زمین

«سرلشکر مجید القیسی» نیز به نوبه خود، عملیات بازگرداندن عراق به فاو را «تنبیه زمین» خواند، زیرا عراق از یک طرح توپخانه بسیار دقیق و بی سابقه استفاده کرد که شامل پرتاب ده ها هزار پرتابه به سمت آن بود. . یا موشک یا گلوله خمپاره که همان نقشه ای است که بعدها برای بازپس گیری جزیره مجنون در جنوب عراق استفاده شد.

«مؤید سالم الجحیشی»: نبرد برای احیای(بازپس گیری) الفاو آغاز پایان جنگ ایران و عراق بود. از سال ۱۹۸۶، عراق شروع به واردات تسلیحات پیشرفته از تانک ها و نفربرهای زرهی کرد و تمامی حملات ایران به عراق پس از اشغال الفاو کنترل آن بود.

الجحیشی:در نتیجه بازپس گیری الفاو، عراق توانست از پیروزی در الفاو به لحاظ روانی و نظامی بهره برداری کند و برای خلاصی از تمام سرزمین های دیگر عراق که تحت کنترل ایران بود، مانند جاسم شتافت. منطقه رودخانه، جزیره مجنون و سپس حلبچه در سلیمانیه (شمال).

«سپهبد رعد الحمدانی» در کتاب خود نوشت:که فداکاری‌های عراقی بین سقوط الفاو و بازپس گیری آن، تنها در الفاو حدود ۵۳ هزار کشته برجای گذاشت.

عراق ۳ ماه قبل ازآغاز جنگ درتدارک تهاج به ایران بود(به نیابت از آمریکا وکشورهای منطقه)

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:چندفرازازمصاحبه «سپهبد نزار عبدالکریم الخزرجی»(الفریق نزار الخزرجی)دراینجامی آورم:

«ژنرال الخزرجی» نوشت: ۳ ماه قبل ازآغاز رسمی جنگ ،تصمیم به جنگ با ایران گرفته شد، «عدنان خیرالله» وزیر دفاع وقت عراق، یک سلسله جلسات مستقیم با «فرمانده سپاه یکم عراق»(محمدالفتحی) و دستیاران ارشد وی و ارتش برگزار کرد تا در مورد کاستی  جنگ بحث و گفتگو کندکه من هم یکی از فرماندهانی بودم که درآن جلسه دعوت شدم.

 

«سپهبد محمد فتحی امین» فرماندهی سپاه یکم و همچنین فرماندهی سپاه دوم را در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بر عهده داشت گرفت و به عنوان دستیار رئیس ستاد کل ارتش ، مولف کتابهای نظامی بسیاری است و همچنین کتابها و کتابهای خود را ترجمه کرده است. ریاست انکشاف جنگ او در دانشگاه البکر برای مطالعات نظامی سخنرانی می کرد و مشاور اتحادیه کشورهای عربی در امور نظامی نیز بود.

آیا رئیس جمهور(صدام حسین)از جبهه دیدن می کرد؟

مقرها را می دید و خواستار رفتن به خط مقدم می شد، فرماندهان اصرار داشتند که او به مناطق واقعا خطرناک نرود.

آیاصدام با تو در جبهه دیدار کرد؟

بارها پیش من آمد،درشرق خانقین که بودم دو بار پیش من آمد، و از من خواست که به خط مقدم برود، که من او را به بخش های پشت جبهه رساندم و بعد به او گفتم که این جا خط مقدم است، برای این که اگر او کشته می شد مسئولیت آن به گردن من می افتاد.

آیا صدام فرماندهان نظامی ای را هم اعدام کرد؟

بله به دلیل این که می گفت نتوانسته اند به مسئولیت خود به شکل مطلوب عمل کنند، نه به دلیل خیانت یا نامردی، مثلا بعد از سقوط محمره(خرمشهر) فرمانده سپاه و فرماندهان لشگر را اعدام کرد از جمله «ژنرال صلاح القاضی» فرمانده لشگر سوم، گفته می شود او با صدام و فرماندهان به دلیل دخالت هایشان در کارش و چگونگی اداره سناریوی درگیریها بحث و جدل کرد، که باعث تحمیل خسارت های سنگینی به لشگر شد، مثل چنین بحث و جدل هایی نوعی عبور از حدود و خط قرمزها محسوب می شد.

اعطای مدال شجاعت به «سپهبد نزار عبدالکریم الخزرجی» توسط صدام حسین

واکنش عراق به آتش بس ؟

آن را جشن گرفتیم و بسیار شادمانی کردیم.

آیا صدام شخصا از خمینی متنفر بود؟

«سپهبد نزار عبدالکریم الخزرجی»:قطعا، و معتقدم که این احساس دو جانبه بود. مزاج دو طرف هر کدام نقیض یکدیگر بود. باید به یاد بیاوریم که (امام) خمینی در عراق بود و بعد او را از عراق دور کردند. به موجب توافق الجزایر میان صدام و شاه ایران در ۱۹۷۵ هر دو کشور تعهد دادند که از مخالفان حکومت های یکدیگر حمایت نکنند. در حالی که ]امام[ خمینی بیانیه و نوار علیه شاه از داخل عراق صادر و منتشر می کرد. مقامات هیئتی را نزد او فرستادند و برای او پایبندی های معاهده ۱۹۷۵ را تشریح کردند و از او خواستند یا به تعهدات پایبند باشد یا عراق را ترک کنددرغیراینصورت ضربه بزرگی می دید.

تو رئیس ستاد ارتش عراق بودی، تلفات ارتش عراق چقدر بود؟

سپهبد نزار الخزرجی: ارتش عراق حدود ۱۲۵ هزار شهید داشت، به علاوۀ ۸۰ هزار اسیر و مفقود.

عراقی هادرجنگ بعد از شرایط سختی که در  سال ۱۹۸۳ در فاو و در سال ۱۹۸۵ در نبردهای شرق العماره و نبرد‌ «دِروی بزرگ»(عملیات کربلای ۵)در منطقۀ سپاه یکم با آن مواجه شدیم، این احتمال وجود داشت که جبهۀ عراق از هم فروبپاشد.

اگر جنگ چند سال دیگر هم ادامه پیدا می کرد...

​پل برمر(حاکم آمریکایی) درعراق

اگرآتش بس اتفاق نمی افتاد، به اعتقاد من عراق دیگر نمی توانست به جنگ ادامه دهد، برای این که درآمدهایمان(بودجه عراق) ته کشیده بودند و بدهی های سنگینی بر دوشمان افتاده بود،،درآمدعراق درآغازجنگ باایران ۴۳ میلیارددلاربود وامادرپایان ۸ سال جنگ ۷ میلیاردلاربدیهی هایمان شده بود،خیلی ازکشورهابماقول مساعدت داده بودکه اگربتوانی جلوی انقلاب ایران رابگیری ما همه جوره حمایتتان می کنیم واما درنیمه راه ماراتنهاگذاشتند.

خسارت های انسانی مان(عراق) نیز نسبت به جمعیت بسیار زیاد بود، علاوه بر آن خطوط نفت هم بسته شده بودند. در حالی که ایرانی ها از لحاظ تعداد از ما بیشتر هستند و راه های مواصلاتی آنها و صادرات نفتشان باز بود، در آن موقع ایران با تعداد کمی از نیروهای سپاه پاسداران خود می جنگید.

نگارنده(پیراسته فر)ژنرال خزرجی دریکی ازمصاحبه هایش درباره علت حمله عراق به کویت گفت:هنگامیکه عراق درگیرجنگ بود واستخراج نفتمان کاهش پیداکرده بود،همسایه مان کویت چون زمینهایش پائین دست ترازعراق بود،به استخراج نفت مشغول بود،حتی به سهم عراق هم دسترسی پیداکرده بئد ومضافاً ازنظرمالی حمایتش راقطع کرده بود که صدام ازاین موضوع عصبانی بود که نقشه گوشمالی امیرکویت رااجراکرد که به مشکل برخوردیم...

سرلشکرالخزرجی درموردهزینه کرد عراق درجنگ باایران گفت:عراق دراین جنگ ۳۵۰ میلیارددلارهزینه کردکه کشورهای عربی فقط ۴۰ میلیاردکمک کردند.

رئیس ستادکل ارتش صدام درمورداعزام نیروهای نظامی خارجی به عراق(درجنگ باایران)گفت:اردن سربازانش رافرستاد که ما توانستیم ازآن نظامیان یک تیپ تشکیل بدهیم.

فرماندهانی که به دستور صدام حسین اعدام شدند..«سرلشکر صلاح القادی»فرمانده سپاه سوم،  «سرتیپ جواد اسعد الشیطنه»فرمانده لشکر سوم زرهی، و «سرهنگ محسن عبدالجلیل»فرمانده تیپ ۱۲ زرهی عراق ۱۰ خرداد ۱۳۶۱ 

این۳فرمانده جنگ +۷نفردیگر درپی شکست درعملیات فتح المبین  وازدست دادن خرمشهر،اعدام شدند که عراقی ها آن راعملیات فتح المبین را«نبرد شوش» وخرمشهر را«المُحَمَّره» می گویند.۱۰ خرداد ۱۳۶۱ 

«سرلشکر صلاح القادی»فرمانده سپاه سوم،  «سرتیپ جواد اسعد الشیطنه»فرمانده لشکر سوم زرهی، و «سرهنگ محسن عبدالجلیل»فرمانده تیپ ۱۲ زرهی عراق  احضار شدند. و در یک دادگاه سریع صحرایی محاکمه و به دلیل بی‌توجهی به اوضاع و مدیریت جنگ و صدور حکم اعدام محکوم شدند و درجا اعدام شدند.

رئیس پلیس امیت اربیل می گوید: ده تا قبر حفرکردیم برای دفن فرماندهان معدوم جنگ

من در استان اربیل زندگی می کردم و در آن زمان در درجه سرگرد و در سمت مدیر پلیس شهرک اربیل (مرکز استانداری اربیل) بودم و سرهنگ رئیس پلیس استان (عزیز حسن الحدیثی) تلفنی بود. خطی که مرا صدا زد و به من دستور داد که سریعاً به فرمانداری در ساختمان استانداری بیایم.

به محض رسیدن به مقصد و ورود به استانداری، همه مسئولان استانداری را در آنجا (استاندار، دبیر حزب بعث اربیل، رئیس پلیس، رئیس امنیت، فرمانده نیروی انتظامی، فرمانده نیروی انتظامی و فرماندهی کل قوا و...) دیدم. سپاه پنجم) و آنها رئیس و اعضای کمیته امنیتی استانداری هستند.
من از دفتر بیرون آمدم و از جزئیات این موضوع اطلاعی ندارم و با خودم تعجب می کنم ... قبر را کجا حفر کنم؟ این قبر برای کیست؟ وضعیت مسئولان و وضعیتی که در آن حضور داشتند اجازه نداد از آنها در مورد سؤالاتی که در ذهن داشتم توضیح دهم، در هر صورت با فکر کردن به موضوع رفتم و در این مدت کوتاه به فکر چگونگی کندن قبر افتادم. دوره و کجا... راه حلی اندیشیدم و تصمیم گرفتم آن را اجرا کنم، همان طور که حرکت کردم، بلافاصله به محل سکونت مدیر شهرداری اربیل رفتم و به او گفتم که استاندار مرا فرستاده است که بگویم باید قبر در داخل حفر شود.
شهرداگفت : ده تا قبر آماده شود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آمارتلفات عراق درجنگ باایران:

سپهبد نزار الخزرجی: ارتش عراق درجنگ باایرانیان حدود ۱۲۵ هزار کشته داشت، به علاوۀ ۸۰ هزار اسیر و مفقود.

اما «یاسین المعموری»رئیس جمعیت هلال احمر عراق اعلام کرد جنگ هشت ساله ای که عراق علیه ایران داشت بیش از دو میلیون کشته و زخمی برای دولت بعث به همراه داشت.

در این جنگ تعداد یک میلیون مجروح  و یک میلیون کشته عراقی به جای مانده است و زیرساخت های عمرانی و تاسیساتی و صنعتی عراق ویران شد./ مهر ۱۳۹۱خبرگزاری مهر.

توضیح نگارنده(پیراسته فر)بنظرمی رسدکه آقای «المعموری»همه مردگان عراقی دراین ۸ سال رالحاظ کرده وبهترین مدرک همان رئیس ستادارتش عراق باشد(۱۲۵ هزارکشته نظامی عراق )

آمارکشته غیرنظامی عراق درطول ۳ سال حمله آمریکا به عراق 

سایت رادیوآمریکا(دیماه۱۳۸۶)نوشت:سازمان بهداشت جهانی با انتشار گزارشی اعلام کرد طی سه سال نخست حمله نظامی به عراق ۱۵۱هزار غیر نظامی بر اثر خشونت ها جان باخته اند.

طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی، این آمار در طرح هایی مشترک با دولت عراق، و با مراجعه به منازل بیش از ۱۰هزار عراقی به دست آمده است.

کارشناسان، این طرح را بزرگ ترین و علمی ترین طرح در باره شمار تلفات عراقیان از زمان آغاز جنگ دانسته اند.

آمار سازمان بهداشت جهانی از آمار ۶۰۰هزار قربانی، که اخیرا در یک گزارش ذکر شده بود، فاصله ای بسیار دارد؛ اما ضمنا از برخی گزارش ها نیز بالاتر است.

گزارش سازمان بهداشت جهانی تنها به دوره زمانی مارس ۲۰۰۳ (آغاز حمله نیروهای ائتلاف به عراق) تا ژوئن ۲۰۰۶ می پردازد.

این آمار با آماری که وزیر بهداشت عراق در اواخر سال ۲۰۰۶ ارائه کرد مطابقت دارد.

وزیر عراقی اعلام کرده بود که روزی ۱۰۰ جنازه به بیمارستان ها و گورستان ها منتقل می شود.

آمار شهدای ایرانی دوران دفاع مقدس:۱۹۲۹۳۸نفر

۱۵۵۰۸۱نفرشهید در درگیری مستقیم با دشمن(جبهه ها)
۱۶۱۵۴نفرشهید در حملات دشمن به شهرها
۱۱۸۱۴ نفرشهید در حوادث متفرقه
۹۸۸۹ نفر شهید، سایر موارد.

مجموع شهدای جنگ :۱۹۲۹۳۸نفر

سردارعلامپور:کشور ایران۳۶ میلیون نفر جمعیت داشت و کشور عراق ۱۶ میلیون نفر. بعد عراق با جمعیت ۱۶ میلیونی، ۳ میلیون نفردر جنگ حضورداشتند. درست است که حکومت عراق آنهارابه زور آورده ولی به هر حال مشارکت داشتند.

آخرین نبرد یا «وزن کشی» پایان جنگ

​سرداراحمدغلامپور(نفروسط)درکنارسردارمحسن رضایی

 «سردار احمد غلامپور»(فرمانده قرارگاه کربلا درزمان جنگ )۱۱ مهر ۱۳۹۴مصاحبه بافارس .

سردار احمد غلامپور بعد از پذیرش قطعنامه جزء معدود فرماندهانی بود که در جنوب و جبهه باقی ماند.

در سال ۱۳۶۹ با دستور فرماندهی کل سپاه به تهران آمد و مسئولیت عملیات سپاه را بر عهده گرفت و از آن پس مسئولیت خود را در تهران و مرکزیت سپاه آغاز کرد.

پس از ۲، ۳ سال، بنابر خواست خودش به دانشکده فرماندهی و ستاد رفت و حدود ۱۳ سال هم در این دانشکده، به تدریس پرداخت./خبرگزاری فارس.

فرمانده کل جنگ ( هاشمی رفسنجانی):مجموع شهدا از ابتدای قیام در سال ۱۳۴۰ به بعد تا دوران جنگ و بعد از آن و بمباران و همه حواشی آن به ۲۰۰ هزار نفر شهید نمی‌رسد که بیشتر آن‌ها در بمباران و قبل از انقلاب شهید شدند.

کادر و سرباز سپاه پاسداران ۳۹۹۳۷ نفر درجنگ حضورداشتند.
کادر و سرباز ارتش جمهوری اسلامی ۴۶۰۵۴ نفر درجنگ حضورداشتند.
کادر و سرباز نیروی انتظامی ۸۵۹۸ نفر درجنگ حضورداشتند.

مجموع  رزمندگان  غیربسیجی : ۹۴۵۸۹ نفر

کل شرکت کنندگان در جنگ ۸۹۴۵۸۹ نفر درطول ۸ سال دفاع مقدس

آماربسیجی ها شرکت کننده درجنگ هشت ساله چقدربوده است؟

۸۰۰۰۰۰ نفر

سردارعلامپور: اگر برخی اسناد می‌گویند ۹۰۰ یا یک میلیون نفر به این خاطر است که بعضی­‌ها دو، سه بار آمدند جبهه و دو سه بار محاسبه شده­ اند.